ه‍.ش. ۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه

صابئین

از: دانشنامۀ آریانا


فهرست مندرجات

[...][...]


صابِئین گروهی مذهبی و پیرو یحیی تعمیدگر هستند که به مندائیان مشهورند. در قرآن از آیین این گروه به‌عنوان یک دین آسمانی یاد شده است[۱].


[] واژه‏شناسی

واژه صابئین جمع مذکر سالم از "صابئ" مى‏باشد که مفرد آن با ابدال همزه به حرف یاء "صابى" خوانده مى‏شود. لغت‏پژوهان درباره ماده این واژه و معانى آن گوناگون سخن گفته‏اند. ابن‏منظور در لسان العرب به نقل از زجاج مى‏گوید: "صابئین در قرآن به‏معناى خارج‏شدگان از دینى به دین دیگر است... و عرب‏ها پیامبر اسلام‏صلى‏الله علیه وآله وسلم را صابئى مى‏نامیدند؛ زیرا وى از آیین قریش به اسلام روى آورده بود و آن‏ها هر کس را که مسلمان مى‏شد "مصبوّ" مى‏نامیدند و نیز مسلمانان را "صباه" مى‏گفتند"[٢] زبیدى اضافه بر آنچه ابن‏منظور در این باره گفته مى‏افزاید: "در روض آمده است که صابئین منسوب به "صابئ بن مالک" برادر حضرت نوح‏علیه‏السلام هستند و آن یک اسم عجمى است."[٣] راغب نیز بر همین نکته که صابئین قومى بر آیین نوح‏علیه‏السلام بوده تأکید کرده و مى‏گوید: "به هر کسى که از دینى به دین دیگر درآید "صابى" گفته مى‏شود". وى درباره اشتقاق این واژه دو دیدگاه را مطرح مى‏کند. نخست این‏که از "صبأ" مشتق شده باشد چنانچه گفته مى‏شـود: "صـبأ ناب البعـیر" هنگامـى که دنـدان انیـاب شـتر برویـد و آشـکار شـود... سـپس مى‏گوید: بعضـى گفتـه‏انـد این واژه از مـاده "صـبا، یصـبو" مشـتق شـده اسـت."[۴] غضبان رومى پس از فراهم آوردن آراء لغت‏پژوهان درباره این واژه مى‏گوید: "آنچه که به حقیقت نزدیک است آن است که "صابئه" از "صبأ" که واژه‏اى آرامى و به‏معناى "تعمید کردن" است مشتق گردیده" سپس مى‏افزاید: "تعمید انسان را از آیین یهود به آیین مندایى منتقل مى‏کند؛ یعنى یک انسان یهودى با تعمید مندایى از دین خود به دین مندایى منتقل مى‏گردد و این معنا به‏معناى عربى این واژه نزدیک است. چنانچه واژه "صبأ" و "صابوتا" در لغت اکدى به‏معناى فرورفتن در آب است و این واژه در زبان مندایى و آرامى نیز به همین معناست."[۵] دیگر اینکه گفته شده واژه صابئین از کلمه مندایى آرامى "صبأ" یا "صبوا" به‏معناى تعمید اشتقاق یافته است، زیرا اعراب با استفاده از کلمه فوق منداییان را که مراسم تعمید خویش را همیشه در آب انجام مى‏دهند "صبّه" یعنى تعمیدیان نام نهاده‏اند و با اضافه کردن یاء نسبت به همان واژه صفت تعمیدگرى را به هر مندایى داده و او را "صبى" نامیده‏اند. سپس در جمع این کلمه به آن "یاء و نون" و "واو و نون" اضافه کرده‏اند و منداییان را "صابئین" یا "صابئون" نامیده‏اند.[٦] نتیجه اینکه از واژه صابئین دو معنا و مفهوم استفاده مى‏شود: یکى ریزش آب و دیگرى میل نمودن از راه اصلى به راهى دیگر.

از واژه صابئین و صابئون سه بار در قرآن یاد شده است. نگرش قرآن نسبت به آیین صابئین همانند دیگر ادیان توحیدى مبتنى بر گرایش به مبدأ و معاد و رستگارى در آخرت است. با این همه دیده مى‏شود که مترجمان و مفسران قرآن در تبیین مفهوم این واژه و تعیین مذهب گروندگان به این آیین با شک و ابهام و به‏گونه‏اى سربسته و نامفهوم سخن گفته و حتى پاره‏اى از فقیهان از یادکرد این گروه در شعار اهل کتاب استنکاف ورزیده‏اند[٧].


[] ...




[٨]
[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱: زهرا ربانی، صابئين در قرآن
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- در سورۀ مائده، آیۀ ٦۹ آمده: "یقیناً کسانى که به اسلام گرویده‌اند و یهودیان و صابِئین و مسیحیان هر کدام به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند."
[٢]- ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان‌العرب، بیروت: دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج ۱، ص ۱۰۸.
[٣]- زبیدى، محب‌الدین، تاج‌العروس من جواهر القاموس، مصر: مطبعه الخیریه، ۱۳۰۶ هـ.ق، ج ۱، ص ۸۷.
[۴]- راغب اصفهانى، حسین‏بن محمدبن فضل، مفردات الفاظ قرآن، قاهره: نشر مصطفى البابى الحلبى، ۱۹۶۱ م، ص ۳۸۲
[۵]- غضبان رومى، الصائبه، بیروت: نشر مطبعه الامّه، ۱۹۸۳ م، ص ۴۵.
[٦]- برنجى، سلیم، قوم از یاد رفته، تهران: نشر دنیاى کتاب، ۱۳۶۷ خ، ص ۴۲.
[٧]- حاجی اسماعیلی، محمدرضا، معناشناسی واژه صابئین در قرآن، پژوهش‌های قرآنی، زمستان ۱۳٨۵، شماره ۴٨، ص ۱٧۴
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]