جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب آثار تاریخی ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آثار تاریخی ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

تخت جمشید؛ پایتخت داریوش

از: محمد جمشیدپور


فهرست مندرجات

[آثار تاریخی ایران][تخت‌جمشید]



[↑] تخت جمشید؛ پایتخت داریوش

معمولاً شهرهایی که به پایتختی برگزیده می‌شوند و یا در دوره‌ای خاص، در دیدگاه حکومت و عوام، ارزشمند جلوه می‌کنند، پیشینه‌ای در گذشته‌های دور و یا نزدیک نیز دارند. شواهد باستان شناسانه نشان می‌دهد که دشت مرودشت از دیرباز به لحاظ موقعیت ممتاز جغرافیایی و آب و هوای معتدل و وجود آب فراوان و خاک مناسب محل توجه مردمان مختلف بوده است. به‌طوری که در این منطقه از ایران شاهد حضور تپه‌های پیش از تاریخی بسیاری هستیم که یکی از مهم‌ترین آن‌ها به‌نام «تل باکون» در دو کیلومتری جنوب تخت جمشید واقع است و کهن‌ترین لایه‌های مسکونی آن به ٦۰۰۰ سال پیش می‌رسد.[۱] همچنین نیز در نقش‌رستم در شش کیلومتری شمال تخت‌جمشید سنگ‌نگاره‌هایی از ۳۰۰۰ سال پیش، یعنی از دوران عیلامی جدید شناخته شده است[٢] که نشان می‌دهد این محدوده جغرافیایی از پیش از هخامنشیان، نیز در نزد مردم ارج و ارزش داشته است. تخت جمشید توسط یونانیان به‌صورت‌های «پرسای» «پرسپتلیس» و «پرسپولیس» شناخته شده، که به‌معنای «شهر پارسیان» بوده است.[٣] این شهر یکی از پایتخت شاهنشاهی پارس‌ها بود که داریوش یکم در سال‌های حدود ۵۱٨ پ.م پیش از میلاد ساخت آن‌را آغاز کرد. در جبهه جنوبی صفه، در شرق پلکان اصلی، چهار کتیبه از داریوش بزرگ بر سنگی به درازای ٢۰/٧ متر و بلندی دو متر نقر شده است که دو تای سمت چپ به‌فارسی باستان، سومی به‌عیلامی و شرقی‌ترین به‌بابلی است. در کتیبه اول، داریوش پس از ستایش خدا، دعا می‌کند که اهورامزدا «این کشور پارس را که زیبا، خوب اَسپ و نیک مردم است» از «سپاه = (دشمن و از سال بد) قحطی (و از) دیوِ دروغ بپایاد»[۴] در کتیبه دوم به جانشینان خود اندرز می‌دهد: «این قوم پارسی را بپای. اگر قوم پارسی پاییده شوند، اهورا برکت جاودانی بر این مردم ارزانی خواهد داشت» [همانجا] در نوشته‌ی عیلامی داریوش از ساختن ارگ پارسه سخن می گوید و تصریح دارد: «بر بالای اینجا این دژ (بنا) ساخته آمد. پیش از آن در اینجا دژی ساخته نشده بود؛ به خواست اهورامزدا آن را برآوردم و آن را ایمن و زیبا و کافی ساختم»[۵]

تخت جمشید نزد ایرانیان به «پارسه» مشهور بود به گونه ای که خشایارشا در سنگ نبشته‌ی خود بر دروازه‌ی همه‌ ملت‌ها، آن را چنین نامیده است:[٦]

"[11-17] King Xerxes says: by the favor of Ahuramazda this Gate of All Nations I built. Much else that is beautiful was built in this Persepolis (Pârsâ), which I built and my father built. Whatever has been built and seems beautiful - all that we built by the favor of Ahuramazda."

جالب است بدانید حدود سی‌هزار لوح گلی که هر کدام تقریباً به اندازه یک کف دست هستند، به‌دفعات در دهۀ ۱۳۱۰ خورشیدی در نتیجه کاوش‌های کاخ‌های خزانه و صدستون کشف شدند. اینها نبشته‌هایی بودند که از ۲۵۰۰ سال پیش و از زمان داریوش بزرگ و بدون هیچ تغییری فرادست می‌آمد و در نتیجه هیچ مورخی به هنگام استفاده از این منابع هرگز نگران نیست که مثلاً به ملاحظات سیاسی در منبعی تقلب شده باشد. آتش‌سوزی، علیرغم اینکه باعث سوختن و از بین رفتن همه چیز شده بود، اما موجب شده بود تا این گل‌های خام در آن حرارت داغ پخته شوند و تا به امروز از بین نروند. لوح های موجود، مربوط به سرزمین اصلی هخامنشیان یعنی پارس یا فارس امروز و سرزمین پرآب و جلگه‌ای عیلام در دامنه فارس مرتفع است.[٧] بر اساس لوح‌های گران‌بهای گلی تخت جمشید، می‌دانیم که همدان، شوش و تخت جمشید (پارسه) پایتخت‌های داریوش بوده‌اند. همدان و شوش میراثی بود از مادها و عیلامیان، و تخت جمشید را خود داریوش بر کرسی نشاند. استرابو نقل می کند که «شاهان هخامنشی تابستان را همدان خوش آب و هوا می‌گذراندند و زمستان را در شوش خوش آب و گرما و بهار را در تخت جمشید.[٨] با این همه امروز به یقین می‌دانیم که در زمان داریوش، پایتخت و دیوان‌خانه‌ی اصلی هخامنشیان تخت جمشید بوده است و سررشته‌ی تمام امور در تخت جمشید به هم می‌پیوسته است[۹] و از همدان و شوش به صورت ییلاق و قشلاق استفاده می‌شده است.

«پارسه» جایگاهی بود که فرستادگان ملت‌های مختلف برای سگالش و اتخاذ تصمیم و وحدت رویه در باره مسائل و مصالح عمومی گرد می‌آمدند و نقوش ۲۳ هیئت نمایندگی ملل که بر جبهه¬ی شرقی کاخ آپادانا موجود است، نمادی از حضور آنان است. این حضور همگانی را همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد خشیارشا در سنگ‌نبشته خود تأکید و تأیید می‌نماید. آنجا که در نبشته‌اش به سه زبان از دروازه ورودی تخت‌جمشید بنام «دروازه ملت‌ها» نام می‌برد و نشان می‌دهد که مردمان اقوام گوناگون به تخت‌جمشید وارد می‌شده‌اند. واژۀ تَچَر که در سنگ‌نبشته‌ی داریوش برای نامیدن یکی از کاخ‌های تخت‌جمشید از آن یاد شده است، بنا به تحقیقات جدیدی که توسط یکی از پژوهشگران صورت پذیرفته است، به معنای «جایگاه گزیدن راه» یا به عبارتی «تالار شورا» می‌باشد.[۱٠] پرفسور کخ درباره این قسمت از کاخ می‌نویسد: «با بررسی همه‌ی نگاره‌های درگاه‌های کاخ داریوش (تچر) در می‌یابیم که مخاطب همه این درگاه‌ها و همچنین سنگ‌نبشته‌ها همیشه وارد شوندگان به کاخ و حاضران در تالار اصلی بوده‌اند. این طرح زمانی ارزش دارد، که این کاخ واقعاً برای دیدارکنندگان ساخته شده باشد. از این رو بر خلاف تصور رایج، این کاخ به زحمت کاخ مسکونی، بل دفتر کار داریوش و مرکز اداره‌ی امور مملکتی بوده است...»[۱۱] الواح تخت جمشید به‌طور کلی اطلاعاتی نه تنها درباره‌ی مسائل دیوانی، بل درباره‌ی محیط، شیوه زیست و زندگی روزمره مردم، مزدها و اقدامات اجتماعی، دین و آیین‌های مذهبی-فرهنگی و همچنین جغرافیا و اقتصاد در محدود پارسه تا عیلام و حتی بابل را در اختیار مورخ می‌گذارند.

از الواح گلی به خوبی از سازمان درباری تخت جمشید آگاهی می‌یابیم. مثلا بر اساس یکی از الواح که رونوشت آن در تخت جمشید بایگانی می‌شده است، فرنکه به سیئینه دستور می دهد که ۱۴۰۴۰ لیتر شراب تحویل رته مزدا شود، تا او شراب را برای گروهی از صنعت‌گران به تخت جمشید بیاورد و اشاره می‌شود که این مقدار از شراب مربوط به ماه‌های هشتم و نهم است. یا دیگر اسناد گلی در سال‌ها و ماه‌های مختلف نشان‌گر آمد و شد و رفت و آمدهای اقتصادی مردمی پویا از راه‌های سنگ‌فرش شده‌ی شوش به تخت جمشید و بالعکس و یا دیگر راه‌ها است. جاده‌هایی که در کاوش های باستان‌شناختی از دل خاک بیرون آمده‌اند. به گونه‌ای که هخامنشیان را به‌عنوان منسجم‌ترین ومستحکم‌ترین وعالی‌ترین شکل حکومت در دنیای باستان می‌شناسند که شاهراه‌های بزرگ و طولانی از شمال به جنوب و ازشرق به غرب با پل‌ها و چاپارخانه‌ها احداث کردند.[۱٢]

باری، تخت جمشید پایتخت اصلی داریوش و مرکز اسناد و گنجینه‌های دولتی بوده و همه‌ی راه‌ها به آن‌جا منتهی می‌شده است. وجود آرامگاه‌ داریوش و برخی از جانشینان او در پیرامون تخت جمشید نیز گواهی خوبی است بر مرکزیت این بارگاه. این هم به تصادف نیست که داریوش پس از یک ماه بیماری در نوامبر ۴٨٦ پیش از میلاد در تخت جمشید در می‌گذرد.[۱٣]


[↑] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط محمد جمشیدپور برشتۀ تحرير درآمده است.



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- از این تپه سفال‌های نگارین بسیار زیبایی بدست آمده است که تعدادی از آنها در موزه‌ی تخت‌جمشید نگهداری می‌شود.
[۲]- رضا مرادی غیاث آبادی، تخت‌جمشید بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی، برگه ۹.
[۳]- Shahbazi, A. Sh., 1976. “The Persepolis Treasury Reliefs Once More”, Archaologische Mitteleungen aus Iran, NF, IX, pp. 151-156
[۴]- G. Kent, Old Persian: grammar, texts, lexicon , 2nd ed., New Haven 1953, pp 136.
[۵]- E. F. Schmidt, Persepolis , Chicago 1953-1970, vol 1, pp 63.
[۶]- Achaemenid Royal Inscriptions: XPa
[٧]- پرفسور هاید ماری کُخ، از زبان داریوش، ترجمه دکتر پرویز رجبی، برگه ۹ و ۱٠.
[۸]- Strabo, XV, 1.16
[۹]- پرفسور هاید ماری کُخ، از زبان داریوش، ترجمه دکتر پرویز رجبی، برگه ۳۵
[۱٠]- "نظریه نوین پیرامون معانی حروف الفبای فارسی"، نصراله برز آبادی فراهانی، تهران؛ ۱۳٧٦
[۱۱]- از زبان داریوش، برگه ۱۵٦
[۱۲]- به قلم دانشوران غربی، پژوهشهای هخامنشی، شاپور شهبازی، موسسه تحقیقات هخامنشی، تهران، ۱۳۵۴، ص ۳۰.
[۱۳]- Ktesias, 19



[↑] جُستارهای وابسته

□
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□ محمد جمشیدپور، تخت‌جمشید؛ پایتخت داریوش، وبگاه نیکوسگال


[برگشت به بالا]


زاینده رود؛ رودی همیشه زایا

از: محمد جمشیدپور


فهرست مندرجات

[اصفهان][زاینده رود]


زاینده‌رود مهم‌ترین رود مرکزی ایران است که از چکاد ۳ تا ۴ هزارمتری همیشه پربرف زردکوه و کوهرنگ سرچشمه می‌گیرد. نام رودخانه‌ی زاینده‌رود همواره با نام شهر اصفهان گره خورده‌است، به گونه‌ای که هرجا از اصفهان نامی به میان می‌آید، همگان این شهر زیبا را با رودخانه‌ی نامور او می‌شناسند؛ از این رو حیات و عمر جاودانه‌ی سپاهان، مدیون این برکت خداوندی است. هزاران سال است که آب این رودخانه بدون دخالت دست بشر، به‌طور طبیعی و به‌واسطه‌ی‌ نشیب‌های تند، دره‌های پرپیچ و خم کوهستانی را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد و آهسته و پیوسته در دشت خشک این دیار سرازیر می‌شود و با خود شوره‌زارها و خارستان را می‌شوید و در نهایت مثل مرواریدی گران، ملایم و آرام دل به گاوخونی می‌سپارد. اما شوربختانه چندی ا‌‌ست که فرزندان ناسپاس امروزی، به این موهبت الهی هم‌چون ثروت انحصاری‌ای می‌نگرند که وجود مرزهای کنونی را دلیلی بر تحدید و انحصار آن می‌بینند.[۱]



[↑] سرچشمه‌ی زاینده‌رود

ابرهای دریای مدیترانه بر فراز کوهرنگ و زردکوه باعث ریزش باران و برف می‌شود. برف‌ها در زمستان انباشته می‌شوند و در بهار و تابستان آرام‌آرام آب می‌شوند. (سیدی، ۱۳۸۵: ۲۷۹) به گونه‌ای که زاینده‌رود به طور طبیعی از پای زردکوه بختیاری و هفت‏تنان و شعب آن‌ها در منطقه شوراب‏ تنگ گزی از توابع استان چهارمحال و بختیاری سرچشمه می‏گیرد و پس از جذب آب‌های جاری‏ بخش‌هایی از مناطق فریدن و فریدونشهر از استان اصفهان، به‏سمت شهر اصفهان و در نهایت مرداب‏ گاوخونی، در طول مسیری حدود ۳۶۰ کیلومتر از جنوب غربی به سمت مشرق جریان می‏یابد. (حسینی اَبَری، ۱۳۸۲: ۱۰۶)


تاریخ سخن می‌گوید

[الف]- نام زاینده‌رود در گذر زمان

اطلاق نام زاینده‌رود به این رودخانه به این خاطر است که به علت سختی زمین در بستر و حوالی بستر رودخانه (از جنس شیست)، آب‌های آبیاری‌شده دوباره بعد از نفوذ در زیر خاک اراضی، کم و بیش به زاینده‌رود باز می‌گردد. به عبارتی می‌توان گفت که بستر زاینده‌رود زهکشی اراضی و مناطق اطراف آن است. از این رو در هیچ موقع سال هرچند که تمامی آب رودخانه را به آبیاری اراضی بالادست اختصاص دهند، در پایین دست آن خشکی کامل در بستر رود ایجاد نمی‌شود. (حسینی اَبری، ۱۳۷۹: ۳۱و۳۲) «صورة‌الارض» ابن حوقل (۱۳۴۵) کهن‌ترین منبعی ا‌ست که در آن از این رودخانه با نام «زاینده‌رود» یاد شده است. او می‌نویسد: «…به فاصله یک تیر پرتاب، از آن رودخانه زاینده‌رود جاری است». (ص ۱۰۸)

اما از گذشته‌های دور تاکنون زاینده‌‌رود به نام‌های مختلفی نامیده شده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به زندک‌رود، زندرود، زرن‌رود، زرین‌رود، زنده‌رود، زاینده‌رود و رودخانه‌ی اصفهان اشاره داشت.

ابن حوقل علاوه بر «زاینده‌رود»، «زرن‌رود» را هم برای این رودخانه به کار برده است. او می‌گوید: «که رود اصفهان است و در همه این شهر جریان دارد». (ابن حوقل، ۱۳۴۵: ۱۰۵) «در نزدیکی آن بر ساحل زرن‌رود، آسیاب‌هایی است. این رود آبی گوارا دارد و خاک‌هایی که بدان مشرف است، زیبایی خاصی بدان بخشیده است.» (ابن حوقل، ۱۳۴۵: ۱۰۷)

مقدسی که در سده‌ی چهارم می‌زیسته‌است در «احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم» (۱۳۶۱)، از زاینده‌رود چنین یاد کرده است: «زَندرود[٢] از کوه‌های اصفهان سرازیر و به یهودیه درآید و خوره را سیراب کند.» (ص ۳۳)

در کتاب «حدود العالم من المشرق الی مغرب» (۱۳۶۲)، از نویسنده‌ای گمنام که مربوط به قرن چهارم است چنین آمده‌است: «سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهرست یکی را جهودان خوانند و یکی را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند و میان ایشان نه (نیم) فرسنگست و شهری خرم است و بسیار نعمت … اندر جبال او را رودیست کی آنرا زرن‌رود خوانند کی اندر کشت و برز او بکار است.» (ص ۷)

ابن خردادبه در کتاب نامور خود «المسالک الممالک» (۱۳۷۰)، از زاینده رود به «زرن‌رود» اشاره داشته است (ص ۱۹) و آن‌جا که از سرچشمه‌ی رودها صحبت می‌کند از این رود چنین نام می‌برد: «سرچشمه‌ زرین‌رود، دره‌ اصفهان است». (ص۱۵۲)

ابن جغرافی‌دان اوایل سده‌ی چهارم از زاینده‌رود به عنوان «زرین‌رود»[٣] یاد می‌کند: «سرچشمه زرین‌رود اصفهان از کوه‌های اصفهان استکه در جانب ناحیت اهواز می‌باشد. این رود تمام جلگه‌ی اطراف شهر اصفهان را سیراب می‌کند». (ابن رسته، ۱۳۶۵: ۱۰۳)

زنده‌رود از نام‌های متداول رودخانه‌ی زاینده‌رود بوده است، از جمله یاقوت حموی می‌نویسد: «مدینه اصفهان یا جی که شهرستان معروف است و آن بر کنار زنده‌رود است…» (یاقوت حموی، ۱۳۶۲: ۱۷۰) که هنوز هم در متون به‌ویژه ادبیات کنونی کاربرد دارد.

رودخانه‌ی زاینده‌رود به مناسبت این‌که از شهر بزرگ و تاریخی اصفهان می‌گذرد، به نام «رودخانه‌ی اصفهان» هم مشهور است و در امروز بسیاری از مردم، این رودخانه را به نام رودخانه‌ی اصفهان می‌نامند؛ چنان‌که برخی از رودخانه‌ها به نام شهر یا منطقه معتبری که از آن‌جا می‌گذرد، نام‌گذاری شده‌اند. مانند هریرود که از شهر هرات می‌‌گذرد و نام خود را از این شهر گرفته است، یا رودخانه‌ی کابل که از شهر کابل عبور می‌کند. (حسینی اَبری، ۱۳۷۹: ۳۲)


[ب]- نقش زاینده‌‌رود در تمدن اصفهان

جلگه‌ی حاصل‌خیز زاینده‌رود از دورترین زمان مکانی مطلوب برای زیست انسان‌ها به شمار می‌رفته‌است و به عنوان بستری بارور، سبب شکل‌گیری نخستین سکونت‌گاه‌ها شد و تمدن اصفهان را به‌وجود آورد؛ چنان‌که کارون عامل شکل‌گیری تمدن‌های دشت خوزستان (شوش، چغامیش، هفت تپه و…)، رودهای دجله و فرات سبب شکل‌گیری تمدن‌های میان‌رودان(بین‌النهرین) و تمدن‌ مصر باستان که وابسته به رود نیل بود، شد. «دانش‌نامه‌ی بریتانیکا» هم، اصفهان را قدیمی‌ترین استقرارگاه آریایی‌ها می‌داند. (مهریار، ۱۳۸۰: ۵۰) فوج‌فوج مردمان علاقه‌مند به زندگی شرافتمندنه پیام طراوت زنده‌رود را شنیدند و پایه­‌های مدنیتی را بنا نهادند که به گونه‌ی شگفت‌انگیز‌ی با زنده‌رود هماهنگ بود. نغمه‌ی خوش زندگی در کنار زاینده‌رود چنان در سراسر ایران‌زمین، طنین انداخت که هنرمندان نیز مایه‌ی الهام هنری و آفرینش‌های خویش را با زنده‌رود درهم آمیختند و این شهر را آینه‌دار هنر خود ساختند. نیاکان ما در جلگه‌ی حاصل خیز این رودخانه، کشاورز‌ی آموختند و هنرهای گوناگون آفریدند و نسل پشت نسل، ما را زندگی بخشیدند. (خاتون‌آبادی، ۱۳۸۸: ۱۴)

به لحاظ سابقه، کهن‌ترین مکان باستانی‌ای که در طول این رودخانه تاکنون شناخته شده است دوغار و یک پناهگاه سنگی واقع در ۳۰ کیلومتری جنوب شهر اصفهان هستند. بر اساس یافته‌های به دست آمده شامل انواع ابزارهای سنگی و همچنـین تاریخ‌گـذاری با کـربن ۱۴، قدمـت این غـارها بـه دوره‌ی پارینـه‌ســنگی میانـی (۴۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ سال پیش) بر می‌گردد. از دیگر محوطه‌های پیش از تاریخ در کنار زاینده‌رود، می‌توان به «تپه آشنا» واقع در ۲۰ کیلومتری غرب شهر چادگان و «تپه جمالو» که به‌تازگی از زیر آب بیرون آمده است اشاره داشت. (جاوری، ۱۳۸۸: ۲۲تا۲۶)


مورخان، سابقه‌ی شهر اصفهان را با توجه به متون موجود به دوره‌ی ماد نسبت می‌دهند. اما بر اساس مطالعات جدید و آثار به دست آمده از محوطه‌ی باستانی گورتان واقع در محله‌ی نصرآباد اصفهان، قدمت این شهر به دوره‌ی آغاز شهرنشینی یعنی هزاره‌ی چهارم پیش از میلاد می‌رسد. در این محوطه علاوه بر حضور این دوره، شاهد حضور دوره‌های ایلام میانی و عصر آهنIII (ماد) نیز هستیم. شایان ذکر است جِی باستان که بقایای آن امروز به صورت تپه‌ها‌ی اشرف و جی در منتهی‌الیه اصفهان واقع‌اند نیز درست در کنار زاینده‌رود قرار دارند و این مبین اهمیت این رود در تداوم سکونت انسان در این شهر است. (جاوری، ۱۳۸۸: ۲۵)


[ج]- پیشینه‌ی تقسیم آب زاینده‌رود

زمین‌شناسان روشن کرده‌اند در زمانی که قسمت بزرگی از اروپا پوشیده از توده‌های یخ بود، سرزمین ایران دوره‌ی باران را سپری می‌کرد. اما عمر این دوره دیری نپایید و جای خود را به عهد خشک داد که تاکنون ادامه دارد. (گریشمن، ۱۳۸۶: ۳۵) چاه‌ها، قنات‌ها و آب‌انبارها که قدیمی‌ترین آثار برجای مانده از آن‌ها با پیدایش نخستین تمدن‌های ایرانی هم‌زمان می‌باشد، به‌خوبی بیان‌گر این نکته است که ایرانیان از دیرباز به مبارزه با عهد بی‌آبی و خشکی رفته بودند.[۴] بر همین اساس، تقسیم منابع آب شیرین در ایران به شیوه‌‌ای عادلانه و خردمندانه، همواره به مثابه یکی از فنون مورد نیاز مطرح بوده است[۵]؛ چراکه کمبود منابع آبی، لزوم استفاده بهینه و افزایش بهره‌وری از منابع موجود را می‌طلبد.

پیشینه‌ی تقسیم و بهره‌برداری از آب زاینده‌رود به عمر و سابقه‌ی حضور انسان در جلگه‌ی اصفهان بر می‌گردد. به عبارتی دیگر از زمانی که جمعیت اسکان‌یافته در این حوضه رو به فزونی نهاد، مردم برای خود حقابه[٦] تعیین ‌کردند و با شاخه‌شاخه‌کردن آب به نهرهای کوچک و بزرگ، سهم یکدیگر را به طور دقیق مشخص کردند. از روی اسناد و مدارک تاریخی به‌خوبی می‌توان این موضوع را اثبات کرد.

ابن رسته در «اعلاق النفیسه» (۱۳۶۵)، اولین تقسیم آب زاینده‌رود را به اردشیر بابکان نسبت می‌دهد و می‌نویسد: «…بنا به تقسیمی که کسری اردشیربن بابک نموده بود، تقسیم می‌کنند و برای هر قریه‌ای از این روستا سهمی مشخص و معلوم با زمان معدودی قرار داده بود که بر حسب اندازه‌های معین آب را به هر قریه‌ای جاری می‌ساخت، آنچنان که هرکس به حق سهم خود را بر می‌گرفت…» (ص ۱۸۳)

ابن حوقل (۱۳۴۵)، هم در قرن چهارم می‌نویسد: «آب زاینده‌رود چون به دروازه شهرستان، نزدیک حصار خود می‌رسد، به شعبه‌ها و چشمه‌های بسیاری تقسیم می‌شود و آن‌را بر حسب حق شرب بخش می‌کنند و بدین ترتیب آب زاینده‌رود تلف نمی‌شود و از این آب، ۹ روز در ماه به روستای رویدشت و براآن می‌رسد.» (ص ۱۰۹)

اما مهم‌ترین سندی که به‌طور دقیق از چگونگی تقسیمات و سهم‌بندی آب زاینده‌رود تاکنون به دست آمده است، طومار منسوب به شیخ‌بهایی است. این‌که به چه دلیل این طومار به شیخ‌بهایی نسبت داده است هنوز روشن نیست، چراکه در متن طومار نامی از شیخ‌بهایی برده نشده است، اما با مطالعه‌ی ریزبینانه این سند درخواهیم یافت که طومار موجود، اصلاح‌شده‌ی طوماری قدیمی است.

در مقدمه آمده است: «چون بعضی اختلاف در قرار و سهام رودخانه مبارکه زاینده‌رود اصفهان به‌هم رسیده بود … چند نفر از معتمدین و معمرین را مشخص نموده … سهام و حصه هریک از قراء و مزارع را … تعیین نموده …» و در جایی دیگر آمده: «چون بلوک جی در وسط بلوکات مشروبه از رودخانه‌ مبارکه است، از قدیم چنان قرار بود» که میراب (کسی که ناظر بر تقسیم آب است) از بین کدخدایان مورد اعتماد انتخاب شود.


و هم‌چنین نیز از نوشته‌ی بالای طومار «هو الله تعالی شأنه‌ العزیز، محل نگین شریف نواب خلد آشیان، جنت مکان شاه طهماسب نوراله مرقده» چنان برمی‌آید که نگارش متن طومار پس از مرگ شاه طهماسب بوده است، در صورتی که در پایان همین مقدمه، تاریخ نگارش «۹۲۳ هـ.ق»[٧] آمده است. یعنی زمانی که شاه اسماعیل (۹۰۶-۹۳۰ هـ.ق) سلطنت می‌کرده است و با توجه به تاریخ نگارش طومار، شیخ‌بهایی (۹۵۳-۱۰۳۱ هـ.ق) نمی‌توانسته‌است در تنظیم آن دخالتی داشته است. اما انتساب این طومار به شیخ‌بهایی، به نوعی بیا‌ن‌گر اهمیت مسئله‌ی آب است و چون شیخ‌بهایی از دانشمندان نام‌دار و مورد اعتماد آن دوران بوده‌است، مردم خواسته‌اند با انتساب آن به شیخ‌بهایی، آن‌را چنان محکم و مایه‌دار جلوه دهند که هیچ‌کس جرأت و امکانی برای تغییر و تحریف آن به‌دست نیاورد. (مهریار، ۱۳۷۸: ۵۸)

افزون بر مطالب گفته‌شده، نکته‌ی شایان توجه دیگر آن است که از گذشته‌های دور و در زمانی که هنوز مرزهای سیاسی سبب جداافکنی نشده‌بود و سازمان آب منطقه‌ای شکل نگرفته بود، مردم دست در دست یکدیگر و به یاری ریش‌سفیدان و نمایندگان محلی خود، سعی در برقراری نظم و اجرای عدالت داشته‌اند و با انتساب تقسیم‌نامه‌های خود به اندیشه‌مندان، الزام به اجرای آن‌ را تضمین می‌کردند.[٨]


[↑] زاینده‌رود در قلمرو ادب ایرانی

در فلات وسیع و خشک ایران، زاینده‌رود همواره الهام‌بخش شاعران و هنرمندان بوده‌است و مردمِ باذوق ایران به یاد آن مترنم بوده‌اند و شعرها و نغمه‌هایی سروده‌اند.

خاقانی، شاعر مشهور ایران، درباره‌ی زاینده‌رود چنین گفته است:

رودی است که کوثرش عدیلستآبـش سـلسـال و سلسـبیلسـت
نــه بـلکـه زرشـگ او همـه ســالشـیدای مسـلسلسـت سـلسال
گــه ســـیـمـگـری نـمـایـــد آبــشگـه شـیشــه‌گری کـنـد حـبابــش
آبـــش بـــــدل گـــــلاب دانــــنـــدزو دردســـر ســــران نـشــــانـنــد
گـر شــیشـــه کنـد حباب شــایـدشـــیشــــه ز پــی گــلاب بــایـــد


و در جایی دیگر می‌گوید:

یــاد آن عــهدی که دور از چشم زخم آسمان
بـا تـــو بـودم در کـــنار زنــــده‌رود و مــرز جـی

مؤلف هفت اقلیم با آن‌که از مردم ری بوده‌است و در هندوستان سکونت داشته‌است از بوی خوش اصفهان طرب‌انگیز شده‌است و می‌نویسد:

لـــب زنـــده‌رود و نســـیـم بـــهلــــب دلستان و می خوشگوار
ز دل بـــیخ انـــده چنان بر کــندکــه بـــیخ سـتم خنجر شهریار

صائب، ملک‌الشعرای عصر شاه عباس دوم در آن زمانی که در هندوستان بوده‌است با وجود این که از کمال احترام و شخصیت برخوردار بوده‌است و به‌راحتی زندگانی می‌کرده‌است و در دربار شاه جهان قدر و منزلتی بسزا داشته است، دائماً متذکر به ذکر ایران و بازگشت به اصفهان و اقامت در ساحل زاینده‌رود بوده‌است و در این مورد چنین گفته‌است:

خوش آن روزی که صائب من مکان در اصفهان سازم
ز وصف زنده‌رودش خامه را رطب اللسان سازم(هنرفر، ۱۳۸۳: ۲۱و۲۲)


[↑] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط محمد جمشیدپور برشتۀ تحرير درآمده و در سایت انجمن پژوهشی ايرانشهر هم به نشر رسیده است.



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- در آتی به این موضوع به تفصیل خواهیم پرداخت و ریشه‌ها و عوامل خشکی زاینده‌رود را در مقاله‌ای جداگانه بررسی خواهیم کرد.
[۲]- این نام در اصل پهلوی است که با دو مفهوم به کار رفته است؛ یکی با کسره‌ی اول به معنی «زِنده» − آن‌که حیات دارد و زندگی می‌کند − و دوم با فتح اول «زَنده» به معنی بزرگ و عظیم. حرف «ک» پهلوی در آخر کلمه به «ه» تبدیل شده است و چنین است که «زَندک‌رود» به مرور به «زَندرود» و «زَنده‌رود» تبدیل شده است. (حسینی اَبری، ۱۳۷۹: ۲۶)
[۳]- در «ترجمه‌ محاسن اصفهان» که در دوران سلجوقی به نگارش درآمده‌است و در قرن هفتم به فارسی ترجمه شده‌است، درباره‌ی اطلاق زرین به این رودخانه چنین ذکر شده‌است: «نسبت زر بدین رود، آن‌که از این شط شیرین حرکات پربرکات و مایده ‌بر روی آن زمین یک قطره آب مهمل و معطل بی‌فایده روان نیست». (آوی، ۱۳۸۵: ۴۷و۴۸)
[۴]- یکی دیگر از چاره‌جویی‌های ایرانیان برای مبارزه با اقلیم خشک محل زندگی خود، بهره‌گیری از کوزه‌های سفالی، برای خنک نگه‌داشتن آب در طول تابستان بوده است. برای آگاهی بیش‌تر بنگرید به: تارنگار نیکوسگال
[۵]- در کتاب «عیون‌الاخبار» (به نقل از رضا، ۱۳۵۰: ۲۷۹) ابن قتیبه دینوری آمده است: «ایرانیان گفته‌اند: آن‌که از روان ساختن آب‌ها و کندن جوی‌ها و استخرها و بستن راه بر سیلاب‌ها، تا بر زمین‌های گودآب چیره نشود، و کاهش و افزایش آب‌ها در روزهای سال و گردش ماه و حساب رویه سه‌گوش و چهارگوش و چندگوش و ساختن پل‌ها و جسرها و برنشاندن دولاب‌ها و چرخاب‌ها بر رودها و چاه‌ها و دشواری‌های حساب، آگاهی ندارد، در دبیری ناتوان است.»
[۶]- سهم مشروع و مقرر دهی یا مزرعه‌ا‌ی یا باغی یا خانه‌ا‌ی یا کسی از آب رود یا چشمه یا قنات در ساعات و به اندازه معلوم. (واژه‌نامه دخدا، ذیل واژه حقابه)
[٧]- دکتر غلامرضاورهرام (۱۳۶۹) بر این باور است که «۹۳۲ هـ.ق» تاریخ درست نگارش طومار است و طومار موجود را فرمانی شفاهی می‌داند که بعدها به ثبت رسیده است. (ص ۱۳۳)
[۸]- در این زمینه، نمونه‌های دیگری نیز در ایران وجود دارد، از جمله تقسیم آب قنات اردستان به ‌دست خواجه نصیرالدین طوسی، تقسیم آب قناتی در نیریز فارس به یاری شیخ‌بهایی و همچنین تقسیم آب هرات به عالِم و ریاضی‌دان معروف قرن دهم هجری، مولانا عبدالرحمن جامی. (حسینی اَبری، ۱۳۷۹: ۸۸)



[↑] جُستارهای وابسته

□
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□ ابن حوقل، ابوالقاسم محمد. (۱۳۴۵). سفرنامه ابن حوقل. (ترجمه جعفر شعار). تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
□ ابن خردادبه. (۱۳۷۰). المسالک الممالک. (ترجمه حسین قره‌چانلو). تهران: امیرکبیر.
□ ابن رُسته، احمدبن عمر رُسته. (۱۳۶۵). الاعلاق النفیسه. (ترجمه حسین قره‌چانلو). تهران: امیرکبیر.
□ آوی، حسین‌بن محمدبن ابی‌الرضا. (۱۳۸۵). ترجمه محاسن اصفهان. اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان.
□ جاوری، محسن. (۱۳۸۸). تاثیر زاینده رود در شکل‌گیری تمدن‌های باستانی و سکونت‌های انسانی. در، ماهنامه دانش نما، شماره ۱۷۴-۱۷۵.
□ حدود العالم من المشرق الی مغرب. (۱۳۶۲). (به کوشش منوچهر ستوده). تهران: طهوری.
□ حسینی اَبَری، سید حسن. (۱۳۸۲). زاینده‌رود و اصفهان. در، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. شماره ۷۰.
□ حسینی اَبَری، سید حسن. (۱۳۷۹). زاینده‌رود از سرچشمه تا مرداب. اصفهان: گلها.
□ خاتون‌آبادی، احمد. (۱۳۸۸). کاوش در تاریخچه‌ی رودخانه‌ی زاینده‌رود. در، ماهنامه دانش نما، شماره ۱۷۴-۱۷۵.
□ رضا، عنایت‌الله. (۱۳۵۰). آب و فن آبیاری در ایران باستان. تهران: وزارت آب و برق.
□ سیدی، علی. (۱۳۸۵). زاینده‌رود از کوهرنگ تا کویر. در، فضل‌الله صلواتی (به کوشش). مجموعه مقالات کنگرۀ جهانی بزرگداشت اصفهان. تهران: اطلاعات.
□ مقدسی، ابوعبدالله محمد. (۱۳۶۱). احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم. (ترجمه علینقی منزوی). تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.
□ مهریار، محمد. (۱۳۸۰). گاوخانی (گاوخونی) و زاینده‌رود. در، فصلنامه فرهنگ اصفهان. شماره ۲۰.
□ مهریار، محمد. (۱۳۷۸). طومار سهام آب زاینده‌رود. در، فصلنامه فرهنگ اصفهان. شماره ۱۲.
□ ورهرام، غلامرضا. (۱۳۶۹). جغرافیای تاریخی زاینده‌رود. در، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. شماره ۱۷.
□ هنرفر، لطف‌الله. (۱۳۸۳). اصفهان. تهران: علمی و فرهنگی.
□ یاقوت حموی. (۱۳۶۲). برگزیدۀ مشترک یاقوت حموی. (ترجمه پروین گنابادی). تهران: امیرکبیر.


[برگشت به بالا]


۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

چهل‌ستون (اصفهان)

از: دانشنامه آریانا


فهرست مندرجات

[آثار تاریخی ایران][اصفهان]


چهل‌ستون (کاخ چهل‌ستون اصفهان) از بناهای تاریخی استان اصفهان در ایران است. باغ چهلستون که بالغ بر ۶۷۰۰۰ متر مربع مساحت دارد، در دوره شاه عباس یکم احداث آن آغاز شد و در وسط آن عمارتی ساخته شده بود. در سلطنت شاه عباس دوم، ساختمان تکمیل شد و در ساختمان موجود مرکزی، تغییرات کلی داده شده ‌است و تالار آینه، تالار ۱۸ ستون، دو اتاق بزرگ شمالی و جنوبی تالار آینه، ایوان‌های طرفین سالن پادشاهی و حوض بزرگ مقابل تالار با تمام تزیینات نقاشی و آئینه‌کاری و کاشی‌کاری دیوارها و سقف‌ها افزوده شده ‌است.[۱]

کاخ چهل‌ستون اصفهان


[↑] وجه تسمیه

اگرچه انعکاس ستون‌های بیست‌گانه تالارهای چهل‌ستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهلستون را بیان می‌کند ولی در حقیقت عدد چهل در ایران کثرت و تعدد را می‌رساند و وجه تسمیه عمارت مزبور به چهلستون به‌علت تعدد ستون‌های این کاخ می‌باشد[٢]. دانشنامۀ رشد در این باره می‌نویسد:

    "بسیاری از محققان وجه تسمیه کاخ را انعکاس تصویر بیست ستون بر استخر زیبا و بزرگ عمارت می‌دانند وعده‌ای نیز واژه چهل را به نشان تعداد زیاد ستون‌ها می‌دانند (عدد چهل در ادب فارسی نشانگر تعدد و کثرت است) و به‌روایتی این کاخ ابتدا چهل ستون داشته تا اینکه در بیست و یکم رمضان ۱۱۱٨ هـ.ق بر اثر سانحه آتش‌سوزی بیست ستون آن از بین رفته و اکنون آثار سوختگی در غرب عمارت دیده می‌شود."[٣]


[↑] تاریخچه و معماری

سال ساختمان کاخ چهلستون به موجب اشعاری که در جبهه تالار از زیر گچ خارج شده، مصراع: "مبارک‌ترین بناهای دنیا" می‌باشد که به حساب حروف ابجد سال ۱۰۵۷ هجری قمری (مصادف با ۱۰۲۶ هجری خورشیدی و ۱۶۴۷ میلادی) می‌شود، یعنی پنجمین سال سلطنت شاه عباس دوم[۴].

باغ چهل ستون ٦۷۰۰۰ متر مربع مساحت دارد که در دوره شاه عباس اول ساختمان کوچکی به‌صورت کوشک یا کلاه فرنگی در آن احداث گردید و در زمان شاه عباس دوم توسعه یافت و چهل‌ستون نام گرفت.

معماری این کاخ ترکیبی از هنر معماری چینی و ایرانی و فرنگی است. عمارت چهل‌ستون مشتمل بر یک ایوان اصلی (بزرگ) به‌طول ٣٨ متر و عرض ۱۷ متر و ارتفاع ۱۴ متر رو به شرق ساخته شده است ستون‌های ایوان هشت ضلعی از جنس چوب چنار و کاج می‌باشند. چهار ستون وسط بر روی چهار شیر سنگی قرار دارد، طراحی آن‌ها به‌گونه‌ای است که دو شیر با یک سر نشان داده می‌شود. از دهان چهار شیر جلو، آب به درون حوض می‌ریزد.

تالار مرکزی کاخ اختصاص به مهمانان خارجی و شخصیت‌های کشورهای دیگر داشته است.

نقاشی‌های موجود در تالار هر کدام واقعه‌ای تاریخی را به‌نمایش می‌گذارند که دو تا از این تابلوها (جنگ شاه اسماعیل اول با سپاه عثمانی در چالدران و جنگ نادر شاه افشار با هندوها) در زمان قاجاریه نصب شده است.

دو تخته سنگ حجاری شده شکل چهار شیر که در دو باغچه دو طرف معبر ورودی کاخ قرار دارد از بقایای عمارت سرپوشیده صفوی و آینه‌خانه به کاخ چهل‌ستون منتقل شده است.

آثار پراکنده‌ای از دوران صفویه مانند سر در "مسجد قطبیه" سردرهای "زاویه در کوشک" و آثاری از مسجد درب جویباره یا پیربکران و "مسجد آقاسی" را برای محافظت به این کاخ انتقال و بر دیوارهای ضلع غربی و جنوبی نصب کرده‌اند[۵].


[↑] دیوارنگاره‌های چهل‌ستون

تعیین تاریخ دیوارنگاره‌های چهل‌ستون مدّتها ذهن پژوهشگران را به خود مشغول كرده است. صحنه‌های تاریخی رویدادهای درباری، صحنه‌های جشن و شكار و پیكره‌هایی در جامه اروپاییان موضوع مهم‌ترین این تصاویر است كه رقم و تاریخ آنها ثبت نشده است. نقاشیهای چهل‌ستون به دو شیوه نگارگری ایرانی و فرنگی‌سازی كار شده است. شواهد نشان می‌دهند كه در زمان شاه عباس دوم هر دو این شیوه‌ها به كار گرفته می‌شد. صحنه‌هایی كه در آنها پناه دادن شاهان صفوی به سران ناكام همسایگان شرقی تصویر شده و همچنین شعری از صائب تبریزی در وصف چهل‌ستون كه در زمان افتتاح این عمارت سروده است، تخمین زدن تاریخ نقاشیها را آسان‌تر می‌كند. بازپس‌گیری قندهار از گوركانیان در سال ۱۰۵۹ ق موضوع دیگری است كه در دیوارنگاره‌ها دیده می‌شود و صحنه "خودسوزی شاه‌زاده خانم هندو"، كه با وقایع فتح قندهار مرتبط است، سررشته دیگری برای تعیین تاریخ دیوارنگاره‌‌ها به دست می‌دهد. در نهایت، با بررسی صحنه‌های بزم شاهانه می‌توان به دگرگونی تدریجی تشریفات درباری از زمان شاه عباس اول تا دوره شاه عباس دوم پی برد.[٦]

دیوارنگاره‌ای در چهلستون


[↑] قسمت‌های جالب و دیدنی

    ۱- سقف باشکوه نقاشی تالار ۱۸ ستون و سقف آئینه‌کاری تالار آئینه و مدخل آئینه‌کاری تالار جلوس شاه عباس دوم.

    ۲- ستون‌های عظیم تالارهای ۱۸ ستون و تالار آینه که هر یک از آن‌ها تنه یک درخت چنار است[٧].

    ۳- شیرهای سنگی چهارگوشه حوض مرکزی تالار و ازاره‌های مرمری منقش اطراف که معرف صنعت حجاری در عهد صفویه است[٨].

    ۴- تزیینات عالی طلاکاری سالن پادشاهی و اتاق‌های طرفین تالار آئینه و تابلوهای بزرگ نقاشی تالار پادشاهی که شاهان صفوی را به‌شرح زیر نشان می‌دهد:

    • دیوارنگاره‌ای در چهلستونشاه عباس یکم در پذیرایی از "ولی محمدخان" فرمانروای ترکستان
    • شاه اسماعیل یکم در جنگ چالدران
    • شاه تهماسب یکم در پذیرایی از "همایون" پادشاه هندوستان
    • شاه اسماعیل یکم در جنگ با "شیبک خان ازبک"
    • شاه عباس دوم در پذیرایی از "ندرمحمد خان" امیر ترکستان

    ۵- یک تابلوی بزرگ از جنگ کرنال که در سلطنت نادرشاه افشار افزوده شده است.

    ۶- تصویری از شاه عباس اول با تاج مخصوص و مینیاتورهای دیگری در اتاق گنجینه کاخ چهلستون که در سال‌های ۱۳۳۴ و ۱۳۳۵ خورشیدی از زیر گچ خارج شده ‌است.

    ۷- آثار پراکنده‌ای از دوران صفویه مانند سردر "مسجد قطبیه" و سردرهای "زاویه درب کوشک" آثاری از "مسجد درب جوباره" یا "پیر پینه‌دوز" و "مسـجد آقاسـی" که بـر دیـوارهـای ضلـع غربـی و جنوبـی بـاغ نصـب شـده‌ اسـت[۹].


[↑] تصویر سه بعدی از درون عمارت چهل‌ستون




[↑] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدی خراسانی گردآوری شده است.



[↑] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- چهل‌ستون، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد؛ برگرفته از کتاب "آشنایی با شهر تاریخی اصفهان"، نوشته "دکتر لطف‌الله هنرفر" و وب‌گاه شهرداری اصفهان
[۲]- کاخ چهل‌ستون، سایت جامع گردشگری ایران
[۳]- کاخ چهل‌ستون، دانشنامه رشد
[۴]- چهل‌ستون، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۵]- کاخ چهل‌ستون، دانشنامه رشد
[۶]- شاه عباس دوم، فتح قندهار، چهل‌ستون، دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر
[٧]- در ابتدا ستون‌ها با پوششی از آئینه‌کاری‌های زیبا تزیین شده بوده که در زمان حکومت ظل‌السلطان قاجار در اصفهان این آئینه‌کاری‌ها تخریب شده ‌است و روی نقاشی‌های صفوی با گچ پوشانده شده ‌است.
[۸]- سنگ شیرها و مجسمه‌های سنگی اطراف حوض و داخل باغچه‌ها تنها آثاری است که از دو قصر باشکوه دیگر صفویه یعنی آئینه‌خانه و عمارت سرپوشیده باقی مانده و به این محل منتقل شده ‌است.
[۹]- چهل‌ستون، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



[↑] جُستارهای وابسته

□
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□
□
□
□



[↑] پيوند به بیرون

□ [1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]
□
□


[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]