۱۳۹۷ فروردین ۱۱, شنبه

زبان فراگیر؛ چاره‌ی ریزپرخاشگری

از: بهمن شهری (پژوهشگر فرهنگ و آموزش در دانشگاه اهایو)

زبان فراگیر

چاره‌ی ریزپرخاشگری


فهرست مندرجات

.



چاره‌ی ریزپرخاشگری چیست؟

چستر ام. پیرس، روانپزشک و استاد دانشگاه هاروارد، این اصلاح را برای اولین‌بار در سال ۱۹۷۰ به کار برد و جا انداخت. او از این اصلاح برای اشاره به توهین‌های مکرری استفاده کرد که غیرسیاهان در حق سیاهان آمریکایی روا می‌داشتند و نیز این‌که آن‌ها را جدی نمی‌گرفتند.

ریزپرخاشگری یکی از مفاهیمی است که در سال‌های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران حوزه «تنوع فرهنگی» و «عدالت اجتماعی»، را به‌خود معطوف کرده است. ریزپرخاشگری وقتی است که به‌کار بردن عبارات گفتاری کوتاه و حرکات و اشارات کلامی و غیرکلامی، چه سهوی چه عمدی، حاوی توهین، سرزنش و تحقیر دیگران باشد.

هدف پژوهشگران از توجه به این‌گونه مفاهیم به حداقل‌رساندن مقوله‌هایی همچون تبعیض‌نژادی و جنسیتی و به‌حاشیه راندن اقلیت‌ها است.

بنابراین، طی سالیان اخیر، تلاش گسترده‌ی بسیاری از پژوهشگران و فعالان حوزه‌ی عدالت اجتماعی در تعلیم و تربیت بر این است زبان فراگیر به‌جای ریزپرخاشگری در جوامع بشری جایگزین شود.

زبان فراگیر (Gender-neutral language)، زبانی است که همه مخاطبان را در برمی‌گیرد و حمایت می‌کند و از هرگونه رفتار نابرابر با افراد با به‌کار نگرفتن تعابیر کلیشه‌ای و جایگزین‌سازی آن تعابیر با واژه‌ها و تعابیر مناسب جلوگیری می‌کند.

آن‌چه در زیر می‌آید، مقاله‌ای با عنوان «زبان فراگیر؛ چاره‌ی ریزپرخاشگری» به‌قلم بهمن شهری، پژوهشگر فرهنگ و آموزش در دانشگاه اهایو است.

در جهانی که تبعیض بیداد می‌کند، رفتارهای مبتنی بر غریبه‌سازی عاقبتی جز نفرت‌پراکنی و ایجاد حس ناخوشایند ندارد؛ همه باید تلاش کنیم تا با یادگیری، به‌کارگیری و آموزش مفاهیم جدیدی که هدفشان مبارزه با تبعیض است، به اصلاحات فرهنگی دست بزنیم تا در جامعه‌ای امن‌تر و بردبارتر، هر فرد بتواند آزادانه دیدگاه‌هایش را بیان کند، بدون این‌که به حاشیه رانده شود یا این‌که سرزنش شود.

زبان فراگیر یکی از مفاهیم نسبتاً جدید و رایج در حوزه‌ی عدالت اجتماعی در تعلیم و تربیت است که در سالیان اخیر مورد توجه پژوهشگران بسیاری قرار گرفته است.


زبان فراگیر چیست؟ چرا اهمیت دارد؟

به‌زبان بسیار ساده، زبان فراگیر یعنی زبان غیر تبعیض‌آمیز. به بیان تخصصی‌تر، زبان فراگیر زبانی است عاری از واژگان، عبارات یا لحنی که بازتاب‌دهنده نظرات تبعیض‌آمیز، کلیشه‌ای و همراه با پیش‌داوری غلط است. زبان فراگیر، چه سهوی چه عمدی، افراد را از این که به‌عنوان عضوی از یک گروه دیده شوند، محروم نمی‌کند.

به بیان دیگر، زبان فراگیر زبانی است که همه‌ی مخاطبان را در برمی‌گیرد و حمایت می‌کند و از هرگونه رفتار نابرابر با افراد جلوگیری می‌کند، با به‌کار نگرفتن تعابیر کلیشه‌ای و جایگزین‌سازی آن تعابیر با واژه‌ها و تعابیر مناسب.

زبان مهم‌ترین وسیله‌ی ارتباطی ماست. بسیاری از زبان‌شناسان رابطه‌ی زبان و تفکر را بسیار نزدیک و جداناشدنی می‌دانند، زیرا ظاهراً زبان بدون تفکر و تفکر بدون زبان در سطح عالی امکان‌پذیر نیست. در نتیجه‌ چه بخواهیم چه نخواهیم، نحوه‌ی گفتار و نوشتار ما پژواک اندیشه ماست. عبارات زبانی فراوانی هستند که اکثرمان از خانواده، مدرسه و جامعه فرا گرفته‌ایم و آنان را بی‌قید و شرط به‌کار می‌گیریم فارغ از این‌که گفتن آن‌ها چه عواقبی ممکن است داشته باشد.

ریزپرخاشگری یکی از این نمونه‌هاست که در آن فرد بدون این‌که لزوماً قصد بدی داشته باشد، دیگران را سرزنش می‌کند. استفاده از زبان فراگیر از وقوع چنین رفتارهای تبعیض‌آمیزی جلوگیری می‌کند.

اهمیت دیگر استفاده از زبان فراگیر آن است که در آن می‌توان تنوع جامعه را به‌تصویر کشید. زبان فراگیر از پیش‌فرض‌های غلط اجتناب می‌ورزد و به ارتقأ روابط محترمانه یاری می‌رساند. وقتی بر اساس فقط «یک» یا «دو» ویژگی شخصی مثل ظاهر، رنگ پوست، جنسیت و خاستگاه جنسی، نژاد، قومیت، مذهب، سن و سال، وضعیت اقتصادی، شغل، محله، شهر یا کشوری که مخاطب از آن می‌آید برای افراد کلیشه‌سازی می‌کنیم، در واقع راه شناخت حقیقی و قضاوت منطقی را بر خود می‌بندیم. هرچه بیش‌تر زبان‌مان را فراگیر سازیم، اعتماد و صمیمیت بیش‌تری بین خود و دیگران ایجاد می‌کنیم.


راهکارهای عمومی زبان فراگیر کدامند؟

زبان فراگیر خشک، مبهم یا پرتکلف نیست؛ بلکه با دقت در پی طراحی راه‌کارهایی است که با همه‌ی افراد با احترام و بدون جانبداری رفتار شود. مهم‌ترین استراتژی زبان فراگیر آن است که هرگاه درباره‌ی کسی صحبت می‌کنیم یا می‌نویسیم، ویژگی‌های شخصی آن فرد مثل جنسیت، خاستگاه جنسی، مذهب، گروه نژادی و ویژگی‌های ظاهری و جسمانی تنها زمانی ذکر شود که مربوط به‌بحثی مشخص است. در غیر این صورت باید از اشاره به این ویژگی‌های شخصی خودداری کنیم. زبان فراگیر به تمامی حوزه‌هایی که افراد و گروه‌ها ممکن است بر اساس برخی ویژگی‌های‌شان مورد اشاره قرار گیرند حساس است.

برای هرچه فراگیرتر ساختن زبان‌مان باید همواره پرسش‌هایی از این‌دست را در هنگام سخن‌گفتن و یا نوشتن مدنظر داشته باشیم:

  • آیا ضرورتی دارد به‌ویژگی‌های شخصی همچون جنسیت، مذهب، گروه نژادی، معلولیت، ظاهر، رنگ پوست، چاقی و لاغری، سن و سال، شهر، کشور و محله افراد اشاره کنم؟

  • آیا از اصطلاحات مناسب و فراگیر در ارجاعاتم به افراد و یا گروه‌ها استفاده می‌کنم؟

  • آیا ارجاعاتم به افراد منعکس‌کننده‌ی تنوع مخاطبان هست؟

  • آیا استفاده از اصطلاحات تخصصی و سرواژه‌ها، تعدادی از مخاطبان را به‌علت نداشتن دانش تخصصی از شرکت در گفتگو یا خواندن نوشتار محروم می‌کند؟

یک اصل عمومی زبان فراگیر این است که هرکسی را آن‌طور که خود فرد ترجیح می‌دهد خطاب کنیم. مثلاً اگر کسی نام یا نام خانوادگی خود را تغییر می‌دهد و این تغییر را اعلام می‌کند، به انتخاب آن فرد احترام گذاشته و از استفاده از نام‌ قبلی وی خودداری کنیم.

یکی دیگر از راه‌کارهای زبان فراگیر استفاده از «ضمایر شخصی اول شخص جمع یا مفرد» به‌جای «ضمایر شخصی دوم شخص» و «سوم شخص» در بسیاری از گفتگوهاست زیرا با این روش مخاطب را در سطحی برابر با خویش قرار می‌دهیم؛ به‌ویژه هنگامی که جملاتی به قصد نصیحت گفته می‌شود، ارزش این راه‌کار و ایجاد حس صمیمیت بیش‌تر حس می‌شود. مثلاً به‌جای گفتن جملاتی (معمولاً امری) از قبیل «اگر بیش‌تر تلاش کنی، موفق خواهی شد» از عبارت‌هایی مانند عبارات زیر استفاده کنیم: «در چنین موقعیتی اگر بیش‌تر تلاش کنیم، موفق خواهیم شد.» «من اگر در چنین موقعیتی باشم، تلاش بیش‌تری خواهم کرد.»

در این‌صورت، میان خود و مخاطب تفاوتی قائل نمی‌شویم و تلاش می‌کنیم به دید مشترکی با وی نزدیک شویم هرچند ممکن است خودمان در شرایط مخاطب قرار نداشته باشیم.


برخی راهکارها و پیشنهادات زبان فراگیر

۱- فرهنگ، نژاد، قومیت

برچسب‌های نژادی و قومیتی در زبان‌های متفاوت و فرهنگ‌های متفاوت ساخته می‌شوند تا گروه‌هایی را از دیگر گروه‌ها «بهتر» یا «پست‌‌تر» نشان دهد. گاهی اوقات استفاده از این برچسب‌ها سهوی است و ریشه در جریان مسلط فرهنگی و تاکید بیش از اندازه رسانه‌ها بر ملیت افراد دارد. برخی اوقات نیز این برچسب‌ها به‌عمد استفاده می‌شوند با هدف تحقیر، تبعیض و به‌حاشیه راندن افراد. در هر دو صورت، راه‌های فراوانی وجود دارد تا زبان‌مان را فراگیر کنیم:

  • پرهیز از اشاره و تاکید بی‌مورد بر «تفاوت‌های» قومی و نژادی مگر مربوط به‌بحثی مشخص باشد.

  • پرهیز از به‌کار بردن تعابیر کلیشه‌ای مثلاً تعمیم‌های کلی، چه مثبت چه منفی، درباره‌ی یک قوم، اهالی یک محله، یک شهر و یا یک کشور همچون عباراتی از قبیل «اصفهانی‌های خسیس»! یا حتی تعابیر به ظاهراً مثبتی همچون «جنوبی‌های خون‌گرم»!

  • مبارزه با نادیده گرفتن یک قوم یا گروه نژادی یا اهالی یک شهر با عدم استفاده از اصطلاحات عام مکانی برای ارجاع به افراد یک منطقه. مثلاً وقتی عباراتی همچون «طرف شمالیه»، «اون دختره جنوبی»، «یارو آفریقاییه» را به‌کار می‌بریم، در واقع تنوع قومی و فرهنگی یک محدوده‌ی وسیع جغرافیایی را نادیده می‌گیریم. از این‌گونه عبارات نباید در توصیف این‌که فرد اهل کجاست استفاده کنیم. بدتر از آن زمانی است که فرد را با همین عبارات خطاب کنیم.

  • پرهیز از بازگویی جک‌های قومیتی و نژادی که در آن‌ها باورهای غلط درباره‌ی آن قوم تقویت می‌شود.

۲- جنسیت، هویت و خاستگاه جنسیتی

بسیاری از زبان‌ها همچون زبان انگلیسی به‌صورت تاریخی جایگاه‌ی ویژه و بالاتری برای مردان قائلند و زنان را یا نادیده ‌می‌گیرند یا در جایگاه پایین‌تری قرار می‌دهند. تسلط و رواج عبارات مردانه، کلیشه‌سازی درباره‌ی نقش‌های جنسیتی و ارجاعات بی‌مورد و غیرضروری به‌ویژگی‌های شخصیتی افراد بر اساس جنسیت، از روش‌هایی است که زبان از طریق آن‌ها به برتری‌جویی موقعیت مردانه می‌پردازد.

استراتژی زبان فراگیر این است تا جایگزین‌هایی فراهم کند و از طریق آن‌ها به جنسیت‌زدایی زبان دست بزند. مثلاً در زبان انگلیسی واژگان و عبارات جنسیت‌زده فراوانی وجود دارند که بسیاری از دستورالعمل‌های زبان فراگیر استفاده از آن‌ها را نامناسب می‌داند و جایگزین‌هایی را برای آن‌ها پیشنهاد می‌دهد. یکی از مثال‌های معروف و نسبتاً قدیمی در این زمینه استفاده از ضمایر شخصی و وابسته‌های ملکی جمع مثل their به‌جای ضمایر و وابسته‌های مفرد دارای بار جنسیتی همچون his و her در ارجاع به‌فرد است. این جایگزین‌ها باید تضمین‌کننده زبانی عاری از ابهام و در عین حال فراگیر باشد. برخی از توصیه‌های پژوهشگران زبان فراگیر جنسیتی بر این قرارند:

  • پرهیز از به‌کارگیری عباراتی (حتی ظاهراً خوشایند) که در آن‌ها اشاره غیرضروری به جنسیت افراد می‌شود.

  • استفاده از جایگزین مناسب برای واژه‌ی «مرد» هر کجا به‌عنوان یک اصطلاح عمومی به‌کار گرفته می‌شود، اما مبهم است و می‌تواند به‌هر انسانی فارغ از جنسیت نسبت داده شود اما در عمل زنان را مستثنی می‌کند. مثلاً بهتر است بگوییم «انسانیت در آن است که ...» به‌جای «مردانگی در آن است که ...» یا حذف صفت «مردانه» در اصطلاحاتی همچون «قول مردانه» یا به‌کارگیری عباراتی همچون «بازی منصفانه» یا «قضاوت بی‌طرفانه» به‌جای «بازی جوان‌مردانه» یا «قضاوت مردانه» یا به‌کار نگرفتن عباراتی همچون «قحط الرجال».

  • اجتناب از به‌کارگیری عبارات و اصطلاحات معمولاً توهین‌آمیزی که خاستگاه و هویت جنسیتی افراد را هدف قرار می‌دهد.

  • پرهیز از نادیده‌انگاشتن دگرباشی. در بسیاری از گفتگوها، رسانه‌ها و گفتمان عمومی، دگرباشی نادیده گرفته می‌شود. در میان رسانه‌ها، خاستگاه دگرجنس‌گرایی معمولاً به‌عنوان «بهتر»، «اخلاقی‌تر» یا «یگانه خاستگاه جنسی» نمایش داده می‌شود. تأکید بر پیش‌انگاره‌ دگرجنس‌گرایی به‌عنوان یگانه خاستگاه جنسی منجر به انکار دگرباشی می‌شود. یک پیشنهاد این است که از عباراتی همچون «یار»، «شریک زندگی» یا «همسر» به‌جای عباراتی همچون «زن»، «شوهر»، «دوست دختر» یا «دوست پسر» استفاده شود.

۳- سن و سال

زبان فراگیر به‌همه گروه‌های سنی حساس است. عبارات مربوط به «پیری» و «جوانی» افراد باید در شرایط مناسب به‌کار گرفته شوند. نباید در گفتار یا نوشتارمان فرد یا گروهی را بر اساس سن و سالشان «ناتوان» و «کم اثر» نشان دهیم. اگر بپذیریم که سن فقط یک عدد است، آن‌گاه عاملی برای برتری‌جویی نخواهد بود. عباراتی همچون «از کار افتاده»، «پیر خرفت»، «جوان خام و بی‌تجربه» یا حتی تعارفاتی از قبیل «چقدر خوب موندید»، «ماشالله هنوز جوون و سرحال هستید» در زبان فراگیر جایی ندارند.

۴- معلولیت و ناتوانی جسمی یا ذهنی

بسیاری اوقات واژگان، عبارات و لحن نامناسب با برجسته‌سازی معلولیت و ناتوانی فرد، وی را نکوهش می‌کند. اصل عمومی برای کمک به فراگیر کردن زبان در مورد معلولیت این است که بر خود فرد تمرکز شود نه بر ناتوانی‌اش. چند توصیه پژوهشگران زبان فراگیر در باره‌ی معلولیت را در این‌جا مرور می‌کنیم:

  • از اشاره غیر ضروری به معلولیت فرد پرهیز کنیم.

  • به‌هیچ عنوان از عباراتی همچون «کور»، «کر»، «فلج» و «شل» برای ارجاع به فرد یا افراد حتی به‌قصد شوخی استفاده نکنیم.

  • از به‌کار بردن عبارات توهین‌آمیزی همچون «دیوانه»، «روانی»، «سایکو» وغیره که ریشه در بافت سلامت روانی دارد اجتناب کنیم.

  • با صدای بلندتر یا آرام‌تر از لحن معمول‌مان در مواجهه با افراد معلول صحبت نکنیم. هم‌چنین از به‌کار بردن واژگانی همچون «آخی»، «نازی» و «طفلی» در مواجهه با افراد معلول به‌ویژه کودکان پرهیز کنیم.


آموزش و گسترش زبان فراگیر

تلاش گسترده بسیاری از پژوهشگران و فعالان حوزه‌ی عدالت اجتماعی در تعلیم و تربیت طی سالیان اخیر منجر به شکل‌گیری کمپین‌ها و اقدامات متعدد پژوهشی و آموزشی در زمینه‌ی زبان فراگیر در دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی معتبر شده است. تعدادی از دانشجویان دانشگاه مریلند در سال ۱۳۹۱ کمپین زبان فراگیر را راه‌اندازی کردند که بدل به‌یکی از کمپین‌های موفق و مولد در این حوزه شد.

آموزش و پروش ایالت تاسمانی در استرالیا نیز در مهرماه ۱۳۹۱ یک راهنمای زبان فراگیر منتشر کرد. بهمن‌ماه سال ۱۳۹۳، دانشگاه میشیگان از اختصاص ۱۶ هزار دلار بودجه به کمپین زبان فراگیر به‌منظور آموزش دانشجویان خبر داد.

دفتر منابع انسانی دانشگاه پرینستون در مردادماه همین امسال یک شیوه‌نامه‌ی دو صفحه‌ای ویژه‌ی استفاده از «زبان فراگیر جنسیتی» در مکاتبات رسمی دانشگاه صادر کرد. در نگارش این مقاله‌ی کوتاه از تمامی این منابع بهره‌ گرفته شده است.

زبان فراگیر در میان جامعه‌ی فارسی زبان نیز، با کمک پژوهشگران حوزه‌های مختلف و همه کسانی که دستی در تعلیم و تربیت دارند، باید هرچه بیش‌تر گسترش یابد و راه‌کارها و جایگزین‌های مناسب در دسترس همگان قرار گیرد. هرچه زبان‌مان فراگیرتر باشد و تفاوت‌های فردی را بیش‌تر بپذیریم و محترم بشماریم، می‌توان امیدوار بود که تبعیض و پیامدهای ناگوارش به حداقل برسد.[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- بهمن شهری، زبان فراگیر؛ چاره ریزپرخاشگری، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی: دوشنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶ - ۵ مهر ۱۳۹۵


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت بی‌بی‌سی