اشاره: از آنجايی که از اين مقالهی آقای دكتر حسين فيض الهی وحيد در مقالهی "نامهای تاريخی ايران" بهعنوان مرجع استفاده شده است. اما شوربختانه هر باری که در پانوشتها سايت مرجع را لينک کرديم، ايرانيان آن سايت را فيلتر کردند. بنابراين، اصل متن مقالهی نامبرده در اينجا بازنويسی شد.
البته اطلاعاتی که در قسمت پيوستها ارائه میشود، آگاهی از ديدگاههای مختلف دربارۀ مطالب يک مدخل خاص است. مسئوليت این ديدگاهها به عهده نويسندۀ يا نويسندگان آن است و نشر اين ديدگاهها در دانشنامه به منزله تایید نظرات ارائه شده در آنها نیست.
سرزمينی كه امروز با جغرافيای معلومش ايران گفته میشود در قديمالايام "خونيرث" و يا "خونيره" و بعد "ايران ويچ" و "ايران" گفته شده است.[۱]
"خونيرث" - يا خونيرس - نام قديمی و اوليه اين سرزمين است كه از دو جزء "خون" و "يرث" تشكيل شده است. جزء اول آن مخفف "خيون" يا همان "خون" و "هون" است كه در زبان ساسانيان و بويژه در كتاب رزمنامة "اياتكا زريران" به اقوام ترك "آق هون" يا "هون سفيد" يا آفتاليت و هياطله اطلاق میشد و "يرث" يا "يره" همان "زمين" است كه رويهمرفته معنی "سرزمين هونها" را میدهد و نشان از آن دارد كه "اقوام ترك زبان هون" اولين ساكنان اين مرز و بوم بودند.
وقتی قوم "هون" يا "خون" با اقوام "اور" (ur) در آسيای ميانه متحد شدند اتحاديه قبايلی "اورخون" را تشكيل دادند كه نام اين اتحاديه بر قسمتی از آسيای ميانه نهاده شد كه بعدها كتيبههای "تركی باستان" به زبان "گؤك تركها" از آنجا بدست آمد.
واژه "خيون" يا "هون" در دانشنامه مزديسنا چنين تفصيل گرديده كه "خيون در اوستا بصورت خوئيون و خی اُن نام قبيله و قومی است از تورانيان ... [و به] قبيلههای دانو و خوئيون ... در پهلوی و حماسة اياتكار زريران خيون گفته شده"[٢]
در كتاب "وِهَرود و اَرَنگ" از جاسب ترك بهعنوان "شاه خيونان" نام برده شده كه در نزديك جنگل سپيدمرو با گشتاب پادشاه ايران جنگيده است.[٣]
بههر حال اين واژه در "هادخت نسك" (فرگرد ١ بند ٣٠) نيز بصورت "خونيره" - با های غير ملفوظ - آمده و نشان میدهد كه ساكنان اصلی سرزمين باستانی ايران "تركان هون" بودند كه سرزمين خود را نيز "خونيره" يا "خونيرث" میناميدند.
واژه "ايران ويچ" نيز مثل "خونيرث" يك واژه تركی است و از چهار جزء ای + ار+ ان + ويچ تشكيل شده كه "ايی" (iyi) در تركی به معنی "خوب و نجيب" و "ار" به معنی مرد و دلاور و جنگجو و "ان" پسوند جمع و مكان و "ويچ" يا "بيچ" به معنی "تخمه و بيضه" است كه اين واژه آخری همين امروز نيز در زمان تركی آذربايجانی بكار میرود. معنی اين واژه چهار جزئی رويهمرفته "مكان و سرزمين دلاوران نجيب" است كه بر اثر كثرت استعمال به صورت مخفف آن يعنی "ايران" درآمده است. واژه ايران بعد از حمله مسلمانان و داخل شدن اين مملكت در تركيب خلافت اسلامی منسوخ گرديد و بعد از اسلام تا زمان مغولان به ايرانيان "عجم" يعنی "گنگ و لال"[۴] و به خود سرزمين آنان نيز "ممالك عجم" گفته شده چنانچه "ابن عبری" حتی در زمان اوايل حمله مغول به ايرانيان "عجم" گفته و در مورد جنگهای اعراب و ايران مینويسد:
- "قبايل عرب حمله كردند و عجم هم بر عرب حمله برد و نبرد خونين از ظهر تا غروب آفتاب ادامه داشــت پس از غروب هم عربها به عجـمها حمـله كـردند"[۵]
بعد از حمله هلاكوخان مغول به بغداد و سقوط امپراتوری عباسيان اصطلاح "ايران" دوباره توسط "مغولان" رايج گرديد و در سايه همت مغولان ايرانيان از "گنگی و لالی" درآمده و شهروند درجه يك امپراتوری مغولان گرديدند و بدين ترتيب مغولان در حقيقت "چشم و گوش و زبان" ايرانيان را "باز" كردند و از "لالی" نجات دادند.
اما علت اينكه چرا مغولان چنين كردند و واژه ايران را دوباره از نو زنده گردانيدند به روابط خصمانه "چهار اولوس" يا "اولوس اربعه" برمیگردد كه اگر بصورت مختصراً ايضاح گردد چنين است:
بعد از تسخير ايران توسط مغولان و بعد از مرگ چنگيزخان امپراتوری عظيم چنگيزی بين چهار نفر از خاندان او تقسيم گرديد كه به اين چهار خاندان چهار اولوس يعنی ملت میگفتند. چهار اولوس حاكم بر جهان چنين بودند:
- ١- اولوس ايلخانان در ايران كه نوادگان هلاكوخان بودند.
٢- اولوس جغتای در ماورالنهر كه نوادگان جغتای بودند.
٣- اولوس قيزيل اوردو در روسيه كه نوادگان جوجیخان بودند.
۴- اولوس قوبلای خان در چين كه نوادگان قوبلای قاآن بودند.
چون اين چهار اولوس به رقابت هم برخاستند اولوس ايلخانان كه نوادگان هلاكوخان بودند دشمنان خود را كه اولوس جغتای در ماورالنهر بودند و محل قديمی تركان يعنی "توران" محسوب میشد تورانی و خود را چون ساكن ايران بودند "ايرانی" ناميدند تا از نظر ايرانيان خود را "مدافع ايران" جلوه داده و دشمنان را "عوام فريبانه" توران ناميدند تا از جنگ قديمی ايران و توران – كه به زعم ايرانيان - اكثراً پيروز بودند!! - بهرهبرداری تاكتيكی و تبليغاتی كنند. به همين جهت است كه ناگهان بين نويسندگان دوره ايلخانی واژه ايران و توران از نو زنده گرديد و در بوق و كرنای تبليغاتی ايلخانی دميده میشد. نويسندگان دوره مغول همچون رشيدالدين فضلالله در جامعالتواريخ، جوينی در جهانگشای جوينی، وصافالحضره در تاريخ وصاف، ناصرالدين منشی در سمطالعلی للحضرهاللعيا در پی اختلافات دو خاندان مغولی ايلخانی و جغتای خود را "ايرانی" و دشمن خاندان خود را "تورانی" ناميدند و به پيروی از آنها نيز نويسندگان عرب در مصر كه در تحت حاكميت تركان مملوك میزيستند سرزمين ايلخانان را "مملكهالايرانيين" ناميدند كه يكی از مهمترين نويسندگان اين دوره شهابالدين احمد بن فضل الله عمری (٧۰۰–٧۴٩) است كه در كتابش بنام "مسالكالابصار فی ممالكالامصار" به صراحت از كشور تحت فرمان ايلخانان مغول با نام "مملكهالايرانين" نام میبرد[٦] بدين ترتيب در اثر اختلاف دو خاندان جغتايی و هلاكويی كه يكی در اين سوی جيحون و يكی در آنسوی جيحون حاكميت داشتند دو نام اسطورهای احيا گرديده كه نام توران بعدها از روی آسيای ميانه برداشته شده و نام ايران تا به امروز بر اين سرزمين باقی ماند. پس مغولان به اصطلاح خونخوار اولين دولت بعد از اسلام هستند كه به اين سرزمين نام "ايران" را نهادند و ايرانيان را دوباره "ايرانی" كردند.[٧][٨]
[۲]- دانشنامۀ مزديسنا، .واژهنامه توضيحی آئين زرتشت، دكتر جهانگير اوشيدری، تهران: شركت نشر مركز، چاپ اول، ١٣٧١، ص ٢٦٨
[۳]- وهرود و ارنگ، جستارهايی در جغرافيای اساطير و تاريخی ايران شرقی، پژوهش ژوزف ماركوارت (آلمانی)، ترجمه با اضافات از داود منشیزاده، تهران: مجموعۀ انتشارات ادبی، تاريخی. موقوفات دكتر محمود افشار يزدی، ١٣٦٨، ص ١٧۴
[۴]- بررسی هادخت نسك، دكتر مير فخرايی، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقيقات فرهنگی (پژوهشگاه)، ١٣٧١، ص ٦٩
[۵]- فرهنگ فارسی خرد، تاليف م. سعيدیپور، آذينفر، انتشارات خرد، بیتا، ذيل واژه عجم
[۶]- ترجمه مختصرالدول، ابن عبری، ترجمه دكتر محمدعلی تاجپور - دكتر حشمتالله رياضی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۴، ص ۱۶۰
[٧]- محدوده سرزمين ايرانیها در ميانه قرن هشتم هجری، رسول جعفريان، سايت اينترنتی www.HISTORYLIB.com، تاريخ انتشار ٢٠/١١/٨٣
[۸]- در اينجا بازهم آقای دکتر وحيدی دچار اشتباه شده است. زيرا، اصطلاح "ايران"ای که در برابر "توران" در عهد مغولان به کار رفته است، هيچ اختصاصی به ايران کنونی ندارد. از سوی ديگر نظرات او زير تأثير انديشههای پان ترکيسم شکل گرفته است. بنابر اين، نمیتواند غير جانبدارانه باشد.
جُستارهای وابسته
منابع
<برگشت به بالا><گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله>

