۱۳۸۷ دی ۱۱, چهارشنبه

تاریخ نگارش و خط

تاریخچه‏ای از نگارش و خط

نـوشــته: دكتر ژاله آموزگار
(دانشگاه تهران)


بشر زمانی كه خواست آنچه را می‏انديشد نقش كند، در حقيقت قدم به دنيای نگارش گذاشت. در مرحله نخست تصويرهای واقعی را برای ارتباط كتبی ترسيم كرد و با اين كار خط تصويری آغاز شد.

تعداد فراوان تصويرها و عدم امكان نقش كردن مسائل عاطفی، كمبودهای اين روش نگارش بود.

كم كم تصويرها شكل ساده‏تر و نمادين‏تری به خود گرفتند و برای مفاهيم عاطفی علائمی قراردادی وضع شد. مثلا نقش دو پا نشانه راه رفتن و چشم اشك‏آلود نشانه اندوهگينی بود. مجموعه اين تلاشها نوعی خط انديشه‏نگار را در دسترس نگارندگان قرارداد.

سپس در همين مسير خط "هيرو گليف" وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بيشتر در مصر و در دست كاهنان بود. يونانيان چون اين خط را اعجاب‏آور و پر از رمز و راز پنهانی كاهنان مصر يافتند، اين نام را بدان بخشيدند كه در زبان يونانی به معنی نوشته نشانه‏های مقدس است.

سابقه خط هيروگليف را تا هزاره چهارم پيش از ميلاد نيز می‏توان پيش برد. خط هيروگليف را بر پاپيروس می‏نوشتند. پاپيروس از ساقه‏های فشرده نوعی نی به دست می‏آيد و نيای كاغذ است. كلمات paper، papier و . . . در زبانهای غربی با اين واژه ارتباط دارند.

مصريان نخستين مصرف كنندگان پاپيروس بودند و نوشت‏افزار آنها نيز نوعی قلم نئی بود كه آن را در مركب سياه يا قرمز فرو می‏بردند. اين خط بيشتر افقی و از راست به چپ نوشته می‏شود و به ندرت از چپ به راست و گاهی از بالا به پايين. تصويرانسان‏ها و حيوانات رو به آغاز خط دارد.[۱]

بعدها خط هيروگليف در مصر تحول می‏يابد و به سادگی می‏گرايد و دو نوع خط هيراتيك (دينی) و دموتی (مردمی) از آن بوجود می‏آيد.

مرحله بعدی خط، خط ميخی است

كهن‏ترين اقوامی كه در بين‏النهرين زمينه خط ميخی را فراهم كرده‏اند سومری‏ها هستند، قومی متمدن كه از نژاد سامی نداشتند و برخی اين احتمال را می‏دهند كه از كنار دريا به اين منطقه مهاجرت كرده باشند. رد پای آن‏ها از اواخر هزاره چهارم پيش از ميلاد در بين النهرين ديده می‏شود. علم نجوم، تقسيم ساعت به ۶۰ دقيقه و دقيقه به ۶۰ ثانيه، مسائل هندسی و اوزان؛ ميراث‏های گرانبهايی هستند كه اين قوم برای آشوری‏ها و بابلی‏ها بر جای گذاشتند. سومری‏ها چون پيوندی با همسايگانشان نداشتند از ميان رفتند يا جذب اقوام سامی شدند. سومری‏ها چون مصری‏ها و چينی‏ها، از نخستين اقوامی هستند كه تمايل به ضبط گفتار و انديشه‏هايشان داشتند و برای اين كار خط ميخی را برگزيدند.[٢] خط ميخی آغازين سومری‏ها شباهت به خط مصری دارد يعنی خط ميخی در اصل نوعی خط تصويرنگاری بوده است، آن را بر روی لوح نقش می‏كردند و به همين دليل رفته رفته تصويرها حالت ساده‏تر و زاويه مانندی به خود گرفتند و سرانجام علامت‏های تشكيل دهنده اين خط به صورت ميخ درآمد.[۳]

به جز تفاوت‏های ظاهری خط هيروگليف و خط ميخی، تفاوت آشكار ديگر آنها در ابزار نوشتن است. برای نگارش خط هيروگليف همان طور كه گفتيم از پاپيروس و قلم نی و مركب استفاده می‏شد در حالی كه برای نوشتن خطوط ميخی نياز به لوحه‏های گلی نرمی بود كه با قلم چوبی برآن می‏نگاشتند و سپس لوحه را می‏پختند.

از خط ميخی سومری نخستين، خط ميخی ايلامی منشعب می‏شود كه برای نگارش زبان ايلامی كه جزو زبان‏های منفرد است به كار می‏رود.

خط ميخی اكدی (بابلی) نيز از منشعبات همين خط است. خط ميخی به جز منطقه بين‏النهرين در گستره وسيعی رواج می‏يابد: در آسيای صغير و بين‏النهرين شمالی و در ميان هيتی‏ها، هوری‏ها، اورارتورها، لولوبی‏ها و كاسی‏ها وغيره.[٤]

خط ميخی كتيبه‏های فارسی باستان دوره هخامنشی از روی خط ميخی بابلی و ايلامی درست شده است كه نسبت به آنها علائم ساده‏تر و كم‏تری دارد. حروف هجايی هستند (يعنی مصوت به همراه صامت) و از چپ به راست نوشته می‏شوند. خط ميخی زبان فارسی را می‏توانيم صورت تكامل يافته خطوط ميخی ديگر بدانيم.

هم زمان با تكامل تدريجی خطوط ميخی و در هزاره دوم پيش از ميلاد خط ديگری در سرزمين فنيقيه پا به عرصه وجود می‏گذارد و آن خط فنيقی است. قديمی‏ترين نمونه اين خط در كاوش‏های شهر گوبله، از شهرهای فنيقی باستان (حوالی سوريه كنونی) كه يونانيان آن را بيبلوس می‏ناميدند، به دست آمده است.

اين شهر در ميان يونانيان، به عنوان داشتن بهترين پاپيروس‏ها، شهرت داشت و مركز مهم بازرگانی مصر و يونان بود. چون يونانيان وسايل نوشتن خود را از اين شهر بدست می‏آورند نام بيبلوس در نزد آنها به معنی كتاب گرفته شده و بعدها Bible، مفهوم كتاب دينی تورات و انجيل را يافت.[۵]

الفبای فنيقی با ٢٢ علامت خطی كه تنها صامت‏ها را نشان می‏داد، از راست به چپ نوشته می‏شد. به زعم خط شناسان، نشانه‏هايی از خط مصری باستان و خطوط تصويری را در الفبای فنيقی می‏توان يافت. اين خط بر خلاف خط هيروگليف كه در انحصار كاهنان بود و يا خط ميخی كه تنها طبقه دبيران با آن سر و كار داشتند، براحتی در دسترس عامه قرار گرفت. چون نگارش و فراگرفتن آن آسان بود.

اين خط در آسيای غربی نفوذ يافت و جايگزين خط ميخی شد و به غرب (اروپای امروز) كه هنوز دارای خط و كتابت نبود راه يافت. اين مسئله از طريق يونان انجام گرفت كه با فنيقی‏ها ارتباط بازرگانی داشتند.

يونانيان اين الفبا را با اسم سامی آن كه نماينده دو حرف اول آن بود "آلفا بتا" ناميدند و برای استفاده خود تفييراتی در آن دادند و مصوت‏ها را وارد خط ساختند و خط صامت‏نگار را به آوانگار تبديل كردند و جهت نگارش را نيز تغيير دادند و از چپ به راست نوشتند.

لازم به يادآوری هست كه كهن‏ترين نوشته‏ها معمولا از راست به چپ و سپس از چپ به راست نوشته شده است و در آغاز نوعی روش شيارگونه متداول بوده است.

گونه‏ای از خط يونانی را، يونانيان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر اين مبنا، الفبای لاتينی به وجود آمد كه زبانهای گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد.

بخشی از اروپای شرقی كه به كليسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتينی را برای نگارش برگزيدند، مانند كشورهای لهستانی، چك‏ها، كروات‏ها و ...

اما در سده نهم ميلادی كشيشی از كليسای بيزانس به نام سيريل با تركيبی از الفبای يونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه‏ای تعديل شده از اين الفبا كه سيريليك ناميده می‏شود برای نگارش زبان روسی و ديگر زبانهای هم جوار به كار می‏رود.[۶]

الفبای فنيقی به نوعی شبه قاره هند را نيز در نورديد. دانشمندان خط برهمايی هند را از فرزندان همين خط می‏دانند كه زبان سنسكريت و ديگر زبانهای هندی با آن نوشته می‏شود. متون دينی بودايی به زبان ختنی (سكايی) كه يكی از زبان‏های ايرانی شرقی دوره ميانه است به خط برهمايی نوشته شده است.[٧]

يكی ديگر از فرزندان خط فنيقی خط آرامی است كه به سرعت در خاور ميانه پخش شد.[٨]

آرامی‏ها اقوامی بودند كه از صحرای شمالی عربستان به سوی خاور ميانه مهاجرت كردند و در بين‏ النهرين مستقر شدند. در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد، حكومت‏هايی برای خود برپا كردند ولی به زودی مقهور و خراج‏گزار آشوری‏‏ها گشتند. اما از آنجا كه بازرگانان موفقی بودند نفوذ ريشه‏داری در منطقه كردند و محل استقرار خود را در بابل و نينوا قرار دادند و بر جمعيت‏شان نيز افزوده شد و زبان اين قوم زمانی دراز در اين منطقه پاييد و مهم‏تر اين كه بر مبنای الفبای فنيقی، خط آرامی به وجود آمد كه به سرعت رواج يافت و تبديل به خط بين‏‏المللی منطقه شد و زبان آرامی نيز كه چندان دور از زبان‏های سامی آن نواحی نبود، تبديل به زبان ارتباطی خاورميانه گشت. پديد آمدن دولت هخامنشی كه سرزمينی گسترده از ماوراء‏النهر تا بين‏‏النهرين را در برمی‏گرفت و نياز به يك زبان ارتباطی واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در اين راستا افزود.

خط و زبان آرامی در دولت هخامنشی تبديل به زبان ديوانی شد و دبيران آرامی ‏نژاد و آرامی زبان در دستگاه‏های ديوانی ايالت‏های مختلف سرزمين هخامنشی به خدمت مشغول شدند و زبان و خط آرامی با عنوان آرامی رسمی يا آرامی امپراطوری پا به پای زبان فارسی باستان و خط ميخی كه تنها در كتيبه‏‏های هخامنشی به كار می‏‏رفت در ارسال مراسلات به كار گرفته شد. بدين‏صورت كه نامه به زبان هر ايالتی تقرير می‏‏شد. دبير آرامی زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می‏‏نوشت و نامه به ايالت‏های ديگر فرستاده می‏شد و در آنجا دبيرهايی از همين نوع آن را به زبان آن ايالت بر می‏‏گرداندند و بر می‏‏خواندند.

پس از دوران هخامنشی در دوره كوتاه مدت اسكندر و سلوكی‏‏ها زبان و خط يونانی در مراسلات رسمی و اداری به كار رفت تا اين كه در زمان اشكانيان خط پهلوی اشكانی برای نوشتن زبان پهلوی اشكانی، بر مبنای خط آرامی پايه‏‏ريزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همين راستا به وجود آمد كه هر كدام گونه‏‏های كتيبه‏های و تحريری دارند. اين خطوط صامت‏نگارند و حتی تعداد علامت‏ها نسبت به الفبای آرامی كم‏تر نيز هست و همين موضوع مشكلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ايجاد می‏‏كند. اين خطوط از راست به چپ نوشته می‏‏شوند.[٩]

خط اوستايی كه برای به تحرير درآوردن كتاب دينی زرتشتيان به كار رفته است و يكی از كامل‏ترين خطوط دنياست، برمبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده است. اين خط آوانگار هست و با ۵۳ يا ۵٨ علامت صامت و مصوت از قابليت نگارشی بسيار بالايی برخوردار است. از راست به چپ نوشته می‏‏شود و به نام‏های دين دبيره و دين دبيريه، دين دفيره و . . . هم ناميده می‏‏شود.[۱۰]

از نخستين سده‏‏های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشكلات آن بيشتر عيان شد و برای سهولت در خواند متون پهلوی آن را به الفبای اوستايی برگرداندند و اين نحوه نگارش پازند ناميده می‏‏شود.[۱۱]

در دوره زبان‏های ايرانی ميانه خطی كه مانی در آثار خود به كار برده است نيز از اهميت ويژه‏ای برخوردار است. مانی خط را بر مبنای خط سريانی ابداع كرد كه نسبت به خط پهلوی از امتيازات بهتری برخوردار است و در آن موازين زيبا شناختی خطی مراعات شده است.

زبان‏های سريانی يكی از زبان‏های گروه شرقی زبان آرامی است كه در دوران گذشته زبان علم بود. بسياری از آثار علمی يونانی و پهلوی و عبری به اين زبان برگردانده شده است. خط سريانی از فرزندان خط آرامی به شمار می‏‏آيد.[۱٢]

نوشته‏‏هايی كه به زبان سغدی، يكی از زبان‏های شرقی ايران به دست ما رسيده است با خط‏های سغدی مانوی، سغدی مسيحی و سغدی بودايی نوشته شده است كه خط اخير در حقيقت خط سغدی را نشان می‏‏دهد. اين خط نيز از فرزندان شاخه ديگر آرامی است.[۱۳]

لازم به يادآوری است كه خط عبری نيز كه سابقه زبانی آن به سده چهارم پيش از ميلاد می‏رسد از اصل آرامی نشات گرفته است. عموم يهوديان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود به كار می‏گيرند.

خط عربی نيز با واسطه نبطيان از خط آرامی به وجود آمده است. نبطيان قومی از نژاد عرب بودند كه در نبطيه زندگی می ‏كردند، از حدود ۱۵۰ سال پيش از ميلاد گونه ‏ای از خط و زبان آرامی درميان ايشان رايج بود، از اين خط ،خطی موسوم به سينايی نو به وجود آمد كه از سده اول پيش از ميلاد تا سده چهارم ميلادی در شبه جزيره سينا رواج داشت. خط كوفی (در كوفه و حيره) و نسخ (در مكه ومدينه) از اين خط اقتباس شده اند.[۱٤]

گونه‏ای از اين خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی كه يكی از زبانهای ايرانی شرقی است به كار رفته است.

ايرانيان نيز در سده‏های نخستين پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی خط فارسی را بر مبنای نسخ پايه‏گذاری كردند و سپس خط نستعليق و خط شكسته و ديگر خطوط ايرانی ابداع شد.

پيوست‌ها
__________________________________________
پيوست ۱: ژاله آموزگار، خط در اسطوره‏ها

پی‌نوشت‌ها
__________________________________________
[۱]- فريدريش، يوهان، زبان‏های خاموش، ترجمه دكتر يدالله ثمره، دكتر بدرالزمان قريب، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگی، ۱۳۶۵، ص ۵،
[۲]- همان، ص ۱۰
2a- Lecoq, P. Les Inscriptions de papers achemenide, 1997, p.59
[۳]- زبان‏های خاموش، ص ۳٩، و همچنين بهار، مهرداد. "خطوط باستانی از آغاز تا خط كوفی"، از اسطوره تا تاريخ، نشر چشمه ۱۳٧٧، ص ٢۵٨
[۴]- زبان‏های خاموش، ص ٤٨
[۵]- پورداود، فرهنگ ايران باستان، تهران ۱۳٢۶، ص ۱۳٢ تا ۱۳۶
[۶]- ناتل هانلری، پرويز، تاريخ زبان فارسی، جلد اول، چاپ دوم، ۱۳۶۶، ص ۱۳٤
[٧]- گاور، البرئتن، تاريخ خط، ترجمه عباس ئخبر و دكتر كوروش صفوی، تهران، ۱۳۶٧، ص ۱۳۳ به بعد
[۸]- تفضلی، احمد، "آرامی" دايرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۱، تهران ۱۳۶٨، ص ٢٨٧ تا ٢٨٩
[۹]- آموزگار، ژاله، تفضلی، احمد، زبان پهلوی، ادبيات و دستور آن، انتشارات معين، چاپ سوم ۱۳٨۰، ص ٤٤ تا ۵٤

[10]- Taffazzoli, A.”Dabire, Encyclopaedia Iranica IV, 5 ,1993, 540-41.

[۱۱]- آموزگار، ژاله،"«گزارشی از پازند"، مجله دانشكده ادبيات تهران، سال بيست و سوم، شماره چهارم ۱۳۵۵، ص ۱٤ تا ۱٩
[۱٢]- ابوالقاسمی، محسن، تاريخ زبان فارسی، انتشارات سمت، ۱۳٧۳، ص ۱۵٤
[۱۳]- قريب، بدرالزمان، فرهنگ سعدی تهران، ۱۳٧٤ ص ٢٤ تا ٢٩
[۱۴]- ابوالقاسمی، تاريخ زبان فارسی، ص ۱۵۵


جُستارهای وابسته
__________________________________________
خط چيست؟
خط هیروگلیف
خط سومری
خط میخی
خط آرامی



منابع
__________________________________________
برگرفته از سايت دكتر ژاله آموزگار، به نقل از: گزارش كتاب، شماره پنجاه و دوم، اسفند ۱۳٨۰، ص ۳-۵.


پيوند به بیرون
__________________________________________




__________________________________________

<برگشت به بالا><گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله>