جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب محیط‌زیست افغانستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محیط‌زیست افغانستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ خرداد ۲۸, چهارشنبه

بحران مدیریت زباله‌ها در افغانستان

از: نبیله هورخش

محیط‌زیست افغانستان

بحران مدیریت زباله‌ها در افغانستان

فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


با گرم شدن هوا همه‌ساله نگرانی‌های باشندگان شهرهای کشور در مورد افزایش آلودگی‌های زیست‌محیطی، نیز افزایش می‌یابد. یکی از عوامل عمده آلودگی محیط‌زیست، افزایش تولید زباله‌ها و عدم انتقال به‌موقع آن می‌باشد. موجودیت بیش از حد زباله در شهر، سبب به‌وجود آمدن انواع بیماری می‌گردد. افزایش جمعیت شهری نیز بر آلودگی‌های محیط‌زیستی کابل و کلان‌شهرهای کشور افزوده است. از این سبب وضعیت محیط‌زیست کابل به علت موجودیت زباله‌های بیش از حد، روز به روز آلوده می‌گردد. ستر رودخانه کابل که روزگاری مظهر زیبایی و پاکیزگی شهر کابل بود، اکنون خود به محل ذخیره آب‌های آلوده و ایستاده تبدیل شده که عامل شیوع انواع بیماری در بین مردم است.

مردم با بی‌توجهی کامل انواع زباله‌ها را داخل این دریا می‌ریزند؛ به‌گونه‌ای که پاک‌کاری این محل از زباله‌ها هم از توان شهرداری کابل خارج بوده و تاکنون راهکار مناسبی برای حل این مشکل از سوی مسوولان روی دست گرفته نشده است. نثاراحمد حبیبی غوری، رییس تنظیف شهرداری کابل، می‌گوید با آن‌که پاک‌سازی کابل از زباله‌های روزانه خارج از توان‌شان است، اما کارمندان شهرداری روزانه ۴۷۰۰ تن زباله را از سطح شهر کابل دور می‌کنند. براساس یافته‌های علمی، هر تن زباله حدود ۴۰۰ مترمکعب گاز گلخانه‌ای دی اکسید کاربن متصاعد می‌کند و از هر تن زباله ۴۰۰ تا ۶۰۰ لیتر شیرابه خارج می‌شود که می‌تواند تاثیر خطرناکی روی آب و خاک داشته باشد؛ به این ترتیب محل‌های دفن زباله هر روز گسترش بیشتر پیدا می‌کند. اگر تولید زباله به همین ترتیب ادامه داشته باشد، تمام اراضی اطراف شهرها پر از زباله شده و حتا محلی برای دفن زباله باقی نخواهد ماند.

کارشناسان محیط‌زیست نبود سیستم موثر بازیافت زباله را در کشور یکی از عوامل مهم آلودگی محیط‌زیست می‌دانند. به باور وکیل احمد بارک، کارشناس محیط‌زیست، در حال حاضر افغانستان بنا بر تورید مواد غذایی و غیرغذایی بی‌کیفیت از کشورهای همسایه دچار بیشترین زباله‌های کیمیاوی و غیرکیمیاوی می‌باشد و این کشور از یک‌سو در بنادر دستگاه‌های کنترول را ندارد و از جانب دیگر راه‌های قاچاقی تورید مواد باز بوده و بنابر ضعف کاری، نمی‌تواند حتی یک قلم جنس وارداتی در تحت کنترول درآید.

بارک می‌گوید که این عوامل همه سبب می‌شود تا انواع زباله‌ها به‌خصوص زباله‌های ناشی از مواد بی‌کیفیت مانند موترهای استهلاکی، کالاهای مصرفی پلاستیکی و غیره افغانستان را در یک بحران مدیریت زباله‌ها قرار دهد.


[] ثروت ناشناخته است

به باور بسیاری مردم زباله، پس‌ماندهای آلوده‌ای است که باید از شر آن هرچه زودتر خلاص شد. در حالی‌که، از چندین سال پیش تا به حال کارشناسان محیط‌زیست با نگاهی اقتصادگرا، از زباله‌ها به‌عنوان طلای کثیف یاد کرده‌اند؛ به این معنا که زباله بتواند در چرخه اقتصاد ملی کشورها به‌عنوان یک منبع تولید درآمد و اشتغال نقش تعیین‌کننده داشته باشد. در حال حاضر در بسیاری از کشورها مانند چین و کشورهای شرق آسیا کارخانه‌های بزرگ بازیافت زباله وجود دارد که با احیای پس‌ماندها، مواد خام لازم را برای واحدهای تولیدی دیگر که محصولات‌شان بازار جهانی دارد، فراهم می‌کنند. با داشتن مدیریت کارا و سیستم موثر بازیافت، می‌توان از زباله‌ها، کفش، کاغذ، ورق‌های فلزی و هزاران چیز دیگر ساخت.

آقای بارک می‌گوید، اولین اقدامی که برای مدیریت زباله‌ها می‌تواند موثر باشد، ایجاد سیستم بازیافت است که باید شهرداری‌ها از امکانات موجود و از طریق قرضه‌های بلاعوض جهانی حداکثر استفاده را از بازیافت زباله‌ها بکنند. اگر دولت افغانستان چنین راهکاری در زمنیه بازیافت زباله‌ها روی‌دست گیرد، بدون شک می‌تواند هم شهرها را از آلودگی‌های زیست‌محیطی نجات و هم اقتصاد کشور را رشد دهد. به همین ترتیب چنین راهکار بر ایجاد اشتغال و ایجاد توسعه پایدار موثر در افغانستان نهایت مهم است.

در زمینه مدیریت بازیافت زباله‌ها، طرح تفکیک زباله بسیار مهم است. بخش اصلی تفکیک زباله‌ی تر و خشک در بسیاری کشورها توسط بخش خصوصی انجام می‌شود، که زباله‌های خشک را از پس‌ماندهای بیرون ریخته شده جدا می‌کنند. زباله‌های خانگی عبارتند از پس‌ماندهای مواد خوراکی، کاغذ، شیشه، فلزات، پلاستیک، پارچه. بخش بزرگی از زباله‌های خانگی را پس‌ماندهای گیاهی و حیوانی مثل پسماند انواع غذاها، پسماندهای سبزی‌ها، پوست و ضایعات میوه، استخوان و ضایعات گوشت و مرغ و ماهی تشکیل می‌دهد که شامل زباله‌های تر می‌شوند.

کاغذ و مقوا اعم از روزنامه، کتاب، دفتر و کاغذ بسته‌بندی نیز بخش بزرگ دیگری از زباله را تشکیل می‌دهد. هم‌چنین انواع پلاستیک، ظروف یک‌بار مصرف، لوزم بی‌کاره چوبی، اسباب‌بازی و قوطی‌های فلزی و شیشه‌ای نیز بخشی از زباله‌های منازل است. تمام این مواد که بی‌کاره به‌نظر می‌آید، دورریختنی نیستند. اگر توجه کنیم، در می‌یابیم که با کمی دقت می‌توان هم از تولید زباله در شهر جلوگیری کرد و هم اشیا و مواد خام کارآمد را از این زباله‌ها تولید کرد. باید بیندیشیم که برای تولید هر تن کاغذ باید ۱۵ اصله درخت تنومند قطع شود و برای تولید هر تن آلومینیوم ۴ تن سنگ معدن و ۷ تن زغال‌سنگ و قیر لازم است. بازیافت آلومینیوم می‌تواند ۹۰ درصد انرژی لازم برای ساخت آن را صرفه‌جویی کند.


[] نقش اساسی خانوده‌ها در تفکیک زباله‌ها

نکته اساسی در این طرح، آموزش دادن خانواده‌ها برای تفکیک زباله قبل از بیرون گذاشتن آن است. آغاز طرح تفکیک زباله‌ها از خانوده‌ها آغاز می‌گردد. به‌گفته وکیل احمد بارک، هر یک از خانواده‌ها می‌توانند با ایجاد سیستم کمپوست استفاده از لباس استهلاک شده به‌حیث خریطه‌های دوامدار تکه‌ای و ساخت سامان بازی برای اطفال همراه با جمع‌آوری زباله‌های پلاستیکی و آلمونیمی برای تقویه اقتصاد خود به تفکیک زباله‌ها بپردازند.

نهادهای مسوول باید برنامه‌های آگاهی‌دهی و کارگاه‌های آموزشی در مورد نحوه مدیریت زباله‌ها برای خانواده‌ها راه‌اندازی کنند. در گام نخست مواد قابل تجزیه مثل پسماندهای آشپزخانه و مواد غذایی از سایر مواد توسط خانواده‌ها جدا شود. این مواد به سرعت تجزیه شده به طبیعت باز می‌گردد. خانوده‌ها می‌توانند مقداری از زباله‌ها و پسماندهای آشپزخانه مثل استخوان، ضایعات سبزی، میوه و ضایعات گوشتی و دیگر مواد قابل تجزیه را در گوشه باغچه و حویلی‌شان به کمپوست تبدیل کنند. در هر خانه لازم است، به‌جای یک زباله‌دانی، سه زباله‌دانی استفاده شود. یکی برای پسماندهای غذایی، یکی برای مواد جامد، فلزی، چوبی و غیره و یکی هم برای زباله‌های غیرقابل تجزیه از قبیل پلاستیک و غیره.

تا حد امکان زباله‌هایی را که می‌شود به کمپوست تبدیل کرد، از منزل خارج نکنید. پسماندهای گیاهی نیز به کود تبدیل می‌شود که برای اصلاح خواص خاک و حیران مواد غذایی از دست رفته آن مفید است. روزنامه‌ها و کاغذها و کتابچه‌های باطله نیز قابل بازیافت است که باید جداسازی شود. در صورت بازیافت، شیشه‌های به‌دردنخور منزل دارای قابلیت مجدد تبدیل به شیشه را دارد. بنابرین شیشه‌ها نیز در محل دیگری نگهداری شود. ظروف و قوطی‌های فلزی آلومینیوم نیز باید جدا نگهداری شده به فروش برسد تا به قوطی، ظرف جدید و یا به ظروف یک‌بارمصرف آلومینیومی تبدیل شود. لامپ‌های سوخته در محلی که قابل شکستن است، از خانه‌ها بیرون شود. مواد موجود در آن‌ها به‌شدت آلاینده است. خرده نان و پسماند سفره باید در یک جای مناسب برای پرنده‌ها و حیوانات خانگی ریخته شود.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط الهام محمدی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- نبیله هورخش، بحران مدیریت زباله‌ها در افغانستان، وب‌سایت روزنامه‌ی ٨صبح: چهارشنبه ۲۱ جوزا ۱۳۹۳



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت روزنامه‌ی ٨صبح



۱۳۹۳ خرداد ۲۷, سه‌شنبه

محیط‌‌زیست افغانستان قربانی جنگ آب

از: نبیله هورخش

محیط‌زیست افغانستان

محیط‌زیست افغانستان قربانی جنگ آب

فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


کاهش روز‌افزون آب می‌تواند زندگی را بحرانی سازد. رشد نامتوازن جمعیت، مقدار آب‌های آلوده و چرب افزایش می‌یابد و آب‌های شیرین کم می‌شود. با وجود سایر نابه‌سامانی‌ها و مشکلات زندگی جهانیان، می‌توان گفت که جنگ آب یک موضوع تخیلی نیست. این مسأله یکی از موضوعات بسیار جدی است. از همین حالا شاهد نشانه‌ها و اختلاف‌ها و طرح‌هایی برای مدیریت بحران آب از سوی کشور‌هایی هستیم که در آستانه‌ی رفتن به‌سوی بحران بی‌آبی قرار دارند.

براساس گزارش‌ها، ده‌سال پیش کارشناسان امور آژیرهایی را به صدا درآوردند و پیش‌بینی کردند که تا سال ۲۰۲۵، ۲۸۰۰ میلیون نفر با بحران بی‌آبی در جهان مواجه خواهند شد و دو‌سوم مردم جهان به آب آشامیدنی صحی دسترسی نخواهند داشت.

این در حالی است که ۹۶٫۷ درصد آب روی زمین شور است و غیر‌قابل استفاده و مابقی آب‌های شیرینی‌اند که به‌شدت از سفره‌های زیر‌زمینی در اثر عدم مدیریت درست آبی برچیده می‌شود و این خود نشانی از بحران آب در جهان تلقی می‌شود. از این‌رو، ده‌سال آینده را سال‌های سرنوشت‌ساز برای جهان قلم‌داد کرده‌اند و احتمال می‌رود که مضاعف بر در‌گیری‌های داخلی میان کشورها، جنگ‌‌هایی در پیوند با آب میان کشور‌ها رخ دهد.

اکنون، کشورهای منطقه برای مقابله با بحران آب در تلاش طرح‌ریزی روی منابع دیگر کشورهاست. بخش اعظم نا‌امنی‌ها در کشورهای بحران‌زده که منابع آبی سرشار دارند، سازمان‌یافته و مدیریت‌شده به‌نظر می‌رسد. می‌توان گفت که افغانستان از جمله کشورهای بحران‌زده‌ای است که به‌شدت از جنگ آب متضرر بوده و در اثر حل نشدن این بحران، وضعیت بدتر خواهد شد.


[] بحران مدیریت آب در افغانستان

با وجود وضعیت سیاسی مبهم و بحرانی کشور، کمبود آب آشامیدنی پاک، عدم مدیریت سالم آب، مشکلات زراعتی از ناحیه کمبود آب، وضعیت محیط‌زیست کشور را به‌شدت بحرانی خواهد ساخت. یافته‌ها نشان می‌دهد که افغانستان تنها کشوری است که حدود ۷۶ درصد منابع آبی این کشور را کشور‌های همسایه، به‌ویژه پاکستان و ایران مضاعف بر حق آب‌شان، مصرف می‌کنند. به همین‌گونه براساس آمارهای وزارت انرژی و آب، در منطقه آسیای میانه افغانستان یگانه کشوری است که ۷۵ میلیارد مترمکعب آب شیرین دارد که از این میان ۷۰ درصد آن را کشورهای همسایه به‌خصوص ایران و پاکستان استفاده می‌کنند و ۳۰ درصد آن به مقاصد داخلی استفاده می‌شود.

به‌گفته کارشناسان منابع طبیعی، یکی از عوامل تداوم ناامنی در افغانستان ریشه در جنگ آب دارد. گزارش‌ها نشان داده است که ایران در صدد نابود بند برق کجکی هلمند است که عامل نرسیدن آب کافی به آن‌سوی مرز می‌باشد و از سویی هم کار ساخت بند سلما در هرات چندین‌بار به علت ناامنی متوقف شده است.

ابراهیم جعفری، استاد دانشگاه و عضو شبکه نظارت بر منابع طبیعی افغانستان به این باور است که جنگ افغانستان می‌تواند جنگ انرژی و مسیرهای انتقال آن باشد. جنگ افغانستان می‌تواند بسیاری دلایل دیگر به‌شمول منابع طبیعی و آب‌ داشته باشد.

البته که این یک مساله کوچک نیست. جعفری می‌گوید، مشکل زمانی آغاز شد که در یک بازی بزرگ افغانستان از حالت یک کشور دارای یک اداره مرکزی قدرتمند و مقتدر تبدیل شد به یک کشور جنگ‌زده با زیرساخت‌های ویران شده. در صورتی‌که افغانستان یک کشور مستقل می‌بود و می‌ماند در طول این سالیان قطعا یک پالیسی برد برد در خصوص منابع آبی خود و همسایگان ساخته و اجرایی کرده بود. وقتی‌که کشور در غم امنیت ماند، دیگر غم آب‌های مرزی یک مساله کاملا حاشیه‌ای ‌شد. می‌توان تصور کرد که بعد از حدود نیم قرن بی‌توجهی و بی‌بازخواستی و بی‌برنامگی در خصوص این آب‌های مرزی، کشورهای همسایه ساختارهای شهری، صنعتی و اقتصادی مختلفی را بر مبنای آب‌های بی‌محاسبه وارده بنا کرده باشند و این طبیعی است که بعد از این همه مدت اگر صحبت از حساب و کتاب شود، واکنش‌ها خیلی دوستانه نخواهد بود.

به‌علت نابه‌سامانی‌های سالیان اخیر، آب ما به‌دامان کشورهای همسایه سرازیرشده و این همسایه‌ها به نوعی در حال حاضر آن را حق مسلم خود می‌دانند و در خصوص هر گونه نظام‌مند شدن آن، واکنش‌های اغلب غیرمنصفانه از خود نشان می‌دهند. به باور جعفری ادامه این نابه‌سامانی و عدم ایجاد وضاحت در این مساله بعد از تشکیل دولت جمهوری اسلامی افغانستان باعث نهادینه شدن این توقعات شده و اگر این روند باز هم ادامه پیدا کند و هر چه دیرتر به سازمان‌دهی این مساله پرداخته شود تغییر دیدگاه و توقعِ ایجادشده سخت‌تر خواهد شد و واکنش‌های جدی‌تری را ایجاد خواهد کرد. این نکته را هم باید مد نظر گرفت که ارزش آب هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود و کار سخت‌تر و سخت‌تر.

به باور کارشناسان منابع طبیعی، ضعف مدیریت این منابع عظیم آبی، مشکلات سیاسی ناشی از استفاده آب با کشورهای همسایه، نبود متخصصان در راس مدیریت منابع آبی کشور، اطلاعات ناکامل در مورد حوزه‌های آبی، نبود نگاه استراتژیک به آب به حیث یک رکن اساسی توسعه اقتصادی کشور، سطح پایین آگاهی در مورد استفاده بهتر از آب و نبود زیربناهای مدرن آبیاری همگی باعث شده‌اند که با وجود این منابع عظیم آبی، افغانستان با کمبود شدید آب و مواد غذایی مواجه باشد.

بی‌توجهی و ساده‌انگاری مسوولان کشور در حل بحران آب، به قیمت جان میلیون‌ها تن تمام می‌شود. اکنون زمانی است که مسوولان اقدامات جدی روی‌دست گیرند. دولت افغانستان ‌باید راه‌کار جدی را در حوزه‌ی مدیریت آبی کشور روی‌دست گیرد تا از بحران آب در کشور کاسته شود و شیوه‌های مقابله با عوامل بحران‌ساز را درست مدیریت و کنترول کند. به باور ابراهیم جعفری، افغانستان باید مبنی بر استفاده از منابع آبی خود به‌صورت کاملاً مستقل و البته در چهارچوب قوانین بین‌المللی اراده‌ای از خود نشان بدهد، اما این اراده حتما نباید منحصر به فشار وارد کردن و داغ کردن بحث آب‌های مرزی باشد.

همان‌گونه که توقعات در طول سالیان متمادی ایجاد شده حل مساله هم نیاز به مذاکرات و تفاهمات طولانی‌مدت دارد. بهتر است در کنار ایجاد یک گفتمان معطوف به حل مشکل با همسایگان و سایر کشورهای دوست یک برنامه مشخص برای توانمندسازی کشور در استفاده از منابع آبی، روی‌دست گرفته شود. به‌عبارت دیگر افغانستان باید در بخش مدیریت آب‌های درون‌مرزی خود تا می‌تواند سرمایه‌گذاری و فعالیت کند تا در کنار پیشبرد مذاکرات بالای آب‌های مرزی و در سایه حساسیت‌های مهار شده، بتواند بخش مدیریت منابع آبی خود را توانمند ساخته و به‌سمت خودکفایی حرکت دهد.

این امر به مرور باعث می‌شود که در زمان تصمیم‌گیری در خصوص یک کار جدی بر روی آب‌های مرزی افغانستان، بتواند به تنهایی از عهده تمامی ملزوماتش برآید و کم‌تر دیگران را در اجرای پروژه‌ها و حتا سرمایه‌گذاری روی این پروژه‌ها دخالت دهد. دخالت‌هایی که قطعا می‌تواند آسیب‌ها و مشکلات جدی را در پروژه‌های مدیریت منابع آبی مخصوصاً آب‌های مرزی به همراه داشته باشد.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- نبیله هورخش، محیط‌‌زیست افغانستان قربانی جنگ آب، وب‌سایت روزنامه‌ی ٨صبح: چهارشنبه ۷ جوزا ۱۳۹۳



[] جُستارهای وابسته

آب
محیط‌‌زیست افغانستان
مسأله‌ی آب در افغانستان



[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت روزنامه‌ی ٨صبح