ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۲۸, پنجشنبه

صدرالدین عینی

از: شهزاده سمرقندی

صدرالدین عینی

مردی که کشور تاجیکان را ساخت



مردی که کشور تاجیکان را ساخت

۱۹   تیر   ۱۳۹۳

صدرالدین عینی، ۲۳ فروردین ۱۲۵۷، در روستای «ساکتره» در ولایت بخارا به‌دنیا آمد و ۲۴ تیر سال ۱۳۳۳ در شهر دوشنبه، تاجیکستان درگذشت.

در سال تولد صدرالدین عینی، امارت بخارا با وجود آنکه از جانب امپراتوری روسیه و ترکیه عثمانی تحت فشار زیاد بود اما از لحاظ فرهنگی در حال تعییر و رشد بود. مرکز ادبی بخارا و سمرقند در حال پیدا کردن گرایش عمیق به‌سوی علم و فرهنگ دنیوی بود. جدال بین آخوندهای محلی و روشنفکران در حال افزایش بود.

از بانفوذترین روشنفکران آن دوران، احمد دانش و صدر ضیا بودند که اندیشه و برنامه‌های آن‌ها را روشنفکران نسل بعدی که ادامه دادند.

صدرالدین عینی در اوایل فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود بر اصلاح‌طلبی تأکید داشت اما با کشته شدن برادر و همراهانش رو به افکار انقلابی آورد و برای از بین بردن امارت بخارا و ساختار اجتماعی و سیاسی آن فعالیت زیادی کرد.

صدرالدین عینی سردفتر ادبیات معاصر تاجیک و ازبک است. اولین رمان و داستان کوتاه به سبک مدرن ازبکستان و تاجیکستان را او نوشته است.

آنچه در زیر آمده، توسط شهزاده سمرنقدی، پژوهشگر تاجیکستانی، به مناسبت شصتمین سال درگذشت صدرالدین عینی، بنیانگذار ادبیات نوین تاجیک و ازبک، نگارش شده و در وب‌سایت رادیو زمانه منتشر شده است.

بعد از فروپاشی شوروی و برداشته شدن دیوارهای آهنین حتمی دیدنی و شنیدنی های زیادی بودند که باعث شگفتی پارسی زبانان آن سوی مرزها شدند. برخی از این شگفتی ها با مرور زمان و با کسب اطلاعات بیشتر برطرف شدند. شاید بشود گفت که برخی از این شگفتی‌ها برخاسته از پیچیدگی های تاریخی بوده که به دلیل قطع روابط بین کشور های همسایه به گوشه تاریکی تبدل شده شدند. حتی امروز نیز می شنوم که بسیاری از پارسی زبانان به این اندیشه اند که سمرقند و بخارا بخشی از کشور امروزی تاجیکستان است، و وقتی می فهمند در ازبکستان است می پرسند چه طور این شهرهای مهم مردم پارسی زبان در قلمرو کشور تاجیکان قرار ندارد؟

در این مقاله می‌خواهم از مردی بگویم که بی‌اغراق، بدون فعالیت‌های ادبی و سیاسی و اجتماعی او همین مرز کوچک و کوهستانی امروزی تاجیکستان نیز وجود نداشت. صدرالدین عینی، یکی از روشنفکران بانفوذ مردم فارسی‌زبان در زمان حمله لشکر روس به آسیای میانه بود. عینی با وجود این که بین زدوخوردهای ترک و تاجیک و قرقیز و قزاق در محوطه ترکستان شوروی سردرگم بود، به همراه دوستانش فعالیت‌های میهن‌پرستانه خود را در تأسیس دادن مدارس سبک جدید، که از پیروان جریان جدیدیه در آسیای میانه در اوایل قرن نوزده بودند، شروع کرد.

روشنفکران تاجیک در حال انتشار اولین روزنامه به زبان مادری خود و انتشار کتاب‌های درسی برای نسل نو بودند که دیگر ملت‌های برادر ازبک و قرقیز، صاحب اصلی زمین‌های آسیای میانه شدند. به نقشه آسیای میانه در سال ۱۹۰۰ اگر توجه کنید می‌بینید که تمام این قوم‌ها کنار هم در یک سرزمین به‌سر می‌برده‌اند و سرزمین بر اساس ولایت‌ها تقسیم می‌شده.

در سال ۱۹۲۲ با تاسیس کشور ترکستان و قرقیزستان، ترکان آسیای میانه با این‌که صاحب زمین رسمی شدند اما به درگیری‌های قومی داخلی بین دیگر قوم‌های ترک و همین‌طور تاجیک مشغول بودند. تاجیکان در برابر ازبک‌ها نتوانستند از هویت و اصالت خود دفاع کنند و میراث نیاکان‌شان را از دست دادند. در عوض ازبک‌ها دارنده شهرهای پارسی زبان آسیای میانه شدند.

  • pic1
    نقشه ولایت‌های اصلی آسیای میانه و کشور تازه تاسیس ترکستان شوروی. ۱۹۰۳
  • pic2
    نقشه آسیای میانه در سال ۱۹۰۰ قبل از مرحله اول مرزبندی
  • pic3
    نقشه آسیای میانه در سال ۱۹۳۰
  • pic4
    نقشه آسیای میانه در سال ۱۹۰۰

صدرالدین عینی تنها نبود. با او گروه زیادی از متفکران پارسی زبان بخارایی و سمرقندی و فرغانگی و خجندی و تاشکندی کوشیدند برای فارسی زبانان آسیای میانه هویتی درست کنند. در واقع تمام نیروی خود را بر سر آن گذاشتند که بتوانند ثابت کنند تاجیکان، پارسی زبانان آسیای میانه با این که پارسی زبانند اما ریشه و اصالت خاص خود را دارند. تمام نیروی آنها بر سر ادبیات کلاسیک پارسی بود اما روسها پافشاری می کردند که این چهره ها ایرانی و یا افغانستانی اند و تاجیکان ازبکان فارسی شده اند. از این جا نقش اصلی صدرالدین عینی به عنوان بنیانگذار ادبیات معاصر تاجیک شروع می شود. تنها او می توانست در طول کمتر از ده سال ملتی را متحد سازد، ادبیات برایشان بنویسد، مدرسه سبک جدید بسازد و کتاب های درسی تولید کند.

البته باید تاکید کرد که صدرالدین عینی این همه را با کمک شاگردان فدایی خود انجام داد که به تک -تک آن‌ها اعتماد ویژه داشت. گفته می‌شود که عینی برخی از رمان‌ها و یادداشت‌هایش را یک‌بار نوشته است و شاگردانش آن‌ها را بازنویسی کرده‌اند. در این مورد بحث‌های زیادی ست که وارد آن نمی‌شویم. نقش ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی را نیز نباید در این ده سال ملت‌سازی تاجیکان نادیده گرفت. صدرالدین عینی سیاستمدار زیرک و دقیقی بود و رابطه دوستانه و برادرانه خود را با روشنفکران ازبک حفظ کرد و حتی به زبان ازبکی نیز تولید کرد تا ازبک‌ها نیز بتوانند در برابر قرقیزها و قزاق‌ها نمونه ادبیات بیشتری داشته باشند. از این‌جاست که نقش روشنفکران در موفقیت صدرالدین عینی و گروهش کم نیست. بدون کمک و پشتبانی روشنفکران ازبک تاجیکان نمی‌توانستند شهر خجند را از خود کنند.

به‌رغم خدماتی که از صدرالدین عینی چهره‌ای برجسته ساخته است، میراث او در سال‌های اخیر در تاجیکستان دستخوش نقد و تردید شده است. امروز تاجیکانی هستند که در کشور ویژه تاجیکان و در پایتخت آن‌که از صفر ساخته شده به این مرد که بنیان‌گذار آن است خرده می‌گیرند و او را مقصر بدبختی‌ها و عقب‌ماندگی‌های فرهنگی زبانی تاجیکان امروز می‌دانند. او را مقصر می‌دانند که تاجیکان از دیگر مردم پارسی‌زبان همسایه دورافتاده و جدا شده است. او را مقصر می‌دانند که زبان تاجیکی امروز و ادبیات معاصر تاجیک بر پایه لهجه شمالی که لهجه مردم سمرقند و بخاراست زبان ادبی معاصر تاجیک را شکل داده است. برخی او را مقصر می‌دانند که تاجیکان حالا با خط سیریلیک می‌نویسند و برخی هم او را به اسلام‌ستیزی متهم می‌کنند.

صدرالدین عینی با ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی در مسکو

از درگذشت صدرالدین عینی شصت سال می‌گذرد و در این شصت سال گذشته رابطه تاجیکان آسیای میانه، روز تا روز رو به کاهش است. تاجیکانی که با ساختار آموزشی شوروی شکل گرفته بودند و مثل بقیه ملت‌های شوروی از کشور خود مواد آموزشی و فرهنگی دریافت می‌کردند حالا با فروپاشیدن این ساختار کاملاً فلج شده و از تمام مراکز فرهنگی پارسی‌زبانان دست و پا بریده شده‌اند. تاجیکان سمرقند و بخارا که چه‌بسا هر روز از کنار خانه صدرالدین عینی می‌گذرند شاید دیگر توجهی به آن ندارند که این خانه-موزه رنگ و رو رفته و کوچک تنها بازمانده آن دوران پرتلاطم ملت تاجیک است که بین هستی و نیستی جانبازی کرده‌اند تا از هویت باستانی خود دفاع کنند.

دستخط صدرالدین عینی در ورقی از داستان کوتاه «مرگ سودخور»

صدرالدین عینی تا آخر عمر خود دوست داشت با خط فارسی بنویسد و با وجود تهدیدها، فارسی نوشتن را ادامه می‌داد و هیچ‌گاه خط لاتین و سیریلیک، دو خط تحمیل‌شده و غالب در جماهیر شوروی، را نیاموخت. او به‌فارسی می‌نوشت و شاگردانش به سیریلیک برگردان می‌کردند. شاگردان نزدیک به او گفته بودند عینی همیشه دوست داشت سراینده غزل‌های عاشقانه باشد و گوشه‌گیر بماند. اما زمانه او را واداشت که در میدان جنگ و جدال بر سر تقسیم میراث سرزمین نیاکانش به هر اسلحه‌ای که دستش رسیده چنگ اندازد.

با گذشت حدود یک قرن از این فعالیت‌های میهن‌دوستانه و هویت ساز صدرالدین عینی راه و روش‌های بهتری رو به روی ماست و شرایط و امکان‌های تازه‌ای پیش روی ماست و درهای بیشتری باز است، دیوارهای بلند آهنین افتاده است، دستمان به همزبانان دیگر آن سوی مرزها می‌رسد. اگر او حالا زنده بود طور دیگری عمل می‌کرد و طور دیگری ما را هدایت می‌کرد. مشکل این است که او دیگر نیست و روشنفکران تاجیک درمانده‌اند که از کجا شروع کنند؟ چه کسی چون عینی می‌تواند امروز رهنما باشد تا مسیر اصلاحات زبان و ادبیات فارسی آسیای میانه ادامه پیدا کند؟

داخونده‌ها، آدینه‌ها و گلنارها (قهرمان‌های رمان‌های معروف عینی که همه از طبقات پایین جامعه‌اند که به نوعی هر سه وضعیت امروزی کارگران سیاه و غیرقانونی تاجیک در روسیه را دارند) در دوران ما نه رمانی دارند و نه شعر و ترانه ملی که بیانگر حال و هوای آن‌ها باشد. ادبیات تاجیک باز مثل قبل از جریان جدیدیه غرق عشق و رومانتیسم تخیلی ست و صرف و نحو زبان همچنان روسی ست. تلاش‌های صورت گرفته هنوز در سطح کلمه و اصطلاح اند و ریشه‌ای به موضوع پرداخته نشده. مقاومت‌های عمیق و شدید در برابر برگشتن به خط فارسی جامعه تاجیکستان را چارمیخ بر پای گذشته نگه‌داشته است.

بسیاری از جوانان و دانشجویان به‌طور خودآموز فارسی را از بر می‌کنند ولی چون رابطه سیاسی ایران و افغانستان و تاجیکستان به‌خاطر گرایش‌های دینی و مذهبی اختلاف دارد، مواد خواندن برای این جوانان کمیاب است. به‌طور کلی اگر به رشد زبان فارسی بنگریم در دوران عینی نیز زبان فارسی در آسیای میانه در همین سطحی بود که امروز است: محلی، محدود، فاقد دانش و اصطلاحات سیاسی و علمی و فاصله از زمین تا آسمان با کشورهای همسایه مثل ترکیه و ایران.

در دیگر کشورهای همسایه مثل ازبکستان، ترکمنستان و قرقیزستان وضعیت بهتر از تاجیکستان نیست. اما آن‌ها یک فرد مشخص و برجسته‌ای مثل صدرالدین عینی ندارند تا انگشت روی او بگذارند. تغییرات سیاسی و مرزبندی‌های دوران شوروی در این کشورها از راه‌های سیاسی و معامله‌های پشت پرده صورت گرفت. اما در تاجیکستان این تغییر و تحولات با کوشش جان‌فدایانه گروه جدیدان و معارف‌پروران اتفاق افتاد. حالا این که از این گروه باید قدردانی کرد یا خرده‌گیری، این بر وجدان نسل آینده تاجیکان است که مسلماً بعد از گذشت یک قرن دیگر بهتر می‌توانند تلاش‌های قرن عینی و قرن ما را مقایسه کنند.


[] يادداشت‌ها




[] پی‌نوشت‌ها

شهزاده سمرقندی، مردی که کشور تاجیکان را ساخت، وب‌سایت رادیو زمانه: پنج‌شنبه ۱٠ ژوییه ٢٠۱۴ - ۱۹ تیر ۱۳۹۳


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت رادیو زمانه