جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنامه‌نگاری در افغانستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنامه‌نگاری در افغانستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

شمس‌النهار، نخستین نشریه در افغانستان

از: عبدالله شادان

شمس‌النهار

نخستین نشریه در افغانستان


فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


از ظهور مطبوعات در افغانستان نزدیک به یک صد و سى سال می‌گذرد. اهمیت مطبوعات در زندگی سیاسی و اجتماعی مردم افغانستان و به‌ویژه نقش آن در توسعه فرهنگی و ملی از موضوعات قابل توجه است. مطبوعات افغانستان در بیش از سیزده دهه گذشته، نشیب‌وفرازهای متعددی را پشت سر گذاشته و عموماً با کنترل شدید دولتی، سانسور، تعطیل و مصادره روبرو بوده است. ولی در این میان در برهه‌هایی، آزادی را نیز تجربه کرده است.

شمس‌النهار در دور دوم سلطنت امیر شیرعلی خان شروع به چاپ کرد

[] گذشته مطبوعات در افغانستان

در قرن نوزدهم در برخی از کشورهای مستقل اسلامی یک رشته جنبش‌های سیاسی و اجتماعی به‌وجود آمد، این جنبش‌ها اگرچه عموماً واکنشی بود در برابر تجاوز و استعمار کشورهای اروپایی ولی از سویی تلاشی برای دستیابی به دستاوردهای تمدن اروپا نیز بود.

به عقیده بسیاری از مورخان این جنبش‌ها در مصر، ترکیه، ایران و افغانستان عمدتاً تحت تأثیر افکار سید جمال‌الدین افغانی اندیشمند بزرگ آن عصر قرار داشت و به شکل اصلاحات در ساختارهای سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و گرایش به‌سوی مدرنیسم یا تجددگرایی آشکار می‌شد.

به باور برخی از مورخین جنبش‌های تجددگرایی در قرن نوزدهم در افغانستان و برخی کشورهای اسلامی عمدتاً تحت تاثیر افکار سید جمال‌الدین افغانی دانشمند بزرگ آن عصر قرار داشت

در افغانستان این گونه اصلاحات در دور دوم سلطنت امیر شیرعلی خان بین سال‌های ۱۸۶۸-۱۸۷۸ میلادی روی دست گرفته شد، "ایجاد یک ارتش منظم، تشکیل نخستین کابینه وزرا، اصلاحات مالیاتی، وارد کردن کارخانه‌های تولید اسلحه و ماشین، وارد کردن مطبعه و چاب نخستین نشریه یعنی "شمس‌النهار کابل" از اهم اصلاحات امیر شیرعلی خان بود"

پروفیسور حبیب‌الرحمان هاله استاد سابق روزنامه‌نگاری دانشگاه کابل به این باور است که شیرعلی خان به این درک رسیده بود که تا زمانی که کشورش با سلاح‌های سیاسی و نظامی نظیر انگلیس‌ها مجهز نشده نمی‌تواند با انگلیس مقابله کند: "برای اینکه از یک طرف مردم از فعالیت‌ها و اجرات حکومت آگاهی حاصل نموده باشند و از سوی دیگر برای اینکه در بین مردم یک ذهنیت نوین برای پیشبرد امور به یک شیوه نوین ایجاد شده باشد یک نشریه اطلاعاتی به‌نام شمس‌النهار تأسیس کرد."


[] نشریه‌های فارسی زبان پیش از شمس‌النهار

قبل از پرداختن به شمس‌النهار باید گفت که انتشار نشریه‌ها به زبان فارسی درقرن نوزدهم و نخست از هند آغاز شد. راموهان روی، مصلح هندی برای نخستین‌بار نشریه مرآت‌الاحوال را به‌زبان فارسی در سال ۱۲۲۴ هجری قمری در کلکته هند منتشر کرد. و این نشریه نسبت به نخستین نشریه در ایران یعنی "کاغذ اخبار میرزا صالح" در سال ۱۲۵۳ هجری قمری قریب سی سال و نسبت به جریده "شمس‌النهار کابل" نخستین نشریۀ در افغانستان قریب شصت سال قدمت دارد.

پیش از انتشار شمس‌النهار کابل شماری از نشریه‌های چاپ هند و ایران اگرچه کم و نامنظم به افغانستان می‌رسید.


[] شمس‌النهار نخسیتن جریده افغانستان

شاید همین آشنایی با نشریه‌ها و جراید کشورهای همسایه یکی از اسباب تشویق دستگاه سلطنت و منورین دربار برای تاسیس نخستین جریده در افغانستان شد.

به‌هر حال جریده شمس‌النهار کابل در سال ۱۸۷۳ میلادی به اهتمام میرزا عبدالعلی در مطبعه چاپ سنگی کابل منتشر شد. در نخستین شماره شمس‌النهار تاریخ روز انتشار آن درج نشده است. برخی از پژوهشگران تاریخ نخستین شماره آن را پنجشنبه پانزدهم ذی الحجه‌الحرام ۱۲۹۰ هجری قمری ذکر کرده‌اند.

امیر شیرعلی خان انتشار شمس‌النهار را برای پخش اطلاعات و ذهنیت بخشیدن به مردم آغاز کرد

ولی فرید بیژند پژوهشگر افغان در آسترلیا که به غنی‌ترین کلکسیون این نشریه دست‌رسی دارد در مورد تاریخ دقیق انتشار نخستین شمارۀ شمس‌النهار چنین گفت:

    "دو شماره نخستین شمس‌النهار نه تاریخ دارد و نه شماره‌گزاری. اما در اولین شماره سال دوم نشراتی مهتمم نشریه نکتۀ جالبی را ذکر می‌کند که می‌توانیم از این به اولین نشریه برسیم که نخستین نشریه کدام زمان به نشر رسیده بود. ایشان می‌فرماید که "در این سال گذشته یعنی از ابتدا پانزده شعبان سنۀ ۱۲۹۰ الغایت حال سال به اختتام است." از این بر می‌آید که نخستین شماره شمس‌النهار در پانزده شعبان ۱۲۹۰ به نشر رسیده است."

شمس‌النهار از شماره اول تا آخرین شماره‌ای که تا حال دیده شده به اهتمام میرزا عبدالعلی خان منتشر شده و به جز او مدیر مسئول و یا دبیری نداشته است.

شمس‌النهار بطور عموم در هفته یکبار و در شانزده صفحه با خط نستعلیق منتشر می‌شد.

این نشریه مطالب نسبتا متنوع را با استفاده از چند ژانر یا نوع روزنامه‌نگاری منتشر می‌کرد. محمدکاظم آهنگ استاد سابق ژرونالیسم در دانشگاه کابل معتقد است که: "شمس‌النهار اگرچه مطالب خیلی ثقیل و سنگین را به نشر می‌رساند، خبرها، مقاله‌ها، اشعار، موعظه‌ها و حتی اعلانات هم در شمس‌النهار به نشر می‌رسید. مطابق همان شرایط".

شمس‌النهار خبرهای داخلی و خارجی را منتشر می‌کرد و در ولایت‌های عمده افغانستان خبرنگارانی داشت که در جریده از آن‌ها عموما با واژه انگلیسی "کارسپاندنت" یاد شده است.

فرید بیژند: "از لحاظ تعداد خبرنگاران اصلاً شمس‌النهار ظاهراً بسیار غنی‌تر از نشرات بعدی خود مثل سراج‌الاخبار بود، یعنی یک تعدادی فراوانی از خبرنگارانش در نقاط مهمی داخل کشور و خارج از کشور وجود داشتند."

به گفته آقای بیژند در نقاط داخل کشور خبرنگاران در ترکستان، بدخشان، غوربند، کابل، قندهار، سیستان، میمنه، لغمان، هلمند، بلخ و هرات وجود داشتند. در شهرهای مهم خارج از کشور که آن زمان خبرنگاران این نشریه از آنجا می‌نوشتند بخارا، پشاور، کشمیر، چترال، تاشکند دست کم از این جاها بودند.

شمس‌النهار از چند طریق خبر بدست می‌آورد. یکی از طریق خبرنگاران یا کارسپاندنت‌های خود و منبع دوم اخبار خارجی بود که بیشتر اخباری که در هند نشر می‌شد و همچنین اخباری که در ترکیه، ایران و آسیای مرکزی به نشر می‌رسید.
شمس‌النهار

در خصوص محتوای مطالب شمس‌النهار نظریات مختلفی وجود دارد. میر محمدصدیق فرهنگ مورخ افغان در مورد نشریه شمس‌النهار می‌نویسد: "مضامین شمس‌النهار از محتوای اجتماع و سیاسی که ذهن خواننده را روشن سازد، عاری بود. بنابرین نمی‌توانست وظیفه بیداری افکار عامه را که شرط موفقیت هرنوع اصلاحات است اجرا کند".

کاظم آهنگ استاد سابق دانشگاه کابل نیز به این عقیده است که مردم کم سواد و نیمه با سواد از درک مطالب این نشریه عاجز بودند.

ولی فرید بیژند پژوهشگر افغان در آسترالیا می‌گوید که شمس‌النهار اصلاحات امیر شیرعلی خان و سیاست‌های او را منعکس می‌کرد:" به‌طور نمونه در شمس‌النهار مقالات فراوان را در تعریف علم و خواص آن می‌بینید، در مورد اخبار کارخانه‌جات کابل می‌بینیم و در عین حال از زبان مسئول نظامی افغانستان در آن زمان عبدالقادر میلیتری سکرتر (دبیر) به اصطلاح امروزی وزیر دفاع در باره نظم اردو (ارتش) صحبت‌ها و اخبار فراوان است و شاید هم عبدالقادر خان یگانه شخصی است که بیانیه‌هایش به‌طور منظم در شمس‌النهار نشر می‌شد. به‌همان خاطر است که گاهی بعضی‌ها گمان می‌برند که ممکن است عبدالقادر خان مدیر این نشره بوده باشد".


[] تاثیر شمس‌النهار بر زبان و ادبیات

پیش از انتشار شمس‌النهار زبان دفتر و دیوان و مدرسه در افغانستان زبان منشیانه و پر تعقیدی بود. به‌نظر می‌رسد که با شمس‌النهار گرایش به‌سوی ساده‌کردن زبان آغاز می‌شود.

شمس‌النهار نخستین نشریه رسمی در افغانستان

فرید بیژند به این باور است که شمس‌النهار نقطه آغازی برای دگرگونی نثر فارسی دری "یعنی این نثر متکلف و مصنوع بحران‌زده دوران فتور" بود، این نثر یک باره در شمس‌النهار به‌طرف نثر ساده حرکت می‌کند. از این لحاظ شمس‌النهار اهمیت بسیار درخشان در تاریخ نثر فارسی دری دارد.

اما به‌نظر عده‌ای از پژوهشگران - دست‌اندرکاران شمس‌النهار علی‌رغم تلاش‌شان برای ساده‌ساختن زبان، در عرصۀ ادبیات و تعمیم شعر و نثر ادبی کار قابل ملاحظه‌ای انجام ندادند.

لطیف ناظمی شاعر، نویسنده و پژوهشگر افغان در آلمان می‌گوید: "نثر هنری هرگز در شمس‌النهار در یگانه کلکسیون مدونی که به‌نظر من رسیده، دیده نشد و به‌استثنای چند شعر از واصل کابلی و یک شاعر هندی".


[] پایان انتشار شمس‌النهار

برخی از پژوهشگران عقیده دارند که شمس‌النهار با حمله نیروهای انگلیس به کابل در سال ۱۸۸۷ میلادی و پایان سلطنت امیر شیرعلی خان از انتشار باز ماند. ولی در کلکسیون‌های بسیار معدود این نشریه، آخرین شماره‌ها به‌سال سوم انتشار آن یعنی سال ۱۸۷۵ میلادی تعلق دارد.

به باور عده‌ای از پژوهشگران در همین سال‌ها نشریه دیگری به‌نام جریدۀ کابل یا مجلۀ کابل نیز منتشر می‌شد. پایه استدلال این گروه مطلبی است به‌قلم آل بگدانوف پژوهشگر فرهنگ اسلامی که در سال ۱۹۲۹ میلادی در مجلۀ "اسلامیک کلچر" (فرهنگ اسلامی) در هند منتشر شده است ، آل بگدانوف می‌نویسد:

"ما در اینجا از جریده کابل که در شش ماه اخیر سلطنت امیر شیرعلی خان در پایان سال ۱۸۷۸ منتشر می‌شد یادی نمی‌کنیم. پس از آن برای سی و سه سال دیگر در افغانستان نشریه‌ای منتشر نشد".

ولی تا حال هیچ شماره‌ای ازین نشریه دیده نشده بنابر این اکثریت مورخین موجودیت آن را منتفی می‌دانند.


[] مرگ شیرعلی خان و زوال مطبوعات

پس از مرگ امیر شیرعلی خان در اوایل سال ۱۸۷۹ سلطنت کوتاه مدت پسرش امیر محمدیعقوب خان در بی‌نظمی‌های ناشی از جنگ دوم افغان وانگلیس سپری شد و خبری از فعالیت‌های فرهنگی و از جمله مطبوعات نبود.

در دوره بیست سالۀ سلطنت امیر عبدالرحمن خان، فعالیت فرهنگی درخششی نداشت.

عبدالرحمن خان اگرچه با فرهنگ و تمدن جدید آشنا بود، اما در عهد او به تاسیس مدرسه و مکتب توجهی صورت نگرفت و نشریه‌ای منتشر نشد و به‌قول میر غلام‌محمد غبار مورخ افغان: "برعکس مطبوعات و رسالات خرافی و اساطیری از هند انگلیسی مثل سیل به افغانستان می‌ریخت و نسل جوان کشور را به رجعت قهقرایی به‌جانب فالگیری و اوهام و تاریکی می‌کشاند".

با این همه عبدالرحمن خان یک مطبعه حروف سنگی وارد کرد و چند رساله و کتاب در آن چاپ شد.

به این ترتیب، پس از شمس‌النهار در بیش از سه دهه، نشریه‌ای در افغانستان منتشر نشد تا آن که جریده سراج‌الاخبار افغانیه فصل تازه‌ای در تاریخ مطبوعات این کشور گشود.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عبدالله شادان، شمس‌النهار، نخستین نشریه در افغانستان، بخش فارسی بی بی سی: دوشنبه ٠٣ اکتبر ٢٠۱۱ - ۱۱ مهر ۱٣۹٠



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

بخش فارسی بی بی سی



۱۳۹۰ آبان ۱۰, سه‌شنبه

صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان

از: بخش فارسی بی بی سی

صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان

مطبوعات تریبونی برای احزاب سیاسی


فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


در دهه قانون اساسی بیش از ۳۰ جریده آزاد منتشر شد. البته انتشار این جراید نه همزمان، بلکه در مقاطع مختلف این دهه صورت گرفت و در هنگام کودتای ۲۶ سرطان (تیر) ۱۳۵۲ (۱۹۷۳ م) که به دهه قانون اساسی و سلطنت در افغانستان پایان داد، تنها ده جریده دولتی منتشر می‌شد.

جراید آزاد و غیردولتی مهم این دوره عمدتاً آیینه ایدئولوژی‌ها و افکار جمعیت‌ها، سازمان‌ها و گروه‌های مختلف سیاسی بودند که هسته احزاب آینده را تشکیل می‌‌دادند.

پژوهشگران جراید آزاد دهه قانون اساسی را به چند گونه دسته‌بندی کرده‌اند. محمدکاظم آهنگ، مولف سیر ژورنالیسم در افغانستان، مطبوعات دهه قانون اساسی را این گونه دسته‌بندی می‌کرد: "اول، نشریه‌های آزاد، که با بودجه و روحیه آزاد به نشر می‌رسید. بودجه آن از طرف شخص خود ناشر پرداخته می‌شد. این روزنامه‌ها آزاد بودند

"دسته دیگر روزنامه‌های فکری چپی و روزنامه‌های فکری راستی. یعنی هر دو فکری است یعنی چپی که خلق و پرچم و مثلاً کمک و امثال آن‌ها بود و دیگر گهیز بود و روزنامه‌های دیگری مانند آن‌ها."

"بخش دیگر روزنامه‌های به اصطلاح بی‌طرفی که من برای اینها نه از نظر فکری و نه از لحاظ ژورنالیستی ارزشی قایل نیستم. یک تعداد زیادی فقط بخاطر پول اندوزی و منفعت جویی این نشریات را به نشر می‌رساندند و حتی این را محمدصدیق فرهنگ هتاکی گفته است."


[] چپ، راست، میانه

اما لطیف ناظمی، روزنامه‌نگار، شاعر و پژوهشگر افغان جراید این دوره را به به هفت دسته تقسیم می‌کند: " یکی جراید چپ افراطی بودند، یعنی جرایدی بر اساس باورهای مارکسیستی و لیننیستی، مانند جریده‌های شعله جاوید، خلق و پرچم. دیگر یک سلسله جرایدی بودند که به اصطلاح چپ معتدل بودند، مانند مساوات و یکی دوتای دیگر."

دانشجویان دانشگاه کابل محمدهاشم مینوندوال صدراعظم ظاهر شاه در دهه دموکراسی را بعد از سخنرانی‌اش در مجلس، روی دست بلند کردند

"همچنین جراید راست افراطی بودند که تعداد آنها پنج الی شش بود که اینها بر پایه بنیادگرایی‌ دینی استوار بودند. یعنی مثل جراید چپ افراطی و حتی مثل مساوات جراید ایدئولوژیک بودند. مثلاً جرایدی مثل گهیز که همه اینها داعیه‌های اسلامی داشتند و توجه به یک حکومت اسلامی."

"بعضی جراید دیگر راست میانه بودند. جراید ملی‌گرا بودند؛ مثل "افغان ملت" و جریده "ملت" و جریده "ولس"، که بیشتر روی ملت اتکا می‌کردند و به مفهوم خاصی که نزد خودشان بود. یعنی یک نوع ملی‌گرایی افراطی یک نوع ناسیونالیسم افراطی."

"همچنین جراید راست میانه بود، جرایدی مثل صبا، جبهۀ ملی، افغان اولس. اینها در حد وسط جراید چپ افراطی و راست افراطی قرار داشتند. دسته دیگر هم جراید انتقادی بودند که اینها فقط انتقاد می‌کردند و ایدئولوژیک نبودند و نظر بسیار خاص و خطوط نشراتی بسیار سیاسی نداشتند."

"یک تعداد جراید دیگر هم حکومتی بودند که طرفدار نظام بودند، مثل جریده اتحاد ملی و بعضی از آن‌ها یگر نشریه‌های بی‌هویتی بودند که جهت‌گیری آن‌ها مشخص نبود، گاهی از دموکراسی دفاع می‌کردند و گاهی هم از دولت و هویت آشکاری نداشتند."


[] مارکسیسم-لیننیسم

نخستین نشریه چپی این دوره جریده خلق بود که به عنوان ارگان نشراتی جمعیت دموکراتیک خلق افغانستان در ماه حمل (فروردین) ۱۳۴۵ (آپریل ۱۹۶۶ میلادی) منتشر شد. نور محمد ترکی، رهبر جمعیت صاحب امتیاز و محمد حسن بارق شفیعی، مدیر مسئول این نشریه بودند.

برخی این نشریه را معرف مارکسیسم–لیننیسم و پیرو اهداف اتحاد شوروی سابق می‌دانند. حلیم تنویر از روزنامه‌نگاران طرفدار حزب اسلامی افغانستان می‌گوید این جریده جنبه ملی نداشت: "این جریده ارگان نشراتی حزب کمونیستی خلق و پرچم بود که از طرف اتحاد شوروی سابق حمایت می‌شد و با انفاذ قانون اساسی ما می‌بینیم که اینها مضامینی در آن زمان به نشر میرساندند که مخالف عقاید اسلامی هم بود و یک سلسله واکنشها را در جامعه برانگیخته بود و روحانیون را هم برانگیخته بود و (نتیجه این واکنشها) مصادره شدن شماره سوم خلق بود."


ولی محمد حسن بارق شفیعی، روزنامه‌نگارو مدیر مسئول جریده خلق این نشریه را نه منادی سوسیالیسم و کمونیسم، بلکه طرفدار ایجاد یک دولت ملی و دموکراتیک به رهبری یک جبهه ملی معرفی می‌کند: "مرام دموکراتیک خلق که در شماره اول و دوم آن نشر شد، فقط به وجود آمدن دموکراسی ملی در افغانستان بود."

او همچنین گفته است: "کسانی که که ادعا می‌کنند که این یک جریده کمونیستی است، نمی‌دانند که کمونیسم می‌توانند که در یک جامعه فئودالی و ماقبل فئودالی قبیله‌ای خواسته و تطبیق شود. حتی شوروی وقت به ساختمان سوسیالیسم مشغول بود و پایه‌های مادی ایجاد جامعه کمونیستی را اصلاً نداشت و به همان خاطر هم نتوانست آن را به سر برساند. در افغانستان چطور می‌توانستند که یک جامعه کمونیستی مطرح شود و برای آن مبارزه صورت بگیرد؟"

جریده خلق پس از انتشار شش شماره سانسور و مصادره می‌شود و سال بعد جمعیت دمکراتیک خلق افغانستان جریده پرچم را به مدیریت مسئولی سلیمان لایق روزنامه‌نگار و شاعر افغان به عنوان ارگان نشراتی خود منتشر می‌کند.

پرچم را پیرو مشی خلق و نشریه چپ طرفدار اهداف اتحاد شوروی معرفی می‌کنند. اسماعیل اکبر پژوهشگر افغان می‌گوید پرچم خط مشی رسمی حزب کمونیست شوروی برای کشورهای عقب‌مانده، یعنی رسیدن به سوسیالیسم از طریق رشد غیرسرمایه‌داری را تبلیغ می‌کرد.

آقای اکبر گفت: "جریده خلق نشر شد اما خط مشی رسمی حزب کمونیست شوروی، که برای کشورهای عقب‌مانده دموکراسی ملی و راه رشد غیرسرمایه‌داری و انتقال از جوامع فئودالی و نیمه فئودالی به صورت مصلحت‌آمیز به تشکیل دولت دموکراسی ملی و بعد از آن رفتن از راه غیرسرمایه‌داری به سوسالیسم بود که خط مشی رسمی دولت شوروی در مورد کشورهای جهان سوم بود. اول خلق - که شش شماره نشر شد - و بعد پرچم - که حدود سه چهار سال نشرات کرد - به صورت مداوم ناشر همین فکر بود."


[] اختلاف بر سر رهبری

محمدحسن بارق شفیعی تاکید می‌کند که جریده پرچم ادامه جریده خلق بود و جز تفاوت نظر در مورد رهبران جمعیت دموکراتیک خلق از لحاظ راه و دیدگاه با آن فرقی نداشت: "پرچم هیچ تضاد با خلق نداشت و اصلاً اختلاف خلق و پرچم یک اختلاف ایدلوژیک نبود، اختلاف سیاسی نبود. اختلاف آن‌ها بر سر رهبری بود در حیات داخلی حزب که تره‌کی یا کارمل؟ کدام اینها باید رهبری داشته باشند."

جریده چپی دیگر این دوره شعله جاوید، ارگان جریان دموکراتیک نوین بود که نخست به صاحب امتیازی این جریان و مدیریت مسئولی دکتر رحیم محمودی در حمل ۱۳۴۷ خورشیدی منتشر شد. این جریان یک تشکل چپگرایان طرفدار چین کمونیست بود و به گفته اسماعیل اکبر اندیشه‌های دموکراسی نوین صدر مائوتسه تونگ، رهبر پیشین چین را تبلیغ می‌کرد.

آقای اکبر گفت: "شعله جاوید با تمام حدت و شدت ناشر افکار دموکراتیک نوین است. به گفته خودش که صدر مائوتسه تونگ دموکراسی نوین را در برابر دمکراسی ملی مطرح می‌کرد، رهبری حزب کمونیست را و رهبری طبقه کارگر را قطعی می‌دانست راه جنگ انقلابی، محاصره شهرها از طریق دهات را عمده می‌دانست. شعله جاوید دقیقاً انعکاس‌دهنده همین موضوع و نظرات چینی‌ها بود."

فاروق فارانی، از فعالان آن زمان این جریان می‌گوید شعله جاوید خود را ملزم به پیروی از مائوئیسم نمی‌دانست، اما می‌خواست افکار مائوتسه تونگ را با مفاهیم افغانی ارائه کند: "به هیچ وجه جریان شعله جاوید خود را ملزم به این نمی‌دانست که از چین و از یک نظریه معین پیروی کند، بلکه بیشتر افکار مائوتسه تونگ را با الهام از آن نظریات و کوشش به اینکه بتواند همین را به زبان افغانی و با ادبیات افغانی، منظورم اینکه با مفاهیم افغانی، ارائه بکند."


[] نشریه‌های اسلامگرا

در حالی که فعالیت‌های جمعیت دموکراتیک خلق افغانستان و جریان دموکراتیک نوین گسترش می‌یافت، اسلامگرایان به رهبری نهضت جوانان مسلمان افغانستان در مقابله با این دو گروه فعالتر می‌شدند. در این میان جریده گهیز به عنوان مدافع اسلام در پاییز ۱۳۴۷ (اکتبر ۱۹۶۸) منتشر شد و تا قتل مرموز منهاج‌الدین گهیز، مدیر مسئول آن، به طور منظم از چاپ بر آمد.

حلیم تنویر نویسنده کتاب تاریخ روزنامه‌نگاری در افغانستان گهیز را طرفدار معرفی مدنیت با اندیشه‌های دینی توصیف می‌کند: "منهاج‌الدین گهیز روشنفکر دینی بود و با اندیشه‌های سید جمال‌الدین افغان، که می‌خواست مسائل دینی را با مدنیت یک جا در جامعه معرفی کند. به همین خاطر، او با دیدگاه بسیار جدیدی وارد صحنه سیاسی شد. او با نهضت جوانان مسلمان در آن وقت رابطه داشت، اما عضو نشده بود."

ولی اسماعیل اکبر می گوید که گهیز یک نشریه ایدئولوژیک بود و سیاست رادیکال انقلابی را برای سرنگونی نظام با یک دید جهانی اسلامی و نه وطنی تبلیغ می‌کرد: "افکار ایدئولوژیک دقیقاً در نشریه‌های گهیز، ندای خلق و خیبر، اسلام را تقلیل دادن به سیاست و کاهش دادن به سیاست انقلابی رادیکال علیه یک دولت، سرنگون سازی و ساختن نظام اسلامی مطابق ایده‌آل خود بود."

"من دقیقا به‌خاطر دارم که تمام نشریاتی که در ایران چاپ می‌شد منبع تغذیه اخوانی‌های ما بود. آثار مودودی هم در آنها چاپ می‌شد و آثار سید قطب هم چاپ می‌شد و هم آثار همفکران آن در ایران مثل ناصر مکارم شیرازی و غلامرضا سعیدی. کاملاً در یک چهارچوب اسلام رادیکال انقلابی بخاطر سرنگونی یک نظام با دیدگاه جهانی اسلامی نه با دیدگاه وطنی."

جراید ندای حق، خیبر و مجله اسلام هم از شمار نشریه‌های اسلامگرای این دوره بودند. به قول برخی از پژوهشگران، از این شمار مجله اسلام، که منهاج‌الدین گهیز مدیر مسئول آن بود جنجال برانگیز بود. از جرایدی که در دهه قانون اساسی مبلغ و حامی مشروطیت و دموکراسی تلقی می‌شوند می‌توان ازجمله از ملی، افکار نو، پیکار، جبهه ملی و معرفت نام برد.

برخی بر این عقیده‌اند که در راس این دسته از جراید نشریه جبهه ملی قرار داشت. جبهه ملی ارگان سازمان سیاسی به نام زرنگار بود که می‌گویند آن را خلیل‌الله خلیلی شاعر معروف تاسیس کرده بود. هدف عمده آن ظاهراً توسعۀ طبقه متوسط و اصلاحات عمیق اجتماعی به رهبری این طبقه بود.


[] طبقه متوسط

عبدالحمید مبارز، که از نویسندگان این جریده بود می‌گوید: "وقتی ما متوجه شدیم که (جریانهای) چپ و راست ایجاد شده، چپ هم نشرات خود را می‌کرد و راست هم. یکی در برابر دیگر عکس‌العمل داشتند. ما چند نفری که با هم همفکر بودیم، وضع جامعه را در مخاطره دیدیم و ما خواستیم که خط سوم را به وجود بیاوریم و در بین این دو نظریه موقفی را ما اشغال بکنیم."

"در آن روزنامه همیشه می‌نوشتیم که ما جبهه ملی را ناشر افکار طبقه متوسط افغانستان می‌دانیم، چرا روزنامه‌های پرچم و خلق پرولتاریا را اساس گرفته بودند و هدف ما این بود که طبقه متوسطه را وسیع‌تر بسازیم چرا که ما به این عقیده بودیم که طبقه متوسط، طبقه سالم جامعه و ستون فقرات جامعه می‌باشد. به همین اساس بود که من مقاله انقلاب صلیب ملی را در شماره اول آن به نشر سپرده بودم."

یکی دیگر از جریده‌های مهم این دوره مساوات، ارگان جمعیت دموکراتیک مترقی بود. موسس جمعیت محمد هاشم میوندوال، یکی از نخست‌وزیران این دوره بود. جریده مساوات، که عبدالشکور رشاد – صاحب امتیاز و محمد رحیم الهام مدیر مسئول آن بودند - ظاهراً طرفدار مشروطیت، دموکراسی، عدالت اجتماعی و به قولی رسیدن به نوعی سوسیالیسم از طریق تکامل دموکراسی پارلمانی بود.

دکتر اسدالله شعور، روزنامه‌نگار و پژوهشگر در این مورد می‌گوید: "در آن زمان مرحوم محمد هاشم میوندوال و یک تعداد ملی‌گرایان دیگر در صدد این شدند که یک تعداد احزاب معتدل و میانه رو و احزاب ملی را، که گرایش به خارج و گرایش به اندیشه‌های چپ و راست نداشته باشند و از یک خط ملی پیروی بکنند به وجود بیاورند."

"از این جمله، یکی حزب دموکراتیک مترقی بود و دیگرش حزب افغان سوسیال دموکرات بود که به نام افغان ملت معروف است و همچنین حزب زحمتکشان عوام بود که دکتر فرزان مرحوم آن را اساس گذاشت. حزب دموکرات مترقی می‌خواست که پیرو یک اندیشه ملی باشد، به همین علت اساس تازه را طرح کردند که بنام پنچ اصل معروف بود، پنج اصل دموکرات مترقی که عبارت بود از دین اسلام، ملیت، شاهی مشروطه، دموکراسی و سوسیالیسم."


[] کاروان

در دهه دموکراسی در کنار جراید و نشریه‌های موقوته، برای اولین با در تاریخ مطبوعات افغانستان یک روزنامه آزاد نیز منتشر شد. کاروان اولین روزنامه غیردولتی در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸ میلادی) از چاپ بر آمد صباح‌الدین کشککی صاحب امتیاز و عبدالحق واله مدیر مسئول آن از چهره‌های معروف و حرفه‌ای روزنامه‌نگاری آن دوره بودند.

کشککی در باره دلایل انتشار این روزنامه در کتاب "دهه قانون اساسی" می‌نویسد: "جریده مربوط به من، کاروان، که برخی آن را جریده برجسته افغانستان خوانده‌اند، در سپتامیر ۱۹۶۸ شروع به نشرات کرد. من تا آن وقت انتظار کشیدم تا دریابم که آیا مطبوعات غیرحکومتی در جامعه‌ای که جدیداً دست به دموکراسی زده است، چطور مکلفیت‌های خود را ایفا می‌کند. هیچ یک از جریده‌های شخصی که تا آن وقت تاسیس گردیده بود، از عهده آنچه از مطبوعات مستقل توقع می‌رفت بر آمده نتوانست."

به این ترتیب آقای کشککی دست به انتشار کاروان می‌زند تا به قول خود او، مصدر خدمت بهتری برای کشورش شود. اما برخی انتشار کاروان را واکنشی در برابر نشریه‌های چپ آن دوره تلقی می‌کنند.

بارق شفیعی، مدیر مسئول جریده خلق و یکی از رهبران جمعیت دموکراتیک خلق در دهه دموکراسی می‌گوید: "اشخاصی که کاروان را اداره می‌کردند، مانند کشککی، مخالفین سرسخت ما بودند و انسانی بود که از طرفداران پر و پا قرص راست سلطنت بود و روزنامه را که نشر هم کرده بود فقط بخاطر این بود که خواننده ها را به خود جلب بکند و فضا را تنگ بسازد برای نشراتی مترقی."

با توجه به گران بودن هزینه چاپ روزنامه در آن روزگار، کاروان متهم بود که نه تنها از منابع داخلی بلکه از منابع خارجی نیز تمویل می‌شود. کشککی خود در این باره نوشته است: "بعضی گفتند که کاروان از طرف حکومت نشر می‌شود. برخی گفتند که آن را سرمایه‌داران داخلی تمویل می‌کنند و عده‌ای اتهام وارد کردند که سی‌آی‌ای، اداره استخبارات آمریکا کاروان را تمویل می‌کند. اما کاروان به سیاست خود مبنی بر تقدیم متوازن واقعات کشور و ابراز نظر در باره آن ادامه می‌داد."

تقریباً همه پژوهشگران و تحلیلگران امور روزنامه‌نگاری حتی مخالفان دیدگاه و محتوای کاروان، متفق‌النظرند که این روزنامه از لحاظ فن روزنامه‌نگاری برجستگی خاصی داشته است. دکتر محمدهاشم عصمت‌الهی، مولف نظام مطبوعات افغانستان و استاد دانشگاه کابل می‌گوید: "من کاروان را یک روزنامه هدف‌گرا، هدفمند و منتقد یافتم."


[] طنز و کارتون

یکی دیگر از ویژگی‌های مطبوعات دهه قانون اساسی توجه جدی به طنز و کارتون است. ترجمان نخستین جریده طنزی است که در این دهه منتشر می‌شد. این جریده پر از مقالات طنزی اجتماعی–سیاسی و کارتون‌های سیاسی است.

صاحب امتیاز این جریده دکتر عبدالرحیم نوین و مدیر مسئول آن علی‌اصغر بشیر، طنزنویس مبتکر و معروف بود. محمدکاظم آهنگ ترجمان را جریده‌ای عالی روشنفکری، ادبی و حرفه‌ای توصیف می‌کند: "روزنامه‌ای که من روزنامه‌نگارش را قهرمان و خود روزنامه را یک پدیده خیلی عالی روشنفکری، ادبی و ژورنالیستی یافتیم ترجمان بود."

جلال نورانی روزنامه‌نگار و طنزنویس افغان از همکاران قلمی ترجمان در باره نقش علی‌اصغر بشیر در موفقیت این جریده می‌گوید: "مرحوم استاد بشیر هروی دقیقاً یک طنزنویس چیره‌دستی بود. او قدرت و توانایی نوشتن طنز را هم به‌نثر داشت و هم به‌نظم، چون شاعر هم بود."

در خصوص دهه قانون اساسی مطالب دیگری نیز قابل بحث است از جمله مرزهای آزادی بیان در این دوره، سانسور و مصادره نشریه‌ها و عوامل سیاسی-فکری آن، مجازات برخی از روزنامه‌نگاران و همچنین اثرات اجتماعی سیاسی مطبوعات این دهه. در بخش بعدی به‌بررسی این موضوعات خواهیم پرداخت.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- مطبوعات تریبونی برای احزاب سیاسی، بخش فارسی بی بی سی: جمعه ٢٨ اکتبر ٢٠۱۱ - ٠٦ آبان ۱٣۹٠



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

وب سایت فارسی بی بی سی: صفحۀ ویژۀ صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان



۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان

از: عبدالله شادان

صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان

چالش‌ها و دستاوردهای مطبوعات دهه چهل


فهرست مندرجات



در دو بخش قبلی مطبوعات دولتی و آزاد سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ خورشیدی را بررسی کردیم. کارشناسان، مورخان و روزنامه‌نگاران متفق‌النظرند که این دوره از لحاظ رشد کمی و کیفی مطبوعات و از لحاظ آزادی بیان، نسبت به دوره‌های پیش از آن به‌گونه بی‌سابقه‌ای درخشان بوده است.

با وجود این، هنوز مسایل قابل بحث در ارتباط به این دهه وجود دارد، از جمله مرز آزادی بیان، سانسور و چگونگی مصادره جراید، مجازات برخی از روزنامه‌نگاران و همین گونه تحولات زبانی در مطبوعات و سر انجام، اثرات اجتماعی سیاسی مطبوعات دهه قانون اساسی.


اگرچه قانون مطبوعات ۱۹۶۵ تاسیس چاپخانه‌های سخصی را اجازه داده بود، اما جز دو سه چاپخانه کوچک، مثل مطبعه سبا و وارسته، چاپخانه‌های بزرگی که جراید آزاد را چاپ کند، وجود نداشت. از سوی دیگر بر اساس قانون مطبوعات، همه جریده‌ها باید به وسیله ماشین‌های طباعتی چاپ می‌شدند نه به‌وسیله ماشین‌های کاپی و گستتنر.

بنابر این، تقریباً همه نشریه‌های آزاد در مطبعه دولتی چاپ می‌شدند. حبیب‌الله رفیع، روزنامه‌نگار و پژوهشگر افغان می‌گوید در این وضعیت حکومت فرصت می‌یافت جراید را به‌نحوی پیش از پیش سانسور و حتی مصادره کند.

او گفت: "یک مشکل آن بود که دولت در قانون مطبوعات وعده داده بود که هیچ نشریه قبل از نشر سانسور نمی‌شود، اما تمام نشرات در مطبعه دولتی صورت چاپ می شد و پیش از آنکه نشر شود، مدیر مسئول همان مطبعه، همه نشرات را می‌خواند و به مقامات بالا خبر می‌داد که در این نشریه این مضمون است و در آن نشریه آن مضمون."

"بارها اتفاق افتاده بود که اخباری که حکومت نمی‌خواست به‌چاپ برسد، در مطبعه سانسور می‌شد و از مطبعه برده می‌شد و خلاف قانون مصادره می‌شد و به‌همین اساس بود که نشرات این دوره آنقدر کامیاب نبود و مثل دوره زودگذر شاه‌محمود خان بود."


[] سانسور

عده‌ای از پژوهشگران به این نظرند که در سانسور و مصادره برخی از جراید آزاد این دوره عوامل مختلفی در کار بوده است. اسدالله شعور، روزنامه‌نگار و پژوهشگر بر عواملی چون مخالفت‌های حکومت، پارلمان و حتی انتقامجویی‌های شخصی در سانسور و مصادره برخی از جراید مهم این دوره تاکید می‌کند.

آقای شعور مثال‌هایی از عوامل را بر شمرد: "جریده خلق و پرچم بخاطر مخالفت پارلمان مصادره شد. جریده پیام امروز بخاطر مخالفت شخصی مرحوم سید قاسم رشتیا با آن نشریه از بین رفت و جریده مصادره شد و آقای خاوری به سه سال حبس و مدیر مسئول روزنامه آقای طاهر محسنی، داماد آقای محمد غبار به دو سال حبس محکوم شدند."

به‌نظر می‌رسید که حکومت‌های دهه قانون اساسی هم مثل حکومت‌های پیشین تحمل چندانی در برابر آزادی بیان و به‌خصوص انتقاد شدید نداشتند. صباح‌الدین کشککی، که خود وزیر اطلاعات و فرهنگ در آخرین سال این دهه بود، می‌نویسد که حکومت اصلا مطبوعات آزاد را نمی‌خواست:

او گفت: "خیلی واضح بود که حکومت اصلآ نه می‌خواست مطبوعات غیرحکومتی وجود داشته باشد. مطبوعات حکم اذیت و خدشه را برای بوروکراسی اتخاذ کرده بود. کابینه عملآ ساعت‌ها وقت خود را سپری می‌کرد تا در باره مضمونی که حکومت را به باد انتقاد گرفته و اسباب مخالفت را علیه آن در میان اعضای شوری یا مظاهره‌چیان بار می‌آورد، جروبحث کند."


[] برخوردهای متفاوت نخست‌وزیران

با وجود تضمین قانونی آزادی بیان، صدراعظم‌های دهه قانون اساسی در مقابله با اذیت انتقاد مطبوعات آزاد و سانسور و تعطیل آن‌ها روش‌های مختلفی در پیش گرفتند. اسدالله شعور که در مورد مطبوعات این دهه تحقیقات گسترده‌ای کرده است، برخورد متفاوت سه تن از صدراعظم‌های این دهه با مطبوعات آزاد را بر می‌شمارد:

"در دوره حکومت دکتر یوسف خان حتی بر جراید دولت کنترول و سانسوری نبود، اما در دوره مرحوم میوندوال، متاسفانه همه جراید ملی به یکباره مصادره شدند. در دوران سقوط صدارت میوندوال صرف یک جریده ملی و آن هم یک جریده شخصی بود، وجود داشت."

"در دوره اول حکومت اعتمادی بازهم همان دوره آزادی دوره یوسف خان برای مطبوعات آمد و صرف در یک مورد که جریده پرچم مصادره شد. ولی در دوره دوم حکومت اعتمادی نه تنها ... بگیر و ببند مطبوعات از سرگرفته شد، بلکه یک نوع سانسور بسیار خفیفی صورت می‌گرفت."

"در دوره حکومت مرحم دکتر عبدالظاهر کارهای کنترول برای مطبوعات و نشرات بیشتر از طریق معاون صدارت، مرحوم موسی شفیق صورت می‌گرفت. چون در این دوره کمی کنترول شدت گرفت، یک تعداد از جراید اعتصاب کردند و سر و صدا به راه افتاد و در تحت همین فشارها حکومت کنترول خود را کمی سست‌تر کرد."


[] تفتین یا همکاری؟

اما محمدموسی شفیق، آخرین صدراعظم این دوره راه‌های دیگری را برای جلوگیری از اذیت مطبوعات آزاد برگزید. به قول صباح‌الدین کشککی، وزیر اطلاعات و فرهنگ او، شفیق برای تامین اهداف خود از مطبوعات حکومتی و غیرحکومتی استفاده کرد.

دکتر اسدالله شعور از تصمیم محمدموسی شفیق به تعیین برخی از مدیران مسئول جراید آزاد به مقامات حکومت و اعطای سوبسیدی (یارانه) به‌بعضی از این جراید به‌عنوان وسیله کنترل حکومت بر مطبوعات آزاد یاد می‌کند.

آقای شعور گفته است: "مرحوم موسی شفیق با به قدرت رسیدن، عملاً برای از بین بردن مطبوعات ملی کارهایی کرد و برنامه‌های بسیار ظریفانه‌ای طرح کرد، از جمله مدیران مطبوعات را به دفتر صدارت دعوت کرد و از آن‌ها خواست و گفت که شما آرزوی ترقی افغانستان را دارید. حکومت، حکومت ملی و حکومت خود شما است. هر نظری و ابتکاری که برای پیشرفت و اعتلای افغانستان دارید، بیایید آن‌ها را با همکاری دولت تطبیق بکنید. هر مقامی را که می‌خواهید بیایید، همان مقام را بگیرید و همان نظریات‌تان را پیش ببرید و دولت هم برای‌تان تعهد می‌کند که هیچگونه مانعی برای شما خلق نکند. این امر در آن زمان نوعی تفتین علیه جراید ملی خوانده شد، ولی یک تعداد فریفته این برنامه شدند، رفتند و جهت حکومت را گرفتند و از نشر جراید ملی خودداری کردند و جراید خود را تعطیل کردند."

"دولت شفیق ابتکار کرد و برای جراید ملی اطلاع داد که مثلاً سر از فلان ماه پول کرایه دفاتر جراید ملی و پول برق و تلفن این دفاتر از طرف دولت پرداخته می‌شود و دولت سوبسیدی برای این جراید داده است تا بتواند از این طریق اعمال نفوذ کند."


[] مصادره خلق و پیام امروز

مدیران مسئول جرایدی که در این دهه سانسور و مصادره شدند، همواره تصمیم حکومت‌های آن زمان را مخالف قانون اساسی، مخالف قانون مطبوعات و غیرعادلانه توصیف کرده‌اند. خلق نخستین جریده‌ای بود که در این دهه سانسور شد.

محمدحسن بارق شفیعی، مدیر مسئول این نشریه گفته است: "نه خلق و نه پرچم با هیچ یک از ماده‌های قانون اساسی و قانون مطبوعات در تضاد نبود. فقط منافع محافل حاکمه سیاسی را در افغانستان صدمه می‌زد و طبقات حاکم در افغانستان و مزدوران‌شان را در اقشار مختلف جامعه افغانستان. بنابران یک اتحاد نامقدس را علیه این جریده (به‌وجود آوردند)."

پیام امروز جریده شخصی بود که به‌هیچ سازمان سیاسی و ایدئولوژی خاصی تعلق نداشت، اما به‌قول غلام‌نبی خاطر، روزنامه‌نگار و صاحب امتیاز این جریده، پیام امروز تنها به‌خاطر بی‌کفایت خواندن دستگاه حاکمه سانسور و مصادره شد.

آقای خاطر هنوز این جریان را به‌خاطر دارد: "این مقاله را یک جوانی به‌نام پیرمحمد خاوری نوشته بود که "امارت امتحان بی‌کفایتی خود را داده." به جرم این که ما اهانت کرده‌ایم به مقام سلطنت، نشریه را زیر تبر و چکُش گرفتند - هرچند دلایل وافری گفتیم که امارت احتوا نمی‌کند سلطنت را."


[] نقض آزادی بیان

یکی از مثال‌های برجسته نقض آزادی بیان در این دوره که سر و صدای زیادی برانگیخت، سانسور و مصادره کتاب افغانستان در مسیر تاریخ، اثر میر غلام‌محمد غبار، مورخ افغان است. این کتاب در دوره حکومت نوراحمد اعتمادی سانسور شد.

دکتر اسدالله شعور این داستان را باز می‌گوید: "کتاب افغانستان در مسیر تاریخ در نتیجه توافق زنده‌یاد غبار و مرحوم بینوا، که به مدت کوتاهی وزیر اطلاعات و فرهنگ بود، در مطبعه دولتی به چاپ رفت. مرحوم بینوا و غبار چون می‌دانستند و بحرانات سیاسی موجود همان وقت را درک می‌کردند که حکومت میوندوال زیاد دوام نخواهد کرد، با عجله بسیار کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را در ظرف تقریباً یک ماه به‌چاپ سپردند و به صحافی فرستادند. تصادفا در جریان صحافی کتاب، حکومت میوندوال سقوط می‌کند و نوراحمد اعتمادی برای تشکیل کابینه جدید مؤظف می‌شود."

"در این جریان یکی از مامورین وزارت خارجه برای چاپ خط مشی حکومت اعتمادی به مطبعه می‌رود و متوجه کتاب افغانستان در مسیر تاریخ می‌شود. این مامور وزارت خارجه که یک شخصیت فرهنگی هم بود فرم‌های این کتاب را به اعتمادی تقدیم می‌کند که در آنجا غبار یک سلسله حقایق را در مورد خانواده‌های حکومت حکمران افشا کرده بود که قبلاً از دید مردم پنهان بود."

"از این جهت، بیشتر سانسور افغانستان در مسیر تاریخ جنبه شخصی داشت، بخاطری که نوراحمد اعتمادی یک سلسله مسایل را نمی‌خواست که در مورد خانواده‌های حاکم افشا شود و از همین جهت، دست به فعالیت‌هایی زد و کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را پیش از آن که صحافی آن تکمیل شود فرم‌های چاپ شده آن را به تحویل‌خانه گذاشتند و برای تقریباً مدت ربع قرن محبوس ماند."


[] آزادی نسبی

با توجه به موارد متعدد سانسور و مصادره و تعطیل جراید و مجازات برخی از روزنامه‌نگاران، عده‌ای از محققان به این باور هستند که علی‌رغم تضمین آزادی بیان و مطبوعات در قانون اساسی و قانون مطبوعات و با وجود تحقق این آزادی در عمل و در صفحات جراید آزاد، آزادی بیان در دهه قانون سیاسی آزادی نسبی بوده است.


لطیف ناظمی شاعر و پژوهشگر می‌گوید: "جریده خلق با آنکه تأثیر زیادی بین قشر روشنفکر افغانستان کرد شش شماره بیشتر چاپ نشد و جریده پرچم دوامی بیشتری داشت. جریده شعله جاوید هم. یعنی اینها به هر حال همه مصادره شدند. برای یک مدتی آمدند و دوباره رفتند."

"وقتی در باره آزادی بیان در دهه دموکراسی یا دهه مشروطه صحبت می‌کنیم، این آزادی بیان یک آزادی نسبی بوده یعنی اجازه ندادند که تا آخر چپ‌ها و راست‌ها حرف‌های خود را بزنند. حتی برخی از رهبران جراید کشته شدند و به زندان افگنده شدند."


[] زبان تازه

مطبوعات آزاد دهه قانون اساسی و به‌ویژه چند جریده متعلق به گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی این دهه، مظهر اندیشه‌های مختلف سیاسی اجتماعی و فلسفی بودند - نظریات و اندیشه‌هایی که تا آن زمان در مطبوعات افغانستان کمتر بازتاب یافته بود. این افکار و نظریات با مصطلحات خاص خود بیان می‌شد.

لطیف ناظمی به این نظر است که این جراید به رشد هر دو زبان فارسی دری و پشتو کمک کرد: "در جریده‌های چپ اصطلاحات و دانشواژه‌های مارکسیستی که ترجمه شده بود در قلمروهای فارسی زبان‌ها در اینجا شیوع پیدا کرد. اگر صاحبان جراید خودشان نتوانستند و یا نخواستند که مثلاً معادل‌ها و برابرهایی بسازند، ولی کوشش کردند که معادل‌ها و برابرهایی برای مفاهیمی که عرضه می‌کنند از جاهای دیگری قرض بگیرند و رشدی در گسترش دامنه نظام واژگانی ما پیدا شد و حتی این باعث این شد که مطبوعات یک زبان تازه پیدا بکند."

در ارتباط به تحولات در زبان مطبوعات در دهه قانون اساسی، اعظم رهنورد زریاب روزنامه‌نگار، نویسنده و پژوهشگر بر تاثیر زبان رسانه‌های چاپی و غیرچاپی سازمان‌ها و احزاب چپی ایران بر احزاب و رسانه‌های چپ افغانستان و از طریق آن‌ها بر زبان فارسی دری تاکید می‌کند.

آقای زریاب گفته است: "بدون شک بخاطر از اینکه حزب دموکراتیک خلق مستقیماً از نشریه‌های حزب توده ایران الهام می‌گرفت و بیشتر آن چیزی را که در نشریه‌های حزب توده بازتاب می‌یافتند همان مطالب را اینها هم بازتاب می‌دادند. در این بازتاب نمی‌توانستند که از زیر تاثیر زبانی که حزب توده به‌کار برده بود، خود را کنار بکشند."

"در حزب توده ایران آدم‌های بسیار برجسته‌ی مثل احسان طبری وجود داشتند، احسان طبری در وضع واژه‌ها نقش بسیار اساسی داشت و بعضی از این واژه‌ها را امروز ما هم به‌کار می‌بریم، بدون آنکه بدانیم که این واژه‌ها را احسان طبری وضع کرده است. به‌طور نمونه، امروز ما کلمه رزمنده را به‌کار می‌بریم که واژه رزمنده در ادبیات کلاسیک فارسی وجود نداشته، اما این را از واژه رزم احسان طبری به‌وجود آورده و امروز هم در افغانستان و هم در ایران این کلمه وسیعاً به‌کار می‌رود."


[] نارسایی‌ها

این تنها حکومت‌های این دوره نبودند که با سانسور و مصادره جراید آزاد در رعایت اصل آزادی بیان و قانون مطبوعات کوتاهی نشان دادند. به‌عقیده کارشناسان و تحلیلگران، مطبوعات آزاد این دوره هم کاستی‌ها و نارسایی‌هایی داشت.

صباح‌الدین کشککی از جمله این نارسایی‌ها از عدم احساس مسئولیت در برابر منافع عامه، برخورد نادرست با مسائل وحدت ملی، زبان‌گرایی و تبارگرایی و سرانجام متهم کردن یکدیگر به وابستگی به قدرت‌های خارجی یاد کرده است.

آقای کشککی گفته است: "مطبوعات غیرحکومتی از نگاه اقتصادی ضعیف، از نگاه حرفه‌ای فاقد قدرت و از نگاه سیاسی غیرمتوازن بود. ممکن بود که حتی مطبوعات حکومتی به‌حیث یک ارگان موثر در آورده شود، ولی حکومت‌های بر سر اقتدار نتوانستند شرایط بخصوصی را درک کنند که افغانستان در آن بسر می‌برد."

اما گروه دیگری مطبوعات دهه قانون اساسی را نقطه اوج رشد کمی و کیفی مطبوعات از آغاز تا آن زمان توصیف می‌کنند. دکتر هاشم عصمت‌الهی یکی از ین افراد است.

او گفته است: "با توجه با نشیب و فرازهای متعددی که مطبوعات ما از ۱۳۵ سال سپری کرده تا امروز در دهه دموکراسی یک نقطه اوج رشد کمی و رشد کیفی مطبوعات را می‌بینیم. از لحاظ رشد کیفی‌ما ویژگی‌های را در این دوره شاهدیم که نشریات آرمان گراست، عقیدتی و فکری است."

اگر چه با توجه به رقم بسیار بزرگ بیسوادی در افغانستان آن زمان اکثریت قابل ملاحظه مردم نمی‌توانستند مطبوعات را بخوانند با وجود آن عده‌ای به این نظرند که مطبوعات آزاد این دوره بر رشد شعور سیاسی و بیداری قشر جوان این کشور اثرات ژرف و همه جانبه‌ای گذاشت.

سرانجام با کودتای ۲۶ سرطان (تیر) ۱۳۵۲ خورشیدی دههء قانون اساسی و در مجموع نظام سلطنت در افغانستان به پایان می‌رسد و نخستین جمهوری در این کشور بنیاد نهاده می‌شود و در تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که در پی می‌آید، مطبوعات نیز دستخوش تحولات عمده‌ای می‌شود.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عبدالله شادان، چالش‌ها و دستاوردهای مطبوعات دهه چهل، بخش فارسی بی بی سی: شنبه ٢۹ اکتبر ٢٠۱۱ - ٠٧ آبان ۱٣۹٠



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

وب سایت فارسی بی بی سی: صفحۀ ویژۀ صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان



۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان

از: عبدالله شادان

صدسال روزنامه‌نگاری در افغانستان

مطبوعات از دکتر یوسف تا موسی شفیق


فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


پس از استعفای محمدداوود در آخر سال ۱۳۴۲ خورشیدی دوره‌ای آغاز شد که مورخین و پژوهشگران آن را با توجه به تصویب قانون اساسی جدید و با در نظر داشت دیدگاه‌های سیاسی خود به‌نام‌های مختلفی چون دهه دموکراسی، دوره شاهی مشروطه، دهه قانون اساسی، دهه دموکراسی تاجدار و حتی دوره دموکراسی قلابی خوانده‌اند.

مطبوعات این دوره را به‌دو دسته دولتی و آزاد تقسیم‌بندی کرده و هر یک را جداگانه بررسی می‌کنیم.


[] مطبوعات دولتی

در خصوص فرارسیدن این دوره نیز نظریات متفاوتی وجود دارد. محمدظاهر شاه، شاه سابق افغانستان، که بر خی از مورخین اراده و نقش او را در ظهور این دوره برجسته کرده‌اند، می‌گفت که در گذشته شرایط کشور و شرایط روز اجازه نمی‌داد که دموکراسی بر قرار شود و اینک شرایط آماده شده است: "هر وقت و هر زمان سلاطین افغانستان خصوصاً در دوره‌های اخیر کوشش کردند در راه بوجود آوردن یک نوع دموکراسی. البته شرایط مملکت و شرایط روز اجازه نمی‌داد که تمام هوس‌ها و آرزوی‌های که داشتند (برآورده شود). تا وقتی که این زمانه (فرصت) میسر شد در دوره ما. یک تعداد جوانان تحصیل‌یافته داخل کشور شدند و اینها توانستند که این آرزوها را به پیش ببرند و به این ترتیب قانون اساسی اول را آغاز کردیم و در یک راه دموکراسی قرار گرفتیم که تفکیک قوای سه‌گانه بوجود آمد که همه اش من فکر می‌کنم برای افغانستان یک قدم نیک بود."

اما میر محمدصدیق فرهنگ مورخ افغان به این عقیده بود که در نتیجه اختناق در دوره‌های گذشته، نسلی از جوانان که از امکان مبارزه قانونی مایوس شده بودند. به‌سوی کار و فعالیت زیرزمینی رو آورده بودند و سلطنت از این فعالیت در هراس بود.

"سردار محمدداود که فکر و خیالش تماماً به جاودانی ساختن قدرتش مصروف بود یا از ین پیش آمدها بی‌خبر ماند و یا این که اعتنا نکرد، اما پسر عمویش محمدظاهر شاه که جاه‌طلبی او را نداشت به این نتیجه رسید که اگر راهی جهت ابراز احساسات و اندیشه‌های جوانان از طریق دمکراسی باز نشود اینان خواه ناخواه به تروریسم و دیگر حرکات افراطی روی آورده و شاید صحنه‌های خونین عصر پدرش تکرار شود."

برخی از تحلیلگران نظریه فشار احساسات و اندیشه‌های جوانان بر سلطنت را رد می‌کنند و بر اراده دستگاه حاکم تاکید می‌ورزند.

اعظم رهنورد زریاب روزنامه‌نگار و نویسنده، دوره‌های آزادی‌های نسبی در افغانستان را به چهار دوره تقسیم می‌کند: دروه اول دوره‌ی امانی (شاه امان‌الله) دوره دوم دوره نخست‌وزیری شاه محمود خان، دوره سوم دوره دهه قانون اساسی و دوره چهارم دوره ریاست جمهوری دکتور نجیب‌الله. اما او به این باور است که در این دوره‌ها آزادی‌های نسبی در اثر فشار از پائین نبوده بلکه دولت به‌دلایل سیاسی فضا را کمی باز کرده است.

عدۀ دیگر می‌گویند که محمدداوود داوطلبانه کنار رفته بود تا شاهی مشروطه، دموکراسی پارلمانی و حکومت یک حزبی یا دو حزبی به‌وجود آید و سپس خود او در راس حزب به‌قدرت برسد. صباح‌الدین کشککی روزنامه‌نگار و یکی از وزرای سابق اطلاعات و فرهنگ افغانستان در کتاب دهه قانون اساسی می‌نویسد: "در ماه مارچ (مارس) ۱۹۶۳ محمدداود کنار رفت ولی صرف با این تفاهم که مفکوره‌های او در مورد یک سلسله اصلاحات دموکراتیک محل تطبیق قرار داده خواهد شد و خودش در یک دوره بعدتر نه به‌نام رئیس حکومت بلکه به حیث رهبر سیاسی حزب حاکم به صحنه بازگشت نماید."


[] تصویب قانون اساسی

یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره، تصویب قانون اساسی جدید افغانستان بود. کار تدوین این قانون در نخستین روزهای این دوره و در اولین روزهای کار دکتور محمد یوسف، اولین نخست‌وزیر خارج از خانواده نادرشاه آغاز شد، سپس در لویه جرگه سال ۱۳۴۳ خورشیدی تصویب و در نهم میزان همان سال به امضای شاه رسید.

در این قانون دموکراسی پارلمانی، تاسیس احزاب سیاسی و سایر حقوق و آزادی‌های اساسی مردم و از جمله در ماده ۳۱ آن تاسیس جراید و نشریه‌های آزاد تضمین شده بود.

دکتور محمدهاشم عصمت‌الهی مولف کتاب نظام مطبوعات افغانستان و استاد رشته ژورنالیسم در دانشگاه کابل با اشاره به دو ماده قانون اساسی این دوره، باور دارد که این دو ماده مبنا و زیربنای تحولات در ساحه مطبوعات در این دوره بود.

در ماده ۲۶ این قانون آمده است "آزادی حق طبعی انسان است، این حق جز آزادی دیگران و منافع عامه که توسط قانون تطبیق می‌گردد، حدودی ندارد." و بازهم در ادامه همین قانون آمده که "آزادی و کرامت انسان از تعرض مصئون است. انفکاک نمی‌پذیرد، دولت به حمایت آزادی و کرامت انسان مکلف است."

همچنین ماده ۳۱ که آزادی بیان را از تعرض مصئون دانسته است و حکم کرده است هر افغان حق دارد فکر خود را به‌وسیله گفتار، نوشتار، تصویر و امثال آن مطابق قانون اظهار کند. هر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون به‌طبع و نشر مطالب، بدون ارائه قبلی که منظورش همان سانسور پیش از نشر است بپردازد.

دکتور محمدهاشم عصمت الهی این ماده‌های قانون را ماده یازدهم حقوق بشر و شهروندی فرانسه و با ماده ۱۹ اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل مقایسه می‌کند و آنرا همخوان می‌داند و می‌افزاید که این دو ماده تحولات بزرگی را به همراه داشته است.
مطبوعات دولتی بستر آزادی‌های نسبی

اما از آغاز نخست وزیری دکتور محمدیوسف تا انتشار نخستین نشریه‌های آزاد یا غیر حکومتی قریب سه سال فاصله زمانی وجود داشت. در این مدت تنها مطبوعات و رسانه‌های دولتی فعال بودند.

اگر چه این رسانه‌ها تحت کنترل جدی حکومت قرار داشتند اما برخی از پژوهشگران می‌گویند که بازهم تغییرات عمومی مشی سیاسی به‌سود مشروطیت و دموکراسی را منعکس می‌کردند و آزادی نسبی در مطبوعات دولتی به وجود آمده بود. میر محمدصدیق فرهنگ در افغانستان در پنچ قرن اخیر می‌نویسد: "متن مسوده قانون اساسی به زبان‌ها دری و پشتو چاپ شد و وزارت مطبوعات از مردم تقاضا کرد که بر آن تبصره نموده و نظرات‌شان را ابراز کنند. عده‌ای از نویسندگان مضامینی راجع به اصول دموکراسی و شیوه برخورد با آن در قانون اساسی مطالبی نوشتند. عده دیگر با استفاده از آزادی نسبی مطبوعات به انتقاد از نحوه کار دوایر و موسسات پرداختند. اما آن‌چه در این دوره در جراید دولتی انتشار یافت، انتقادات سطحی بر مقامات پایین رتبه و یا درجه میانه بود. انتقادات جدی در برابر مقامات بالا یا اصلآ صورت نه گرفت و یا اینکه مطبوعات از نشر آن خودداری کرد."

دکتور عصمت‌الهی به این نظر است که پیش ار انتشار نشریه‌های آزاد، مطبوعات دولتی بستر آزادی مطبوعات را فراهم می‌سازند. زیرا بیشتر شخصیت‌های که در آغاز این دوره در حکومت عضویت داشتند، حامی آزادی بیان بودند.

دکتوراسدالله شعور روزنامه‌نگار و پژوهشگر افغان نیز به این عقیده است که روزنامه‌ها و مجلات دولتی این دوره از آزادی‌های نسبی و لازم برخوردار بودند. بخصوص روزنامه انیس بازتاب دهنده اندیشه‌ها و نظریات محتلف آن زمان بود:

"جراید دولتی در این دوره فارغ از سانسور و بازبینی دولت به نشر می‌رسید. شما اگر جراید دوره آغاز صدارت داکتر یوسف خان را ورق بزنید، (متوجه می‌شوید که) تمام روشنفکرانی که دو سال بعد جریانات راست و چپ را در افغانستان بنیان گذاشتند، همه‌شان به‌صورت آزادانه افکار و اندیشه‌های خود را طی مقالاتی در جراید دولتی (این دوره) به نشر می‌سپردند. مخصوصاً جریده ملی انیس که نام‌های همه روشنکفران را در آن می‌بینیم".

در دوره صدارت محمدداوود یکی از موضوعاتی که همواره عنوان‌های درشت مطبوعات را تشکیل می‌داد و مقالات و مطالب متعددی در باره آن منتشر می‌شد مسئله پشتونستان بود. اما با آغاز دهه قانون اساسی دولت در این مسئله انعطاف نشان می‌دهد و لحن مطبوعات دولتی نیزدر ارتباط به این مسئله نرمتر می‌شود.

صباح‌الدین کشککی مدیر مسئول روزنامه اصلاح در آن دوره درین ارتباط می‌نویسد:

    "بعد از استعفای محمدداود، پادشاه این نگارنده را، چون جدیداً به‌عنوان رئیس آژانس باختر مقرر شده بودم، پذیرفت. یکی از موضوعات مشخصی را که او خاطرنشان کرد مربوط به پشتونستان بود. او گفت از این به بعد مطبوعات نباید مسئله پشتونستان را بسیار جدی بگیرد. افغانستان مطابق به اظهار پادشاه باید موقف تاریخی‌اش یعنی تقاضای حق خودارادیت را برای مردم آن منطقه دوام بدهد اما اصرار به این مسئله به‌حدی که به منافع ملی خودافغانستان ضرر وارد کند درست نخواهد بود".

ولی این دستور پادشاه در مطبوعات و رسانه‌ها چگونه اجرا شد؟ غوث خیبری که سال‌های متمادی مسئول برنامه پشتونستان در رادیوی افغانستان بود می‌گوید پادشاه نمی‌توانست و نمی‌خواست که نهضت پشتونستان را محدود بسازد. به قول او مسئله پشتونستان در مطبوعات و در رادیو مطابق خط مشی قبلی مطرح می‌شد.

افغانستان در عهد نخست‌وزیری محمدداوود روابط نزدیکی با اتحاد شوروی برقرار کرده بود. پس از کنار رفتن او از قدرت به‌نظر می‌رسید که دولت سعی می‌کرد از اتکا مزید بر اتحاد شوروی بپرهیزد. اما پژوهشگران به این باورند که پادشاه و مقامات دولتی تاکید می‌کردند که سیاست بی‌طرفی افغانستان مثل گذشته با جدیت در مطبوعات دنبال شود.


[] رشد مطبوعات دولتی

در دهه دموکراسی مطبوعات و رسانه‌های دولتی افغانستان از برخی از جهات نسبت به گذشته رشد کرد. دکتور اسدالله شعور پژوهشگر افغان از توسعه مطابع، و افزایش در تعداد جراید و مجلات دولتی در پایتخت و ولایات یاد می‌کند: "در دهه دموکراسی یکی از خصوصیاتش این بود که تحجر فکری و تحجر سیاسی که در کشور استیلا داشت کم شد و بسیار ارزش‌های جدیدی به‌میان آمد".

در این زمان حدود ۳۲ هفته‌نامه در افغانستان ایجاد شد و نشرات دولتی هم مراحل رشد و توسعه را پیمود. به گفته آقای شعور در یکتعداد از ولایات نیز نشریات ویژه پا به‌عرصه وجود گذاشت نشریه‌های مانند «جوزجانان» و «ورانگه» و امثال آن ده‌ها جریدۀ دیگر در سایر ولایات به نشرات آغاز کردند.

یکی از ابتکارات وزارت اطلاعات و فرهنگ در اواخر دهه قانون اساسی ادغام روزنامه‌های دولتی اصلاح - انیس و توزیع آن در شهرهای بزرگ کشور در عین روز بود. اعظم رهنورد زریاب مدیر خبرنگاران آن روزنامه در باره دلایل این ادغام و ظهور یک روزنامه ۱۶ صفحه ای می‌گوید که ادغام این روزنامه‌ها را ابتکار صباح‌الدین کشککی وزیر اطلاعات و فرهنگ آن زمان می‌داند. به گفته آقای زریاب آقای کشککی از ابتدا انتقاداتی در مورد روزنامه‌های دولتی داشت و آن‌ها را از لحاظ کمیت و صفحات "حقیر" می‌پنداشت. آقای زریاب می‌افزاید:

" روزنامه «انیس» در چهار صفحه نشر می‌شد، روزنامه «اصلاح» در چهار صفحه نشر می‌شد. از سوی دیگر این روزنامه‌ها در پخش خبرها هیچگونه آزادی نداشتند. یعنی خبرها توسط آژانس باختر آماده می‌شد و برای این روزنامه‌ها مخابره می‌شد و این روزنامه‌ها و نیز رادیو همین خبرهای آژانس باختر را می‌کردند و از رادیو پخش می کردند. آقای کشککی بر این مسئله هم انتقاد داشت و می‌گفت که نباید چهار روزنامه یک خبر را به‌عین شکل چاپ کنند."

در دهۀ قانون اساسی به مجلات خانوادگی و نشریه‌های اختصاصی برای زنان و کودکان توجه جدی مبذول شد. یکی از مجلات مورد علاقه مردم، مجله مصور خانوادگی "ژوندون" بود که در این دوره تیراژ آن آز ۲۰۰۰ به ۶۰۰۰ شماره بالا رفت.


[] تصویب قانون مطبوعات

اما مهمترین دستاورد دهه قانون اساسی تصویب قانون جدید مطبوعات در سرطان (تیر) ۱۳۴۵ خورشیدی است.

در تهییه این قانون نه‌تنها مقامات مسئول حکومتی بلکه دو تن از آزادیخواهان معروف آن دوره میر غلام‌محمد غبار و گل پاچا خان الفت شرکت داشتند. عبدالحمید مبارز از دست‌اندرکاران مطبوعات آن دوره در باره برتری‌های این قانون نسبت به قوانین قبلی مطبوعاتی می‌گوید: "قانون مطبوعات دوره دهه دموکراسی برای بار دوم اجازه می‌داد که جراید، روزنامه‌ها و مطبوعات آزاد بوجود بیآید. فرقش با قوانین سابقه مخصوصآ در قسمت مطابع بود. در سابق حتی در اصولنامه زمان اعلیحضرت امان‌الله خان هم مطابع در انحصار دولت بود (در دهه دموکراسی) مطبعه هم به اساس این قانون آزاد شد."

گفته می‌شود که قانون جدید مطبوعات نسبت به قانون دوره شاه محمود خان بسیار لیبرال‌تر و نسبت به قوانین کشورهای همسایه افغانستان مترقی‌تر و آزادتر بود.

صباح‌الدین کشککی وزیر اطلاعات و فرهنگ در آخرین حکومت دهه دموکراسی در خصوص تعهد این قانون به دموکراسی می‌نویسد: "در قانون مطبوعات برای این که جراید از نشر مواد مضر به دموکراسی بازداشته شوند، مواد کافی وجود داشت: "در ماده اول این قانون مطبوعات مجبور بود، نظم و نسق عامه و همچنان منافع و حیثیت دولت و اشخاص را از ضرری حفظ کند، اساسات اسلام، شاهی مشروطه و دیگر ارزش‌های قانون اساسی را رعایت کند."

برخی از پژوهشگران عقیده دارند که دستگاه دولت می‌توانست هنگام برخورد با مطبوعات مخالف، برخی از این پیش‌بینی‌های قانون مطبوعات را به‌سود خود و به‌زیان مطبوعات آزاد تعبیر و تفسیر کند.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عبدالله شادان، از دکتر یوسف تا موسی شفیق، فرصت دوباره برای مطبوعات، بخش فاذسی بی بی سی: پنج شنبه ٢٧ اکتبر ٢٠۱۱ - ٠۵ آبان ۱٣۹٠



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

بخش فارسی بی بی سی



۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

بیش از ۱۳۰ سال روزنامه‌نگاری در افغانستان

از: بصیراحمد حسین‌زاده (نویسنده و پژوهشگر افغان در مشهد)


فهرست مندرجات

[روزنامه‌نگاری در افغانستان]


مطبوعات در افغانستان، اگرچه نسبت به کشورهای پیشرفته عمر کوتاهی دارد، اما در مقایسه با بسیاری از کشورهای جنوب و شرق آسیا، در این راه پیشقدم بوده است.


[] نخستین نشریه افغانستان

نخستین نشریه در افغانستان به‌سال ۱۲۵۲ خورشیدی در زمان امیر شیرعلی خان به‌نام شمس‌النهار منتشر شد.


هر چند که بعضی از تاریخ‌نویسان گفته‌اند که قبل از شمس‌النهار نشریه‌ای به‌نام کابل در زمان امیر محمداعظم خان و به مسئولیت سید جمال‌الدین منتشر می‌شده، اما بسیاری از تاریخ‌نویسان در وجود چنین نشریه‌ای شک دارند.

آنچه که اکثر تاریخ‌نویسان بر آن تاکید دارند این است که شمس‌النهار اولین نشریه است که در تاریخ افغانستان به‌چاپ رسیده است.

شمس‌النهار را میرزا عبدالعلی خان مدیریت می‌کرد و بیشتر مقاله‌های این نشریه را عبدالقادر پیشاوری، منشی امیر شیرعلی خان می‌نوشت.

دست‌اندرکاران شمس‌النهار را می‌توان از نخستین پایه‌گذاران ترجمه در افغانستان دانست که با ترجمه مقالات و اخبار نشریات خارجی، اذهان مردم افغانستان را با تحولات جهان و روند رو به رشد علم و تکنولوژی که در دنیا به‌وقوع می‌پیوست آشنا می‌کردند.

شکل‌گیری مطبوعات به‌شیوه نوین با نشر روزنامه سراج‌الاخبار در دوران زمامداری امیر حبیب‌الله در افغانستان آغاز شد.

سراج‌الاخبار، از نخستین نشریه‌های چاپی افغانستان بود

اولین شماره این نشریه که به‌زبان فارسی به‌نشر می‌رسید، به مدیریت عبدالرئوف قندهاری در ۲۲ جدی / دی سال ۱۲۸۴ خورشیدی در چاپخانه دارالسلطنه کابل در ۳۶ صفحه و به قیمت یک عباسی منتشر شد.

انتشار دور اول سراج‌الاخبار، زیاد دوام نیاورد و بعد از یک شماره نشر آن متوقف شد.


[] پدر مطبوعات افغانستان

محمود طرزی که او را پدر مطبوعات افعانستان لقب داده‌اند بعد از توقف انتشار سراج‌الاخبار دوباره سعی کرد این نشریه را منتشر کند.

محمود طرزی، پدر مطبوعات افغانستان

از آنجایی که خود طرزی از نزدیکان دربار بود و عنایت‌الله خان فرزند امیر حبیب‌الله داماد وی می‌شد، با نفوذی که او در دربار داشت توانست انتشار سراج‌الاخبار را از سر بگیرد.

او اولین شماره سراج‌الاخبار را در تاریخ ۱۲ میزان سال ۱۲۹۰ خورشیدی به مسئولیت خود منتشر کند.

علی‌احمد خان ایشک و آقاسی ملکی سردبیران سراج‌الاخبار در این دوره بودند.

عبدالهادی داودی، عبدالرحمان لودین، عبدالرئوف فیض، عبدالعلی مستغنی و عبدالولی خان از کسانی بودند که در سراج‌الاخبار مطلب می‌نوشتند.

سراج‌الاخبار بعد از شماره ششم به سراج‌الاخبار افغانیه تغییر نام داد. این نشریه هر ۱۵ روز یک بار منتشر می‌شد و شماره صفحه‌های آن در هر دوره متفاوت بود.

بیشتر مطالب سراج‌الاخبار را مقالات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ادبی در بر می‌گرفت. از شماره هفتم، محمود طرزی مطالب خود را با نام محمود افغان می‌نوشت.

از آغاز سال هشتم، ضمیمه‌ای به‌نام سراج‌اطفال نیز در کنار این نشریه منتشر می‌شد.


[] افغانستان مستقل

در دوره امان‌الله خان برای اولین‌بار، قانون اساسی تدوین شد و بر اساس آن، مطبوعات افغانستان از آزادی مشروط و همسو با نظامنامه مطبوعات بر خوردار شدند.

در ماده یازدهم اولین قانون اساسی افغانستان آمده بود که "مطبوعات و چاپ روزنامه‌های داخلی مطابق حکم قوانین مربوطه آزاد است. حق چاپ روزنامه، مختص به‌دولت و اتباع افغانستان است و نشرات خارجی از طرف دولت تنظیم و یا سانسور می‌شود".

"انیس" روزنامه‌ای که محی‌الدین انیس بنیان گذاشت، قدیمی‌ترین روزنامه افغانستان است که هنوز چاپ می‌شود

در زمان امان‌الله خان، بعد از سراج‌الاخبار روزنامه‌های دیگری چون امان افغان به مدیریت عبدالهادی داوی، ستاره افغان به مدیریت میر غلام‌محمد غبار، پشتون ژغ به مدیریت فیض‌محمد ناصری، ارشادالنسوان به مدیریت همسر محمود طرزی، انیس به مدیریت محی‌الدین انیس و مجله اردو به مدیریت عبداللطیف خان غندمشر و چند نشریه دیگر در کابل منتشر می‌شدند.

همزمان در کابل در سایر ولایت(استان)ها نیز فعالیت‌های مطبوعاتی در جریان بود. در همین زمان بود که چاپخانه‌های سنگی و حروفی در ولایات راه‌اندازی شد.

از مهم‌ترین روزنامه‌هایی که در زمان امان‌الله خان در ولایات منتشر می‌شد، اتحاد مشرقی در ننگرهار به مدیریت برهان‌الدین خان کشککی، اتفاق اسلام در هرات به مدیریت صلاح‌الدین سلجوقی، طلوع افغان در قندهار به مدیریت عبدالعزیزخان و عبدالحی حبیبی و نشریه بیدار در مزار شریف بودند.

روزنامه انیس در کابل و روزنامه اتفاق اسلام در هرات از جمله روزنامه‌هایی هستند که تاکنون انتشار آنها بدون وقفه ادامه دارد.

در آغاز حکومت ظاهر شاه، تحول چشمگیری در مطبوعات افغانستان صورت نگرفت و تعدادی از نشریات آزاد هم که وجود داشت از نشر بازماند و فقط تعدادی نشریات دولتی از سوی وزارتخانه‌ها منتشر می‌شد که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت.


[] تاسیس ریاست مستقل مطبوعات

اولین گام در جهت توسعه مطبوعات، تاسیس ریاست مستقل مطبوعات در افغانستان بود که اولین رییس آن صلاح‌الدین سلجوقی بود.

با رشد مطبوعات در افغانستان، اصولنامه مطبوعاتی تدوین شد و روزنامه‌ها و مجلات ملزم به‌رعایت مفاد آن شدند.

در سال ۱۳۳۱ به‌منظور توسعه مطبوعات، دفاتر مطبوعاتی در شهرهایی چون لندن، واشنگتن، قاهره، تهران و دهلی نیز راه‌اندازی شد.


[] وزارت مطبوعات

سال ۱۳۴۲ را می‌توان سال تحول مطبوعات افغانستان به‌شمار آورد، زیرا در این سال ریاست مستقل مطبوعات به وزارت ارتقا یافت و قانون جدید مطبوعات به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

در سال ۱۳۴۶ با آمدن کابینه جدید، مطبوعات فضای بازتری را تجربه کردند، در این دوران در کنار نشریات دولتی، جراید غیر دولتی نیز منتشر شدند که تا اواخر زمامداری ظاهر شاه تعداد آنها به دهها مورد می‌رسید.


[] کودتا

تا زمان به‌قدرت رسیدن حزب دمکراتیک خلق در افغانستان، تحول خاصی در مطبوعات صورت نگرفت ولی با روی دادن حادثه هفت ثور، مطبوعات در انحصار حزب دموکراتیک خلق افغانستان درآمد و فقط نشریاتی که بازتاب‌دهنده افکار این حزب بود، منتشر می‌شد.

از مهم‌ترین نشریاتی که در این دوره منتشر شد، می‌توان از روزنامه د ثور انقلاب، پیام، حقیقت انقلاب ثور، حقیقت سرباز و چند نشریه دیگر نام برد.


[] آشتی با مطبوعات

در زمان دکتر نجیب‌الله و بعد از اعلام طرح آشتی ملی توسط وی و با توجه به اینکه در خود شوروی هم فضا تغییر کرده بود، مطبوعات دولتی افغانستان هم فضای بازتری را تجربه کرد و تعدادی از نشریات غیردولتی هم در این دوران منشر شد.

در این زمان فعالیت انجمن نویسندگان افغانستان هم مساعد شد و تعداد زیادی از افراد غیر حزبی وارد انجمن شدند.

اخبار هفته و سباون به مدیریت ظاهر طنین، شوخک به مدیریت عزیز مختار، آزادی به مدیریت غلام‌سخی غیرت از مهم‌ترین نشریات غیر دولتی آن زمان بود.


[] دوران مجاهدین

با روی‌کار آمدن حکومت مجاهدین و آغاز جنگ‌های داخلی، بیشتر نشریات از نشر باز ماندند و فقط تعدادی معدود به فعالیت خود ادامه دادند.

البته در این دوره تعدادی از نشریات حزبی و غیرحزبی که بازتاب‌دهنده افکار و سیاست‌های گروه‌های مجاهدین بودند شروع به فعالیت کردند.

گروه‌های مجاهدین، پیش از رسیدن به‌قدرت، در ایران و پاکستان، به‌طور گسترده به‌چاپ و نشر دیدگاه‌های خود از طریق نشریات و جراید وابسته اقدام می‌کردند. با تسلط آن‌ها بر کابل، نشر شماری از این نشریات در داخل افغانستان ادامه یافت.

هفته‌نامه‌های کابل، بالاحصار، صبح امید و شهر از نشریات مهم دوره مجاهدین بودند که در کابل منتشر می‌شدند.


[] طالبان و شریعت

در دوره‌های مجاهدین و طالبان، مطبوعات نیز همچون دیگر عرصه‌های زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم، دستخوش تحولاتی شد

در دوره طالبان، افزون بر اینکه تلویزیون‌ها بسته شد و رادیو به انتشار دیدگاه‌ها و اخبار این گروه اختصاص یافت، نشریات چاپی نیز ابتدا با بی‌مهری مواجه شدند.

نشریات و روزنامه‌های دولتی شهرهای مختلف افغانستان، از جمله انیس و هیواد در کابل و اتفاق اسلام در هرات، در زمان طالبان ناشر اندیشه‌های آنان بودند.

افزون بر آن، یک روزنامه سراسری به‌نام شریعت به‌زبان پشتو و فارسی منتشر می‌شد که بیشتر توجه و سرمایه‌گذاری طالبان بر روی آن بود.

با ادامه حکومت طالبان، شماری نشریات غیر سیاسی، با رویکردهای اجتماعی و ادبی در برخی شهرهای افغانستان، از جمله هرات، قندهار و جلال‌آباد چاپ شدند.


[] دوره رسانه‌ها

با سقوط حکومت طالبان، بیشترین دگرگونی در عرصه رسانه‌ها به‌وجود آمد. افزون بر آغاز به‌کار ده‌ها شبکه رادیویی و تلویزیونی عمدتاً خصوصی، بازار مطبوعات نیز گرمتر شد و روزبه‌روز به‌شمار آن‌ها افزود شد.

هم اکنون صدها روزنامه، هفته‌نامه، ماهنامه و گاهنامه که بیشتر آن‌ها غیردولتی است، در کابل و شهرهای دیگر افغانستان چاپ می‌شود.

روزنامه‌های انیس، هیواد و اصلاح و کابل تایمز با بودجه دولتی در کابل و روزنامه دولتی اتفاق اسلام در هرات چاپ می‌شود.

آرمان ملی، ویسا، راه انجات، افغانستان، اراده و چراغ به‌زبان فارسی و پشتو و اوت لوک افغانستان، به‌زبان انگلیسی، از روزنامه غیردولتی چاپ کابل هستند.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- حسین زاده، بصیراحمد، بیش از ۱۳۰ سال روزنامه‌نگاری در افغانستان، بخش فارسی بی بی سی: چهارشنبه ٠٢ مه ٢٠٠٧ - ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٦



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

بخش فارسی بی بی سی


[برگشت به بالا]


گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله "شمس‏النهار"

از: دانشنامه آریانا


فهرست مندرجات

[شمس‏النهار]



[] دیدگاه‌ها

الحاج عبدالواحد سیدی: آنچه در صفحات ٨٠٣ و ٨٠۴ مجلد پنجم از صفحات عمومی ۴٨٠٣ و ۴٨٠۴ دایرةالمعارف آریانا چاپ سال ۱٣۴٨ خورشیدی از طرف انجمن دایرةالمعارف آریانا در مطبعه دولتی کابل چاپ و نشر گردیده در مورد «شمس‏النهار» از این قرار است:

شمس‏النهار (جریده): «شمس‏النهار جریدۀ عصر امیر شیرعلی خان» است که در مطبعه مرتضاوی در بالاحصار کابل چاپ و از ۱٦ تا سی صفحه طبع و نشر می‏شد. (شماره ده و پانزده) مجلۀ اول آن که به‏ملاحظه رسید هر صفحه به سایز هشت در ده و نیم انچ بکاغذ سفید فلسکیت آنوقت بود که اینک معرفی می‏شود:

تاریخ نشر این دو شماره به‏ترتیب پنجشنبه پانزده شهر ذیحجه الحرام ۱۲۹٠ و پنجشنبه بیست و سه همان ماه و سال ۱۲۹٠ هجری قمری می‏باشد - چون جریده هفتگی است، طبق سال تاسیس آن نیز همان سال ۱۲۹٠ هجری باید باشد. تاریخ سقوط این اخبار معلوم نیست اما طوری که از مرحوم منشی علی‏احمد شالیزی شنیده شد که وی چند سال پیش یک مجله مکمل شماره‏های متفرق آن را از قریۀ کشک غزنی به‏دست آورده، و به شخص هدیه داده است. منشی معلومات می‏داد که کدام شماره سال سوم «شمس‏النهار» نیز در همان مجله موجود بوده است. مدیر و مهتمم طبع همان جریده مرحوم میرزا عبدالعلی است که وظیفۀ نگارندگی، اهتمام و توزیع جریده نیز به‏ او مربوط بوده است. (بعداً شکل و محتوی صفه اول قسمی‏که در دانشنامه آریانا ترسیلاً اورده شده است آورده شده و قیمت یک شماره آن را ده آنه و وجوه سه ماهه و شش ماهه آنرا شرحه داده است) (همان طوری که در مجله ادبی کابل ۲۹ سال پیش تنها از کلیشه شرحی نبشته شده بود اشکال شیرها و اژدرها نقش گردیده به‏ دورادور همان کلیشه بیت‏های زیر نگاشته شده است:

ای نام تو راحـت دل‏وجـان‏ســرمـایـۀ فـرخـت فـراوان‏
هر سبزه که از زمین برآیدبر وحـدت تو زبان گشــاید
از ذات تــو کـایـنــات پـیــداچون شمس‏النهار آشـکارا

شمس‏النهار نظر به‏مطالعه شماره‏های بالا غالباً مضامین اجتماعی، اخلاقی داشته، خبرهای خارجی از جراید هندی، خبرهای داخلی را از روی اطلاعات واصل شده منابع حکومتی نشر می‏نمود؛ شماره ده آن یک اشتهار، در موضوع طبع و نشر و وجه بدل اشتراک اخبار – و طریق فرستادن آن در صفحه (۲) دارد، در صفحه (٣) (اطلاع ضروری) به‏مشترکین خارج جریده درج است که قیمت اخبار را ذریعه هندویی بدوکان چیله رام شکارپوری که محل دوکان وی (امرتسر) و گماشته او در کابل مقیم است، و یا به‏توسط عالی‏جان حاجی حسن‏خان مهتمم داک‏خانه کابل مقیم پشاور (اجنت مطبع) بفرستند. در صفحه (۴) اشتهار ضروری مفید عامه در این است که از جانب نصرت‏علی متهمم نصرت‏المطابع دهلی داده شده است، این اشتهار حاوی اطلاعی است که چهار جلد کتاب لغت درسی اردو (انگلیسی) و فارسی، عربی را تعریف و اعلان می‏کند. (همچنان این جریده دارای ستون اخبار خارجی خبر لندن را از راجپوتانه، خبرهای امریکا از اخبار عام لاهور، خبر پروسیه از اخبار عام، خبر مستر ملول از اخبار انجمن پنجاب، خبر چین و روس از سیدالاخبار، خبر مرادآباد از اخبار لوح محفوظ مرادآباد، خبر سلطان روم خلدالله ملکه و گفتگو با دولت استریه (استریا) از اخبار طلسم حیرب(؟) مدراس گرفته شده‏اند. از جمله خبرهای خارجه یک خبر در صفحه (٨) همین شماره تحت عنوان از اجاء نصرالله، درج است که از عیسوی شدن مولوی خیرالدین نامی شرحه می‏دهد - و باز مولوی مذکور در اثر تحقیق در عقاید عیسوی‏ها واپس بدین مبین اسلام رجوع نمود و در ۱٦ جنوری ۱٧٨۱ میلادی به‏مسجد دهلی برفت ظهر در باره دین خود را، آئین مبین اسلام اعلان نموده است حمایت می‏کند. همچنان این مجلد مطالبی هم در مورد سراج‏الاخبار نیز دارد.[۱]


[] پی‌نوشت‌ها


[۱]- برگرفته از صفحۀ فیس بوک دانشنامۀ آریانا (٢۹ مه ٢٠۱۱ - ٠٨ خرداد ۱۳۹٠)



[] سرچشمه‌ها




[برگشت به بالا] [بازگشت به مقاله]


۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه

نخستین روزنامه‌های افغانستان

از: ناصرالدین پروین


فهرست مندرجات

[روزنامه‌نگاری در افغانستان]



[] نخستین آثار چاپی

نخستین نمونۀ چاپی که به دستور حکومت افغانستان تهیه شده تمبری‏ست پستی که در زمان دوست محمد خان پدر امیر شیرعلی خان به چاپ رسید و در واقع نقش مهرگونه‏ای‏ بود.[۱]

در مـورد چاپخـانه می‏دانیـم که نخسـتین چاپخـانۀ افغانسـتان در عصـر امیر شـیرعلـی خـان در کابـل ایجـاد شـده و نـام آن "مصطـفاوی" بـوده اسـت. اولین محصـول این چاپخـانه رسـالۀ شـهاب‏ ثاقب حجـة قویّه در ابطـال عقـاید وهابیـه بـود که به سـال ‏۱٢٨٨* (۱٨٧۵م.) به اهتمام میرزا محمدصادق چاپ شد. آخرین کتاب چاپی در چاپخانه مصطفاوی تحفة‏الامه اثر عبدالقادر خان است.[٢] کتاب بعدی که در مطبعۀ شمس‏النهار به چاپ رسید، کتاب وعظ‏نامه نام‏ داشت و ترجمه‏ای از روزنامۀ تایمز چاپ لندن دربارۀ وقایع جنگ عثمانی و روس بود و این‏ به‏سال ۱٢۹۴ یعنی چهار سال پس از آغاز انتشار شمس‏النهار نخستین روزنامۀ چاپ‏ افغانستان بوده است.

از ۱٣٠٣ به بعد، چند کتاب منسوب به امیر عبدالرحمن خان فرمانروای افغانستان انتشار یافت. شاید این یکی از دو چاپخانۀ مصطفاوی و یا شمس‏النهار باشد که در آن سال با نام‏ مطبع همایون آغاز به فعالیت کرد. در این چاپخانه تقویم قویم اثر آقا میر ادریس و کلمات‏ امیر البلاد فی ترغیت الجهاد اثر امیر عبدالرحمن خان در ۱٣٠٣ و رسالۀ قواعد سراج‏الملّه و قانون کارگذاری - هردو منسوب به امیر عبدالرحمن - به سال ۱٣٠۹ به چاپ رسیدند.

لازم به یادآوری‏ست که بعدها، حتی خود افغانستانیان، برپایی آن چاپخانه‏ها را از یاد بردند. چنان‏که محمود طرزی در روزنامۀ معروف خود سراج‏الاخبار نوشت که به همت امیر حبیب‏الله خان اولین چاپخانه‏های افغانستان برپا شده‏اند و پیش از آن "در وطن عزیز ما افغانستان از مطبعه و مطبوعات هیچ اثری نبود".[٣]


[] انتشار نخستین روزنامۀ افغانستان شمس‏النهار

برخی از منابع، از روزنامه یا مجله‏ای یاد کرده‏اند که به‏نام کابل پیش از انتشار شمس‏النهار[۴] یا هم‏زمان با آن‏[۵] در عصر امیر شیرعلی خان و شاید زیر نظر سید جمال‏الدین افغانی[٦] منتشر شده است. این نظر، پس از انتشار پژوهش‏های علمی محمدکاظم‏ آهنگ دانشمند افغانستانی به‏کلی رد شد و اینک همگان پذیرفته‏اند که نخستین روزنامۀ این کشور شمس‏النهار بوده است. محمدکاظم آهنگ چنین نتیجه گرفته است که چون‏ شماره‏های دهم و یازدهم سال اول شمس‏النهار با نام شمس‏النهار کابل انتشار یافته، این‏ توهم پیش‏آمده است. وی احتمال می‏دهد که مردم به‏جای شمس‏النهار، از این روزنامه با عنوان "اخبار کابل" و یا "جریدۀ کابل" یاد می‏کرده‏اند. و بعدها، برخی نام‏گذاری‏ عامیانه را دلیل بر وجود نشریه‏ای به‏نام "کابل" انگاشته‏اند.[٧]

از سوی دیگر، به‏مانند کاغذ اخبار نخستین روزنامۀ فارسی چاپ ایران، انتشار شمس‏النهار نیز از خاطرۀ نسل بعدی محود شده بود و سراج‏الاخبار افغانستان که بیست و هشت سال بعد انتشار یافت و همچنین سراج‏الاخبار منتشر شده در ۱٢۹٠ خورشیدی، به ظاهر از آن بی‏اطلاع بوده‏اند و خود را نخستین روزنامۀ چاپ افغانستان معرفی کرده‏اند.[٨] بسیاری از منابع فارسی و انگلیسی و فرانسوی نیز به‏نادرست سراج‏الاخبار را نخستین‏ روزنامۀ آن کشور نوشته‏اند.[۹]


[] تاریخچۀ شمس‏النهار

تاکنون شمارۀ نخست شمس‏النهار یافت نشده است ولی باتوجه به آن‏که شمارۀ پنجم‏ آن در ٢۵ رمضان، شمارۀ هشتم در ٢٢ شوال،[۱٠] شمارۀ دهم در پانزدهم ذیحجه ۱٢۹٠[۱۱] و شماره‏های شانزده و هفده به ترتیب در دهم صفر ۱٢۹۱ و ششم ربیع الاول همان سال منتشر شده‏اند،[۱٢] پیداست که روزنامه نامرتب انتشار می‏یافته ولی ابتدا سعی در انتشار هفتگی و از شمارۀ نهم یا دهم سعی در انتشار ماهانه‏اش کرده‏اند. اگر این استنتاج صحیح باشد، باید چاپ نخستین شمارۀ شمس‏النهار را در هفتۀ آخر شعبان ۱٢۹٠ (هفتۀ سوم اکتبر ۱٨٧٣ م. = هفتۀ چهارم مهرماه ۱٢۵٢ خورشیدی) یا اندکی پیشتر دانست. اما تصمیم به انتشار این‏ روزنامه را دست کم یک سال پیشتر گرفته بوده‏اند و شاید همان شماره‏های نخست با شماره‏های بعدی فاصلۀ زمانی طولانی بوده است. زیرا روزنامۀ فارس چاپ شیراز خبر انتشار آیندۀ آن را در رجب ۱٢٨۹ بدین صورت چاپ کرده است: "کابل - در کابل روزنامۀ مخصوص مقرر شده است که به طبع برسد به شمس‏النهار. عن قریب این روزنامه را به دارالطباعه ما خواهند آورد".[۱٣]

صفحۀ اول شمس‏النهار، کابل

پایان انتشار این روزنامه نیز روشن نیست. منابع افغانی تعطیل شمس‏النهار را در سال‏ ۱٢۹۵ بر اثر حملۀ انگلستان به کابل دانسته‏اند و این سخن را با یافتن شماره‏هایی مربوط به آن سال باید مسجل کرد. زیرا تاکنون تنها از شماره‏های سال ۱٢۹٠ و ۱٢۹۱ اثر و نشانی‏ به‏دست آمده است.

برخی مدعی‏اند که انتشار شمس‏النهار به‏توصیه و راهنمایی سید جمال‏الدین افغانی‏ صورت گرفته است.[۱۴] چه این اندیشه از او باشد یا از خود امیر شیرعلی خان، باید گفت‏ زمانی این روزنامه به‏چاپ رسید که شمار چشمگیری روزنامۀ فارسی و چند زبانه در هند و ایران و ترکیه انتشار یافته بود. لیکن هنگامی که در نظر بیاوریم اولین روزنامۀ امارت بخارا - که یکی از مناطق مهم فارسی‏زبان جهان بود - سی و نه و سال پس از شمس‏النهار به‏زبان‏ پارسی ‏زاده شد، به‏عظمت اقدام ترقی‏خواهانۀ امیر شیرعلی خان پی می‏بریم. زیرا درجۀ تعلیم و تربیت و نوع زندگی مردم افغانستان آن روزگار با همعصران‏شان در امارت بخارا تفاوت محسوسی نداشت.

مدیر روزنامۀ شمس‏النهار شخصی به‏نام میرزا عبدالعلی بود که از نامش پیداست‏ شیعی مذهب بوده است. از وی در شمارۀ دهم شمس‏النهار به‏عنوان "مهمم" یاد شده و در صفحۀ دوم آن شماره چنین آمده است: "... لهذا قل العباد میرزا عبدالعلی حسب الفرمایش‏ احباب اخبار صدق آثار مسمی به شمس‏النهار را در مطبع کابل جاری نموده..." و در صفحۀ سوم نیز با این جمله به او اشاره رفته است: "... گرامی نامۀ منظوری خود را اسمی‏ اقل العباد میرزا عبدالعلی مهمم مطبع شمس‏النهار کابل ارسال دارند..."، در جای دیگر: "... به وساطت اوشان به نزد میرزا عبدالعلی مهمم مطبع شمس‏النهار کابل برسد" و در جای دیگر: "اشتهار اخبار شمس‏النهار کابل به اهتمام میرزا عبد العلی حلیه طبع پوشید".

بنابراین، میرزا عبدالعلی مدیر چاپخانه و تنها گردانندۀ روزنامه بود و خود او را مبتکر چاپ‏ و انتشار روزنامه باید انگاشت زیرا روزنامه را نه به فرمان امیر یا توصیۀ بزرگان دیگر، بل‏ "حسب الفرمایش احباب" به‏چاپ می‏رسانده است. بنابراین روزنامه‏نگاری فارسی افغانستان خلاف هند و ایران و بخارا بیرون از دستگاه حاکم آغاز شده است.

برخی از منابع، مدیر روزنامه را شخصی به‏نام عبدالقادر خان پیشاوری یوسفزی معرفی‏ کرده‏اند[۱۵] و دلیلی بر آن در دست نیست.

ویژگی‏های روزنامه - شمس‏النهار کابل در چهار تا شانزده(اغلب: شانزده) صفحه با چاپ سنگی و خط نستعلیق بسیار زیبا به قطع ۴۵x٣٠ سانتیمتر در مطبع شمس‏النهار واقع‏ در بالاحصار کابل چاپ می‏شد و یک ستونی بود. این روزنامه فاقد تصویر و دارای معدودی‏ اعلان دولتی‏ست.

سر لوحۀ شمس‏النهار عبارت از تصویر دو شیر است که هریک شمشیری در دست‏ دارند. از این جهت، نشان نخستین روزنامۀ افغانستان به نشان بسیاری از روزنامه‏های ایرانی‏ چاپ ایران و خارج از آن همانندی دارد. نام "شمس‏النهار کابل" به‏صورت گویی میان‏ دو شیر قرار گرفته و گرداگرد این تصویر چهار بیت مثنوی در ستایش خدا و اشاره‏ به روزنامه چاپ شده است:

کـاری کـه بـر تــوکـل تـو کــردم ابـتــدایا رب به‏فضل خویش رسانش به انتها

*

از ذات تــو کـایـنــات پـیــداچون شمس‏النهار آشـکارا
ای نام تو راحـت دل‏وجـان‏ســرمـایـۀ فـرخـت فـراوان‏
هر سبزه که از زمین برآیدبر وحـدت تو زبان گشــاید

زیر این تصویر و شعرها، تاریخ انتشار روزنامه و زیر آن، بها و میزان اشتراک به چاپ‏ رسیده که به‏عنوان آن "نقشۀ اشتهار واجب الاظهار شمس‏النهار" است.

اشتراک شمس‏النهار بیست روپیه به‏صورت پیشکی و در غیر آن صورت بیست و پنج‏ روپیۀ افغانستان بود. برای تک شماره ده آنه و جهت "قیمت اخبار متفرق فی اخبار" نیز همین مبلغ مطالبه می‏شد.

    زیرا این "نقشه" شرحی بدین صورت درج شده است: هرکس که سوای دادن زر قیمت اخبار[۱٦] به‏نام خود اخبار بند سازد تا زمانی که‏ زر قیمت اخبار را ادا نکند قیمت اخبار بر ذمه‏اش محسوب شده در قیمت حساب از او گرفته خواهد شد و تفصیل قیمت اخبار که در نقشه مندرج است امرای کامکار و روسای نامدار و نوابان و راجه‏گان ‏[کذا] و والیان ملک از این حساب مستثنی هستند. اوشان هرچه از روی فیّاضی و فیض‏ رسانی موافق شأن و شوکت و ناموری خود عطا و مرحمت فرمایند زیبا شایان است.

سر لوحۀ روزنامه و شرح بالا تمامی صفحۀ نخست شمس‏النهار کابل را گرفته است و گرداگرد این صفحه نقش‏ونگار تزیینی زیبایی دیده می‏شود.

متن یک اعلان چاپ شده در شمس‏النهار نشان می‏دهد که این روزنامه در برخی از نواحی هند نیز خریدارانی داشته است.

محتوای شمس‏النهار - روزنامۀ شمس‏النهار روزنامه‏ای خبری بود. بسیاری از این‏ خبرها را از روزنامه‏های دیگر - به خصوص روزنامه‏های هندی و اردو چاپ هند مانند اخبار راچیونانه، اخبار عالم، اخبار عام لاهور، اخبار انجمن پنجاب، اخبار کوه نور، طلسم حیرت، لوح محفوظ، و همچنین سیدالاخبار روزنامۀ فارسی زبان دکن - می‏گرفتند و به منابع خود در ضمن خبرها اشاره می‏کردند.

خبرهای داخلی از طریق شبکۀ اداری ولایات و شاید نمایندگان مستقل روزنامه‏ به شمس‏النهار می‏رسید. در شمارۀ یازدهم خبری از بدخشان در روزنامه چاپ شده که آن را خبرنگار روزنامه - که از وی با عنوان کارسپاندنت[۱٧] یاد شده - فرستاده است. عنوان اکثر خبرها، به تقلید از روزنامه‏های هند که در ایران نیز کمابیش شمس‏النهار ترقی‏خواهی و اصلاح‏طلبی گرداننده یا گردانندگان روزنامه به‏چشم می‏خورد. روزنامه، دربارۀ لزوم توجه‏ به صنایع محلی و امنیت و مسائل رفاهی مطالبی دارد.[۱٨]

مطالب روزنامه، به ترتیب چاپ عبارتند از مقاله‏های کوتاه خبری و اطلاعیه‏های ضرور و پس از آن خبرهای خارجی. در پایان، رویدادهای شهری و خبر شهرستانها می‏آمد و برخی از خبرها با بیتی شعر آغاز می‏شد.

    در شمارۀ دهم این روزنامه خبری زیر عنوان«طریقۀ شناخت نسل انسان»چاپ شده‏ است که به‏عنوان نمونه نقل می‏شود: از ملاحظۀ اخبار عام لاهور واضح گردید که در کتاب حکمت چین یک عجیب و غریب نقل‏ شناخت نسل انسان تحریر شده است که مردم چینی قدری خون اولاد را و قدری خون پدر را در یک‏ ظرفی که در آن آب باشد می‏اندازند. اگر خون فرزند و پدر باهم مختلط گردید، پس می‏دانند که اولاد حـلال اسـت و فرزنـد هـم از آن پـدر اسـت و اگـر احیـانا خون‏های هـردو باهـم مختـلط نگـردیدنـد و جـوش نخـوردنـد پـس اوشـان یقـین می‏کننـد که ایـن فرزنـد هیچ‏گـونه رشـته همـراه ایـن پـدر نـدارد.[۱۹]

[] امیر حبیب‏الله خان

امیر عبدالرحمن خان فرمانروای افغانستان در ۱۵ جمادی الثانی ۱٣۱۹ درگذشت و پسرش حبیب‏الله خان با لقب "سراج‏الملة والدین" به‏جای او به امارت رسید.

بنیاد افغانستان بر این استوار بود که از نگاه سیاست خارجی وابسته به بریتانیا باشد و نقش کشور حائل را میان مستعمرۀ انگلیسی هند و مستعمره‏های روسیۀ تزاری در آسیای‏ مرکزی - که مجموع آنها را "ترکستان روس" می‏خواندند - بازی کند. یکی از همسایگان‏ افغانستان، امارت بخارا بود که در زیر حمایت روس‏ها، وضعی شبیه افغانستان داشت. از این‏ رو، روس‏ها نیز با سروری انگلیس بر افغانستان، مخالفتی جدی نمی‏کردند.

ایران، تنها همسایۀ مستقل و در عین حال همریشه و همکیش و هم فرهنگ افغانستان، چنان با دشواری‏های داخلی و بیم از آن دو همسایۀ استعماری دست به گریبان بود، که پس‏ از گذشت اجباری از حقوق خود و پذیرفتن جدایی افغانستان*، هیچ‏گونه کوشش شایسته‏ای‏ برای نزدیکی با دربار امیران کابل نکرد.

امیر حبیب‏الله خان، نه تنها برای از هم گسیختن رشتۀ وابستگی به انگلیس، چاره‏ای‏ نیدیشید، بل، در روز نوروز ۱٣٢٣ (۱۴ محرم - ٢۱ مارس ۱۹٠۵ م) در برابر دریافت مستعمری‏ سالانه‏ای به مبلغ یک صد و شصت هزار پوند از دولت بریتانیا، بر قرار و مدار پدرش مهر تأئید نهاد و تحت‏الحمایگی رسمی انگلیس را بدین‏گونه پذیرفت.

حدود ۹ ماه پس از رسمیت تحت‏الحمایگی و پس از بیست و هشت سال که از خاموشی شمس‏النهار کابل، نخستین روزنامۀ افغانستان، می‏گذشت؛ روزنامه‏ای در کابل‏ منتشر شد ولی چنان‏که خواهد آمد، به ظاهر انگلیسی‏ها از ادامۀ انتشار - و به احتمال‏ بسیار، از توزیع تنها شماره‏اش - جلوگیری کردند و امیر نیز خواست آنان را گردن نهاد.

عبدالحی حبیبی، تاریخ‏نگار افغان نوشته است که "امیر باوجود فراغ و امنیت داخلی‏ کار مهمی را در کشور نکرد". وی، آن‏گاه از "آثار جزوی" امیر حبیب‏الله خان، یعنی‏ گشایش چند مدرسه در پایتخت، ساختن چند باغ و کاخ و راه، آوردن دو چاپخانه و نشر سراج‏الاخبار افغانیه نام می‏برد.[٢٠] سراج‏الاخبار افغانیه به سال ۱٢۹٠ خ (۱۹۱۱ م) چاپ‏ شد و غیر از سراج‏الاخبار افغانستان است که در این‏جا موضوع سخن ماست.

آن دو چاپخانه نیز در سال‏های ۱٣٣٠ و ۱٣٣۴ وارد کابل شد: در زمان چاپ سراج‏‏الاخبار افغانستان، افغانستان تنها یک چاپخانه داشت که آن را امیر عبدالرحمن خان به سال‏ ۱٢۹٨ از هند خریداری کرده بود.


[] سراج‏الاخبار افغان:

تا سال ۱٣۴٨ خ. کسی نمی‏دانست که ٦٣ سال پیش از آن، یعنی در پانزدهم ذیعقدۀ ۱٣٢٣ (۱۱ ژانویۀ ۱۹٠٦)، روزنامه‏ای با نام سراج‏الاخبار افغانستان در کابل انتشار یافته‏ است. حتی تاریخ مختصر افغانستان نوشتۀ عبدالحی حبیبی،[٢۱] روزنامۀ سراج‏الاخبار افغانیه را تنها روزنامۀ منتشر شده در عصر امیر حبیب‏الله خان می‏شناساند، حال آن‏که حبیبی راوی اصلی ماجرای انتشار سراج‏الاخبار افغانستان و مالک تنها نسخۀ موجود و مدارک‏ مربوط به این روزنامه بود و باتوجه به‏همین نسخه و مدارک است که روزنامه به سال ۱٣۴۹ خ. در سیر ژورنالیزم در افغانستان معرفی گردید.[٢٢]

صفحۀ اول سراج‏الاخبار افغانستان

نکتۀ مهم آن‏که، در زمان همان امیر، به سال ۱٣٢۹ روزنامۀ سراج‏الاخبار افغانیه‏ به‏چاپ رسید و در آن چند بار مشابه این جمله چاپ شد: "سراج‏الاخبار افغانیه نخستین‏ اخباری (اخبار در شبه قارۀ هند و افغانستان به‏معنای روزنامه است)ست که در مملکت پر فیض و برکت افغانستان‏ [...] به انتشار آغاز نهاده است.[٢٣] و بی‏تردید باید از افتخاری که‏ امیر وقت شش سال پیش از آن آفریده و روزنامه‏ای منتشر کرده آگاه بوده و دست کم‏ مخالفت انگلیسی‏ها با انتشار سراج‏الاخبار افغانستان را - که حبیبی مدعی آن است - پس‏ از استقلال پر سر و صدای افغانستان در نوشته‏های خود آورده باشد، اما چنین نکرد.

این را هم بفزاییم که در پنج سال نخست روزنامۀ سراج‏الاخبار افغانیه، یعنی از ۱٣٢۹ تا ۱٣٣٣، مولوی عبدالرئوف خاکی که او را مدیر سراج‏الاخبار افغانستان معرفی کرده‏اند، زنده و از همان شمارۀ اول نویسندۀ سراج‏الاخبار افغانیه بود[٢۴] اما هیچ‏گاه به‏دعوی محمود طرزی در این‏که سراج‏الاخبار افغانیه نخستین روزنامۀ افغانستان است معترض نشده و طرزی‏ نیز چون خبر درگذشت مولوی عبدالرئوف را در روزنامۀ خود منتشر ساخت، به گذشتۀ روزنامه‏‏نگاری وی اشاره‏ای نکرد.[٢۵]

باتوجه به آنچه گفته شد و روایتی که حبیبی کرده است، اگر در وجود چنین‏ نشریه‏ای تردید نکنیم‏[٢٦] باید چنین انگاشت که به‏دستور امیر حبیب‏الله خان - زیر تأثیر انگلیسی‏ها یا جز آن - نسخه‏های سراج‏الاخبار افغانستان را پس از چاپ از میان برده‏اند و یکی از آن نسخه‏ها، به‏گونه‏ای معجزه‏آسا از نابودی رسته و در خانوادۀ عبدالحی حبیبی‏ برجا مانده و او در فاصلۀ سال‏های ۱٣۴۵-۱٣۴٨ خ آن را کشف کرده و به‏همراه مدارک‏ دیگر به آرشیو ملی افغانستان سپرده است.[٢٧] به‏هر رو، در این‏که این نشریه را هرگز توزیع نکرده‏اند، هیچ تردیدی ندارم.

عبدالحی حبیبی، در نخستین جایی که از سراج‏الاخبار افغانستان نام می‏برد، عامل‏ تعطیل روزنامه را "شاید [...] فشار سیاسی خارجی"[٢٨] و در جای دیگر، همین مطلب را با قید "طوری که گفتند" نوشته است‏[٢۹] اما محمدکاظم آهنگ آن را به‏طور قطع "در اثر مداخلۀ بریتانیا" می‏داند.[٣٠]

دست‏اندرکاران - سراج‏الاخبار افغانستان، هیأتی تحریری داشت که در مقالۀ آغازین، از آن به‏صورت انجمن سراج‏الاخبار یاد شده است. اما "مدیر و مؤلف" روزنامه "مولوی عبدالرئوف مدّرس مدرسۀ شاهی" بود. وی، "خاکی" تخلص می‏کرد و "از مشاهیر علمای افغانی در اوائل قرن بیستم است که در جنبش فکری عصر دست داشت[٣۱] مولوی‏ عبدالرئوف در قندهار زاده شد (پنجم صفر ۱٢٦٧)، و مدتی در هند به‏حالت تبعید به‏سر برد و در حوالی سال ۱٣٠٠ به‏دعوت امیر عبدالرحمن به کابل رفت و به‏عنوان مدّرس مدرسۀ مذهبی شاهی و "ملای حضور" (آخوند دربار) معین شد و در پانزدهم شوال ۱٣٣٣ در کابل‏ درگذشت.[٣٢] علاوه بر مقاله‏های ادبی‏اش در سراج‏الاخبار افغانیه، آثار مستقلی از او نیز به‏‏زبان فارسی در دست است.

شخصی نیز به‏نام حیدر علی خان "مهمم اخبار و منشی" روزنامه بود و من در شگفتم که‏ چگونه عبدالحیّ حبیبی این نام را در سر لوحۀ روزنامه دیده و آن را ذکر نکرده است، بل، مولوی محمدسرور واصف را "منشی" یعنی سردبیر روزنامه می‏شناساند. شاید که وی بی‏آن‏که به خود روزنامه توجه کند به سندی عنایت کرده است که هشت ماه پیش از آن، یعنی‏ در ٢۵ صفر ۱٣٢٣ برای آغاز کار روزنامه تنظیم شده بود.[٣٣] در آن سند، حیدرعلی خان‏ "مهمم و مترجم اخبار اردو" معرفی شده بود و پیداست که بعد تغییر نظر داده و او را سردبیر روزنامه کرده‏اند.

محتوای سراج‏الاخبار افغانستان - سراج‏الاخبار افغانستان، خود را "اخبار نامۀ حکمیه‏ و سیاسیه و شرعیه" خوانده است. در "فهرست مضامین اخبار" تنها شمارۀ آن، این عنوان‏ها دیده می‏شود: "خطابۀ تمهید. موعظۀ حسنۀ سیاسیه، ملخص احوال جنگ جاپانی و روسی، حوادث مملکت روم و مصر، حوادث مملکت روس، عبرة للناظرین، حوادث مملکت‏ انگلیس، حوادث ممالک متفرقه، حوادث داخلۀ مملکت افغانستان".

در این روزنامۀ خبری - اجتماعی، حجم مطالب ترجمه شده از روزنامه‏های خارجی‏ بیشتر از مطالب داخلی‏ست و تنها هشت صفحه از سی و شش صفحۀ آن به مسائل مربوط به افغانستان اختصاص دارد.

ویژگی‏های اداری و فنی - سر لوحۀ سراج‏الاخبار افغانستان، بیش از نیمی از صفحۀ نخست آن را در برگرفته است. در این سرلوحه، نام روزنامه به خط ثلث، در مربّعی نوشته‏ شده و بالای آن، این رباعی نقش بسته است:

این لوح مقدس به دل آگه بیناز نقـطـه، زبـان قلمم کوتـه‏بین
دیـبــاچــۀ لا الـه الا الله خــوان‏عنـوان محمـداً رسـول‏الله بیـن

در سمت راست سر لوحه، نام مدیر و منشی و تاریخ چاپ، در سمت چپ قیمت، و در زیر نام روزنامه، شعار آن و پایین‏تر از همه این جمله نوشته شده است:

هرکسی از علما و دانایان داخلۀ مملکت افغانستان و ممالک خارجه هرگاه مصلحت ملتی یا دولتی‏ یا مسألۀ شرعیه را به‏خاطر داشته باشد و مکتوب برای مدیر ارسال دارد، مکتوب او را قبول نموده و هرگاه پسندیدیم داخل اخبار هذا نموده می‏شود.

سراج‏الاخبار افغانستان با ٣٦ صفحۀ دو ستونی به قطع ٣۵x۵٠/٢٢ در مطبع‏ دارالسلطنۀ کابل چاپ می‏شد و نوع چاپش سنگی به خط نستعلیق بود.

بهای تکفروشی روزنامه را یک عباسی و اشتراک سالانه‏اش را در کابل هشت روپیۀ کابلی، در دیگر شهرها ده روپیه و برای خارج از افغانستان بیست و چهار روپیه اعلام‏ داشتند.

همان‏گونه که گفتیم، به نوشتۀ عبدالحی حبیبی، نسخه‏ای از سراج‏الاخبار افغانستان تا پیش از سقوط رژیم کمونیست در آرشیو ملی افغانستان موجود بوده است.

پرانژن، سویس


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.
يادداشت ۲: سال‏ها همه به هجری قمری‏ست، مگر در مواردی که به آن اشاره گردیده است.
يادداشت ۳: این نظر نادرست است؛ زیرا پس از آن که دولت تیموریان هرات رو به افول نهاد؛ در دو سمت افغانستان دو حکومت تازه نفس بیگانه روی کار آمد، که هر کدام چشم طمع به خاک این سرزمین دوخته بود. از سمت شمال، یعنی از ناحیه‌ی ترکستان غربی، اوزبک‌ها دست به کشورگشایی گشاده و در سال ۱۵٠٧ میلادی به هرات یعنی دارالسلطنه تیموریان یورش آوردند و آن را متصرف شدند. از سمت غرب، شاه اسماعیل صفوی، که به شتاب دولت مقتدر قزلباشان را بنیان نهاده بود، قلمرو خود را به‌سوی افغانستان گسترش می‌داد. سرانجام او پس از غلبه بر شیبک خان اوزبک در مرو، روی به هرات نهاد و آن شهر را متصرف شد که اشغال غرب افغانستان، نزدیک به دو سده، توسط دولت صفویه تداوم داشت تا آن‌که در سال ۱٧٠۹ میلادی میرویس خان هوتکی به سلطه آن‌ها پایان داد.
بعدها یگانه پایه‌ی ادعای دولت ترک‌تبار قاجار در حمله بر افغانستان همان حاکمیت اشغالگرانه صفویه بود که به‌رغم آن‌که پاره‌های از خاک افغانستان را به قلمرو خود افزودند، عطش آن‌ها به‌خون مردم افغانستان پایان نداشت. جای بس تعجب است که نویسندگان ایرانی و برخی از افغان‌های هویت باخته همواره به توجیه رویکردهای - در واقع ترکتازی‌های - جنایتکارانه و اشغالگرانه‌ی دولت قاجار می‌پردازند. مهدیزاده کابلی.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- محمدانور نیر، "کتاب در دورۀ محمدزائی در افغانستان"، فرهنگ ایران زمین، ج ٢٦، ص ٣۴٦.
[۲]- G. W. Shaw, "Matba'a en Afghanistan",: Ency. de l'Islam, V, P.796.
[۳]- سراج‏الاخبار، ش ٢۱ سال سوم، پانزدهم شعبان ۱٣٣٢ ق
[۴]- مایل هروی، "معرفی روزنامه‏ها و جراید و مجلات افغانستان" پروان، ۱٣۴۱، ص: ج؛، فریدون پیرزاده، "مطبوعات افغانستان"، تحقیقات روزنامه‏نگاری، ش ۴ (مهرماه ۱٣۴۵) ص ۱۵.
[۵]- L. Bogdanov, "Note on the Afghan Periodical Press", Islamic Culture III (1229), P.127.
[۶]- "معرفی روزنامه‏ها و جراید و مجلات"، ص: ج؛ صدر واثقی، سید جمال‏الدین حسینی پایه‏گذار نهضت‏های‏ اسلامی، انتشارات پیام، تهران ۱٣٣۵، ص ۴۴.
[٧]- محمدکاظم آهنگ، سیر ژورنالیسم در افغانستان، انجمن تاریخ و ادب افغانستان، کابل ۱٣۴۹، ج ۱، ص ٣.
[۸]- "یادآوری - سراج‏الاخبار افغانیه نخستین اخباریست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان بسایۀ فیوضات‏ عرفان پروری اعلیحضرت پادشاه مقدس مهربان ما در دار السلطنۀ محروسۀ کابل به انتشار آغاز نهاده است". سراج‏الاخبار افغانیه، ش ۱، ربیع الثانی ۱٣٣٢ ق.
[۹]- از جمله: محمدصدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان ۱٣٢٨ خ، ردیف ٦۴٢.
- Revue de Monde Musulman I (1906), PP.284-85.
- RMM XXX (1915), P.56.
- Richards Nevel, The Politics of Afghanistan, Cornell University 1972, P.51.
[۱٠]- انورمحمد کوهگد‏ای، "اسناد و یادداشت‏های تاریخی"، آریانا، ش ٣، سال ٣، به نقل از سیر ژورنالیسم در افغانستان، ص ٨.
[۱۱]- من این شماره را دیده‏ام و تصویری را که آورده‏ام از صفحۀ نخست همان شماره است.
[۱۲]- "اسناد و یادداشت‏های تاریخی"، به نقل از سیر ژورنالیسم در افغانستان، ص ٨.
[۱۳]- فارس، شمارۀ دوم، غرّۀ رجب ۱٢٨۹ برابر با پنجم سپتامبر ۱٨٧٢ م.
[۱۴]- از جمله: سیر ژورنالیسم در افغانستان، ص ٧؛ سید جمال‏الدین حسینی پایه‏گذار نهضت‏های اسلامی، ص ۴۴
[۱۵]- سرور جویا، "مطبوعات" مجلۀ کابل، ش ٢، ص ٦٧؛ "معرفی روزنامه‏ها و مجلات و جراید"، ص ۹٢-۹٧.
[۱۶]- در افغانستان به‏تقلید از هند، روزنامه را "اخبار" می‏نامیدند و هنوز نیز در زبان محاوره چنین است.
[۱٧]- corespondent
[۱۸]- سیر ژورنالیسم در افغانستان، ص ۱٢-۱٣.
[۱۹]- شمس‏النهار، ش ۱٠، پانزدهم ذیحجۀ ۱٢۹٠. افزون بر آنچه دربارۀ این روزنامه ذکر کردیم، نگاه کنید به:
Ebrahim V. Pourhadi, Afghanistan's Press and Its Literary Influence 1897-1969, Afghanistan Journal, J9. 3.HEFT, I, 1976, P.28.
[٢٠]- عبدالحی حبیبی، تاریخ مختصر افغانستان، انجمن تاریخ و ادب افغانستان ‏[و] افغانستان آکادیمی، ج دوم‏ ۱٣۴۹ خ، ص ۱٣٢.
[٢۱]- عبدالحی حبیبی از دانشمندان به‏نام و پر کار افغانستان بود که آثار ارزنده‏ای از او در افغانستان و ایران‏ به‏چاپ رسیده است. متأسفانه، وی دانش‏گستردۀ خود را در خدمت تزهای دولتی - چه در عصر محمدزائی و چه در دورۀ فرمانروایی کمونیست‏ها بر آن کشور - و همچنین‏گرایش‏های قبیله‏ای به‏کار می‏بست و هرجا که ضرور می‏دید، حتی از جعل تاریخی نیز پرهیز نداشت. در این‏باره بنگرید به نجیب مایل هروی، تاریخ و زبان در افغانستان، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، تهران ۱٣٦٢) جلد دوم آن در همان سال منتشر شد (این دو جلد را عبدالحی حبیبی در ۱٣۴۵ نوشته و جلد نخست در ۱٣۴٦ نشر شده است: مقدمۀ ج ۱، ص: الف، بنابراین، حبیبی، در فاصلۀ ۱٣۴۵ و ۱٣۴٨ خ، سراج‏الاخبار افغانستان را کشف کرده است.
[٢۲]- سیر ژورنالیسم در افغانستان، ص ٢٨-۴٣.
[٢۳]- مقالۀ آغازین سراج‏الاخبار افغانیه و مشابه آن: "یادآوری"، سراج‏الاخبار افغانیه، ش ۱۵، سال سوم، ربیع‏ الثانی ۱٣٣٢) حال آن‏که محمود طرزی مدیر این نشریه از بستگان نزدیک دربار بود (علاوه بر نسب مشترک، دختران‏ طرزی به همسری پسران امیر حبیب‏الله خان درآمدند و یکی از آن دو داماد، یعنی امان‏الله خان، جانشین پدر شد.
[٢۴]- سیر ژورنالیسم در افغانستان، ص ۵۴ و ٦٣.
[٢۵]- سراج‏الاخبار افغانیه، ش ۱٧، سال ۵، بیستم سنبلۀ ۱٢۹۴.
[٢۶]- به‏برخی ساخته‏های حبیبی اشاره کردم. این را نیز بیفزایم که به‏سال ۱٣۵۹ برای گردآوری منابع تاریخ‏ روزنامه‏نگاری فارسی سفری به کابل کردم که در آن هنگام در اشغال روس‏ها و زیر حکومت دست‏نشاندۀ خلقی‏ها قرار داشت و شادروان عبدالحی حبیبی مشاور فعال وزارت اطلاعات و کلتور بود. به دیدارش شتافتم و پرس‏‏وجوها کردم. با همه مهربانی که کرد از این‏که تنها نسخۀ سراج‏الاخبار افغانستان و اسناد مربوط به آن را از نزدیک ببینم، طفره رفت.
[٢٧]- حبیبی به‏وجود آن نسخه و ضمانمش در آرشیو ملی اشاره کرده است: جنبش مشروطیت در افغانستان، کمیتۀ دولتی طبع و نشر جمهوری دموکراتیک افغانستان، کابل ۱٣٦٣، ص ٨.
[٢۸]- عبدالحی حبیبی، راهنمای تاریخ افغانستان، انجمن تاریخ، کابل، ۱٣۴٨، ص ٨۹.
[٢۹]- جنبش مشروطیت در افغانستان، یاد شده، ص ٨.
[۳٠]- سیر ژورنالیسم در افغانستان، یاد شده، ص ٢٨.
[۳۱]- جنبش مشروطیت در افغانستان، ص ٨.
[۳۲]- سراج‏الاخبار افغانیه، ش ۱٧، سال ۵، بیستم سنبلۀ ۱٢۹۴.
[۳۳]- تصویر این سند در ص ٣۴-٣۹ سیر ژورنالیسم در افغانستان، و بخشی از آن در جنبش مشروطیت در افغانستان، ص ٦ و ٧ آمده است.



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

پروین، ناصرالدین، نخستین روزنامه‏های افغانستان، ایران‌شناسی، سال نهم، تابستان ۱٣٧٦ - شماره ٢، صص ٣٠۴-٣۱۵


[برگشت به بالا]