جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ افغانستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ افغانستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ آبان ۵, دوشنبه

سفر اروپایی شاه امان‌الله

گردآورنده: بصیراحمد حسین‌زاده

در حدیث دیگران


فهرست مندرجات

.



یک قرن پیش در چنین ایامی

صدسال تاریخ افغانستان به‌روایت روزنامه‌ی اطلاعات ایران

شاه امان‌الله، در ۱۵ نوامبر ۱۹۲۷ از طریق قندهار با ۳۱ تن همراهان خود که ملکه ثریا همسرش و شماری اعضای کابینه و مترجمان او را همراهی می‌کردند وارد هند بریتانیایی شد.

به نوشته‌ی میر غلام‌محمد غبار، «در ۱۰ دسامبر ۱۹۲۷ میلادی، شاه امان‌الله به دعوت دولت ایتالیا به مسافرت در خارج از کشور پرداخت، و از هند، مصر، ایتالیا، فرانسه، بلجیم (بلژیک)، سویس، جرمنی (آلمان)، پولند (لهستان)، شوروی سابق، ترکیه و ایران دیدن کرد و در ۲۰ جولائی ۱۹۲۸ به افغانستان بازگشت.» در این سفر او را ملکه ثریا و شماری از اعضای کابینه و مترجمان همراهی می‌کردند. «در ممالک شرقی به‌عنوان قهرمان مبارزه‌ی آزادی‌خواهی شرق بر ضد استعمار غرب، و در کشورهای اروپایی به‌عنوان شکست‌دهنده‌ی امپراتوری انگلیس از او پذیرایی شد.»[۱]


سفر اروپایی شاه امان‌الله

بیانات اعلیحضرت امان‌الله خان، پادشاه افغان لندن‌

دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۰۷‌ -‌ ۱۸ شوال ۱۳۴۶‌ - ۹ آوریل ۱۹۲۸ - شمارۀ ۴۶۱‌

اعلیحضرتین، پادشاه و ملکۀ افغانستان به گردش خود ‌در انگلستان خاتمه داده و به عزم پاریس، برلن و روسیه حرکت کردند. «دوک کلوسستر» و «چمبرلن» و چندین نفر از اعضای دیپلماتیک آن‌ها را مشایعت کردند. «آلنبی» و «هامفری» تا بندر دور با آن‌ها رفتند. در طی مصاحبه با مخبر رویتر اعلیحضرت از اهالی بریتانیا اظهار امتنان کامل نموده و گفت، احساسات دوستانۀ پادشاه بریتانیا و پذیرایی شایان مردم در من تأثیرات مطلوب بخشید. اعلیحضرت مشارالیه از مسافرت خود به بریتانیا خشنود بود؛ زیرا می‌فرمود: «ما آمدیم تا یکدیگر را بهتر و بیشتر از آن‌که می‌شناختیم، بشناسیم.»


تلگراف اعلیحضرت امان‌الله خان، پادشاه افغانستان

‌اعلیحضرت امان‌الله خان تلگرا‌ف ذیل را به پادشاه بریتانیا مخابره نمودند: «در موقع عزیمت از ساحل بریتانیا این‌جانب و ملکه وظیفۀ خود می‌دانیم که از محبت‌ها و الطاف آن اعلیحضرت نسبت به خود تشکر نماییم.» ضمناً آرزوی صحت و سعادت خانوادۀ سلطنت بریتانیا را نموده‌اند.


عزیمت امان‌الله خان و ملکه از بندر دور لندن

۳شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۰۷ – ۱۹ شوال ۱۳۴۶ – ۱۰ آوریل ۱۹۲۸ - شمارۀ ۴۶۲

اعلیحضرتین، پادشاه و ملکۀ افغان از بندر دور عزیمت نمودند و کلانتر شهر به اتفاق اولیای امور نظامی و هوانوردی ایشان را مشایعت کردند. اعلیحضرتین به جهاز نخاری که بیرق افغان بر فراز آن در اهتزاز و عازم کاله بود، سوارشدند و در آن موقع، شلیک توپ‌های ساحل به پادشاه سلام داد و دسته‌جات موزیک مترنم گردید. اعلیحضرت، پادشاه افغان از دریا پیام امتنان به دولت و بالدوین مخابره نمود.


مسافرت امان‌الله خان پادشاه افغانستان برلن

۴شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۰۷ – ۲۰ شوال ۱۳۴۶ – ۱۱ آوریل ۱۹۲۸ – شمارۀ ۴۶۳

پادشاه افغانستان عبوراً وارد برلن شد. ملکۀ افغانستان، روباز مراجعت خواهد کرد. از قراری که روزنامۀ «دیلی‌میل» مطبعۀ لندن می‌نویسد، ملکۀ افغانستان تصمیم گرفته است که بعد از مراجعت به مملکت خود، دیگر روی خود را باز نگهداشته چادر و روبنده نزند. اهالی افغانستان روی ملکۀ خویش را که حسب‌العاده نقاب داشته است، تا‌کنون ندیده‌اند. یک مقدار زیادی اثاثیه و اشیأ انگلیسی از دکان‌های مختلف لندن و از نمایشگاه اثاثیۀ لندن برای قصر جدیدی که برای اعلیحضرتین در کابل مشغول ساختن هستند، خریداری شده است.[٢]


عزیمت امان‌الله خان، پادشاه افغانستان به ایران

۳شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۰۷ - ۲۶ شوال ۱۳۴۶ – ۱۷ آوریل ۱۹۲۸ - شمارۀ ۴۶۸

بر طبق اطلاع رسمی که از مقامات مربوطه واصل شده است، اعلیحضرت امیر امان‌الله خان، پادشاه افغانستان، پس از گردش در ممالک لهستان‌ـ‌روسیه و ترکیه از طریق... به طرف ایران [بندر پهلوی] حرکت [خواهند کرد] و در تاریخ اول ژوئن مطابق ۱۱ خرداد ۱۳۰۷ وارد سرحد ایران خواهند شد.

از طرف دولت ایران، مراسم استقبال معمول خواهد گردید و دستوراتی برای تهیۀ مراسم پذیرایی در طهران صادر گردیده است. به‌طوری که اطلاع یافته‌ایم مجلس شورای ملی نیز رسماً از پادشاه افغانستان دعوت نموده و مجلس جشنی در عمارت بهارستان به افتخار اعلیحضرت شاه افغان منعقد خواهند کرد.

پس از خاتمۀ گردش در طهران و پذیرایی‌هایی که از طرف دولت ایران به‌عمل خواهد آمد، از قراری که اطلاع پیدا کرده‌ایم، پادشاه افغان به‌وسیلۀ طیاره از طهران به کابل مراجعت خواهند کرد.

از جراید خارجه – ‌‌سخنان مفصل امان‌الله خان، پادشاه افغانستان با رییس‌الوزرای فرانسه

سلطان افغانستان دو روز قبل «مسیویوانکاره» را به‌حضور خویش قبول و مدت مدیدی با او مشغول مذاکره بودند. جراید اخیر فرانسه شرح مبسوطی از مسافرت مجدد سلطان امان‌الله خان به پاریس انتشار داده‌اند که رییس‌جمهور مسیو «دومرک» در عمارت ئه لیزه یک ضیافت رسمی به شرف پادشاه افغانستان داده و در موقع شربت پیاله‌زنی بیانات قابل توجه ذیل را نمود:

امیر امان‌الله خان و ملکه ثریا، به‌هنگام دیدار از فرانسه

افغانستان در اندک‌مدتی موفق به اصلاحات اساسی شده و در جادۀ تمدن و ترقی قدم‌های سریعی بر‌می‌دارد و ما هم به‌نوبۀ خویش همه‌گونه مساعدت و همراهی را نموده و در‌ واقع یک ائتلاف صمیمانه بین فرانسه و افغانستان از نیرو تشکیل یافته و نتایج امید‌بخشی به‌دست آمده است.

یک عدۀ زیادی از معلمین فرانسه مشغول تدریس در مدارس افغانستان و اصلاح امور معارف آن‌جا می‌باشند و یک عدۀ زیادی از محصلین افغان در فرانسه مشغول تدریس بوده و به‌علاوه اعلیحضرت همایونی نظر به مودت و صمیمیت تامه با حکومت فرانسه و نظر بر این‌که خیلی بر آثار تاریخی علاقه‌مند می‌باشند، حفریات آثار عتیقه را به یک هیئت‌ از علما و متخصصین فن فرانسه واگذار نموده‌اند که این منتهای شرف و افتخار ما‌ست. گذشته از آن طرح‌ریزی و نقشه‌بر‌داری و حتا ایجاد یک پایتخت جدید را به معماران و مهندسین فرانسه تفویض نموده‌اند که این هم مزید روابط صمیمانۀ دو مملکت بوده و هست.

پادشاه افغانستان در جواب نطق مزبور اظهار داشت: روابط و مناسبات صمیمانه دو حکومت بقسمی محکم می‌باشد که هیچ‌گونه منافع و اغراض در آن شرکت و مداخله ندارد در انکشافات مملکت من و در مساعدت فرانسه در مقاصد اصلاح‌جویانه من خدمات گران‌بهایی است که ادامۀ آن مرا موفق به‌ همه‌گونه اقداماتی که مستلزم سعادت و ترقی ملت و مملکت من است، خواهد نمود. بی‌اندازه از حسن پذیرایی و مراسم تشریفات دولت فرانسه ممنون و متشکر بوده و امیدوارم از نتیجۀ مسافرت خویش ارمغان‌هایی عمده به وطن خود ببرم؛ که ذی‌قیمت‌ترین آن‌ها احساسات مودت‌کارانۀ ملت و حکومت‌ فرانسه می‌باشد.


مسافرت امان‌الله خان، پادشاه افغانستان به لهستان

۵شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۰۷ – ۲۸ شوال ۱۳۴۶ – ۱۹ آوریل ۱۹۲۸ - شمارۀ ۴۷۰

ورشو - امیر امان‌الله خان، پادشاه افغانستان در ۲۸ آوریل وارد ورشو خواهد شد و در سرحد لهستان از طرف نمایندگان رییس‌جمهور و مارشال «پیلسودسکی» مراسم استقبال به‌عمل خواهد آمد.

سفیر افغانستان مقیم ترکیه به‌طرف ورشو حرکت کرده است که در استقبال شرکت کند. سفیر مشاور‌الیه در معیت پادشاه به ا‌تحادشوروی مسافرت خواهد کرد.[٣]


سیاست افغانستان مستقل است

۴شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۰۷ – ۴ ذیقعدۀ ۱۳۴۶ – ۲۵ وریل ۱۹۲۸ - شمارۀ ۴۷۴

مسکو – روزنامۀ ایزوستیا جعلیت شایعات مندرجه در بعضی جراید فرانسه و آلمان را در باب این‌که گویا در ایام توقف پادشاه افغانستان در لندن، قرارداد اتفاق انگلیس و افغانستان در آن‌جا به امضأ رسیده است، خاطر‌نشان نموده متذکر می‌شود که عقد همچو قرادادی بر‌خلاف اصول اساسی سیاست خارجی افغانستان و به‌منزلۀ آن می‌بود‌ که به استقلال افغانستان خاتمه داده شود.

امیر امان‌الله خان، پادشاه افغانستان در مسکو

روزنامۀ ایزوستیا با تذکر این نکته که شایعات مزبور در یک‌عده از جراید انگلیس رسماً تکذیب شده است، اظهار اطمینان می‌کند که اصول سیاست افغانستان در آتیه هم همان اصولی خواهد بود که سابقاً برای استحکام استقلال افغانستان برقرار بوده است.


مسافرت پادشاه افغانستان به مسکو

مسکو – میرزا احمد‌خان، سفیر افغانستان در اتحادشوروی اظهار داشت که امیر امان‌الله خان، پادشاه افغانستان در سوم مه وارد مسکو شده و ۱۵ روز در اتحاد شوروی توقف خواهد نمود‌.

بدین‌تدتیب که ۷ روز در مسکو و در این مدت با آثار تاریخی و جالب توجه مسکو آشنا شده و رشته‌های مهم اقتصادیات شوروی و معارف ملی آشنا شده، بعد عازم لنین‌گراد شده و چهار روز در آن‌جا اقامت نموده و از لنپی‌گراد به‌طرف کریمه حرکت و قبل از عزیمت به ترکیه دو روز در ترکیه توقف خواهد نمود‌.


مسافرت پادشاه افغانستان

۵شنبه ۱۳ اردیبهشت (ثور) ۱۳۰۷ – ۱۲ ذیقعدۀ ۱۳۴۶ – ۳ مه ۱۹۲۸ - شمارۀ ۴۸۰

پادشاه افغانستان بعد از توقف در مسکو و لینین‌گراد و کریمه با کشتی ترکیه رهسپار ترکیه خواهد شد و از ترکیه از راه باطوم‌-بادکوبه عازم ایران و از ایران به افغانستان مراجعت خواهد کرد.

پادشاه در ایام توقف خود در مسکو ادارات مختلفه را معاینه و با طرز و اوضاع معارف و حفظ‌الصحه و نظام و هم‌چنین مؤسسات صنعتی آشنا خواهد شد و نیز در نظر است که پادشاه به مقبرۀ لنین برود‌ و در شورای مسکو و کلوپ دهاقین و مدارس و انستیتوی حفظ‌الصحه اجتماعی و مریض‌خانه شبانه و انسیتیوهای اجتماعی حقوقی حضور به‌هم رساند و هم‌چنین کلوب‌های قشون و بحریۀ احمر و مدارس نظامی و اردوگاه اکتوبر را معاینه و با طرزمعیشت و تعلیم نفرات قشون سرخ آشنا شود.

قبل از معاینۀ دوابر مربوطه مصاحبه‌هایی بین پادشاه و اوناچارسکی کمیسر معارف و سما شکوه، کمیسر صحیه و رؤسای کمیسیون طرح‌ریزی دولتی و شورای عالی اقتصادیات ملی اتحادشوروی به‌عمل خواهد آمد.

در موقع توقف پادشاه در مسکو از هیئت دیپلوماسی و افغانیان مقیم مسکو پذیرایی خواهد شد. در نظر است که پادشاه در لنین‌گراد کلوپ کارگران را معاینه کند. در کریمه پادشاه بعضی آسایشگاه‌ها و مریض‌خانه‌ها را معاینه و با طرز معالجه با آب‌های معالج آشنا خواهد شد.

کلیتاً پرگرام - توقف پادشاه در اتحادشوروی به‌نحوی تهیه شده که پادشاه بتواند مستقیماً با تأسیسات مملکتی و مدنی شوروی آشنا شود.


ورود پادشاه افغان به اتحادشوروی

مسکو - شش ساعت بعد از ظهر دوم‌ مه کاراخان، قائم مقام کمیسری خارجه با قطار مخصوصی که از مسکو عزیمت کرده بود، برای استقبال پادشاه افغانستان وارد ایستگاه سرحدی نکوداویه گردید. میرزا محمد‌خان، سفیر افغانستان با اعضای سفارت خود با همان قطار وارد شد.

ساعت هفت بعد از ظهر میزا محمد‌خان به‌اتفاق فلورینسکی، رییس تشریفات کمیسری خارجه به‌طرف ایستگاه سرحدی لهستان موسوم به ستولبستی حرکت کردند. در ایستگاه مزبور پادشاه و ملکه به قطار مخصوص شوروی سوار شدند. پادشاه و ملکه با اعضای خانواده و موکب ملوکانه در ساعت ۸ بعد از ظهر وارد ایستگاه نکورلویه شدند. در صحن ایستگاه قراول احترام با ارکستر صف کشیده بود و ارکستر موزیک در نزدیکی قطار آهن سرود ملی افغانستان و سرود بین‌المللی را مترنم بود.

در حین خروج از قطار آهن، کاراخان از طرف دولت اتحادشوروی ورود پادشاه را تهنیت گفته و تلگراف را که همان ساعت از ‌لینین واصل شده بود، تقدیم پادشاه نمود. رییس کمیتۀ اجرائیۀ مرکزی را در طی تلگراف مزبور از طرف دولت شوروی و شخصاً از جانب خویش اظهار یقین می‌نماید که مسافرت و آشنایی شخصی پادشاه با اتحاد شوروی بیش‌از‌پیش موجب استحکام روابط مودت صمیمانه بین دو ملت برادر واقع شده و باعث همکاری نزدیک آنان و تشریک مساعی فی‌مابین خواهد شد.

پادشاه با بیان محبت‌آمیز از این تهنیت اظهار تشکر نموده و از ورود خود به خاک مملکت دوست اظهار مسرت نمود.

در ایستگاه مینسک برای موقع ورود قطار حامل پادشاه چرویاکف، رییس کمیتۀ اجرائیۀ جمهوری شوروی بلوروسی و کلودن، رییس شورای کمیسرهای بلوروسی و سایر اعضای هیئت دولت و نمایندگان مقامات نظامی حضور به‌هم رسانیده بودند.

در صحن ایستگاه راه آهن قراول احترام صف کشیده دچرویا کف از طرف دولت بلو روسی مقدم پادشاه را تهنیت گفت پادشاه جواب بیاناتی که حاکی از کمال دوستی بود، جواب تهنیت را ایراد نمود و بعد قطار آهن در حالتی‌ که از ارکستر سرود افغان مترنم بود، رهسپار مسکو گردید.[۴]


[] يادداشت‌ها




[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- غبار، میر غلام‌محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، ج ۱، ص ٧۹٨
[٢]- بصیراحمد حسین‌زاده‌، یک قرن پیش در چنین ایامی (قسمت اول)، وب‌‌سایت روزنامه‌ی جامعه‌ی باز: ۳۰ حمل ۱۳۹۳.
[٣]- بصیراحمد حسین‌زاده‌، یک قرن پیش در چنین ایامی (قسمت دوم)، وب‌سایت روزنامۀ جامعۀ باز: ۳۱ حمل ۱۳۹۳
[۴]- بصیراحمد حسین‌زاده‌، یک قرن پیش در چنین ایامی (قسمت سوم)، وب‌‌سایت روزنامه‌ی جامعه‌ی باز: ۱ حمل ۱۳۹۳.


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت روزنامه‌ی جامعه‌ی باز


سفر بدفرجام

از: ماهنامۀ الکترونیکی دوران (پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران)

تاریخ معاصر افغانستان

سفر بدفرجام


فهرست مندرجات


در زمان پادشاهی امیر امان‌الله خان (پیش از انقلاب اسلامی در ایران)، سلطان‌الواعظین شیرازی در کتاب «شب‌های پیشاور» به تقدیر از امیر امان‌الله خان، چنین نگاشته است:

    من می‌توانم در این مجلس از طرف خود و عموم علما و وعاظ و مبلغین بلکه جامعه شیعیان از اعلیحضرت امیر امان‌الله خان پادشاه فعلی افغانستان تشکر نمایم که از زمان زمام‌داری و رسیدن به‌مقام سلطنت افغانستان نفاق سنی و شیعه را از میان برداشتند و آزادی کامل به همه دادند که بی‌چاره شیعیان موحد مطلوم بعد از سال‌ها کشتار دادن بی‌خانمان و فراری بودن روی آسایش و آزادی به‌خود دیدند. خداوند او را از گزند زمانه و شر تحریکات بیگانگان برای حفظ حوزه مسلمین مصون و محفوظ بدارد.

    از قراری که می‌شنوم دولت استعماری انگلستان برای دفع این پادشاه مهربان تحریکات عجیبه می‌نماید و بر عموم مسلمانان (سنی و شیعه) لازم است که برای حفظ و نگهداری چنین سلطان جوان‌بخت فهمیده و مهربان وطن‌دوست و اسلام‌خواه در مقابل بیگانگان کوشا باشند و تحریکات آن‌ها را بلا اثر گردانند.[۱]

حتا پس از سقوط سلطنت شاه امان‌الله، سلطان‌الواعظین شیرازی با ابراز تأسف می‌نویسد:

    متأسفانه تحریکات بیگانگان عاقبت کار خود را نمود؛ با ایجاد انقلاب‌های داخلی اسباب سقوط آن پادشاه فعال و خدمت‌گذار به اتحاد مسلمین را فراهم آورد و از سلطنت برکنار نمود.[٢]

اما این دید مثبت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نظر آخوندهای حاکم و سلطنت‌ستیز را نسبت به شاه امان‌الله نیز دگرگون کرد. آنچه در زیر آمده است؛ تغییر دیدگاه رژیم جمهوری اسلامی ایران دربارۀ شاه امان‌الله و اصلاحات او را بیان می‌دارد.


سفر بدفرجام

از امان‌الله خان در افغانستان، رضاخان در ایران و آتاترك در تركیه به‌عنوان مهره‌های ترویج فرهنگ سكولار و اشاعۀ غربی‌گرایی در این سه كشور یاد می‌شود. امان‌الله خان ۱٠ سال، آتاترك ۱٨ سال و رضاخان ٢٠ سال بر كشورهای‌شان حكومت كردند. حداقل ٨ سال از این سال‌ها حكومت‌شان همزمان بود (۱٣٠٧-۱٢۹۹) و در این ٨ سال، اقدامات فرهنگی فراوانی به موازات یكدیگر در كشورهای خود به‌وجود آوردند.

مهم‌ترین اقدامات فرهنگی امان‌الله خان در افغانستان عبارت بود از: دائر كردن مدارس مختلط در كشور، برداشتن تدریجی حجاب از سر زنان، استخدام مستشاران اروپایی، استخدام معلمان فرانسوی و آلمانی، اعزام دانشجویان افغان به اروپا و از جمله اعزام دستۀ بزرگی از دوشیزگان به تركیه.

مهم‌ترین اقدامات فرهنگی آتاترك در تركیه عبارت بود از: الغای خلافت، انحلال وزارت شریعت و دادگاه‌های مذهبی، تغییر تعطیلات رسمی هفته از «پنجشنبه بعد از ظهر و روز جمعه» به «شنبه بعد از ظهر و روز یكشنبه»، ممنوع كردن استفاده از روبند و چادر زنان و عمامه‌های سنتی تركان عثمانی موسوم به «فینه»، رایج كردن تقویم میلادی به‌جای تقویم اسلامی، تغییر دادن الفبای تركی به حروف لاتین، و معرفی رسمی حكومت تركیه به‌عنوان «لائیك».

مهم‌ترین اقدامات فرهنگی رضاخان در ایران عبارت بودند از: تلاش برای جدایی دین از سیاست، جلوگیری از شعائر مذهبی به بهانه مبارزه با خرافات، كشف حجاب و مبارزه با پوشش اسلامی زنان، تأسیس مدارس مختلط، مبارزه با روحانیت به بهانۀ لزوم اجرای قانون لباس‌های متحد‌الشكل، محدود كردن فعالیت حوزه‌های علمیه و بستن بسیاری از مدارس علوم دینی، ترویج فرهنگ باستان‌گرایی با هدف تضعیف فرهنگ اسلامی.

مع‌الوصف تركیه به‌دلیل مجاورت با اروپا سریع‌تر از ایران و افغانستان شاهد مظاهر فرهنگ غرب بود. از این‌رو رضاشاه و امان‌الله خان، بیش از آن‌كه بر روحیات آتاترك تأثیرگذار باشند، از او تأثیرپذیر بودند.

امان‌الله خان در ۱٣٠٦ سفری طولانی و ٦ ماهه به مصر، ایتالیا، هلند، بلژیك، فرانسه، سوئیس، آلمان، لهستان، روسیه، مصر و تركیه انجام داد.

او در همه این مناطق الگوهای فرهنگی كشورها را به‌خاطر سپرد و تلاش كرد تا حتی‌المقدور آن‌ها را در افغانستان به‌نام «اصلاحات» به اجرا درآورد. امان‌الله خان در ادامه این سفر روز ۱٦ خرداد ۱٣٠٧ همراه با همسرش ملكه ثریا، از طریق روسیه وارد بندر انزلی شد. در این بندر، از سوی تیمورتاش وزیر دربار و جمعی از مقامات مملكتی مورد استقبال قرار گرفت. روز ۱۹ خرداد، امان‌الله خان به تهران آمد و به دیدار رضاشاه شتافت. عصر همان‌روز به‌درخواست خودش در خیابان‌های تهران به‌صورت ناشناس به تردد پرداخت و در میدان توپخانه و خیابان لاله‌زار به قدم‌زدن مشغول شد و با مردم گفت‌وگو كرد چیزی كه خوشایند رضاشاه نبود. امان‌الله خان در روزهای اقامت خود در تهران از مؤسسات فرهنگی و نظامی كشور و هم‌چنین از «بلدیه»، بازدید به‌عمل آورد و در میهمانی‌های متعددی شركت كرد.

در یكی از میهمانی‌ها كه رضاشاه به افتخار امان‌الله خان در كاخ گلستان ترتیب داده بود، مباحثه جالبی میان پادشاه افغانستان و سفیر مصر رخ داد كه خواندن آن خالی از لطف نیست.

سفیر مصر همراه با بسیاری دیگر از سفرای كشورهای اسلامی به این مراسم دعوت شده بود. امان‌الله خان كه سفرش به ایران متعاقب سفر به مصر صورت گرفته بود در یكی از راهروها دكتر حسن نشأت پاشا سفیر مصر را دید و از او پرسید:

    - چرا شما مصری‌ها بر خلاف نصیحتی كه كردم، هنوز فینه بر سر می‌گذارید؟

    - ملت مصر قومیت خود را با حفظ آداب و رسوم پدران خود نگاهبانی می‌كند.

    - ولی هیچ‌گاه فینه شعار مسلمین نبوده و پیامبر اسلام هم فینه بر سر نمی‌گذارده است.

    - هیچ‌یك از مصری‌ها نمی‌گویند فینه نشانه اسلام است. فینه بر سر گذاردن مانند نوع لباس، بخشی از عادات و رسوم ماست.

    - تمدن فعلی اقتضا می‌كند كه شما فینه را دور بیندازید.

    - اكنون كه اسمی از اسلام بردید امیدوارم كه لطف فرموده به عرایضم گوش كنید. خداوند عز وجل مؤمنین را به این نكته متوجه فرموده است كه ترقی به تغییر لباس نیست، باید طرز فكر و اخلاق را عوض كرد و فرموده: «ان‌الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»

این مذاكرات مدتی طول كشید و همه به انتظار امان‌الله خان ایستاده بودند كه زودتر گفتگوی خود را تمام كند و به اطاق غذاخوری برود. رضاشاه هم كه از این مباحثه خسته و كسل شده بود، خواست به‌نحوی مهمان خود را متوجه كند، بر روی یكی از صندلی‌ها نشست به‌طوری كه همه دریافتند كه شاه كسل شده است.

امان‌‌الله خان كه متوجه قضیه شده بود به سفیر مصر گفت «مثل این كه اعلیحضرت خسته شده‌اند و می‌خواهند به سالن غذاخوری بروند، متأسفم كه بیش از این فرصت ندارم. گفتگو را به همین‌جا ختم می‌كنم و فردا احمدشیرخان رئیس مجلس ملی را به ملاقات شما می‌فرستم كه مذاكرات را در این زمینه دنبال كند».

سفیر مصر در تهران در خاطرات خود، ادامه ماجرا را چنین تعریف می‌كند:

روز بعد بنا به میل امان‌‌الله خان، وزیر خارجه و رئیس ملی افغانستان را برای صرف نهار به سفارتخانه دعوت كردم – این دو نفر تحصیلات خود را در خارجه به پایان رسانده‌اند و در افغانستان به فهم و درایت معروفند.

سر میز موقعی كه خواستم راجع به «فینه» سخن كنم رئیس مجلس ملی گفت: «امان‌الله خوان جوان است و مظاهر تمدن خارجی او را فریفته است و دست به اقداماتی زده است كه تاج و تخت او را در معرض خطر قرار داده» و گفت «به همین مناسبت بود كه اعلیحضرت ملك فؤاد موقعی كه در مصر بود او را به تنهایی به قصر عابدین دعوت فرمود و برادرانه نصیحتش كرد و به او سفارش نمود از این‌گونه مظاهر گول نخورد و آن‌ها را وسیلۀ ترقی و تعالی و تمدن نداند، و همیشه سعی كند كه ملت افغانستان علم و اخلاق متین خارجی‌ها را فراگیرد تا بتواند در راه ترقی پیش رود». و با كمال صراحت از این‌كه شاه جوان افغانستان به این نصیحت گوش نداده و خود و تاج و تخت خود را در معرض خطر قرار داده است اظهار تأسف كرد.

امان‌الله خان روز ٣۱ خرداد ۱٣٠٧ از طریق خراسان به كشورش افغانستان بازگشت و تلاش كرد تا روند غربی‌گرایی در كشور را كه از قبل از سفر دوره‌ای خود آغاز كرده بود، با شدت بیشتری از سر بگیرد. بسیاری از اقدامات امان‌الله خان غیرعقلانی و با زور صورت می‌گرفت از جمله این‌كه یك روز اعضای مجلس ملی افغانستان را كه از رؤسا و بزرگان قبایل و ایلات و عشایر تشكیل می‌شود به خارج شهر دعوت كرده و در آن‌جا امر كرده بود كه ریش‌های‌شان را بتراشند و لباس خود را با كت و شلوار فرنگی كه خود او از خارجه آورده بود عوض كنند. و آن وقت اجازه داده بود كه به شهر مراجعت كرده در مجلس حاضر شوند.

زمان زیادی از پایان سفر امان‌الله خان و بازگشت وی به كشورش نگذشته بود كه اخبار مربوط به قیام در نقاط مختلف افغانستان را دریافت كرد. این قیام‌ها چنان همه روزه ابعاد بیشتری یافت كه ظرف ۴ ماه به سراسر افغانستان كشیده شد. قیام از قبایل مختلف آغاز شد و به‌تدریج از حمایت روحانیون نیز برخوردار گردید. علل اصلی این ناآرامی‌ها آن‌گونه كه بعدها فاش شد، مخالفت جامعه با اقدامات فرهنگی و سیاسی امان‌الله خان در كشور بود كه به‌نام اصلاحات انجام می‌شد و ارزش‌های اسلامی و سنتی افغانستان را هدف قرار داده بود. در مرحلۀ بعد علمای دینی شمال افغانستان به تكفیر امان‌الله خان پرداختند و آشكارا به مقابله با وی برخاستند. در این میان حبیب‌الله كلكانی رهبر پُرنفوذ یكی از قبایل مخالف كه به «بچه سقا» شهرت داشت در كلكان خود را فرمانروای افغانستان خواند و با قوای خود رو به سوی كابل نهاد. او موفق شده بود اتحادیه‌‌ای از قبایل جنوب و شرق افغانستان بر ضد دولت تشكیل دهد و حمایت علما و رهبران فرقه نقشبندیه را كه در افغانستان نفوذ بسیاری داشتند جلب كند. امان‌الله خان كه به نظامیان وفادار به خود آماده‌باش نظامی داده بود به رویارویی با نیروهای حبیب‌الله پرداخت اما مخالفت اكثریت جامعه با امان‌الله خان و تضعیف‌شدن روحیه نظامیان سبب عقب‌نشینی‌های پی در پی و نهایتاً شكست وی از حبیب‌الله گردید. در ادامه این جنگ‌ها امان‌الله خان در ٢۴ دی ۱٣٠٧ از سلطنت استعفا داد و به قندهار زادگاه خود رفت و حكومت را به برادر خود «عنایت‌الله خان» سپرد. عنایت‌الله خان نیز نتوانست در برابر «بچه سقا» دوام آورد و وی نیز در ٢٧ دی كابل را به مهاجمین واگذار كرد. اما «بچه سقا» خود در برابر هجوم «محمدنادر خان» سفیر امان‌الله خان در پاریس كه محل خدمت خود را ترك و مخفیانه قوایی را تدارك دیده به جنگ نامبرده آمده بود، تاب مقاومت نیاورد و به كوهستان‌های اطراف كابل عقب نشست. سپس محمدنادر خان با وعده عفو، او و نیروهایش را به كابل كشاند و آنان را بازداشت و كمی بعد همه را تیرباران كرد. بدین ترتیب محمدنادر خان (پدر ظاهرشاه) با نام نادرشاه سلطنت خود را در افغانستان آغاز كرد.

امان‌الله خان نیز از طریق هند به ایتالیا گریخت و در ۱٣٣۹ در ٦٨ سالگی درگذشت.

بعدها امان‌الله خان در خاطرات خود به‌خطای دیدگاه و روش خود در تلاش برای انتقال مظاهر فرهنگی غرب به افغانستان و تحمیل اجباری آن به جامعه سنتی این كشور تحت نام «اصلاحات» اعتراف كرده بود.[٣]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- سلطان‌الواعظین شیرازی، شب‌های پیشاور (در دفاع از حریم تشیع)، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و نهم - سال ۱٣٦٢ خ؛ صص ٢۴۱-٢۴٢
[٢]- همان‌جا، پاورقی صفحۀ ٢۴٢
[٣]- سفر بدفرجام، دوران، ماهنامۀ الکترونیکی تاریخ معاصر ایران، شماره ۴۴ - تيرماه ۱٣٨٨



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

سلطان‌الواعظین شیرازی، شب‌های پیشاور (در دفاع از حریم تشیع)، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و نهم - سال ۱٣٦٢ خ
دوران، ماهنامۀ الکترونیکی تاریخ معاصر ایران، شماره ۴۴ - تيرماه ۱٣٨٨؛ برگرفته از: ماهنامه يغما، شهريور و: مشاهیر سیاسی قرن بیستم، احمد ساجدی، انتشارات محراب قلم.



سفر شاه امان‌الله به اتحاد شوروی

گردآورنده: بصیراحمد حسین‌زاده

در حدیث دیگران


فهرست مندرجات

.



یک قرن پیش در چنین ایامی

صدسال تاریخ افغانستان به‌روایت روزنامه‌ی اطلاعات ایران

شاه امان‌الله و ملکه ثریا و شماری اعضای کابینه و مترجمان او در مسافرت به اروپا.

به نوشته‌ی حمزه واعظی، «قرار گرفتن افغانستان در معرض نفوذ دو قدرت رقیب جهانی، بریتانیا و روسیه، موقعیت ژئوپلتیک ویژه و حساسی به افغانستان بخشیده بود. هر دو قدرت تمایل جدی و مستمر داشتند تا از افغانستان به‌عنوان یک پل استراتژیک در رقابت‌های منطقه‌ای خویش استفاده نمایند. امیر امان‌الله از امتیاز «حایل قراردادن» کشورش میان این دو رقیب، توانست بهره شگرفی در تقویت سیاست خارجی خویش ببرد. بدین معنی که با اتخاذ سیاست دو جانبه، هم امتیازاتی را از بریتانیا به‌دست آورد و هم به مرور، از امکانات حمایتی و همکاری‌های سیاسی اتحاد جماهیر شوروی بهره‌مند گردید. در دوره‌ی امان‌الله خان، چه قبل از استقلال و چه بعد از استقلال، اتخاذ سیاست بی‌طرفی، افغانستان را از قرار گرفتن در زمره‌ی مستعمرات دو قدرت رقیب مصون نگهداشته و نوعی موازنه‌ی استراتژیک منطقه‌ای به این کشور بخشید. امان‌الله خان برخلاف سیره‌ی پدر و جدش، امیر حبیب‌الله و امیر عبدالرحمان خان، با جدیت و هوشمندی سیاست خارجی افغانستان را از تأثیر و نفوذ سنتی بریتانیا دور نگهداشت و از لغزش به دامن همسایه شمالی نیز بر حذر داشت. این رویه‌ی سیاسی، نوعی موازنه‌ی نسبتاً پایدار استراتژیک را در سیاست خارجی افغانستان تا پایان دوره‌ی زمامداری او برقرار ساخت.» از این‌رو، «امیر امان‌الله بلافاصله پس از تکیه بر مسند فرمانروایی، سیاست نزدیکی و توسعه‌ی روابط با اتحاد شوروی را در پیش گرفت. انگیزه‌ی این رویکرد، به‌نظر می‌رسد سه مساله‌ی اساسی باشد: نخست آن‌که، امیر بدین‌وسیله می‌خواست از یک متحد بالقوه استراتژیک در روابط خارجی خود برخوردار گردد. شوروی با روی‌کارآمدن دولت انقلابی بلشویکی، که هم شعارهای مترقیانه داشت و هم از ماهیت استعماری دوره‌ی امپراتوری تزار فاصله گرفته بود، برای امیر مایه‌ی اطمینان خاطر بود. دوم، آن‌که امیر و سیاست‌گزاران امور خارجی وی شاید گمان می‌کردند که با وجود اعطای استقلال از سوی انگلیسی‌ها، بریتانیا هنوز هم قابل اعتماد نیستند و افغانستان تازه استقلال‌یافته در مقابل این قدرت استعماری آسیب‌پذیر است و سوم آن‌که، امیر احتمالاً بر این گمان بود که با نزدیکی به حکومت انقلابی بلشویک‌ها، می‌تواند نفوذ و تأثیر خود را بر مسلمانان جمهوری‌های آسیای میانه گسترش بخشد.»[۱]


سفر شاه امان‌الله به اتحاد شوروی

ورود پادشاه افغانستان به مسکو‌

شنبه، ۱۵ اردیبهشت (ثور) ۱۳۰۷ – ۱۴ ذیقعدۀ ۱۳۴٦ – ۵ می ۱۹۲۸، شمارۀ ۴۸۱‌

مسکو - پادشاه افغانستان به اتفاق ملکه ثریا و ملتزمین رکاب در ۳ مه وارد مسکو شد. کاراخان و نمایندۀ قشون احمر و عده‌ای دیگر که به استقبال پادشاه در سرحد رفته بودند، با همان قطار وارد شدند.

قطار آهن در حالتی که اورکستر موزیک سرود ملی افغانستان و سرود بین‌الملل را مترنم بود، وارد ایستگاه گردید. در موقع خروج پادشاه از قطار آهن، کالینین ورود پادشاه را تهنیت گفت. پادشاه جواباً از تهنیت احضار امتنان کرده و مسرت صمیمانۀ خود را به‌واسطۀ ورود به پایتخت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که افغانستان مودت نزدیکی با وی دارد، بیان نمود. بعد کالینین اعضای هیئت دولت را به پادشاه معرفی نمود؛ و سپس پادشاه به اتفاق کالینین و اعضای هیئت دولت از مقابل قراول عبور کرده و با نظامیان سرخ تعارف نمود؛ در میدان واقعه در مقابل ایستگاه راه‌آهن، پادشاه به اتفاق وروشلیف و عده‌ای دیگر از مقابل دومین دسته قراول احترام که مرکب از قسمت‌های توپخانه و پیاده‌نظام صف بسته بود، عبور کرده و بیانات تهنیت‌آمیزی خطاب به قراولان به زبان روسی ایراد نمود. سپس نظامی از مقابل پادشاه دفبله دادند.

بعد پادشاه به اتفاق کالینین و کاراخان با اتومبیل به عمارت مخصوص کمیسری خارجه اعزام گردید. عمارات مزبور با بیرق‌های افغانستان و شوروی مزین شده بود.

دو ساعت بعد‌از‌ ظهر، امیر امان‌الله‌خان از کالینین، رییس کمیتۀ اجرائیۀ اتحاد شوروی دیدن نمود. مصاحبه کالینین با پادشاه قریب به یک ساعت به‌طول کشید. از قصر کرمل، پادشاه به اتفاق کالینین ینوکیدزه چچرین کاراخان و ملتزمین رکاب به مقبرۀ لنین رفته و دسته‌گل از گل‌های تازه به روی قبر نهاد. در ساعت ۳ بعد‌از‌ ظهر در شورای مسکو از پادشاه پذیرایی شد.

مسکو - شب روز سوم مه، کالینین مجلس پذیرایی منعقد ساخته و پادشاه و ملکه و اعضای خانوادۀ پادشاه و اعضای هیئت دولت و نمایندگان هیئت دیپلماسی حضور به‌هم رسانید.

مسکو - پادشاه از هیئت سفارایی که مأمور اقامت در اتحاد شوروی هستند، پذیرایی نمود و پذیرایی قریب به یک ساعت طول کشید.


ادامه‌ی مسافرت پادشاه افغانستان در مسکو

یکشنبه، ۱٦ اردیبهشت (ثور) ۱۳۰۷ – ۱۵ ذیقعدۀ ۱۳۴٦ – ٦ می ۱۹۲۸، شمارۀ ۴۸۲‌

مسکو - صبح شنبه، پادشاه افغانستان به اتفاق ملتزمین رکاب به دیدن کارخانۀ پارچه‌بافی ترتخکورونی رفته و از طرف ارالف مدیر شعبۀ خارجۀ شورای عالی اقتصادیات ملی و مدیر کارخانه، مراسم پذیرایی به‌عمل آمد؛ ارالف در ضمن مصاحبۀ مختصری، پادشاه را با تمام مراحل ترقی صنایع شوروی و تأسیسات شورای عالی اقتصادیات ملی و دوایر اداری کارخانه آشنا ساخته؛ و در خاتمه، ارالف مدارکی در تشریح توسعۀ روابط تجارتی بین اتحاد شوروی و افغانستان که تقریباً به میزان قبل از جنگ رسیده است، ذکر نموده، احضار اطمینان کرد که تجارت بین مملکتین در عرض سنوات آتیه با قدم‌های سریع‌تری رو به ترقی خواهد رفت.

امان‌الله‌خان در جواب احضارات ارالف اشعار داشت که یقین دارد بعد از عقد قرار‌داد تجارتی بین اتحاد شوروی و افغانستان، تجارت بین مملکتین بلا‌شک ترقی خواهد نمود.[٢]

بعد در تمام جریان کارهای تولید، کارخانه از رشتۀ نخ‌ریسی و ریسمان‌بافی گرفته تا تکمیل کارخانۀ الکتریک کارخانه نشان داده شده؛ و در خاتمه، دارالاطفال و کلوب و کتابخانه و قرائت‌خانۀ کارخانه را به پادشاه نشان دادند. پادشاه خاطر‌نشان نمود که در بسیاری از ممالک صنایع تولیدیه را دیده است؛ ولی در هیچ‌جا مشاهده ننمود که در حق اطفال همچو مساعی مبذول و چنین دارالطفال‌های عالی تأسیس شده باشد.

ساعت یک بعد‌از‌ظهر پادشاه و ملکه و ملتزمین رکاب و اعضای خانواده وارد کلوب قشون احمر و بحریۀ سرخ شدند؛ ورو‌شیلف، کمیسر جنگ و بحریه و رییس شورای قشونی انقلابی پادشاه را استقبال نموده و اعضای شورای قشونی و انقلابی و هیئت فرماندهی عالی قشون سرخ، کارگران و دهاقین را معرفی نمود؛ بعد از ختم مجلس ضیافت، کابینه‌های تحقیقات علمی کلوب قشون احمر را به پادشاه نشان دادند.

بعد پادشاه کلوب و تئاتر را معاینه نموده و در عمارت سینما، فیلم‌هایی از اخبار قشون احمر نمایش دادند. در خاتمۀ معاینات موزۀ کلوب قشون احمر که چندی قبل نمایشگاه مخصوصی به یاد مبارزۀ افغانستان در راه استقلال در آن‌جا افتتاح یافته است، نشان داده شد.

در خاتمه، وروشیلف از طرف شورای قشونی انقلابی، شمشیر و خنجری تقدیم پادشاه نمود. بویونف، رییس ادارۀ سیاسی از طرف شورای مرکزی کلوب قشون احمر و بحریه، آلبومی حاویۀ نظام‌نامۀ قشون سرخ و هدایای دیگر تقدیم پادشاه کرد. در این موقع وروشیلف و پادشاه بیانات تهنیت‌آمیزی ایراد کردند وروشیلف یک قبضه تفنگ تقدیم ملکه نمود. توقف پادشاه در کلوب قشون احمر، ٦ ساعت طول کشید.

شب آن روز به افتخار امان‌الله‌خان مجلس ضیافتی در سفارت افغانستان منعقد و ملکه و اعضای خانوادۀ پادشاه و اعضای هیئت دولت اتحاد شوروی و ملتزمین رکاب پادشاه و رؤسای سفارتخانه‌های خارجه و کارکنان مسئولیت‌دار کمیسری خارجه و نمایندگان افغانۀ مقیم مسکو حضور به امر رسانیدند.


پادشاه افغانستان در مسکو

سه‌شنبه، ۱۸ اردیبهشت (ثور) ۱۳۰۷ – ۷ ذیقعدۀ ۱۳۴٦ – ۸ می ۱۹۲۸، شمارۀ ۴۸۴‌

مسکو - در ٦ می، پادشاه افغانستان به اتفاق ملتزمین رکاب و اشخاصی که مأمور حضور پادشاه شده‌اند، در میان طیاره مرکزی حضور به‌هم رسانیده و از طرف «وروشیلف» و اعضای شورای قشون انقلابی و هیئت فرماندهی قشون سرخ و جهازات آسمان‌پیما مراسم پذیرایی به عمل آمد. در میان مذکور، طیارات جنگی به طیران آمدند و بالغ بر ده طیارۀ جنگی در طیرانات آن شرکت نمودند. آسمان‌پیمایان، نمایشاتی از قبیل معلق‌زدن و معلق‌های پیاپی و طیران از پهلو و غیره دادند. بعد پادشاه طیاره‌خانه را معاینه نمود و سیستم‌های مختلف طیارات جنگی و دستگاه‌های امتحانی و غیره را به پادشاه نشان دادند. در ساعت ۴، پادشاه به اتفاق ملکه و اعضای خانواده و ملتزمین رکاب در میدان اسب‌دوانی حضور به هم رسانید و از طرف کالینین و کوبیاکف، کمیسر زراعت و عده‌ای دیگر استقبال به عمل آمد.

صبح ۷ می، پادشاه به اتفاق کالینین و تالانکونتف رییس ادارۀ صنایع جنگی و ملتزمین رکاب، یک کارخانه را که به‌نام کالینین معروف است، تماشا نمود. نیم ساعت بعد‌از‌ظهر پادشاه به اتفاق ملکه و اعضای خانواده و ملتزمین رکاب، وارد دارالفنون اول دولتی مسکو گردید. در تالار دارالفنون از طرف لوناچارسکی و ویشنین مراسم پذیرایی به‌عمل آمد.[٣]


پادشاه افغانستان در لنین‌گراد

شنبه ۲۲ اردیبهشت (ثور) ۱۳۰۷ – ۲۱ ذیقعدۀ ۱۳۴٦ – ۱۲ مه ۱۹۲۸ – شمارۀ ۴۸٦

لنین‌گراد- در ۱۰ مه پادشاه افغانستان با ملکه وارد لنین‌گراد شد در ایستگاه راه‌آهن از طرف نمایندگان مقامات محلی و هم‌چنین آکادمی علوم اتحاد شوروی مراسم استقبال به عمل آورد.

در مقابل قصر زمستانی مراسم سلام قشونی ساخلو لنین‌گراد در حضور پادشاه به عمل آمد، بعد پادشاه موزۀ ارمیتار را معاینه نموده و از آن‌جا به قصر زمستانی که برای سکونت پادشاه اختصاص یافته عزیمت کرد.

پادشاه و ملکه به‌اتفاق وروشیلف و کاراخان با کرجی موتوری در رود نوا گردش کرده و کارخانۀ چینی‌سازی دولتی را معاینه نمود.


اعلیحضرت پادشاه افغان

دوشنبه ۲۴ اردیبهشت (ثور) ۱۳۰۷ – ۲۳ ذیقعدۀ ۱۳۴٦ – ۱۴ مه ۱۹۲۸ – شمارۀ ۴۸۸

بر طبق تلگراف واصله، اعلیحضرت پادشاه افغانستان و ملتزمین رکاب ایشان روز ۱٦ ماه می (۲٦ اردیبهشت ) وارد کریمه (‌سواستول‌) شده و پس از یک روز توقف، به طرف انقره عزیمت خواهند فرمود تا روز ۱۲ خرداد (۲ ژوئن) در ترکیه توقف خواهند کرد و پس از گردش در آن مملکت و پذیرایی، از آن‌جا به طرف ایران عزیمت می‌نمایند و به‌طوری که قبلاً هم اطلاع داده بودیم، از راه بندر پهلوی وارد ایران شده و تا دهم ژوئن (۲۰ خرداد) قطعاً به مرکز ورود خواهند فرمود. [۴]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- حمزه واعظی، مقدمه‌ای بر سیاست خارجی دوره‌ی امان‌الله خان، کابل ناتهـ: سال پنجم، شمارۀ مسلسل ۱۱۴، دلو-حوت ۱۳۸۸
[٢]-
[٣]-
[۴]-


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت روزنامه‌ی جامعه‌ی باز


یک قرن پیش در چنین ایامی

گردآورنده: بصیراحمد حسین‌زاده

در حدیث دیگران



یک قرن پیش در چنین ایامی

صدسال تاریخ افغانستان به‌روایت روزنامه‌ی اطلاعات ایران

بصیراحمد حسین‌زاده

از سال ۱٣٦۴، زمانی‌که در ایران مهاجر بودم، به گردآوری مجموعه‌ی از گزارش‌ها و مقالات روزنامه‌ها و مجلات ایران در باره‌ی افغانستان، زیر عنوان «افغانستان در مطبوعات ایران»، را آغاز کردم. چندین سال کار بُرد و به‌صورت سالنامه‌ها گردآوری شد که متاسفانه پس از مهاجرت دومم به آلمان همه‌ی این مجموعه در ایران باقی ماند. با این حال، کار دوباره‌ی آقای بصیراحمد حسین‌زاده‌ را خجسته می‌دانم. از این‌رو، یادداشت‌های وی را از روزنامه‌ی جامعه باز، در دانشنامه‌ی آریانا بازنشر می‌کنم. (مهدیزاده کابلی)‌

روزنامه‌ی اطلاعات قدیمی‌ترین روزنامه‌ی در حال انتشار ایران است، که برای نخستین‌بار، شامگاه روز یکشنبه ۱۹ تیر ۱۳۰۵ خورشیدی، در تهران به‌چاپ رسید. در آغاز، انتشار این روزنامه فقط دو صفحه را دربر می‌گرفت و تیراژ آن ۵۰۰ نسخه بود، اعضای کادر آن نیز به جز سرپرست و مدیر روزنامه، فقط دو نفر بودند. اما به‌تدریج این مرکز گسترش یافت و با گذشت زمان، محدوده کارش از انتشار یک روزنامه بسیار فراتر رفت تا آن‌حد که به‌صورت یکی از بزرگ‌ترین موسسه‌های فرهنگی خاورمیانه درآمد.


مقدمه

برای بهبود وضعیت آینده بدون شک باید گذشته خود را به‌خوبی شناخت و ما اینک بیش از هر‌ زمان دیگر، نیازمند شناخت این گذشته‌ایم تا بتوانیم با اصالت و اعتماد به نفس، به‌سوی آینده گام برداریم. ما بدون ریشه می‌خشکیم و این ریشه، مدنیت دیروز ماست. تاریخ خود نوعی بازگشت به اصالت گذشته‌ی خویشتن است و این دانش بر‌خلاف دیگر دانش‌ها، هیچ‌گاه مقام خود را در برابر دانش مدرن و تکنولوژی امروز از دست نمی‌دهد. بدون شک، احوال مردم افغانستان در این روزگار، ریشه در گذشته این سرزمین دارد و هیچ معضلی از جامعه‌ی بشری منفصل از سابقه آن نیست. مسایل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی عمیقاً به‌هم پیوسته‌اند و تنها با شناخت دقیق گذشته و حال آن‌هاست که می‌توان آینده‌ای روشن، ترسیم کرد. اگر‌چه به‌قول برخی از نویسندگان، هر‌ مقطعی از تاریخ را کسی یا کسانی از روی درد، یا از سر تفنن ‌یا به‌خاطر مزدوری سلطانی رقم زده‌اند، اما این، همه‌ی آن چیزی نیست که ما امروز بدان نیازمندیم. اکنون که این فرصت فراهم آمده است، باید برای بازیابی فرصت‌ها و تدوین درست تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر خود به منابع و اسناد گوناگون مراجعه کنیم؛ چرا که تدوین تاریخ معاصر به‌علت رشد تکنولوژی و پیچیدیگی روز‌افزون روابط اجتماعی، مستلزم دستیابی به منابع و اسناد گوناگون است. روزنامه‌ها در جهان معاصر منبع اساسی و مهمی برای تحقیق در تاریخ، فرهنگ، اجتماع و هنر یک ملت به‌شمار می‌روند. با مطالعه و بررسی یک روزنامه در طول دوره‌ی انتشار آن، می‌توان تصویری نسبتاً گویا و مملوس از جریانات و فضای حاکم در آن دوره به‌دست آورد، و مقایسه‌ی آن با احوال کنونی مشخص می‌کند که هر‌یک از آن جریانات و وقایع صورت‌گرفته، از کجا آغاز شده، چگونه شکل گرفته و به کجا رسیده است. یکی از باسابقه‌ترین روزنامه‌های فارسی‌زبان در همسایگی ما، روزنامه‌ی «اطلاعات» است که از ۸۷ سال پیش در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در زمان حکومت رضا‌خان که هم‌زمان با دوره‌ی حکومت امان‌الله خان در افغانستان بود، انتشار خود را در تهران آغاز کرد. دو سال پیش در نمایشگاه کتاب تهران به نسخه‌های سال‌های اولیه‌ی این روزنامه که دوباره‌ تجدید چاپ شده بود، برخورد کردم و با نگاهی گذرا متوجه شدم که خبرها و مطالب مهمی در باب افغانستان دارد و در کمتر شماره‌ای بود که خبری از افغانستان در این روزنامه دیده نشود. آن‌هم خبرهایی که تا کنون در منابع تاریخی کمتر به آن اشاره شده است. در حال حاضر، مجموعه‌ای کامل از این روزنامه را از سال دوم انتشار آن به‌دست آورده‌ام و حدود یکسال است که به‌تدریج در حال استخراج مطالب مربوط به افغانستانم و طبق صحبتی که با جناب «محمد‌جواد سلطانی» مدیر‌مسئول محترم روزنامه‌ی وزین «جامعۀ باز» داشتم، قرار بر این شد که اگر عمری باقی بود، این مطالب با اندکی تلخیص به‌صورت روزانه در این روزنامه‌ منتشر شود و امید که در فرصت مناسب به‌صورت یک مجموعه نیز در دسترس همگان قرار بگیرد.[۱]


[] يادداشت‌ها




[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- بصیراحمد حسین‌زاده‌، یک قرن پیش در چنین ایامی، وب‌‌سایت روزنامه‌ی جامعه‌ی باز: ۳۰ حمل ۱۳۹۳


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت روزنامه‌ی جامعه‌ی باز


۱۳۹۳ مهر ۱۷, پنجشنبه

آخرین روزهای ملا محمدعمر

از: نشریه‌ی پیام ما آزادگان

کارنامۀ حکومت طالبان

آخرین روزهای ملا محمدعمر پیش از فرار


فهرست مندرجات
[قبل][بعد]



[] مروری بر آخرین روزهای ملامحمدعمر

«قاری صاحب»، رانندۀ خصوصی ملا محمدعمر که پس از حملۀ آمریکا به افغانستان به کشور پاکستان فرار کرده، با خبرنگار مجلۀ نیوزویک، گفتگویی به‌عمل آورده و اظهار داشته است، روز ٧ اکتبر که آمریکا نخستین بمب را در قندهار رها کرد، او با ملا محمدعمر بوده است. بر پایۀ گفتۀ «قاری صاحب» مشاوران ملا محمدعمر با التماس از او درخواست کردند، از ساختمان خود خارج شود و خود را در محل امنی پنهان نماید، ولی مللا محمدعمر پاسخ داده است که حتی اگر خود جورج بوش هم در پاشنۀ در اتاق او بیاید، وی حاضر به تسلیم نخواهد شد.

ملا محمدعمر مجاهد

مشاوران ملا محمدعمر به وی می‌گویند، آمریکایی‌ها ممکن است، تسلیحات شیمیایی به‌کار ببرند و زندگی را بر او سخت کنند. وی با شنیدن این موضوع، بی‌درنگ یک ماسک ضد گاز که در دسترسش بوده به آن‌ها نشان می‌دهد و اظهار می‌دارد، او به‌وسیلۀ آن از خود دفاع خواهد کرد.

مشاورانش به وی پاسخ می‌دهند، ماسک یادشده، تنها یک ساعت می‌تواند اثر تسلیحات شیمیایی را خنثی کند و از این‌رو جان او به مخاطره خواهد افتاد.

به‌هر روی، بر پایۀ گفتۀ «قاری صاحب»، مشاوران ملا محمدعمر او را با فشار آمیخته با احترام، از ساختمانش خارج می‌کنند و با درشکه دوچرخه‌ای که با انسان کشیده می‌شود (کراچی)، وی را به مرکز شهر می‌برند. و او را سوار کامیونی که خاک می‌کشیده می‌کنندو از ساختمانش دور می‌نمایند. ملا محمدعمر، پس از آن برای مدت چند روز از خانه‌ای به خانه دیگر نقل مکان می‌کند و شب‌ها در زیرزمین می‌خوابد.

«قاری صاحب» می‌گوید، هنگامی‌که سربازان آمریکایی برای دستگیری ملا محمدعمر وارد ساختمانش شدند، یاران او و هواخواهان ملا محمدعمر به اندازه‌ای به آن‌ها نزدیک بودند که در راه بازگشت سربازان از خانه‌ای ملا محمدعمر، به‌سوی آن‌ها چند نارنجک پرتاب کردند و یکی از فرماندهان نظامی طالبان که ٦ تانک در اختیار داشت، دستور داد به‌سوی سربازان آمریکایی آتش گشوده شود، ولی آمریکایی‌ها با مهارتی قابل ستایش و شگفت‌انگیز بی‌درنگ تانک‌ها را با بمب نابود کردند.

نکتۀ جالب این‌که، افرادی که پس از فرار ملا محمدعمر، وارد قندهار شدند، چندین نفر از هواخواهان طالبان که در بالای فهرستی که آمریکایی‌ها در جستجوی آن‌ها بودند، از جمله ملا نورالدین ترابی وزیر دادگستری ملا محمدعمر که پلیس سرکوبگر مذهبی او را بنیان‌گزاری کرده بود، دستگیر کردند، ولی آن‌ها را آزاد نمودند و به آمریکایی‌ها تحویل ندادند.

ملا نورالدین ترابی

«قاری صاحب» می‌گوید، ملا محمدعمر به اندازه‌ای خشن و سنگدل بود که دستور می‌داد، همجنس‌بازان را زنده زنده دفن کنند و آثار باستانی تاریخی را ویران نمایند. ملا محمدعمر در کنار خیابان زایش یافته و از آموزش و پرورش بهره‌ای نداشت. دستخط او به اندازه‌ای ابتدایی بود که حتی راننده نیمه‌سواددار او نیز از آن انتقاد می‌کرد. زمانی، مردی به دختری تجاوز کرده بود و ملا محمدعمر، خود وی را به‌وسیله مخزن یک تانک به دار زد.

«قاری صاحب» می‌گوید، هنگامی که او برای ملا محمدعمر رانندگی می‌کرده، ناگهان ملا محمدعمر در داخل اتومبیل به عطرافشانی می‌پرداخته و می‌گفته است که پیامبر اسلام نیز همین عطر را به‌کار می‌برده است. ملا محمدعمر، بهره‌برداری از هرگونه موسیقی را در افغانستان ممنوع کرده بود، ولی در اتومبیلش به نوار موسیقی سراج که یک سرود انقلابی و جنگی بود، گوش فرا می‌داد.

برپایۀ گفتۀ «قاری صاحب»، سال پیش ملا محمدعمر، دست به احداث ساختمان جدیدی زد و دستور داد، دیوارهای آن با گل‌ها و تصاویر هواپیماهای جنگنده نقاشی شود. ملا محمدعمر به «حاج محمد الکوزای» که مدیر کمپانی سازنده ساختمان او بود، دستور داد، خانه باید مانند یک موشک با استحکام ساخته شود، به‌گونه‌ای که بتواند در برابر حمله هرگونه سلاحی مقاومت کند. «حاج محمد الکوزای» می‌گوید، ملا محمدعمر به اندازه‌ای خسیس بود که به کارگران ساختمان غذای کافی نمی‌داد و صورت‌حساب‌های وابسته به ساختمان را که برایش فرستاده می‌شد، نمی‌پرداخت. در همین حال، پیوسته دربارۀ جزئیات ساختمان دخالت می‌کرد و از جمله دستور می‌داد که توالت‌های ساختمان بر خلاف توالت‌های غربی‌ها، با زمین هم‌سطح ساخته شود و پریزهای برق به کیفیتی ساخته شود که برای 12 فرزندش خطری به‌وجود نیاورد. بزرگ‌ترین فرزند ملا محمدعمر به‌نام یعقوب که دهساله است، به «امین زازای» یکی از معماران ساختمان گفته است، او شرمنده است که مشاهده می‌کند، پدرش دارای این‌همه اتومبیل است، ولی در ساختمان اسب‌سواری می‌کند.

ساختمان ملا محمدعمر، دارای ده اتاق برای سه همسر اوست و یک بخش جداگانه نیز با چهار اتاق در آن‌جا ساخته‌شده که برای همسر چهارم او ویژگی داده شده است. «امین زازای» می‌گوید، شایع شده بود که ملا محمدعمر قصد دارد، یکی از دختران «اسامه محمد بن لادن» را به‌عنوان همسر چهارم خود گزینش کند، ولی شایعه درست نیست و ملا محمد عمر، چون میل نداشت با دختر اسامه محمد بن لادن ازدواج کند و درگیر خانواده او شود، از این‌رو دختر دیگری را به‌عنوان همسر چهارمش به زناشویی گرفت.

«قاری صاحب» می‌گوید، در سال ۱۹۹٨، دو نفر از هواخواهان ملا محمدعمر به نام‌های «بنی مصداق» و ژنرال «رحمت‌الله صافی» که در لندن به‌سر می‌بردند، به افغانستان آمدند تا ملا محمدعمر را قانع کنند که «اسامه محمد بن لادن» را به آمریکایی‌ها تسلیم کند. ملا محمدعمر اظهار داشت به‌شرطی به این کار دست خواهد زد که حکومت آمریکا رژیم او را به‌رسمیت بشناسد.

ژنرال «رحمت‌الله صافی» در لندن به خبرنگار مجلۀ نیوزویک گفت، او به ملا محمدعمر گفته است، «اسامه بن لادن» ادعا می‌کند که قصد دارد، افغانستان را به بهشت تبدیل کند، ولی در واقع، او این کشور را به‌سوی دوزخ هدایت می‌کند. ولی گویا ملا محمدعمر گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبودند.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی بازنویسی شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- آخرین روزهای ملا محمدعمر پیش از فرار، پیام ما آزادگان، شمارۀ ۵٢، دورۀ جدید، (اسفندماه ٢٧٠۹)، صص ٣ و ۱۵



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

پیام ما آزادگان، شمارۀ ۵٢، دورۀ جدید، (اسفندماه ٢٧٠۹)