۱۳۹۲ آذر ۱۳, چهارشنبه

برنابا حواری گمشدۀ عیسی

از: امیر اهوارکی

برنابا حواری گمشدۀ عیسی

ترجمه‌های فارسی و عربی انجیل برنابا

فهرست مندرجات



در ایران علامه حیدر قلیخان قزلباش[۱] (۱٣٣۱–۱٢۵۴ ش) معروف به سردار کابلی در سال ۱٣٠۱ شمسی انجیل برنابا را به کمک دو نسخۀ عربی و انگلیسی ترجمه کرد و پس از دریافت نظر چند تن از علما نسبت به مفید بودن انتشار این کتاب، آن‌را به‌سال ۱٣۱۱ در کرمانشاه به‌چاپ رساند. ترجمۀ او تحت‌اللفظی، دقیق و به لغت شیوای فارسی است، هرچند که ممکن است نثر آن برای برخی نوآموزان دشوار باشد.


[] برنابا حواری گمشدۀ عیسی

یوسف لاوی ملقب به برنابا یکی از مؤمنان اولیه به حضرت عیسی(ع) بوده است. او در جزیرۀ قبرس زاده شد و به‌سبب آن‌که از سبط لاوی بود برای تحصیل علوم دینی به اورشلیم آمد و کارهای مهمی را در زمان حواریون بر عهده گرفت. مسیحیان مدعی هستند که او حضرت عیسی(ع) را ندیده ولی به‌نظر می‌رسد که شأن او در تاریخ عیسویان بسیار بالاتر از این‌ها باشد.

این مقاله سعی کرده صرفاً با استناد به اناجیل اربعه و کتب مورد قبول مسیحیان نشان دهد که برنابا شخص دوم نصارا محسوب می‌شده و یگانه حواری‌ باسواد بوده که می‌توانسته انجیل خداوند که شفاهاً از زبان عیسی(ع) قرائت می‌شده را مکتوب کند. ما در این مقال نشان خواهیم داد که یکی از منابع اصلی اناجیل اربعۀ مسیحی در واقع انجیل برنابا بوده است. به این ترتیب ملاحظه خواهیم کرد که علیه برنابا توطئه‌ای صورت گرفته است.

حتی‌الامکان سعی کرده‌ایم که مطالب به زبان ساده نگارش شود تا برای مخاطبان غیرمتخصص نیز قابل استفاده باشد. در نقل قول‌های عهدین، از ترجمۀ قدیم کتاب مقدس استفاده شده که چاپ نخست آن به سال ۱٨۹۵ میلادی در لندن بوده است.


[] ترجمه‌های فارسی و عربی انجیل برنابا

در جهان اسلام بلافاصله پس از چاپ ترجمۀ انگلیسی، سید محمدرشید رضا (۱۹٣۵-۱٨٦۵ م) صاحب چاپخانۀ المنار و شاگرد شیخ محمد عبده (۱۹٠۵-۱٨۴۹ م)، به‌صرافت نشر آن افتاد. لذا به دوست پزشک خود، یعنی دکتر خلیل بک سعادت که یک مسیحی مارونی بود سفارش داد که آن‌را به‌زبان عربی برگرداند. و این ترجمه یک سال بعد یعنی در سال ۱۹٠٨ میلادی (۱٣٢٦ هجری قمری) در قاهره به‌چاپ رسید.

در ایران یکی از علمای متولد افغانستان که در نجف درس خوانده و به درجۀ اجتهاد رسیده بود به‌نام علامه حیدر قلیخان قزلباش (۱٣٣۱–۱٢۵۴ ش) معروف به سردار کابلی، در سال ۱٣٠۱ شمسی (۱۹٢٢ میلادی) آن‌را از دو نسخۀ عربی و انگلیسی ترجمه کرد، آن‌را به‌سال ۱٣۱۱ در کرمانشاه به‌چاپ رساند. ترجمۀ او تحت‌اللفظی، دقیق و به لغت شیوای فارسی است، هرچند که ممکن است نثر آن برای برخی نوآموزان دشوار باشد.

برای راقم روشن نشد که چرا جناب سردار کابلی در انتشار ترجمۀ خود ده سال تأخیر نموده است. یکی از مسایلی که محتمل به‌نظر می‌رسد آن است که برخی متحجران یا بی‌خبران از انجیل برنابا به انتشار آن خرده بگیرند و این شبهه را الغأ کنند که عقاید مغلوط مسیحیان در جامعۀ مسلمان ایران تبلیغ شده است. برهان بنده در این خصوص درج تأییدات پنج تن از علمای آن‌عصر است در خصوص مفید بودن انجیل برنابا که در مقدمۀ آن ترجمه آمده و تاریخ آن‌ها مربوط به چهار تا پنج سال پس از اتمام ترجمه است. نظرات این علما همچنین در چاپ دوم ترجمۀ سردار کابلی که در سال ۱٣۴۵ در تهران منتشر شده نیز به‌چشم می‌خورد. این برهان را نباید کوچک شمرد. زیرا اکنون پس از هشتاد سال که از چاپ ترجمۀ سردار کابلی می‌گذرد، هنوز متحجرانی که برخی از ظواهر دین را آموخته و خود را بی‌نیاز از عمق آن می‌یابند ما را از تبلیغ و نشر انجیل آسمانی برنابا باز می‌دارند و حتی شاید در قلب خویش ما را کافر می‌شمارند.

از جمله مسایلی که احتمالاً موجب تأخیر در انتشار ترجمه سردار کابلی گشته می‌تواند دشواری‌های چاپ کتاب در کرمانشاه نیز باشد. زیرا سردار کابلی پس از بازگشت از عراق در سال ۱٢٧۱ شمسی، برای باقی عمرش در کرمانشاه مقیم شد و این کتاب را نیز در همان شهر به چاپ رساند.

اما ترجمۀ سردار کابلی به‌سال ۱٣۴۵ توسط سید محمدعلی صفیر در چاپخانۀ حیدری تهران در قطع وزیری به‌چاپ رسید و در سال ۱٣٦٢ با تصویربرداری از همان نسخه توسط یک ناشر ناشناخته در قم به‌نام دفتر نشر الکتاب در قطع جیبی تجدید چاپ شد. سپس در سال ۱٣٧۹ در نشر نیایش با ویرایش و مقدمۀ تفصیلی آقای جمشید غلامی‌نهاد به همراه سایر مقدمه‌های چاپ‌ قبلی و همچنین مقدمۀ مرحوم طالقانی، به‌قطع رقعی در ٧٢٠ صفحه منتشر شد که تاکنون به‌چاپ چهارم رسیده است.

ترجمۀ سردار کابلی را ناشران دیگری از جمله نشر اَلمَعی، بدون رفع اغلاط قبلی به‌چاپ رسانده و اغلاط مطبعی چندی نیز بدان افزوده‌اند. نخستین چاپ در انتشارات المعی به‌سال ۱٣٧۹ در ٣٨٢ صفحه رخ نمود که چاپ هشتم آن در تابستان ۱٣۹٠ بوده است. این چاپ، فاقد مقدمۀ مفید مرحوم آیت‌الله طالقانی است. با این‌که انجیل برنابا مخالف با صلیب است در کمال تعجب نقش چهار صلیب در چهار گوشۀ جلد گالینگور آن به‌چشم می‌خورد. از مذاکرات نگارنده با خانم زهرا المعی مدیر این انتشارات (که همه نوع کتاب را بدون هیچ سلیقۀ هنری به‌چاپ می‌رساند) دانسته شد که او به محتوای این کتاب واقف نیست.

مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی که از کودکی در خانۀ پدرش سید ابوالحسن، با این انجیل انس داشت، در جهت ترویج آن بسیار کوشید. به‌همین جهت در سال ۱٣۴۴ به یکی از دوستان خود به‌نام مرتضی فهیم کرمانی توصیه کرد تا ترجمه‌ای روان از این انجیل به‌دست دهد. این ترجمه به همراه مقدمه‌ای خواندنی از آیت‌الله طالقانی به‌سال ۱٣۴٦ در مدرسۀ کرمانی‌ها در قم به‌چاپ رسید و در سال ۱٣۵٦ نیز تجدید چاپ شد و در نهایت به‌سال ۱٣٨٦ با رفع اغلاط زیر نظر مترجم محترم، در شهر قم به توسط نشر صحیفۀ خرد در ۴٨٨ صفحۀ قطع رقعی در ۱۵٠٠ نسخه منطبع گشت.

در سال ۱٣٨٦ ترجمۀ جدیدی از این انجیل در مشهد توسط «گروه پژوهش و تحقیقات خاتم» به‌قطع جیبی در ٦٦۴ صفحه به‌طبع رسید که نه تنها دقت دو ترجمۀ پیشین را ندارد بلکه مشحون از اغلاط چاپی است. این ترجمۀ جدید، در واقع بازنویسیِ دو ترجمۀ پیشین فارسی است. در صفحۀ آخر کتاب از یکی از منابع کتاب این‌چنین یاد شده است: «انجیل برنابا - ترجمۀ فهیم کرمانی، که بخش مهمی از این ترجمه را تشکیل می‌دهد». تنها مزیت این چاپ، سخنانی است که در مقدمه به نقل از کتاب گوهرهای حکیمانه از آیت‌الله بهجت آورده شده است که در آن، حضرت آیت‌الله، انجیل برنابا را تأیید کرده بر مطالب آن صحه گذاشته‌اند، مضافاً بر خبر مسرت‌بخش رؤیت نسخۀ خطی انجیل برنابا به‌زبان گرجی که آیت‌الله بهجت، آن‌را بیش از پنجاه سال قبل در نزد مرحوم مرعشی نجفی دیده است (در ادامه به‌هر دو مورد خواهیم پرداخت).

این چاپ که در مؤسسۀ فرهنگی انتشاراتی خاتم به انجام رسیده، شامل سه مقدمه است. مقدمۀ نخست از سوی ناشر است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. مقدمۀ دوم بخشی از کتاب گوهرهای حکیمانه، حاوی سخنان آیت‌الله بهجت، در خصوص انجیل برنابا است. مقدمۀ سوم نیز همان مقالۀ آیت‌الله طالقانی است. این چاپ فاقد مقدمه‌های خلیل سعادت، رشیدرضا، سردار کابلی یا فهیم کرمانی است.

مقدمۀ نخست کتاب، بدون نام نویسنده با عنوان «زندگانی و ویژگی‌های عیسی(ع) در ٣٦ صفحه چاپ شده است تا بلکه با استفادۀ از منابع گوناگون در خصوص حضرت عیسی(ع)، خانواده، دوران حیات و انجیل او اطلاعاتی به دست دهد. لکن وجود چند خطای فاحش آن را بالکل بی‌اعتبار کرده است. ذیلاً به چند مورد از این خطاها اشاره می‌کنیم.

    ۱- متن دارای اغلاط مطبعی بسیاری است که برای خوانندۀ ناآشنا به موضوع، گمراه‌کننده است و لذا اصلاً قابل اعتماد نیست. فهرست اعلام کتاب، غلط اندر غلط است؛ هم به‌جهت خطاهای مکرر در ضبط اسامی و هم به‌سبب ارجاع نادرست شمارۀ صفحات. ادبیات مقدمۀ کتاب در سطح سواد یک دانش‌آموز پنجم ابتدایی است، خصوصاً در صفحات ۵۴ و ۵۵ وقتی که نویسنده اغراض خود را از چاپ و ترجمۀ این انجیل بیان کرده، متن سراسر مغلوط و نارسا شده است.

    ٢- نویسندۀ مقدمه از موضوع این کتاب و خصوصیات آن و شخص برنابا، تماماً غافل بوده و به آن نپرداخته است. خلاصه این‌که به‌نظر نمی‌رسد که نویسنده یا نویسندگان این مقدمه، حتی یک نوبت انجیل برنابا را خوانده باشند.

    ٣- نویسنده روش خود را در مقدمه مشخص نکرده است. یعنی در وقتی‌که این متن را به‌عنوان مقدمه و معرفی انجیل برنابا نوشته است به مطالب معارض با آن از اناجیل مسیحیان استناد کرده است. مانند صفحۀ ٢۱ که نام حواریون را با استناد به انجیل متی آورده و آن‌را جزو مسلّمات تلقی نموده است. در حالی‌که در باب چهاردهم انجیل برنابا به‌جای نام شمعون غیور و توما، اسامی‌ یهودای دیگر و برنابا آمده است (البته اناجیل لوقا و یوحنا نیز نام «یهودای دیگر» را که غیر از یهودای اسخریوطی است در شمار حواریون ذکر کرده‌اند).

    ۴- متأسفانه نویسنده اهل تحقیق و مطالعه نبوده و مثلاً در پاورقی صفحۀ ٢۱ مأخذ خود را در ذکر نام حواریون به این صورت ذکر کرده است: «انجیل عیسی مسیح، چاپ ۱٣۵٧، انجیل متّا، ص ۱٠»! در خصوص کتب دیگر، اوضاع به‌مراتب بدتر است؛ زیرا نه تاریخ چاپ کتاب درج شده و نه صفحۀ مورد نظر. مطالب زیادی نیز بدون ذکر منبع همچون مسلّمات و قطعیات بیان شده، و چه بسا که تفسیر به رأی نویسنده به وقت شرح واقعه، آن سخن را بی‌اعتبار نموده است. فقط در انتهای کتاب نام چهارده عنوان کتاب بدون ذکر نام ناشر یا سال نشر، ذیل عنوان «منابع» آمده است.

    ۵- نویسنده در موارد بسیار از احادیث و تفاسیر نه چنان معتبر (خصوصاً در جریان نزول مائده)، بهره برده و حتی در مواردی به تضاد رسیده است. مثلاً در صفحۀ ٣۹ ذکری رفته است از نوحۀ حضرت عیسی(ع) در فراق مادر، در حالی‌که ماجرا در انجیل برنابا و اناجیل دیگر بالعکس است و حضرت مریم(س) به وقت تصلیب حضور یافته، نوحه و افغان نموده است (با این تفاوت که در انجیل برنابا حضرت مریم(س) کمی بعد، از شبهه درآمده، دانست که آن مصلوب حضرت عیسی نبوده است). مورد دیگر در خصوص حضرت یحیی(ع) است که در صفحۀ ٢٢ رسالت آن حضرت را بعد از حضرت عیسی(ع) و شمعون (پطرس) ذکر نموده ولی در صفحۀ ٣٨ از رحلت وی پیش از حضرت عیسی(ع) خبر داده است، در حالی‌که نویسنده ماجرای او را با حکایت زنده شدن سام بن نوح به‌دست حضرت عیسی(ع) و بازگشت مجدد او به قبر که در برخی روایات اسلامی آمده، خلط کرده است[٢]. همچنین در صفحات ٢٧ تا ٢۹ این کتاب ماجرای بارگرفتن حضرت مریم(س) به عیسی(ع) را با جزئیات از دو سورۀ آل‌عمران و مریم نقل نموده در نوبت اول فرشتگان و در نوبت دوم جبرائیل را پیام‌آور خداوند معرفی نموده بدون این‌که متوجه باشد که این دو نقل قرآن کریم، مربوط به یک واقعه است.

    ٦- نویسنده در خاتمه خبر داده است که کار این کتاب را از سال ۱٣٧۹ به اتفاق تعدادی از دوستان آغاز نموده‌ و این ترجمه را با استفاده از دو انجیل مترجَم سردار کابلی و فهیم کرمانی، با نگاهی به ترجمۀ عربی چاپ قاهره به انجام رسانده‌اند. نویسنده یکی از فواید این چاپ را همین مقدمه ذکر کرده که آن را از منابع معتبر تحقیق نموده است(!) در انتها نیز نام سه خانم و سه آقا را که در این کار وی را یاری نموده‌اند ذکر نموده بدون این‌که نام خود را ذکر کرده باشد.

بنده برای تحقیق بیشتر در این خصوص، به کمک سایت خانۀ کتاب، اطلاعات ناشر را به‌دست آورده، با محمد نجاری مدیر نشر خاتم در مشهد صحبت کوتاهی کردم. او در خصوص اغلاط راه‌یافته به کتاب گفت: «ما اشتباهاً نسخۀ غلط‌‌گیری نشده را برای چاپ فرستادیم(!) و اکنون نیز در حال کار برای چاپ دوم کتاب هستیم که آن‌را به آقای فلانی که استاد دانشگاه است داده‌ایم تا تصحیح کند.» وقتی پرسیدم که این مقدمۀ مغلوط را چه کسی نوشته چون به‌نظر می‌رسد که او اصلاً انجیل برنابا را مطالعه نکرده است در جواب گفت: «این مقدمه را چند نفر از دوستان به نام‌های آقایان موسوی و باباپور و خانم موسوی‌مهر نوشته‌اند و من فقط نظارت کرده‌ام(!)»

برای مظلومیت انجیل برنابا همین بس که دوستان و دشمنانی که در این باب سخن می‌گویند در واقع آن را نخوانده و نمی‌شناسند.[٣]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- حیدرقلی معروف به سردار کابلی در هجدهم محرم الحرام ۱٢۹٣ هجری قمری در کابل متولد شد. او برای تحصیل به عراق رفت و پس از دریافت رتبۀ اجتهاد در کرمانشاه مقیم شد. کتب دیگری نیز از وی باقی است، مانند: الاربعون، تحفة الاجلّة فی معرفة القبله، تحفة الاحباب فی بیان آیات الکتاب، و نیز ترجمۀ المراجعات سید شرف الدین عاملی که با عنوان مناظرات در سال ۱٣٢۴ شمسی به چاپ رسید. سردار کابلی به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی، عبری و افغانی تسلط داشته و با زبان‌ فرانسه نیز آشنا بوده است. او در چهارم جمادی الاولی سال ۱٣٧٢ هجری قمری در کرمانشاه وفات یافت و پیکرش به نجف اشرف حمل گردید و در وادی السلام در جوار پدرش نورمحمد مدفون گشت. تاریخ وفات او با روز سه‌شنبه ٣٠ دی ۱٣٣۱ هجری شمسی مطابق است.
[٢]- علامه مجلسی در بحار الانوار هر دو دسته روایات را از منابع پیش از خود نقل نموده و در انتها افزوده است که جمع کردن میان اخباری که دلالت دارند وفات یحیی(ع) مقدم بر صعود عیسی(ع) به آسمان بوده و آنهایی که بر تأخیر آن دلالت دارند سخت است مگر اینکه بعضی از اینها را بر تقیه گویندگان حمل کنیم یا قائل شویم که خداوند حضرت یحیی(ع) را بعد از رحلتش به دنیا بازگردانده است. نگا. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار؛ ۱۱٠ ج، مؤسسه الوفاء، بیروت؛ ج ۱۴، ص ۱۹٠؛ باب قصص زکریا و یحیی، ح ۴٢
[٣]- امیر اهوارکی، برنابا حواری گمشدۀ عیسی و ترجمه‌های فارسی و عربی انجیل برنابا، وب‌سايت خبری تحليلی مشرق نيوز: ۱ اسفند ۱۳۹۱ (کد خبر: ۱۹۴۹۸۴)



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

وب‌سايت خبری تحليلی مشرق نيوز