جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب مهديزاده کابلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مهديزاده کابلی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ مهر ۲۹, سه‌شنبه

شهرکابل و فساد در شهرداری

از: عزیزاحمد فرد

شهرکابل و فساد در شهرداری


فهرست مندرجات


شهرداری کابل مورد توجه رئیس جمهور جدید قرار گرفته است و اشرف غنی احمدزی اعلان کرده است که کمیسیونی تشکیل می‌دهد تا مشکلات مربوط به شهرداری را بررسی کند.


شهرکابل و فساد در شهرداری▲

در افغانستان، طی سیزده سال گذشته، اگرچه پیشرفت‌های صورت گرفت، ولی مشکل عمده فساد بود. فساد عمومیت دارد و شاید اندازۀ آن، متناسب با تعداد مراجعین یک دفتر و همچنان مقدار مصارف و سرمایه‌گذاری‌های مربوط به آن دفتز باشد. این فساد البته نه تنها شهرداری را هم احتوا می‌کند بلکه شهرداری به‌عنوان یکی از مراکز نمادین فساد شهرت دارد. میزگرد امشب ما به‌همین موضوع فساد در شهرداری و ضرورت اصلاخات آن، است و این‌که آیا انتخابی‌شدن مسئولین شهرها و ولایات، که توسط نیم دکتر عبدالله پیشنهاد شده بود، می‌تواند در حل این مشکل اثر داشته باشد.

مهمانان عبارتند از آقایان، مهدی‌زاده کابلی، رفیق خوشنود و امین‌الله غضنفر. آقای مهدی‌زاده، مهندس ساختمانی است و هم‌چنان مدیر مسئول دانشنامۀ آریانا، آقای رفیق خوشنود، که از کذشته مسایل مربوط به شهرداری کابل را با دقت تعقیب می‌کند، همچنان، رئیس تولید موسیقی در رادیو تلویزیون ملی افغانستان است، و آقای امین‌الله غضنفر، یکی از دست اندرکاران یک پروژۀ ساختمانی بود که به‌نام شهرک نو کابل، پیشنهاد شده بود.

آقای مهدی‌زاده کابلی می‌گوید که عنوان خبری که در این مورد پخش شد، این بود که «توسعۀ کابل به مزایدۀ بین‌المللی گذاشته می‌شود» و این باعث بدگمانی می‌شود، آقای مهدی‌زاده می‌گوید که انتقاد او از این مسئله در این است که رئیس جمهور باید اساست عمومی را تعین کند و ادارۀ امور را باید لبه آدم‌های متخصص واگذار کند. چون جامعه نیاز به این دارد که از مسئولیت شخصی به مسئولیت نهادی برود. امروز ادارۀ امور در افغانستان شخص محور است، و باید نهاد مهور شد.

آقای حوشنود از کمبودهای شهر می‌گوید و از این‌که فساد از کجا آغاز شد. او می‌گوید که کسانی در رأس امور قرار گرفتند که یگانه آرزوی آنان حفظ موقعیت شخصی آنان بود. ادارۀ امور شهر باید در دست خود مردم شهر باشد. یعنی این‌که شرط اول انتخاب شهردار برای کابل، کابلی بودن او است. چون تنها کسی می‌تواند به اوضاع این شهر بهبود بدهد، که همه مشکلات شهر را خودش در زندگی خود تجربه کرده باشد.

آقای امین‌الله غضنفر تشریحاتی در مورد پروژۀ شهرک نو کابل می‌دهد، که چگونه در برابر دیوان‌سالاری و بوروکراسی قرار گرفت. این پروژه توسط دو تن از اهلی فرانسه از سال ٢٠٠٢ روی دست گرفته شد و می‌توانست جوبگوی نیازهای تعداد زیادی از اهالی کابل باشد، ولی حکومت به آن توجهی نکرد.[۱]


متن گفتگو▲





[↑] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عزیزاحمد فرد، شهرکابل و فساد در شهرداری، وب‌سایت بخش برنامۀ فارسی رادیو فرانسه (RFI PERSIAN): یکشنبه ۱۹ اکتبر ٢٠۱۴



[↑] جُستارهای وابسته

□
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□ وب‌سایت بخش برنامۀ فارسی رادیو فرانسه (RFI PERSIAN)



۱۳۹۲ آبان ۲۸, سه‌شنبه

ضرورت حضور نیروهای خارجی در افغانستان

از: عزیزاحمد فرد

ضرورت حضور نیروهای خارجی در افغانستان

(گفتگو با مهدیزاده کابلی)

فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


یکی از مشکلات فراراه امضای قرارداد دوجانبۀ امنیتی، میان افغانستان ایالات متحده، که امروز در مورد آن صحبت جریان داشت، اجازۀ یا عدم اجازۀ بازرسی خانه‌های مردم، توسط نیروهای امریکایی است.

رویتر: نیروهای ناتو در ولایت کنر


[↑] دلایل ضرورت افغانستان به حضور نیروهای خارجی

چرا افغانستان بعد از دوازده سال، هنوز هم نیازمند حضور نیروهای خارجی است؟ این سوالی‌ست که امروز آن‌را با آقای مهدیزاده کابلی در میان گذاشتم. چرا افغانستان هنوز هم نتوانسته است روی پای خود بیایستد و هنوز هم نیازمند نیروی خارجی برای حفظ نظام خود است.

آقای مهدیزاده کابلی، نویسنده و مفسر مسایل سیاسی است و در خارج از کشور زندگی می‌کند. او می‌گوید که در طی سال‌های جنگ بر ضد روس، و همچنان بعد از آن، یعنی در دوره‌های مجاهدین و طالبان، افغانستان از نظر اقتصادی بسیار ضربه دید. این اوضاع، اقتصاد کشور را که قبلاٌ هم با کمک خارجی زندگی می‌کرد، به‌کلی فلج کرد. در این ده‌سال اخیر هم فساد مالی و فساد اداری، آن‌چنان زیاد بود که دولت نتوانست کارها و پروژه‌های اساسی را تأمین کند.

این را که بعضی‌ها می‌گویند در این مدت افغانستان یک کمی پیشرفت کرده است و می‌تواند روی پای خود ایستاده شود، آقای مهدیزاده، نوعی خوش‌باوری تلقی می‌کند و اضافه می‌کند که خود این رژیم هم‌خواهان امضای این قرارداد است چون بدون آن، نمی‌تواند آیندۀ خود را تضمین کند.

در مورد دلیل این‌که افغانستان نمی‌تواند روی پای خود بایستد، آقای مهدیزاده می‌گوید که این به ساختار روان جمعی و فرهنگ ما برمی‌گردد، هم‌چنان موقعیت کشور افغانستان که کوهستانی است و سال‌ها در این کشور دورافتاده جنگ بوده است. مهارت مردم در جنگ است و اخلاق احتماعی هم دور معیارهای جنگی می‌چرخد.

در مورد مصئونیت قضایی سربازان امریکایی، آقای مهدیزاده می‌گوید که دادگاه‌های افغانستان، به‌دلیل فساد، نمی‌توانند جوابگوی نیازهای خود مردم باشند. در نتیجه طبیعی است که امریکاییان نپذیرند که نظامیان آنان تحت قضاوت این دادگاه‌ها قرار بگیرند. و در حق بازرسی خانه‌های مردم، می‌گوید که باید به این توجه شود که چرا سربازان وارد خانۀ کسی می‌شوند. او یادآوری می‌کند که در صورتی‌که اتهام تروریستی مطرح باشد در داخل کشورهای غربی هم، دادگاه به نیروهای امنیتی اجازه می‌دهد تا خانه‌های مردم را بازرسی کنند.[۱]


[↑] گفتگو با مهدیزاده کابلی





[↑] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عزیزاحمد فرد، دلایل ضرورت افغانستان به حضور نیروهای خارجی، وب‌سایت فارسی رادیو فرانسه: سه شنبه ۱۹ نوامبر ٢٠۱٣



[↑] جُستارهای وابسته

□
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□ وب‌سایت فارسی رادیو فرانسه (rfi)



۱۳۹۱ آذر ۲۱, سه‌شنبه

بررسی وجوه مشترک طالبان و مجاهدین در کنفرانس پاریس

از: عزیزاحمد فرد

بنیادگرایی در افغانستان

(بررسی وجوه مشترک طالبان و مجاهدین در کنفرانس پاریس)

فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


از مدتی به این‌سو، آوازه‌ی است که در پاریس، کنفرانسی برگزار می‌شود، که در آن طالبان و نمایندگانی از اتحاد شمال، روی نکاتی که با هم تفاهم دارند، صحبت خواهند کرد.

آنچه در زیر می‌خوانید، گفتگوی است با مهدی‌زاده کابلی، نویسنده و مفسر مسایل سیاسی افغانستان.


[↑] طالبان و مجاهدین در کنفرانس پاریس

این گردهم‌آیی، که ظاهراً، ورود در آن برای همگان آزاد است، ولی اشتراک‌کنندگان رسمی آن، حدود بیست نفر، از طیف‌های طالبان، اتحاد شمال، حکومت و حزب اسلامی می‌باشند، به‌دعوت یکی از سازمان‌های پژوهشی فرانسوی صورت می‌گیرد. نفاوت نظرها میان جناح‌های مختلف سیاسی افغانستان اکثراً مشخص است. ولی نیروهای متخاصم، در بعضی موارد، روی بعضی مسایل، باهم هم‌نظر هم هستند. به‌نظر می‌آید که زاویۀ خاصی که در کنفرانس پاریس در نظر گرفته شده است، جستجوی همین نکات است.

در بررسی این موضوع، گفتگویی دارم با مهدی‌زاده کابلی، نویسنده و مفسر مسایل سیاسی. آقای مهدی‌زاده کابلی بعد از شرح مختصر نیروهای سیاسی حاضر در افغانستان، می‌گوید که هم طالبان و هم مجاهدین سابق، در طی تجربیات خود، به این نتیجه رسیده‌اند، که به تنهایی نمی‌توانند حکومت کنند، یا به‌عبارت دیگر، نمی‌توانند قدرت سیاسی را انحصار کنند.

در مورد ماهیت این نیروها، آقای مهدی‌زاده کابلی می‌گوید که این‌ها، به‌مراتب ثابت کرده‌اند که نیروهای پیشرفته نه، بلکه عقب‌گرا و ارتجاعی هستند. در نتیجه، هیچ امیدی از این نیروها، برای پیشرفت افغانستان وجود ندارد. این‌ها تنها می‌توانند افغانستان را به‌عقب ببرند. ولی در کل، در روند صلح می‌توانند کارساز باشند.

موضوع مهم دیگر، مشروعیت این چنین مجالس، و حضور نمایندگان واقعی مردم است. آقای مهدی‌زاده می‌گوید که در افغانستان هیچ زمانی، حکومتی که واقعاً از مردم نمایندگی کند، وجود نداشته است، ولی لااقل می‌توانستند چپی‌ها را هم دعوت کنند. نیروهای چپی به گفتۀ آقای مهدیزاده کابلی، نه تنها احزاب پرچم و خلق، بلکه همچنان آن‌عده از چپی‌هایی را که به‌قدرت نرسیدند، هم احتوا می‌کند. این اشخاص در افغانستان حضور دارند و به‌صورت غیر مشخص، در سازمان‌ها و نهادهای افغانستان هم فعال هستند. حضور آنان در این مجلس می‌توانست باعث کامل‌تر شدن آن گردد[۱].


[↑] پخش مستقیم از رادیو فرانسه





[↑] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط عزیزاحمد فرد برشتۀ تحرير درآمده است.



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- فرد، عزیزاحمد، بررسی وجوه مشترک طالبان و مجاهدین در کنفرانس پاریس، وب‌سایت فارسی رادیو فرانسه (rfi): سه‌شنبه ۱۱ دسامبر ٢٠۱٢



[↑] جُستارهای وابسته

□
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□ وب‌سایت فارسی رادیو فرانسه (rfi)



۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳, سه‌شنبه

گفت و گوی عزیزاحمد فرد با مهدیزاده کابلی

از: عزیزاحمد فرد


فهرست مندرجات

[مهديزاده کابلی][عزیز احمد فرد]


کشته شدن بن‌لادن، اثراتی روی طالبان افغانستان و پاکستان خواهد داشت، از احتمال تشدید جنگ، به‌دلیل انتقام‌جویی طالبان، تا ناامید شدن و معدوم شدن این جنبش، احتمالات فراوانی وجود دارد.


[↑] اثرات کشته شدن بن لادن بر پاکستان و افغانستان

از بدو جنگ بر ضد تروریسم اسلامی، یعنی از یازدۀ سپتامبر سال ٢٠٠۱ تا امروز، علاوه بر اخبار رسمی، نظریات دیگری هم مطرح می‌شود که بعضاً همۀ این حوادث را توطئه می‌پندارد. در مورد کشته شدن بن‌لادن، نقش پاکستان، و اینکه چگونه نیروهای امریکایی او را به قتل رساندند، و بعداً با جسدش چه کار کردند، هم شک و تردید وجود دارد. ولی مسألۀ مهم نتایج این حادثه، روی اوضاع امنیتی افغانستان است.

این موضوع را با آقای مهدیزاده کابلی در میان گذاشتیم. آقای مهدیزاده با تصریح اینکه موجودیت و به‌قدرت رسیدن طالبان، به شخص بن‌لادن ارتباط مستقیم داشت، اضافه می‌کند که گفتار رئیس جمهور و نخست وزیر پاکستان، یک نوع تناقض‌گویی است. از یک سو می‌گویند که از ده سال به اینسو با امریکا همکاری می‌کنند و کشته شدن بن لادن را به‌عنوان یک دست‌آورد مشترک مطرح می‌کنند. ولی از سوی دیگر، آنان می‌گویند که هیچ نقشی در قتل بن لادن نداشتند. توجیه این تناقض‌گویی به‌نظر آقای مهدیزاده می‌تواند این باشد، که پاکستانی می‌خواهند از گزند انتقام‌جویی [القاعده] و طالبان در امان باشند.[۱]




[↑] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين گفت و گو برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط عزیزاحمد فرد ارسال شده است.



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عزیزاحمد فرد، اثرات کشته شدن بن لادن بر پاکستان و افغانستان، بخش فارسی رادیو فرانسه (rfi): سه شنبه ٠٣ مه ٢٠۱۱



[↑] جُستارهای وابسته

□ [1 2]
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□ وب‌سايت فارسی راديو فرانسه (rfi)


[برگشت به بالا]


۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

گفتگو راديو فرانسه با مهدیزاده کابلی

از: عزیز احمد فرد


فهرست مندرجات

[مهديزاده کابلی][عزیز احمد فرد]



[↑] توافق امروز و سوءتفاهمات گذشته

به‌گفتۀ کاخ سفید، رؤسای جمهور افغانستان و امریکا، آقایان حامد کرزی و باراک اوباما، توافق کرده‌اند که فشار روی طالبان را مشترکاً ادامه دهند.


این تفاهم در مورد همکاری، در حالی صورت می‌گیرد که خبر رسید که حدود دو هقته قبل، اردوی ملی افغانستان در یک حملۀ خصوصی به طالبان، یعنی بدون آگاهی و اشتراک نیروهای خارجی، شکست خوردند. این حمله که توسط ۳٠٠ عسکر، در شرق کابل صورت گرفت، باعث کشته شدن ده تن از عساکر اردو و دستگیر شدن بیست تن دیگر آنان شد.

مهمان امروز ما، نویسنده و تاریخدان شناخته شدۀ افغانستان، آقای مهدیزاده کابلی است. آقای مهدیزاده که در اجلاس‌های مهم و سرنوشت‌ساز افغانستان شرکت داشته است، جمع‌بندی سختی از عملکردهای حکومت می‌کند. به‌گفتۀ آقای مهدیزاده کابلی از اول اساس کار، یا سنگ اول بنا کج گذاشته شد و تا امروز تقلب ادامه دارد. به‌نظر او امریکا از اول کار می‌توانست با کسانی‌که صادق بودند، دلسوزی برای وطن داشتند و صلاحیت این کار را داشتند، همکاری کند.[۱]






[↑] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين گفتگو برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط عزیز احمد فرد ارسال شده است. این مقاله در تاریخ شنبه ۱۴ اوت ٢٠۱٠ ميلادی از راديو فرانسه منتشر شده است.



[↑] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عزيز احمـد فـرد، توافـق امـروز و سـوءتفـاهمـات گـذشــته (گفتگو با مهدیـزاده کابلـی، اســتاد ســابـق دانشــگاه)، وب‌ســايـت فارســی راديـو فرانســه (rfi)



[↑] جُستارهای وابسته

□
□
□



[↑] سرچشمه‌ها

□ وب‌سايت فارسی راديو فرانسه (rfi)


[برگشت به بالا]