ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

ورود طالبان به کابل

از: وحید پیکان، بی‌بی‌سی

ورود طالبان به کابل


فهرست مندرجات

.



ورود طالبان به کابل

طالبان، ۲٦ سپتامبر ۱۹۹٦ وارد کابل پایتخت افغانستان شدند. آن‌روز «ورود طالبان به کابل» مهم‌ترین خبر جهان بود

طالبان، گروهی از شبه نظامیان روحانی مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید دگم مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی و وهابی در دین اسلام است. رهبر کنونی طالبان پس از کشته شدن ملا اختر منصور، هبت‌الله آخوندزاده می‌باشد.

در ۱۰ اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگ‌های داخلی افغانستان گروهی وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب افغانستان شدند و نام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند. در میان رهبران طالبان اعرابی وهابی از عربستان سعودی وجود داشت و حمایت‌های مکرر و پنهان عربستان سعودی از طالبان ادامه می‌یافت و آن‌ها با شعار جهاد با شرک و کفر و این‌که هر کس کشته شود به بهشت خواهد رفت به زودی پیروان زیادی از افغانستان و پاکستان پیدا کردند. در بدو امر مردم افغانستان به این گروه خوش‌بین بودند و گمان می‌کردند، آن‌ها می‌توانند به جنگ‌های داخلی افغانستان پایان دهند و نیز تعدادی از مردم افغانستان به‌علت خستگی از جنگ‌های داخلی طالبان را ترجیح می‌دادند.

طالبان به‌سرعت مناطقی را در جنوب افغانستان که زیر تسلّط دولت مجاهدین به رهبری برهان‌الدین ربانی بود اشغال نمودند. آن‌ها یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت، ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان به پیشروی‌های خود ادامه می‌دادند و تعدادی از ولایات را بدون جنگ یکی پس از دیگری اشغال می‌نمودند که به ترتیب ولایات دیگری میدان وردک، لوگر، خوست، هرات، جلال‌آباد و کابل را با اندک درگیری‌های تا ۲٦ سپتامبر ۱۹۹٦ به‌تصرف خود در آوردند.

طالبان به محض ورود به کابل، دکتر محمدنجیب‌الله احمدزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمدزی را کشتند و جنازه‌های‌شان را در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به‌تدریج سه چهارم خاک افغانستان را متصرف شدند.

طالبان سپس نام حکومت خود را امارت اسلامی افغانستان گذاشتند و تشکیلات خود را از طریق رادیو افغانستان اعلان نمودند. کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تنها سه کشوری بودند که طالبان را به رسمیت شناختند.

اما طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با محیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت به نگرش‌های مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم افغانستان را فراهم ساختند.

آن‌‌ها در ماه مارس سال ۲۰۰۱، دو مجسمه بودا در شهر بامیان در مرکز هزاره‌جات، که بلندترین مجسمه‌های ایستاده بودا (به‌طول ۵٦ متر و ٣۵ متر) در جهان محسوب می‌شدند، و تا آن‌زمان، تنها آثار جهانی ثبت‌شده به‌عنوان میراث فرهنگی بشر از افغانستان محسوب می‌شدند، را تخریب کردند.

حمله تروریستی یازده سپتامبر به نوعی طالبان را با یک مشکل جدید روبرو ساخت. این حادثه، و عدم تسلیم بن لادن به آمریکا از سوی طالبان، بهانه حمله به افغانستان در اختیار آمریکا قرار گرفت. ایالات متحده آمریکا به تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله نمود طالبان با همکاری اعضای جبهه مخالف طالبان (مجاهدین سابق) شکست خوردند و حامد کرزی رئیس جمهور دولت موقت افغانستان گردید.

در سال ۲۰۰٦، طالبان دوباره اعلان موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند و به بیشتر قسمت‌های جنوب افغانستان به‌ویژه زابل، قندهار و هلمند نفوذ کرده و ۲ سال بعد اقدام به پیشروی به‌سمت پایتخت نمودند.

درست ۲۰ سال قبل و دقیقاً در همین روز، ٦ میزان سال ۱۳۷۵ خورشیدی، طالبان پرچم سفید شان‌را بر بام ارگ کابل بر افراشتند و قدرت را به‌دست گرفتند. شامگاه همین روز نیروهای دولت مجاهدین ، کابل را ترک کردند و افراد تحت امر طالبان در تمام بخش‌های کابل جابه‌جا شدند.

اعدام دکتر نجیب‌الله رئیس جمهوری پیشین افغانستان از نخستین اقدام طالبان پس از ورود به کابل بود.

۲٦ سپتامبر ۱۹۹٦ وارد طالبان به کابل، اعدام دکتر نجیب‌الله رئیس جمهوری پیشین افغانستان، را به‌عنوان نخستین اقدام این گروه در پی داشت.

هنوز شهروندان کابل از زیر بار جنگ‌های میان گروهی مجاهدین که هزاران کشته برجا گذاشت و به ویرانی بخش‌های زیادی از پایتخت مبدل شد، بیرون نشده بودند که با قیدوبندهای تازه «امارت اسلامی طالبان» روبه‌رو شدند. شامگاه ٦ میزان ۱۳۷۵ خورشیدی طالبان وارد کابل شدند.

اما نخستین صحنه‌ای که ساکنان کابل یک روز بعد از تصرف این شهر توسط طالبان به‌چشم دیدند، اجساد به دار آویخته‌شده‌ی دکتر نجیب‌الله، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش ژنرال احمدزی در چهارراه آریانا در مرکز شهر بود.

امیرشاه خبرنگار کهنه‌کار افغان که آن‌زمان موی سر و ریشش سفید نشده بود، در جریان جنگ‌های داخلی و پس از آن، در دوره‌ی طالبان در همین شهر به رسانه‌های خبری بین‌المللی گزارش می‌داد. او می‌گوید ورود طالبان به کابل در آن‌روز مهم‌ترین خبر جهان بود.

با امیرشاه یکجا نزدیک چهارراهی آریانا رفتیم که حالا تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد و عکس گرفتن از این محل ممنوع است. امیرشاه از چشم‌دیدش از آن‌روز گفت:

    « من معمولاً چای صبح را در یک رستوران در شهر نو کابل صرف می‌کردم. صبح زود همان‌روز از طریق یکی از افرادیی‌که رابطه نزدیک با طالبان داشت، خبر شدم که ساعت ۱۲ شب طالبان از راه حوت خیل – دروازه شرقی کابل وارد کابل شده‌اند و نیروهای دولت ربانی از راه کوتل خیرخانه در دروازه شمالی شهر کابل فرار کرده‌اند و شهر در دست طالبان است. صدای تیراندازی و شلیک توپ و تانک تا دور دست‌های شهر شنیده می‌شد. این فرد به من گفت طالبان دکتر نجیب را در چهار راهی آریانا به دار آویخته‌اند. فوری خودم را به دفتر رساندم و از این رویداد به مسئولان ما در بیرون از افغانستان اطلاع دادم و سپس به چهارراهی آریانا رفتم. آنروز این مهم‌ترین خبر در سطح جهان بود.»

طالبان ،دکتر نجیب را از مهمان‌خانه سازمان ملل متحد دستگیر و پس از تیرباران او را در چوک آریانا در ورودی ارگ در یک غرفه ترافیک به دار آویختند.

به‌دنبال آن، وضع شرایط سختگیرانه بر زندگی اجتماعی مردم آغاز شد. دختران و زنان از رفتن به مکتب (مدرسه)، دانشگاه و ادارات دولتی و غیردولتی منع شدند. داشتن ریش برای مردان اجباری شد و شنیدن موسیقی و تماشای تلویزیون، مجازات سنگین به همراه داشت.

فهمیه مادر ٦ فرزندی که همسرش در اثر بیماری در زمان طالبان درگذشت، باید تمام بار خانواده را به تنهایی بر می‌داشت. این زن حدود ۵۰ ساله از روزهای دشوار این دوره می‌گوید:

    «من با شش فرزندم مجبور بودم به تنهایی بار زندگی را بردارم. از یکسو براساس قوانین طالبان باید کار نمی‌کردم اما از سوی دیگر هر گونه که می‌شد باید برای فرزندانم نان پیدا می‌کردم. من تنها کاری که می‌توانستم درس‌دادن به دختران در خانه بود که از درآمد آن زندگی را پیش می‌بردیم. حدود ۳۵ تا ۴۰ شاگرد دختر داشتم و به‌گونه‌ی مخفیانه در زیر زمینی خانه به آن‌ها درس می‌دادم. این را هم می‌دانستم که اگر طالبان متوجه می‌شدند، شلاق می‌خوردم ،لت‌وکوب می‌شدم و شاید هم دروازه کورس را می‌بستند. با توجه به تمام تهدیدها بازهم به کارم ادامه دادم و با مشکلات دست و پنجه نرم کردم.»

طالبان پنج سال بر افغانستان حاکمیت کردند و در اوج قدرت به استثای پنجشیر، بدخشان، بخش‌های از ولایات تخار، پروان، سمنگان، غور و نورستان، دیگر تمام افغانستان را در کنترل داشتند.

حمله برای سرنگونی رژیم طالبان رهبری ملا محمدعمر با حمایت سازمان ملل متحد آغاز شد و گروه‌های مجاهدین که پس از خروج کابل به مقاومت علیه طالبان ادامه داده بودند، با استفاده از حمایت هوایی آمریکا به‌طرف کابل تاختند و در نوامبر سال ۲۰۰۱ میلادی پایتخت افغانستان را یک بار دیگر از کنترل طالبان بیرون کردند.

با گذشت ۱۵ سال، طالبان هنوز هم به‌عنوان یک گروه قدرتمند نظامی در برابر حکومت افغانستان و همکاران بین‌المللی‌اش می‌جنگند و حاضر نیستند و با حضور خارجی‌ها دست از تفنگ بردارند و با دولت افغانستان یکجا شوند.[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- وحید پیکان، آن‌روز «ورود طالبان به کابل» مهم‌ترین خبر جهان بود، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی: سه‌شنبه ٢٧ سپتامبر ٢٠۱٦ - ٦ مهر ۱٣۹۵


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت بی‌بی‌سی