ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

عزيز نعيم

عزيز نعيم (زادۀ کابل ١٣١٧ خ - درگذشت ١٣٨١ خ)، حقوقدان و مورخ نامور و برادر زادۀ سردار محمد داوود بود.

زندگينامه

عزيز نعيم فرزند سردار محمدنعيم در سال ١٣١٧ خورشيدی، در خانوادۀ سلطنتی به دنيا آمد. آموزش ابتدايی خود را در دربار آغاز کرد و سپس در ليسۀ (دبيرستان) استقلال ادامه داد. پس از آن، تحصيلات عالی را در دانشکدۀ حقوق و علوم سياسی دانشگاه کابل به پايان رساند و برای ادامه تحصيل به کشورهای آمريکا و انگلستان عازم شد.

پس از گذراندن دوره فوق ليسانس، به افغانستان بازگشت و دانشکدۀ حقوق و علوم سياسی به تدريس پرداخت. در سال ۱۳۵۶ خورشيدی به عنوان سکرتر (دبير) اول سفارت افغانستان در لندن منصوب شد و پس از کودتای خونين ۷ ثور ۱۳۵۷ خورشيدی، او يگانه کسی بود که از خانوادۀ سردار محمدداوود، رئيس جمهور افغانستان و سردار محمدنعيم، زنده ماند و در لندن اقامت گزيد.

سرانجام، عزيز نعيم به سبب بيماری که داشت، در روز يکشنبه ۲٣ جون ۲۰۰۲ ميلادی، در شهر لندن دار فانی را وداع کرد و جنازه‌ی او به کابل انتقال يافت و در قبرستان خانوادگی آنها در تپه‌ی مرنجان به خاک سپرده شد.

موضع گيری ملی عزيز نعيم

عزيز نعيم در آخرين مصاحبه‌ی خود با مجلۀ آسمايی، تحليل و موضع ملی خود را در قبال مسئله‌ی افغانستان چنين بيان کرد:

    "جبههْ متحد، اين فرزند اّنچه كه به نام دولت اسلامی ياد می‌گرديد پيش از اين كه تشكيل شود و هنگامی كه "دولت اسلامی" صرف به نام بر قسمت اعظم خاك افغانستان حاكميت داشت، به جاى شوراهاى قلابى "حل و عقد" و "هرات" براى بقاى خويش، بايد به اساس تقسيم اوقات قبلاً تعيين شده، بعد از مدت چهار ماه می‌گذاشت كه حكومت موقت زمينه را براى سازماندهى آّيندهْ افغانستان مساعد سازد. برعلاوه، منسوبين دولت اسلامی حتی‌الامكان كوشيدند تا اختلافات نژادى، قومی، زبانى و مذهبى را دامن زنند، اينان همچنان نتوانستند كه حاكميت سرتاسرى را نه تنها در افغانستان تامين كنند، بلكه پايتخت نيز در نتيجه به چندين حوزه بين تنظيم‌هاى رقيب تقسيم گرديد، ظهور طالبان در حقيقت عكس‌العمل در برابر همچو بی‌سر و سامانى بود!

    چيز فهمان ما و اّنانى كه امروز ملت افغانستان بر آنان حساب می‌كنند، به جاى سنجـش و آّماده‌گى دراز مدت براى آيندهْ كشور ما، به خاطر دفع‌الوقت دست به چاره‌هاى عمدتاً كوتاه مدت زدند، چاره‌هاى كه قبل از پياده شدن به ساحهْ عمل، شرايط زمانى آن سپرى می‌گرديد و مجال تطبيق نمی‌يافتند. تا هنوزهم چنان كه ملاحظه می‌شود، اينان نتوانسته‌اند پلتفورم خود را تعين كنند و نصب‌العين و طرزالعمل اّن را به راه اندازد.

    با اين بررسى با كمال تاسف بايد گفت كه در نتيجه واقعات اخير در كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت، افغانستان عزيز ما شاهد بحرانهاى دوامدار و خلاى قدرت مركزى خواهد بود و كشور ما را در مصيبت‌هاى مزيد غوطه‌ور خواهد ساخت!

    ولى، با ايمان خلل‌ناپذير به اين واقعيت تاريخی كه افغانستان هرگز نمی‌ميرد، هرچند كه وقتاً در خريطهْ دنيا از نظر پنهان می‌شود، يقيناً در آّينده فرزندانى در كشور ما ظهور خواهند كرد كه مانند ميرويس نيكه و احمده شاه بابا باز افغانستان را زنده خواهند ساخت. نمی‌دانم همچو آّينده نصيب نسل ما خواهد بود يا خير؟"[*]