۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

تصوف

از:


فهرست مندرجات


[] تصوف چيست؟

لغت‌نامه‌ی دهخدا دربارۀ معنای واژه‌ی تصوف می‌نويسد:

    "به مذهب صوفیه درآمدن مرد (ناظم الاطباء). صوفی شدن مرد (از اقرب الموارد). || خوی صوفیه گرفتن و متصوف شدن (از اقرب الموارد). || پشمینه پوشیدن. مأخوذ از صوف بالضم که بمعنی پشم و نوعی از پشمینه و به‌اصطلاح از خواهش نفسانی پاک شدن و اشیاء عالم را مظهر حق دانستن. (غیاث اللغات) (آنندراج). نام مذهب طایفه‌ای از اهل حقیقت که از خواهش‌های نفسانی پاک شده و اشیای عالم را مظهر حق می‌دانند و گویند در زمان سابق این طایفه صوف می‌پوشیدند لهذا کلمه ٔ تصوف را بر افعال و اعمال آنان اطلاق نموده‌اند و یا آنکه آن کلمه می‌تواند مشتق از صوف باشد که بمعنی یک سو شدن و رو گردانیدن است چه آنان از ماسوی اﷲ یک سو شده و رو گردانیده‌اند (ناظم الاطباء). رجوع به صوفیه شود: یکی را از مشایخ پرسیدند که حقیقت تصوف چیست؟ گفت پیش از این طایفه‌ای بودند در جهان بصورت پراکنده و بمعنی جمع و امروز طایفه‌ای اند بصورت جمع و بمعنی پراکنده."[۱]

سعدی در گلستان می‌گويد:

    گـر دیگر آن نـگار قباپـوش بگـذرد
    ما نیز جامه‌های تصوف قبا کنیم

اصطلاح صوفی را از واژۀ عربی "صوف" به‌معنای پشم مشتق دانسته‌اتد که عادت صوفیان در پوشیدن لباس و خرقه‌ای از پشم سفید بود و بدین‌سان خود را از دیگران متمایز می‌نمودند. اصطلاح صوفیه مبین عرفانی است که به تصوف گرویده‌اند. تصوف مصدر باب تفعل از ریشه صوف است و این اصطلاح به‌معنای اعتقاد به تصوف به کار می‌رود.

برخی این اصطلاح را معرب (sophos) یونانی می‌دانند تصوف پیام معنوی پیامبر و مجاهده شخصی برای تجربه وجوب آن از طریق مکاشفه مضمون وحی قرآنی است. معراجی که در اثنای آن پیامبر به اصرار الهی علم پیدا کرد نمونه‌ای از تجربه است که صوفیان به‌نوبه خود برای نیل به آن به مجاهده پرداختند. تصوف جزئیات سلوکی معنوی را بسط داده که درجات مراتب و اصول آن مستلزم حکمتی است که عرفان نامیده می‌شود و سه وجه شریعت، طریقت و حقیقت زندگی و تعلیمات صوفیان اساسی است.[٢]


[]



[]



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]

[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]

[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]


يادداشت‌ها



يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط برشتۀ تحرير درآمده است.

پيوست‌ها



پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها


[۱]- لغت‌نامه‌ی دهخدا، سرواژۀ تصوف
[۲]- مستملی بخاری، ابو ابراهیم اسماعیل بن محمد، شرح التعرف لمذهب التصوف، مقدمه و تصحیح محمد روشن، انتشارات اساطیر، ۱۳۶۳
[۳]-
[۴]-
[۵]-
[۶]-
[٧]-
[۸]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱۲]-
[۱۳]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-


[] جُستارهای وابسته






[] منابع




پيوند به بیرون


[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 A 19 20 21 22 23 24 25 26 A 27 28 29 30]





<برگشت به بالا><گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله>