۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

بهلول لودی (لودهی)

از: شریف حسین قاسمی


لودی نام سلسله‌ای که پس از هجوم امیر تیمور به هند در سال ۸۰۱ ه‍. ق. بعد از سلسلهٔ تغلقیه روی کار آمد و با هجوم بابر از میان رفت. لودی‌ها از آستان غزنه بودند که در دوران امپراطوری غزنویان توسط سلطان محمود غزنوی برای گسترش نفوس مسلمانان به شبه قارهٔ هند کوچانیده شده بودند که این سلسله مهاجرت‌ها با مرگ سلطان محمود (رح) خاتمه یافت. اسامی امرای این سلسله چنین است: بهلول لودی (۸۵۵ ه‍. ق.). سکندر لودی ابن بهلول (۸۹۴ ه‍. ق.). ابراهیم لودی بن سکندر (۹۲۳–۹۳۰ ه‍. ق.). {برگرفته از کتاب "طبقات سلاطین اسلام"}



بهلول لودی (لودهی)، نخستین پادشاه افغانی دهلی (حک: ٨۵۵-٨٩۴) و بنیانگذار سلسلۀ لودی (٨۵۵-٩٣٢). پدربزرگ او، بهرام لودی، از روه (وطن اصلی افغانان در پای کوه سلیمان) به هندوستان آمد و در مُلتان به سپاه ملک مروان، حاکم ملتان، پیوست[۱]. بهلول فرزند ملک کالالودی و برادرزادۀ ملک شاهد، ملقب به "اسلام خان"[٢] استاندار سرهند بود. پدر بهلول در جنگ با قبیلۀ نیازی کشته شد و پسرش بهلول چند روز بعد از این واقعه به دنیا آمد؛ و چون مادرش نیز هنگام تولد او درگذشت، سرپرستی وی را عمویش، اسلام خان، به عهده گرفت. اسلام خان که بعداً شایستگی بهلول را دید، او را جانشین خود کرد و دخترش را نیز به عقد او درآورد. پس از مرگ اسلام خان، بهلول استاندار سرهند شد[٣].

پس از قتل سلطان مبارکشاه (حک: ٨٢۴-٨٣٨) از پادشاهان بنی خضر، سلطان محمدشاه به سلطنت رسید. در این هنگام، بهلول سرزمینهای پنجاب شرقی و هَریانه را تا حوالی دهلی به تصرف درآورد. با حملۀ محمود خلجی، حاکم مالوه، به دهلی در ٨۴۴، سلطان محمدشاه از بهلول یاری خواست. حاکم مالوه که نتوانسته بود دهلی را تصرف کند، با سلطان محمدشاه صلح کرد و بازگشت. اما بهلول موقع را مناسب شمرده به سپاه محمود خلجی یورش برد و آنان را تا مالوه عقب نشاند و سپس به همراه سلطان محمدشاه پیروز به دهلی آمد. سلطان به پاس این پیروزی، به او لقب خان خانان داد و لاهور، جالَنَدر و دیپال پور را نیز به وی واگذار کرد و بهلول استاندار سرزمین پنجاب شد[۴].

بهلول به تحریک دشمنان خضرخان و فرزندانش، به دهلی حمله کرد، اما شکست خورد. دومین یورش او به دهلی، در دورۀ سلطنت سلطان علاءالدین (حک: ٨۴٩-٨۵۵)، نیز نتیجه‌ای نداشت، و او ناچار به سرهند بازگشت[۵]. چندی بعد، سلطان علاءالدین برای آرام کردن بداؤن * به آنجا رفت. او هنگام سفر وزیر خود حمیدخان را به زندان افکند و دهلی را به دو برادر همسرش سپرد. کشمکش میان امرای دهلی، به آزادی حمیدخان و افتادن شهر به دست او انجامید. حمیدخان برای نگهداری دهلی از بهلول دعوت کرد تا به عنوان پادشاه از شهر دفاع کند. بهلول با استناد به اینکه فقط یک سپاهی است، این پیشنهاد را نپذیرفت و به این ترتیب حمیدخان بر منصبش باقی ماند. با وجود این دوستی میان آن دو دیری نپایید و بهلول با زندانی کردن حمیدخان حکومت دهلی را به دست گرفت و سلطان علاءالدین را به دهلی دعوت کرد. اما سلطان او را شاه خواند. سرانجام، بهلول در ٨۵۵ با لقب سلطان بهلول لودی بر تخت نشست و به نام خود سکه زد[٦]. او میوات، سَنبَهل، علیگره و جونپور را به تصرف درآورد و به این ترتیب حکومت وی تا بِهار (بیهار) گسترش یافت. بهلول در ٨٩۴ پس از سرکوب راجای گوالیار، هنگام بازگشت به دهلی درگذشت. پس از او پسرش نظام خان با لقب سکندر لودی به سلطنت رسید[٧].

دورۀ پادشاهی بهلول در تاریخ دهلی اهمیت ویژه‌ای دارد. او دهلی را که در ٨٠١ با حملۀ تیمور ویران شده بود بازسازی کرد و با برقراری امنیت و عدالت اجتماعی، علما و دانشمندانی را که از دهلی مهاجرت کرده بودند به آنجا بازگرداند و آن شهر از مراکز علم و دانش شد. همچنین لاهور و شهرهای دیگر را که بر اثر حملۀ مغول (٦٣٩) و سپس امیر تیمور (٨٠١) ویران شده بودند، از نو آباد و پررونق ساخت.[٨]


پی‌نوشت‌ها


[۱]- نظام‌الدين احمد هروی، ج ١، ص ٢٩٧؛ فرشته، ج ١، ص ١٧٣
[۲]- د. اردو، ذیل مادّه
[۳]- نظام‌الدين احمد هروی، ج ١، ص ٧٠، ٢٩٧
[۴]- مشتاقی، گ ٢ر؛ نظام‌الدين احمد هروی، ج ١، ص ٢٩٧
[۵]- عبدالله، ص ٧؛ نظام‌الدين احمد هروی، ج ١، ص ٢٩٦
[۶]- مشتاقی، گ ۴ر؛ عبدالله، همانجا؛ نظام‌الدين احمد هروی، ج ١، ص ٢٩٣؛ فرشته، ج ١، ص ١٧٣ـ١٧۴
[٧]- د.اردو، همانجا
[۸]- حسین قاسمی، شريف، دانشنامۀ جهان اسلام، ذيل "بهلول لودی (لودهی)"


جُستارهای وابسته






منابع


دانشنامۀ جهان اسلام؛ برگرفته از: اردو دائرةمعارف اسلامیه، لاهور ١٣٨۴-١۴١٠ / ١٩٦۴-١٩٨٩، ذیل "بهلول لودهی"؛ عبدالله، تاریخ داودی، چاپ عبدالرشید، علیگره ١٩۵۴؛ محمدقاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ١٢٨١؛ رزق‌الله مشتاقی، واقعات مشتاقی، نسخة خطی کتابخانة موزۀ بریتانیا؛ نظام‌الدین احمد هروی، طبقات اکبری، ج ١، کلکته ١٩٢٧.




<برگشت به بالا><گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله>