سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ه‍.ش.

نهضت اسلامی در افغانستان

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[احزاب اسلامی][احزاب سیاسی افغانستان]


نهضت اسلامی افغانستان، در حمل (فروردین) ۱٣۴٨ خورشیدی، توسط دوازه نفر دانشجوی مسلمان دانشگاه کابل بنیاد گذاشته شد و نخستین رهبری آن را عبدالرحیم نیازی به‌عهده داشت[۱].


[] تاریخچه

گرچه بيش از چهار دهه از پيدايش «نهضت اسلامی در افغانستان» نمی‌گذرد، با اين وجود، هيچ جريان سياسی مانند آن با جعل و تحريف و ابهام روبرو نبوده است. علت آن را بايد در سيطرۀ‌طلبی رهبران اسلامی دانست که کيش شخصيت و خودپرستی وجه غالب سياسی آن است.

همۀ نويسندگانی که در بارۀ اين جريان سياسی پرداخته‌اند، خود در سلک بنيادگرايان اسلامی بوده و يا تعلق فکری يا سياسی به يکی از احزاب اسلامی برخاسته از اين نهضت داشته‌اند. آن‌ها به لحاظ همين تعلقات سياسی، به تعريف و تمجيد از گروه و هم‌حزبی‌های خود برخاسته و مخالفان آن را همگی در يک صف قرار داده و با چماق اتهام و برچسب، آن‌ها را مسئول همۀ پيامدهای ناگوار دورۀ حاکميت مجاهدين در افغانستان دانسته‌اند. البته کارنامه‌ی احزاب چپ هم از اين امر مستثنی نيست و اين عيب کلی در همه احزاب سياسی افغانستان ديده می‌شود که سخن از آن در اين بحث نمی‌گنجد.

بنابر آنچه گفته آمد، دربارۀ تاريخ پيدايش و بنيان‌گذاران واقعی نهضت اسلامی در افغانستان اختلاف نظر فاحش وجود دارد. حزب اسلامی افغانستان و جمعیت اسلامی افغانستان، هر یک پیشتازی این نهضت را به‌خود نسبت می‌دهند.

احمدشاه مسعود، چنين به طبقه‌بندی پيشاهنکان نهضت اسلامی افغانستان می‌پردازد:

    «طبقه نخست و پیشاهنگ در نهضت اسلامی از استادانی همچون پروفسور غلام‌محمد نیازی، استاد برهان‌الدین ربانی، استاد عبدالرب رسول سیاف، غلام‌ربانی عطیش و مولوی حبیب‌الرحمن تشکیل یافته بود. طبقه بعدی آن را دانشجویان ورزیده و متحرک به شمول عبدالرحیم نیازی، انجینر حبیب‌الرحمن، گلبدین حکمتیار، سیف‌الدین نصرتیار، داکتر عمر، عبدالقادر توانا و سید نورالله عماد تشکیل می‌دادند. در طبقه سوم آن کسانی چون سیدعمر از قندز، شارقی که در پشاور به شهادت رسید و غلام‌حضرت و امثال آنها قرار داشتند و مرتبه من از همه نازلتر بود.»[٢]

اما گلبدين حكمتيار خود را يکی از بنيانگذاران نهضت اسلامی در افغانستان معرفی می‌كند، چنان كه در کتاب خود زیر عنوان «دسايس پنهان و چهره‌های عريان»، بارها به اين موضوع اشاره می‌کند:

    «... بيست و هفت سال قبل اساس نهضت اسلامی در کشور ما گذاشته شد. در آن زمان موسسين نهضت اسلامی يازده نفر بودند که از جملۀ آنها ده نفر شهيد شدند و به وعده که با خدای خويش کرده بودند وفا نمودند و به لقاءلله پيوستند. تنها من زنده مانده‌ام که تاکنون به اين فيض نرسيده‌ام.«[نامه خبری حزب وحدت اسلامی افغانستان، نشريه نمايندگی حزب وحدت اسلامی در اروپا، مصاحبه با گلبدين حکمتيار امير حزب اسلامی افغانستان، شماره ۴۸، هجدهم دلو ۱۳٧۴]

قسیم اخگر، که از اين نهضت در آغاز پيدايش آن با نام «جوانان مسلمان» (جنبش اخوان‌المسلمين) ياد می‌کند، دربارۀ پيدايیِ آن‌ چنين می‌نويسد:

    «اولین تظاهرات خیابانی که ظهور جنبش اخوان‌المسلمین را در صحنه سیاسی اعلام نمود، در تاریخ ٢۱ رمضان سال ۱۳۴۹ اتفاق افتاد. اما مسلماً پیدایش اخوان‌المسلمین به فعالیت‌ها و کوشش‌های پیشتر از این تاریخ مربوط می‌شود، اما نه آنگونه که بعضی از رهبران آن ادعا می‌نمایند. با وجود آن، سندی که موجودیت این جنبش را قبل از سال ۴۸ اثبات کند وجود ندارد.»[قسيم اخگر، مروری بر عوامل و زمینه‌های پیدایش طالبان، برگرفته از وب‌سايت کابل‌ ناته]

به گفتۀ همو، ظهور جنبش اخوانی در واقع واکنشی بود در برابر کمونیست‌ها (گروه‌های خلق و پرچم و شعله جاوید) و افکار الحادی آن‌ها که الفبای مبارزاتی آنان حمله بر مذهب و باورهای مردم بود. او می‌افزايد:

    «گلبدین حکمتیار تنها باز مانده سازمان جوانان در مصاحبه‌هایش چندین‌بار گفته است که فکر مبارزه زمانی برایم پيدا شد که یک نفر از همصنفی‌هایم در صحبت با من وجود خدا را انکار نمود.»[همان‌جا]




[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.
يادداشت ٢: حبیب‌الرحمان حکمتیار پسر گلبدین حکمتیار دربارۀ پیشینه‌ی نهضت اسلامی می‌نویسد: «عجیب می‌نماید که عده‌ای از متعهدین جمعیت اسلامی، استاد ربانی را از فعالین جوانان مسلمان و غلام‌محمد نیازی را رهبر و مؤسس نهضت اسلامی افغانستان می‌دانند! در حالی که در یک جلسه، مظاهره، گردهمایی جوانان مسلمان نه استاد ربانی حضور داشته و نه غلام‌محمد نیازی.
سیف‌الدین نصرتیار می‌گوید: «بیش از یک‌سال می‌شود از استاد ربانی خواهش کرده‌ایم که مرامنامه اخوان‌المسلمین را برایمان ترجمه کند، اما تا حال این کار را نکرده است». وی می‌افزاید: «این در حالی است که استاد ربانی در بدل ۶۰ افغانی به مجله شریعت مضمون نوشته می‌کند!» جلد اول تفسیر شهید قطب را نیز در بدل همین پول ترجمه می‌کرد!
استاد ربانی، برای جوانان مسلمان حتی یک بند هم ننوشت؛ نام «جوانان مسلمان» را محصلین کابل در شب‌نامه‌ای برای خود برگزیدند؛ استاد ربانی از این نام و این‌که چه کسانی این نام را برگزیده‌اند، اصلاً خبری نداشت. در راهپیمایی‌های آنان، حتی برای چند ثانیه هم استاد ربانی حضور نداشت؛ با آن‌که همین جوانان مسلمان از استاد ربانی و کسی را که امروز عده‌ی از جمعیت اسلامی او را به‌نام مؤسس نهضت اسلامی یاد می‌کنند، تقاضای همکاری کرده‌اند اما در پاسخ، جواب منفی دریافتند. نمی‌دانم، این‌ها از کدام تاریخ سخن می‌گویند و چرا با بی‌حیایی تاریخ را مسخ می‌کنند؟!
به‌طور مثال، زمانی در پوهنتون بین کمونیست‌ها و جوانان مسلمان جنگ در گرفت، داستان از آن‌جا آغاز شد که یک نفر کمونیست، در ماه مبارک رمضان، به اتاق خود نان (غذا) می‌برد؛ چند تن از جوانان مسلمان او را ملامت و سرزنش می‌کنند که باعث می‌شود کمونیست‌ها بر جوانان مسلمان حمله‌ور شوند. آنان را از اتاق‌های‌شان بیرون کنند و به‌شدت بزنند! در این هنگام در پوهنتون مولوی حبیب‌الرحمن شهید که از موسسین نهضت اسلامی بود در محاصره بود و سخت زخمی شده بود، جوانان مسلمان دیگر به کمک دوستان محاصره شده خود می‌شتابند و از دو جبهه وارد پوهنتون می‌شوند از یک سو، به‌رهبری حکمتیار و از سوی دیگر، به‌رهبری دکتر محمدعمر که این دو نیز از موسسین نهضت اسلامی هستند که باعث فرار و زخمی‌شدن تعداد زیادی از کمونیست‌ها گردیدند.
من نمی‌دانم استاد ربانی، چرا یک روز هم در کنار آن‌ها نیستاد، چرا یک روز در مظاهرات آن‌ها شرکت نکرد! چرا یک صفحه برای آن‌ها ننوشت؟!
واقعاً شرم است که امروز ایشان را از جمله جوانان مسلمان بخوانیم، تمام موسسین نهضت اسلامی بعد از شهادت انجینر حبیب‌الرحمن امور رهبری جوانان مسلمان را به حکمتیار سپردند و وقتی حکمتیار از زندان آزاد شد در خانه انجینر کریم که هنوز هم حیات دارد، با جوانان مسلمان ملاقات کرد که سیف‌الدین نصرتیار در حضور انجینر حبیب‌الرحمن شهید به ایشان گفت که می‌خواستیم با نام جمعیت اسلامی فعالیت کنیم؛ اما عده‌ای از دوستان متعهد پکتیا مخالفت کردند و دلیل آوردند که این نام، نزدیکی با نام جماعت اسلامی پاکستان دارد. در پیشاور تمام جوانان مسلمان، علما، مجاهدین و کسانی که بعدها رهبر شدند در جلسه با حکمتیار بیعت کرده و او را علناً رهبر جوانان مسلمان تعیین کردند. مولوی خالص و حقانی نیز حضور داشتند. استاد ربانی با ۴ تا از دوستانش در این جلسه اشتراک نکرد و هیچ‌کس ایشان را نمی‌شناخت؛ زیرا در بین جوانان مسلمان به‌هیچ صورت فعالیت نداشت؛ مردم با نام گلبدین حکمتیار آشنا بودند زیرا علناً مبارزه می‌کرد؛ مولوی حبیب‌الرحمن شهید در زیر قیادت انجینر حبیب‌الرحمن شهید به شهادت رسید. رهبر و مؤسس نهضت اسلامی شهید عبدالرحیم نیازی است، که توسط دکتر ظاهر شاه به شهادت رسید؛ مؤسسین نهضت اسلامی به قرار زیر هستند:
۱- شهید عبدالرحیم نیازی (مؤسس نهضت اسلامی)
۲-شهید انجینر حبیب‌الرحمن (بعد از شهادت عبدالرحیم نیازی رهبری جوانان مسلمان را بر عهده گرفت)
۳- شهید استاد غلام‌ربانی عطیش
۴- شهید مولوی حبیب‌الرحمن
۵- شهید دکتر محمدعمر
۶- شهید سیف‌الدین نصرتیار
۷- شهید سید عبدالرحمن
۸- شهید خواجه منصور
۹- شهید عبدالحبیب
۱۰- شهید استاد گل‌محمد
۱۱- شهید عبدالقادر توانا
۱۲- انجینر گلبدین حکمتیار» (برگرفته از صفحۀ فیس‌بوک حبیب‌الرحمان حکمتیار)



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]- *
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]