ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

جنبش اسلامی طالبان

جنبش اسلامی طالبان

{اين مقاله نياز به ويرايش و گسترش دارد!}


        بارالها، دست پيروان دين تو، چهره پيامبر ترا از صفحات زرين تاريخ زدوده و تصوير او را چون يک تروريست در همه جهان به‌نمايش گذاشته‌اند! صبح امروز خبر شکست پيروان دين ترا بياوردند تا ملتی ستم‌کشيده از ورای تاريکی شاهد اندک روشنايی باشند! خداوندا، اين پيروان وحشی تو، به‌چه کارت می‌آيند؟! {از دل نوشته‌های م. ک.}

پديده طالبان به‌صورت غيرمنتظره‌ای از ميان طلاب افغان مدارس دينی سنی پاكستان در اوايل دهه ۹۰ ميلادی متولد شد و نيروهای آن بدون مواجه شدن با مقاومت جدی در زمانی نه چندان دراز به جز منطقه‌ای محدود كه ۱۰ درصد خاك افغانستان را شامل می‏شد، سراسر اين كشور را گرفتند. آمريكا به‌راحتی با اين گروه تعامل كرد و حتی اعضای آن را برای آموزش‌های فنی مربوط به خط لوله مورد نظر خود در كمپانی نفتی يونيكال در تگزاس آموزش داد.

ايالات متحده تا مدت‌های مديد نه‌تنها به سازمان اطلاعاتی پاكستان در سازمان‌دهی طالبان اعتراض نداشت، بلكه از ايشان حمايت هم كرد. هشت سال بعد مجاهدين قديمی يعنی پيروان مسعود و ديگر نيروهای ائتلاف شمال با پشتيبانی هوايی آمريكا كه به انتقام واقعه ۱۱ سپتامبر به افغانستان يورش برده بود به طالبان حمله كردند و نيروهای طالبان بدون هيچگونه مقاومت جدی از مقابل آنها گريختند و در مناطق كوهستانی مرز پاكستان پناه گرفتند. امروز با گذشت يك سال و نيم از حضور نيروهای آمريكا در افغانستان نه تنها شاهد شكل‌گيری مجدد عمليات نظامی طالبان هستيم، بلكه در محافل اسلام آباد و كابل سخن از ضرورت همكاری سياسی با طالبان معتدل می‌رود و نخست وزير افغانستان نيز احساس می‌کند آمريكا ديگر اميدهای اوليه را به او ندارد، پس از سفر به اسلام‌آباد از همين نوع سخن می‌گويد.

هر دو گروه طالبان و القاعده در بدو تولد و ابتدای رشد از حمايت‌های آمريكا برخوردار بودند ولی امروز به عنوان دشمنان اصلی مورد هجوم ارتش ايالات متحده هستند.[۱]

نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا ٧ سال پیش با حمله به افغانستان به حکومت طالبان پایان دادند اما تا به امروز همچنان در نبرد شدید با نیروهای شبه نظامی اسلامگرا به سر می‌برند.[٢]

زمانی که هنوز استاد برهان‌الدين ربانی، با عنوان رئيس جمهور افغانستان، در مسند قدرت افغانستان تکیه زده بود، جنبش اسلامی طالبان را "حرکت خود جوش خواند و در محافل اظهار داشت که جلو حرکت سریع جنبش طالبان بطرف افغانستان را هیچ قدرت انسانی نمیتواند بگيرد."[۳]

احمدشاه مسعود، وزير دفاع حکومت ربانی، این جنبش را در دهانه کابل بدرقه کرد. او، در میدان شهر به پیشواز رفت و با سران بلند پایه آن ملاقات نامؤفق انجام داد.[٤]

جنبش اسلامی طالبان چگونه شکل گرفت

جنبش نوظهور طالبان از ۱۳٧۳ شمسی، به رهبری ملا عمر از میان پشتون‏ها پا گرفت. این جنبش در واقع بر ویرانه‏های احزاب پشتون گذشته شکل‏ گرفت. این نیروی متحد، منعکس کننده آرمان سیاسی قوم پشتون از سویی و تجلی‏ آرمان سیاسی پیروان اهل سنت جامعه افغان از سویی دیگر بود و توانست ‏براساس دو زمینه قومی و مذهبی مزبور و با حمایت‏های درون مرزی و برون مرزی به سرعت راه را برای گسترش حاکمیت ‏خود بر افغانستان باز نماید. تحلیل دلایل پیروزی طالبان، خود بحث جداگانه‏ای را طلب می‏کند که در این‏جا از پرداختن به آن خودداری می‏گردد.

طالبان، علی‏رغم این که از حیث تجانس‏های قومی زمینه‏ها و فرصت‏های مناسبی را در اختیار دارد و خود را تجلی آرمان سیاسی قوم پشتون به عنوان قوم اکثریت ملت‏افغان و نیز قومی که حق حکومت ‏بیش‏تر را هم به لحاظ اکثریت داشتن و هم به لحاظ کارکرد تاریخی که غالبا فرصت‏های سیاسی بیش‏تری را در افغانستان در اختیار داشته‏است، از آن خود می‏داند ولی به دلیل داشتن تمایزات قومی با سایر اقوام نظیر تاجیک‏ها، ازبک‏ها، هزاره‏ها، بلوچ‏ها و غیره که ضمنا از وزن قابل توجهی ‏برخوردارند، دچار مشکلاتی خواهد بود و نمی‏تواند برای طولانی مدت حاکمیت‏ بلامعارض‏ خود را بر افغانستان ادامه دهد، به ویژه این که از ایدئولوژی واپس‏گرا و قوم‏مدار و ضدشیعی برخوردار است و یقینا تاجیک‏ها که ٢۵% جمعیت، و هزاره‏ها که ‏۱٩% جمعیت، و ازبک‏ها که‏۶% جمعیت، و بقیه اقوام که ۱٢% جمعیت افغانستان را تشکیل داده[۵] و هر کدام قلمرو جغرافیایی خاصی را در اختیار دارند با آن دچار مشکل خواهند بود و پذیرش حاکمیت طالبان که از خصلت درون گرایی قوم پشتون نیز برخوردار است در بلندمدت برای آن‏ها سخت‏ خواهد بود.

البته طالبان در این مرحله تاریخی از وضعیت افغانستان توانسته است‏ حاکمیت‏ نسبی خود را بر بخش عمده‏ای از افغانستان گسترش دهد و آن چه که یار طالبان بوده‏است علاوه بر پشتیبانی‏های فراکشوری و برون مرزی، شرایط و مقتضیات درون مرزی نیز می‏باشد. نظیر:

۱- روش‏ها و سیاست‏های سنت گرایانه که مورد علاقه جامعه عقب مانده فرهنگی‏افغانستان (٨٢% روستانشین) است؛

٢- برقراری امنیت در شهرها، روستاها و راه‏ها که مورد استقبال مردم قرار گرفته است؛

۳- شعار دین‏گرایی و اسلام‏گرایی و ادعای ‏حکومت اسلامی که با عوام‏فریبی همراه بوده و پشتیبانی‏هایی از سوی برخی محافل‏ دینی و مذهبی برون کشوری و درون کشوری جامعه اهل سنت را به همراه داشته است، زیرا حکومت طالبان را گونه‏ای و الگویی از حکومت اسلامی براساس مذهب اهل سنت‏ دانسته‏اند (در مقابل حکومت اسلامی نوع شیعی) و به بسیج و هم‏گرایی طلاب جوان ‏مدارس و حوزه‏های علمیه پاکستان و حتی سایر کشورهای جنوب آسیا نظیر بنگلادش نیز منجر شده است؛

٤- خستگی مفرط و بیش از حد جامعه افغانستان از عملکرد و کشمکش‏های سیاسی نظامی گروه‏های سیاسی افغانستان و ناتوانی دولت‏ برهان‏الدین ‏ربانی از برقراری حاکمیت در افغانستان؛

۵- ساده‏زیستی رهبران جنبش طالبان که ‏نوعی عوام‏فریبی را، به ویژه در جامعه افغانستان باعث گردیده است؛

۶- خط‏مشی ‏مذاکره با زبان عقاید مذهبی و دینی و سایر ترفندهای تاثیرگذار با سران قبایل ‏و رهبران جنگی و جهادی.

جنبش طالبان، به عنوان یک جریان مذهبی دینی واپس‏گرا و مدعی استقرار حکومتی‏اسلامی، از خاستگاه مذهب اهل سنت و شاخه حنفی برخوردار است و بدین لحاظ نوعی ‏نوآوری در تجلی پتانسیل سیاسی مذهب اهل سنت، از سوی پیروان رادیکال آن در برابر پتانسیل سیاسی مذهب شیعی تلقی می‏شود، و لذا بعد فراکشوری نیز پیدا کرده‏ و هواداران جدیدی در بین جناح‏های رادیکال و ضد شیعی قلمرو سنی‏نشین جهان اسلام ‏پیدا نموده است، به طوری که این هواداران از سایر ملیت‏ها تحت عنوان طلاب مدارس ‏علمیه حمایت و شرکت در برنامه‏های نظامی و سیاسی طالبان را نوعی فریضه دینی ‏تلقی می‏نمایند. بر همین اساس تعدادی از حوزه‏های علمیه اهل سنت پاکستان و برخی‏ از علمای اهل سنت آن به ویژه جناح ضدشیعی وهابیون، اقدام به تعطیلی مدارس و توصیه برای شرکت در جهاد افغانستان و کمک به جنبش طالبان نمودند و طلاب از ملیت‏های مختلف در آن شرکت کردند که بیش‏ترین آن‏ها را پاکستانی‏ها تشکیل می‏دهند.

حتی کار بدان جا رسیده است که دولت‏های پاکستان و عربستان هم به لحاظ سیاسی وهم به لحاظ نظامی و هم به لحاظ عقیدتی و ایدئولوژیکی جنبش مزبور را مورد حمایت‏ قرار داده‏اند.[۶]

معماران جنبش طالبان

پرويز مشرف، رئيس جمهور پاكستان، در كتاب خاطرات خود تحت عنوان "در خط آتش"، كه توسط بنگاه انتشاراتی ميوند در كابل به چاپ رسيده است، می‏گويد طالبان پديده تازه بعد از شوروی نبودند، آنها از سوی همان آموزگاران در همان مدارس دينی آموزش يافته بودند كه مجاهدين توليد شده بودند.

مشرف تأييد می‏كند كه طالبان مورد حمايت كامل دولت پاكستان بود و تمام تلاش پاكستان اين بود تا نشان دهد كه با حمايت از طالبان منافع سياسی پاكستان در منطقه را افزايش دهد. از سال ۱٩٩۶ عرب‏های زيادی كه بعد از جهاد افغانستان به كشورهای‏شان بازگشته بودند دوباره به افغانستان آمدند. شمار زيادتری از افرادی با اين مدل فكر از بنگلادشی‏ها، چچنی‏ها، ايغوری‏های چينی و ... راهی افغانستان شدند. ترورهای القاعده در سفارت خانه‏های امريكا در كنيا و تانزانيا در سال ٩٨ آغاز شد و كم كم خطر اين گروه برای آمريكايی‏ها مطرح گرديد. به تدريج القاعده موضع ضد سعودی هم گرفت و اين در حالی بود كه همچنان با مقامات پاكستانی در تماس بودند. تا آن كه بالاخره واقعه يازدهم سپتامبر رخ داد و طالبان با تحويل ندادن بن لادن افغانستان را آماج حمله امريكايی‏ها قرار دادند.[٧]

اخیرا مولانا فضل‏الرحمن، رهبر جمعیت علمای اسلام در پاکستان که باید او را "معمار فکری و ایدئولوژیکی جنبش طالبان" دانست اعلام ‏نموده است که "باید در پاکستان نیز نظام اسلامی شبیه طالبان به وجود آید." هم‏چنین هواداران جنبش طالبان در بنگلادش نیز فعال بوده و برای جلب طلاب مدارس دینی ‏اقدام به چاپ جزوه، اعلامیه و مقاله در بین حوزه‏های علمیه نموده‏اند و برخی از آن‏ها وارد فاز نظامی شده‏اند به طوری که دولت ‏بنگلادش در ۱۳/٢/۱۳٧٧ تعداد ٤۳ نفر از آن‏ها را که در افغانستان دوره دیده و دارای سلاح غیر قانونی بوده‏اند محاکمه نموده است.

شواهد و قرائن حاکی از آن است که جنبش واپس‏گرای طالبان به‏دلیل خاستگاه سنی مذهب آن، در بین طلاب و جوانان رادیکال سنی مذهب برخی کشورها هوادارانی پیدا نموده و به صورت یک احساس پشتیبانی مشترک در حال گسترش است.[٨]

در گزارش روزنامۀ اعتماد، چاپ ايران آمده است:

"طالبان كه در آغاز كار عمدتاً در مدارس مذهبی آوارگان افغانستان مستقر در پاكستان آموزش ديده بودند و بعداً بر بيشتر نواحی جنوبی و مركزی (پشتون‏نشين) افغانستان مسلط شده بودند پس از يك محاصره نسبتاً طولانی، ٢٧ سپتامبر سال ١٩٩٦ شهر كابل را كه از طرف دولت افغانستان (دولت برهان‏الدين ربانی و عمدتاً تاجيك) تخليه شده بود، تصرف كردند و دكتر نجيب‏الله رئيس دولت كمونيستی سابق اين كشور را كه از سال ١٩٩٢ به صورت پناهنده در دفتر سازمان ملل در كابل به سر می‏برد دستگير كردند و پس از شكنجه فراوان و سوزاندن لب‏هايش با آتش سيگار، تيرباران كردند و جسدش را مقابل ساختمان مقر رئيس جمهوری افغانستان به دار كشيدند و دو روز به همان صورت بر بالای دار نگه داشتند. برادر نجيب‏الله نيز به همين سرنوشت دچار شد. مورخان معاصر ايجاد طالبان را به پای برژينسكی مشاور لهستانی تبار و ضدكمونيست كارتر رئيس جمهوری دهه ١٩٧٠ امريكا نوشته‏اند كه می‏خواست به دست آنان شوروی را از افغانستان اخراج و دولت كمونيستی كابل را ساقط سازد. نجيب‏الله ظاهراً در پی توافق‏های محرمانه قدرت‏های ذی نفع، در سال ١٩٩٢ پس از فرستادن خانواده خود به خارج از كشور، دولت را تسليم مخالفان (گروه‏های معروف به مجاهدان) كرده بود و به ساختمان سازمان ملل در كابل پناهنده شده بود و قرار نبود به اين روز بيفتد، ولی محافظان افغانی ساختمان در جريان عقب‏نشينی نيروهای دولتی از كابل، او را بدون نگهبان رها كردند و رفتند. نجيب‏الله كه قبلاً يك پزشك و از اعضای شاخه پرچم حزب كمونيست بود تلفنی با رئيس دفتر سازمان ملل در كابل تماس گرفت و جريان را گفت و از او استمداد كرد كه وی نيز برايش كاری انجام نداد. مفسرانی كه روی اين حادثه دقيق شده‏اند، آن را يك نقطه ضعف در تاريخ سازمان ملل و تعهدات بين‏المللی و قول و قرارهای سران قدرت‏ها قلمداد كرده‏اند. طالبان نيز پنج سال و چند ماه بعد از كابل رانده شدند و..."[٩]



پی‌نوشت‌ها

[۱]- از آسمان نيامده‌ايم، (گفت وگو با يك عضو طالبان)، ترجمهٔ علی صباغيان، سايت باشگاه انديشه منبع: روزنامه همشهری؛ به نقل از "آسيا تايمز"
[٢]- [راديو فردا، ۳۰ سپتامبر ٢۰۰٨]
[۳]- سرمقالهٔ خبرنامهٔ سياسی - فرهنگی خاوران، شورای فرهنگی افغانستان، سال چهارم، شمارهٔ یازدهم و دوازدهم، دلو و حوت ۱۳٨۳ ش.
[٤]- همانجا
[۵]- اين مقاله، جانبدارانه است؛ زيرا از سوی محافل مذهبی جمهوری اسلامی نوشته شده است و آمار قومی آن نيز پايه مستند براساس آمارگيری در افغانستان ندارد!
[۶]- حافظ‏نیا، محمدرضا، حکومت فدرال راه حل بحران افغانستان، مجلهٔ پاسدار اسلام، شماره ٢۰٢، مهر ۱۳٧٧ ش.
[٧]- مشرف، پرويز، در خط آتش، سايت ايرانيان انگلستان
[٨]- حافظ‏نیا، همانجا


جُستارهای وابسته



منابع

□ برگرفته از: سايت باشگاه انديشه


پيوند به بیرون

محمدعلی اسلامی ندوشن، مسخ تاريخ، فصل‌نامه هستی
محمد نيات، ریشه‌های فکری طالبان و القاعده، سايت باشگاه انديشه
طالبان و القاعده از كجا آمده‌اند؟، سايت باشگاه انديشه
محمدتقی مصباح، ديوبندیه، پشتونیسم، طالبانیسم، سايت باشگاه انديشه
گفتگوهای مخفی دولت افغانستان با طالبان
تقاضای کمک کرزی از پادشاه عربستان
طالبانيسم، سايت جاودان به نقل از پژوهش‌سرای تاريخ افغانستان
ریشه‌های تاریخی بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه، قسمت اول و قسمت دوم
بازگشت طالبان در آستانه دهمين سال تسلط شان بر کابل، سايت فارسی بی بی سی
[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]