جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

‏نمایش پست‌ها با برچسب طالبان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طالبان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ دی ۳۰, شنبه

منابع مالی طالبان از کجا تامین می‌شود؟

از: لوئی امبر (لوموند دیپلوماتیک)

جنگ در افغانستان


فهرست مندرجات

.



منابع مالی طالبان از کجا تامین می‌شود؟

لوئی امبر (Louis IMBERT) روزنامه‌نگار، فرستاده‌ی ویژه‌ی لوموند دیپلوماتیک

در سال ۱۹۹۶ طالبان، کابل پایتخت افغانستان را تصرف و امارت اسلامی افغانستان را تاسیس نمود. آن‌ها بیش از ۹۰ درصد کشور را تحت کنترل گرفتند و منطقه‌ی کوچکی را در شمال شرقی برای مجاهدین اختصاص دادند که پایان جنگ‌های داخلی بین مجاهدین و شروع حکومتی نو توسط طالبان برای افغانستان بود. در همین سال، جامعه جهانی، شامل آمریکا، بیان نمودند که طالبان منبع بسیار پایداری برای به‌دست گرفتن کنترل این کشور جنگ‌زده هستند. ولی افراط آن‌ها در قوانین اسلامی و مذاکره نکردن با دشمنان به‌زودی این حرف را نقض کرد.

در سال ۱۹۹۶، اسامه بن‌لادن و گروهش القاعده وارد افغانستان شده و از آن‌جا به‌عنوان مرکز عملیات‌های خود استفاده نمودند. با وجود طالبان، القاعده توانست از افغانستان برای اهداف نظامی، آموزش سربازانش، خرید و فروش اسلحه، هماهنگی با دیگر جهادی‌ها و نقشه برای طرح‌های جدید تروریستی خود استفاده کند.

به‌دنبال حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ به‌رهبری آمریکا، با هدف حمله به القاعده، در افغانستان انجام شد و باعث حذف طالبان از قدرت گردید. پس از سال ۲۰۰۱ سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به‌شدت درگیر این جنگ شد، طوری‌که عملیات‌های جنگی تحت هدایت آمریکا و فرمانده‌هایش انجام می‌گردید. در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۴، ناتو رسماً به عملیات جنگی در افغانستان پایان داد و تمامی مسئولیت‌های امنیتی را به دولت افغانستان واگذار کرد و از این‌رو دوره‌ی جدیدی از جنگ آغاز شد که تاکنون ادامه دارد.

در حالی‌که افغان‌ها روز ۱۸ سپتامبر نمایندگان مجلس خویش را برمی‌گزیدند، ژرف‌کاوی اسنادی که سامانه‌ی اینترنتی «WikiLeaks» منتشر ساخته، پای در گل ماندن غرب در افغانستان را تائید کرده بود. با این‌همه کنگره‌ی آمریکا اعتباری اضافی به مبلغ ۵۹ میلیارد دلار را برای تأمین هزینه‌های این جنگ تصویب کرده است. وجوهی که شاید خزانه‌ی غنائم جنگی طالبان را پُر تر کند.

بخت یار و یاور حاجی محمدشاه نبود. سال پیش او آغاز به ساختن جاده‌ای به‌طول بیست‌وپنج کیلومتر در اطراف قُندوز واقع در شمال افغانستان کرده بود که می‌توانست امکانی برای رعایای بخش چهار دریا فراهم آورد تا آن‌ها بتوانند برای فروش محصولات خود به بازار مرکز ناحیه بروند. بانک آسیایی توسعه هزینه این طرح ۶۳ هزار و ۶۰۰ یوروئی را تأمین کرده بود. از همان ابتدای کار یکی از طالبان برای باج‌خواهی نزد شورای ریش‌سفیدان بخش، کارفرمای عملیات راه‌سازی، آمده بود. آن‌ها ۱۳ هزار و ۹۰۰ یورو به وی پرداختند به امید آن‌که جاده در دست ساختمان را حتی پیش از آن‌که تمام شود ویران نسازند. سپس دومین فرستاده سر رسید. ریش‌سفیدان بازهم مایه گذاشتند. وقتی نوبت به سومین خواستار وجه رسید توضیح دادند که دیگر پولی در بساط‌شان نمانده است. نتیجه: روزی در ماه مارس ۲۰۱۰ هنگامی که حاجی محمدشاه از وقت استراحت از کار و صرف ناهار در شهر باز می‌گشت، کارگرانش را گروگان مردان مسلحی یافت، که ده فقره ماشبن‌آلاتش را هم به آتش کشیده بودند. ضررهای وی در این ماجرا افزون بر ۱۷۶ هزار یورو است ... و حالا او می‌باید تا ابد دنبال غرامت بیمه بدود.

محمدعمر فرماندار قُندوز، در توضیح ماجرا مردد است و نمی‌داند که آیا ریش‌سفیدان به اندازه کافی دست به جیب نبرده یا آن‌که سبیل کسانی را که باید، چرب نکرده بودند. او که تن به تقدیر سپرده است می‌گوید «این‌جا طالبان هرچه بخواهند می‌کنند. تا دل‌شان بخواهد می‌کشند، تعزیر می‌کنند، باج می‌گیرند.» آقای عمر از دامنه نظام اخاذی که همکار طالب‌اش، «حاکم در سایه» قُندوز، برپا کرده نیک آگاه است. او تقریباً از هرچه در منطقه ساخته شود در صدی برمی‌دارد: جاده‌ها، پل‌ها، مدرسه‌ها، درمانگاه‌ها ... هر چه بیشتر افغانستان را «بسازند»، طالبان ثروتمندتر می‌شوند.

پاسخ این پرسش که: «چه کسی جیب‌های ملاعمر را پُر می‌کند؟» غالباً در یک کلمه خلاصه می‌شود: تریاک. همین تریاک بنا به گزارشی که دفتر سازمان ملل متحد برای مبارزه با مواد مخدر و جنایت[۱] در پایان سال ۲۰۰۹ منتشر ساخت فقط ۱۰ تا ۱۵٪ درآمد طالبان (هم از باجگیری و هم از قاچاق آن) است.

آقای کیرک می‌یر (Kirk Meyer)، مسئول سلول [نطارت بر] تأمین هزینه‌های تهدید از سوی افغانستان در سفارت آمریکا در کابل تائید می‌کند که «بخش عمده پول‌ها از باجگیری در محل به‌دست می‌آید. ما نمی‌دانیم تا چه اندازه درآمدهای گردآمده از کشت تریاک در ولایت هلمند[٢] را به‌سوی ولایات فقیرتر واریز می‌کنند. طالبان در نقاط دیگر از بخشش‌هایی روزگار می‌گذرانند که سازمان‌های غیر دولتی دروغین به آن‌ها می‌پردازند؛ و باید به این‌ها درآمد از آدم‌ربایی‌ها، قاچاق چوب درخت سدر و سنگ‌های معدنی کروم در مرز پاکستان را نیز افزود ...»

عبدالقادر مجددی، ۳۲ ساله، یک مهندس است؛ برادرزاده سبغت‌الله مجددی، رئیس کنونی سنا که پس از سقوط رژیم کمونیستی در سال ۱۹۹۲ نخستین رئیس کشور بود. این روزها وی سرگرم ساختن جاده‌ای هفت کیلومتری در کوهپایه‌های ولایت لغمان است. بدیهی است که وی نگهبانانی در اطراف ماشین‌آلاتش گمارده باشد. اما نکته‌ی باریک شگفت‌آور آن است که نیمی از نگهبانان کارگاه راه‌سازی وی یونیفورم پوشیده‌اند و نیمه‌ی دیگر ردای سنتی در بر و بدون استثنا قبضه ریشی بر چهره دارند. چرا؟ زیرا نیمه دوم را مسئولان محلی طالبان در ازأ ۵۲ هزار یورو برای تمام مدت راه‌سازی گسیل داشته‌اند. وی با لبخندی اطمینان می‌دهد که «این مبلغ که چیزی نیست! اگر بخواهم مواجب صد نگهبان را بپردازم، ۱۶ هزار یورو در ماه برایم تمام می‌شود. به لطف طالبان این رقم ۸ هزار یوروست و کارگاه راه‌سازی هم امن است.» آقای مجددی قربانی چهار یا پنج تهاجم بوده، اما از شش ماه پیش همه چیز آرام است. فرماندار ولایت در عرش سیر می‌کند. آمریکائی‌ها که خود هزینه کشیدن این جاده را از محل Provincial Construction team، برنامه‌ای نظامی تأمین می‌کنند که هدفش «تسخیر قلوب و اذهان» است، کاری به‌کار این قضیه ندارند.

این کارگاه جاده‌سازی کوچک ولایت لغمان مورد منزوی یگانه‌ای نیست. ولی‌محمد رسولی، معاون پیشین وزارتخانه فواید عامه، که از چهار ماه پیش بازنشسته شده، مدافع چنین نظامی است. «من دو بار، بیش از دو ساعت این موضوع را با رئیس‌جمهور کرزای در میان گذاشتم. اگر ما این حاده را تمام کنیم، رفت و آمد و داد و ستد خود به‌خود امنیت را بهتر می‌کنند. ما همین حالا هم به طالبان پول می‌دهیم، باید از ریاکاری دست برداریم!» برای وزیر کنونی، همانند تمامی اهدأ کنندگان کمک، فرضیه دست به دامان طالبان‌شدن رسماً مطرح نمی‌شود. خط مشی رسمی: ما پشیزی به جیب شورشیان نمی‌ریزیم.

آماج اصلی این اخاذی نظامیان آمریکا، یا دقیق‌تر گفته باشیم پیمانکاران آنانند. هر ماهه، شش تا هشت کاروان نظامی وسایل و تجهیزات لازم برای پیش‌بردن جنگ را به حدود دویست پایگاه می‌رسانند: مهمات، سوخت، لوازم دفتری، کاغذ توالت، گیرنده‌های تلویزیون[٣]... امنیت عبور اغلب این کاروان‌ها را شرکت‌های خصوصی در چهارچوب قراردادی موسوم به «بارکشی به‌وسیله ملت میزبان» (Host Nation Trucking) تأمین می‌کنند که در ماه مارس ۲۰۰۹ به امضأ رسید. ارزش این قرارداد ۱۶‌،۲ میلیارد دلار است (۶‌،۱ میلیارد یورو، معادل ۶‌،۱۶٪ تولید ناخالص ملی افغانستان در سال ۲۰۰۹). به گواهی یکی از افسران نیروی بین المللی [ناتو] برای کمک به برقراری امنیت در افغانستان (ایساف): «ما از شبکه‌ها و رشته‌های پیوند پیمانکاران فرعی آگاه نیستیم و نمی‌دانیم که آیا پیمانکارانمان برای عبور ایمن محموله‌ها به طالبان پولی می‌پردازند یا خیر. (...) ما میلیارد‌ها دلار صرف این کار می‌کنیم و ممکن است که چند میلیونی از آن به‌دست شورشیان بیافتد.»


بانکداران کارآمد و ملاحظه‌کار

خانم زرغونه ولیدزاده تنها زنی است که مدیریت یک شرکت حمل‌ونقل در افغانستان را بر عهده دارد. او ما را بدون روبنده در دفتری با دیوارهایی به رنگ ارغوانی روشن با مبل‌هایی مدل سال‌های دهه ۱۹۷۰ می‌پذیرد. او می‌داند که آمریکایی‌ها تحت فشار به‌کار خود مشغولند و بابت کامیون‌هایی که در راه به آن‌ها حمله می‌شود تاوانی نمی‌پردازند. «[برای گذاری ایمن] به چه کسی باید پول پرداخت؟ پلیس، شورشیان، طالبان؟ علاقه‌ای به دانستن آن ندارم. مهم آن است که کامیون‌ها بگذرند.» حتی در برخی موارد انتقال کالاها بدون اسکورت انجام می‌شود: «چرا باید به آن نیاز داشته باشیم؟ طالبان امنیت ما را تأمین می‌کنند.»

غلام‌عباس آیین، رئیس صنف اصلی حمل‌و‌نقل از طریق جاده می‌پذیرد که «البته که ما به طالبان وجه می‌پردازیم. به خدا قسم که این فقط باجگیری تمام‌عیار است. برخی کمپانی‌های تأمین امنیت بابت حفاظت از هر محموله کالا در طول چند صد کیلومتر از ما ۲ هزار دلار می‌خواهند. نصف این پول را می‌توان در دست طالبان بازیافت.»

چگونه باید برای گذار بی‌دردسر محموله‌ها به توافقی رسید؟ ظاهرا تماس‌ها مستقیم نیست. خوآن دیه گو گونزالس، نظامی پیشین آمریکایی و کارفرمای کنونی شرکت خصوصی تأمین امنیت «عقاب سفید» می‌گوید: «رئیسم شاید خوش ندارد که بروم و با رؤسای قبایل هلمند به بحث بنشینم. ما واسطه‌هایی داریم که نگهبانان‌مان را در محل به‌کار می‌گمارند. (...) گاه حتی خود رئیس قبیله یا پسرش، کاروان محموله‌ها را هدایت می‌کند. فقط می‌توانید آرزو کنید که آن‌ها پیوند‌های بسیار مستقیمی با طالبان نداشته باشند». آقای گونزالس می‌گوید که در جاده‌هائی کار می‌کند که تعادل قدرت در آن نواحی ناپایدار و گذراست: هیچ سرکرده جنگجویی به تنهائی گذر محموله‌ها را تضمین نمی‌کند. این موقعیت آزادی عمل‌هایی برای وی در گزینش شریکانش فراهم می‌آورد. اما جاده‌های دیگری هم هستند که همان‌گونه که یک مسئول افغانی کمپانی خصوصی «Tac Force» استرالیائی اشاره می‌کند، «اگر تنهائی به آن‌ها قدم بگذارید بیم خطرهای وخیمی هست. چنان‌چه مجوز سردار محلی را نداشته باشید خواهید مرد». به گفته وی «Tac Force» برای دانستن آن‌که سرداران «درست» جاده چه کسانی هستند، توصیه‌های وزارت امور داخله افغانستان را به‌کار می‌بندد.

نام قدرتمندترین سردار کنونی در میان آن‌ها روح‌الله است. این فرمانده که هرگز مسئولی از ارتش آمریکا را ملاقات نکرده است، چهل سالی از سنش می‌گذرد. او که زیر لباس سنتی شلوار–کمیز خود ساعت رولکسی به‌دست بسته، با صدایی صحبت می‌کند که به‌نحو غریبی گوشخراش است و بخش عمده‌ای از شاهراه شماره یک را کنترل می‌کند که کابل را با گذر از قندهار به پشتون می‌پیوندد. روح‌الله با مشارکت با برادران پوپال، مالکان گروه وطن و دایی‌زاده رئیس‌جمهور کرزای کار می‌کند. از یک کاروان متشکل از سیصد کامیون در جاده در دست آنان چهار صد تا پانصد نگهبان خصوصی محافظت می‌کنند. صورت حساب گذار تنها یک کانتینر به‌سوی قندهار ممکن است به ۱۲۰۰ یورو برسد. به‌موجب گزارش اخیر مجلس نمایندگان ایالات متحده‌[۴]، سردار جاده و شرکای انگلیسی زبان وی روی‌هم‌رفته «چندین ده میلیون دلار در سال» برای اسکورت کاروان [محموله‌های نظامی] آمریکائی به جیب می‌زنند. روح‌الله همانند برادران پوپال شدیداً پرداخت وجوهی به طالبان در مواردی که نتواند به‌زور بگذرد را انکار می‌کند. او می‌گوید که سال گذشته چهارصد و پنجاه قربانی داده است.

چندین‌بار بسیاری از بنگاه‌های تأمین امنیت و حمل‌ونقل از ضررهای مالی که توسل مدام به سرکردگان جنگجو در پی داشته است به ارتش آمریکا شکایت برده‌اند، بی‌آن‌که نظامیان بدانند چگونه گره این دشواری را باز کنند.

با این‌همه تمام پول طالبان هم همواره با تهدید تفنگ به‌دست نمی‌آید؛ بلکه بانکداران کارآمد و ملاحظه‌کاری نیز به آن‌ها کمک می‌کنند تا مبالغ اهدائی کلانی از منشأ خلیج [فارس] را از طریق دوبی و پاکستان به آن‌ها برسانند. جایگاه حساس این‌گونه معاملات بازار صرافان سرای شاهزاده در کابل است: تیمچه سه اشکوبه‌ای با حجره‌هایی که رو به حیاطی گشوده شده‌اند؛ سرایی که پیشخوان‌های چوبی مملو از بسته‌های اسکناس دلار، روپیه، یوآن را بر کف دکان‌ها نهاده‌اند، از جمعیتی درخور بازارهای سرپوشیده پاریس در روزگار گرمی بازارشان آکنده است. به‌موجب پژوهش سلول [نطارت بر] تأمین هزینه‌های تهدید از سوی افغانستان، ۹۶٪ افغان‌ها برای ارسال پول، این حجره‌ها را به گیشه‌های بانک‌ها ترجیج می‌دهند. کاری ساده‌تر از این نیست که در یکی از صدها حجره‌ای که در این تیمچه جای دارند را باز کنید و به درون بروید: دکه‌هایی تنگ و در هم فشرده که هیچ دخلی به دامنه دادوستدهای‌شان ندارد، جایی‌که نیم دوجینی از کارمندان در نیمکت‌های چرمی سوزانی ولو شده‌اند و هرشب درآمدهای روز را به ماشین‌های اسکناس شمار می‌سپارند. این شبکه‌ها که از قرن هشتم پدید آمدند امکان می‌دهند که در ظرف چند ساعت صدها هزار یورو را به‌دست حواله‌گیرنده‌ای که به‌حواله‌گرتان وابسته است با حق‌العمل اندکی به گوشه دیگری از کره خاک برسانید. به گفته‌ی حاجی نجیب‌الله اختری، رئیس صنف صرافان کابل، هر روزه ۴ میلیون یورو از این‌جا عبور می‌کند. این نظام بر اعتماد بنیان‌یافته است و هر کسی مشتری خود یا ضامنان وی را می‌شناسد.

از سال ۲۰۰۴ دولت کوشیده است که این صرافان را به ثبت برساند و هر ماهه جزئبات معاملات آن‌ها را به‌دست آورد. آقای اختری که زیر دستگاه گیرنده تلویزیونی نشسته است که قسمتی از فیلم کارتونی آمریکائی «تام و جری» را پخش می‌کند، یادآور می‌شود که «ده‌ها مأمور اطلاعاتی همه روزه اینجا را زیر پا می‌گذارند» و نگاهی به دفتر دخل و خرجش می‌اندازد. اما بازار قندهار، بی‌نهایت فعال و به‌علت فقدان امنیت از دسترس بازرسان دور است. و با این‌همه از طریق همین نظام حوالجات است که بخش معتنابهی از دارائی‌های طالبان دست به‌دست می‌شود.

از ژانویه ۲۰۰۷ واحد اطلاعات مالی بانک مرکزی گذر معادل ۳،۱ میلیارد دلار اسکناس‌های سعودی را ثبت کرده است. به گفته آقای مصطفی مسعودی رئیس جوان آن، «پول در نواحی قبیله‌ای پاکستان ظاهر می‌شود: آیا می‌توانید به من بگوئید چه کسی در آن‌جا به ریال سعودی نیاز دارد؟ از پیشاور [در شمال پاکستان]، این اسکناس‌ها را از طریق حواله به کابل می‌فرستند یا به دلار تبدیل می‌کنند. آن‌گاه دلار‌ها راهی کوهساران می‌شوند و ریال‌ها با رعایت کامل قانون، از طریق فرودگاه باز از دوبی سر در می‌آورند‌».

باید به ژنرال محمدآصف جبارخیل، مسئول امنیت فرودگاه کابل گوش فرا داد که همانند یک هیزم‌شکن علیه قانونی می‌غرد که به‌ویژه پرواز از کشور به‌همراه میلیون‌ها پول نقد را، به شرط اعلام آن‌ها [به مقامات گمرکی]، مجاز شناخته است. مقامات دوبی هم از هنگام بحران اقتصادی سال ۲۰۰۹ که به کشور ضربه سختی زد، کمتر از همتایان افغانی خود در بند آنند که ته و توی وجوهی را در آورند [که به‌سوی‌شان سرازیر است]. یک مقام آمریکایی گزارش داده که در سال گذشته بیش از ۷۵،۱ میلیارد یورو از فرودگاه کابل به امارات انتقال یافته است. نکته‌ای شگفت‌آور: به گفته آقای مسعودی اشخاصی که تعدادشان به زور به ده نفر هم نمی‌رسد، و بیشتر آن‌ها از دلالان حواله هستند، بخش عمده این انتقال‌ها را انجام می‌دهند. ژنرال جبار فهرستی را پیش روی‌مان می‌گذارد. زیر نام‌ها را با خشم و عصبانیت خط کشیده‌اند و وجوهی که در سال ۲۰۰۹ این افراد با خود برده‌اند، بهت‌انگیزند: یکی ۳۶۰ میلیون یورو برده است، دیگری ۶۹ میلیون ...

تمام این پول‌ها هم به طالبان ارتباط ندارند. برخی وجوه قانونی اند، بخش‌های دیگر از کمک‌های بین‌المللی هستند که مقامات رسمی اختلاس کرده‌اند، برخی دیگر هم به قاچاق مواد مخدر وابسته‌اند، که بعید است فقط و فقط شورشیان به آن دست یازند. این دسته‌های اسکناس بسته‌بندی‌شده در کیسه‌های پلاستیکی که بار هواپیماهای شرکت افغانی آریانا می‌کنند، همچنین نشانگان مشکلات دولت در تسلط بر دارائی‌های خود است. سال پیش تنها ۶۳۶ میلیون یورو عواید گمرکات جمع‌آوری شد، حال آن‌که دستگاه دولت شاید می‌توانست دو برابر آن‌را عاید خود سازد. آقای سعید مبین‌شاه، رئیس اداره گمرکات، معاون وزیر جوان و با حسن‌نیت، قادر نیست به برخی از پاسگاه‌های مرزبانی سر بزند، و تردید دارد که چه کسی حاضر است وی را از دست ... پلیس محافظت کند. شماری از کارمندان در واقع وظایف گمرکی را در راه پر کردن کیسه‌های خویش انجام می‌دهند. در پاسگاه مرزی سپین بولداک (Spin Boldak) آقای مبین‌شاه ترجیح می‌دهد اسکورت پدرانه‌سالار جنگجوئی را بپذیرد که مشکوک به‌همدستی با طالبان است. فکر نمی‌کنید که در دور باطلی می‌چرخیم؟


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- اسناد سازمان ملل متحد (UNDOC). «اعتیاد، جنایت و شورش: تهدید فراملی تریاک افغانستان»، اکتبر ۲۰۱۰.
[٢]- ولایت جنوب خاوری افغانستان که در آن زمین‌های گسترده‌ای زیر کشت کوکنار است.
[٣]- مقاله سید سالم شهزاد، «افغانستان، پاکستان، هجوم نو طالبان» را در شماره ماه اکتبر ۲۰۰۸ لوموند دیپلوماتیک مطالعه فرمائید.
[۴]- «شرکت سرکردگان جنگ: زورگیری و فساد در طول مسیر زنجیره‌ی عرضه در افغانستان»، مجلس نمایندگان، واشنگتن، ۲۲ ژوئن ۲۰۱۰.


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

لوئی امبر، منابع مالی طالبان از کجا تامین می‌شود؟، وب‌سایت لوموند دیپلوماتیک (نسخه‌ی فارسی): سپتامبر ٢٠١٠


کی به طالبان پول می‌دهد؟

از: ببرک احساس (بی‌بی‌سی)

جنگ در افغانستان


فهرست مندرجات

.



کی به طالبان پول می‌دهد؟

ببرک احساس

در سال ۱۹۹۶ طالبان، کابل پایتخت افغانستان را تصرف و امارت اسلامی افغانستان را تاسیس نمود. آن‌ها بیش از ۹۰ درصد کشور را تحت کنترل گرفتند و منطقه‌ی کوچکی را در شمال شرقی برای مجاهدین اختصاص دادند که پایان جنگ‌های داخلی بین مجاهدین و شروع حکومتی نو توسط طالبان برای افغانستان بود. در همین سال، جامعه جهانی، شامل آمریکا، بیان نمودند که طالبان منبع بسیار پایداری برای به‌دست گرفتن کنترل این کشور جنگ‌زده هستند. ولی افراط آن‌ها در قوانین اسلامی و مذاکره نکردن با دشمنان به‌زودی این حرف را نقض کرد.

در سال ۱۹۹۶، اسامه بن‌لادن و گروهش القاعده وارد افغانستان شده و از آن‌جا به‌عنوان مرکز عملیات‌های خود استفاده نمودند. با وجود طالبان، القاعده توانست از افغانستان برای اهداف نظامی، آموزش سربازانش، خرید و فروش اسلحه، هماهنگی با دیگر جهادی‌ها و نقشه برای طرح‌های جدید تروریستی خود استفاده کند.

به‌دنبال حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ به‌رهبری آمریکا، با هدف حمله به القاعده، در افغانستان انجام شد و باعث حذف طالبان از قدرت گردید. پس از سال ۲۰۰۱ سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به‌شدت درگیر این جنگ شد، طوری‌که عملیات‌های جنگی تحت هدایت آمریکا و فرمانده‌هایش انجام می‌گردید. در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۴، ناتو رسماً به عملیات جنگی در افغانستان پایان داد و تمامی مسئولیت‌های امنیتی را به دولت افغانستان واگذار کرد و از این‌رو دوره‌ی جدیدی از جنگ آغاز شد که تاکنون ادامه دارد.

منبع تأمین درآمد طالبان موضوعی است که اکنون ایالات متحده آمریکا نیز اذعان می‌کند که در گذشته توجه به آن نکرده است. برخی از منابع رسمی در پاکستان بودجه طالبان مستقر در مناطق مرزی میان افغانستان و پاکستان را سالانه به سه تا چهار میلیارد دلار تخمین زده‌اند. اویس احمد غنی والی (استاندار) ایالات سرحد پاکستان می‌گوید: «این پول از کجا می‌آید؟ با ذکات و کمک‌های خیریه نمی‌توان این مبلغ را تهیه کرد.»

مافیای مواد مخدر نیز نمی‌تواند این مصرف گزاف را تامین کند. «غنی در ادامه می‌گوید: «روشن است که این پول از خارج می‌آید. پاکستان که این پول را به آن‌ها نمی‌دهد! «بخشی از این پرسش را اخیراً ریچارد هولبروک نماینده‌ی ایالات متحده آمریکا برای افغانستان و پاکستان پاسخ داد او در اظهاراتش در برابر خبرنگاران در آسلام‌آباد گفت که «برخی از افرار طرفدار بینادگرایان عمدتا در کشورهای خلیج فارس از راه‌های غیرقانونی به‌گونه مثال از طریق ارسال حواله، به طالبان کمک مالی می‌کنند.» ایالات متحده آمریکا می‌گوید اکنون توجه را به منابع مالی بنیادگرایان معطوف کرده است و تحقیق در این مورد زمان بیشتری را در بر می‌گیرد.

برخی از تحلیلگران در آمد از راه تجارت غیرقانونی مواد مخدر را به‌عنوان یکی از منابع مهم تمویل مالی طالبان می‌پندارند؛ اما هولبروک این نظر را رد می‌کند و می‌گوید «حتی اگر تجارت غیرقانونی مواد مخدر متوقف شود تاثیر مهمی بر منابع تمویل مالی بینادگرایان نخواهد داشت.»

با آن‌که پس از حملات یازدهم سپتامبر در ایالات متحده آمریکا برخی از کشورهای عربی در خلیج فارس و منجمله عربستان سعودی برخی از حساب‌های بانکی را که ظن آن می‌رفت برای تمویل مالی گروه‌های بینادگرای اسلامی مورد استفاده قرار می‌گرفت مسدود کرد اما این اقدامات هنوزهیچ تاثیری بر فعالیت‌های مسلحانه بنیادگرایان نداشته است.

ناظران به این باورند که طالبان برای ادامه فعالیت خود علاوه بر تجارت غیرقانونی مواد مخدر از راه‌های دیگر از جمله آدم‌ربایی شخصیت‌های مهم و دریافت مبالغ گزاف در بدل رهایی آن‌ها نیز کار می‌گیرند.

یکی از راه‌های دیگری که گفته می‌شود طالبان برای تمویل مالی‌شان از آن بهره می‌گیرند این است که تا کنون در چندین مورد دولت پاکستان مجبور شده است به‌طور غیرمستقیم به آن‌ها پول بدهد.

در سال ۲۰۰۵ نظامیان پاکستانی پس از یک‌سال نبرد با جنگجویان طالبان در وزیرستان جنوبی در بدل معاهده صلح با آنان به چهار تن از فرماندهان قبایلی مبلغ هشتصد هزار دلار پرداختند. این مبلغی بود که فرماندهان قبایلی استدلال می‌کردند آن را برای ادامه مبارزه علیه نیروهای دولتی، از القاعده وام گرفته‌اند و باید آن‌را پس بدهند. در واقع این پول مستقیماً به‌دست رهبران القاعده قرار گرفت.

در جنگی که سربازان بیشتر از ۴۰ کشور قدرتمند جهان با سلاح و تجهیزات مدرن و پیشرفته درگیر آن هستند. مصارف نیروهای بین‌المللی نیز اندک نیست. تنها مصارف آمریکا در این جنگ که شامل مصارف درازمدت از قبیل موظبت از زخمی‌ها نمی‌شود از جنگ دوازده ساله ویتنام فراتر رفته و به دو برابر جنگ کوریا و دو برابر جنگ دوم جهانی رسیده است.

تنها در سال ۲۰۰۸ مصارف جنگ در افغانستان از ۱۶ میلیارد دلار بیشتر بوده که این مبلغ شامل فعالیت‌های استخباراتی نمی‌شود. بریتانیا پیش از جنگ افغانستان مبلغ یک میلیارد دلار برای جنگ کنار گذاشته بود در حالی‌که در اواخر سال ۲۰۰۷ تنها بریتانیا تقریباْ هفت میلیارد دلار به‌طور مستقیم در جنگ افغانستان و عراق خرچ کرد و تخمین‌زده می‌شود که تا پایان سال ۲۰۱۰ مصارف جنگ عراق و افغانستان برای بریتانیا از ۱۸ میلیادر دلار تجاوز کند. این در حالی است که از سال ۲۰۰۲ به این‌سو ۴۶ کشور کمک کننده‌ی عضو ناتو و غیر ناتو به ارزش ۸۲۲ میلیون دلار سلاح و تجهیزات در اختیار دولت افغانستان قرار داده‌اند. در مقابل این همه نیرو و مصارفی که نیروهای ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا در افغانستان به‌کار گرفته‌اند تخمین‌زده می‌شود که حدود ۱۵۰۰۰ تن از جنگجویان طالب با منابع مالی که سرچشمه آن هنوز درست‌شناسایی نشده قرار دارند. آن‌ها نه تنها از سلاح و تجهیزات مدرن و سنگین زمینی و هوایی برخوردار نیستند بلکه بدون شک مبالغ گزافی را که نیروهای خارجی در اختیار دارند نیز در دسترس آن‌ها قرار ندارد. اما با این‌هم ماشین هیچ جنگی را نمی‌توان بدون پول کافی به‌کار انداخت. برخی از تحلیلگران استدلال می‌کنند از آن‌جایی که جنبش طالبان در سال ۱۹۹۴ به حمایت مستقیم پاکستان به‌وجود آمد این کشور می‌خواهد از وجود این نیرو به عنوان وسیله فشار برای دریافت کمک‌های اقتصادی از غرب و گرفتن امتیازات سیاسی از افغانستان استفاده کند.

از این‌رو ظاهراً به‌نطر می‌رسد که برخی از عناصر در دولت و استخبارات این کشور هنوز هم از نیروهای بینادگرای مثل طالبان و القاعده و گروه‌های مشابه حمایت می‌کنند.

منابع رسمی پاکستان هنوز هم ارتباط نزدیک‌شان با رهبران طالبان افغان را پنهان نمی‌کنند. اطهر عباس سخنگوی ارتش پاکستان نیز اخیراً در مصاحبه با یک تلویزیون آمریکایی گفته بود که این کشور هنوز هم با ملا عمر رهبر طالبان و سایر فرماندهان آن‌ها در ارتباط است و می‌تواند میان طالبان و نیروهای آمریکایی میانجی‌گری کند. در مورد ایران و برخی از کشورهای عربی در خلیج فارس نیز برخی از تحلیلگران نطر مشابهی دارند و معتقدند که القاعده و طالبان به‌نحوی از انحا از حمایت مالی و حتی تسلیحاتی از سوی برخی از حلقات این کشورها سود می‌برند. اما سوال اصلی این است جامعه جهانی پس از هفت سال جنگ کمرشکن و پُرتلفات با مخالفان مسلح در داخل افغانستان چرا در پی آن نشده‌اند تا برای خشکانیدن سرچشمه مالی نیروهای تندو و بنیادگرا گام موثری بردارند.[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- ببرک احساس، کی به طالبان پول می‌دهد؟، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی: شنبه ۱۸ ژوئیه ۲۰۰۹ - ۲۷ تیر ۱۳۸۸


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت بی‌بی‌سی


۱۳۹۶ شهریور ۱۱, شنبه

پشت‌پرده‌ی قتل دیپلمات ایرانی در مزارشریف

گفتگو با: وحید مژده (کارشناس مسائل سیاسی افغانستان)

افغانستان و ایران


فهرست مندرجات

.



پشت‌پرده‌ی قتل دیپلمات ایرانی در مزارشریف

وحید مژده، نویسنده، ژورنالیست و تحلیل‌گر مستقل سیاسی در پیوند به مسایل افغانستان، طالبان و جهان عرب است.‎

تاکنون مقام یا منبع موثقی درباره‌ی دست‌های پشت‌پرده‌ی دوران حاکمیت طالبان و علل حمله به کنسول‌گری ایران در مزارشریف افغانستان در سال ١۳۷۷ که به شهادت دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرنا انجامید سخنی شفاف و رسمی نگفته است؛ هنوز حتی امیدی برای شناسایی و مجازات عاملان این جنایت وحشتناک وجود ندارد. براساس شواهد موجود، طالبان به‌محض ورود به مزارشریف، هیچ‌کاری نکردند، مگر حرکت به‌سمت کنسول‌گری ایران و شهادت ایرانیان.

یک کارشناس امور سیاسی افغانستان که به مسائل دوران حاکمیت طالبان آگاهی کامل دارد در گفت‌وگویی به بیان واقعه‌ی پشت‌پرده این جنایت پرداخت و از نیت اصلی طالبان پرده برداشت. اهم سخنان وحید مژده را در ادامه بخوانید:

برخی جریان​ها داخل طالبان نمی‏‌خواستند ارتباطی با کشورهای همسایه و خارجی داشته باشند. تعدادی از همین جریان‌های داخل طالبان که یکسر آن به‌بعضی حلقه‌ها در پاکستان وصل بود، می‏‌خواستند با شهادت دیپلمات‏‌های ایرانی جنگ ایجاد کنند.

شهادت دیپلمات‏‌ها و خبرنگار ایرانی، به‌زعم طالبان افکندن دامی برای ایران و کشاندن این کشور در جنگی ناخواسته بود که اگر رخ می‌داد باید سال‏‌ها در آن مصروف می‏‌ماند.

بعضی از حلقه‌های خاص درون طالبان متصل به بعضی‌ها در پاکستان از یکسو می‏‌خواستند رابطه‌ی بازرگانی با افغانستان داشته باشند که کشورهای همسایه در آن شریک نباشند و از سویی دیگر برای محدود کردن طالبان و جلوگیری از ارتباط مستقیم با کشورهای همسایه، چنین طرحی را ریختند.

زمانی‌که طالبان برای دومین‏‌بار به مزارشریف حمله کردند و این شهر را به‌تصرف درآوردند، خبر کشته شدن دیپلمات‏‌های ایرانی به وزارت خارجه دولت طالبان رسید که این کار، نوعی حیرت را در میان مسئولان وزارت خارجه زمان طالبان برانگیخت.

در آن‌وقت با تعدادی از مسئولان طالبان در مورد کشته‌شدن دیپلمات‏‌های ایرانی گفت‏‌وگو کردم، آنان خواهان پیگیری این مسئله بودند که باید مشخص شود چه کسانی در پشت این رویداد (شهادت دیپلمات‏‌های ایرانی) قرار دارند.

بعد از مدتی روشن شد یکی از فرماندهان طالبان به‌نام ملا دوست‌محمد با افرادش که در میان آنان تعدادی از افراد پاکستانی‏ نیز وجود داشتند، دست به کشتار این دیپلمات‏‌ها زده بودند.

همه شواهد موجود بود که این افراد به‌صورت خودسر دست به چنین اعمالی (شهادت دیپلمات‌های ایرانی) نبرده بودند و دست‏‌های قدرتمند پشت‌پرده، این روند را رهبری می‏‌کرد.

وکیل‌احمد متوکل (وزیر خارجه سابق دوران طالبان) نیز در آن‏‌زمان گفت: کسانی که دست به این عمل زدند در صف ما بودند، اما از ما نبودند. متوکل این حرف را با دقت تمام و حساب‌شده به زبان آورده بود.

یک گروه از قندهار مأمور شده بود تا به مزارشریف بروند و قضیه (شهادت دیپلمات‌ها) را پیگیری کند، اما آنان موضوع را درست پیگیری نکردند، باوجودی که دستور پیگیری این حادثه داده شده بود.

یکی از مسئولان طالبان در گفت‌‏وگو با من در همان‌زمان فاش کرد که هم‌زمان با رسیدن آنان به مزارشریف فردی را دستگیر کردند تا آنان را تا ساختمان کنسول‌گری و دیپلمات‏‌های ایرانی راهنمایی کند.

این فرد که در میان طالبان فعالیت می‌کرد، خود اعتراف کرد، طالبانی که در مزارشریف رفته بودند موقعیت کنسول‌گری جمهوری اسلامی ایران را نمی‌شناختند اما شخص بازداشت‌شده، طالبان را تا کنسول‌گری راهنمایی کرده بود.

طالبان از این جنایت خود هیچ نفعی نبردند، رابطه‌ی طالبان با جمهوری اسلامی ایران با انجام این عمل به‌تیرگی گرایید در حالی‏‌که همین طالبان می‌گفتند که نیاز دارند با همسایه‏‌های خود رابطه‌ی حسنه داشته باشند.

تاكنون مقام یا منبع موثقی درباره‌ی دست‌های پشت‌پرده دوران حاكمیت طالبان و علل حمله به كنسولگری ایران در مزارشریف افغانستان كه به شهادت دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرنا انجامید سخنی شفاف و رسمی نگفته است؛ هنوز حتی امیدی برای شناسایی و مجازات عاملان این جنایت وحشتناك وجود ندارد.

به گزارش روز دوشنبه ایرنا دفتر كابل، مروری به آنچه سال ١۳۷۷ در شمال افغانستان رخ داد همه را به حیرت وامی‌دارد كه چرا طالبان براساس یك برنامه از پیش‌طراحی شده، بلافاصله پس از ورود به مزارشریف، «یك نفر را مامور كردند تا نشانی كنسولگری ایران را به آنان نشان دهد»؟

ماجرای شهادت مظلومانه دیپلمات‌های ایرانی همراه با شهید محمود صارمی مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در افغانستان بسیار حزن‌آلود است اما وقتی مسائل پشت‌پرده این جنایت طالبان افشا می‌شود، موضوع دردناك‌تر و وحشیانه‌تر می‌شود.

براساس شواهد موجود، طالبان به‌محض ورود به مزارشریف، هیچ كاری نكردند مگر حركت به سمت كنسولگری ایران و شهادت ایرانیان.


ماجرای تصرف مزارشریف

طالبان كه بیشتر نقاط افغانستان از جمله پایتخت و قلب این كشور را گرفته بودند، از سال ١۳۷٦ به‌دنبال تصرف مناطق شمالی و مركز استان بلخ، یعنی شهر مزارشریف بودند كه تحت سیطره‌ی جبهه متحد شمال متشكل از نیروهای افغان قرار داشت.

اعضای این گروه حتی یك‌بار توانستند مزارشریف را برای مدت كوتاهی در سال ۷٦ به‌تصرف درآورند، اما جبهه متحد شمال كه در هماهنگی گروه‌های مختلف افغان در همراهی با مردم علیه طالبان ایستادگی می‌كردند، این مهاجمان را مجبور به عقب‌نشینی كردند تا این‌كه طالبان پس از اطراق در قندوز و تجدید قوا دوباره توانستند مردادماه سال ۷۷ شهر مزارشریف را به محاصره درآورند.

براساس گزارش‌ها حدود یك‌ماه جنگ طالبان با گروه‌های افغان در مزارشریف ادامه داشت تا این‌كه به‌علت خیانت برخی افراد، طالبان توانستند از یك بخش وارد شهر مزارشریف شوند.

زمان ورود طالبان به مزارشریف روز ١۷ مردادماه سال ۷۷ گزارش شده است.


١۷ مرداد و روز تاریخی برای ایرانیان

سقوط شهر مزارشریف افغانستان در مردادماه سال ١۳۷۷ برای همه جهان خبری تكان‌دهنده بود اما برای ایرانیان بسیار دردناك‌تر؛ ٩ نفر از دیپلمات‌های كنسولگری و خبرنگار ایرنا در این رویداد به‌طور غیرمنتظرانه و مظلومانه به‌دست طالبان متحجر به شهادت رسیدند.

اعلام خبر شهادت این ایرانیان به آن شكل مظلومانه كه حتی با بی احترامی به پیكرهای‌شان از سوی طالبان همراه شد، ایرانیان را عزادار كرد؛ ابتدا كسی خبر نداشت، همه می‌دانستند كه مزارشریف سقوط كرده اما براساس آخرین تماس شهید ریگی سرپرست كنسولگری به وزارت خارجه و شهید صارمی خبرنگار ایرنا همه می‌دانستند كه طالبان وارد شهر شده‌اند.

شهید صارمی كه محل فعالیتش ساختمانی روبه‌روی كنسولگری بود و برای درامان ماندن و بودن در كنار دیپلمات‌ها به كنسولگری آمده بود، هنگامی آخرین گفت‌وگوی تلفنی خود با همكارانش را قطع كرد كه گفته بود: من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند، خبر فوری مزارشریف سقوط كرد؛ این‌جا محل كنسولگری ایران در مزارشریف است، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه‌ی كنسولگری دیده می‌شوند به من بگویید چه وظیفه‌ای... .

شهید صارمی هم‌چنین تلفنی گفته بود: طالبان به‌زور وارد كنسولگری شدند، صدای‌شان در حیاط به گوش می‌رسد، من باید بروم، باید قطع كنم... .

هنوز كسی نمی‌دانست طالبان دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرنا را پس از چند دقیقه در زیرزمین ساختمان جمع و بدون توجه به قواعد دیپلماتیك جهانی، به‌شكلی بسیار مظلومانه تیرباران كرده‌اند.

حتی هنوز كسی نمی‌دانست كه عصر آن روز پیكر شهدا به گودالی در خارج از كنسولگری با اهداف مشخص منتقل شده بود تا نشان دهند كه این افراد در بیرون از كنسولگری بوده‌اند و این جنایت كار آنان نبوده است.


پشت‌پرده اقدام ننگین طالبان

تاكنون بسیار درباره‌ی جزییات شكل‌گیری این رویداد و آنچه در كنسولگری ایران در مزارشریف اتفاق افتاده، روایت شده كمتر درباره علل پشت‌پرده این جنایت و این‌كه چرا طالبان به‌محض ورود به این شهر این اقدام را انجام دادند، سخنی به میان آمده است.

یك كارشناس امور سیاسی افغانستان كه به مسائل دوران حاكمیت طالبان آگاهی كامل دارد در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرنگار ایرنا به بیان واقعه پشت‌پرده این جنایت پرداخت و از نیت اصلی طالبان پرده برداشت.

وحید مژده، در پاسخ به نخستین پرسش خبرنگار ایرنا دفتر كابل این‌گونه پاسخ داد: «برخی جریان‌ها داخل طالبان نمی‌‏خواستند این افراد به‏ غیر از این كشور دریچه دیگری برای ارتباط با كشورهای همسایه و خارجی داشته باشند».

وی افزود: «از سوی دیگر تعدادی از همین جریان‌های داخل طالبان كه یكسر آن به بعضی حلقه‌ها در پاكستان وصل بود می‏‌خواستند با شهادت دیپلمات‏‌های ایرانی جنگ ایجاد كنند».

مژده ماجرا را این‌گونه بیشتر توضیح داد: شهادت دیپلمات‌‏ها و خبرنگار ایرانی، به‌زعم طالبان افكندن دامی برای ایران و كشاندن این كشور در جنگی ناخواسته بود كه اگر رخ می‌داد باید سال‏ها در آن مصروف می‌‏ماند.

این آگاه امور سیاسی افغان تاكید كرد: بعضی از حلقه‌های خاص درون طالبان متصل به بعضی‌ها در پاكستان از یكسو می‌خواستند رابطه بازرگانی با افغانستان داشته باشند كه كشورهای همسایه در آن شریك نباشند و از سویی دیگر برای محدود كردن طالبان و جلوگیری از ارتباط مستقیم با كشورهای همسایه، چنین طرحی را ریختند.

این كارشناس افغان اظهارداشت: «من به یاد دارم زمانی كه طالبان برای دومین‌بار به مزارشریف حمله كردند و این شهر را به تصرف درآوردند، خبر كشته شدن دیپلمات‌‏های ایرانی به وزارت خارجه دولت طالبان رسید كه این كار، نوعی حیرت را در میان مسئولان وزارت خارجه زمان طالبان برانگیخت».

مژده ادامه داد: در آن‌وقت با تعدادی از مسئولان طالبان در مورد كشته شدن دیپلمات‏‌های ایرانی گفت‌وگو كردم، آنان خواهان پیگیری این مسئله بودند كه باید مشخص شود چه كسانی در پشت این رویداد (شهادت دیپلمات‏‌های ایرانی) قرار دارند.

این كارشناس افغان اضافه كرد: «بعد از مدتی روشن شد یكی از فرماندهان طالبان به‌نام ملا دوست‌محمد با افرادش كه در میان آنان تعدادی از افراد پاكستانی‏ نیز وجود داشتند، دست به كشتار این دیپلمات‏‌ها زده بودند.


اقدام هدفمند طالبان برای شهادت ایرانیان

وی تصریح كرد: همه شواهد موجود بود كه این افراد بصورت خودسر دست به چنین اعمالی (شهادت دیپلمات‌های ایرانی) نبرده بودند و دست‏های قدرتمند پشت‌پرده، این روند را رهبری می‏كرد.

مژده خاطر نشان كرد: وكیل احمد متوكل (وزیر خارجه سابق دوران طالبان) نیز در آن‌زمان گفت «كسانی كه دست به این عمل زدند در صف ما بودند، اما از ما نبودند».

این كارشناس تصریح كرد: متوكل این حرف را با دقت تمام و حساب شده به‌زبان آورده بود.

وی ادامه داد: یك گروه از قندهار مامور شده بود تا به مزارشریف بروند و قضیه (شهادت دیپلمات‌ها) را پیگیری كند اما آنان موضوع را درست پیگیری نكردند، باوجودی كه دستور پیگیری این حادثه داده شده بود.


طالبان ماجرا را پیگیری نكردند

این كارشناس افغان در پاسخ به این پرسش كه ماجرای پیگیری این موضوع چه شد'، گفت: طالبان باید موضوع قتل دیپلمات‏های ایرانی را پیگیری می‏كردند اما آنان چنین كاری را انجام ندادند، این موضوع نشان‌گر دست‏های پشت‌پرده است كه نمی‏گذاشتند قضیه پیگیری شود.


كنسولگری ایران، نخستین ماموریت طالبان

وی اظهارداشت: یكی از مسئولان طالبان در گفت‏وگو با من در همان‌زمان فاش كرد كه همزمان با رسیدن آنان به مزارشریف فردی را دستگیر كردند تا آنان را تا ساختمان كنسولگری و دیپلمات‏‌های ایرانی راهنمایی كند.

مژده افزود: این فرد كه در میان طالبان فعالیت می‌كرد، خود اعتراف كرد، طالبان كه در مزارشریف رفته بودند موقعیت كنسولگری جمهوری اسلامی ایران را نمی‌شناختند اما شخص بازداشت‌‌شده، طالبان را تا كنسولگری راهنمایی كرده بود.

وی تاكید كرد: طالبان از این جنایت خود هیچ نفعی نبردند، رابطه‌ی طالبان با جمهوری اسلامی ایران با انجام این عمل به تیرگی گرائید در حالی‌كه همین طالبان می‌گفتند كه نیاز دارند با همسایه‏‌های خود رابطه‌ی حسنه داشته باشند.

مژده اظهارداشت: در آن‌زمان حتی بحث جنگ بین دو كشور نیز گمانه‌زنی می‌شد و به‌نظر می‌رسید طالبان به‌زعم خود می‌خواسته‌اند دامی برای ایرانی‏‌ها در افغانستان گذاشته باشند تا شاید با كشتن دیپلمات‏‌ها، ایرانی‏‌ها دست به عملیات در افغانستان بزنند.

وی ادامه داد: در صورت عملیات نظامی ایران در افغانستان طبیعی بود كه طالبان خط دفاعی نداشتند و ایرانی‌‏ها می‏‌توانستند قسمتی از خاك افغانستان را اشغال كنند و با این كار ایران، البته كشورهای عربی در رابطه‌ی با طالبان تجدیدنظر می‏‌كردند.

كارشناس افغان گفت: طالبان گمان داشتند دامی برای ایران پهن كرده‌اند و می‌‏خواستند بعدها به آن شكلی مذهبی نیز بدهند.


درایت ایرانیان

مژده تاكید كرد: اما این نقشه طالبان با سیاست و درایت درست ایرانی‏‌ها خنثی شد و برای كشورهای پشت‌‌پرده چنین سیاستی حیرت‌‌كننده بود.

وی این اقدام طالبان علیه ایرانی‌‏ها را یك نقشه از پیش طراحی‌شده خواند و اظهار داشت: در آن‌‏زمان گروهی از پاكستان به افغانستان آمده بودند و من در صحبت با یكی از آنان از احتمال جنگ میان ایران و افغانستان به‌وی خبر دادم و نظرش را در این مورد جویا شدم.

مژده افزود: وی لبخندی زد و گفت كه «اگر جنگ صورت گیرد به‌ضرر افغان‏‌ها و طالبان نیست».

وی تاكید كرد: من این حرف را تعجب‏‌آور خواندم كه چطور می‌شود میان دو كشور جنگ شود اما به ضرر افغان‏‌ها نباشد؛ در حالی‌كه طالبان قدرت نظامی هم نداشتند تا در برابر نیروهای ایرانی مقاومت كنند.


انفجار قندهار نیز كارخودشان بود

این كارشناس افغان در ادامه انفجار شهر قندهار كه در نزدیكی خانه‌ی ملاعمر سركرده‌ی طالبان رخ داد را نیز از این دست برنامه‏‌های از پیش‌طراحی‌شده‌ی علیه ایران خواند و گفت: «در این انفجار دو برادر و یك همسر ملاعمر جان باختند و بعدها همان حلقه‌های پاكستانی اسنادی را در اختیار طالبان گذاشتند كه این كار توسط ایرانی‏‌ها انجام شده است».

وی افزود: این انفجار چند ماه پس از تصرف مزارشریف رخ داد.

مژده تاكید كرد: این تلاش‌‏ها از سوی برخی منابع پاكستانی مستقر در طالبان صورت می‏‌گرفت تا رابطه‌ی طالبان فقط و فقط با پاكستان باشد و كشور‏های دیگر در این روند شریك نباشند.


طالبان عمداً از خواست ایران سر باز زدند

مژده در پاسخ به اقدامات طالبان درباره‌ی واقعه مزارشریف گفت: ایران‏ از طالبان خواست تا عاملان این حادثه را بازداشت كنند اما طالبان این خواسته را یك نوع فشار بر خود تلقی كردند و از پذیرفتن آن سر باز زدند.


تحقیقات خصوصی طالبان

وی تصریح كرد: براساس گزارش‌های موجود، طالبان به‌صورت خصوصی تحقیقاتی را در زمینه‌ی واقعه مزارشریف انجام دادند و دریافتند كه برخی جریان‌های پاكستانی با دخالت و ورود به گروه ملا دوست‌محمد دست به این كار زده بودند.

مژده خاطرنشان كرد: شخص ملا دوست‌محمد نیز در جنگ مزارشریف با تعدادی از افراد خود كشته شد و قضیه تا امروز پوشیده ماند و كسی ندانست كه بعد از آن چه گذشت.

به گزارش ایرنا در حالی ١۳ سال از جنایت دردناك شهادت دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرنا در مزارشریف می‌گذرد كه عاملان این واقعه مجازات نشده‌اند.

در حمله طالبان ناصر ریگی، محمدناصر ناصری، نورالله نوروزی، رشید پاریاو فلاح، مجید نوری نیاركی، كریم حیدریان، محمدعلی قیاسی و حیدرعلی باقری از دیپلمات‌ها و محمود صارمی، مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف مظلومانه به شهادت رسیدند.[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- پشت‌پرده‌ی قتل دیپلمات ایرانی در مزارشریف، خبرآنلاین، خبرگزاری تحلیلی ایران: ۱۷ مرداد ۱۳۹٠


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

خبر آنلاین، خبرگزاری تحلیلی ایران


۱۳۹۵ تیر ۱۲, شنبه

هبت‌الله آخندزاده

از: دانشنامه‌ی آریانا

هبت‌الله آخندزاده


فهرست مندرجات
زندگی‌نامه‌هاطالبان

مولوی هبت‌الله آخندزاده (به انگلیسی: Hibatullah Akhundzada) (زاده‌ی ح ۱٣۴٠ خ -)، سومین رهبر و امیر طالبان، که به‌عنوان «شیخ الحدیث» نیز شهرت دارد، در دوران حکومتداری طالبان قاضی بود و سپس قاضی‌القضات شد. در پی کشته شدن اخترمحمد منصور، سخنگوی طالبان، در بیانیه‌ای هبت‌الله آخندزاده را رهبر جدید معرفی کرد و از سراج‌الدین حقانی و ملا محمد یعقوب به‌عنوان معاونان او نام برد.

مولوی آخندزاده، در میان طالبان بیشتر یک چهره مذهبی است و تجربیات زیادی در زمینه مسائل نظامی ندارد و بیشتر مسئول فتوا‌های مذهبی این گروه است.


زندگی‌نامه
هبت‌الله آخندزاده

هبت‌الله آخندزاده، در حدود ۱٣۴٠ خورشیدی (۱۹٦۱ میلادی)، در منطقه اسپروان، شهرستان پنجوایی، استان قندهار در جنوب افغانستان زاده شد. او از طایفه‌ی نورزایی قوم پشتون است و درباره‌ی زندگی و کارنامه‌ی او اطلاعات چندانی در دست نیست.

آخندزاده، آموزش‌های اسلامی را در افغانستان و پاکستان فرا گرفته و از او که به‌عنوان «شیخ‌الحدیث» یاد می‌شود، زمانی در یکی از مدارس قندهار آموزگار بوده و شماری در گروه طالبان او را «استاد» خطاب می‌کنند. در زمان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی، در دهه ۸۰ میلادی، از مجاهدان حرکت انقلاب اسلامی افغانستان، به‌رهبری مولوی محمدنبی محمدی، علیه شوروی سابق و رژیم دست نشانده‌ی آن بود؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا او از فرماندهان مجاهدین بوده است یا خیر.

در رژیم طالبان در سال‌های ۱۹۹٦ تا ۲۰۰۰، مولوی آخندزاده، قاضی محاکم نظامی گروه طالبان بود و بعد از مداخله آمریکا در سال ۲۰۰۱، به‌عنوان قاضی‌القضات این گروه منصوب شد. او از افراد نزدیک به ملا محمدعمر، رهبر پیشین گروه طالبان بود و گفته می‌شود ملاعمر براساس فتواهای او دستورهای مذهبی و سیاسی خویش را صادر می‌کرده است.

مولوی آخندزاده، پیش از آن‌که رهبر گروه طالبان شود، معاون ملا اخترمحمد منصور، رهبر پیشن این گروه بود. او که که تا آن زمان چهره‌ی زیاد شناخته شده نبود، در خردادماه ۱٣۹۵، پس از کشته شدن ملا اختر منصور در حمله هواپیماهای بدون‌سرنشین آمریکایی در بلوچستان پاکستان، به‌عنوان رهبر طالبان تعیین شد.

به نظر وحید مژده، تحلیلگر افغان که مسائل طالبان را از نزدیک دنبال می‌کند، رهبر جدید گروه طالبان (مولوی آخندزاده) از نفوذ و قدرت اخترمحمد منصور، برخوردار نیست و مشورت و نظرخواهی با بقیه رهبران طالبان چالشی برای رهبر جدید خواهد بود.

گفته می‌شود که مولوی هبت‌الله آخندزاده، صاحب امتیاز یک مدرسه بسیار بزرگ در ایالت بلوچستان پاکستان است. با این حال، «در مورد خانواده شخصی رهبر جدید گروه طالبان، همسر و فرزندان او تا کنون معلوماتی در دست نیست.»


نخستین پیام

هبت‌الله آخندزاده، رهبر جدید طالبان در نخستین پیامش پس از انتصاب به‌عنوان رهبر طالبان از آمریکا خواسته تا به گفته او به «اشغال» افغانستان پایان دهد. در این پیام مولوی آخندزاده که به‌مناسبت عید فطر منتشر شده، خطاب به آمریکا آمده است: «به‌جای استفاده بیهوده از زور، واقعیت‌ها را بپذیرید و به اشغال پایان دهید.»

او گفته است: «پیام ما به متجاوزین آمریکایی و متحدانش این است: ملت مسلمان افغان از استفاده زور و تزویر شما ترس ندارد، در مقابله و مبارزه علیه شما شهادت را هدف و آرمان بزرگ و عالی زندگی خود می‌داند، شما نمی‌توانید با تداوم حضور عساکر (سربازان) خود، استمرار جنگ و افزایش اختیارات جنگی نظامیان خود، حوصله و مبارزه جهادی ما را متزلزل کنید.»

در ادامه این پیام آمده است: «ما خواهان انحصار قدرت نیستیم، تمام اقوام و توده‌های افغان به همدیگر ضرورت دارند و تکامل نظام اسلامی، استقلال و قوت افغان‌ها وابسته به اتحاد و اتفاق آن‌ها است.»

رهبر گروه طالبان در این پیام سیاست این گروه را به دو بخش نظامی و سیاسی تقسیم کرده که به گفته او از یک‌سو «جهاد واجب است» و از سوی دیگر «برای خاتمه‌ی اشغال، بازگشت استقلال و یک‌پارچگی کشور و ایجاد نظام مقدس اسلامی»، به راهکار واضح سیاسی نیاز است که از سوی دفتر سیاسی این گروه تشریح شده‌ است.

رهبر گروه طالبان در پیام خود به کشورهای منطقه و همسایه گفته است: «اشغال افغانستان توسط آمریکایی‌ها و موجودیت آمریکایی‌ها در این‌جا منافع مشترک ما و شما را تهدید می‌کند، در این‌جا به آتش فتنه دامن‌زده و با گسترش تلاش‌های استخباراتی و نظامی خود تمام منطقه را بی‌ثبات می‌سازد.» او از این کشورها خواسته که با طالبان همنوا شوند یا «اقلاً از اقداماتی خودداری کنید که سبب طولانی‌شدن موجودیت آمریکایی‌ها در منطقه می‌شود.»

مولوی آخندزاده در بخشی از پیام خود از اعضای این گروه خواسته تا «تلاش کنید در جریان جنگ، مسلمانان از دست‌تان آزار و اذیت نشود، فعالیت‌های خود را با دقت کامل پلان‌گذاری (برنامه‌ریزی) کنید، به اماکن عام‌المنفعه مثل شفاخانه‌ها (بیمارستان)، مدارس، مکاتب، پل‌ها، منابع آب، تاسیسات عام‌المنفعه و پروژه‌ها زیان نرسانید؛ بلکه باید از آن حفاظت کنید.»


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

Afghan Taliban announce successor to Mullah Mansour”, BBC News. 25 May 2016.
خبرگزاری افق می‌نویسد: «ملاهبت الله آخوندزاده در زمان حکومت ۵ ساله طالبان به‌عنوان قاضی‌القضات کار کرده و ملاعمر رهبر سابق این گروه به وی اعتماد بیشتر داشته است.» (رجوع شود به: ملا هبت‌الله رهبر جدید طالبان کیست؟، خبرگزاری افق: ۵ جوزا ۱۳۹۵). اما بی‌بی‌سی می‌نویسد: «در رژیم طالبان در سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰، رهبر جدید گروه طالبان، قاضی محاکم نظامی این گروه بوده است. او بعد از مداخله آمریکا در سال ۲۰۰۱، به‌عنوان قاضی‌القضات طالبان تعیین شده بود.» (رجوع شود به: هبت‌الله، رهبر جدید گروه طالبان کیست؟، بخش فارسی بی‌بی‌سی: چهارشنبه ٢۵ مه ٢٠۱٦ - ۰۵ خرداد ۱٣۹۵)؛ بی‌بی‌سی هم‌چنین در گزارش دیگر خود می‌نویسد: «براساس اظهارات ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان در گفت‌وگو با وحید پیکان خبرنگار بی‌بی‌سی، بت‌الله آخندزاده در دوره حاکمیت گروه طالبان در نیمه دوم هفتاد خورشیدی قاضی دادگاه نظامی رژیم طالبان بوده است. آخندزاده پس از حمله آمریکا به حکومت طالبان در پاییز ۱۳۸۰، به‌عنوان قاضی‌القضات طالبان و در پی مرگ ملا عمر رهبر اسبق طالبان به‌عنوان معاون ملا اخترمحمد منصور رهبر پیشین این گرون تعیین شد.» (رجوع شود به: طالبان مرگ رهبر خود را تایید و رهبر جدید را تعیین کرد، بخش فارسی بی‌بی‌سی: چهارشنبه ٢۵ مه ٢٠۱٦ - ۰۵ خرداد ۱٣۹۵).
رجوع شود به گزارش اخیر. بی‌بی‌سی می‌نویسد: «در اعلامیه‌ی رسمی «امارت اسلامی» که از سوی قاری یوسف احمدی، سخنگوی این گروه به رسانه‌ها فرستاده شده، آمده است که ملا منصور در روز اول جوزا (خرداد) در منطقه مرزی بین قندهار افغانستان و بلوچستان پاکستان موسوم به «نوشکی» کشته شد. منطقه نوشکی در داخل خاک پاکستان واقع است. این گروه تأیید کرده که رهبر پیشین این گروه در اثر حمله پهپادهای آمریکایی جان خود را از دست داده است.
گروه طالبان در اعلامیه‌‌ی خود نوشته که مولوی هبت‌الله آخندزاده در شورایی که این گروه آن را شورای «حل و عقد» خوانده به‌عنوان جانشین ملا منصور تعیین شده است. این اعلامیه افزوده است که سراج‌الدین حقانی پسر جلال‌الدین حقانی رهبر شبکه حقانی و مولوی یعقوب پسر ملا محمدعمر، رهبر اسبق طالبان هم به‌عنوان معاونان رهبر جدید طالبان تعیین شده‌اند.
گروه طالبان در اعلامیه خود بار دیگر بر ادامه جنگ در افغانستان تأکید ورزیده است.»
هبت‌الله، رهبر جدید گروه طالبان کیست؟، بخش فارسی بی‌بی‌سی: پیشین؛ و نیز خبرگزاری افق می‌نویسد: «منابع نزدیک به طالبان می‌گویند اقدامات طالبان علیه گروه داعش و اقدام نظامی علیه افراد ملا رسول نیز به فتوای ملا هبت‌الله صورت پذیرفته است» و حتی «گفته می‌شود ملاعمر براساس فتواهای او دستورهای مذهبی و سیاسی خویش را صادر می‌کرده است.» (رجوع شود به گزارش خبرگزاری افق: پیشین).
دانشنامه‌ی آزادی ویکی‌پدیای فارسی زمان تولد مولوی هبت‌الله آخندزاده را بین سال‌های ۱۹٦٦ تا ۱۹۷۱ میلادی، در ولایت قندهار ذکر می‌کند که محرز نیست. اما این دانشنامه‌ به‌زبان انگلیسی به نقل از بخش انگلیسی بی‌بی‌سی نیوز، سال ۱۹٦۱ میلادی را تاریخ زایش او بیان کرده است.
ملا هبت‌الله رهبر جدید طالبان کیست؟، خبرگزاری افق: پیشین.
طالبان مرگ رهبر خود را تایید و رهبر جدید را تعیین کرد، بخش فارسی بی‌بی‌سی: پیشین.
هبت‌الله، رهبر جدید گروه طالبان کیست؟، بخش فارسی بی‌بی‌سی: پیشین.
همان‌جا.
ملا هبت‌الله رهبر جدید طالبان کیست؟، خبرگزاری افق: پیشین.
هبت‌الله، رهبر جدید گروه طالبان کیست؟، بخش فارسی بی‌بی‌سی: پیشین.
ملا هبت‌الله رهبر جدید طالبان کیست؟، خبرگزاری افق: پیشین.
هبت‌الله، رهبر جدید گروه طالبان کیست؟، بخش فارسی بی‌بی‌سی: پیشین.
همان‌جا.
همان‌جا.
ملا هبت‌الله رهبر جدید طالبان کیست؟، خبرگزاری افق: پیشین.
هبت‌الله، رهبر جدید گروه طالبان کیست؟، بخش فارسی بی‌بی‌سی: پیشین.
هبت‌الله آخندزاده، از زمانی‌که به‌عنوان رهبر طالبان تعیین شد و این نخستین باری است که از جانب او پیام عمومی منتشر شده است.
نخستین پیام رهبر جدید طالبان: آمریکا به اشغال افغانستان پایان دهد، بخش فارسی بی‌بی‌سی: شنبه ٢ ژوئیه ٢٠۱٦ - ۱٢ تیر ۱٣۹۵؛ بی‌بی‌سی می‌نویسد: «پیام رهبر طالبان دو روز پس از آن منتشر می‌شود که در یک حمله انتحاری خونین این گروه روز پنجشنبه در غرب کابل ۳۲ دانش‌آموخته اکادمی پلیس کشته و ۷۸ نفر دیگر زخمی شدند.
سازمان ملل متحد اخیراً با ابراز نگرانی از افزایش خشونت‌ها در افغانستان اعلام کرد که در سه ماه نخست امسال نزدیک به دو هزار غیرنظامی در افغانستان کشته یا زخمی شده‌اند.
این سازمان گروه طالبان را مسئول قسمت اعظم تلفات غیرنظامی در افغانستان خوانده و از طرف‌های جنگ خواسته تا از آسیب‌رساندن به غیرنظامیان اجتناب کنند.»


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها:افغانستان‌شناسیزندگی‌نامه‌هاچهره‌های مذهبیطالبان