ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

زبان بلخی

از: دانشنامه آریانا


فهرست مندرجات

[...][...]


زبان بلخی یا زبان باختری (به انگلیسی: Bactrian language) یکی از زبان‌های باستانی منقرض شده افغانستان است که به لحاظ زبان‌شناسـی، در شمار شـاخه‌ی شـرقی از خانواده‌ی زبـان‌های ایرانی وابسـته بـه دورۀ میـانه طبقـه‌بنـدی می‌شـود.[*]

این زبان در منطقه‌ی وسیعی بین کوه‌های هندوکش و آمودریا (در آسیای مرکزی به‌ویژه شمال افغانستان امروزی) - در دوره‌های کوشانیان و یفتلیان - به کار می‌رفته و تداوم زمانی آن از اوایل قرون میلادی تا قرن سیزده میلادی بوده است.[*]

در میان زبان‌های امروزی پشتو، مُنجی و یدغا (Yidgha) با زبان بلخی خویشاوند‌ی نزدیک دارد. همچنین از شمار زبان‌های میانه، سغدی، خوارزمی و پارتی را می‌توان بسیار نزدیک به این زبان دانست.[*]


[] نگاهی اجمالی

از زبان ايرانی ميانه‌ای بلخ باستان تا ميانه‌های سده‌ی بيستم دانسته‌های اندكی در دست بود. اما در آن زمان چند سند آسيب ديده به زبان بلخی كشف گرديد. با مطالعه و بررسی اين متون و سكه‌های متعلق به شاهان كوشانی و هفتالی، مشخص گرديد كه زبان مورد استفاده در اين اسناد، به گروه زبان‌های ايرانی متعلق است. اما پس از كشف سنگ‌نبشته‌ی معبد كانيشكا (Kanishka)، پادشاه كوشانی (حدود سده‌ی دوم میلادی) در شمال افغانستان بود كه نشان داده شد اين زبان از زبان سكايی و تخاری جدا و متمايز است. پژوهش‌های انجام شده گويای آن بودند كه اين زبان می‌تواند به لحاظ زبان‌شناختی در ميان زبان پشتو از يك سو، و زبان‌های سغدی، خوارزمی، و پارتی، از سوی ديگر، جای گيرد. والتر برونو هنينگ، نخستین کسی بود كه پيش‌نهاد كرد زبان سنگ‌نبشته‌ی معبد كانيشكا "بلخی" خوانده شود.[*]

خطی كه كوشانيان و هفتالی‌ها براي نگارش زبان بلخی از آن استفاده می‌كردند، خط تخاری بود، كه همان نيز گونه‌ای اصلاح شده از الفبای يونانی بود. به نوشته‌ی مورخان چينی، كاربرد خط تخاری در باميان، دره‌ی كابل، پامير، و منطقه‌ی چيترال نيز رواج داشت.[*]

از این زبان تعدادی کتیبه و مقدار زیادی اسناد حقوقی و نامه به‌دست آمده است که از لحاظ زمانی، زمان نگارش کتیبه‌ها متقدم‌تر است. کتیبه‌ها متعلق به دوره‌ی کوشانیان می‌باشند، در حالی که نامه‌ها به زبانی متأخر هستند و حتی بعضی از آن‌ها به اوایل دوران اسلامی تعلق دارند.[*] دکتر احمد تفضلی دربارۀ زبان بلخی می‌نویسد:

    "قدیم‌ترین اثر از زبان بلخی متعلق به قرن دوم میلادی است و آن کتیبه‌ای است در ٢۵ سطر که در مدخل معبدی در سُرخ کُتل در جنوب شرقی بغلان به‌دست آمده است. کتیبه‌های کوچک‌تری نیز در این ناحیه کشف گردیده است. کتیبه‌های کوچک‌تری نیز از افغانستان و ازبکستان نیز در دست است. این آثار به خظ یونانی نوشته شده است. علاوه بر این کتیبه‌ها، ٨ قطعه دست نوشته نیز به خط یونانی - بلخی در ترکستان چین به‌دست آمده است. قطعه‌ی نیز به زبان بلخی و به خط مانوی در دست است."[احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ٣٦٧]

دکتر محسن ابوالقاسمی می‌نویسد:

"بلخی زبان قدیم بلخ بوده است. تا سال ۱۹۵۷ اثری از زبان بلخی در دست نبود. در این سال باستان‌شناسان فرانسوی موفق شدند کتیبه‌ای در سرخ کتل (واقع در بغلان، میان بلخ و بدخشان) به‌دست آورند. این کتیبه با الفبای بلخی در ۲۵ سطر نوشته شده است. از زبان بلخی در دوره‌ی باستان و جدید اثری به‌دست نیامده است."[ابوالقاسمی، محسن، تاریخ زبان فارسی، تهران: انتشارات سمت،‌ چاپ هفتم - ۱۳۸۵ خ، ص ۱۲۶]


[]



[]



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[۱]
[٢]
[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]

[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]

[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]
[٣٠]
[٣۱]
[٣٢]
[٣٣]
[٣۴]
[٣۵]
[٣٦]
[٣٧]
[٣٨]
[٣۹]
[۴٠]
[۴۱]
[۴٢]
[۴٣]
[۴۴]
[۴۵]
[۴٦]
[۴٧]
[۴٨]
[۴۹]

[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[۲]-
[۳]-
[۴]-
[۵]-
[۶]-
[٧]-
[۸]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱۲]-
[۱۳]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-
[۳٠]-
[۳۱]-
[۳۲]-
[۳۳]-
[۳۴]-
[۳۵]-
[۳۶]-
[۳٧]-
[۳۸]-
[۳۹]-
[۴٠]-
[۴۱]-
[۴۲]-
[۴۳]-
[۴۴]-
[۴۵]-
[۴۶]-
[۴٧]-
[۴۸]-
[۴۹]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]
[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]



[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]