۱۳۹۶ فروردین ۲, چهارشنبه

غان؛ یادبود افغان‌ها در استرالیا

از: همایون خیری (روزنامه‌نگار در استرالیا)

شتربانان افغان در استرالیا

غان؛ یادبود افغان‌ها در استرالیا


فهرست مندرجات

.



غان؛ یادبود افغان‌ها در استرالیا

موزه ملی راه آهن، استرالیای جنوبی (The National Railway Museum, South Australia)

غان (به انگلیسی: The Ghan)، از جمله قطارهای مسافری استرالیا است که خدمات مسافربری را بین آدلاید، آلیس اسپرینگز، و داروین در راه آهن آدلاید-داروین - به‌طول ٢۹٧۹ کیلومتر - انجام می‌دهد. نام این خدمات مسافربری، مختصری از نام مستعار قبلی افغان اکسپرس (The Afghan Express) است. این نام اختصاری، که در سال ۱۹٢٣، توسط یکی از کارکنان آن شهرت یافت، در واقع، یادبود و قدردانی از کار دشوار شتربانان افغان، در اواخر قرن نوزدهم در ساخت راه آهن استرالیا بود.

اگر از سابقه‌ی سه لوکوموتیو بخاری که شاه امان‌الله در سال ۱۹۲۰ از آلمان برای افغانستان خریداری کرد و فقط هفت کیلومتر را طی می‌کرد، بگذریم سفر با قطار در افغانستان هنوز امکان‌پذیر نشده است.

با این‌حال وقتی به شهر ادلید در ایالت استرالیای جنوبی سفر می‌کنید متوجه می‌شوید نام افغانستان با نام یکی از معروف‌ترین قطارهای جنوب به شمال استرالیا گره خورده است. این قطار که نام آن The Ghan یا «غان» است، روی «خط آهن جنوب بزرگ» استرالیا حرکت می‌کند و گردشگران را در مدت ۳ شب و ۴ روز از شهر ادلید در جنوب به شهر داروین در شمال می‌رساند. البته هر فکری درباره‌ی تجربه‌تان از سفر با قطار دارید بگذارید کنار. غان یک هتل مجلل و سیار است که به‌جای این‌که به زمین چسبیده باشد، روی خط آهن حرکت می‌کند.

تاریخچه‌ی قطار «غان» از سال ۱۸۴۰ شروع می‌شود، یعنی زمانی که چارلز استورت، کاوشگر بریتانیایی متولد بنگال، راهی بیابان‌های مرکزی استرالیا شد تا این بخش کشف نشده از استرالیا را کشف کند. سی سال بعد یک کاوشگر دیگر به‌نام جان مک‌دووال استوارت اهل اسکاتلند هم برای کشف ناشناخته‌های مرکزی استرالیا راهی این سرزمین‌ها شد. مشکل هر دوی این کاوشگران شیوه‌ی حمل و نقل خدمه و بار در جریان سفرهای اکتشافی بود. وزن زیاد بارها و کم‌آبی باعث می‌شد اسب‌ها در جریان سفر از پای بیفتند. و از این‌جا بود که فکر تهیه شتر و جایگزینی آن با اسب به میان آمد. ساربان‌هایی از افغانستان و مناطق هندوکش با شترهای‌شان به استخدام کاوشگران درآمدند.

یکی از همین کاوشگران به‌نام ویلیام جروویس که مهندس ارتش بریتانیا بود، در سال ۱۸۷۸ اولین قدم برای ساخت خط آهن در مرکز استرالیا را با استفاده از تجربه ساربان‌های افغان در هدایت کاروان‌های شتر برداشت. اولین بخش خط آهن در سال ۱۸۸۱ ساخته شد. طرح جروویس این بود که خط آهن بتواند ادلید را به داروین متصل کند. اما در سال ۱۸۸۳ پادشاهی بریتانیا او را به‌عنوان فرماندار کل نیوزیلند انتخاب کرد و در نتیجه تا زمانی‌که زنده بود نتوانست اجرایی‌شدن طرح پیشنهادی‌اش را ببیند.

در سال ۱۸۹۱ که اولین قطار از ایستگاه کورن به ایستگاه اودناتا رسید ۱۵۰ ساربان افغان در این طرح مشغول به‌کار بودند. نام قطاری که این مسافت را طی کرد برای تجلیل از خدمات ساربان‌های افغان به‌نام «افغان اکسپرس» انتخاب شد. اما نام قطار دو بار دیگر نیز تغییر کرد، یک‌بار به «غان اکسپرس« و بلاخره به‌نام امروزی‌اش یعنی «غان». اما این همه‌ی داستان نیست.

ساربان‌های افغان در شهر کوچک ماری (Marree) در ۷۰۰ کیلومتری ادلید زندگی می‌کردند. اقامت طولانی مدت ساربان‌ها و تشکیل خانواده باعث شد تا رفته رفته نمادهایی از زندگی مسلمانان افغان در این شهر شکل بگیرد. از جمله این نمادها عبادتگاهی کوچک به‌عنوان مسجد در ماری ا‌ست. طولی نکشید که در سال ۱۸۸۹ نیز اولین مسجد در ادلید ساخته شد که هم‌چنان پابرجاست.

ساربان‌های اففان پس از احداث خط آهن به زادگاه خود بازگشتند، اما گروهی از آن‌ها در استرالیا باقی ماندند که جمعیت کوچکی از بازماندگان‌شان اکنون در ماری زندگی می‌کنند. میراث این ساربان‌ها را می‌تواند در جریان معروف‌‌ترین مسابقه‌ی سالیانه شترسواری استرالیا در همین شهر دید. وقتی به تماشای مسابقه‌ی شترسواری می‌روید بوی غذاهای افغانی که در کنار مسیر مسابقه پخته می‌شود به مشام‌تان می‌رسد و در همان‌جاست که با نام‌های خانوادگی نظیر «بی‌جا درویش»، «دوست محمد»، «شمروز خان» و «ظریف خان» هم آشنا می‌شوید.

درویش بی‌جا یا آن‌طور که در منابع استرالیایی آمده «بی‌جا درویش» یکی از معروف‌ترین ساربان‌های افغان بود که در سال ۱۹۵۷ در شهر پورت آگوستا در نزدیکی ماری درگذشت. داگلاس استیوارت شاعر بلندآوازه استرالیایی شعری به‌نام «افغان» دارد که در آن بی‌جا درویش را توصیف می‌کند.

یکی از داستان‌های عاشقانه و حزن‌انگیز در استرالیا نیز مربوط به همین ساربان‌هاست. یکی از ساربان‌ها به‌نام اکبر با پسرش به استرالیا آمده بود. وقتی پدر درگذشت پسر که اکنون به‌نام «جک اکبر» شناخته می‌شد ابتدا به‌عنوان ساربان و بعد به‌عنوان پستچی کالسکه‌ران به استخدام دولت درآمد. جک در جریان یکی از سفرهایش در استرالیای غربی با دختر جوانی از بومیان استرالیا به‌نام «لالی متبار» آشنا می‌شود. عاشق یکدیگر می‌شوند و تصمیم می‌گیرند ازدواج کنند.

قانون سال ۱۹۰۵ درباره‌ی بومیان استرالیا اجازه ازدواج آن‌ها با افراد غیربومی را نمی‌دهد. با این‌حال جک و لالی به ادلید در استرالیا جنوبی فرار می‌کنند، ازدواج‌شان را در دفترخانه دولتی ثبت می‌کنند و در یک خانه ساکن می‌شوند. اما ازدواج آن‌ها هم‌چنان غیرقانونی محسوب می‌شد و بلاخره پلیس زن و شوهر جوان را دستگیر و به استرالیای غربی ‌فرستاد تا جدا از هم زندگی کنند. چندین سال شکایت‌های متعدد جک به‌جایی نمی‌رسد تا این‌که بلاخره دادگاه عالی استرالیای غربی آن‌ها را به زندگی در خارج از ایالت تبعید کرد. جک و لالی به ادلید بازگشتند، در این شهر خانواده‌شان را تشکیل دادند و صاحب دو پسر و دو دختر شدند. با این‌حال پرونده لالی به‌عنوان سرکشی از قانون دولت نه بعد از ازدواج آن‌ها بلکه بلاخره در سال ۱۹۷۰ بسته شد.

ساربان‌های افغان و شترهای‌شان نه تنها در ساخت خط آهن جنوب به شمال بلکه در احداث خطوط تلگراف مرکزی استرالیا نیز مشارکت داشتند.

بعد از پایان ساخت خط آهن، ساربان‌ها شترهای‌شان را در طبیعت رها کردند تا از دستور دولت برای امحأ آن‌ها بگریزند. اکنون بزرگ‌ترین جمعیت شترهای جهان که بیش از یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود در سرزمین‌های مرکزی استرالیا زندگی می‌کند.[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- همایون خیری، غان؛ یادبود افغان‌ها در استرالیا، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی: شنبه ۱۱ فوریه ٢٠۱٧ - ٢٣ بهمن ۱٣۹۵


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت بی‌بی‌سی