|
تبارشناسی ژنتیکی افغانها
فهرست مندرجات
.
تبارشناسی ژنتیکی افغانها
نتایج تبارشناسی ژنتیکی افغانها نشان داد که توزیع فراوانی هاپلوگروهها در میان گروههای اصلی قومی تفاوتهای چشمگیری دارد. بهویژه، فراوانی هاپلوگروه C3-M217، که عمدتاً در شرق آسیا یافت میشود، و هاپلوگروه R1a1a-M17، که در اوراسیا مشاهده میشود، در میان گروههای قومی افغانستان بهطور قابلتوجهی متفاوت است.
هاپلوگروه C3-M217 در ازبکها (۴۱.۱۸٪) و هزارهها (۳۳.۳۳٪) بهطور معناداری بیشتر (p = 4.55×10⁻⁹) از تاجیکها (۳.۵۷٪) و پشتونها (۲.۰۴٪) است. از سوی دیگر، هاپلوگروه R1a1a-M17 در پشتونها (۵۱.۰۲٪) و تاجیکها (۳۰.۳۶٪) بهطور معناداری بیشتر (p = 3.00×10⁻⁶) از ازبکها (۱۷.۶۵٪) و هزارهها (۶.۶۷٪) مشاهده شده است.
تحلیل شبکههای RM مربوط به C3-M217 (شکل S1A) و R1a1a-M17 (شکل S1B) نشان میدهد که زمانی که یک هاپلوگروه در یک گروه قومی نادر باشد، هاپلوتایپهای آن در شاخههایی قرار دارند که با سایر افغانها مشترک نیستند. این موضوع نشان میدهد که هاپلوگروههای کمنمایشیافته حاصل جریان ژنی میان گروههای قومی نیستند، بلکه احتمالاً ناشی از همانندسازی مستقیم از جمعیتهای منبع میباشند.
این تحقیقات در زمینه تبارشناسی ژنتیکی افغانها و تحلیل توزیع هاپلوگروهها در میان گروههای قومی مختلف افغانستان، از جمله هاپلوگروههای C3-M217 و R1a1a-M17، توسط تیمی بینالمللی از محققان در مراکز تحقیقاتی مختلف انجام شده است. این تحقیقات معمولاً در چارچوب پروژههای بینالمللی ژنتیک انسانی و تاریخچه جمعیتها صورت میگیرند. یکی از مهمترین مطالعات در این زمینه، تحقیقات درباره تنوع کروموزوم Y در میان گروههای قومی افغانستان است که تحت عنوان «گروههای قومی افغانستان یک میراث کروموزوم Y مشترک دارند که توسط رویدادهای تاریخی شکل گرفته است» توسط این تیم بینالمللی انجام شده است. اعضای تیم تحقیقاتی و مراکز وابسته به آن عبارتند از:
• مارک هابر (Marc Haber): مؤسسه علوم تکاملی، دانشگاه پمپئو فابرا، بارسلونا، اسپانیا
• دانیل ای. پلات (Daniel E. Platt): مرکز تحقیقات آیبیام تی. جی. واتسون، یورکتاون هایتس، نیویورک، ایالات متحده
• مازیار اشرفیان بناب (Maziar Ashrafian Bonab): دانشگاه پورتسموث، پورتسموث، بریتانیا
• سونیا سی. یوحانا (Sonia C. Youhanna): دانشگاه آمریکایی لبنان، بیروت، لبنان
• دیوید اف. سوتیا-هرنانس (David F. Soria-Hernanz): مؤسسه علوم تکاملی، دانشگاه پمپئو فابرا، بارسلونا، اسپانیا
• بگوئنا مارتینز-کروز (Begoña Martínez-Cruz): مؤسسه علوم تکاملی، دانشگاه پمپئو فابرا، بارسلونا، اسپانیا
• بوشرا دوآیی (Bouchra Douaihy): دانشگاه آمریکایی لبنان، بیروت، لبنان
• میشلا غصیبه-صباح (Michella Ghassibe-Sabbagh): دانشگاه آمریکایی لبنان، بیروت، لبنان
• هوشنگ رفاتپناه (Hoshang Rafatpanah): دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
• محسن غنبری (Mohsen Ghanbari): دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
• جان وِیل (John Whale): دانشگاه پورتسموث، پورتسموث، بریتانیا
• اولگ بالانوفسکی (Oleg Balanovsky): مرکز تحقیقات پزشکی ژنتیک، آکادمی علوم پزشکی روسیه، مسکو، روسیه
• آر. اسپنسر ولز (R. Spencer Wells): پروژه ژنئوگرافیک، انجمن ملی جئوگرافیک، واشنگتن دی. سی.، ایالات متحده
• دیوید کُماس (David Comas): مؤسسه علوم تکاملی، دانشگاه پمپئو فابرا، بارسلونا، اسپانیا
• کریس تایلر-اسمیت (Chris Tyler-Smith): مؤسسه Wellcome Trust Sanger، کمبریجشایر، بریتانیا
• پییر ای. زالوا (Pierre A. Zalloua): دانشگاه آمریکایی لبنان، بیروت، لبنان و دانشکده بهداشت عمومی هاروارد، بوستون، ماساچوست،
ایالات متحده
این مطالعه با همکاری پروژه ژنئوگرافیک، انجمن ملی جئوگرافیک، واشنگتن دی. سی.، ایالات متحده انجام شده است. برای اطلاعات بیشتر و جزئیات دقیقتر، میتوانید به مقاله اصلی در PLOS ONE مراجعه کنید.
▲ | هاپلوگروه مغولی |
هاپلوگروه C3-M217 (که امروزه با نام C-M217 شناخته میشود) یکی از شاخههای اصلی هاپلوگروه C است که در میان مردمان مغولی، ترکتبار، و برخی اقوام سیبریایی و بومیان آمریکایی به فراوانی دیده میشود.
خاستگاه و قدمت هاپلوگروه C3-M217
مطالعات ژنتیکی نشان میدهد که C3-M217 حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ سال پیش در شرق آسیا یا شمال آسیا (سیبری و مغولستان) شکل گرفته است. این هاپلوگروه یکی از شاخصهای ژنتیکی جمعیتهای شکارچی-گردآورنده اولیه در این مناطق بوده و در طول تاریخ با موجهای مهاجرتی مردمان استپی گسترش یافته است.
توزیع جغرافیایی و اقوام مرتبط
هاپلوگروه C3-M217 در مناطق مختلفی از اوراسیا و حتی قاره آمریکا یافت شده و با اقوام زیر مرتبط است:
۱. مغولها و اقوام استپی:
o این هاپلوگروه در مغولها بسیار رایج است و به چنگیزخان مغول نیز نسبت داده شده است. برخی پژوهشها نشان دادهاند که زیرشاخهای از این هاپلوگروه (C3*-Star Cluster) ممکن است در ارتباط با نوادگان چنگیزخان باشد.
o همچنین در میان قزاقها، قرقیزها، و اقوام ترکزبان استپی به میزان بالایی یافت میشود.
۲. سیبریاییها و اقوام شمال آسیا:
o در میان اقوام تونگوزی، بوریاتها، یاکوتها، و چوکچیها در سیبری دیده میشود.
۳. بومیان آمریکا:
o برخی زیرشاخههای این هاپلوگروه در میان سرخپوستان آمریکای شمالی و جنوبی یافت شده است که نشاندهنده مهاجرت اجداد آنها از سیبری به قاره آمریکا از طریق تنگه برینگ در دوران یخبندان است.
۴. اقوام افغانستان و آسیای مرکزی:
o این هاپلوگروه در ازبکها (41،18٪) و هزارهها (33،33٪) نسبتاً بالا است، که میتواند نتیجه مهاجرتها و فتوحات مغول در قرون وسطی باشد.
o در پشتونها (2،04٪) و تاجیکها (3،57٪) بهطور قابلتوجهی کمتر است.
ارتباط تاریخی
• چنگیزخان و امپراتوری مغول:
پژوهشهای ژنتیکی نشان دادهاند که شاخهای از C3-M217 در مناطق تحت کنترل مغولها به وفور یافت میشود. برخی تخمینها حاکی از آن است که میلیونها نفر امروزه حامل این هاپلوگروه هستند، که میتواند به فتوحات گسترده مغولها و سیاستهای ازدواج و اسکان اجباری آنان مرتبط باشد.
• مهاجرتهای باستانی:
o این هاپلوگروه احتمالاً یکی از شاخصهای مردمان شمال شرق آسیا در دوران پارینهسنگی است که بعدها از طریق مهاجرتهای مختلف وارد آسیای مرکزی و سایر نقاط شد.
o در دوران پس از مغول، C3-M217 با گسترش جوامع مغولی و ترکزبان در آسیای مرکزی و خاورمیانه همراه شد.
جمعبندی:
هاپلوگروه C3-M217 یک شاخص ژنتیکی مهم برای مردمان مغولی، سیبریایی، و برخی اقوام ترکتبار است و قدمتی ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ ساله دارد. در افغانستان، بیشترین فراوانی این هاپلوگروه در هزارهها و ازبکها دیده میشود که میتواند ناشی از مهاجرتها و فتوحات مغولان در قرون ۱۳ و ۱۴ میلادی باشد.
▲ | هاپلوگروه هندواروپایی |
هاپلوگروه R1a1a-M17 (که امروزه معمولاً به نام R1a-M17 یا R1a-M198 شناخته میشود) یکی از شاخصترین هاپلوگروههای کروموزوم Y در اوراسیا است و ارتباط نزدیکی با مردمان هندواروپایی و مهاجرتهای آنان دارد.
خاستگاه و تبار کهن R1a1a-M17
بر اساس مطالعات ژنتیکی، این هاپلوگروه حدود ۲۵٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ سال پیش در اوراسیا شکل گرفته است. اما دربارهی محل دقیق خاستگاه اولیهی آن دو نظریهی اصلی وجود دارد:
۱. نظریه استپهای اوراسیایی (استپ پنتیک- کاسپی، اوکراین- روسیه- قزاقستان)
o برخی از پژوهشگران معتقدند که این هاپلوگروه ریشه در فرهنگهای نوسنگی و عصر برنز استپی دارد، از جمله فرهنگ یامنا (Yamnaya) در استپهای پنتیک-کاسپی (۵۰۰۰-۳۰۰۰ پ.م.(.
o این منطقه با مهاجرت هندواروپاییان اولیه و انتشار زبانهای هندواروپایی مرتبط است.
۲. نظریه آسیای مرکزی و جنوب آسیا
o برخی از پژوهشها نشان دادهاند که R1a1a-M17 در بخشهایی از آسیای مرکزی، افغانستان، و شمال هند نیز قدمت بالایی دارد، که میتواند نشانگر یک مرکز اولیهی دیگر برای این هاپلوگروه باشد.
o در جنوب آسیا، R1a-M17 بیشترین فراوانی را در میان گروههای هندوآریایی دارد و با ورود آریاییها به شبهقاره هند در عصر برنز ارتباط داده میشود.
توزیع جغرافیایی R1a1a-M17
هاپلوگروه R1a-M17 امروزه در مناطقی مانند:
اروپای شرقی و مرکزی (لهستان، روسیه، اوکراین، کشورهای بالتیک، مجارستان)
قفقاز و آسیای مرکزی )قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان)
ایران، افغانستان و پاکستان
شمال هند و نپال
به فراوانی دیده میشود. این هاپلوگروه در بین اقوام هندواروپایی مانند اسلاوها، هندوآریاییها، و ایرانیزبانها بسیار رایج است.
ارتباط با اقوام هندواروپایی و مهاجرتها
هاپلوگروه R1a1a-M17 یکی از نشانگرهای کلیدی مهاجرتهای هندواروپاییان در عصر برنز محسوب میشود. این هاپلوگروه در بین اقوام اسکیتها، سرمتیها، آریاییهای اولیه، ساکاها و سایر گروههای کوچنشین ایرانیزبان نیز شناسایی شده است.
جمعبندی:
هاپلوگروه R1a1a-M17 ارتباط مستقیمی با اقوام هندواروپایی و مهاجرتهای آنان از استپهای اوراسیایی به سمت اروپا، افغانستان، ایران، و هند دارد. این هاپلوگروه در بین مردمان هندوآریایی، ایرانی، اسلاو، و برخی اقوام ترکزبان مشاهده میشود و میتوان آن را یکی از مهمترین نشانگرهای ژنتیکی در مطالعهی تاریخ مهاجرتها و گسترش زبانهای هندواروپایی دانست.
[▲] يادداشتها
يادداشت ۱: اين مقاله برای دانشنامهی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.
[▲] پینوشتها
[۱]-
[▲] جُستارهای وابسته
□
[▲] سرچشمهها
□