ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۳۱, پنجشنبه

گُندُفَر اول

از: دانشنامه‌ی آریانا

گُندُفَر اول


فهرست مندرجات
پهلوهادولت هندوپارتی

گُندُفَر اول یا گندوفارس (به انگلیسی: Gondophares I) (حدود ۱۹-۴٨ میلادی)، نخستین پادشاه مقتدر و بنیان‌گذار دولت هندوپارتی در سرزمین‌های که امروزه به‌نام افغانستان و پاکستان نامیده می‌شوند. براساس مطالعات مدرن، به‌نظر می‌رسد که او حدود بین سال‌های ٢٠ تا ۱٠ پیش از میلاد، فرمانروایی داشته است و در اصل به احتمال زیاد اهل «اپراکاس» (Apraca یا Avacas) در شرق سرزمین‌های آریایی بود و بر «اپراکاپورا» (Apracapura) (باجور، خیبر-پختون‌خوا پاکستان) و در سیستان (بلوچستان) حکومت می‌کرد.


واژه‌شناسی

«گندوفر» که نام او را «گندوفاس» و «وینده‌فرن» (Vindafarnah) نیز نوشته‌اند، افزون بر عنوان «بازیلوس بازیلون» (شاهنشاه)، عنوان «سوتروس» (منجی) و دین‌دار نیز داشته است. بعضی نام «قندهار» را برگرفته از اسم گندوفار می‌دانند.

برخی از محققان بر این باور هستند که نام «گندوفر»، مشتق از شکل ارمنی «گستافر» (Gastaphar) یا «گاسفر» (Gaspar)، نام یکی از مغ‌های که در هنگام تولد عیسی مسیح برای دیدار او از شرق آمده بودند، است. به‌هرحال، این نام نخستین‌بار در کتاب غیر معتبر اعمال یهودا توماس (Acts of Judas Thomas) آمده است. اما براساس سکه‌ها، نام او برگرفته از نام هندی «گودوفارا» (Guduphara) - به‌معنای یابنده‌ی فر و شکوه - است، که از شرق ایران تا شمال‌غرب هند سلطنت داشت.


زندگی
نگارهٔ گندُفَر روی سکه‌ای به‌جای‌مانده از دوران وی در

گُندُفَر اول، براساس یک کتیبه‌یی که در نزدیک منطقه‌ی پیشاور در تخت‌باهی (Takht-i-Bhai) کشف شده است، حدود ٢٦ سال، احتمالاً از ۱۹ تا ۴۵ میلادی، بر شرق ایران و شمال‌غرب هند (افغانستان و پاکستان کنونی) سلطنت کرد. به‌نوشته‌ی دکتر محمدجواد مشکور، حدود پادشاهی این شاه مقتدر و معروف سلسه‌ی پهلوها، از سیستان تا پنجاب هند بود.

در زمانی‌که گندفر از حوزه‌ی ارغنداب گرفته، تا تمام سیستان و گدروزیا (بلوچستان) و حوزه‌ی سند فرمانروایی داشت، در منطقه‌ی کابل، هرمایوس، آخرین امیر یونانی-باختری کابل، و در شمال سلسله‌ی جبال هندوکش، کجولا کدفیزس، اولین پادشاه کوشانی حکومت می‌کردند. به‌طوری که بیشتر مورخان نگاشته‌اند، گندوفر، هرمایوس را شکست داد و حکومت او را منقرض ساخت.

از وقایعی که به زمان گندوفر نسبت می‌دهند، سفر سنت توماس از قدیسین و مبلغین مسیحی به هندوستان است؛ که در اثر واقعه‌ی که روی داد، می‌نویسند که گندفر به‌دست این مبلغ عیسوی آیین مسیحیت را پذیرفت. مجمع مسیحیان هند هنوز مبدأ تشکیل انجمن خود را به سنت توماس می‌رسانند. محل قتل این قدیس را در حوالی مدراس می‌دانند.

داستان مسیحی‌شدن گندفر به زبان‌های مختلفی از قبیل یونانی، سریانی، لاتین و ارمنی نوشته شده است. وی پیش از پذیرفتن دین مسیحی به آیین اوستایی بوده است. در سکه‌هایی که به نقره از او یافت شده عنوان او به یونانی چنین است: «بازیلوس بازیلون ملاوس گندوفروس»، یعنی شاهنشاه بزرگ گندفر

بخشی از مسکوکات گندفر و جانشینان او، در سال ۱٨٣۴ میلادی، در حوزه‌ی ارغنداب و خاک افغانستان یافت شده، شکی باقی نمی‌ماند، که آنان در نواحی سیستان و افغانستان حکومت می‌کرده‌اند. با این حال، روی‌هم‌رفته، تاریخ سلطنت گندفر که بیشتر از روی سکه‌های او به‌دست آمده است. اگر تاریخ سلطنت او قبل از میلاد پنداشته شود، با داستان مسیحی‌شدن او به‌دست سنت توماس قدیس، همخوانی ندارند. در این صورت، چنین گمان می‌رود که شاید گندفری که بر اساس سکه‌ها شناخته‌شده است، غیر از گندفری باشد که مسیحی شده است. اما اگر دوره‌ی فرمانروایی او پس از میلاد باشد، می‌توان داستان مسیحی‌شدن او را بدون هیچ اشکالی پذیرفت.

با این وضعیت، پس از مرگ گندفر اول، قلمرو پادشاهی او تکه‌تکه شد و «سرپدون» که احتمالاً پسر او بود، نام گندفر دوم را برای خود برگزید و پادشاهی متزلزلی را ادامه داد. اما بعد از او، برجسته‌ترین ادامه‌دهنده‌ی فرمان‌روایی گندفر یکم، «ابدگس»، پسر عمو (یا پسر دایی) گندفر یکم بود، که در پنجاب و احتمالاً سیستان فرمان می‌راند. پس از سال ۲۰ میلادی، شاهی به‌نام ساس، قلمرو ابدگس را از آن خود کرده و خود را گندفر چهارم (Gondophares IV Sases) نامید. گفته می‌شود گندفری که در سنگ‌نبشته تخت‌باهی در شمال پاکستان امروزی، از او یاد شده ساس یا همان گندفر چهارم است.


سکه‌ها

سکه‌های گندفر، اسناد و مدارک گران‌بهایی از تاریخ و فرهنگ و هنر و مذهب هندوپارت‌ها و بازماندگان آن‌ها در افغانستان و پاکستان کنونی (اقوام پشتون‌‌ و بلوچ) به‌شمار می‌روند. از نظر تاریخ‌نگاری استفاده از این منابع به‌مانند بررسی کتیبه‌ای تخت‌باهی بسیاری از مسایل تاریخی را به‌نظر می‌آورد. سکه‌های گندفر معمولاً از جنس مس ضرب شده‌اند.

سکه‌ی گندفر اول، بنیان‌گذار سلسله‌ی هندوپارتی، با الهه یونانی نایک، به دو زبان یونانی و خروشتی


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها
دکتر محمدجواد مشکور، دوران فرمانروایی گندفر را از ۱۹-۴٨ پیش از میلاد بیان داشته است (رجوع شود به: مشکور، محمدجواد، ایران در عهد باستان (در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، ص ٣٣٠). در حالی‌که در دانشنامه‌ی بریتانیکا چنین آمده است:
Gondophernes ruled for at least 26 years, probably from about 19 to 45 CE.
و نیز در تاریخ ایران کمبریج آمده است:
Gondophares I has traditionally been given a later date; the reign of one king calling himself Gondophares has been established at 20 AD by the rock inscription he set up at Takht-i Bahi (also known as Takht Bahi) in Mardan, western Pakistan, in 46 AD.
رجوع شود به:
A. D. H. Bivar, “The History of Eastern Iran”, in Ehsan Yarshater (ed.), The Cambridge History of Iran, Vol.3 (1), The Seleucid, Parthian and Sasanian Periods, London, Cambridge University Press, 1983, p.197.
Bivar, A. D. H. (2003), “Gondophares”, Encyclopaedia Iranica 11.2, Costa Mesa: Mazda.
See main “Indo-Parthian” page for references to Robert Senior's modern chronology, in Wikipedia, the free encyclopedia
همان‌جا
مشکور، محمدجواد، ایران در عهد باستان (در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، ص ٣٣٠
Gondophernes”, Encyclopædia Britannica

دانشنامه‌ی بریتانیکا، پیشین.







پارتیان هند، از ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی آزاد؛ و نیز در ویکی‌پدیای انگلیسی آمده است:
After 20 AD, a king named Sases, a nephew of the Apracaraja ruler Aspavarma, took over Abdagases’ territories and became Gondophares IV Sases. According to Senior, this is the Gondophares referred to in the Takht-i-Bahi inscription.
هم‌چنین رجوع شود به پاورقی:
A votive inscription of the 26th year of Gudavhara or Gondophares, is reported to have been found on a stone at Takht-i-Bahi, northeast of Peshawar with a date in the year 103 of an unspecified era reckoning. This era is likely to have been the Malva or Vikrama era, founded in 57 BCE, this would give a date of 20 CE for this king's ascension (see Hindu calendar). The stone was formerly in the museum at Lahore. The point is especially important for those Christians who consider that a germ of history is embedded in the Acts of Thomas.



[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها:...