۱۳۹۳ آذر ۲۳, یکشنبه

دین یهود و شریعت موسوی

از: هاراو (حاخام) یدیدیا اذراحیان (نیویورک)

دین یهود و شریعت موسوی

از گفتار یازدهم تا گفتار بیستم


فهرست مندرجات




[قبل][بعد]

در فرهنگ دشمن‌شناسی قرآن، «یهود» به‌عنوان دشمن‌ترین دشمنان برای مسلمانان توصیف شده است. در سورۀ مائده، آیه‌ی ۸۲ آمده است: «به‌طور مسلم يهود و مشركان را دشمن‌ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهی يافت». با تاسف، امروزه یهودستیزی مسلمانان بیشتر ریشه در همچو آیات دارد و به گفته‌ی حاخام یدیدیا اذراحیان، «تعصب‌گرایان برخی ادیان و عامه یهودستیزان، اکثراً دین یهود را نیز مورد افترا قرار می‌دهند». در رشته گفتارهای «دین یهود و شریعت موسوی»، توسط حاخام یدیدیا اذراحیان به اصول این دین پرداخته می‌شود:


گفتار یازدهم: در شریعت موسوی، هر کس دین یهود را بپذیرد،

از هر نژاد و رنگ باشد، یهودی خواهد بود

هاراو (حاخام) یدیدیار اذراحیان

یهودیان پیش از ظهور حضرت موسی نیز وجود داشتند، ولی شریعت موسوی به ‌آنان هویت ملی نیز اعطا کرد.

پرسشی که همیشه درباره مردمی که پای کوه سینا همراه حضرت موسی در پیشگاه الهی و ده فرمانش ایستاده‌اند مطرح می‌باشد این است که آیا اینان پدیدآورنده یک دین، یک نژاد، یک ملت، و یا یک قوم هستند، یا این‌که جامعه یهودی شامل هیچ یک از این‌ها به‌صورت جداگانه و مجزا نیست و در عین حال آینده‌‌ای است از همه این عوامل.

مردم بسیاری، از جمله پاره‌‌ای از یهودیان، می‌پندارند که بین این دو تفاوتی وجود ندارد.

این پندار به ‌این می‌ماند که بگوییم عرب و اسلام یکی است؛ و حال آن‌که قوم عرب پیش از آن‌که پیامبر اسلام ظهور کند، وجود داشته است و امروز نیز هر فرد عربی، مسلمان نیست، و یا هر مسلمانی لزوماً، با دستور و تعالیم اساسی و مهم پیامبر خود آشنایی ندارد.

اصولاً تمایز بین یهودیت و با قوم یهود کمتر آشکار و امری شناخته شده بود. قوم یهود یا بنی‌اسراییل، پیش از رستاخیز موسوی نیز وجود داشت.

به‌سخنی دیگر، هرگاه اگر حضرت موسی به‌ پیامبری برگزیده نمی‌شد، باز هم فرد یهودی به‌عنوان عضوی از جامعه انسانی، بی‌‌آن‌که حضرت موسی و آموزش‌‌های او بر وی اثر گذارد، هم‌چنان «یهودی» باقی می‌ماند؛ از این‌رو، نمی‌توان گفت هر که یهودی است تنها به‌صرف یهودی بودنش افکار و اندیشه و تعالیم حضرت موسی را به‌خوبی می‌داند. بهتر است که دانش‌آموخته راستین این مکتب را «موسوی» نامید.

برخلاف ادیان یکتاپرست دیگر، نمی‌توان با گفتن یک اشهد و یا اجرای مراسم غسل و تعمید، به‌ دین یهود و یا شریعت موسوی وارد شد. متقاضایان باید پیش از آن‌که دین یهود را بپذیرند، با فلسفه وجودی و ماهیت و هویت این دین به‌خوبی آشنا شوند و اوامر تورات را که شمار آن‌‌ها زیاد است یاد بگیرند و بهآن‌ها عمل کنند.

حضرت موسی خود تأیید می‌کند که در جنبش عظیم او پیروانش جملگی از بنی‌اسراییل نبودند، بلکه گروه عظیم دیگری که آنان را «غریب» یا «غیریهودی» می‌خواند نیز وجود داشتند که در شمار فراریان از زندان بردگی مصر بودند و به‌همراه بنی‌اسراییل به‌راه افتادند تا از سرزمین بندگی رهایی یابند.

«ناله و فغان فرزندان اسراییل را که مصریان آن‌‌ها را دربند بردگی دارند، شنیدم و پیمانم را به‌یاد آورم، پس به‌فرزندان اسراییل بگو! من خداوند پروردگار شما هستم و شما را از یوغ بردگی مصریان رها خواهم کرد». (صحیفه خروج، کتاب دوم تورات باب ششم، آیه‌‌های ٦-۵)

حضرت موسی در اصل از جانب پروردگار مامور شد که تنها فرزندان اسراییل یا قوم یهود را نجات دهد. ولی چون انسان دوستی او از ماورأ افق فراتر می‌رفت، نه تنها به‌هیچ روی مانع پیوستن بردگان غیریهودی به‌ خیل عظیم بنی‌اسراییل رهایی بافته و قوم خود نشد، بلکه چنان که از محتوای کلام کتاب مقدس بر می‌آید، آنان را بدین کار برانگیخت و در نتیجه به‌هنگام نجات بردگان یهودی، «جمعیت زیادی از قوم‌‌های گوناگون با آن‌‌ها عزیمت کردند». (صحیفه خروج، باب سیزدهم، آیه ٣٨)

این غریبان غیریهودی می‌توانستند با مراعات قوانین خداپرستی، که به‌تدریج به‌کل جماعت ارایه می‌گردید، در شمار «موسویان» درآیند و هیچ‌گونه تبعیضی وجود نداشت. «اگر غریبی که در میان شماست یهودی شود، و مراسم پسح (عید آزادی) را برای پروردگار به‌جای آورد، و مطابق قانون و دستورات پسح عمل کند، از برای غریب و شهروند هر دو، قانون یکسان باشد». (خروح، باب نهم، آیه ۱۴)

در این‌جا یک‌بار دیگر بیهوده بودن ادعای آنانی ثابت می‌شود که می‌گویند یهودیت یک نژاد است و یهودیان غیریهودی را به‌ جامعه خود راه نمی‌دهند و افرادی نژادپرست هستند. به‌عکس این ادعای پوچ، هر کس که دین یهود را بپذیرد و خود را پای‌بند شریعت موسوی بداند، خواه سیاه یا سفید باشد و به‌هر نژادی تعلق داشته باشد، یهودی محسوب می‌شود و به‌این تعلق می‌یابد.

پایه‌‌های شریعت موسوی

حضرت موسی بنیان‌گذار دینی است که باید بر چهار ستون استوار باشد:

۱- ده فرمان و قوانین تورات

٢– رسم و سنت

٣– دعا و نیایش

۴– پیشینه قوم یهود.

سست شدن هر یک از این ستون‌ها موجب عدم تعادل یهودیت می‌گردد.

سنن و رسوم در آیین یهود نیز ریشه در اسفار پنجگانه تورات موسوی دارد. صیصت (شال دعا) و نصب مزوزا (جعبه کوچکی که در داخل آن طومار کوچک دعا نهاده شده) بر قایمه و سر در خانه، نمونه‌‌هایی از رسوم و سننی است که حضرت موسی اجرای آن‌را فرمان داده است.

دعا و نیایش به‌عنوان یکی از پایه‌‌های اجرای اوامر دینی را نیز باید در کتاب تورات جست. حضرت موسی، پس از آن‌که بنی‌اسراییل از سرزمین بندگی مصر رها شده و به‌سوی دریا گام برداشته و با معجزه الهی آب دریا شکاف بر می‌دارد و فرزندان اسراییل از آن می‌گذرند و به ‌خشکی پای می‌گذارند، زبان به ‌مدح و تحسین پروردگار می‌گشاید و به ‌نیایشی می‌پردازد که یکی از شورانگیزترین سروده‌‌های مذهبی قوم یهود است. مثال دیگر آن‌که نیایش «بشنو‌‌ای اسراییل، خداوند، خدای ما، خدای یکتاست» که در تورات آمده است، محور دعاهای روزانه یهود را تشکیل می‌دهد.

پیشینه‌ی تاریخی قوم یهود نیز از آغاز قیام حضرت موسی در این دین اهمیت به‌سزا یافته است.

در تمام دوران طولانی پراکندگی که از ٢٧٠٠ سال فراتر می‌رود، پیروان حضرت موسی از داشتن یک سرزمین مستقل که بتوانند جامعه ایده‌ال پیامبر خود را در آن برپا دارند محروم ماندند و نتوانستند آن‌گونه که شایسته است این جامعه دلخواه را به‌وجود آورند و قوانین اساسی و بشردوستی موسوی را به‌دنیا عرضه دارند.

اگر قوانین بنیانی حضرت موسی امکان اجرائی نداشت، تاریخ یهود نیز از هنگام سقوط معبد دوم به‌بعد (دو هزار سال پیش) در ابهام و ناآگاهی کامل فرو می‌رفت.

پس چگونه یک قوم پراکنده توانست پس از نزدیک به ‌دوهزار سال سرگردانی و دربدری، دوباره به‌پا خیزد، استقلال خویش را از نو به‌دست آورد و کشور خویش را مجدداً برپا کند؟

در پایدار ماندن این جامعه کهن‌سال، علی‌رغم وقوع آن همه مصیبت‌‌های دهشتناک چه راز و رمزی نهفته است؟ آیا اعجاز الهی در کار بود؟

پاسخ این‌گونه پرسش‌‌ها را باید در تاریخ یهود و پیشینه این قوم جست.

درست است که دو پایه اصلی دین یهود، یعنی فرامین و قوانین اساسی موسوی که شاه ستون یهودیت و نیز پایه تاریخ است به‌حال رکود افتاده بود. اما دو پایه دیگر، یعنی رسم و سنت، و دعا و نیایش هم‌چنان پا بر جا بود.

پس به‌ناچار برای جلوگیری از فروافتادگی سامانه یهودیت، می‌بایست این دو پایه قوی‌‌تر می‌شد.

رسم و سنت، دعا و نیایش موجب تقویت روحی این پراکندگان می‌گردید. یک‌سان بودن سنت‌‌ها و دعاها موجب اتحاد و یگانگی افراد پراکنده این قوم می‌شد. به‌طوریکه فرد یهودی که در شرق و غرب و شمال و جنوب کره زمین زندگی می‌کردند همگی یکسان بودند و همان نیایش‌‌ها را به‌عمل می‌آوردند.

یهودیان در سراسر دنیا، هنوز هم اعیاد خود را در یک زمان واحد برگزار می‌کنند و یک نوع دعا می‌خوانند و کتاب مذهبی آن‌‌ها یکی است.

یهودیان نیم‌کره شمالی، در اوج زمستان، دعای باران می‌خوانند، ولی یهودی مقیم استرالیا نیز با آن‌که در همان‌زمان در اوج تابستان قرار دارد (به‌خاطر آن‌که در نیم‌کره جنوبی زیست می‌کند)، همان نیایش را اجرا می‌کند.

یهودیان در هر نقطه جهان که باشند، اشعار مذهبی و غزلیاتی که می‌سرایند، همگی دارای یک متن است و چشم همه به‌سوی سرزمین مقدس اورشلیم و صیون دوخته است و به‌سوی این قبله‌گاه نماز می‌گذارند.

همه انسان‌هایی که در چنین مراسم و سنت‌‌ها همخوانی دارند، موسوی شمرده می‌شوند.

یکی از آرمان‌‌های اساسی قوم یهود و آیین موسوی، یکسو شدن همه افراد بشر در روی زمین و هم آهنگ شدن آنان در پرستش خدای یگانه و ایمان به‌اجرای مراسم، و پیروی از ارزش‌‌های آزادی، عدالت، حقوق انسان‌ها، حمایت از حیوانات، رحم و دلسوزی، مروت و انصاف، بخشایش و مددکاری می‌باشد.

روزی فرا خواهد رسید که همه انسان‌ها پروردگار یکتا را که نخستین بار توسط حضرت ابراهیم به‌ جهانیان شناسانده شد و اندیشه یکتاپرستی و انسان‌دوستی حضرت موسی، آیین همگان خواهد شد. به‌ امید آن‌روز.


[] يادداشت‌ها



[] پی‌نوشت‌ها

گفتار یازدهم: در شریعت موسوی، هر کس دین یهود را بپذیرد، از هر نژاد و رنگ باشد، یهودی خواهد بود، وب‌سایت رسمی وزارت امور خارجه اسراییل

[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت رسمی وزارت امور خارجه اسراییل