جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب زیست‌شناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زیست‌شناسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ فروردین ۲۵, شنبه

ماده‌ی ژنتیک

از: دانشنامه‌ی آریانا

ماده‌ی ژنتیک


زیست‌شناسی مولکولیژنتیک

ماده‌ی وراثتی یا ماده‌ی ژنتیک (به انگلیسی: Genetic material)، موادی که برای ذخیره‌ای اطلاعات ژنتیکی در هسته یا میتوکندری سلول‌های موجود زنده مورد استفاده قرار می‌گیرد (دی‌ان‌ای یا آران‌ای). ماده‌ی ژنتیکی سلول می‌تواند یک ژن، بخشی از یک ژن، یک گروه از ژن، یک مولکول دی‌ان‌ای، یک قطعه از دی‌ان‌ای، یک گروه از مولکول‌های دی‌ان‌ای یا کل ژنوم یک ارگانیزم (موجود زنده) باشد. این مواد نقش اساسی در تعیین ساختار و ماهیت مواد سلولی دارند و قادر به تکثیر هستند. در واقع، اسید نوکلئیک (Nucleic acid) ماده‌ی وراثتی است.


پیشینه‌ی تاریخی

کشف این‌که اطلاعات ژنتیکی در امتداد طول دی‌ان‌ای (DNA) کُد می‌شود، یکی از دستاوردهای عمده‌ی علوم در قرن بیستم بود. مولکول پلیمری دی‌ان‌ای، اساس شیمیایی وراثت و واحدهای اساسی اطلاعات ژنتیکی است. واحد سازنده‌ی دی‌ان‌ای نوکلئوتید است. امروزه پیشرفت‌های علم ژنتیک مدیون شناخت این مولکول است. اما چگونه برای اولین‌بار این ماده کشف شد؟

در سال ۱۸٦۹، یوهانس فریدریش میشر (Johannes Friedrich Miescher) (زاده‌ی ۱۳ اوت ۱۸۴۴ م - درگذشته‌ی ۲٦ اوت ۱۸۹۵ م)، که در آن زمان دانشجوی جوان پزشکی اهل کشور سوئیس بود، اسید نوکلئیک را کشف کرد. هرچند این کشف خیلی زود انجام شد، اما کشف دی‌ان‌ای به‌عنوان ماده‌ی ژنتیکی بسیار طول کشید تا اثبات شود.

تا سال ۱۹۲٦، تلاش برای تعیین مکانیسم ماده‌ی ژنتیکی به سطح مولکولی رسیده بود و افزون بر این، اکتشافات و یافته‌های مختلف توسط دانشمندان، بیش‌تر متمرکز بود بر جستجوی ماده‌ی ژنتیکی در کروموزوم که در هسته‌ای بیش‌تر سلول‌ها قرار دارد. اما کلید مولکول ژنتیک هنوز به‌دست نیامده بود.

یکی از مهم‌ترین آزمایش‌ها، در تاریخ زیست‌شناسی، در سال ۱۹۲۸ میلادی، انجام شد که سرآغازی برای مطالعه‌ی ماده‌ی ژنتیک و عامل انتقال صفات بود. در آن دوران، کمتر کسی تصور می‌کرد چیزی که امروزه آن‌را دی‌ان‌ای می‌شناسند، وجود داشته باشد و فرایند توارث بر پایه‌ی آن رقم بخورد. هرچند که این کشف کاملاً به‌طور تصادفی رخ داد؛ اما پایه‌ی برای شناخت بهتر علم ژنتیک شد.

در سال ۱۹۲۸ میلادی دانشمندی به‌نام فردریک گریفیت (Frederick Griffith) (زاده‌ی حدود ۱۸۷۹ م - درگذشته‌ی ۱۹۴۱ م)، زیست‌شناس و پزشک اهل بریتانیا، که مشغول انجام آزمایشاتی برای تهیه واکسن بود، به‌طور تصادفی با کشف بزرگی درباره‌ی ماده‌ی ژنتیک روبه‌رو شد. با این‌که هدف آزمایش او یافتن واکسن برای بیماری سینه‌پهلو یا ذات‌الریه (Pneumonia) بود که توسط باکتری مولد این بیماری، استرپتوکوکوس نومونیا (Streptococcus pneumoniae)، ایجاد می‌شود، نتایج این آزمایش نقطه‌ی شروعی برای علم ژنتیک و سرآغازی برای کشف ماده‌ی ژنتیکی و مطالعه‌ی توارث محسوب می‌شود. بعدها این آزمایش به آزمایش گریفیت (Griffith's experiment) شهرت یافت.

گریفیت، روی دو (Strain) از باکتری استرپتوکوکوس نومونیا کار می‌کرد. یکی از این دو سویه، که به‌نام «سویه‌ی صاف» (Smooth Strain) یا گونه‌ی اس (type III-S) نامیده می‌شود، دارای کپسول است و بیماری ایجاد می‌کند. در واقع، کپسول این سویه، باکتری را از سیستم ایمنی محافظت می‌کند. دومی، که به‌نام «سویه‌ی درشت» (Rough Strain) یا گونه‌ی آر (type II-R) یاد می‌شود، بدون کپسول است و تولید بیماری نمی‌کند.

هنگامی که گریفیت باکتری‌های کپسول‌دار را به موش تزریق کرد، موش به سینه‌پهلو مبتلا شد و مُرد. در حالی که با تزریق باکتری‌های بدون کپسول، موش زنده می‌ماند. او سپس باکتری‌های کپسول‌دار را با گرما از بین برد و باکتری‌های کشته‌شده را به موش تزریق کرد، موش‌ها زنده ماندند. از این سه مشاهده، نتیجه می‌شود که باکتری‌های کپسول‌دار بیماری‌زا و باکتری‌های بدون کپسول، غیربیماری‌زا هستند. از طرفی با حرارت دادن به باکتری‌های کپسول‌دار، کپسول آن‌ها دگرگونی یافته و از باکتری جدا می‌شد، اما مواد سازنده‌ی آن به‌صورت اولیه و منسجم باقی می‌ماندند. پس کپسول به‌خودی خود عامل ایجاد بیماری و مرگ موش نبود؛ چرا که تزریق باکتری کپسول‌دار مرده، در حالی که کپسول آن وجود داشت و ساختار آن حفظ شده بود، باعث مرگ موش نمی‌شد.

آن‌چه گریفیت مشاهده کرده بود را امروزه ترانسفورماسیون می‌نامند. ترانسفورماسیون، پدیده‌ای است که طی آن، باکتری مواد ژنتیکی را از محیط خارج و از جاندار دیگر دریافت می‌کند و با استفاده از آن، در خصوصیات خود تغییر ایجاد می‌کند.

نتیجه‌ی غیرمنتظره و اصلی مشاهدات آزمایش گریفیت، هنگامی بود که او مخلوطی از باکتری‌های زنده‌ی بدون کپسول و باکتری‌های کشته‌شده‌ی کپسول‌دار را همزمان وارد بدن موش کرد. پس از این کار، موش بیمار شده و از بین می‌رفت. پس از مرگ موش، گریفیت خون موش مرده را بررسی کرد و در آن باکتری کپسول‌دار زنده یافت. یعنی تعدادی از باکتری‌های بدون کپسول، «ترانسفورماسیون» (Transformation) حاصل کردند و به باکتری کپسول‌دار تبدیل شدند. ترانسفورماسیون، پدیده‌ای است که طی آن، باکتری مواد ژنتیکی را از محیط خارج و از جاندار دیگر دریافت می‌کند و با استفاده از آن، در خصوصیات ظاهری یا فنوتیپ (Phenotype) خود تغییر ایجاد می‌کند.

پس از این مشاهده، معلوم شد که عاملی که اطلاعات و دستورالعمل‌های ساخت کپسول را دارا بوده، از باکتری‌های کپسول‌دار مرده به باکتری‌های بدون کپسول زنده منتقل شده و به آن‌ها توانایی ایجاد کپسول داده‌است. در آن زمان این عامل که نوکلئیک اسید از نوع آران‌ای بود، کشف و شناخته نشد. اما این مشاهدات پایه و آغازی برای کشف ماده‌ی ژنتیک بود.

با این آزمایش مشخص شد که عامل ترانسفورماسیون، همان ماده‌ی ژنتیک و عامل انتقال صفات در وراثت است. انتقال صفت «داشتن کپسول» از باکتری‌های کپسول‌دار مرده به باکتری‌های بدون کپسول زنده، ذهن پژوهشگران را به مسئله‌ی ماده‌ی ژنتیک که معمایی دیرین بود، معطوف ساخت و کشف عامل انتقال صفات و ساختار آن را در آزمایش‌های بعدی توسط دیگر پژوهشگران ممکن نمود.

یکی دیگر از مهم‌ترین آزمایش‌ها در تاریخ زیست‌شناسی، آزمایش اسوالد ایوری (Avery–MacLeod–McCarty experiment) است که به شناسایی عامل ترانسفورماسیون انجامید و ماهیت ماده‌ی ژنتیک را آشکار ساخت.

اسوالد تئودور آوری (Osward Theodore Avery) (زاده‌ی ۲۱ اکتبر ۱۸۷۷ م - درگذشته‌ی ۲۰ فوریه ۱۹۵۵ م) یک دانشمند در زمینه‌ی زیست‌شناسی مولکولی اهل ایالات متحده آمریکا-کانادا بود. او و همکارانش: کولین مک‌‌لئود (Colin MacLeod) و مک‌لین مک‌کارتی (Maclyn McCarty)، در سال ۱۹۴۴، با انجام این آزمایش، به بحث‌ها و پژوهش‌های چندین ساله درباره‌ی ماهیت ماده‌ی ژنتیک خاتمه دادند و برگ زرینی به تاریخ زیست‌شناسی افزودند. ایوری و همکاران او می‌دانستند که در سلول چهار گروه اصلی از مواد آلی وجود دارد. این مواد عبارت‌اند از: کربوهیدرات‌ها (Carbohydrates)، لیپیدها (Lipids)، پروتئین‌ها (Proteins) و نوکلئیک اسیدها (Nucleic acids)؛ بنابراین، عامل ترانسفورماسیون هرچه باشد، یکی از این چهار گروه است. گروه ایوری، در آن زمان آنزیم‌های تخریب کننده‌ی این چهار گروه ماده‌ی شیمیایی اصلی را در اختیار داشتند، که به ترتیب عبارت هستند از: کربوهیدراتاز (Carbohydrates)، پروتئاز (Protease)، لیپاز (Lipase) و نوکلئاز (Nuclease). آنان ابتدا عصاره‌ی سلولی باکتری‌های کپسول‌دار کشته‌شده را استخراج کردند. عصاره‌ی سلولی، همه‌ی مواد شیمیایی درون باکتری را در بردارد. آن‌ها عصاره‌ی سلولی را به چند قسمت تقسیم و به‌هر قسمت آنزیم‌های تخریب‌کننده‌ی آن ماده آلی را اضافه کردند و کوشیدند با هر قسمت، به‌طور جداگانه، باکتری بدون کپسول زنده را وادار به ترانسفورماسیون کنند. ایوری و همکارانش مشاهده کردند که ترانسفورماسیون فقط هنگامی رخ می‌دهد که دی‌ان‌ای تخریب نشده باشد و به این ترتیب دریافتند که عامل ترانسفورماسیون، همان دی‌ان‌ای موجود در باکتری‌های کپسول‌دار است. ایوری برای تحکیم ادعای خود، دی‌ان‌ای باکتری‌های کپسول‌دار را به‌طور خالص تهیه کرد. وی دریافت که اگر به باکتری‌های بدون کپسول، دی‌ان‌ای خالص مربوط به باکتری‌های کپسول‌دار، اضافه کند، باکتری‌های بدون کپسول به باکتری‌های کپسول‌دار تبدیل می‌شوند. به این ترتیب، دیگر تردیدی باقی نماند که عامل ترانسفورماسیون، دی‌ان‌ای است. در واقع، دی‌ان‌ای اطلاعات و دستورالعمل‌های لازم برای ساختن کپسول را به باکتری‌های بدون کپسول منتقل می‌کند و باکتری‌های بدون کپسول براساس این اطلاعات و دستورالعمل‌ها، کپسول می‌سازند. ایوری، بعدِ از ۱۶ سال آزمایش در سال ۱۹۴۴، گزارش نتایج پژوهش‌های خود را منتشر کرد. با انتشار گزارش ایوری، توجه سایر دانشمندان نیز به دی‌ان‌ای جلب شد و آنان با انجام آزمایش‌های دیگری اهمیت نقش دی‌ان‌ای را به‌عنوان عامل ترانسفورماسیون، یا به‌عبارت دیگر ماده‌ی ژنتیک، بیش از پیش استوار کردند.


ساختار

ماده‌ی ژنتیکی، همان دی‌ان‌ای یا به‌طور صحیح‌تر اسید نوکلئیک است. در اغلب موجودات، ماده‌ی ژنتیکی، دی‌ان‌ای می‌باشد. با این وجود تعدادی از ویروس‌ها در ساخت قالب ژنومی‌ خود از آران‌ای (ریبونوکلئیک اسید) بهره می‌برند. دی‌ان‌ای و آران‌ای مولکول‌های پلی‌مری هستند که زنجیره‌های خطی آن‌ها از زیرواحدهای نوکلئوتیدی تشکیل شده‌اند. هر نوکلئوتید سه بخش دارد: یک باز نیتروژنی (Nitrogenous base)، یک قند ۵ کربنه (5-carbon sugar یا Pentose) و یک گروه فسفاتی (Phosphate group). به ترکیب باز و قند باهم نوکلئوزید (Nucleoside) و به همراهی قند-باز و فسفات باهم، نوکلئوتید (Nucleotide) گفته می‌شود. از آن‌جایی که نوکلئوتیدهای موجود در دی‌ان‌ای دارای قند '۲ دئوکسی‌ریبوز می‌باشند، به آن‌ها دئوکسی‌ریبونوکلئوتید (Deoxyribonucleotide) اطلاق می‌گردد. اما در آران‌ای به‌خاطر داشتن قند ریبوز، به این واحدها ریبونوکلئوتید گفته می‌شود. باز به‌کاررفته در یک نوکلئوتید ممکن است یک پورین (Purine) دو حلقه‌ای یا یک پیریمیدین (Pyrimidine) تک‌حلقه‌ای باشد. آران‌ای و دی‌ان‌ای دو نوکلئوتید حاوی پورین و دو نوکلئوتید حاوی پیریمیدین دارند. پورین در آران‌ای و دی‌ان‌ای مشابه هم بوده و شامل آدنین (A) و گوانین (G) می‌باشند. پیریمیدین سیتوزین (C) در هر دو اسید نوکلئیک وجود دارد، اما تیمین (T) محدود به دی‌ان‌ای بوده و در آران‌ای با یوراسیل (U) جایگزین شده است.

ساختار پورین‌ها و پیریمیدین‌ها در اسیدهای نوکلئیک. بازهای نیتروژنی به‌رنگ نارنجی و گروه‌های قندی به‌رنگ آبی نشان داده شده‌اند. سیستم شماره‌گذاری Beneath در این‌جا به‌کار گرفته شده است. اتم‌های حلقه‌ی پورین از ۱ تا ۹ و حلقه‌ی پیریمیدین از ۱ تا ۶ و اتم‌های قند از ۱ تا ۵ شماره‌گذاری شده‌اند.

چنان‌که در شکل بالا نشان داده شده است، اتم‌های کربن و نیتروژن در حلقه‌های پورین و پیریمیدین به ترتیب از ۱ تا ۶ و یا از ۱ تا ۹ شماره‌گذاری می‌شوند. اتم‌های کربن موجود در حلقه‌ی قندی - ریبوز یا دئوکسی ریبوز - از '۱ تا '۵ (۱-پریم تا ۵-پریم خوانده می‌شوند) شماره‌گذاری می‌گردند. ۲-دئوکسی ریبوز فاقد گروه هیدروکسیل در کربن '۲ قند می‌باشند. نوکلئوتیدها در هر رشته‌ی دی‌ان‌ای و آران‌ای از طریق پیوند قند-فسفات به‌هم متصل می‌گردند، به‌طوری که گروه هیدروکسیل در کربن '۳ از یک نوکلئوتید با گروه فسفاتی در کربن '۵ نوکلئوتید دیگر پیوند برقرار می‌کند. به دو نوکلئوتید متصل به‌هم دی‌نوکلئوتید و به سه نوکلئوتید متصل به‌هم تری‌نوکلئوتید و به چندین نوکلئوتید متصل به‌هم در یک زنجیره‌ی بلند، یک پلی‌نوکلئوتید گفته می‌شود.

اتصال نوکلئوتیدها. اتصال نوکلئوتیدهای آدنین و گوانین به‌هم. فسفات‌های موجود در حلقه‌ی قندی گوانین به‌صورت α، β و γ نشان داده شده است. در هنگام تشکیل دی‌نوکلئوتید، پیروفسفات (فسفات β و γ) از گوانین جدا شده و پیوند فسفودی استری بین هیدروکسیل کربن '۳ از آدنین و فسفات کربن '۵ از گوانین برقرار می‌گردد. مولکول‌های دی‌ان‌ای همیشه یک فسفات آزاد '۵ و یک هیدروکسیل آزاد '۳ دارند.


عملکرد



[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

The material used to store genetic information in the nuclei or mitochondria of an organism's cells; either DNA or RNA. (Genetic material, From Wiktionary).
The genetic material of a cell or an organism refers to those materials found in the nucleus, mitochondria and cytoplasm, which play a fundamental role in determining the structure and nature of cell substances, and capable of self-propagating and variation. The genetic material of a cell can be a gene, a part of a gene, a group of genes, a DNA molecule, a fragment of DNA, a group of DNA molecules, or the entire genome of an organism. (Biology Online Dictionary)

ریچارد جی. ریس، آنالیز ژن و ژنوم، ترجمه‌ی مهرداد هاشمی و نجمه رنجی و ملیحه انتظاری، تهران: انتشارات حیدری، چاپ ۱۳۹۲، ص ۱۰.


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها



Richard J Reece, Analysis of Genes and Genomes, Wiley, 2004. ISBN-13: 978-0470843802.



[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها │ زیست‌شناسی │ زیست‌شناسی ملکولی │ ژنتیک

ئ

۱۳۹۷ فروردین ۸, چهارشنبه

جنین‌شناسی

از: دانشنامه‌ی آریانا

جنین‌شناسی


زیست‌شناسی مالکولیرویان‌شناسی

جنین‌شناسی (به انگلیسی: Embryology، با تلفظ آمریکایی: Embryology)، شاخه‌ی مهمی از مطالعات زیست‌شناسی است، که به مطالعه اشکال اولیه‌ی زندگی پیش از تولد می‌پردازد. به‌سخن دیگر، از نطفه تا یک کودک در ماه ۹، فرایند تکاملی پیشرونده است که روز به روز پیچیده‌تر می‌گردد. مطالعه این پدیده جنین‌شناسی نامیده می‌شود که شامل تحقیقات در مورد عوامل مولکولی، سلولی و ساختاری شرکت‌کننده در تشکیل یک ارگانیسم می‌باشد. این مطالعات به این دلیل است که دانش ضروری جهت ایجاد روش‌های مراقبت بهداشتی (صحی) بهتر را برای تولیدمثل فراهم می‌کنند. بنابراین، درک بهتر و روزافزون بشر از جنین‌شناسی منجر به ایجاد روش‌های جدید تشخیص و درمان قبل از تولد، روش‌های درمانی برای غلبه بر مشکلات ناباروری و مکانیزم‌های جلوگیری از نقایص تولد، به‌عنوان عامل مرگ شیرخواران شده است. این پیشرفت‌ها در مراقبت بهداشتی پیش از تولد و تولیدمثل، نه‌تنها منجر به پایان بهتر حاملگی می‌شوند، بلکه برای اثرات بلندمدت پس از تولد آن‌ها هم اهمیت دارند. در واقع، هم ظرفیت ادراک و هم مشخصات رفتاری انسان تحت تأثیر وقایع قبل از تولد و عوامل دیگر مانند تغذیه، استرس، دیابت، سیگارکشیدن مادر و... قرار دارند که نقش مهمی در سلامت پس از تولد دارند. به‌علاوه، این وقایع به‌همراه عوامل مولکولی و سلولی استعداد ابتلای فرد به بیماری خاص در دوران بلوغ مانند سرطان و بیماری قلبی-عروقی را تعیین می‌کنند. بنابراین، رشد قبل از تولد کودک به طُرق مختلف هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت بر سلامت او تأثیر می‌گذارد. این‌ امر مهم، مطالعه جنین‌شناسی و رشد جنینی را برای اکثریت پرشکان و کارکنان مراکز بهداشتی که با زنان در سن بارداری برخورد دارند، ضروری می‌نماید.

مطالعه‌ی جنین‌شناسی شامل دو بخش عمده است. در بخش نخست، مراحل ابتدایی رشد از (Gametogenesis) تا دوره‌ی رویانی بحث می‌شود. بنابراین، این بخش، شامل مروری بر وقایع ابتدایی رشد از اندام‌زایی تا دوره‌ی رویانی (تکامل جفت و جنین و تشخیص پیش از تولد نقایص تولد) است. بخش دوم، روندهای بنیادی (Embryogenesis) را برای هر سیستم بدن بررسی می‌کند. این بخش دربرگیرنده‌ای توصیفی از فرایندهای اصلی رویان‌زایی برای هریک از دستگاه‌ها می‌باشد. افزون بر این، اطلاعات وسیعی درباره‌ی پایه‌ی مالکولی رشد طبیعی و غیرطبیعی بررسی و ارائه می‌گردد.

روند تکامل از سلولی منفرد تا ایجاد رویان ابتدایی (۸ هفته‌ی اول تکوین انسان)، دوره‌ی امبریوژنز و گاهی دوره‌ی ارگانوژنز (Organogenesis) نامیده می‌شود و از این دوره تا تولد، دوره‌ی جنینی (Fetal period) شناخته می‌شود. در این زمان، در حالی‌که جنین رشد می‌کند و وزنش افزوده می‌گردد، تمایز هم ادامه می‌یابد.


پیشینه‌ی تاریخی

تا سده‌ی ۱۸، پیش‌ساخت (Preformation) باور غالب در جنین‌شناسی انسانی به‌شمار می‌آمد. این باور بر این پایه استوار بود که مایع منی دارای جنینی که یک نوزاد کوچک یا «آدمک» (Homunculus) است می‌باشد که تنها برای تکوین نیاز به بزرگ‌تر شدن دارد. توضیح دیگر برای تکامل جنینی فراژن‌زایی (Epigenesis) بود، که ۲۰۰۰ سال پیش توسط ارسطو پیشنهاد گردید. با توجه به فراژن‌زایی، یک جاندار به‌تدریج از تخم بدون شکل، پدید می‌آید. همزمان با بهبود میکروسکوپ در طول قرن ۱۹، زیست‌‌شناسان به‌طور مستقیم دیدند که جنین با پیشرفت زمان در طی یک‌دسته از فرایندها شکل می‌گیرد. از آن پس فراژن‌زایی به‌عنوان نظریه‌ی غالب در جنین‌شناسی جای پیش‌ساخت را گرفت. پس از دهه‌ی ۱۹۵۰ با کشف ساختمان دی‌ان‌ای و پیشرفت‌های به‌دست‌آمده در زیست‌شناسی مولکولی و زیست‌شناسی تکاملی کوشش بر این بوده‌ است تا نقش ژن در ایجاد هر یک از دگرگونی‌های ریخت‌شناختی شناخته شود.

کارل ارنست فون بائر

کارل ارنست فون بائر (Karl Ernst von Baer) (زاده‌ی ۱۷ فوریه ۱۷۹۲ م - درگذشته‌ی ۱٦ نوامبر ۱۸۷٦ م)، یک دانشمند تاریخ طبیعی، زیست‌شناس و بنیان‌گذار دانش جدید جنین‌شناسی بود، که در ایالت استونی در کشور روسیه در یک خانواده‌ی تنگ‌دست ولی اشرافی آلمانی زاده شد، در ۱۸۱۰ با اکراه به‌عنوان دانشجوی پیش‌پزشکی در دانشگاه «دورپات» ثبت نام کرد. در حالی وی موفق به دریافت عنوان دکترای طب شد که کوچک‌ترین تجربه‌ی آزمایشگاهی نداشت. از این‌رو، پس از فراغت از تحصیل به اتریش و آلمان سفر کرد و مدتی در ووتسبرگ مقیم شد. در این شهر با گرو گذاشتن همه دارایی و صرف آخرین دینار از دارایی‌های خود به مطالعات مستقل فیزیولوژی و کالبدشناسی تطبیقی پرداخت. پس از آن پیاده به برلین رفت و زمستان ۱۷-۱۸۱٦ را در آن‌جا به تحقیق در کار پزشکی مشغول شد.

سرانجام فن بائر در دانشگاه کونیگ‌سبرگ استاد فوق‌العاده کالبدشناسی شد و سال‌های بعدی را به‌کار در موزه‌ی جانورشناسی گذراند. در این کار وی خود را به‌عنوان جنین‌شناسی درخشان و پُر مهارت شناساند. چند سال بعد به‌سمت ریاست دانشکده‌ی پزشکی برگزیده شد و در زمینه‌ی کالبدشناسی و فیزیولوژی مقام استادی رسمی یافت، در نهایت به ریاست دانشگاه رسید.

کشف تخمدان واقعی پستانداران در سال ۱۸۲۸، به‌وسیله‌ی فن بائر اثر مهمی بر نتایج جنین‌شناسی نهاد. این کشف باعث شد که تخم به‌عنوان یک واحد ریخت‌شناسی به‌حساب آید که پیدایش همه جانوران از آن نشأت می‌گیرد. فن بائر سرانجام برای پرسش‌های ارسطو پاسخی یافت. وی در زیر میکروسکوپ تخم پستانداران را مشاهده کرد و اثری از موجود شکل‌یافته در آن ندید و آن‌ها را تنها توده‌ای بی‌شکل و تخصیص‌نایافته دید. او نخستین کسی بود که رد تخم را تا جنین گرفت و «پدر جنین‌شناسی مدرن» نامیده شد.

با این‌حال، روش‌های علمی مطالعه‌ی جنین‌شناسی در طی صدها سال پیشرفت کرده‌اند و تعجب‌آور نیست که تحقیقات اولیه براساس تشریح بودند. مشاهداتی انجام شد و با پیشرفت تجهیزات نوری و تکنیک‌های برش این روش‌ها پیچیده‌تر شدند. بررسی‌های مقایسه‌ای و تطبیقی بخشی از این معادله بودند، چنانچه دانشمندان گونه‌ها را با یکدیگر مقایسه می‌کردند و بدین‌ترتیب شروع به درک پیشرفت پدیده‌ی تکامل نمودند. هم‌چنین نسل‌های دارای نقایص تولد مورد تحقیق قرار گرفتند و با الگوهای طبیعی مقایسه شدند. مطالعه‌ی منشأ جنین‌شناسی و علل این نقایص تولد تراتولوژی (Teratology) نامیده شد.

در قرن بیستم جنین‌شناسی تجربی شکوفا شد. جهت ردگیری سلول‌ها طی رشد، آزمون‌های متعددی ابداع شدند تا رده‌های سلولی را تعیین کند. این روش‌ها شامل مشاهدات رویان‌های شفاف از ورای تونیکاهایی می‌شد که حاوی سلول‌های رنگدانه‌داری بودند و با میکروسکوب قابل رویت می‌شدند. بعدها، برای پیگیری سرانجام سلول‌ها، رنگ‌های حیاتی جهت رنگ‌آمیزی سلول‌های زنده استفاده شدند.

در دهه‌ی ۱۹٦۰، مواد نشاندار رادیواکتیو و روش‌های اتورادیوگرافی به‌کار گرفته شدند. یکی از اولین شاخص‌های ژنتیک ابداعی در این زمان، کایمراهای (هیبریدها، دورگه‌ها) جوجه-بلدرچین بود. در این روش سلول‌های بلدرچین - که دارای الگوی منحصر به‌فرد توزیع هتروکروماتین در اطراف هسته هستند - را در مراحل اولیه‌ی رشد وارد رویان‌های جوجه کردند. سپس، رویان‌های میزبان از نظر بافت‌شناسی مورد بررسی قرار گرفتند و سرنوشت سلول‌های بلدرچین تعیین شد. دگرگونی این روش تولید آنتی‌بادی‌های اختصاصی علیه آنتی‌ژن‌های سلول بلدرچین بود که برای شناسایی این سلول‌ها بسیار مفید واقع شد. کنترل سرانجام سلول‌ها با این روش و سایر تکنیک‌ها اطلاعات مفیدی را در مورد منشأ اندام و بافت‌های مختلف فراهم می‌کند.

اطلاعات اولیه در مورد پیام‌رسانی بین بافت‌ها از آزمایش‌های پیوند به‌دست آمد. پیوند گره اولیه از جایگاه طبیعی آن در محور بدن به ناحیه‌ی دیگر مثالی از چنین آزمایشاتی بود که نشان داد این ساختار توانایی القأ محور دوم بدن را دارد. مثال دیگر استفاده از جوانه‌های در حال رشد اندام بود که نشان داد در صورتی‌که قطعه‌ای از بافت لبه‌ی خلفی محور یکی از اندام‌ها به لبه‌ی قدامی دیگری پیوند زده شود، انگشتان اندام میزبان به‌صورت تصویر آیینه‌ای یکدیگر مضاعف خواهند شد. این ناحیه پیام‌رسانی خلفی ناحیه‌ی فعالیت پلاریزاسیون Zone of polarizing activity  (ZPA) نامیده شد و امروزه مشخص شده است که مولکول پیام‌رسان Sonic hedgehog  (SHH) می‌باشد.

تقریباً در همین زمان (۱۹٦۱) دانش تراتولوژی به‌دلیل استفاده از دارویی به‌نام تالیدومید (Thalidomide) - که به‌عنوان ضد تهوع و آرام‌بخش به زنان باردار داده می‌شد - مورد توجه قرار گرفت. متأسفانه، این دارو موجب نقایص تولد از جمله ناهنجاری‌های منحصر به‌فرد اندام‌ها می‌شد که فاقد یک یا چند عضو (آملیا) یا فاقد استخوان‌های دراز بودند، طوری‌که تنها یک دست یا پا به بدن متصل بود (فوکوملیا).

در سال ۱۹۵۷ میلادی، شرکت آلمانی گروننتال (Grünenthal GmbH)، که در شهر آخن، در ایالت نوردراین-وستفالن، در شمال‌غرب آلمان، واقع است، برای درمان حالت تهوع زنان در دوران اولیه بارداری، دارویی آرام‌بخش با نام تجاری «کونترگان» (Contergan) که حاوی ماده «تالیدومید» (Thalidomide) بود را به بازار عرضه کرد. پیش از این‌که این دارو در سال ۱۹۶۱ میلادی از بازار خارج شود، باعث شد حدود ۱۰ هزار نوزاد در سراسر جهان که نیمی از آن‌ها آلمانی بودند، با نقض عضو زاده شوند. این کودکان کر یا نابینا بودند یا از مشکلات قلبی رنج می‌بردند. عده‌ای هم با دست و پای کوتاه یا اختلال‌های مغزی به‌دنیا آمدند.

دو پزشک آلمانی و استرالیایی به‌نام‌های «ویدوکیند لنز» (Widukind Lenz) و «ویلیام مکبرید» (William McBride) ارتباط بین دارو و نقایص تولد را شناسایی کردند و نشان دادند که رویان اولیه در برابر عوامل مادری که از جفت عبور می‌کردند، آسیب‌پذیر می‌باشند.

سمت راست: ویدوکیند لنز (Widukind Lenz) (زاده‌ی ۴ فوریه ۱۹۱۹ م - درگذشته‌ی ۲۵ فوریه ۱۹۹۵ م)، پزشک کودکان، ژن‌شناس و تراتولوژیست آلمانی، و از جمله اولین کسانی بود که در مورد استفاده از داروی تالیدومید در زنان باردار هشدار داد. سمت چپ: ویلیام مکبرید (William McBride) (زاده‌ی ۲۵ مه ۱۹۲۷ م)، متخصص زنان و زایمان استرالیا، در سال ۱۹٦۱، نخستین کسی بود که خطرات مصرف داروی تالیدومید توسط زنان باردار را شناسایی کرد.

کمی پس از آن، مدل‌های حیوانی متعدد ارتباط بین عوامل محیطی، داروها و ژن‌های مولکولی به فهرست الگوهای تجربی مورد استفاده جهت بررسی تکوین طبیعی و غیرطبیعی افزوده شدند. روش‌های متعدد شناسایی سلول‌ها با استفاده از ژن‌های معرف، پروب‌های فلورسنت و سایر تکنیک‌های نشان‌دار کردن توانایی بشر را جهت تعیین سرانجام سلول افزایش داده است. استفاده از سایر روش‌های تغییر بیان ژن مانند تکنولوژی‌های «» (Knockout)،  «» (Knock-in) و «» (Antisense) راه‌های جدیدی را برای ایجاد رشد غیرطبیعی خلق کرده‌اند و بررسی عملکرد ژن‌های منفرد در بافت‌های اختصاصی را امکان‌پذیر ساخته‌اند. بنابراین، ابداع بیولوژی مولکولی دانش جنین‌شناسی را به مراحل بالاتر ارتقأ داده است و به موازات شناسایی نقش ژن‌های مختلف و تعامل آن‌ها با عوامل محیطی، درک بشر از روندهای رشد و نموی طبیعی و غیرطبیعی افزایش می‌یابد.


جنین‌شناسی عمومی

جنین‌شناسی عمومی (General Embryology)، بخشی از دانش جنین‌شناسی است که به‌بررسی در زمینه‌ی تکامل رویان از زمان بارورسازی تخمک در طی مراحل جنینی می‌پردازد و موضوعاتی چون: بحثی درباره‌ی تنظیم و پیام‌رسانی مولکولی، گامتوژنز: تبدیل سلول‌های زایا به گامت‌های نر و ماده، تخمک‌گذاری تا لانه‌گزینی در اولین هفته‌ی رشد، صفحه‌ی زایای دولایه‌ای در دومین هفته‌ی رشد، صفحه‌ی زایای سه‌لایه‌ای در سومین هفته‌ی رشد، دوره‌ی رویانی بین هفته‌‌های سوم تا هشتم، لوله‌ی گوارش و حفرات بدن، جنین و جفت بین ماه سوم تا تولد و نقایص زمان تولد و تشخیص پیش از تولد را در بر دارد.

یاخته‌ها پس از تقسیم، از یک توده‌ی توپر به‌نام توته به‌یک توپ توخالی یا جوانه تبدیل می‌گردند. در مرحله‌ی پس از جوانه در یک پایانه‌ی خود یک سوراخ پیدا می‌کند.

در انسان، رویان اشاره به توده‌ی پدیدآمده از تقسیم یاخته‌ی تخم، از لحظه‌ی لانه‌گزینی در دیوار رحم تا پایان هفته‌ی هشتم پس از بارورسازی دارد. پس از هفته‌ی هشتم انسان در حال تکامل را جنین می‌نامند. رویان‌های بسیاری از گونه‌ها در طی مراحل نخستین رشد به یکدیگر شبیه به‌نظر می‌رسند. دلیل این شباهت تاریخچه‌ی مشترک تکاملی میان گونه‌هاست.

بايد دانست كه صفات يك فرد جديد به‌وسيله‌ی ژن‌های به‌خصوص كه بر روی كروموزوم‌ها قرار دارند و از پدر و مادر به ارث می‌رسند، مشخص می‌شود. انسان‌ها تخميناً دارای ۳۵ هزار ژن بر روی ۴۶ كروموزوم می‌باشند. در سلول‌های سوماتيك كروموزوم‌ها به‌صورت ۲۳ جفت همسان ظاهر شده كه ۴٦ ديپلوئيد را می‌سازند. ‌

۲۲ جفت كروموزوم‌های جور، به‌نام كروموزوم‌های اتوزوم، و يك جفت كروموزوم‌های جنسی وجود دارد. اگر هر دو كروموزوم‌های جنسی XX باشند فرد از نظر ژنتيكی مؤنث است و اگر جفت كروموزوم‌های جنسی XY باشد، فرد از نظر ژنتيكی مذكر است. در هر زوج، يك كروموزوم از گامت مادری، اووسيت، و كروموزوم ديگر از گامت پدری، اسپرم، شركت می‌كند. بنابراين هر گامت حاوی هاپلوئيدی از ۲۳ كروموزوم می‌باشد که یکی‌شدن آن‌ها در زمان باروری منجر به برقراری مجدد تعداد ديپلوئيدی ۴٦ كروموزوم می‌گردد.


جنین‌شناسی اختصاصی

جنین‌شناسی اختصاصی (Systems-Based Embryology)، بخشی از دانش جنین‌شناسی است که به شکل‌گیری اندام‌ها و دستگاه‌های بدن در زمان پیش از تولد می‌پردازد و شامل موضوعاتی مانند: اسکلیت محوری، دستگاه عضلاتی، سیستم قلبی-عروقی، سیستم تنفسی، سیستم گوارش، دستگاه ادراری-تناسلی، سیستم عصبی مرکزی، دستگاه پوششی و اندام‌های چون: سر و گردن، گوش، چشم و ... می‌پردازد.


جنین‌شناسی بالینی

جنین‌شناسی تمام جنبه‌های فرایندهای تکاملی پیش از تولد را در بر می‌گیرد. این دانش نه‌تنها به پزشکان کمک می‌کند چگونگی ایجاد جنین را بشناسند، بلکه کمک می‌کند بفهمند چه اشتباهی صورت می‌گیرد که به نقائص هنگام تولد می‌انجامد. از این طریق، آن‌ها قادر می‌شوند، نقایص هنگام تولد را تشخیص دهند و راه‌های بهتر برای پیش‌گیری یا درمان آن‌ها بیابند. بنابراین، جنین‌شناسی بالینی (Clinical Embryology) به مطالعه‌ی بیماری‌های جنینی و اختلالات مادرزادی - راه‌های تشخیص، پیشگیری و درمان آن - می‌پردازد

یک نقص مادرزادی (Birth defect) اختلالی است که به‌صورت غیرطبیعی در ظاهر، ساختار و عملکرد بدن از زمان تولد وجود دارد. این نقص می‌تواند ظاهر یا عملکرد بدن نوزاد و یا هر دو را تحت تاثیر قرار دهد. برخی از نواقص مادرزادی نظیر پای کوتاه و کج یا انگشت‌های اضافی دست و پا می‌توانند بلافاصله پس از تولد نوزاد رویت شوند. تست‌های اختصاصی ممکن است برای کشف نواقص دیگری نظیر نواقص قلبی و یا ناشنوایی نیاز باشد. اما برخی از نواقص مادرزادی تا سال‌ها بعد بروز نمی‌کنند.

پاره‌ای از نواقص مادرزادی توسط ژن‌هایی رخ می‌دهند که از والدین به نوزاد قابل انتقال هستند. تعداد کمی از نواقص مادرزادی به‌علت قرارگیری در معرض برخی داروهای خاص، مواد شیمیایی و عفونت‌ها در دوره‌ی بارداری ایجاد می‌شوند. علت بسیاری از نقص‌های مادرزادی دیگر تاکنون ناشناخته است.

ژن‌ها حامل اطلاعات لازم برای ساخت پروتئین‌ها در بدن هستند. ژن‌ها تنظیم‌شده یا کنترل‌شده هستند، به‌طوری که مقدار مناسب پروتئین را در جای درستی در بدن و در زمان مناسب تولید می‌کنند. تنظیم این ژن‌ها به‌ویژه در جنین در حال رشد مهم است، چرا که در جنین است که ژن‌ها به‌شیوه‌ای بسیار دقیق به اصطلاح «روشن» و «خاموش» می‌شوند. به‌عنوان نمونه، ژن‌هایی که پروتئین‌های مهم را برای ایجاد اندام‌ها تولید می‌کنند، لازم است در مرحله‌ی مناسب ایجاد جنین و در داخل بافت‌هایی که هدف این است اندام‌ها را تشکیل دهند، روشن شوند. اگر چنین نشود، احتمال دارد که اختلالات ژنتیکی رخ دهد. اختلالات ژنتیکی شامل دسته‌ای از مشکلات ژنتیکی هستند که در اثر نارسایی یا جهش در ژن‌ها یا ماده ژنتیک انسان ایجاد می‌شود. این اختلالات اغلب در زمان تولد بروز می‌کنند ولی می‌توانند سال‌ها بعد نیز بروز کنند. اختلالات ژنتیکی می‌توانند ارثی نباشند و مثلاً بر اثر بروز جهش جدیدی در ژنوم جنین ایجاد شده باشند.

شکاف کام (Cleft palate) یکی از متداول‌ترین نقایص مادرزادی عمده در انسان است، که ممکن است هم‌زمان با لب‌شکری (Cleft lip) رخ بدهد. در سفیدپوستان شکاف کام همراه با شکاف لب، شیوعی معادل یک در هر هفتصد تا هزار تولد دارد. شکاف کامل لب به داخل سوراخ بینی گسترش می‌یابد و استخوان آلویول را درگیر می‌کند و تعداد دندان‌ها را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. گاهی اوقات نداشتن بعضی از جوانه‌های دندانی یا داشتن دندان‌های اضافی مشاهده می‌شود. کام‌ها یا لب‌های شکافته در هر ۶۰۰ تا ۸۰۰ زایمان رخ می‌دهد و امروزه می‌توان با جراحی سریع پس از زایمان آن را رفع کرد. با این‌حال، دانشمندان حوزه‌ی جنین‌شناسی نقص ژنی را که می‌تواند باعث شکاف کام شود، شناسایی کرده‌اند. آن‌ها متوجه شده‌اند هنگامی که بیان ژن «PDGFC» در جنین موش خاموش می‌شود، شماری از اختلالات در جنین ایجاد می‌شود که از مهم‌ترین آن‌ها شکاف کام است که تقریباً در ۱۰۰٪ موارد رخ می‌دهد. در یک خانواده‌ی که چند عضو آن شکاف کام دارند، ژن PDGFC کارکردش را از دست می‌دهد. در مورد این افراد جهشی در پروموتر یا راه‌انداز ژن PDGFC کشف شده است. جهش ممکن است باعث ایجاد مشکل در «روشن» شدن ژن شود و در نتیجه بر تولید پروتئین PDGFC تأثیر بگذارد.

تا پیش از اوایل دهه‌ی ۱۹۴۰، چنین تصور می‌کردند که نقایص مادرزادی در درجه‌ی اول ناشی از عوامل ارثی هستند. با کشف نورمان گرگ (Norman Gregg)، چشم‌پزشک استرالیایی، درباره‌ی این‌که ابتلای مادر به سرخچه در اوایل بارداری، باعث ایجاد ناهنجاری‌هایی در رویان می‌شود، به‌سرعت روشن شد که ناهنجاری‌های مادرزادی در انسان می‌توانند ناشی از عوامل محیطی نیز باشند. مشاهدات ویدوکیند لنز در سال ۱۹۶۱ که ارتباط نقایص اندام‌ها را با مصرف داروی مسکن تائید و مُسیر نشان داد، ثابت کرد که داروها نیز می‌توانند از جفت بگذرند و سبب ایجاد نقایص زمان تولد بشوند. از آن هنگام تاکنون، عوامل زیادی را به‌عنوان (Teratogenese) شناسایی کرده‌اند.


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

...


[] جُستارهای وابسته

جنین‌شناسی، از دانشنامه‌ی آریانا
مهدیزاده کابلی، جنین‌شناسی دستگاه تولید مثل
رشد جنین: از لقاح تا تولد، از دانشنامه‌ی آریانا


[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها │ زیست‌شناسی

۱۳۹۵ آبان ۱۹, چهارشنبه

جنین‌شناسی دستگاه تولید مثل

از: مهدیزاده کابلی (استاد پیشین دانشگاه کابل)

جنین‌شناسی دستگاه تولید مثل


رشد دستگاه تناسلی انسان

جنین انسان در رحم مادر

جنین‌شناسی دستگاه تولید مثل (Embryology of the reproductive system)، رشد دوران جنینی دستگاه تناسلی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. رشد دستگاه تولید مثل (Development of the reproductive system) بخشی از رشد پیش‌زادی (قبل از تولد) است که مربوط به شکل‌گیری و رشد اندام‌های جنسی در این دوره می‌شود. این روند، بخشی از مراحل تمایز جنسی (Sexual differentiation) است.

از آن‌جا که محل دستگاه تناسلی، تا حد زیادی، همپوشانی با دستگاه ادراری (Urinary system) دارد، رشد آن‌ها نیز می‌تواند به‌عنوان رشد اندام‌های ادراری و تناسلی توصیف شود. بنابراین، این دو دستگاه را با هم یک دستگاه می‌نامند (دستگاه ادراری تناسلی یا دستگاه اوروجنیتال) (Urogenital system یا Genitourinary system)، زیرا منشأ رویان‌شناسی مشترک داشته و نیز از راه‌ها و مسیرهای مشترکی مانند میزراه استفاده می‌کنند و نیز بخش خروجی هر دو دستگاه یکی است.

به‌هر حال، دستگاه ادراری تناسلی و از جمله اندام‌های جنسی، از میان‌پوست یا مزودرم (Mesoderm) لایه‌ی زاینده میانی (Intermediate mesoderm) جنینی که بین برون‌پوست (Ectoderm) و درون‌پوست (Endoderm) قرار دارد، پدید می‌آیند. از این‌رو، اندام‌های پایدار جنسی بزرگسالان، از یک مجموعه سازه‌های کاملاً جنینی شکل یافته‌اند که آن‌ها قبل از پایان دوران جنینی به‌‌کلی ناپدید می‌شوند. این سازه‌های جنینی، مجاری ولف (Wolffian duct) و مولر (Müllerian duct) هستند که هم‌چنین - به‌ترتیب - به‌نام‌های مجاری مزونفریک (Mesonephric duct) و پارامزونفریک (Paramesonephric duct) خوانده می‌شوند. این دو مجرا، به‌شکل مجاری جنسی نرینه و مادینه تغییر یافته و پایدار می‌مانند.

افزون بر این، تعیین جنسیت جنین و شکل‌گیری اندام‌های جنسی جنین نر و ماده، پروسه‌ای در دوران بارداری است. با این حال، آلت تناسلی نر و ماده تا هفته‌ی نهم بارداری شبیه به‌هم هستند. اما وقتی جنین بزرگ‌تر می‌شود، تغییرات نیز آغاز می‌شود. در این‌جا نحوه‌ی شکل‌گیری اندام‌های جنسی جنین و هم‌چنین زمان تعیین جنسیت آن توضیح داده می‌شود.

معمولاً در انسان، پس از باروری تخمک توسط اسپرم‌ (بارورسازی یا باروری گامت‌های ماده و نر)، در داخل لوله‌ی رحم، یاخته‌ی تخم یا زیگوت (Zygote) پدید می‌آید. این یاخته نیمی از کروموزوم‌های خود را از سمت پدری و نیمی دیگر را از سمت مادری خود دریافت می‌کند و ویژگی‌هایی را نشان می‌دهد که آمیخته از ویژگی‌های ژنتیکی پدر و مادر خود هستند.[۱]

به‌نظر جنین‌شناسان، هنگامی که زیگوت ایجاد می‌شود، به‌سرعت شروع به تقسیم یاخته‌ای و تمایز یاخته‌ای نموده و به‌سمت رحم یا زهدان حرکت می‌کند، و وقتی به رحم می‌رسد یک توده‌ی یاخته‌ای است که با آزاد کردن آنزیم‌های ویژه‌ای، با عمل جایگزینی در داخل دیواره‌ی رحم قرار می‌گیرد و در آن‌جا رشد می‌کند تا این‌که جنین کامل پدید می‌آید. این یاخته‌ی رشدکننده از لحظه‌ی لِقاح (Fertilisation) تا پایان هفته‌ی هشتم[٢]، رویان (Embryo) نام دارد و پس از آن جنین (Fetus) نامیده می‌شود. رویان به یک یوکاریوت (هوهسته) چندیاخته‌ای دیپلوئید در نخستین مرحله‌ی رشد، از زمان نخستین تقسیم یاخته‌ای تا رویش گفته می‌شود.[٣]

تا آغاز هفته‌ی نهم، دستگاه تناسلی مردانه و زنانه‌ی جنین، هنوز تشکیل نشده‌اند و تفاوت جنسی بین جنس مذکر و مونث مشخص نیست. در هفته‌ی نهم، ژن اس‌آروای (SRY gene) کروموزم Y سبب پدیدایی جنسیت می‌شود.


ژن اس‌آروای (SRY gene)
ژن SRY در کروموزوم انسان که پروتئین تنظیم تمایز جنسی را کد می‌کند.

ناحیه‌ی تعیین جنسیت بر روی کروموزوم Y  (Sex-determining region on Y chromosome)، ژنی‌ست که در آغاز فرایند ژنتیکی، منجر به رشد بیضه‌ها (Testes) در پستانداران می‌شود. در واقع، ناحیه‌ی تعیین جنسیت بر روی کروموزوم Y، که سبب رشد بیضه‌ها می‌شود را ژن اس‌آروای (SRY gene) می‌گویند.

بیضه‌های انسان هورمون لازم برای رشد فنوتیپ نر (male phenotype) را می‌سازد. سلول‌های سرتولی (Sertoli cells) عامل بازدارنده‌ی مولر (Müllerian-inhibiting factor) ترشح می‌کند، در حالی‌که سلول‌های لیدیگ (Leydig cells) تستوسترون را ترشح می‌نماید که منجر به رشد مجرای ولف (Wolfian duct) می‌شود. به‌هر حال، وجود تخمدان (Ovary) برای تمایز مجرای مولرین (Müllerian duct) لازم نیست.[۴]

ژن اس‌آروای (SRY gene) یا ژن مربوط به تعیین جنسیت بر روی کروموزوم Y  (Sex-related gene on Y chromosome)، در بازوی کوتاه کروموزوم Y واقع شده است. فراورده‌ی این ژن شامل توالی از ٨٠ اسید آمینه است که همسانی بالا به گروه تحرک بالا (HMG) پروتئین‌ها دارد. این گروه از پروتئین‌ها در تنظیم رونویسی RNA مهم هستند.[۵]  


عامل ایجاد بیضه (TDF)

معمولاً هر انسان‌ دارای ۴٦ (۲۳ جفت) کروموزوم است که به هنگام لقاح ۲۳ کروموزوم از اسپرم پدر و ۲۳ کروموزوم از تخمک مادر دریافت می‌کند. از مجموع ۲۳ جفت کروموزوم انسان، ۲۲ جفت کروموزوم که تعیین‌کننده منش‌های ارثی به‌غیر از جنس (نر و ماده) است و خودتن یا اتوزوم (Autosome) نامیده می‌شود. یک جفت دیگر را کروموزوم جنسی یا آلوزوم (Allosome) می‌گویند. کروموزوم‌های جنسی در مردان طبیعی به‌صورت XY  (XY karyotype) و در زنان طبیعی XX  (XX karyotype) است[٦]. در این میان، کروموزوم Y از پدر به پسر می‌رسد و حاوی ژن اس‌آروای است[٧]. ژن اس‌آروای، دستورالعمل برای ساخت یک پروتئین به‌نام پروتئین ناحیه‌ی تعیین جنسیت بر روی کروموزوم Y  (Sex-determining region Y protein) را فراهم می‌کند. این پروتئین، که به‌نام عامل ایجاد بیضه (Testis determining factor، به اختصار: TDF) نیز نامیده می‌شود[٨]، در رشد جنسی مردانه درگیر است[۹] و سبب می‌شود که بیضه‌ها در جنس نر ساخته شوند و از رشد دستگاه تناسلی زنانه (مانند: تخمدان‌ها، لوله‌های رحم و رحم) جلوگیری شود.[۱٠]


تمایز جنسی (Sexual differentiation)

تمایز جنسی (Sexual differentiation)، فرایند تمایز بین جنس نر و ماده از یک یاخته‌ی تخم یا زیگوت تمایز نیافته است، که از دوران جنینی آغاز می‌شود و در دوره‌های نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی و در نهایت بزرگ‌سالی، در سطوح رشد ژن‌ها، کروموزوم‌ها، غده‌های جنسی، هورمون‌ها، جسم و روان ادامه می‌یابد.[۱۱]

بین هفته‌های ششم و هفتم بارداری، فرایند شکل‌گیری و رشد دستگاه تناسلی و سپس تمایز جنسی جنین آغاز می‌شود. شکل‌گیری و رشد دستگاه تناسلی در جنین بستگی به عوامل مختلف همچون کروموزوم‌ها، گونادها (غدد جنسی)، هورمون‌ها، و آنزیم‌ها دارد.

گرچه جنسیت (ژنتیک کروموزومی) در انسان هنگام گشن‌گیری (لقاح) به‌وسیله اسپرماتوزوئید حامل کروموزوم جنسی X و یا Y تعیین می‌گردد، ولی رشد دستگاه تناسلی داخلی و خارجی در هر دو جنس اعم از نر و ماده بدون تأثیر هورمون‌های بیضه در جهت زنانه است. برای تمایز هر جنین با هر ساختار کروموزومی XX یا XY در جهت مردانه وجود و فعالیت گوناد نرینه (بیضه) ضروری است.

عامل تمایز گوناد اولیه در جهت بیضه نزدیک سانترومر کروموزوم Yp11.32 بر روی بازوی کوتاه قرار دارد. طریقه اثر این عامل به‌خوبی شناخته نشده است. به‌هر حال، چنان‌که در بالا بیان شد، ژن تعیین جنسیت (SRY) بر روی کروموزوم Y، عامل تمایز گوناد اولیه به بیضه و تعیین جنس نر می‌باشد.

بعد از تمایز گوناد اولیه در جهت بیضه سلول‌های جنینی لیدیگ، آندروژن جنینی (تستوسترون) ترشح می‌نمایند که موجب تمایز دستگاه ولف و ایجاد کانال دفرانت، اپیدیدیم و کیسه‌ی منی می‌گردد. تستوسترون تحت اثر آنزیم پنج آلفادوکتاز تبدیل به دی‌هیدروتستوسترون می‌شود که اثر آن قوی‌تر از تستوسترون و دستگاه تناسلی خارجی را در جهت مردانه هدایت و تکمیل می‌نماید.

نسج بیضه علاوه بر هورمون آندروژن، حاوی هورمون دیگری است که به‌نام هورمون آنتی‌مولرین (Anti-Müllerian hormone) نامیده می‌شود و بر روی دستگاه مولر، اثر مهار کننده داشته و مانع رشد آن می‌گردد. هیچ‌یک از هورمون‌های آندروژن در صورت فقدان نسج بیضه قادر به این عمل مهاری نمی‌باشد.

جدول گاه‌نگاری تمایز جنسی
سن جنین طول جنین
(میلی‌متر)
واقعه (Event)
٣٢ روز ۵ رشد گناد (غده‌ی جنسی) اولیه
رشد مجاری ولف
تمایز سلول‌های زايای بدوی
٣٧ روز ۱٠ رسیدن سلول‌های زايای بدوی به برآمدگی گناد
تمایز مجاری مولرین
۴٢-۵٠ روز ۱۵-٢٠ تمایز طناب منی‌ساز
۵۵-٦٠ روز ٣٠ آغاز ترشح AMH  (Anti-Müllerian hormone)
تمایز سلول لیدیگ
بخش سر مجاری مولرین شروع به پسرفت می‌کند
۹ هفته ۴٠ سلول‌های لیدیگ تولید تستوسترون می‌کند
مردانه‌سازی دستگاه ادراری و تناسلی خارجی آغاز می‌شود
۱٠ هفته ۴۵-۵٠ اووسیت‌ها، در مودلا وارد مرحله میوزی می‌شوند
آغاز انحطاط مجاری ولف زن
مجاری مولر مرد ناپدید می‌شوند
جوانه‌ی پروستات ظاهر می‌شود
۱٢ هفته ۵۵-٦٠ طناب واژن شکل می‌گیرد
فولیکول‌های بدوی پدید می‌آیند
کیسه‌های منی رشد می‌کنند
بیضه در حلقه‌ی اینگوینال داخلی قرار می‌گیرد
۱۴ هفته ٧٠ تکمیل‌شدن ‌‌اندام‌های دستگاه ادراری و تناسلی
۱٦ هفته ۱٠٠ فولیکول‌های اولیه ظاهر می‌شوند
٢٠ هفته ۱۵٠ سطح سرمی تستوسترون کم است
شکل‌گیری زهدانچه (یا کیسه) پروستات
٢٢ هفته ۱٨٠ مهبل (واژن) به کف لگن می‌رسد
٢۴ هفته ٢٠٠ فولیكول‌های گرافین پدید می‌آیند
آغاز رشد آلت تناسلی
٢٧-٣٠ هفته ٢٣٠-٢٦۵ نزول بیضه‌ها به کیسه‌ی بیضه
٣٦ هفته ٣٠٠ فولیکول‌های دوم و سوم هورمون آنتی مولرین (AMH) تولید می‌کنند


شکل‌گیری اندام‌های جنسی (Formation of Sex Organs)

در هفته‌ی سوم بارداری، طی فرایند گاسترولاسيون (Gastrulation)، سه لایه‌ی زایای رویانی - برون‌پوست (Ectoderm)، میان‌پوست (Mesoderm) و درون‌پوست (Endoderm) - در رویان تشکیل می‌گردد. در این میان، دستگاه ادراری - تناسلی از لایه‌ی میان‌پوست میانی یا مزودرم واسطه‌ای (Intermediate mesoderm) پدید می‌آید (از این مزودرم واسطه‌ای که در قسمت فوقانی بندبند و در قسمت دمی بدون بند است، واحدهای برون‌ریز یا دفعی (Excretory units) دستگاه ادراری و گونادها ساخته می‌شوند).

در هفته‌ی ششم بارداری، در رویان چهار ساختار: مجاری ولف (Wolffian duct)، مجاری مولر (Müllerian ducts)، گونادهای بای‌پتانسیل (Bipotential gonads) و پارگین (Cloaca)، پدید می‌آیند که در شکل‌گیری دستگاه تناسلی جنین نقش برجسته دارند. در فرایند مردانه‌سازی (Masculinization یا Virilization)، گونادهای بای‌پتانسیل (گونادهای اولیه) تحت تأثیر ژن اس‌آروای به بیضه‌ها تبدیل می‌شوند. اگر کروموزوم Y وجود نداشته باشد (در صورت فقدان ژن اس‌آروای)، فرایند زنانه‌سازی (Feminization) رخ می‌دهد که در این فرایند گونادهای اولیه، تخمدان‌ها را می‌سازند.

تمایز جنسی در دستگاه تناسلی مردانه و زنانه تا هنگام رویش جنین از رویان رخ نمی‌دهد.
(برگرفته از ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی آزاد)

در حدود هفته‌ی هفتم بارداری، اندام‌های جنسی داخلی جنین (مانند تخمدان‌ها و بیضه‌ها) شروع به شکل‌گیری می‌کنند. تا این مرحله، اندام‌های جنسی جنین نرینه و مادینه مانند یکدیگر هستند، زیرا ناشی از یک ساختار می‌باشند.

در حدود هفته‌ی نهم بارداری، اندام‌های تناسلی جنین نرینه و مادینه شروع به شکل‌گیری و تمایز جنسی می‌کنند. در ابتدای این فرایند، در جنین، جوانه‌ی کوچکی بین بافت پاها پدیدار می‌شود. این جوانه، در جنس نر، به‌شکل آلت تناسلی مرد رشد می‌یابد و در حدود هفته‌ی دوازدهم شروع به کشیده‌شدن می‌کند. غشای خارجی تبدیل به کیسه‌ی بیضه می‌شود که بعدا مکان قرار گرفتن بیضه‌ها خواهد شد. اما این جوانه، در جنس ماده، به کلیتوریس تبدیل می‌شود.

تمایز جنسی در دستگاه تناسلی خارجی - جنس نر و ماده - در رویان و جنین انسان.
(برگرفته از دانشنامه‌ی بریتانیکا)

در هفته‌ی بیست‌ودوم بارداری، در جنس نر، بیضه‌ها که شامل اسپرم نابالغ هستند، در حفره‌ی شکم شکل می‌گیرند و به‌زودی آن‌ها شروع به سرریزی به کیسه‌ی بیضه می‌کنند. در حالی‌که، در همین زمان، در جنس ماده، تخمدان‌ها، که شامل ذخیره‌ی همیشگی از ٦ میلیون تخمک هستند، به‌صورت کامل تشکیل می‌شوند و از شکم به لگن حرکت می‌کنند. با این حال، تعیین جنسیت تا هفته‌ی هفدهم بارداری امکان‌پذیر نیست. در این زمان که معمولاً اندام تناسلی به اندازه‌ی کافی رشد می‌کنند، در سونوگرافی دیده می‌شوند.

با این حال، رشد دستگاه تناسلی گرچه پدیده‌ی مداومی است، ولی می‌توان آن را در چهار مرحله مورد مطالعه قرار داد:

مرحله‌ی اول: تمایز جوانه‌ی گونادی در ششمین هفته‌ی زندگی جنینی شروع می‌شود. در جنـس نر قسمت مدولا تبدیل به بیضه شده و کورتکس پس می‌رود و حال آن‌که در جنس ماده گوناد ابتدا رشد مختصری داشته تا این‌که در اواخر سه‌ماهه‌ی اول کورتکس تبدیل به تخمدان شده و مدولا محو می‌گردد.

مرحله‌ی دوم: ایجاد دستگاه تناسلی داخلی ناشی از رشد یکی از دو مجرای ولف یا مولر اسـت که در هر دو جنس نر و ماده وجود دارد. مقارن با تمایز گونادها (ششمین هفته) در جنین ماده در ضخامت جوانه‌ی اوروژنیتال شیاری به‌وجود می‌آید. این شیار عمیق‌تر شده و مجرای مولر را درست می‌کند. دهانه‌ی فوقانی این مجرا باز مانده و در آینده شیپور لوله‌ی رحم را می‌سازد.

قسمت تحتانی مجرا ادامه یافته و به‌شکل تونلی در طول جوانه‌ی اوروژنیتال پیش می‌رود و با مجرای طرف مقابل در پایین با هم یکی شده و جسم رحم و دهانه‌ی رحم و دو ثلت فوقانی مهبل را تشکیل می‌دهند. مجرای ولف از بین رفته و بقایایی از آن در داخل رباط پهن، دهانه‌‌ی رحم و دیواره‌های طرفی واژن باقی می‌ماند. در جنس نر دستگاه ولف کانال دفرانت، کیسه منی و اپیدیدیم را ایجاد می‌نماید و جز قسمت کوچکی که ایجاد میزراه پروستاتی را می‌نماید بقیه مجرای مولر از بین می‌رود.

مرحله‌ی سوم: تمایز دستگاه تناسلی خارجی همانند گونادها از جوانه‌ی واحد سینوس اوروژنیتال به‌وجود می‌آید. در جنس ماده چین تناسلی تبدیل به لب کوچک شده و برآمدگی لابیواسکروتال ایجاد لب بزرگ را می‌نماید و نهایتاً تکمه‌ی تناسلی تبدل به کلیتوریس می‌شود.

تکمه‌ی ژنیتال در مردان تحت اثر آندروژن طویل شده، ایجاد فالوس (آلت تناسلی) می‌نمایدو دو چین تناسلی از پایین به بالا جوش خورده و دهانه‌ی میزراه را به نوک آلت می‌کشاند. عدم پیشرفت این پدیده موجب ایجاد هیپوسپادیازیس شده و راهنمای خوبی برای ویریلیزاسیون ناکامل می‌باشد.

آخرین پدیده ویریلیزاسیون شامل جوش خوردن بر آمدگی‌های ژنیتال در خط وسط و ایجاد اسکروتوم برای نگهداری بیضه‌ها می‌باشد. چنانچه اثر آندروژن متناوب باشد فقط قسمتی از دستگاه تناسلی مردانه رشد خواهد نمود. هر گاه مقدار هورمون آندروژن کم باشد یا به علت نقص آنزیم پنج آلفاردوکتاز، تستوسترون تبدیل به دی هیدروتستوسترون نشود تنها سینوس اوروژنیتال که از حساسیت بیشتری برخوردار است تبدیل به نوع مردانه می‌شود و این امر علت مردانه بودن دستگاه تناسلی خارجی را در XX DSD (هرمافرودیت کاذب زنانه) نشان می‌دهد.

مرحله‌ی چهارم: در آن علایم بلوغ بروز می‌کند و این امر وابسته به ترشح هورمون گونادوتروپین می‌باشد و در نتیجه زن یا مرد کامل با ظاهر طبیعی و خصوصیات ثانویه جنسی شکل می‌گیرد. چنانچه در رشد گونادها و دستگاه تناسلی اختلالی پیش آید ایجاد ابهام جنسی می‌نماید.


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی گردآوری، برگردان و نگاشته شده است.


[] پی‌نوشت‌ها
[۱]-
[٢]- In humans, a pregnancy is generally considered to be in the embryonic stage of development between the fifth and the eleventh weeks after fertilization,[Pregnancy week by week] and is expressed as a fetus from the twelfth week.[Embryo, From Wikipedia, the free encyclopedia]
[٣]-
[۴]- Sex-determining region on Y chromosome is the gene that initiates the genetic cascade leading to testis development in mammals. Sex-determining region on Y chromosome induce testicular development. Genetic modulators of sexual differentiation may also be found on autosomes. The human testis produces hormones necessary for male phenotype development. Sertoli cells secrete Müllerian-inhibiting factor, whereas Leydig cells secrete testosterone which induces Wolfian duct development. The presence of the ovary is not necessary for Müllerian duct differentiation. (Grace Lee and Mert Bahtiyar, “SRY Gene”, Encyclopedia of Reproduction, Academic Press 1998, Volume 4, P. 622).
[۵]- The SRY gene (sex-related gene on Y chromosome) is located at the short arm of Y chromosome (Yp, localized to pY53.3). The SRY gene product contains a sequence of 80 amino acids which has high homology to high-mobility group (HMG) proteins. This group of proteins is important in the regulation of RNA transcription. (همان‌جا)
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها