ه‍.ش. ۱۳۹۴ فروردین ۸, شنبه

دیدگاه تحلیلگران دربارۀ سفر اشرف غنی به آمریکا

از: مایکل اوهانلون (پژوهشگر موسسه بروکینگز)

سفر غنی و عبدالله به آمریکا

فصلی نو در روابط افغانستان و آمریکا



فصلی نو در روابط افغانستان و آمریکا

۲     فروردین ۱۳۹۴

چند ماه پس از اولین انتقال دموکراتیک قدرت در افغانستان اشرف غنی رئیس جمهوری و عبدالله عبدالله رئیس هیئت اجرایی دولت افغانستان، روز ٢٣ مارس ٢٠۱۵ (٣ فروردین ۱۳۹۴) به آمریکا رفتند تا در روز ۲۴ مارس (۴ فروردین) در واشنگتن با باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده ملاقات و گفتگو می‌کنند.

در این رابطه، تحلیلگران مسایل افغانستان دیدگاه‌های متفاوت ابراز داشته‌اند.

دولت آمریکا در شکست بن‌بست انتخابات و روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، نقش اساسی داشت

محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان، و عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی این کشور، در حالی از واشنگتن دیدار می‌کنند که شرایط برای برقراری روابطی پایدار میان افغانستان و ایالات متحده بسیار بهتر از قبل شده است.

اما شکی در شکننده بودن فضا وجود ندارد. فساد در افغانستان همچنان فراگیر و دولت ملی ضعیف است. باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، بی‌صبرانه تلاش می‌کند تا ماموریت نظامی آمریکا در افغانستان را پیش از پایان دوره ریاست جمهوری خود خاتمه دهد و در عمل تنها تا پایان سال آینده برای این کار فرصت دارد.

کنگره آمریکا هم با در نظر گرفتن توانایی محدود دولت افغانستان برای استفاده از کمک‌های مالی ایالات متحده، و مشکلات مالی آمریکا، به مرور بودجه‌هایی را که برای کمک به افغانستان منظور شده، کاهش داده است. ولی با همه این اوصاف، وضعیت نسبت به یک‌سال پیش بهتر شده است.


کرزی و تنش با آمریکا

قطعاً خدمات حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان، را به کشورش نمی‌توان نادیده گرفت یا نقش معایب آمریکا در مشکلات بی‌پایان افغانستان را کوچک جلوه داد. ولی آقای کرزی مانع بزرگی بر سر راه روابط افغانستان با غرب بود و حتی وقتی از روی منطق هم موضع می‌گرفت مایه رنجش می‌شد.

این رفتار چندان به دل آمریکایی که فرزندش را برای جنگیدن و بعضا مردن به هندوکش می‌فرستاد و به افغانستان بیشتر از هر کشور دیگری کمک مالی می‌کرد خوش نمی‌آمد. بعد هم اختلافات بر سر نتایج انتخابات ریاست‌ جمهوری کلیت نظام دموکراتیک افغانستان را تهدید کرد و داشت کشور را به لبه پرتگاه مناقشه قومی می‌کشید.

در این میان، و با وجود این‌که گروه طالبان هنوز از خودش سرسختی نشان می‌داد، ناتو با کاهش مجدد نیروهایش در افغانستان تعداد سربازان خود را به تنها ۱۰٪ دوران اوجش رساند.

روابط حامد کرزی با آمریکا در سال‌های آخر همواره پر تنش بود


غنی و عبدالله، مردان آگاه

در مقایسه با شرایط فوق، حالا وضعیت طوری شده که می‌شود به حمایت سیاسی آمریکا از اقدامات جاری در افغانستان امید خیلی بیشتری داشت. البته غنی و عبدالله، و قانون‌گذاران آمریکایی، باید کارهای زیادی در جریان این دیدار انجام بدهند. ولی فضا برای رسیدن به یک توافق مهیا است.

غنی مرد آگاهی است و آمریکا را می‌شناسد؛ او مدتی طولانی در آمریکا زندگی کرده و در عین حال، به دلیل در اختیار داشتن مناصب گوناگون دولتی در یک دهه و نیم گذشته، به شکل‌های مختلف در رابطه آمریکا و افغانستان نقش بازی کرده است. او بدون شک سپاسگذار فداکاری‌هایی خواهد بود که آمریکایی‌ها برای کشورش کرده‌اند. او یک اصلاح‌طلب متعهد است که می‌تواند در حین حال که به بعضی از پیشرفت‌های حاصله در حکومت‌داری افغانستان اشاره کند، این را هم بپذیرد که هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن هست.

وی نه تنها قدردان تلاش‌های سربازان ناتو است، بلکه از بهای گزافی که ارتش و پلیس سرسخت افغانستان پرداخته‌اند هم آگاه است. شکی ندارم که او هیچ‌کدام از این موارد را از قلم نخواهد انداخت.

در این میان دکتر عبدالله هم نقش خود را به خوبی در سطحی پایین‌تر ولی همچنان مهم ایفا خواهد کرد. او نماد این حقیقت است که در افغانستان، برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر در خاورمیانه، قوم‌ها و گروه‌های مختلف با وجود تنش‌های موجود به همکاری با یکدیگر ادامه می‌دهند. او هم برنامه‌هایی برای بهبود و اصلاح دولت افغانسان خواهد داشت و از همین زاویه بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۰۹ و ۲۰۱۴ شرکت کرد.


کنگره و کاخ سفید

بیشتر چیزهایی که مطرح می‌شود به گوش کنگره آمریکا خوش خواهد آمد. مشخص است که شاید مثل گذشته کمک‌های درخواستی افغانستان، مخصوصاً در حوزه اقتصاد، را کاملاً برآورده نکند.

اما با وجود آشفتگی وضعیت در خاورمیانه و خروج نظامی آمریکا از عراق در سال ۲۰۱۱ که حالا به نظر می‌رسد کار اشتباهی بود، بعید است کسی بخواهد این اشتباه را در افغانستان تکرار کند، یا بخواهد خیلی سریع کمک‌ها را قطع کند؛ آن هم بعد از تحمل این همه مشقت و سختی و مصرف منابع مالی و انسانی مشترک طی این سال‌های بعد از ۲۰۱۱.

بزرگ‌ترین چالش در طرف آمریکایی در عمل باراک اوباما است. او حتی اگر حاضر شود روند خروج سربازان آمریکایی از افغانستان را در سال جاری کندتر کند ولی هم‌چنان قصد دارد که کلیه نیروهای عملیاتی ارتش آمریکا را تا پایان سال آینده از این کشور بیرون بیاورد. این برنامه اشتباه است و باید عوض شود.

در کنگره آمریکا فضای مساعدی برای شنیدن سخنان رهبران حکومت وحدت ملی ایجاد شده است

ایالات متحده برای ضربه زدن به القاعده، داعش، و دیگر گروه‌های افراطی منطقه، به پایگاه‌ نظامی احتیاج دارد و باید بتواند حتی بعد از سال ۲۰۱۶ هم از چنین پایگاهی استفاده کند. حضور در منطقه به معنی در اختیار داشتن اهرم‌های نفوذ است، همان اهرم‌های نفوذی که در سال ۲۰۱۱ در عراق بر باد داده شد (البته باید پذیرفت که عراقی‌ها هم در آن نقش داشتند).

در اختیار نداشتن اهرم‌های نفوذ به این معنی بود که واشینگتن دیگر نمی‌توانست در سیاست‌های فرقه‌ای و اشتباه دولت نوری مالکی تغییر ایجاد کند. تکرار چنین اشتباهی در افغانستان مطلوب هیچ‌کس نیست. ایالات متحده باید برای حفظ حضور و مشارکت خود در افغانستان، دو یا سه پایگاه نظامی خود در این کشور را برای همیشه نگه دارد.

با این‌که نقش کنگره در دیدار غنی و عبدالله از واشینگتن مهم است ولی، با این اوصاف، این واکنش کاخ سفید است که باید در کانون توجه ما قرار بگیرد.


[] يادداشت‌ها




[] پی‌نوشت‌ها

مایکل اوهانلون، سفر غنی و عبدالله به آمریکا؛ فصلی نو در روابط افغانستان و آمریکا، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی: یکشنبه ٢٢ مارس ٢٠۱۵ - ٢ فرودین ۱۳۹۴


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی