جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان پشتو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان پشتو. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۵, جمعه

هربرت پنزل

گردآوری از: مهدیزاده کابلی

‌‌شرح‌ حال‌ و آثار

هربرت پنزل



فهرست مندرجات

.



هربرت پنزل

هربرت پنزل

هربرت پنزل (Herbert Penzl)، زبان‌شناس اتریشی ـ آمریکایی، و نویسنده‌ای​ کتاب «دستور زبان پشتو؛ بررسی توصیفی گویش قندهار، افغانستان» (A Grammar of Pashto: A Descriptive Study of the Dialect of Kandahar, Afghanistan) است.

زندگی‌نامه هربرت پنزل

هربرت پنزل (زاده‌ی ۲ سپتامبر ۱۹۱۰ در نویفلدنِ اتریش علیا ـ درگذشته‌ی ۱ سپتامبر ۱۹۹۵ در برکلی) زبان‌شناس، ژرمنیست و استاد دانشگاه آمریکاییِ اتریشی‌تبار بود.[۱]

او پس از اخذ دیپلوم متوسطه در سال ۱۹۲۹ در وین، از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۲ و سپس از ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۵ در دانشگاه وین به تحصیل زبان و ادبیات آلمانی و انگلیسی پرداخت. در فاصله‌ی این دو دوره، مدتی را نیز برای ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه براون در شهر پراویدنسِ ایالت رود آیلند گذراند.

پنزل در سال ۱۹۳۵ آزمون صلاحیت تدریس در مکاتب متوسطه را سپری کرد و زیر نظر کارل لویک موفق به دریافت درجه‌ی دکترای فلسفه (دکتری) شد. پس از یک سال فعالیت در آموزش‌وپرورش، در سال ۱۹۳۶ به ایالات متحده‌ی آمریکا مهاجرت کرد[۲] و در آغاز به‌عنوان دستیار پژوهشی در کالج راکفوردِ ایالت ایلینوی مشغول به کار شد.

او از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۰ به‌عنوان استادیار در دانشگاه ایلینوی در اوربانا تدریس کرد. این دوره با فعالیت او در بخش اطلاعات و آموزش ارتش ایالات متحده در نیویورک، میان سال‌های ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵، وقفه یافت. پنزل در سال ۱۹۴۴ تابعیت آمریکا را به دست آورد.

وی از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۳ استاد زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه میشیگان بود و سپس تا زمان بازنشستگی‌اش در سال ۱۹۷۹ در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تدریس کرد.

هربرت پنزل، افزون بر پژوهش‌هایش در زمینه‌ی زبان‌شناسی تاریخی، واج‌شناسی و دستور زبان، به زبان پشتو نیز علاقه‌مند بود. او در سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ برای انجام پژوهش مدتی را در افغانستان سپری کرد.[۳]

۲هربرت پنزل و پژوهش‌های او درباره‌ی زبان پشتو

هربرت پنزل افزون بر پژوهش‌های گسترده‌اش در زبان‌شناسی تاریخی و زبان‌های ژرمنی، سهم مهمی نیز در مطالعات زبان پشتو بر جای گذاشت. او در سال‌های ۱۹۴۸–۱۹۴۹ در چارچوب برنامه‌ی پژوهشی فولبرایت مدتی را در افغانستان سپری کرد و حاصل این اقامت علمی، دو اثر مهم درباره‌ی زبان پشتو بود که هنوز هم در شمار منابع معتبر پژوهشی این زبان قرار دارند.

پشتو زبانی است که دست‌کم ۴۰ میلیون نفر در جنوب و شرق افغانستان و نیز در ایالت سرحد شمال‌غربی پاکستان به آن سخن می‌گویند. برآورد شمار گویندگان این زبان میان ۴۰ تا ۶۰ میلیون نفر متفاوت است؛ رقمی که پشتو را در شمار زبان‌های پرگویش جهان قرار می‌دهد.

برخی منابع، پشتو را از لحاظ شمار گویندگان، بیستمین زبان جهان دانسته‌اند، در حالی‌که منابع دیگر آن را در جایگاه سی‌وپنجم قرار می‌دهند. با این همه، در بسیاری از منابع حتی نامی از این زبان برده نمی‌شود. به نظر می‌رسد پشتو، جز در میان کسانی که با آن سروکار دارند، همچنان تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است.

بنابراین، با وجود آن‌که زبان پشتو یکی از زبان‌های مهم حوزه‌ی فرهنگی افغانستان و منطقه به‌شمار می‌رود و میلیون‌ها گوینده دارد، تا نیمه‌ی قرن بیستم کمتر مورد توجه زبان‌شناسان غربی قرار گرفته بود. در چنین فضایی، پژوهش‌های هربرت پنزل از نخستین تلاش‌های علمی و روشمند برای توصیف ساختار دستوری و ویژگی‌های گویشی زبان پشتو به‌شمار می‌رفت؛ به‌ویژه آن‌که او توجه خود را بر گویش قندهاری، یکی از گویش‌های بنیادین و ادبی پشتو، متمرکز ساخته بود.

مهم‌ترین اثر او در این زمینه کتاب: «دستور زبان پشتو؛ بررسی توصیفی گویش قندهار، افغانستان» (A Grammar of Pashto: A Descriptive Study of the Dialect of Kandahar, Afghanistan) است که نخستین‌بار در سال ۱۹۵۵ توسط شورای آمریکایی انجمن‌های علمی در واشنگتن منتشر شد. این کتاب پژوهشی توصیفی درباره‌ی ساختار آوایی، صرفی و نحوی گویش قندهاری زبان پشتو است و از آثار جامع و معتبر در زمینه‌ی زبان پشتو و از نخستین دستورهای علمی مدرن این زبان در جهان غرب - و به‌ویژه گویش قندهاری آن - به‌شمار می‌رود.

اثر مهم دیگر او: «گزیده‌ای برای خواندن زبان پشتو» (A Reader of Pashto) است که به‌منظور آموزش و آشنایی با متون و ساختار زبان پشتو تدوین شد و چاپ دوم آن در سال ۱۹۶۵ توسط انتشارات دانشگاه میشیگان انتشار یافت. این کتاب مجموعه‌ای از متن‌های پشتو را همراه با توضیحات و یادداشت‌های آموزشی در اختیار پژوهشگران و زبان‌آموزان قرار می‌داد و نقش مهمی در معرفی علمی زبان پشتو در محیط‌های دانشگاهی غرب ایفا کرد.

پژوهش‌های هربرت پنزل، افزون بر ارزش زبان‌شناختی، از این جهت نیز اهمیت دارند که در دوره‌ای انجام شدند که مطالعات علمی درباره‌ی زبان‌ها و گویش‌های افغانستان هنوز بسیار محدود بود. آثار او از نخستین منابع دانشگاهی‌اند که زبان پشتو را با رویکرد زبان‌شناسی نوین بررسی کردند و بدین‌سان جایگاهی مهم در تاریخ پشتوشناسی معاصر دارند.

۳آثار

مهم‌ترین آثار هربرت پنزل در زمینه‌ی زبان‌شناسی عبارت‌اند از:

    • «اوملاوت و اوملاوت ثانوی در آلمانیِ عالیِ کهن». در: Language، جلد ۲۵، شماره‌ی ۳، ۱۹۴۹، صص. ۲۲۳–۲۴۰.

    • «دستور زبان پشتو؛ بررسی توصیفی گویش قندهار، افغانستان». شورای آمریکایی انجمن‌های علمی، واشنگتن دی.سی، ۱۹۵۵.

    • «گزیده‌ای برای خواندن زبان پشتو». چاپ دوم، انتشارات دانشگاه میشیگان، اَن‌آربر، ۱۹۶۵.

    • «واج‌ها در گویش آلمانیِ آلِمانیِ نوترکر». در: فریتیوف آندرسن راون (ویراستار)، مطالعات ژرمنی در بزرگداشت ادوارد هنری زِهرت، انتشارات دانشگاه میامی، کورال گیبلز، فلوریدا، ۱۹۶۸، صص. ۱۳۳–۱۵۰.

    • «آواشناسی تاریخی زبان آلمانی». انتشارات هویبر، مونیخ، ۱۹۶۹.

    • «نظام‌های آوایی و دگرگونی آواها در گویش‌های آلمانیِ عالیِ کهن». انتشارات هویبر، مونیخ، ۱۹۷۱.

    • «روش‌های زبان‌شناسی ژرمنی» )= ساختارهای زبانی، مجموعه‌ی الف، جلد ۱). انتشارات نیمایر، توبینگن، ۱۹۷۲. شابک: 3-484-60028-4.

    • (با همکاری مارگا رایس و جوزف بی. وویلس): «مسائل واج‌شناسی تاریخی» (= مجله‌ی گویش‌شناسی و زبان‌شناسی، ضمیمه‌ها، جلد ۱۲). اشتاینر، ویسبادن، ۱۹۷۴. شابک: 3-515-01942-1.

    • «از ژرمنی آغازین تا آلمانی نوین؛ یک واج‌شناسی تاریخی» (= مبانی مطالعات ژرمنی، جلد ۱۶). اریش اشمیت، برلین، ۱۹۷۵. شابک: 3-503-00790-3.

    • «آلمانی نوین آغازین» (= مجموعه‌ی درسی مطالعات ژرمنی، جلد ۹). لانگ، فرانکفورت ام ماین، ۱۹۸۴. شابک: 3-261-03204-9.

    • «آلمانیِ عالیِ کهن» (= مجموعه‌ی درسی مطالعات ژرمنی، جلد ۷). لانگ، برن، ۱۹۸۶. شابک: 3-261-04058-9.

    • «آلمانی میانه؛ درآمدی بر گویش‌ها» (= مجموعه‌ی درسی مطالعات ژرمنی، جلد ۸). لانگ، برن، ۱۹۸۹. شابک: 3-261-03853-5.

    • (با همکاری مارگارت آستین هال): «زبان انگلیسی؛ تاریخ یک زبان بر پایه‌ی متون از سال ۳۵۰ تا ۱۹۹۲: از ژرمنی شمال‌باختری تا انگلیسی نوین» (= مجموعه‌ی درسی مطالعات ژرمنی، جلد ۸۲). لانگ، برن، ۱۹۹۴. شابک: 3-906751-79-1.



۴یادنامه
    • ایرمنگارد راوْخ (ویراستار): روش زبان‌شناختی؛ مجموعه مقالاتی در بزرگداشت هربرت پنزل (= Ianua Linguarum، مجموعه‌ی بزرگ، جلد ۷۹). موتون، لاهه، ۱۹۷۹. شابک: 90-279-7767-4.


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- هربرت پنزل. در: ویلفرید کورشنر (ویراستار)، راهنمای زبان‌شناسان، جلد ۲، انتشارات نار، توبینگن، ۱۹۹۴، شابک: 3-8233-5000-5، صص. ۶۹۴–۶۹۵. (همراه با اطلاعات زندگی‌نامه‌ای، فهرست آثار و تصویر).
[٢]- اوتس ماس، «پنزل، هربرت». در: پیگرد و مهاجرت زبان‌شناسان آلمانی‌زبان، ۱۹۳۳–۱۹۴۵
[٣]- رابرت ال. کایز، «هربرت پنزل ۱۹۱۰–۱۹۹۵». در: مجله‌ی آمریکایی زبان‌شناسی و ادبیات ژرمنی، جلد ۷، شماره‌ی ۲، ۱۹۹۵، صص. ۲۴۷–۲۴۹


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

Penzl, Herbert. In: Wilfried Kürschner (Hrsg.): Linguisten-Handbuch. Bd. 2. Narr, Tübingen 1994, ISBN 3-8233-5000-5
Utz Maas: Penzl, Herbert. In: Verfolgung und Auswanderung deutschsprachiger Sprachforscher 1933–1945
Robert L. Kyes: Herbert Penzl 1910–1995. In: American Journal of Germanic Linguistics & Literatures, Bd. 7, H. 2, 1995


۱۴۰۴ اسفند ۷, پنجشنبه

ادبیات افغانستان

آنچه در پی می‌آید، برگ‌هایی است از دفتر تاریخ ادبیات افغانستان؛ متنی که از زبان روسی، به همت بانو کوخر و مهدیزاده کابلی، برای دانشنامه آریانا به فارسی برگردانده شده است.

اگر در نام‌ها و اشارات، لغزشی یا نادرستی‌ای به چشم می‌خورد، از دوستان فرهیخته و آگاه ادب و تاریخ انتظار می‌رود با نگاه دقیق و دانش خویش، آن را به تصحیح و تکمیل بیارایند؛ چرا که پاسداشت امانتِ تاریخ و حرمتِ نام‌ها، مسئولیتی مشترک و فرهنگی همگانی است.

*

ادبیات افغانستان - ادبیات مردم افغانستان به زبان‌های پشتو و دری. زبان اخیر تا سال ۱۹۳۶ تنها زبان دولتی افغانستان بود. این ادبیات طی چندین قرن در شرایطی ویژه و خاص رشد کرده است. ادبیات کهن افغانستان به زبان پشتو هنوز به‌طور کافی مطالعه نشده است. کهن‌ترین اثر شناخته‌شده، بخشی از نسخه‌ی خطی «زندگی قدیسان» (سده‌ی ۱۳ میلادی) اثر سلیمان ماکو است که در سال ۱۹۴۰ یافت و منتشر شد. در آنتولوژی منتشرشده در سال ۱۹۴۴ با عنوان «گنجینه‌ی پنهان» (اوایل سده‌ی ۱۸ میلادی) اثر محمد ختک از قبیله‌ی غلزایی، شعری به زبان پشتو آورده شده که به سده‌ی هشتم میلادی نسبت داده می‌شود.

جنبش «روشانی» که جنبشی «بدعت‌گذارانه» و مخالف تاریک‌اندیشی سنّت‌گرایانه‌ی سنّی بود، در سده‌های ۱۶ و ۱۷ میلادی محرک نیرومندی برای رشد ادبیات افغانستان به زبان پشتو شد. بنیان‌گذار فرقه‌ی روشانی و نخستین رهبر این جنبش بایزید انصاری (۱۵۲۵–۱۵۸۵) بود؛ نویسنده‌ی کتاب «مژده‌ی نیک» که در آن بخش‌هایی به زبان‌های عربی، دری و اردو نیز آمده است. در این کتاب دیدگاه‌های دینی (با گرایش‌های پانته‌ایستی) و اجتماعی نویسنده بازتاب یافته است. در سده‌ی ۱۷، شاعران برجسته‌ای چون دولت لوحانی و ملا ارزانی، و نیز میرزاخان انصاری، نوه‌ی بایزید انصاری، اندیشه‌های او را تبلیغ می‌کردند.

[توضیح مهدیزاده کابلی: پانته‌ایسم دیدگاهی است که خدا را برابر با جهان می‌داند؛ یعنی: خدا جدا از جهان نیست، خدا در همه‌ی چیزها حضور دارد، و طبیعت، انسان، هستی و خدا یک واقعیت واحدند. در این نگاه، خدا یک موجود شخصیِ جداگانه نیست، بلکه کلّ هستی جلوه‌ی اوست.]

جنبش روشانی با حملات شدید طبقه‌ی فئودالی–تئوکراتیک حاکم روبه‌رو شد؛ از جمله از سوی اخوند درویزه (۱۵۳۳–۱۶۳۸)، نویسنده‌ی کتاب «گنجینه‌ی اسلام» که بارها در هند منتشـر شده است. شعر پشتو طی چندین قرن آکنده از تصوف بود، اما در آن گرایش‌های دموکراتیک نیز وجود داشت که بازتاب‌دهنده‌ی احساسات و دیدگاه‌های توده‌های مردم بود.

از میان شاعران برجسته‌ی سده‌ی ۱۷، عبدالرحمان (۱۶۳۲–۱۷۰۸؛ با تخلّص «رحمان») از قبیله‌ی مومند جایگاه ویژه‌ای دارد. دیوان او شامل اشعار غنایی و آثاری با مضمون دینی و تعلیمی است. بسیاری از اشعار و گفته‌های او به ترانه‌های مردمی و امثال رایج تبدیل شده‌اند.

بزرگ‌ترین نماینده‌ی شعر فئودالیِ سکولار در سده‌ی ۱۷ خوشحال‌خان (۱۶۱۳–۱۶۸۹)، سردار قبیله‌ی ختک، بود. اشعار آکنده از میهن‌دوستی او تقریباً به همه‌ی پدیده‌های سیاسی، اجتماعی و زندگی خصوصی واکنش نشان می‌دادند. در عین حال، خوشحال‌خان در مبارزه علیه جنبش روشانی از روحانیت عالی‌رتبه حمایت می‌کرد.

حدود ۲۰ شاعر و نویسنده از میان فرزندان و نوادگان خوشحال‌خان شناخته شده‌اند؛ از میان آنان عبدالقدیرخان ختک (۱۶۵۱–۱۷۰۴)، اشرف‌خان هجری، علی‌خان ختک، کاظم‌خان شیدا و افضل‌خان ختک مشهورترند. افضل‌خان کتاب مهمی درباره‌ی تاریخ افغان‌ها، به‌ویژه ختک‌ها، با عنوان «تاریخ آراسته به جواهر» نوشته است.

عبدالحمید (۱۶۶۰–۱۷۳۲)، از قبیله‌ی مومند، جریان ویژه‌ای در شعر افغانستان پدید آورد. غنای او بدبینانه است؛ عشق برای او نه نعمتی آسمانی، بلکه مجازاتی الهی و موضوعی برای شکایت‌های تلخ است. شعر کلاسیک ایران بر او تأثیر گذاشته و گاه موضوعات و تصاویر خود را از آن وام گرفته است. او به‌عنوان استاد شعر لطیف، نزد افغان‌ها محبوبیت فراوان دارد. عبدالرحمان، خوشحال‌خان و عبدالحمید تأثیر بزرگی بر رشد بعدی شعر افغانستان گذاشتند.

احمدشاه درانی (۱۷۲۱–۱۷۷۱)، بنیان‌گذار دولت مدرن افغانستان (۱۷۴۷)، فرمانده و دولتمرد، در عین حال شاعر غنایی نیز بود و بهار و عشق را می‌ستود. از شاعران این دوره هم‌چنین پیر محمد کاکر (متولد ۱۷۰۸) برجسته است.

تقریباً تمام سده‌ی نوزدهم در جنگ‌های ضدّ گسترش‌طلبی انگلیس سپری شد؛ در نتیجه، افغانستان برای مدت طولانی استقلال خود را از دست داد و بخش مهمی از سرزمین‌های پشتون‌نشین را نیز از دست داد. همه‌ی این عوامل رشد اقتصادی و فرهنگی کشور را به‌تعویق انداخت. یکی از عوامل بازدارنده‌ی رشد ادبیات پشتو، انتقال پایتخت افغانستان از قندهار به‌کابل در پایان سده‌ی هجدهم بود. بیش‌تر جمعیت کابل و مناطق شمالی آن‌را تاجیک‌ها تشکیل می‌دادند، از این‌رو دربار، اشراف، طبقه‌ی کارگزار و بازرگانان در محیطی دری‌زبان قرار گرفتند.

با این حال، در یک‌چهارم سوم سده‌ی نوزدهم، در خارج از مرزهای افغانستان کنونی - در پیشاور و نواحی پیرامون آن که پشتون‌نشین بودند (پاکستان امروزی؛ نکـ: ادبیات پاکستان) - نوعی رونق در ادبیات پشتو مشاهده می‌شود. بنیان‌گذار نثر هنریِ مدرنِ پشتو احمد مولوی است؛ نویسنده‌ی داستانی براساس افسانه‌ی محبوب افغان‌ها، «آدم‌خان و درخانی». او هم‌چنین مجموعه‌ای از داستان‌ها با پیرنگ‌های اقتباسی نوشت با عنوان «گنجینه‌ی پشتو»؛ این داستان‌ها نخستین‌بار در کتابی منتشر شدند...

در کتاب «کلید زبان افغانی» (۱۸۷۲) که طی ۳۰ سال چندین‌بار تجدید چاپ شد، این داستان‌ها برای نخستین‌بار منتشر شدند. در یک‌سوم نخست سده‌ی بیستم، احمدشاه رضوانی چندین داستانِ اصیل منتشر کرد. در آغاز سده‌ی بیستم، در نتیجه‌ی پیدایش بورژوازی ملیِ تجاری و نیز تحت‌تأثیر گسترش روابط با جهان خارج و نفوذ اندیشه‌های اروپایی در افغانستان، جنبش موسوم به «جوان‌افغان» پدید آمد. انقلاب ۱۹۰۵–۱۹۰۷ روسیه نیز تأثیر معینی بر این جنبش گذاشت. جنبش جوان‌افغان در پی رهایی از سلطه‌ی انگلیس و بازگرداندن استقلال ازدست‌رفته بود، و اجرای مجموعه‌ای از اصلاحات داخلی را دنبال می‌کرد؛ هم‌چنین به ایجاد روشنفکران ملی کمک کرد، روشنفکرانی‌که از طریق ادبیات و فعالیت‌های روشنگرانه با دیدگاه‌های اروپایی آشنا می‌شدند.

در سال ۱۹۱۶، صالح محمدخان (متولد ۱۸۹۴) نخستین کتاب درسی لیتوگراف‌شده‌ی پشتو را در کابل منتشر کرد که در آن داستان‌ها، حکایت‌ها و لطیفه‌های خود را نیز گنجانده بود. با رشد خودآگاهی ملی در میان افغان‌ها، علاقه به‌زبان خود - پشتو - و ادبیات آن افزایش یافت. کار تدوین یک فرهنگ بزرگ پشتو آغاز شد. در جریان جنگ استقلال در سال ۱۹۱۹، چندین فعال افغان شعرهایی به‌زبان پشتو در روزنامه‌ها چاپ کردند.

در سال ۱۹۳۷، با ادغام «انجمن ادبی کابل» و انجمن قندهاری «پشتو»، پشتو تولنه (آکادمی تاریخی–فیلولوژیک افغانستان) تأسیس شد که هدف خود را مطالعه و توسعه‌ی زبان و ادبیات پشتو قرار داد. از سال ۱۹۴۰، ارگان آکادمی افغانستان، مجله‌ی ادبی–هنری «کابل»، به‌طور کامل به‌زبان پشتو منتشر شد. این مجله نقش مهمی در گردآوردن نویسندگان ایفا می‌کند و خوانندگان را با آثار و تاریخ ادبیات خارجی، از جمله ادبیات کلاسیک روسی و شوروی، آشنا می‌سازد. اقدامات تشویقی دیگری نیز انجام شد، از جمله ایجاد جوایز، از جمله برای کتاب‌های پشتو.

در سال ۱۹۴۲، اداره‌ی نمایش‌های روشنگرانه (با تئاتر و گروه سیّار) تأسیس شد. روزنامه‌ی بزرگ منطقه‌ای «طلوع افغان» (در قندهار) نیز نقش مهمی در توسعه‌ی فرهنگ و ادبیات ایفا کرد. در میان نویسندگان، نمایندگان نسل قدیم که آموزش دینی دیده بودند - نویسندگان نخستین آثار نثر هنری - نقش برجسته‌ای داشتند. در داستان بلند «عشق پنهانی» (۱۹۳۹)، کوشککی زندگی طبقه‌ی بازرگان را توصیف می‌کند. در داستان بلند «دو برادر عاشق» (۱۹۴۰)، کانی فروپاشی یک خانواده‌ی زمین‌دار را به‌تصویر می‌کشد. هر دو داستان دارای ایدئولوژی ارتجاعیِ فئودالی–روحانی هستند.

در این دوره، سهم نثر به‌شدت افزایش یافت؛ به‌ویژه روزنامه‌نگاری رشد کرد، ژانر گزارش (از جمله سفرنامه) پدید آمد، نخستین داستان‌ها و داستان‌بلندهای مهمِ اجتماعی شکل گرفت، و از سال ۱۹۴۳، نمایش‌نامه‌نویسی نیز آغاز شد. در بسیاری از آثار، بازمانده‌های فئودالی، رسم خون‌خواهی، سوءاستفاده‌ی کارگزاران دولتی و وضعیت برده‌وار زنان مورد انتقاد قرار می‌گیرد. رهبری مبارزه با بازمانده‌های فئودالی را سازمان «ویش زلمیان» («جوانان بیدار») بر عهده داشت که در سال ۱۹۴۷ نویسندگان پیشرو را گرد آورد (چند سال بعد در نتیجه‌ی سرکوب‌ها از هم پاشید).

نمایش‌نامه‌ی بِینَوا با عنوان «بیمار مزمن» (۱۹۴۷) ستم فئودال‌ها را افشا می‌کند. در گزارش‌های سفر خادِم (متولد ۱۹۱۲)، منتشرشده در ۱۹۴۱، زندگی پیشه‌وران نواحی شمالی ترسیم شده است. رِشتین در گزارش‌های خود (۱۹۵۲) زندگی کارگران کارخانه‌های ولایت قطغن را به تصویر می‌کشد.

نورمحمد تره‌کی داستان‌ها و گزارش‌هایی از زندگی دهقانان منتشـر کرد و نخستین رمان اجتماعی پشتو، «د بنگ مسافر» (۱۹۵۸)، را نوشت - درباره‌ی سفر کارگر مزدبگیر، بنگ، در جستجوی کار. در این اثر مهمِ ادبیات افغانستان، تصویری گسترده از زندگی زحمتکشان افغان ارائه شده است: کوچ‌نشینان دامدار، دهقانان، کارگران کارخانه‌ی پشم‌بافی، و خدمتکاران خانه‌ی ثروتمندان. در داستان بلند «سپین» (۱۹۵۸)، نورمحمد تره‌کی تقسیم ارث در خانواده‌ی یک ثروتمندِ درگذشته، دسیسه‌های خان، نقش ملا و دیگران را توصیف می‌کند.

غلام‌غوث خیبری با داستان تاریخی «آتش‌های برافروخته» (۱۹۵۶) - که بر رویدادهای جنگ نخست انگلیس–افغان (۱۸۳۸–۱۸۴۲) استوار است - و نیز با رمان تاریخی بزرگ «شب سوم» (۱۹۵۸) از دوره‌ی اسکندر مقدونی، وارد عرصه شد.

در شعر، در کنار ژانرهای سنتی (غزل، رباعی، قصیده)، شعر غناییِ اجتماعی تقویت می‌شود؛ مضامین آزادی‌خواهانه و ضدّ امپریالیستی طنین می‌یابد، و دعوت‌هایی به زندگی نو و فراگیری دانش شنیده می‌شود؛ موضوع مبارزه برای صلح هرچه بیش‌تر در ادبیات نفوذ می‌کند. در این زمینه، شعر شاعر برجسته قیام‌الدین خادم با عنوان «ترانه‌ی نو»، سروده‌ی اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰، نمونه‌وار است؛ هم‌چنین اشعار بِینَوا، اُلفَت، رِشتین، مجروح، جلالی، پائنده‌محمد ظاهر و دیگران.

جست‌وجوی شکل‌های تازه به‌گسترش «شعر در نثر» انجامید؛ در این میان، چرخه‌ی «اندیشه‌های اندوهبار» (۱۹۴۷–۱۹۴۸) اثر عبدالرؤوف بینوا که به سرنوشت دشوار توده‌های زحمتکش اختصاص دارد، برجسته است. نویسندگان پیشـرو افغانستان با پدیده‌هایی چون شووینیسم، تعصب، جلوه‌های نژادپرستی، انحطاط‌گرایی و مانند آن مبارزه می‌کنند. ترجمه از زبان‌های شرقی، به‌ویژه عربی و زبان‌های هندی (به‌خصوص آثار رابیندرانات تاگور)، جایگاه مهمی در فعالیت آنان دارد. کتاب‌های بسیاری از نویسندگان اروپایی ترجمه می‌شود. از سال ۱۹۴۶، آثار نویسندگان روس و شوروی به‌طور نسبتاً گسترده ترجمه می‌شود و مقالاتی درباره‌ی ادبیات و فرهنگ شوروی، از جمله درباره‌ی لئو تولستوی، ماکسیم گورکی و میخائیل شولوخوف، منتشر می‌گردد.

در میان افغان‌ها، شعر عاشقی [رومانتیک] رواج گسترده‌ای دارد. شاعران–خوانندگانِ بااستعداد در میان مردم محبوبیت دارند، و نقش آنان به‌ویژه در سال‌های جنگ‌ها و خیزش‌های مردمی افزایش می‌یابد. مشهورترین عاشق‌های نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم در پیشاور میرا و محمد دین بودند، و در ولایت‌های شرقی افغانستان توکُل از شِیوه، از قبیله‌ی ساپی؛ و در نیمه‌ی نخست سده‌ی بیستم، در همان‌جا عاشق‌گُل از قبیله‌ی مومند زندگی می‌کرد.

موضوعات ترانه‌های آنان با موضوعات شعر عاشقیِ دیگر ملت‌های شرقی مشابه است: عشق، افسانه‌ها، رویدادهای تاریخی، دلاوری‌های قهرمانان در جنگ با بیگانگان، مضامین دینی و مانند آن. نقش عاشق‌ها در سده‌ی گذشته بسیار بزرگ بود، زمانی‌که افغان‌ها هنوز روزنامه و مجله نداشتند.

فولکلور افغان‌ها بسیار غنی است؛ به‌ویژه ترانه‌ی کوتاهِ دو بیتی (لَندَی) - سروده‌ای آغازین که یادآور چَستوشکاهای روسی است - محبوبیت فراوان دارد. بیش از شش هزار ترانه از این نوع ثبت شده است (لندی‌های رزمی، اخلاقی، طنزآمیز وجود دارد). ترانه‌های عروسی از این‌جهت جالب‌اند که بازمانده‌های نظام قبیله‌ای در آن‌ها بازتاب یافته است. ترانه‌های رقص نیز رواج دارند؛ برای رقص‌ها از لندی‌ها همراه با انواع دیگر ترانه‌ها استفاده می‌شود.

در میان افغان‌ها، افسانه‌ی «آدم‌خان و دُرخانی» - که در بسیاری از روایت‌ها داستان غم‌انگیز دو دلداده را می‌ستاید - بسیار محبوب است. با نام آدم‌خان یک چرخه‌ی کامل از افسانه‌ها پیوند خورده است. افسانه‌ی پاته‌خان نیز کمابیش به همان اندازه مشهور است؛ قهرمانی‌که همراه یارانش برای به‌دست آوردن یک فرمانروایی به هند رفت، اما در نبرد کشته شد. هم‌چنین افسانه‌های «موساجان و ولی‌جان» و داستان «مؤمن و شیرینو» شهرت دارند. از این سه افسانه نسخه‌ها و بازنویسی‌های فراوانی وجود دارد.

در زندگی فرهنگی افغانستان، ادبیاتِ دری جایگاه قابل‌توجهی دارد. بسیاری از نویسندگان برجسته‌ی دری و تاجیکی در قرون میانه در قلمرو افغانستان زندگی می‌کردند. تا امروز نیز شاعران افغان از جامیِ هرات، فردوسی، سعدی، حافظ و رومی پیروی می‌کنند. در سده‌ی بیستم، محمود طرزی (۱۸۶۸–۱۹۳۴)، روشنفکر برجسته‌ی افغان که به دری می‌نوشت، مطرح شد. او آموزش اروپایی دیده بود و بسیار سفر کرده بود. چندین رمان از ژول ورن را به دری ترجمه کرد.

نقش مهمی داشت روزنامه‌ی «سراج‌الاخبار» («مشعل اخبار») که او در سال ۱۹۱۱ به‌زبان دری بنیان گذاشت و نویسندگانِ پیشرو را پیرامون خود گرد آورد. محمود طرزی همراه با همکاران روزنامه، هنجارهای زبان ادبیِ نوینِ دری را در افغانستان تدوین می‌کرد و در این‌کار ویژگی‌های واژگانی و دستوریِ گویش کابلیِ زبان تاجیکی (یا «کابلی») را در نظر می‌گرفت.

جنگ استقلال (۱۹۱۹) محرک نیرومندی برای رشد ادبیات دری، به‌ویژه شعر، شد. شعر غناییِ اجتماعی، در کنار شعر عاشقانه و منظره‌پردازانه، به‌سرعت رشد کرد. در میان شاعرانی‌که به‌دری می‌نوشتند، قاری عبدالله (درگذشته‌ی ۱۹۴۴) برجسته است؛ او در سبک کلاسیکِ قصیده و غزل می‌سرود و به‌لقب ملک‌الشعرا («پادشاه شاعران») دست یافت.

او شعر بلند مهمی را به صدمین سالگرد درگذشت ا. س. پوشکین اختصاص داد (مجله‌ی «کابل»، ۱۹۳۷). پس از جنگ جهانی دوم، در شرایط بحران استعمار، نثر هنری و نمایش‌نامه‌نویسی رشد یافت و نخستین آثار منثور (داستان بلند، ناوول و غیره) به‌زبان دری پدید آمد. از میان شاعران نسل قدیم، عبدالحق بیتاب (متولد ۱۸۸۸) و خلیل‌الله خلیلی شناخته‌شده‌اند؛ و از میان نسل جوان - ا. پَژواک، ز. قاریزاده و نمایش‌نامه‌نویسان لطیفی، برشنا، روانه‌کا. پژوهش ادبی به زبان دری نیز رشد می‌کند (خ. خلیلی، نزیهی، م. خ. بهروز، ژوبل و دیگران). طی ۲۰ سال اخیر، ترجمه‌های بسیاری از آثار ادبیات جهانی (از جمله ادبیات روسی) به دری کابلی منتشر شده است.

منابع:

آثار: پورِتسکی، ب.، آفرینش شعری افغان‌ها، مجله‌ی «دنیای نو»، ۱۹۲۷، شماره‌ی ۴؛ اصلانوف، م. گ.، جنبش مردمی روشانی و بازتاب آن در ادبیات افغانستان سده‌های ۱۶–۱۷، «شرق‌شناسی شوروی»، ۱۹۵۵، شماره‌ی ۵؛ هم‌چنین از او: فولکلور افغانستان و مطالعه‌ی آن در اتحاد شوروی، «کارهای مؤسسه‌ی شرق‌شناسی مسکو»، ۱۹۴۷، جلد ۵؛ گیرس، گ. ف.، نثر هنری معاصر پشتو در افغانستان، مسکو، ۱۹۵۸؛ افغانستان معاصر، مسکو، ۱۹۶۰؛ مضامین اجتماعی در ادبیات معاصر افغانستان، [مجموعه‌ی مقالات]، مسکو، ۱۹۶۱؛ پَختون شُعَرا، جلد ۱–۲، کابل، ۱۳۲۰/۲۱ هجری قمری (۱۹۴۱–۴۲ میلادی)؛ بِینَوا، عبدالرؤوف، ادبی فُنون، کابل، ۱۳۲۶ هجری قمری (۱۹۴۷ میلادی)؛ رِشتین، صادق‌الله، تاریخ ادبیات پشتو، کابل، ۱۳۳۳ هجری قمری (۱۹۵۴ میلادی)؛ پشتانی سَندَری، به‌کوشش م. ژواک، بخش ۱–۲، کابل، ۱۳۳۴/۳۵ هجری قمری (۱۹۵۵–۵۶ میلادی)؛ بهروز، م. خ.، ادبیات افغانستان، در کتاب: دایرةالمعارف آریانا، جلد ۳، کابل، ۱۹۵۶؛ ادبیات معاصر افغانستان، در کتاب: افغانستان کلان، ۱۳۳۶/۳۷ هجری قمری (۱۹۵۷–۵۸ میلادی)؛ دورن، ب.، گزیده‌ی آموزشی زبان پشتو یا افغانی، سن‌پترزبورگ، ۱۸۴۷؛ راوِرتی، ه. گ.، گلشنِ روح…، چاپ دوم، لندن، ۱۸۶۷؛ هم‌چنین از او: گزیده‌هایی از شعر افغان‌ها از سده‌ی ۱۶ تا ۱۹، لندن، ۱۸۶۲؛ دارمِستِتر، ژ.، سرودهای مردمی افغان‌ها، بخش ۱–۲، پاریس، ۱۸۸۸–۱۸۹۰.