ه‍.ش. ۱۳۹۳ آذر ۲۳, یکشنبه

دین یهود و شریعت موسوی

از: هاراو (حاخام) یدیدیا اذراحیان (نیویورک)

دین یهود و شریعت موسوی

از گفتار چهل‌ویکم تا گفتار چهل‌وپنجم


[قبل][بعد]

در فرهنگ دشمن‌شناسی قرآن، «یهود» به‌عنوان دشمن‌ترین دشمنان برای مسلمانان توصیف شده است. در سورۀ مائده، آیه‌ی ۸۲ آمده است: «به‌طور مسلم يهود و مشركان را دشمن‌ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهی يافت». با تاسف، امروزه یهودستیزی مسلمانان بیشتر ریشه در همچو آیات دارد و به گفته‌ی حاخام یدیدیا اذراحیان، «تعصب‌گرایان برخی ادیان و عامه یهودستیزان، اکثراً دین یهود را نیز مورد افترا قرار می‌دهند». در رشته گفتارهای «دین یهود و شریعت موسوی»، توسط حاخام یدیدیا اذراحیان به اصول این دین پرداخته می‌شود:


گفتار چهل‌ویکم: یهودیان از نظر عمق باورهای دینی، به سه گروه ارتدوکس، کنسرواتیو و رفرم تقسیم می‌شوند
هاراو (حاخام) یدیدیار اذراحیان

با آن‌که یهودیت یک دین و یک ملت واحد است، یهودیان اروپا (و سپس آمریکا) تحت تأثیر محیط فرهنگی خویش به سه گرایش تقسیم شدند.

ملت اسراییل یک ملت واحد و یگانه می‌باشد که بر پایه توحید بنا شده است. همه افراد قوم یهود «بنی‌اسراییل» نامیده می‌شوند. به این معنی، همگی از فرزندن و اعقاب حضرت یعقوب می‌باشند، که پروردگار به او لقب «اسراییل» داد. همه افراد یهودی در تمام دنیا پیروان مکتب موسوی هستند و به یک کتاب آسمانی که همانا تورات مقدس است باور دارند.

به‌هنگامی که خداوند اراده فرمود که نور جلال خود را بر روی کوه سینا نزول اجلال دهد و بنی‌اسراییل در دامنه کوه سینا گرد آمدند تا بدون واسطه و به‌طور مستقیم از سروش غیب متون ده فرمان را با گوش جان بشنوند، همگی مانند یک وجود واحد و یک تن و بدن بودند: « بنی‌اسراییل از رفیدیم کوچ کرده، به بیابان سینای آمده و در آن‌جا رحل اقامت افکندند. اسراییل در مقابل کوه اردو زد». (صحیفه خروج، فصل نوزدهم، آیه ٢).

اگر در این آیه دقت شود از این‌که می‌گوید «بنی‌اسراییل در بیابان سینا اردو زد»، فعل اردو زدن در مقابل کوه، به‌صورت مفرد آورده شده است. مفسرین تورات توضیح می‌دهند: در آن هنگام همه آحاد بنی‌اسراییل یک تن، یک عقیده و یک آرمان داشتند. بنابراین مثل این‌که تنها یک نفر بودند، و از این‌رو فعل «اردو زدن» به‌صورت مفرد آورده شده است، و این نشان‌دهنده یکپارچگی قوم یهود است.

در نیایش عصرانه روز شنبه، یهودیان خطاب به پروردگار جهان می‌گویند: «تو یکتا هستی، نام تو یکتاست و قوم تو قوم بنی‌اسراییل یکی است» (نیایش قوم یهود بخش نماز عصرانه روز شنبه).

کلیه افراد قوم یهود در سراسر جهان دارای اصول دینی یکسان می‌باشد و از نظر ایمان و باور مذهبی هیچ فرق و تفاوت اصولی با یکدیگر ندارند. اما می‌بینیم که در کشورهای اروپایی و سپس در ایالات متحده، ملت یهود را بر حسب عمق باورهای دینی آن‌ها به سه گروه متمایز تقسیم کرده‌اند: ارتودوکس (تعصب‌گرایان)، کنسرواتیوها (سنتی‌ها)، و رفورمیست‌ها (اصلاح‌طلبان یا نوآوران). ولی این شیوه تقسیم‌بندی میزان باور دینی، تنها در میان یهودیان اروپا و آمریکا مرسوم است و در میان یهودیان خاور زمین و شمال آفریقا اصولاً چنین دسته‌بندی‌هایی وجود نداشته و ندارند.

پس علت به‌وجود آمدن این فرقه‌ها در اروپا چه بوده و از کجا سرچشمه گرفته است؟

در زمان رنسانس (رستاخیر فرهنگی در اروپا) و ایجاد دانشگاه‌ها و رواج علم و دانش در آن قاره، مسیحیت دچار انشعاب شد و دسته‌ای به‌خاطر فرار از قیود و سخت گیری‌های کلیسا، که در دستگاه رهبری آن زورگویی و ظلم و ستم پاپ‌ها به حد اعلای خود رسیده بود، به رهبری کشیش اصلاح‌طلبی به‌نام «مارتین لوتر» گروهی از باورمندان مسیحی از کلیسای تعصب‌گرای سنتی جدا شدند و فرقه پروتستان را به‌وجود آوردند.

به همان شیوه، در سال‌های پایانی قرن نوازدهم، گروه‌هایی از یهودیان دانش‌اندوخته و دانشگاه‌دیده در اروپا نیز، که به علم و دانش روز مجهز شده بودند، در برابر رهبری سنتی و سخت‌گیرانۀ رهبران روحانی یهود در آن قاره، پرچم طغیان را علیه مکتب‌های مذهبی آنان (یشیواها) برافراشتند.

از دیدگاه این اصلاح‌طلبان، در مدارس دینی یهود تفاسیر و تعالیمی که به طلبه داده می‌شد، اغلب از حد و مرز اعتدال و فلسفه و روح تورات تجاوز می‌کرد و فراتر می‌رفت. در راس این فرهیختگان دینی، یک روحانی دگراندیش به‌نام موشه مندلسون قرار داشت که فردی متفکر، دانشمند، روشنفکر و تحصیلکرده بود. مندلسون جنبشی را با نام «رفرمیست‌ها» (اصلاح‌طلبان یا خواهان شکل‌گیری دوباره) به‌وجود آورد.

مندلسون در قوانین شرع یهود و فلسفه‌هایی که از کتاب تلمود و صحیفه فقهی میشنا ریشه می‌گرفت، تغییراتی به وجود آورد تا با دانش روز همخوانی داشته باشد.

این روحانی مدرن، ابتدا مردی بسیار مذهبی بود و از روی ایمان کامل، اوامر و دستورات تورات را به دقت انجام می‌داد. ولی خود بعدها به‌تدریج تسهیلاتی در اجرای قوانین به‌وجود آورد تا روشنفکران و تحصیل‌کرده‌ها که در آن‌زمان «مسکیلیم» (משכילים Maskilim) (خردپیشگان یا دانش‌اندوخته‌ها) نامیده می‌شدند، از دین نگریزند و پایه‌های باور مذهبی آنان سست نشود.

کوتاه مدتی پس از درگذشت موشه مندلسون، جانشینان روحانی او که در آلمان می‌زیستند و در شمار «مسکیلیم» بودند، با این اندیشه به میدان آمدند که «ما یهودیان باید در هر کشوری که زندگی می‌کنیم، آیین دینی و رویکرد مذهبی خود را با سنن و آیین اکثریت مردم آن دیار تطبیق دهیم».

به‌دنبال این گرایش بود که جانشینان روحانی مندلسون خواستار آن شدند که یهودیان برای آن‌که «همرنگ جماعت شوند» به‌جای تعطیلی روز شنبه مقدس، روز یکشنبه را که در کشورهای اروپایی روز تعطیلی عمومی است به‌عنوان روز تعطیل خود بپذیرند - و این در صورتی که در کتاب مقدس تورات، همه‌جا اهمیت روز شنبه به‌عنوان روز مقدس یهودیان و روز تعطیلی و نیایش آنان مورد تاکید قرار گرفته است.

بدین‌سان، جنبش «رفرمیسم» به‌تدریج از یهودیت سنتی و شرعیات آن فاصله گرفت و تغییراتی در متون نیایش روزانه و روز شنبه به‌وجود آورد که متن دعاها را دگرگون کرد.

آنان در این تلاش بازنویسی متون دعاها که از صدها سال پیش رواج داشت، همه جملاتی را که در آن‌ها از تقدس اورشلیم و آرزوی بازگشت یهودیان به سرزمین پدری (خاک اسراییل) سخن رفته حذف کردند. مدتی گذشت و این فاصله بیشتر و بیشتر شد، تا آن‌جا که گروهی از یهودیان، در عین گرایش‌های اصلاح طلبانه و موافقت با برخی دگرگونی‌ها، نمی‌توانستند با این همه تغییرات اساسی کنار آیند و با آن به مخالفت برخاستند.

هم‌چنین بعضی از یهودیان میانه رو مذهبی و شریعتی که تعلیمات ارتودوکسی برای آن‌ها گران بود و نمی‌توانستند خود را با سخت گیری‌های مذهبیون متحجر وفق بدهند و مایل نبودند هرگز در شمار رفرمیست‌ها به‌حساب آیند، خود را در چهارچوب میانه‌روها قرار دادند و از افراط و تفریط در اجرای امور مذهبی و باورهای دینی خود دوری جستند. این افراد جنبش «کنسرواتیو» (محافظه‌کاران یا سنتی‌ها) را به‌وجود آوردند. پیروان این گرایش دینی، قوانین تورات را در حدی که با کتب «میشنا» و «تلمود» و سنت‌های اولیه همخوانی دارد، مشعل راه خویش ساختند. آنان هم‌چنین متن نیایش روزانه یهودیان را آن‌گونه که قرن‌های متمادی مرسوم بود حفظ کردند.

بدین‌سان، کنسرواتیوها در اجرای قوانین و سنت‌های یهودی با مذهبیون متشرع (ارتودوکس‌ها) چندان تفاوتی ندارند و به‌طور کلی می‌توان گفت که تفاوت عمده آن‌ها در نحوه تفسیر قوانین مذهبی است. برخلاف ارتودوکس‌ها، کنسرواتیوها در امور دینی فرقی بین زن و مرد نمی‌گذارند، و معتقدند زن و مرد همگون و همسان مکلف به اجرای قوانین دینی می‌باشند – و این در حالی‌که به باور ارتودوکس‌ها، زنان به‌علت تفاوت در ساختار جسمی و عاطفی و اجتماعی، از برخی فرایض معافند، و در مقابل مکلف به اجرای واجبات دینی دیگری هستند که از مردها انتظار آن نمی‌رود.

گفته می‌شود که رهبران مدارس دینی ارتودوکس‌ها و علمای دینی آن‌ها، برای آن‌که کسی از میان پیروان‌شان در صدد بر نیاید به جنبش کنسرواتیوها و یا رفرمیست‌ها بپیوندد، از آن‌جا که خود در تمام طول زندگی، اندیشه مذهبی خویش را در چهارچوب شرعیات و فتاوی فقهای میشنا، تلمود محدود کرده بودند، روز به روز دستورات مذهبی را سخت‌تر کردند، تا آن‌جا که حصاری ضخیم به دور خود کشیدند و خویشتن را «ارتودوکس» (تعصب‌گرا) نام نهادند.

به باور ارتودوکس‌ها، از آن‌جا که زنان مسؤولیت‌های سنگین بچه‌داری و خانه‌داری و تعلیم و تربیت فرزندان را به عهده دارند، از اجرای برخی مراسم و نیایش‌ها و فرامینی که جنبه فردی دارد معاف می‌باشند؛ و چون تکلیفی بر آن‌ها نیست، پس زن‌ها در عبادتگاه‌ها (کنیسا) نیز باید محلی جدا داشته باشند و نمی‌توانند پیش نماز جماعت یا قاریان تورات به‌روی صحنه کنیسا باشند. اما کنسرواتیو‌ها این محدودیت را نمی‌پذیرند و در کنیسا زن و مرد در کنار هم می‌نشینند و چون معتقدند که زن‌ها نیز مانند مرد‌ها مکلف به اجرای همه واجبات مذهبی می‌باشند، پس می‌توانند در سمت پیشوای مذهبی (راو רב) و قاری تورات (خزان חזן) و پیش نماز جماعت (شالیح تیسبور שליח ציבור)، انجام وظیفه کنند.

پیروان دو مکتب ارتودوکس و کنسرواتیو بر این باورند که رفرمیست‌ها در انجام اصلاحات مذهبی، به شدت راه افراط پیمودند و از این‌رو بر پیکر ملت یهود زیان سنگینی وارد آوردند که جبران‌ناپذیر است. از دیدگاه آنان، رفرمیست‌ها به‌علت خارج شدن از چهارچوب قوانین سنتی، به ازدواج با غیریهودیان روی آوردند و به‌تدریج فرزندان آن‌ها از جرگه یهودیان مومن دور شدند. بیشترین افراد یهودی که دین را کاملاً کنار گذاشتند و یا مسیحیت یا ادیان دیگر را پذیرفتند، از این گروه می‌باشند.

آخرین آماری که در مورد یهودیان ایالات متحده و زندگی اجتماعی آنان تهیه گردیده نشان می‌دهد که شمار ازدواج یهودیان با غیر یهودی در آن کشور به ۵٣ درصد از کل ازدواج‌های آنان رسیده است. فرزندان بیشتر آنانی که همسرشان یهودی نیست، یا از باور یهود دور می‌شوند، و یا به دین همسر غیر یهودی می‌پیوندند و یا به کلی از امور مذهبی دوری می‌جویند.

امید است روزی شاهد اجرای پیشگویی زکریای نبی باشیم که آرزو کرده است: «خداوند سلطان همه عالم بوده، و روزی فرا رسد که همه ابنای بشر دارای یک باور و یک خدا و یک آیین باشند».


[] يادداشت‌ها



[] پی‌نوشت‌ها

گفتار چهل‌ویکم: یهودیان از نظر عمق باورهای دینی، به سه گروه ارتدوکس، کنسرواتیو و رفرم تقسیم می‌شوند، وب‌سایت رسمی وزارت امور خارجه اسراییل

[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت رسمی وزارت امور خارجه اسراییل