۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

خشونت در خانواده

از: دانشنامۀ آریانا


فهرست مندرجات

[روان‌شناسی اجتماعی][خشونت]


خشونت در خانواده یا خشونت خانگی به رفتاری گفته می‌شود که بر اساس آن، شخصی بر شخص دیگری، در چهارچوب خانواده، ‌صدمه‌ی فیزیکی یا روانی وارد می‌نماید. این نوع رفتار می‌تواند به‌گونه‌های مختلفی تبارز کند. شایع‌ترین انواع خشونت را ضرب و شتم، تجاوزات جنسی، تحقیر، تهدید، توهین و در برخی موارد حتی قتل را نیز در بر می‌گیرد.[۱]


[] تعریف خشونت

خشونت، رفتاری است که در آن، یک نفر با عمل یا کلام به فرد دیگری حمله می‌کند و او را مورد آزار و اذیت جسمانی یا روانی قرار می‌دهد. آنچه در انجام خشونت بسیار آزاردهنده می‌باشد، تحقیری است که نسبت به فرد مقابل صورت می‌گیرد.


با این حال، رفتار پرخاشگرانه را خشونت و کلام پرخاشگرانه را پرخاشگری گویند. اِعمال خشونت به دو شیوه جسمانی و کلامی است و علت و هدف هر دو، یک موضوع است. یکی از موضوعاتی که آسیب‌های بسیار جدی به ارتباط میان افراد اجتماع وارد می‌کند، خشونت است. ممکن است بتوانید با سعی بسیار، شخصی را برای خشونتی که نسبت به شما داشته، ببخشید؛ ولی فراموش کردن آن، به‌ویژه اگر تکرار شود بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است.[*]


[] خشونت در خانواده

تحقیقات نشان داده است که در جوامع بدوی یا در جوامعی که قوانین عرفی آن حول محور «زور» مستقر شده و منطق در آن کاربرد کمتری دارد، تنبیه سخت‌ترین و کم‌هزینه‌ترین و در عین حال هم بدترین واکنش موجود است.


خانواده اساسی‌ترین نهادی است كه به اعضای خود احساس امنیت و آرامش می‌دهد و مهمترین فضای ارضای نیازهای طبیعی و جنسی انسان‌ها است. این نهاد طی هزاران سال پایدارترین و مؤثرترین وسیله حفظ ویژگی‌های فرهنگی و عامل انتقال آن‌ها به نسل‌های بعدی بوده است. اما وجود خشونت در خانواده اضطراب و ناامنی را گسترش می‌دهد كه پیامد آن بیماری‌های روان‌تنی، گسترش پدیده قتل‌های خانوادگی، همسركشی و كودك‌آزاری است. كارشناسان اجتماعی معتقدند خشونت در خانواده، نشان رشد خشونت در سطح جامعه است.

«خشونت» و «تنبیه» در خانواده گاهی تبلور ترس و دلهره است زیرا فرزندانی که از کودکی فقط آموخته‌اند که به همه درخواست‌های موجود پاسخ «آری» بدهند و اگر «نه» بگویند در معرض تنبیه قرار می‌گیرند، در بزرگسالی احتمال آنکه هرگاه «نه» می‌شنوند ،از ابزار خشونت استفاده کنند بیشتر است، همانطور که فرزندان خانواده‌های پدرسالار، غالباً یا خشونتگرا هستند و یا از افسردگی رنج می‌برند.

گاهی خشونت توسط فرهنگ، تأیید و یا تشویق می‌شود و حتی توسط خانواده به رسمیت شناخته شده و یک رفتار نرمال تلقی می‌شود. از این روی، پدیده خشونت خانگی در افغانستان در قیاس با پاره‌ای از کشورها بیشتر رخ می‌دهد و واقعیت تلخی است که وجود دارد و عواملی نظیر بی‌پناهی اعضای آزاردیده، ترس و شرم اعضای خانواده در بیان آزار، کاستی‌های قانونی، بی‌توجهی نهادهای حمایتی و هزاران عامل دیگر در گسترش این امر دخیل است.

اگر می‌خواهیم جامعه صلح‌آمیز داشته باشیم باید در قدم نخست، با روش‌های خشونت‌آمیز در خانواده مبارزه کنیم، زیرا امروزه متداولترین خشونت موجود در سطح جوامع انسانی، خشونت در خانواده است. بنابراین، این امر ضروری به نظر می‌رسد که با یک عزم ملی، علل گرایش به خشونت توسط کارشناسان بررسی شده و روش‌های درمانی متناسب با آن به افکار عمومی ارائه شود.


روانکاوان معتقدند هنگامی که نمی‌توانیم حرفمان را به کرسی بنشانیم توسط خشونت آن را اعمال می‌کنیم و این به‌معنای آن است که کسی که اقتدار درونی‌اش از بین رفته یا کم‌رنگ شده است ناچار است توسط خشونت خواسته‌اش را محقق کند.

وقتی احترام به‌خود را یاد نگرفته‌ایم و از کودکی با احساس تحقیر زندگی کرده‌ایم به دیگران نیز طبعا احترام نمی‌گذاریم و این بی‌احترامی را بر فردی که از خودمان ضعیف‌تر است مثل کودک‌مان اعمال می‌کنیم. این بی‌احترامی مثل یک عقده سرکوفته‌ی حل نشده در درون فرد باقی می‌ماند و هنگامی که فرد توسط عوامل بیرونی تحریک می‌شود آن را به‌شکل پرخاشگری و خشونت بیرون می‌ریزد.

‌وقتی انسان قادر نباشد بر محیط کنترل داشته باشد این عدم کنترل را دلیل ضعف و ناتوانی خود تلقی می‌کند گفت: در چنین شرایطی فرد بیمار فکر می‌کند که دوست داشتنی نیست و غیرقابل احترام است و در چنین حالتی حتی احساس شرم نهفته در درون آدمی افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی است که تخلیه کردن احساس شرم بوسیله کتک زدن و تحقیر کردن کسی که ما را خشمگین کرده‌است، فوق‌العاده ارضاکننده و تخلیه‌کننده است. بنابراین، این تجربه به کرات تکرار می‌شود.

هنگامی که کودک کتک می‌خورد به تنها چیزی که نمی‌اندیشد کار اشتباهی است که انجام داده است و اصلا به‌دلیلی که پدر و مادر به‌خاطر آن وی را کتک زده‌اند فکر نمی‌کند بلکه تنها چیزی که کودک در آن شرایط به آن می‌اندیشد آن است که مورد توهین و تحقیر قرار گرفته‌است. از این روی، خشونت اعمال شده توسط والدین، مهمترین عامل از بین رفتن اعتماد و صمیمیت در خانواده است.


هرچند اضطراب، ترس از جدایی، شب ادراری و وجود علائم روان تنی از جمله تاثیرات کوتاه مدت خشونت نسبت به کودکان است؛ اما آن‌چه اهمیت بیشتری دارد، اثرات درازمدت خشونت بر کودک است، اعتماد به‌نفس پایین و احساس شرم از مهمترین این تاثیرات است و چنین کودکی در بزرگسالی تبدیل به یک والد مهاجم، خشن و آزاردهنده شده و کودک خود را مورد آسیب قرار می‌دهد.


[] علل خشونت در خانواده چیست؟

خشونت یک نوع پاسخ اعتراض‌آمیز است که فرد نسبت به فشارهای درونی و بیرونی که به وی تحمیل شده‌است، می‌دهد. فرد بوسیله اعمال خشونت، واکنش قهرآمیز خود را به عوامل ناخوشایندی که وی را تحت فشار قرار داده‌اند، ارائه می‌کند.

نکته مهم این است که قربانیان خشونت نیز خودشان در اعمال خشونت نقش مهمی را ایفاء می‌کنند زیرا سکوت بزه‌دیدگان در مقابل خشونت موجب بروز مجدد آن خواهد شد.


اگر در خانواده، گفتمان منطق حاکم باشد می‌توان بحران‌های گوناگون را مدیریت کرد اما هر جا که روش‌های آموزشی، تربیتی، علمی و سازوکارهای منطقی برای مهار اختلافات خانوادگی وجود نداشته باشد، خشونت تنها راه چاره تلقی می‌شود.

علل اجتماعی، فرهنگی و روانی از جمله مهمترین علل ایجاد خشونت است، مشاهده فیلم‌های سراسر خشونت به کودکانمان می‌آموزد که می‌توان از طریق اعمال این رفتارهای خشونت‌آمیز به مقصود رسید.

گاهی خشونت می‌تواند علل روانی داشته باشد و نشانگر ترس و دلهره فرد از یک عامل بیرونی باشد زیرا بسیاری مواقع شخص به‌علت ترس و دلهره از یک عامل دیگر دست به خشونت می‌زند. استرس، دلواپسی، نگرانی و افسردگی را می‌توان از نتایج اعمال خشونت عنوان کرد و هرچه درجه جامعه‌پذیر شدن افراد بیشتر باشد به همان نسبت نیز نظم، قانون‌پذیری و خشونت‌گریزی بیشتر می‌شود.

خشونت معمولا وقتی میان افراد ابراز می‌شود که فرد تهدیدی را احساس می‌کند و در پاسخ به آن احساس تهدید، رفتار پرخاشگرانه از خود بروز می‌دهد.

شیوع تعارض خانوادگی، عدم صمیمیت مابین پدر و مادر، زدوخورد، خانواده از هم گسیخته، طلاق و فرزندانی که توسط تک والد نگهداری می‌شوند، می‌توانند فضا را برای پرخاشگری کودکان فراهم کنند. همچنین وجود پدر و مادرانی که دچار بیماری بوده و یا به‌مصرف مواد مخدر یا الکل مبتلا هستند و یا مشکلات شخصیتی دارند را از جمله عوامل ایجاد رفتار پرخاشگرانه در کودک است.

کودک بیشترین آموزه‌های خود را نه از طریق توصیه‌های کلامی بلکه از طریق مشاهداتش به‌دست می‌آورد و الگو می‌گیرد. کودک از والدینش می‌آموزد که چگونه رفتار کند، پدر و مادری که خودشان درگیر پرخاشگری کلامی هستند به کودکشان این پیام را منتقل می‌کنند که «اگر کسی کاری انجام داد که خوشایند تو نبود می‌توانی بر سر او داد زده یا به او ضربه بزنی!»

ما معمولا کودکمان را وقتی تنبیه می‌کنیم که کاری مخالف میل ما انجام داده است، ما از کار او خوشحال نیستیم و به او این پیام را می‌دهیم که اگر از کسی خوشحال نبودی می‌توانی او را بزنی و کودک پیام ما را دریافت کرده و تقلید می‌کند.


[] مجوز خشونت در احکام اسلامی

عامل مردسالاری در طول تاریخ به‌همراه عامل مذهب که قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان را با ابزار دین و شریعت توجیه می‌کند، از عوامل مهم خشونت و تبعیض علیه زنان است. در سورۀ النسأ، آیۀ ۳۴ آمده است:

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» (ترجمه: مردان سرپرست زنانند به دليل آن‌كه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آن‌كه از اموال‌شان خرج مى‌كنند پس زنان درستكار فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ كرده اسرار [شوهران خود] را حفظ مى‌كنند و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست] پندشان دهيد و [بعد] در خوابگاه‌ها از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد] آنان را بزنید. پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آن‌ها هيچ راهى [براى سرزنش] مجوييد كه خدا والاى بزرگ است.)

در بسياری از ترجمه‌های قرآن، لغت «ضربوهن» در اين آيه به‌صورت همسران خود را کتک بزنيد ترجمه شده است. این روش، از نظر قرآن نیز یک ابزار تربیتی پنداشته می‌شود و این آموزه قرآنی، یکی از پایه‌های خشونت علیه زنان در جامعه اسلامی است.

از این روی، مسئله ستم بر زن در قوانين اسلامی بازتاب یافته است و به مثابه احکام خدا و سنت رسول‌الله مشروعیت دارد.



[٢]
[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱: خشونت علیه زنان در افغانستان، از: دانشنا»ۀ آریانا
پيوست ٢: خشونت با زنان در افغانستان، از: بی بی سی
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- ملک ستیز، خشونت خانوادگی و پیامدهای اجتماعی آن، روان آنلاین برگرفته از روزنامه نخست
[٢]-
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]