۱۳۹۳ آذر ۲۳, یکشنبه

دین یهود و شریعت موسوی

از: هاراو (حاخام) یدیدیا اذراحیان (نیویورک)

دین یهود و شریعت موسوی

از گفتار بیست‌ویکم تا گفتار سی‌ام


فهرست مندرجات




[قبل][بعد]

در فرهنگ دشمن‌شناسی قرآن، «یهود» به‌عنوان دشمن‌ترین دشمنان برای مسلمانان توصیف شده است. در سورۀ مائده، آیه‌ی ۸۲ آمده است: «به‌طور مسلم يهود و مشركان را دشمن‌ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهی يافت». با تاسف، امروزه بیشتر یهودستیزی مسلمانان ریشه در همچو آیات دارد و به گفته‌ی حاخام یدیدیا اذراحیان، «تعصب‌گرایان برخی ادیان و عامه یهودستیزان، اکثراً دین یهود را نیز مورد افترا قرار می‌دهند». در رشته گفتارهای «دین یهود و شریعت موسوی»، توسط حاخام یدیدیا اذراحیان به اصول این دین پرداخته می‌شود:


گفتار بیست‌ویکم: در شریعت موسوی، خودی و غیرخودی یکی هستند و در مقابل قانون حقوق برابر دارند
هاراو (حاخام) یدیدیار اذراحیان

در شریعت موسوی و دین یهود، «خودی» و «غیرخودی» و مومنان و «اهل الذمة» وجود ندارد، بلکه همگان در برابر قانون الهی یک سان هستند و باید از حقوق مساوی برخوردار گردند.

در آموزش‌‌های شریعت موسوی، واژه גוי (گوی Goy) به‌مفهوم «غریبه» یا «بیگانه»، جای مخصوصی دارد و کنیه ویژگی بارز انسان «بیگانه» غیریهودی بودن اوست. بیگانه‌‌ای که در جمع به‌سر می‌برد، انسانی است که با یهودی زیر یک آسمان زندگی می‌کند.

براساس یک اعتقاد قدیمی، سرچشمه نفرت از دیگری، ترس از اوست. و ترس از بیگانه در تاریخ بشر ریشه‌‌ای کهن دارد.

از قدیم‌الایام در بین طوایف و اقوام، این باور نادرست و فتنه انگیز رواج داشته که «انسان خارج از گروه، دشمن گروه است». به‌واژه‌‌ای دیگر، آن‌که «خودی» نیست، «غیرخودی» و بیگانه محسوب می‌شود و باید از او پرهیز کرد و یا به‌وی به‌نظر تردید و ظن نگریست.

بعضی از پیروان مذاهب مختلف بر این باور بودند که از بیگانه باید بیم و نفرت داشت.

اما حضرت موسی با رهنمودهای خود، اندیشه و رفتار پیروان خویش را درست در جهت معکوس این راستا هدایت می‌کند.

موسی، بومی و بیگانه را برابر می‌داند، و به ‌«فرزندان اسراییل» (بنی‌اسراییل) هشدار می‌دهد که تنها آنان نیستند که از بند بردگی در مصر رهایی یافته‌اند؛ بلکه در میان آنان کسان بی‌‌شماری نیز یافت می‌شوند که از خاندان اسراییل نیستند.

حضرت موسی خطاب به‌ بنی‌اسراییل می‌گوید: اینان برابر و همسان دیگرانند و قانون از برایشان یکسان است.

«قانون برای بومی و بیگانه که در میان شما به‌سر می‌برد یکسان باشد» (صحیفه خروج، باب دوازدهم، آیه ۴۹ و صحیفه اعداد، باب پانزدهم، آیه ۱٦)

«قانون در مورد خطاکاران، چه بومی و چه غربیه که در میان شما است، یکسان است». (صحیفه اعداد، فصل پانزدهم، آیه ٢۹)

«قانون، خواه برای بیگانه و خواه بومی، به‌یک نحو اجرا گردد».(صحیفه لاویان، فصل بیست و چهارم، آیه ٢٢)

«قانون برای همه جامعه، چه خود شما و چه بیگانه‌‌ای که با شماست، در تمامی نسل‌‌ها تا ابد یکسان خواهد بود و آن بیگانه و خود شما (خودی و غیر خودی) در برابر خداوند همسان خواهید بود». (صحیفه اعداد، فصل پانزدهم، آیه ۱۵)

«قانون برای خطاکاری که در میان فرزندان اسراییل زاده شده و خطاکار بیگانه که بدانان پیوسته، برای هر دو به‌طور واحد به‌اجراء درآید». (همان‌جا، آیه ٢۹)

همان‌گونه که تمامی مفسران تورات گفته‌اند، غرض از «بیگانه» آن فرد بت پرست خرافاتی نیست که اصرار دارد در ظملت کده بی‌‌قانونی بسر برد؛ بلکه «بیگانه» در جامعه تحت رهبری حضرت موسی و در آیین یهود، کسی است به‌دین یهود درنیامده، ولی در عین حال به‌پرستش خدای یگانه روی آورده و از قوانین مقدس او پیروی کند.

در همین نکته بسیار مهم است که موسی راز فلسفه یگانه‌‌پرستی را بر ما آشکار می‌کند: آن‌که از قوم بنی‌اسراییل است، و آن‌که از این قوم نیست، همین که خدای یگانه را پرستیدند و فرمانبر او شدند، باید دست یگانگی و برابری به‌سوی یکدیگر دراز کنند و در برابر قانون یکسان باشند.

از همین روست که حضرت موسی می‌گوید: «آن‌که علیه قوانین الهی برخیزد، چه بومی باشد و چه بیگانه، به‌کفر روی آورده و باید از مردمش منقطع گردد»(همان‌جا، آیه ۱۵)

آیین یهود در جهان‌شمول کردن اصل برابری انسان‌ها اصرار بسیار دارد. این آیین پیاپی تاکید می‌کند که فرزندان اسراییل (بنی‌اسراییل) با افراد دیگر در برابر قانون یکسانند.

آیا اگر جز از این باشد، بنیان اعتقاد به‌خدای یکتا، سست نمی‌شود؟

خدای واحد الهام بخش قوانین واحد است. اگر برای دو انسان دو قانون جداگانه باشد، آیا این خود بازگشتی به‌دوگانه‌پرستی و چندگانه‌پرستی نخواهد بود؟

حضرت موسی می‌گوید:‌‌ای فرزند اسراییل (فرد یهودی) تو از بیگانه‌‌ای که به‌ تو پیوسته برتر و بالاتر نیستی، و پروردگار یکتا خالق هر دو شما است و لذا شما را برابر می‌داند و برایتان قانون برابر ارائه می‌دهد.

این رهبر قوم یهود و بنیان‌گذار شریعت انسانی، افزوده می‌گوید: در زیر پرچم یگانه‌‌پرستی است که همه شما انسان‌‌ها همسان شمرده می‌شوید. بیگانه‌‌ای که ممکن است قبطی باشد یا ادومی و یا مصری، و یا از قوم قبیله دیگری باشد، با تو که از بنی‌اسراییل هستی در مقابل قانون برابر و یکسان است.

با همین واژه سحرآمیز «برابری» است که می‌توان روزنه ناهنجار و سهمگین ترس و نفرت از دیگران را که موجب دوری از دیگران و تنفر نسبت به‌آنان می‌شود مسدود کرد و دنیایی برابر و یکسان ساخت که در آن پیروان همه ادیان یکتاپرست و انسان از هر نژاد و رنگ پوست بتوانند در آن با مسالمت در کنار یکدیگر زندگی کنند.

حضرت موسی خودی و بیگانه را با مهر پدرانه به‌سوی اطاعت از قانون می‌خواند و می‌فرماید: «فرامین و قوانین مرا به‌جای آوردید. نه بومی و نه بیگانه‌‌ای که با شما زندگی می‌کند، هیچ یک از کارهای ناپسندی را که برشمردم انجام ندهید». (صحیفه لاویان، فصل هیجدهم، آیه ٢٦)

در آیین یهود و گفتار حضرت موسی نشانی از استبداد و زورگویی نیست. آزادی فردی برای او مقدس است. او به‌بیگانه می‌گوید «تابع قوانین باش» چرا که اگر چنین نباشد در دنیای بی‌‌قانونی باز گرفتار بردگی خواهید شد. او خطاب به‌«داوران» (شیوخ قوم یهود) چنین آموزش می‌دهد. «دعاوی برادرانتان را با دقت گوش دهید و بین هر فرد با طرف یهودی و بیگانه اش با عدالت داوری کنید». (صحیفه تثنیه، فصل یکم، آیه ٦)

و این است مفهوم برابری در قانون موسی: هنگامی که پای عدالت به‌میان می‌آید، دیگر امر قوم یا نژاد مطرح نیست و "انسان برتر" وجود ندارد. آدمیان همگی در برابر فرشته عدالت برابرند، زیرا پروردگاری واحد و یکتا آنان را خلق کرده است.

در آیین یهود، به‌فرزندان اسراییل و فرد بیگانه، هر دو به‌یک چشم نگریسته می‌شود و آن‌که یهودی نیست «ذمی» محسوب نمی‌گردد و شهروند درجه دو به‌حساب نمی‌آید.

در دنیای امروزی، آنانی که جامعه بشری را یکی می‌دانند و حقوق یکسانی برایشان قایل هستند، اصل «برابری در برابر قانون» بدیهی به‌نظر می‌رسد. اما از یاد نبریم که حتی در دنیای امروز و حتی در کشورهای بزرگ و متمدن، «شهروند» و «بیگانه» و «محلی» و «خارجی»، دارای تابعیت و آن‌که تابعیت ندارد، در همه موارد دارای حقوق یکسان نمی‌باشند و قانون کشوری همیشه آن‌‌ها را برابر و مساوی همه نمی‌داند.

آنگاه که حضرت موسی با جمعیت اندوه همراهانش، و نه صرفا با قوم بنی‌اسراییل، سخن می‌گوید، باز اصرار او برای مساوات و برابری همگان در گفتارش می‌درخشد. پیامبر یهود خطاب به‌بنی‌اسراییل می‌گوید: «امروز همه شما، از سران قبایل تا آحاد آن‌‌ها، همگانی که متعهد به‌اجرای قانون هستند، یعنی تمامی فرزندان اسراییل، در پیشگاه خداوند ایستاده اید. کودکان شما، زنان شما و بیگانگانی که در میان اردوگاهای شمایند. از هیزم شکنان تا آنانی که آب می‌کشند، جملگی در اینجا هستید، تا در سوگند خداوند و پیمان او که امروز با شما بسته می‌شود شرکت جویید» (صحیفه تثنیه، فصل بیست و نهم، آیات ۹-۱۱)

حضرت موسی سخت نگران است که مبادا شخص غریبه مورد بی‌‌محبتی یا ستم قرار گیرد و به‌خاطر آن‌که در اقلیت است به‌حقوق او احجاف شود. او می‌گوید: «بیگانه را مغبون مکنید و زیر فشار مگذارید، زیرا که خود در سرزمین مصر بیگانه بودید». (صحیفه خروج فصل بیست و دوم آیه ٢٠) «غریب را دوست بدار چرا که خود به‌سرزمین مصر غریب بودی» (صحیفه تثنیه فصل دهم آیه ۱۹) کدام گوهر نایاب وبی مانند هست که بتواند گرانبهاتر از سخنان حضرت موسی مندرج در تورات باشد؟ سخن تنها از درون و بیرون مصر نیست، بلکه سخن از سراسر گیتی است و همه انسانها.

این بیگانه‌‌ای که به‌گواهی تاریخ بشر، همه از او می‌ترسیدند و نفرت داشتند، در آیین یهود به‌عنوان یک انسان کامل محسوب می‌شود که باید محبت ببیند و از آب گوارای دوستی بنوشد.

فرمان حضرت موسی در دوست داشتن بیگانه، باید پایان بخش انتقام جویی‌‌های ضد بشری و حیوانی باشد. آرزو کنیم که این رهنمود پیامبر یهود، روزی موجب برقراری برابری بین همه آحاد مردمان روی زمین گردد.


[] يادداشت‌ها



[] پی‌نوشت‌ها

گفتار بیست‌ویکم: در شریعت موسوی، خودی و غیرخودی یکی هستند و در مقابل قانون حقوق برابر دارند، وب‌سایت رسمی وزارت امور خارجه اسراییل

[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت رسمی وزارت امور خارجه اسراییل