میتوکندری یا راکیزه (به انگلیسی: Mitochondrion)، اندامکی در یاخته (سلول) موجودات پیچیده و پُرسلولی است که وظیفه آن تنفس سلولی و تولید انرژی است. در واقع، این اندامک نوعی دستگاه انتقال انرژی است که موجب میشوند انرژی شیمیایی موجود در مواد غذایی با عمل فسفوریلاسیون اکسیداتیو، بهصورت پیوندهای پُرانرژی فسفات (آدنوزین تریفسفات) ذخیره شود.
میتوکندری در تمام یاختههای دارای تنفس هوازی به جز در باکتریها که آنزیمهای تنفسی آنها در غشای سیتوپلاسمی جایگزین شدهاند وجود دارد. این اندامک نیز همانند کلروپلاست از دو غشای داخلی و خارجی تشکیل شده است با این تفاوت که دو غشای داخلی و خارجی فضای درون میتوکندری را به دو بخش تقسیم میکند که عبارتند از: ۱- فضای درون میتوکندری ۲- فضای بین دو غشا. درون میتوکندری دیانای (DNA) حلقوی نیز وجود دارد و میتواند بهطور مستقل از سلول نیز همانندسازی کند. درون میتوکندری مایعی سّیال بهنام ماتریکس وجود دارد که واکنشهای مربوط به فرایند تنفس سلولی در آن انجام میشود. تنفس سلولی فرایندی است که طی ان انرژی ذخیرهشده در غذاها (قندها) به ATP (مولکول سوختی سلول) تبدیل میشود. در غشای داخلی چینخوردگیهایی وجود دارد که به آن کریستا گویند، قرار دارد که باعث افزایش سطح غشا میشود.
«میتوکُندری» ترکیبی است از دو واژهی یونانی: μίτος(Mito) بهمعنای رشته و χονδρίον(chondrion) بهمعنای دانه. این واژه توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران به «راکیزه» واژهگزینی (جایگزین) شده است.
نخستین بررسیهای انجام شده بر روی میتوکندریها، در سال ۱۸۹۴ بهوسیله ریچارد آلتمن (Richard Altmann)، آسیبشناس و بافتشناس آلمانی، صورت گرفت که آنها را بیوپلاست (Bioblasts) یا جایگاههای زنده نامید. و نظر داد که بین واکنشهای اکسایش و کاهش سلول و میتوکندری وابستگی وجود دارد.
در سال ۱۸۹۷، کارل بندا (Carl Benda) با بررسیهای بیشتر آنها را میتوکندری (Mitochondria) نامید و در ۱۹۰۰، لئونار میکائیلیس (Leonor Michaelis)، پزشک و شیمیفیزیکدان آلمانی، به کمک معرف رنگی سبز ژانوس میتوکندری را در سلولهای زنده مشاهده کرد.
اتو هاینریش واربورگ (Otto Heinrich Warburg)، زیستشناس آلمانی، در سال ۱۹۱۳ آنزیمهای تنفسی را در این اندامک نشان داد. در همانسال، ذرات گرفته شده از عصاره کبد خوکچه هندی نشان دادند که تنفس سلولی از طریق میتوکندری صورت میگیرد.
سرانجام برای اولینبار، در سال ۱۹۳۴، بنسلی و هر، توانستند آنها را از سلولهای کبدی جدا کرده و بعد آن بررسیهای بیشتر و عملیتر روی آن صورت گرفت. واربورگ و هندیش در سال ۱۹۳۹ آزمایشاتی که با استفاده از ماهیچههای موش آزمایشگاهی انجام شدند، نشان دادند که یک اتم اکسیژن میتواند یک مولکول آذرونین تریفسفات تشکیل دهند.
در سال ۱۹۴۱، اصطلاح پیوند فسفاتی نشاندهندهی ایجاد انرژی در متابولیسم سلولی بود که توسط فریتس آلبرت لیپمان (Fritz Albert Lipmann)، زیستشیمیدان آلمانی-آمریکایی ارائه شد.
در سالهای بعد از آن مکانیسمی که در تنفس سلولی مورد بررسی قرار داده شد، توسعه یافت، هرچند ارتباط آن با میتوکندری هنوز هم مشخص نشده بود. در کتاب مقدمهای بر بخشهای سلولی نوشته آلبرت کلادیو، میتوکندری از لحاظ بیوشیمیایی و تحلیل از سایر بخشهای سلولی تفکیک شد.
در سال ۱۹۴٦ اینطور نتیجهگیری شد که سیتوکروم اکسیداز (Cytochrome oxidase) و دیگر آنزیمها مسئولیت چرخه تنفسی سلولی را بر عهده دارند. اولین میکروگراف با وضوح بالا در سال ۱۹۵٢ تهیه شد و جایگزین زنجیره سبز ژانوس گردید که مطلوبترین شیوه مصورسازی میتوکندری بهشمار میرفت. این امر منجر به تحلیل جزئیات بیشتری از ساختار میتوکندری گردید که شامل غشای محصور کنندهی میتوکندری نیز میباشد. همچنین مشخص گردید که غشای ثانویهای نیز در میتوکندری وجود دارد که بخشهای سختتر را از ساختار درونی جدا میسازد و در هر سلول دارای شکل خاصی میباشد. اصطلاح معروف نیروگاه سلولی (Powerhouse of the cell) نیز توسط فیلیپ سیکوتیز (Philip Siekevitz) در سال ۱۹۵٧ ابداع شد.
در سال ۱۹٦٧ مشاهده شد که میتوکندریها حاوی ریبوزومها هستند. در سال ۱۹٦٨، روشهایی برای نقشهبرداری ژنهای موجود در میتوکندری توسعه یافتند و در سال ۱۹٧٦ با نقشههای ژنی، میتوکندری موجود در مخمرها تکمیل گردیدند.
در بارهی منشأ میتوکندری دو نظریه بیان شدهاست: یکی اینکه میتوکندریها ممکن است از قالبهای سادهتری ساخته شوند (تشکیل Denovo) و دیگر اینکه میتوکندریهای جدید از تقسیم میتوکندریهای قبلی بهوجود میآیند. به این صورت که تعداد آنها، در طول میتوز و نیز در اینترفاز افزایش یافته و بعد بین دو سلول دختر، پراکنش مییابند.
فرضیهای هم در مورد خاستگاه پروکاریوتی میتوکندری مطرح شده است که: در گذشته بسیار دور، جو زمین فاقد اکسیژن بوده و جاندارانی که در آنزمان میزیستهاند بیهوازی بودند. با گذشت زمان و ضمن واکنشهای شیمیایی، جو زمین دارای اکسیژن شده و بهتدریج جانداران آنزمان و بهویژه پروکاریوتها بهعلت ساختمان ساده خود، هوازی شدهاند؛ بنابراین بعضی از بکتریها توسط سلولهای یوکاریتی بلعیده شدن و بهدلیل وجود همزیستی بعضی از آنها به کلروپلاست یا میتوکندری تبدیل شدن پس یعنی اجداد میتوکندری همان پروکاریوتها یا باکتریها بوده است.
پژوهش جدید دانشمندان دانشگاه ویرجینیا نشان میدهد، میتوکندریها در ابتدا بهعنوان باکتریهای انگلی در سلولهای میزبانشان عمل میکردند و بهجای آنکه انرژی سلول را تامین کنند، آن را به سرقت میبردند.
این محققان از فناوریهای جدید توالیدادن دیانای برای رمزگشایی از ژنومهای ۱٨ باکتری استفاده کردند که خویشاوندان نزدیک میتوکندری هستند. میتوکندریها با تجهیزکردن سلولها با آدنوزین تریفسفات (ATP) آنها را نیرودهی میکنند و زیستشناسان این عنصر را انرژی حیات میدانند.
منشا میتوکندری حدود دو میلیون سال پیش آغاز شد و یکی از رخدادهای بدوی در تاریخ تکامل حیات به شمار میآید. با این حال، تا پیش از این درباره شرایط موجود پیرامون منشا آن اطلاعات کمی در دست بود و این پرسش در زیستشناسی مدرن یک معما به شمار میآمد.
این مطالعه پتانسیل تغییردادن تفکر دانشمندان را درباره رخدادی که به شکلگیری میتوکندری انجامید، دارد. تحقیق جدید همچنین نشان میدهد میتوکندریها در ابتدا برای سلول میزبان نوعی باکتری انگلی بودند و با تغییردادن مسیر انتقال ATP به این سلول سودمند شدند.
این یافتهها دیدگاههای جدیدی درباره این رخداد در تاریخ آغازین حیات روی زمین ارائه میدهد که منجر به حیات متنوعی شد که امروزه وجود دارد. بدون وجود میتوکندری برای ارائه انرژی به مابقی سلولها، چنین تنوع زیستی حیرتآوری تکامل نمییافت.
دانشمندان محتوای ژنی اجداد میتوکندری را با توالیدادن دیانایهای خویشاوندان نزدیکشان بازسازی کردند و پیشبینی کردند میتوکندری در ابتدا باکتری انگلی بوده که انرژی را در شکل ATP از میزبانش به سرقت میبرد و این موضوع کاملا متضاد نقش میتوکندری در حال حاضر است.
در این مطالعه، دانشمندان همچنین بسیاری از ژنهای انسانی را شناسایی کردند که از میتوکندری مشتق میشوند. شناسایی این ژنها به درک اساس ژنتیکی اختلال عملکرد میتوکندری انسانی کمک میکند؛ اختلالی که در بروز بسیاری از بیماریها از جمله آلزایمر، پارکینسون و دیابت و بیماریهای مرتبط با پیری مشارکت دارد.[جزئیات این مطالعه در مجله PLoS ONE منتشر شده است]
انرژی لازم برای حیات در سلولهای همه موجودات زنده توسط مولکول ATP تامین میشود. آنزیم ATP سنتاز از انرژی حاصل از جریان یونها در غشاهای اندامکهای سلولی، برای تولید این مولکول استفاده میکند. اما این فرآیند توسط پروتئینهای پمپاژکننده یون انجام میشود که خودشان انرژیشان را از مولکول ATP میگیرند.
نیک لین از یونیورسیتی کالج لندن و بیل مارتین از دانشگاه دوسلدورف آلمان، نشان دادند که آب و آلکالاین اشباعشده از هیدروژن که در چشمههای آب گرم زیر اقیانوس و از میان سوراخهای سنگهای معدنی میگذرند، میتوانند جریان طبیعی پروتون در سنگهای غنی از کاتالیزورهای معدنی یون گوگرد تولید کنند. این مجموعه میتواند شرایط مناسبی را برای تبدیل دی اکسیدکربن و هیدروژن به مولکولهای آلی و قطعات اولیه حیات باشد.
این سوراخها میتوانند بهصورت «پیشسلول» عمل کنند، یعنی هم شارش پروتون (یون یکبار مثبت هیدروژن) را سبب شوند و هم مولکولهای آلی ساده تشکیلشده را تغلیظ و به این ترتیب آنها را در نهایت برای تولید مولکولهای پیچیدهتر آماده کنند. اگر نظریه آنها درست باشد، مسئله مرغ و تخممرغ حل شده و معلوم میشود که این منافذ تامینکننده انرژی اولین مکانیسمهای آلی بودهاند.
میتوکندری یک اندامک درون سلولی است که تنها از مادر به فرزند به ارث میرسد و جدا کردن و شناسایی «دیانای» آن در مقایسه با «دیانای» هسته سلول سادهتر است. دیانای میتوکندریایی (mtDNA) نوعی دیانای است که در میتوکندری سلولهای یوکاریوتی یافت میشود. کار میتوکندری تبدیل انرژی شیمیایی غذا به آدنوزین تری فسفات یعنی صورتی از انرژی است که برای سلول قابل استفاده باشد.
روانگسیختگی یا اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی (به انگلیسی: Schizophrenia) یک اختلال روانی است که مشخصهٔ آن ازکارافتادگی فرایندهای فکری و پاسخگویی عاطفی ضعیف است. این بیماری در بین همهی بیماریهای عمدهی روانشناختی از همه وخیمتر میباشد و معمولاً خود را بهصورت توهم شنیداری، توهمهای جنون آمیز یا عجیب و غریب، یا تکلم و تفکر آشفته نشان میدهد، و با اختلال در عملکرد اجتماعی یا شغلی قابل توجهی همراه است. شروع علائم معمولاً در دوران نوجوانی رخ میدهد، با یک شیوع در طول زندگی جهانی در حدود ۰٫۳–۰٫۷٪. تشخیص بر اساس مشاهدهی رفتار و تجارب گزارششدهی بیمار است.
بهنظر میرسد ژنتیک، محیط اولیه، نوروبیولوژی، و فرایندهای روانی و اجتماعی از عوامل مهم مؤثر باشند؛ ۴۰ درصد از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی چپ دست بودهاند. بهنظر میرسد برخی از مواد مخدر تفریحی و داروها باعث ایجاد یا بدتر شدن علایم میشوند.
اسکیزوفرنی (Schizophrenia) یا جنون جوانی یکی از پیچیدهترین نوع اختلالات روانی است که قدیمیترها از آن بهعنوان تحلیل تدریجی خصوصیات عقلی و شخصیت ذکر میکردند که فرد در خود فرو رفته و گرفتار تخیلات و تصورات بیمارگونه و عجیبی شده بود. امروزه اصطلاح اسکیزوفرنی گروهی از واکنشهای جنونی را شامل میشود که در آن آشفتگیهای اساسی در ارتباط با حقیقت در روندهای ذهنی و عاطفی بیمار موجود است و بهطور کلی بیماران به حوادث حقیقی بیاعتنا میباشند و در افکار آنها شکاف و تجزیه ملاحظه میشود.
یکی از شایعترین نوع اختلالات روانی سایکوتیک است؛ میزان شیوع آن تقریباً یک درصد جمعیت است؛ درصد ابتلای به این بیماری در زن و مرد مساوی است، میگویند فاکتورهای ذیل در آن نقش دارد یا حداقل تفاوت محسوسی داشته: اشخاص مجرد تقریباً دو برابر افراد متاهل دچار این بیماری بودهاند، در طبقات پایین اجتماعی بیشتر دیده میشود، در مهاجران بیشتر دیده میشود، در کشورهای صنعتی بیشتر است، و تغییرات فرهنگی و معیارهای اجتماعی فرهنگی در آن نقش داشته است.
بلولر دو دسته علایم برای بیماری قائل بود علایم اولیه و علایم ثانویه که علایم اولیه به چهار A بلولر معروفند عبارتند از Autism یا اوتیسم، Ambivalence یا تضاد و دوگانگی، Association (یا اختلال افکار و تداعی Disorder of Association)، Affect (یا اختلال عواطف Disorder of Affect). بلولر معتقد بود این چهار اختلال سازش فرد را با محیط مختل خواهد کرد و منجر به بروز علایم ثانوی خواهد شد که عبارتند از: هذیانها Delusion، توهمات Hallucination، اختلال در رفتار حرکتی، اختلال لفظی و گفتاری، و غیره.
بهطور کلی علایم بیماری اسکیزوفرنی را میتوان بهصورت ذیل بیان کرد:
توهم (Hallucination) - تجربیات حسی یا درک بدون محرک خارجی از علایم شایع اسکیزوفرنی است.
توهم شنوایی (Auditory Hallucination) - توهم شنوایی ٧۵ درصد بیماران اسکیزوفرنی توهم شنوایی دارند. شایعترین توهم شنوایی شنیدن صداست شخص صدای دو یا چند نفر را میشنود که در مورد بیمار صحبت میکنند. اغلب صداها خطاب به بیمار است، یا تهدید میکنند یا حرفهای توهینکننده و زشت میزنند، یا به بیمار دستوراتی میدهند، یا بیمار صدرای افکار خودش را میشنود.
توهم بینایی (Visual Hallucination) - کمتر از توهم شنوایی شایع است بیمار ممکن است شیطان، افراد خطرناک و ارازل و اوباش، حیوانات درنده، را ببیند. توهم بینایی در اسکیزوفرنی واضح، دقیق، سه بعدی، بهاندازه طبیعی، و محرک است.
توهم بویایی (Smell Hallucination) - بسیاری مواقع به کثیفی، یا بوی بد، یا کثیفبودن بدن خود بیمار مربوط میگردد.
توهم لامسه (Touch Hallucination) - بهصورت لمس بدن بیمار، سرد و گرمشدن بدن بیمار توسط چیزی خارجی، ظهور میکند.
توهمات سنستتیک (Cenesthetic Hallucination) - یا تغییرات اعضای بدن بهصورت احساس سوزش در مغز، احساس فشار در عروق داخل شکم، احساس برش مغز و استخوان، دیده میشود.
توهم جنسی (Sexual Hallucination) - توهم جنسی متداول است ممکن است احساس عجیبی در دستگاه جنسی خود بکند یا احساس غیرعادی بودن، یا احساس تحت کنترل بودن، یا احساس مورد تجاوز قرار گرفتن، یا مورد عشق واقع شدن.
ایلوزیون (Illusion) - ایلوژن یا ایلوژن یا خطاهای حسی نیز در بیماران اسکیزوفرنی ممکن است دیده شود مثلاً صداها را بلندتر از حد طبیعی یا غیرعادیتر بشنوند.
محتوای رویا (Dream) - محتوای رویای افراد اسکیزوفرن نامربوطتر و عجیب و غریب است، عواطف ناخوشایند در رویای بیماران اسکیزوفرن بیشتر از اشخاص طبیعی است.
بینش (Insight) - بینش در بیماران اسکیزوفرن مختل میشود، و بیمار اسکیزوفرن نسبت به مشکلات خود آگاهی ندارد.
قضاوت (Judgment) - قضاوت نیز در بیماران اسکیزوفرن مختل است، و بیمار نتیجه احتمالی رفتار خود را نمیداند، و قدرت نظم دادن به فعالیتهای روزمره خود را ندارد.
تفکر ذاتی و انضمامی (Concrete thinking) و تفکر انتزاعی (Abstract thinking) - بعضی بیماران اسکیزوفرن قدرت اندیشیدن انتزاعی و منطقی را از دست میدهند و تمایل به اندیشیدن و بهکاربردن الفاظ مشخص ملموس پیدا میکنند. همچنین در طبقهبندی و تعمیم نیز دچار مشکل میشوند.
تفکر اوتیستیک (Autism) - در درون خود فرو رفتن و به خود مشغول بودن و با دنیای بیرون کاری نداشتن، بیمار اغلب در خود فرو رفته و با خود مشغول است، ارتباط وی با دنیای واقعی بیثبات، سست، و متزلزل است، ممکن است ارتباط وی با دنیای خارج و واقعیت قطع باشد و به دنیای درون خود فرو رفته باشد که مشتمل بر خواستهها، ترسها، توهمات، و هذیانها و تصورات بیمارگونه هستند و تحت تسلط دنیای درونی نابهنجار خود قرار دارد.
سمبولیسم (Symbolism) - یکی از علایم و مشخصههای بیمار اسکیزوفرن وجود سمبولیسم در تفکر، گفتار، و رفتار عجیب و غیر عادی بیمار اسکیزوفرن است، که ممکن است برای هیچکس غیر از خود بیمار قابل درک نباشد. همچنین اشتغال ذهنی بیمار اسکیزوفرن با نیروهای نامریی، تشعشع، سحر و جادو، مذهب، فلسفه، روانشناسی، روانشناسی ماورای طبیعی، تمایل و گرایش او به رمز، تلخیص، و سمبولیسم است.
اختلال در تفکر و درک مفاهیم یکی از مشخصههای بیمار اسکیزوفرن است تفکر بیمار اغلب عجیب و غریب و غیرقابل پیشبینی است، بیمار اغلب در خود فرو رفته و با خود مشغول است، ارتباط وی با دنیای واقعی بیثبات، سست، و متزلزل است، ممکن است ارتباط وی با دنیای خارج و واقعیت قطع باشد و به دنیای درون خود فرو رفته باشد که مشتمل بر خواستهها، ترسها، توهمات، و هذیانها و تصورات بیمارگونه هستند و بیمار بدان مشغول بوده و تحت تسلط دنیای درونی نابهنجار خود قرار دارد. اختلال تفکر را برای سهولت فهم به دو قسمت اختلال در محتوای تفکر و اختلال در ظاهر و جریان تفکر تقسیم میکنند:
۱ اختلال در محتوای تفکر یا هذیانها (Delusion): هذیان را اینطور تعریف میکنند عقاید باطلی است که نمیتوان با استدلال آن را اصلاح کرد و در عین حال جزای از زمینه فرهنگی بیمار نیست. مثلاً جن عقاید باطلی است ولی چون با زمینه فرهنگی ارتباط دارد، هذیان تلقی نمیشود. هذیانها شایعترین علایم بیماران اسکیزوفرنی هستند، هذیانهای بیمار اسکیزوفرن بیانگر نیازها، ترسها، و افکار درونی اوست و بعضا بر اساس توهمات بیمار استوار است، و ممکن است متضاد و متناقض همدیگر باشند. هذیانهای بیماران اسکیزوفنی بهصورت ذیل هستند:
هذیان اشاره و کنایه (Delusion of reference) - بیمار فکر میکند در رفتار و گفتار دیگران اشاره به وی وجود دارد یا در مطالب و محتویات روزنامهها و مجلات به وی اشاره دارند.
هذیان نفوذ (Delusion of influence) - بیمار فکر میکند گروهی یا سازمانی یا افرادی وی را تحت نفوذ خود قرار دادهاند، مثلاً دشمنان با امواج الکترونیکی در افکار او مداخله میکنند.
هذیان گزند و تعقیب (Delusion of persecution) - بیمار فکر میکند فرد یا گروهی وی را تعقیب میکنند یا در صدد آزار و اذیت او هستند، او احساس میکند جاسوسهای بیگانه مرتب او را تحت نظر دارند و مراغب او هستند.
هذیان بزرگمنشی (Delusion of Grandeur) - بیمار ممکن است خود را شخص مخترع و دانشمند، منجی مذهبی، ناجی بشریت، یا ناپلیون و غیره بداند. یا در عین حال که ٦ کلاس بیشتر نخوانده ادعا کند چند تا دکترا دارد. یا هنرپیشه معروفی عاشق و شیفته وی شده است.
هذیان هیپوکندریاک (Delusion of Hypochondriac) - ممکن است فکر کند مبتلاً به بیماری خطرناکی شده، یا گندیده شده، یا قسمتی از بدن وی پوسیده شده است، یا مغز وی از بین رفته یا در رگهای بدنش کرم و حشرات وارد شدهاند.
هذیان گناه (Delusion of Guilt or sin) - ممکن است فرد احساس کند خطای غیرقابل بخششی انجام داده و مستوجب مجازات است یا گناه نابخشودنی مرتکب شده است.
هذیان نفی وجود یا فنا Delusion of Nihilistic بیمار ممکن است فکر کند مرده و وجود ندارد، یا چیزی که وجود دارد روح اوست و خودش مرده، یا فکر کند تمام دنیا از بین خواهد رفت، یا موجودات و انسانها را اشباه تلقی نماید.
هذیان قانونی (Delusion of Litigious Nes) - گاهی اوقات بیمار مرتب به دادگستری مراجعه میکند و بر علیه این و آن شکایت مطرح میکند، بدون اینکه دلیلی ارایه نماید.
٢ اختلال در جریان تفکر:
تداخل بیش از حد (Over inclusion) - بیمار اقلام نامربوط متعددی را در تفکر و رفتار کلامی خود وارد میکند، و هر چیز نامربوطی را برایش اهمیت قایل میشود و وارد تفکر و موضوع میکند.
منطق بیمارگونه (Pathological thinking) - تفکر بیمار اسکیزوفرن از نوع منطق بیمارگونه ساخته شده، آنها معمولاً اشیا و شرایط و افرادی که بهصورت صوری شباهتهایی با هم دارند و لیکن از نظر محتوا کاملاً با هم متفاوتند را یکسان میبینند.
وقفه یا انسداد ناگهانی جریان تفکر- بیمار اسکیزوفرن ممکن است در حین سخن گفتن و بدون دخالت محرک خارجی از سخن گفتن باز ایستد و جریان افکار بیمار ناگهان و بدون نشانه قبلی قطع گردد. ممکن است منگ و آشفته بوده و در هماهنگ کردن تفکر و گفتار و رفتارش دچار اشکال گردد.
پرش افکار (Flight of Ideas) - بیمار هر لحظه از موضوعی به موضوع دیگر میپرد.
٣ اختلالات رفتار کلامی:
بیربطی (Incoherence) - بیمار عبارات بیربطی بهزبان میآورد، صحبتها و نوشته اغلب مبهم و پوچ است، زبان برای بیمار اسکیزوفرن در درجه اول وسیله اظهار وجود است تا برقراری ارتباط.
لغتسازی (Neologism) - آنها معمولاً برای خود لغت جدیدی میسازند که برای خودشان معنی و مفهوم خاصی دارد، ممکن است بهدلیل همین لغتسازی تکلم بیمار کاملاً بدون ارتباط و نامفهوم باشد.
لالی یا عدم تکلم (Mutism) - ممکن است بیمار اسکیزوفرن سیوالات را جواب ندهد یا خیلی کوتاه جواب بدهد، ممکن است بیمار ساعتها و روزها حرف نزند و کلماتی بیان نکند.
اکولالیا Echolalia: ممکن است بیمار اسکیزوفرن در جواب سیوال شما کلمات شما را تکرار کند، یا بخشی از جمله شما را بههمراه جواب خود تحویل دهد.
تکرار (Verbigeration) یا استریوتایپ (Stereotype) - که بیشتر در بیماران اسکیزوفرن مزمن دیده میشود بیمار یک کلمه یا عبارت بیمعنی را پشت سر هم تکرار میکند.
زبان لفظ قلم (Stilted language) - بعضی بیماران در ارتباط اجتماعی لفظ قلم عجیب و مضحک نشان میدهند.
تکلم یکنواخت و تکهجایی (Monosyilables) - در بعضی بیماران تکلم بسیار یکنواخت، تکهجایی و خستهکننده است، بلعکس در بعضی نیز بلند، پرخاشگرانه و هیجانی است.
کاهش کلی انرژی، بیحالی، ناهماهنگی رفتار، غیرمترقبه بودن، عدم تناسب و غیر عادی بودن از علایم بیماران اسکیزوفرن است. دست و پا چلفتی بودن، خشکی و غیرقابل انعطافبودن، یا تحرک شدید و غیر قابل کنترل بودن اختلالات رفتاری اسکیزوفرن است
بیحالی (Inertia) - کاهش کلی انرژی، بیحالی اغلب در بیماران مشاهده میشود.
رفتار و عادات ویژه (Mannerism) - نوعی حرکت بیمنظور و بیهدف که بهدنبال آن یک حرکت هدفدار صورت میگیرد، اطوار و حرکات خاص، حرکات تیکمانند، حرکات خاص اطراف دهان.
بهت (Stuporous state) - بیمار ممکن است دچار حالت بهت شود و ساعتها در این وضعیت بماند.
کاتالپسی یا انعطاف مومیشکل (Waxy flexibility) - بیمار را در هر وضعیت ولو ناراحتکننده قرار بدهند، بیمار در همان وضعیت مجسمهای باقی میماند این علایم خاص بیماران کاتاتونیک است. مثلاً اگر دست بیمار را بالا ببرند دست بیمار در همان وضعیت میماند و بیمار بهطور خودکار دست خود را پایین نمیآورد.
اکوپراکسی (Echoproxia) - یکی از خصوصیات بیمار اسکیزوفرن کاتاتونیک تقلید بیاراده از دیگران است.
اطاعت غیرارادی (Automatic obedience) - بیمار اسکیزوفرن کاتاتونیک ممکن است بیاراده از سادهترین دستورات پیروی کند.
منفیگرایی (Negativism) - بعضی از بیماران اسکیزوفرن ممکن است بدون دلیل واضحی همکاری نکنند، و حتی بالعکس آنچه گفته میشود رفتار کنند. گاهی منفیگرایی در اثر توهمات شنوایی بیمار است بیمار دستور میگیرد که همکاری نکند.
رفتار کلیشهای (Stereotyped behavior) - مثل حرکات و راه رفتنهای محدود تکراری، یا انجام حرکات عجیب و غریب تکراری. یا ادای کلمات و جملات تکراری
پسرفت در وضعیت ظاهر بیمار (Appearance) - بیماران اسکیزوفرن حمام نمیکنند، به ظاهر، مو، لباس اهمیت نمیدهند و پسرفت پیدا میکنند و ظاهر آنها روز به روز بدتر و ژولیدهتر و کثیفتر میگردند.
رفتارهای نامناسب- از همگسیختهشدن رفتار از علایم بیماران اسکیزوفرن است، رفتار این بیماران با محرکهای بیرونی ارتباطی نارد و بیشتر از مسایل درونی بیمار نشات میگیرد، همینطور با معیارهای اجتماعی و اخلاقی نیز تناسبی ندارد بههمین دلیل بیمار اسکیزوفرن را ممکن است لخت و بدون لباس ببینید یا وی را بهصورت زندگی حیوانی مشاهده نمایید، مثلاً در وضعیت عورتنمایی Exhibitionism و یا در حالت استمنأ ...
اختلالات عاطفی در بیماران اسکیزوفرن بهصورت تغییرات کمی و کیفی بروز میکند:
بیحالتی و یکنواختی عاطفی (Hat Affect) - هیچ عاطفهای در صورت بیمار مشاهده نمیگردد، نه از چیزی خوشحال میشود و نه از چیزی ناراحت، چهره بیما کویر است.
بیثباتی عاطفی- بیمار ناگهان از یک وضعیت عاطفی به وضعیت دیگری تغییر میکند. از شادی به غم یا از غم به شادی مثلاً در حال که میخندد ناگهان میگرید.
عاطفه ناکافی- بیمار نسبت به اطرافیان نزدیک خود واکنش هیجانی مناسب نشان نمیدهد.
ناهماهنگی عاطفی- بیمار در جاییکه باید بخندد گریه میکند، یا در جاییکه باید گریه کند میخندد.
احساس دوگانه (Ambivalence) - بیمار ممکن است همزمان نسبت به فردی هم تنفر داشته باشد و هم احساس علاقه نماید.
عدم احساس لذت (Anhedonia) - عدم احساس لذت از علایم بعضی بیمار اسکیزوفرنی است، ممکن است احساس پوچی، بیهودگی، و عدم احساس لذت کند و این باعث وا داشتن بیمار به خودکشی شود.
واکنشهای عاطفی نامناسب- از همگسیختهشدن واکنش عاطفی از علایم بیماران اسکیزوفرن است، عاطفه این بیماران با محرکهای بیرونی ارتباطی ندارد و بیشتر از مسایل درونی بیمار نشأت میگیرد، همینطور با معیارهای اجتماعی و اخلاقی نیز تناسبی ندارد. بههمین دلیل بیمار اسکیزوفرن را ممکن است لخت و بدون لباس ببینید یا...
هیجانات غیرعادی (..) - حالتهایی نظیر سرخوشی Exhalation، احساس قادر مطلق بودن، خلسههای مذهبی Religious ecstasies، حراس از گسیختگی جسم و روح، در آنها دیده میشود.
اضطراب دایم و زودانگیز: بیماران اسکیزوفرن ضمن بیاهمیت بودن نسبت به مسایل اجتماعی اضطراب دایم را هم تجربه میکنند.
عقبنشینی و قطع روابط اجتماعی (Social withdrawal) - تقریباً همه بیماران اسکیزوفرن مردمگریزی و ناتوانی در ایجاد هماهنگی با دیگران Rapport را دارند. Empathy همدلی یا احساس دیگران را درک کردن و Sympathy یعنی همدردی با دیگران در بیماران اسکیزوفرن مختل است.
حساسیت (Sensitivity) - همه بیماران اسکیزوفرن حداقل قبل از ابتلا حساسیتی بیش از افراد عادی داشتند. و ممکن است بیماری خودش مکانیزمی دفاعی برای انبوه محرکهای درونی و بیرونی آسیبپذیر باشد.
چهار نوع اسکیزوفرنی را تعریف کردهاند؛ [اما هنوز گروهی از بیماران اسکیزوفرن وجود دارند که نوع بیماری آنها مشخص نیست]:
اسکیزوفرنی ساده (Simple Schizophrenia) - کاهش چشمگیر علایق بهخصوص به جنس مخالف، کاهش میزان سازگاری، کجخلقی و تحریکپذیری، زوال تدریجی توانایی ذهنی و شناختی، واکنشهای هیپوکندریاسیز، عدم مسیولیتپذیری، عدم توجه به بهداشت و ظاهر و قیافه خود، بیتفاوتی به محیط، توهم و هذیان در این گروه کمتر شایع است.
اسکیزوفرنی هبفرنیک یا آشفته (Disorganized Schizophrenia) - در سنین پایین تر مبتلا میشوند، پسرفت شدید به رفتار اولیه و کودکی، ظاهر و سر و وضع آشفته، واکنشهای عاطفی نامناسب، خندههای مسخره و شکلک درآوردن، حالات کودکانه و عجیب و غریب، هذیان و توهم شایع است.
اسکیزوفرنی کاتاتونیک (Catatonic Schizophrenia) - حالت بهت کاتاتونیک، یا تحریکپذیری شدید، اختلال در حرکات خودبهخودی و فعالیت حرکتی، منفیگرایی بارز، کاتالپسی یا حرکات مومی شکل، توهمات شدید، گاهی عدم کنترل ادرار و مدفوع، تهاجم و حمله به دیگران، اقدام به خودکشی.
اسکیزوفرنی پارانویید (Paranoid Schizophrenia) - رفتار اجتماعی و سر و وضع بهتری دارند ولی گزند و تعقیب و تظلم و بزرگمنشی از علایم بارز این بیماران است، حالت دفاعی دارند، شکاکند، هذیان ستمدیدگی، گزند و آزار، هذیان اشاره، و هذیان تاثیر شایعترین علایم بیماری پارانویید اسکیزوفرنی است.
اسکیزوفرنی نامشخص (Undifferentiated Schizophrenia) - بیمارانی که بهوضوح اسکیزوفرنی هستند و علایم واضح توهم، هذیان، رفتار آشفته و... دارند، ولی در هیچیک از دستههای بالا قرار نمیگیرند.
در هیچ بیماری عوارض به این شدت نیست، شکست تحصیلی چون بیماری اکثراً در دورهی نوجوانی و جوانی شروع میشود وضع تحصیلی بیمار ناگزیر دچار اشکال و خدشه میشود، سابقه بد شغلی: کاهش قدرت کار، تغییر شغل متعدد، از دست دادن شغل و نهایتاً تحلیل مادی، سابقه طولانی اقامت در بیمارستانهای روانی بهدلیل اینکه بیماری مستمر است و اکثراً سالیان دراز ادامه مییابد، بالا رفتن خطر خودکشی گاهی بیماران در اثر توهم و هذیان خودکشی میکنند، عوارض شدید دارویی که ممکن است عوارض اکسپرامیدال یا عوارض دیگر ایجاد نماید.
بعضی روانشناسان اسکیزوفرنی را نتیجه تعارض شدید و منکوب کردن تمایلات میدانند، ولی بهطور کلی:
عوامل ارثی- در بروز اسکیزوفرنی نقش دارد چون طبق تحقیقات گارسیون در خانوادههایی که یکی از والدین دچار بیماری بود احتمال درصد ابتلای کودک ٨ برابر بیشتر از کودکانی بود که والدین سالم دارند.
عوامل ژنتیک- در بروز اسکیزوفرنی نقش دارد و این در تحقیقات کالمن مشهود بود.
استرسهای محیطی- در بروز اسکیزوفرنی نقش دارد و تحقیقات نشان داده افراد مستعد تحت تاثیر استرسهای شدید ممکن است دچار بیماری اسکیزوفرن شوند.
محیط خانوادگی و یادگیری- در بروز اسکیزوفرنی نقش دارد، تاریخچه بیماران اسکیزوفرنی نشان میدهد که گذشته آنها مملو از کشمکش و تعارض و ناکامیهای متعدد بوده است، در محیط دایماً متشنج معمولاً اضطراب آموخته میشود و برای کاستن اضطراب مکانیزمهای بهخصوص سازگاری بهصورت افراطی بهکار برده میشود که مهمترین آن خیالبافی و گوشهگیری است که گاه باعث میشود روابط فرد با دنیای خارج قطع شود زیرا در دنیای تخیل فرد احساس امنیت بیشتری مینماید. والدینی که دچار عصبانیت و پرخاشگری هستند، والدین پرخاشگر، مضطرب، خجول، والدینی که دچار تضاد فکری و عاطفی هستند، والدینی که از نظر عاطفی سرد، طردکننده، متحجر، و کمالگرا هستند، و والدین بیمنطق همه این مسایل در ایجاد بیماری اسکیزوفرنی نقش دارند.
بیوشیمیایی- بعضی از محققین معتقدند در سیستم اعصاب مرکزی مبتلایان به اسکیزوفرنی اشکالات بیوشیمیایی وجود دارد، پایین بودن آنزیم MAO در پلاکتهای خون، و وجود حرکات غیرارادی در چشم، مصرف زیاد بعضی داروها بهخصوص LSD، آمفتامین، حشیش، کوکایین، و سابقه صرع لب تامپورال نیز از عوامل مستعدکننده بیماری اسکیزوفرنی شناخته شده است.
ساختمان بدنی- بعضی محققین اظهار کردهاند هر چه ساختمان بدن و هیکل باریکتر باشد فرد درونگراتر است، آشفتگی فکری واضحتر، شروع بیماری بیسرو صداتر و سن شروع پایینتر است.
طبقه اجتماعی- تحقیقات نشان داده مبتلایان به اسکیزوفرنی در طبقات پایین اجتماع ٩ برابر بیشتر است.
عوامل روانپویایی- فروید معتقد است افراط و تفریط نسبت به کودک (بهخصوص از تولد تا پنج سالگی) باعث اختلال در مراحل رشد میگردد و فرد را از سلامتی باز میدارد، بیمار اسکیزوفرنی به مرحلهای از رشد که در آن هنوز ایگو (واقعیتسنجی فرد) از نهاد (تمایلات و خواستهها) جدا نشده بازگشت مینماید، بنابر این چنین بیمارانی فاقد ایگو جهت آزمایش واقعیت هستند. بیمار اسکیزوفرنی با بازگشت به مرحله دهانی ارتباط خود با واقعیت را از دست میدهد. تمایلات جنسی و تحریکات پرخاشگرانه شدید صادره از نهاد بر ایگوی ضعیف غلبه نموده و باعث بازگشت فرد به مراحل قبلی میگردد. بنابر این فعالیتهای ایگوی بیماران اسکیزوفرن سازمان نیافته است.
بعضی روانشناسان معتقدند یکی از عوامل مهم و علت احتمالی اسکیزوفرنیا انزوای اجتماعی Social Isolation است بهنظر میرسد که انسان احتیاج به تحریک دایمی از طرف اجتماع دارد که بتواند ایگو را از نهاد جدا سازد و از بازگشت بهوضع و خواستههای کودکانه بپرهیزد.
میتوان چنین نتیجه گرفت که فرد نیازمند ارتباط کافی با اجتماع و دیگران است تا به نیازهای خود برسد و اگر ارتباط کافی با اجتماع نداشته باشد به درونگرایی میپردازد. نیروی روانی را بیشتر متوجه مسایل درون خود میکند و چهارچوبه روابط و ضوابط اجتماعی را از دست میدهد، و از برقراری رابطه دچار ترس و اضطراب میگردد.
تئوری آمادگی استرس- جدیدترین نظریه در ارتباط با علل بیماری اسکیزوفرنی این است که معتقد است «گرایش به ابتلای اسکیزوفرنی ارثی است و عوامل ژنتیکی و استرسهای محیطی در ارتباط متقابل با همدیگر ایجاد اسکیزوفرنی مینمایند».
درمان اسکیزوفرنی یک درمان چند وجهی است شامل: دارو درمانی، محیط درمانی، روان درمانی، خانواده درمانی، و رفتار درمانی.
دارو درمانی- با داروهای آرامبخش قوی مثل فلوفنازین، تری فلوپرازین، پرفنازین، کلرپرومازین، تیوریدازین، تیوتیکسین، لارگاکتیل، و آمپول مودیکید و داروهای جدید دیگر استفاده میشود که تحت نظر روانپزشک انجام میگردد.
محیط درمانی (Confrontation) - در محیط درمانی که بهصورت انفرادی و گروهی اعمال میشود در گروهی موضوعات بهصورت مواجهه دادن بیمار با واقعیت دموکراسی، مشارکت در امور اجتماعی، کار عینی که اعتماد بهنفس و کوششهای بیمار را برای تطابق مجدد اجتماعی تقویت کند. در انفرادی نیز تاکتیکهای مشخصی برای اداره و کنترل هر بیمار و تعریف و تشویق وی در نظر گرفته میشود. در واقع در محیط درمانی کوشش متمرکز بر تنظیم محیط بیمار به نحوی که مشکلات اجتماعی و روحی او جبران شده یا به حداقل برسد، محیط درمانی باید تحت نظر روانشناس بالینی انجام پذیرد.
رواندرمانی (Psychotherapy) - ابتدا رواندرمانی ساپورتیو Supportive و حمایتی است تا زمانیکه علایم بیماری کنترل شود، در رابطه با هذیان بیمار اسکیزوفرن نباید هذیان وی را تأیید کرد. همچنین نباید در مورد رد هذیان بیمار با وی به بحث و جدل پرداخت چونکه منطق بر بیمار کارگر نیست. سپس رواندرمانی وقتی بهکار گرفته میشود که با دارو علایم سایکوتیک بیمار رفع شده و ارتباط وی با واقعیت تا حدودی برقرار شده باشد، برقراری ارتباط با بیمار اسکیزوفرن کار مشکلی است، انعطافپذیری یک عامل اساسی است ممکن است درمانگر با بیمارش غذا بخورد یا با او قدم بزند یا با او روی زمین بنشیند هدف اصلی القأ این پیام است که درمانگر میکوشد بیمارش را بفهمد و تواناییهای او را باور دارد. درمانگر باید راههایی برای برقراری رابطه پیدا کند، که بیمار در حین نیاز به آن از آن هراسان نیز هست. رواندرمانی دو هدف را دنبال میکند برقراری و ایجاد ارتباط و کاستن ترس و اضطراب بیمار از ارتباط. رواندرمانی صرفاً توسط روانشناس بالینی انجام میگیرد.
فامیلدرمانی (Family therapy) - معمولاً بیماران اسکیزوفرن با مسایل جدی خانوادگی مواجه هستند، خانواده نقش مهمی در شروع بیماری بیمار و یا درمان بیماری بیمار دارند، در Home visit روانشناس به خانواده بیمار آموزش میدهد چگونه افراد خانواده بیمار را بفهمند و چگونه با وی رفتار نمایند. فامیلیدرمانی باید توسط روانشناس بالینی انجام پذیرد.
رفتار درمانی (Behavior therapy) - رفتار درمانی در بیماران اسکیزوفرنی با کاهش رفتارهای غیر عادی، ناراحتکننده، انحرافی، و پرخاشگرانه بیمار و افزایش رفتارهای نرمال در کاستن از شدت سایکوتیک موثر بوده است، آموختن مهارتهای اجتماعی نیز میتواند به درمان و برقراری سالم ارتباط کمک کند. رفتار درمانی باید توسط روانشناس بالینی انجام پذیرد.[۱]
تُخمَک یا اووم (به انگلیسی: Egg cell یا Ovum؛ در عربی: البويضة؛ در آلمانی: Eizelle)، یاختهای تولیدمثل جنس ماده (Female reproductive cell یا Gamete) در تولیدمثل جنسی جانداران (Oogamous organisms) است که پس از ترکیب با اسپرم، زیگوت (Zygote) (یاختهی تخم یا هستهی اولیهی جنین) را تشکیل میدهد.
بهطور کلی، تخمک دارای شکل کروی، گامت غیرمتحرک (non-motile gamete)، با سیتوپلاسم زرده (yolky cytoplasm) و محصور در یک یا چند لایهی پوششی است، و اندازهی آن در جانوران مختلف، از ۱٠ میکرون تا چند سانتیمتر متفاوت است و بستگی به میزان زرده دارد.
بنابراین، تخمک، یاختهی نسبتاً بزرگی بهشمار میآید و بهدلیل داشتن انباشتهی غذایی فراوان، حدود ۰،۱ میلیمتر قطر دارد و بههمین دلیل میتوان آن را با چشم غیرمسلح دید. در سطح تخمک هر نوع جانور، پادگنهای ویژهای وجود دارد که معمولاً فقط با اسپرم همان گونهی جانور توانایی آمیزش دارد.
تخمک آزاد شده از تخمدان، به ترتیب از خارج با سه لایه پوشیده شده است: ۱) تاج شعاعی (کورونا رادیاتا): پوشش بیرونی ضخیمتری که از سلولهای فولیکولی دراز شعاعی ساخته شده است. ۲) لایهی شفاف (زونا پلاسیدا): یک لایهی میانی ضخیم شفاف که سلولی ندارد. و ۳) غشای ویتلین: یک لایهی نازک درونی که نتیجهی ترشح موادی از خود تخمک است.
تخمکزایی که همچنین با نامهای گامتزایی جنس ماده یا اووژنز (Oogenesis) نیز شناخته میشود، و در مقابل آن در جنس نر اسپرمزایی یا اسپرماتوژنز (Spermatogenesis) وجود دارد، فرایندی است که در سلولهای اووگونیم (Oogonium) (جمع: اووگونی؛ به انگلیسی: Oogonia) رخ میدهد، و در نهایت به تولید تخمک ختم میشود.
سلولهای اووگونیم زمانی که میخواهند وارد فرایند تخمکزایی یا گامتزایی (Oogenesis) شوند یکبار همانندسازی کرده و تقسیم میتوز را شروع میکنند. سلولهای بدوی (سلولهای جنسی) قبل از تولد وقتی به سلولهای گنادی فرد مؤنث میرسند به اووگونی تبدیل میشوند؛ و پس از چند تقسیم میتوز در پایان ماه سوم، در کنار هم تجمع مییابند. اکثر اووگونیها تقسیمات میتوزی را ادامه میدهند و تعدادی از آنها به سلولهای اووسیت اولیه (Primary Oocyte) تمایز مییابند. اووسیت اولیه سلولی است که میخواهد تقسیمات میوزی را شروع کند، بنابراین، دیانای خود را دو برابر میکنند. تعداد اووگونیها تا ماه پنجم بیشینه (حد اکثر) بوده و نزدیک به ۷ میلیون میباشد. در این هنگام مرگ آنها آغاز میشود و بسیاری از اووگونیها و اووسیتهای اولیه از بین میروند. در نزدیکی زمان تولد اووسیتهای اولیه که تعدداشان نزدیک به ۰۰۰׳۷۰۰ تا ۲ میلیون عدد است، وارد پروفاز اولین تقسیم میوز شدهاند و در مرحله پروفاز (دیپلوتن) متوقف میشوند و تا پیش از آغاز بلوغ، همچنان در این مرحله باقی میمانند. هنگام بلوغ تنها تعداد ۰۰۰׳۴۰۰ عدد از اووسیتهای اولیه وجود دارندکه تحت اثر هورمونهای این دوره میوز I را کامل میکنند. تا پایان عمر زنان تنها ۵۰۰ عدد از این اووسیتهای باقیمانده (۰۰۰׳۷۰۰) در فرایند تخمکگذاری (اووژنز) شرکت میکنند. همانطور که گفته شد اووسیتهای اولیه در مرحله دیپلوتن پروفاز میوز I موسوم به دیکتیوتن تا هنگام بلوغ متوقف میمانند که این امر بهخاطر وجود عامل مهارکننده بلوغ اووسیت (Oocyt maturation inhibitor) میباشد. بعد از گذراندن میوز I اووسیت اولیه تبدیل به اووسیت ثانویه (Secondary oocyte) میشود و یک جسم قطبی اولیه (First Polar Body) تشکیل میشود. هر ماه از یکی از تخمدانها یک اووسیت ثانویه آزاد شده و میتواند با اسپرم ترکیب شود. اووسیت ثانویه بعد از لقاح با اسپرم میوز را تکمیل کرده و اووم (تخمک بالغ) و جسم قطبی ثانویه (Second Polar Body) را پدید میآورد. عمل تخمکگذاری حدود روز چهاردهم دورهی جنسی آغاز میشود. اما در صورت عدم لقاح اووسیت ثانویه با اسپرم، اووسیت ثانویه دفع میشود. اووسیت ثانویه بعد از خروج از تخمدان در ابتدای لوله فالوپ با اسپرم ترکیب میگردد. سپس حرکت خود را بهسمت گردن رحم آغاز نموده و در طی مسیر تقسیمات میتوز خود را انجام میدهند. بهطوریکه در هنگام ورود به رحم به حدود ۳۲ سلول رسیده که در این هنگام به آن بلاستوسیت گفته میشود.
تخمکگذاری (Ovulation)، به آزاد شدن اووم یا تخمک بالغ و در دسترس قرار گرفتن آن برای بارورسازی گفته میشود، که بخشی از چرخهی قاعدگی ماهانهی یک زن سالم است و معمولاً در میانههای این چرخه، بهطور متوسط هر ۲۸ روز یکبار - که بهعنوان عادت ماهانه یاد میشود - رخ میدهد. این چرخه توسط هورمونهای جنسی کنترل میشود.
از نظر فیزیولوژی، دختران تازه متولد حدود ۰۰۰׳۷۰۰ «اووسیت» (Oocyte) یا «تخمک نارس» ذخیرهشده دارند که پیش از تولد در تخمدانهای راست و چپ آنها جای گرفته است و از دوران بلوغ تا زمان یائسگی، در هر چرخهی قاعدگی (چنانکه در بالا گفته شد، بهطور متوسط هر ۲۸ روز یکبار تکرار میشود)، یکی از آنها رشد نموده، به «تخمک بالغ» یا «اووم» (Ovum) تکامل یافته و آزاد میشود (بهطور معمول در هر ماه تنها یک تخمک، بالغ و رها میشود).
در ابتدای دوره جنسی که با خونریزی همراه است، غده هیپوفیز پیشین، هورمون LH و FSH را به خون میریزد که این دو هورمون باعث ترشح هورمون استروژن از یکی از فولیکولها میشود.
استروژن (Estrogen)، یکی از هورمونهای جنسی استروئیدی است که از فولیکول در حال رشد ترشح میشود و باعث رشد بیشتر فولیکول میگردد. همچنین، طی دوران بارداری، مقدار زیادی از استروژنها ترشح میشود.
فولیکول تخمدان (Ovarian follicle) تودههایی کرویشکل در تخمدان زنان هستند که در طی یک دورهی قاعدگی یک یا چند عدد از آنها رشد نموده و تخمک یا اووم آزاد میشود. در هر فولیکول تخمدانی یک تخمک (سلول جنسی ماده) وجود دارد که توسط سلولهای بافت تخمدانی احاطه شده است. سلولهای فولیکول عبارتند از تخمک، سلولهای گرانولوزا (granulosa) و سلولهای تکا (theca) لایههای داخلی و خارجی.
هورمون لوتئینهکننده (Luteinizing hormone یا LH) هورمونی است که از بخش قدامی غدهی هیپوفیز آزاد میشود. این هورمون از دو جز گلیکوپروتئینی ساخته شده است، که در رشد و بلوغ اندامهای جنسی و صفات ثانویهی جنسی موثر است و ترشح آن توسط هورمون آزادکننده گنادوتروپینها (Gonadotropin-releasing hormone یا GnRH) که بهصورت طبیعی در بدن از نورونهای هیپوتالاموس ترشح میشود، تنظیم میگردد. این هورمون موجب تخمکگذاری و ایجاد تودهای بهنام جسم زرد (Corpus luteum) در زنان میشود.
هورمون محرکه فولیکولی (Follicle-stimulating hormone یا FSH)، نیز هورمونی گلیکوپروتئینی است که از بخش قدامی غدهی هیپوفیز آزاد میشود و در رشد و بلوغ اندامهای جنسی و صفات ثانویه جنسی موثر است و در هر دو جنس نقش مهمی در تولید و تکامل گامتها (اسپرم یا تخمک) دارد. چنانکه در زنان موجب رشد فولیکول تخمدان میگردد.
در مرحله فولیکولی، ابتدا افزایش اندک در مقدار استروژن، مانع از ترشح بیشتر LH و FSH میشود. اما هرچه فولیکول به بلوغ نزدیکتر میشود، مقدار ترشح استروژن نیز بیشتر میشود. پاسخ هیپوفیز پیشین به میزان بالای استروژن، افزایش ترشح LH است. حد اکثر میزان LH باعث میشود تا گامتها اولین تقسیم میوزی خود را کامل کنند و نیز سبب میشود تا فولیکول و تخمدان پاره شود. هنگامی که فولیکول پاره میشود، تخمکگذاری رخ میدهد.
مرحله لوتئال در چرخه تخمدان بهدنبال مرحله فولیکولی ایجاد میشود. بعد از تخمکگذاری، هورمون LH سبب میشود تا سلولهای فولیکولی که پاره شدهاند رشد کنند و تشکیل جسم زرد را بدهند.
جسم زرد، که بین دو تا پنج سانتیمتر قطر دارد، یک توده سلولی موقتی در تخمدان خانمهای بارور است که هورمونهای پروژسترون، استرادیول و اینهیبین A را ترشح میکند. در واقع، هورمون LH سبب ترشح استروژن و پروژسترون از جسم زرد میشود؛ و در صورت عدم حاملگی استروژن و پروژسترون هر دو باعث ایجاد یک مکانیسم خود تنظیمی منفی میشوند که ترشح FSH و LH را مهار میکند. این خود تنظیمی از ایجاد فولیکولهای جدید در مرحله لوتئال جلوگیری میکند. در انتهای چرخه با دفع شدن جسم زرد، ترشح استروژن و پروژسترون بهشدت کاهش مییابد و چرخهی بعدی آغاز میشود (زن دچار خونریزی عادت ماهیانه میشود). اما در صورت حاملگی جسم زرد تا موقعی که جفت تکامل کافی پیدا نکرده است پروژسترون ترشح میکند و حاملگی را ادامه میدهد.
باروری (Gestation)، حمل رویان یا جنین در درون جنس مادهی یک جانورِ زندهزا است. برای باروری، اسپرم مرد به تخمک زن ملحق شده و منجر به پدید آمدن نطفه میشود.
به محض اتصال یک اسپرم به تخمک، در واقع، تخمک بارور شده و زن آبستن میشود و در این مرحله ساز و کاری را اجرا میکند که باعث میشود دیگر هیچ اسپرمی توانایی نفوذ به تخمک را پیدا نکند. به این صورت که با آغاز آبستنی تخمک بارورشده، یک مادهی خلطیشکل را بهنام زونا پلوسیدا (Zona pellucida)، که بسیار هم محکم است، پیرامون خود تولید میکند و به این طریق از ورود دیگر اسپرمها به درون تخمک جلوگیری مینماید. در این هنگام است که تخمک وارد رحم شده و آغاز به رشد میکند. البته گاهی هم بهدلیل چسبندگی لولهی رحمی (Fallopian tube) تخمک وارد رحم نمیشود و همانجا آغاز به رشد میکند که در این صورت وضعیت خطرناکی را پیش میآورد.[]
یاختهای که از پیوند تخمک و اسپرم پدید میآید، تخم یا زیگوت (Zygote) نام دارد و همواره یک یاختهی دودسته بهشمار میآید که نیمی از کروموزومهای خود را از سمت پدری و نیمی دیگر را از سمت مادری خود دریافت کرده است و ویژگیهایی را نشان میدهد که آمیخته از ویژگیهای ژنتیکی پدر و مادر خود میباشند. در انسان، یاختهی تخم در داخل لولهی رحم (Fallopian tube) ایجاد میشود و به سرعت شروع به تقسیم یاختهای و تمایز یاختهای مینماید. آنگهی، در عرض ۲ روز پس از بارداری، تخم سفر خود را از طریق لولهی حمل تخمک بهسمت رحم آغاز میکند که این امر با فعالیت ماهیچههای دیوارهی لوله میسر میشود. با این حال، تخم همچنان چندین بار تقسیم یاختهای خود را میدهد تا گروهی از یاختهها بهنام مورولا حاصل شود. پس از ۵ تا ۷ روز این مجموعهی یاخته به رحم میرسد. این تودهی یاختهای، با آزاد کردن آنزیمهای ویژه، خود را بهصورت امنی در داخل دیوارهی رحم جای میدهد و در آنجا به رشد خود ادامه میدهد تا اینکه جنین کامل پدید میآید.