۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه

پیشینه‌ی تاریخی کوشانیان

از: مهدیزاده کابلی

کوشانیان

پیشینه‌ی تاریخی کوشانیان

فهرست مندرجات

[تاریخ افغانستان][کوشانیان]


سلسله‌ی کوشانی‌ها (به انگلیسی: Kushan Dynasty) یا امپراتوری کوشانی، در طول قرن اول تا نیمه‌ی نخست قرن سوم میلادی، نمایانگر یک قدرت جهانی بزرگ از آسیای میانه تا شمال هند است[۱]. آن‌ها نه‌تنها قادر بودند با شاهنشاهی اشکانی (پارت‌ها) کَوس برابری بزنند، بلکه حتی برای مدت‌ طولانی، دست بالا را بیش از این همسایه غربی - بر سرزمین‌های آریایی - به‌دست آوردند[٢].

شاهنشاهی کوشانی (۵٠-٢۵٦ میلادی)، یکی از امپراتوری‌های بزرگ جهان باستان به‌شمار می‌آید که قلمرو وسیعی را شامل بخش‌های از روسیه، شمال هند، شرق و شمال شرق ایران و تمامی افغانستان را در بر می‌گرفت.

در گذشته، برخی از پژوهشگران، کوشانیان را یک سلسله‌ی هندی می‌پنداشتند، زیرا تنها آن بخش از قلمرو امپراتوری آن‌ها که در شمال هند قرار داشت، شناخته شده بود. اما پژوهش‌های جدید با تکیه بر شواهد باستان‌شناسی، ثابت می‌کند، پایه‌های حکومت کوشانی بیشتر آریایی (شاخه‌ی ایرانی) بوده است و با گذشت زمان و تصرف مناطق بزرگی از شمال شبه قاره، عوامل هندی کم کم اهمیت پیدا کرد.[٣]


[] خاستگاه کوشانیان

در نتیجـه‌ی تاخـت و تاز قبـایل هـون که از اقـوام زردپوسـت و خویشـاوندان قـوم تـرک بودنـد و خون‌شـان با خـون مغـولی و چینـی آمیختـه بـود، در ولایـت کانسـوی چـین در نیمـه‌ی اول قـرن دوم پیـش از میـلاد ابتـدا اقوامی که به‌اصطلاح چینیان یوئه‌چی (Yuechi) و وسون (Wusun) نام دارند، به‌جنبش در آمدند، بعد بر اثر فشار ایشان سایر اقوام سر راه هم به‌حرکت آمدند. پس از چند سال، گروهی عظیم از قوم یوئه‌چی که یوئه‌چی کبیر نام دارند، در نواحی حیجون مسکن گزیدند. یوئه‌چی‌ها در آغاز بین توئن هوانگ و کی‌لین جای داشتند. چنیان آنان را در قرن سوم پیش از میلاد می‌شناختند، و «هوانگ‌نوها» با این قوم دشمنی داشتند. سر انجام یوئه‌چی‌ها بر اثر فشار هون‌ها ناگزیر به‌ترک مسکن خودشده و از حوزه‌ی رود ایلی و تاریم گذشته و در منطقه‌ی بین سیحون و جیحون ساکن شدند، و اسکایی‌ها را به‌طرف جنوب راندند.[۴]


یوئه‌چی‌ها در حدود هفتاد پیش از میلاد از جیحون گذشته، در تخارستان (قطغن و بدخشان در شمال افغانستان امروز) برقرار شدند. در این ایام ما به قومی به‌نام «تخار» یا «توغر» - در این ناحیه - بر می‌خوریم. نکته‌ی مشکوک این است که آیا یوئه‌چی‌ها و تخارها قومی واحد بودند، یا یوئه‌چیان پس از تسلط بر قوم تخارها به‌نام آنان خوانده شده‌اند. گروهی از این قوم که به‌زبان تخاری موسوم به لهجه‌ی «الف» سخن می‌گفتند، خود را آرسی (Arsi) می‌نامیدند.

اگرچه قومیت کوشانیان مدت‌ها مورد بحث پژوهشگران است؛ برخی آنان را ترک، آریایی و یا تبتی نامیده‌اند، اما اتو مانچن آلفمن می‌گوید که به یوئه‌چی‌ها، در منابع کلاسیک، سکا می‌گفته‌اند[۵]. اینوکی، نیز یوه‌چی‌ها را با سکاها یکی می‌داند[٦]. به‌گمان وی، کلمه‌ی یوئه‌چی، همان تغییر یافته‌ی سکا می‌باشد، چنان‌که در نوشته‌های آشوریان به سکاها، اسکوجا گفته می‌شده است. هرودت، وقتی از ساکنان نام می‌برد، شمال هند را مکان سکاها می‌داند[٧].

نام کوشان در ادبیات هند ناشناخته است. حتی تا زمانی که کوشانی‌ها بر بخش اعظیمی از این کشور برای دو قرن حکومت کردند، منابع هندی از آنان نام نمی‌برد[٨]. نکته قابل توجه این است که در منابع هند به‌نام سکاها در کنار دیگر خارجی‌ها - مانند مسلمانان - نیز اشاره شده است. هندی‌ها اکثراً میان کوشانیان و سکاها تفاوت نمی‌گذارند؛ چون امپراتوری کوشانیان بر استان‌هایی سیطره یافت که قبلاً سکاها بر آن‌جا حکومت می‌کردند[۹]. این در حالی است که به گفته‌ی دکتر رقیه بهزادی، منابع کهن هندی از کوشانیان با نام «تخارها» یاد کرده‌اند[۱٠].

در منابع چینی، نام تخارها «تاهیا» آمده است. تخارها متمدن و تجارت‌پیشه بودند و با یوئه‌چی‌ها شمال جیحون مناسبات دوستانه و خویشاوندی داشتند. سرزمین تخـارها پیـش از ورود یوئه‌چـی‌ها به پنـج ولایـت تقسـیم می‌شـد و در هـر یک امیـری حکومـت می‌کـرد. یوئه‌چـی‌ها، پس از ورود و نفـوذ در تخارسـتان این تقسـیمات را حفـظ کـردند. بعـدها رئیـس کوشـانی یوئه‌چـی که امیر یکی از این ولایـت بـود، چـهار امیـر دیگـر را مغلـوب کـرده، دولـت واحـدی تشـکیل داد که در تاریـخ دولـت کوشـانی نـام دارد[۱۱].

در ۱٢٨ پیش از میلاد، چانگ چن (Chang chin)، افسر چینی که از غرب آسیا دیدن می‌کرد، به باختر رسید. یوئه‌چی‌ها، در زمان او در شمال سواحل رودخانه‌ی جیحون از القاب ترکی استفاده می‌کردند. آن‌ها قلمرو تسخیر شده را بین پنج قبیله‌ی خود تقسیم نموده بودند؛ که به‌ترتیب عبارت است از: هیسی می (Husi-Mi)؛ که تقریباً همان منطقه‌ی امروزی کرگیز است، شوانگ می یا چیترال در پاکستان کنونی، هی‌سن‌ توان (Hisi-Tuin) و پاون در پنجشیر افغانستان، کیوشانگ و کشور شمال گندهارا. مکرجی، گندهارا را همان کائوفو می‌داند. احتمالاً این مردمان همان‌هایی هستند که در منابع تاریخی به‌نام سکا نامیده می‌شده‌اند، ولی هیچ‌گونه رابطه‌ی نژادی با آنان نداشتند؛ چنان‌که ابن خردادبه امیر سراسر ماوراءالنهر را کوشان‌شاه می‌خواند[۱٢]. نام کوشانیان به صاحبان و امرای بعدی (هیاطله) هم اطلاق می‌گردید.

تحقیقات مردم‌شناسی این حقیقت را آشکار می‌کند که کوشانیان ترکیبی از مردمان مختلفی بوده‌اند که مدت طولانی در سواحل رودخانه‌ی سیحون اقامت داشته‌اند، و به‌علت اقامت بلندمدت، با فرهنگ هلنی - آریایی، که دارای ساختار پیشرفته‌ی اداری و اقتصادی بود، آشنا شدند؛ و به‌علت قرار گرفتن در مسیر بازرگانی، توانستند بعدها هسته‌ی امپراتوری کوشانی را بنا نهادند[۱٣].


[] کوشانیان بزرگ

کوشانی‌ها امپراتوری خود را با مضمل نمودن شاهنشاهی یونانی باختری پایه‌ریزی کردند و وارث تمدن یونانی این سلسله شدند[۱۴].

به گفته‌ی دکتر محمدجواد مشکور، دانشمند ایرانی، کمی پس از مرگ گندوفارس، قندهار و پنجاب به‌دست یک سلسله از طایفه‌ی یوئه‌چی افتاد که آنان را از نژاد سکاها می‌دانند و آنان در تاریخ معروف به کوشانیان هستند[۱۵].




[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]-
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها