ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۲, سه‌شنبه

موقعیت آناتومیک

از: دانشنامه‌ی آریانا

موقعیت آناتومیک


فهرست مندرجات
کالبدشناسیکالبدشناسی انسان

موقعیت آناتومیک (به انگلیسی: )، که به آن «وضعیت تشریحی» نیز گفته می‌شود، موقعیت مرجع استاندارد بدن است که برای توصیف محل ساختارها به کار می‌رود.


آناتومی انسان

بدن انسان وقتی در موقعیت آناتومیک قرار دارد، که فرد ایستاده، پاها در کنار هم، و دست‌ها در طرفین باشند و فرد به جلو نگاه کند. دهان بسته و حالت چهره، خنثی باشد. لبه‌ی استخوانی زیر چشم‌ها در همان سطح افقی رأس ورودی گوش قرار دارد و چشم‌ها باز هستند و بر شیئی در دوردست متمرکز شده‌اند. در حالی که انگشتان راست و در کنار هم هستند، کف دست‌ها رو به جلو قرار دارند و سرانگشت شست ۹٠ درجه نسبت به سرانگشتان دیگر چرخیده است. انگشتان پاها رو به جلو هستند.

شکل ۱-۱، موقعیت و صفحات آناتومیک


پیشینه‌ی تاریخی

واژه‌ی «سطح فرانکفورت» یا «صفحه‌ی فرانکفورت»، که در زبان انگلیسی به دو صورت «Frankfurt plane» یا «Frankfort plane» کاربرد گسترده دارد، و به شکل «Frankfort horizontal plane» (صفحه‌ی افقی فرانکفورت) در چندین واژه‌نامه پزشکی وارد شده است، نخستین‌بار در سال ۱٨٨۴ میلادی، در کنگره‌ی انسان‌شناسی در شهر فرانکفورت، در ایالت هسن آلمان، به‌عنوان موقعیت آناتومیک برای جمجمه انسان تصویب شد.

تصویری از مغز با دید کورونال


صفحات آناتومیک

برای مطالعه آناتومی، سطوحی فرضی (صفحه‌های فرضی) در نظر گرفته می‌شود که کل بدن انسان یا یک قسمت از آن را به دو نیمه تقسیم می‌کنند.

در موقعیت آناتومیک، سه گروه صفحه‌ی اصلی از درون بدن عبور می‌کند. این صفحات عبارتند از: صفحات کورونال (coronal planes)، صفحات ساژیتال (sagittal planes) و صفحات عرضی، افقی، یا محوری (transverse, horizontal or axial planes).

  • صفحه‌ی کورونال (صفحه پس‌وپیش) یا «سطح عرضی» (frontal plane) در جهت عمودی قرار می‌گیرد و بدن را به بخش‌های قدامی و خلفی تقسیم می‌کند.

  • صفحه‌ی ساژیتال (صفحه چپ‌راستی) یا «سطح سهمی» (sagittal plane) نیز در جهت عمودی قرار می‌گیرد، ولی با ضفحه‌ی کوروتال زاویه‌ی قایمه تشکیل می‌دهد و بدن را به بخش‌های راست و چپ تقسیم می‌کند. صفحه‌ی که از مرکز بدن می‌گذرد، آن را به دو نیمه مساوی راست و چپ تقسیم می‌کند و صفحه‌ی ساژیتال میانی (median sagittal plane) نامیده می‌شود.

  • صفحه‌ی عرضی، افقی، یا محوری (صفحه فوقانی-تحتانی) یا «سطح افقی» (horizontal plane) بدن را به بخش‌های فوقانی و تحتانی تقسیم می‌کند.

صفحه چپ‌راستیصفحه پس‌وپیش صفحه فوقانی‌تحتانی


واژه‌هایی برای توصیف موقعیت

آناتومیست‌ها از سه جفت واژه‌ی اصلی برای توصیف موقعیت ساختارها نسبت به کل بدن یا ساختارهای دیگر استفاده می‌کنند:

  • قدامی (یا شکمی) و خلفی (یا پشتی) موقعیت ساختارها را نسبت به «جلو» و «پشت» بدن توصیف می‌کنند. به‌عنوان مثال، بینی یک ساختار قدامی (شکمی) است، در حالی که ستون‌مهره‌ها یک ساختار خلفی (پشتی) می‌باشد. هم‌چنین بینی در جلوی گوش‌ها و ستون‌مهره‌ها در پشت جناغ قرار دارد.

  • داخلی و خارجی موقعیت ساختارها را نسبت به صفحه‌ی ساژیتال میانی و طرفین بدن توصیف می‌کنند. به‌عنوان مثال، شست در طرف خارج انگشت کوچک قرار دارد. بینی در صفحه‌ی ساژیتال میانی و در طرف داخل چشم‌ها که خود در طرف داخل گوش‌های خارجی هستند، قرار دارد.

  • فوقانی و تحتانی برای توصیف ساختارها نسبت به محور عمودی بدن به کار می‌روند. به‌عنوان مثال، سر در بالای شانه‌ها و مفصل زانو در پایین مفصل هیپ قرار دارد.

سایر واژگانی که برای توصیف موقعیت‌ها به کار می‌روند، عبارتند از پروگسیمال و دیستال، کرانیال و کودال، روسترال.

  • از پروگسیمال و دیستال برای توصیف نزدیک‌تر یا دورتر بودن نسبت به مبدأ ساختار (به‌ویژه در اندام‌های فوقانی و تحتانی) استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، دست در سمت دیستال به مفصل آرنج قرار دارد. مفصل گلنوهومرال در سمت پروگسیمال به مفصل آرنج قرار دارد. هم‌چنین از این واژه‌ها برای توصیف موقعیت‌های نسبی شاخه‌ها در طول مسیر ساختارهای خطی (نظیر مجاری هوایی، عروق، و اعصاب) استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، شاخه‌های دیستال در قسمتی دورتر به سمت انتهاهای دستگاه تشکیل می‌شوند. در حالی که شاخه‌های پروگسیمال نزدیک‌تر و به سمت مبدأ دستگاه تشکیل می‌شوند.

  • از واژه‌های کرانیال (به سمت سر) و کودال (به سمت دم) گاه به ترتیب به‌جای فوقانی و تحتانی استفاده می‌شوند.

  • از روسترال (به‌ویژه در سر) برای توصیف موقعیت یک ساختار نسبت به مرجع بینی استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، مغز قدامی (forebrain) نسبت به مغز خلفی (hindbrain) روسترال است.

دو واژه‌ی دیگر که برای توصیف موقعیت ساختارهای بدن به کار می‌روند، سطحی و عمقی هستند. از این واژه‌ها برای توصیف موقعیت‌های نسبی دو ساختار در قیاس با سطح بدن استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، جناغ در موقعیت سطحی نسبت به قلب و معده در موقعیت عمقی نسبت به دیواره شکم قرار دارد. عم‌چنین از سطحی و عمقی به‌صورت مطلق‌تر برای توصیف دو ناحیه عمده بدن استفاده می‌شود. ناحیه‌ی خارجی بدن در طرف خارج لایه خارجی فاسیای عمقی قرار دارد. همین لایه، ساختارهای عمقی را دربر می‌گیرد. ساختارهای واقع در ناحیه‌ی سطحی بدن مشتمل‌اند بر پوست، فاسیای سطحی، و غدد پستانی. ساختارهای عمقی مشتمل‌اند بر اکثر عضلات اسکلتی و احشا، زخم‌های سطحی در بیرون لایه‌ی خارجی فاسیای عمقی قرار دارند، در حالی که زخم‌های عمقی از خلال آن نفوذ می‌کنند.


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

برای شناخت بدن انسان لازم است وضعیت خاصی را نظر گرفته شود که به آن وضعیت تشریحی می‌گویند (یعنی: همان حالتی که جسد روی تخت تشریح قرار می‌گیرد). در وضعیت تشریحی سر به‌طرف روبه‌رو، دست‌ها از دو طرف آویخته و کف دست‌ها به‌طرف جلو قرار دارد و اندام تحتانی (پاها صاف و بدون خمیدگی است).



[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها:پزشکیکالبدشناسیواژگان آناتومی