ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

سراج‌‌الاخبار افغانستان

سراج‌‌الاخبار افغانستان

نـوشــته: پوهاند رسول رهين
(استاد دانشگاه کابل)


نشر جريده چاپي در افغانستان بعد از جريده شمس النهار كابل كه در سال 1878م در اثر حملات انگليسها از بين رفت مدتها متوقف ماند. خاصه در دوره ايكه كشورهاي همسايه و همجوار افغانستان به اكتشافات و پيشرفتهايي نايل آمده بود و مردم افغانستان هنوزدر همان تاريكي قرون وسطايي فرو رفته بودند و هيچ خبري از حوادث و پيشرفتهاي محير العقول بشري نمي شنيدند. تا اينكه بگفته اعقاب و احفاد مولوي عبدالرؤف خان قندهاري (خاكي) انجمن سراج الاخبار باشتراك عده اي از روشنفكران كابل، تاسيس شد و مولوي عبدالرؤف قندهاري خاكي، رئيس آن انجمن، پيشنهادي بامير حبيب الله خان تقديم كرده و از وي تقاضاي نشر جريده اي را نمود.(26) بگفته مرحوم پوهاند حبيبي پيشنهادشامل موادزيرين بود:

1) اسم اخبار" سراج الاخبار افغانستان" باشد كه بر صفحه اول اخبار بقلم جــلي( سراج الاخبار افغانستان) نوشته شود.

2) چند اخبارات ضروري براي اخذ نمودن مطالب علاوه از اخباراتي كه بالفعل بدارالسلطنه كابل مي آيند و ديگر اسباب مثل نقشه ها ي جغرافيه و كتب لغت كه از براي اجراي كار اخبار مطلوب باشد بعد از امر حضور خواسته شوند وبنام سر شته دار داكخانه اسلاميه پشاور فرمان صادر شود كه اخبارات و كتـــب مطلوبه را بقرار سياهه ذيل خريداري نموده روانه كند.
اخبارات عربي مطلوبه: الظاهر نبراس، المشارقه والمفارقه به مستشار.
اخبارات انگريزي مطلوبه: اسلاميه كالج، منتلي لاهور و اخبارات تركي.
اخبارات اردو مطلوبه: بمبئي گزت، دهلي گزت، گرزنگزت، نصرت الاخبار سوداگر.
نقشه هاي كلان بلفظ فارسي- روغني: كره ارض براعظم ها، مرات الارض مطبوعه، مطبع اسلاميه لاهور وكتابهاي لغت فارسي وعربي.

3) احوالات دارالسلطنه بواسطه كوتوالي به بيت الشوراي خاص برسد و بعد از آن بقرار اصول صوابديد اهل شوراي واقعات، قابل اشاعت در مطبع اخبار فرستاده شود و اديتران اخبار عبارات را راست كرده به محررپاك نويس بسپارند.

4) بعد از اصلاح عبارات و مضامين مهتمم مطبع به صوابديد اديتران مضامين را ترتيب نموده براي كاتبان كاپي بسپارد و مدام اين امر را ملحوظ داشته باشد. لاكن حتي الوسع از مسايل اختلافي احتراز كرده شود تا مابين اهل اسلام برادري قايم شود.

5) احوالات و مضامين كه اكثر درج اخبار كرده خواهد شد حسب ذيل خواهد بود: مسايل دينيه، اشتهاراتيكه از براي بهبود رعيت و سرشته داخل ملك وقتا فوقتا از طرف صاحب دولت شايع ميشود. اخبارات خارجه باحالات ممالك محروسه افغانستان با حالات مقامي، يعني واقعات دارالسلطنه با نرخ غله و غيره، با كيفيت موسومها در علاقه هاي مختلفه ممالك محروسه با شعر و سخن، بعد از صوابديد اديتران اخبار با نسخه هاي ادويه مجربه وسايل طبيه با اشتهارات تجار با حركات و حالات ذات مبارك سركار والامثل جشن و دربار هاي كلان رسمي و معاينه افواج و غيره.

6) تقطيع اخبار باين قسم باشد كه نقص كاغذ نشود و اگر برابر (حبل المتين) باشد بهتر است.

7) در ابتداء اخبار، في ماه دو دفعه شايع شود.

8) بالفعل اخبار از هشت ورق علاوه نباشد و تعداد قطـــــعات اخبار نظر به تعداد نفري منصبداران ملكي و نظامي و خدمتگاران دولت سنجيده مقرر كرده شود، و يكصد قطعه علاوه چاپ شود و روز اشاعت اخبار يوم چهار شنبه باشد.

9) سر رشته تقسيم اخبارات به كار پردازان داكخانه داده ميشود و نفري پياده داكخانه بقدر ضرورت افزوده ميشود.

10) اگر احوالات داخله و خارجه و مضامين متفرقه كه قبل از چاپ شدن اخبار به مطبع اخبار رسيده باشد براي اوراق اخبار كه مقرر شده است اكتفا نكند كمبود اوراق مقرره از اقتباس مضامين بعض كتابهاي نادر مثل تاريخ افغاني و غيره كه هنوز زيور طبع نپوشيده است كامل كرده خواهد شد و كتابهاي عجيب درج اخبار شده مثل كتاب چاپ شده برود.

11) اخبار داراي اديتر، سب اديتر، محرر، ترجمان، مهتمم، معاونان ترجمه اردو، محرر صاف نويس، كاتبان براي امور كتابت، مصحح، تحويلدار، حسابدان بوده و اديتر يعني عنوان گذار كه تصحيح و ترتيب عبارات و مضامين را ميكند خود مولوي عبدالرؤف خان باشد.(27)

پيشنهاد بتاريخ 25 صفر 1323 قمري ازطرف سردار عبدالقدوس خان اعتمادالدوله امضاء گردید. (28) بگفته مرحوم پوهاند حبيبي هشت ماه بعد از امضاءپيشنهاد، شماره اول سراج الاخبار افغانستان پنجشنبه 15 ذيقعده 1323 ق برابر با (11 جنوري 1906م) با قطع فلسكيب در 36 صفحه در چاپخانه سنگي دارالسلطنه كابل به خط نيكوي دو تن از نستعليق نويسان عضو انجمن سراج الاخبار افغانستان نشر شد. اين درست بعد از 28 سال وقفه بودكه جريده سراج الاخبار افغانستان بمحرري، مديريت و تاليف مولوي عبدالرؤف قندهاري(خاكي) مدرس مدرسه شاهي، اهتمام و منشيگري حافظ حيدر علي خان وخطاطي ميرزا غلام قادر خان و ميرزا محمد اسحق خان در مطبعه سنگي دارالسلطنه كابل بطبع رسيد. مرحوم حبيبي ميگويد يك شماره نمونه و منحصر بفرد آن در اسناد خانداني او موجود بود كه بعد ها آنرا به آرشيف ملي افغانستان اهداءكرده است.(29) ولي بگفته محمد عمر صديقي هروي كه در كليفورنيا زندگي ميكند چنين اســنادي در ارشيف ملي افغانستان ديده نشده است. (رجوع شود به محمد عمر صـــــــديقي، كليفورنيا، ايالات متحده امريكا)

بحواله اسناد دست اول از خاندان مرحوم حبيبي، جريده مطابق طرح پيشنهاديه 11 ماده اي داراي عنوان ( سراج الاخبار افغانستان) بخط روشن ثلث عربي بود. در صفحه اول، شهرت مدير مسوول، مهتمم و آدرس اخبار جلب نظر ميكند. (30) اين اخبار خود را " اخبارنامه حكميه وسياسيه و شرعيه" خوانده است. فهرست مندرجات اين نامه را مقاله هايي تحت عناوين: "خطابه تمهيديه، موعظه حسنه سياسيه، ملخلص احوال جنگ روس و جاپان، عبره للناظرين، حوادث مملكت انگليس، حوادث ممالك متفرقه، حوادث داخليه مملكت افغانستان" تشكيل ميداده است. اخبار خارجي سراج الا خبار افغانستان از روزنامه هاي مختلف خارجي ترجمه گرديده و هركدام به تفصيل و شرح مكمل درج گرديده است. بيشترين خبر ها از منابع جرايد و روز نامه هاي هند بر تانوي ترجمه گرديده و كمتر خبر هايي از منابع تركي، عربي و كشور هاي ديگر درآن بمشاهده ميرسد.(31) اخبار خارجي آن از اخبار داخلي بيشتر و مشرح بود.

از نظر سبك و شيوه نوشتن سراج الاخبار افغانستان در ترجمه و طبع اخبار متفرقه خارجي توجه زياد صرف ميشد. در حقيقت از 36 صفحه اين اخبار هشت صفحه وقايع داخلي بشمول دو مقاله در باره "تمدن بشر" ديگر همه وقف ترجمه هاي اخبار خارجي بود. در شيوه ترجمه خبر ها مخصوصا خبر هاي مهم و مطالب خارجي روح تشريح و تفصيل نهفته بود. بطوريكه خبر تا سر حد امكان ترجمه گرديده و اكثر سوالات خوانندگان را جواب گو بود. خواندن اين جريده براي كم سوادان دشوار مينمود. (32)

سر لوحه سراج الاخبار افغانستان، بيش از نيمي از صفحه اول جريده را در بر ميگرفته است. درين سر لوحه، نام جريده بخط ثلث، در مربعي نوشته شده است وبالاي ان اين رباعي جلب نظر ميكند:

اين لوح مقدس به دل آگه بـين
از نقطه زبان قلمم كوته بين
ديباچه لا اله الا الله خوان
عنوان محمدرســول الله خـوان

در سمت چپ قيمت و در زير نام جريده، شعار آن وپايين تر از همه اين جمله نوشته شده است: "هــــــركسي از علما و دانايان داخله مملكت افغانستان و ممالك خارجه هرگاه مصلحت ملتي يا دولتي يا مساله شرعيه را بخاطر داشته باشد و مكتوب براي مدير ارسال دارد، مكتوب اورا قبول نموده و هرگاه پسنديديم داخل اخبار هذا نموده مي شود."(33)

سراج الاخبار افغانستان با 36 صفحه دوستوني به قطع 35× 50/ 22 در مطبع دارالسلطنه كابل چاپ ميشد و نوع چاپش سنگي بخط نستعليق بود. بهاي تك شماره آن يك عباسي و اشتراك سالانه در كابل هشت روپيه كابلي، در ديگر شهر ها (10) روپيه وبراي خارج از افغانستان (24) روپيه اعلام شده بود.(34)

همكاران قلمي سراج الاخبار افغانستان گروهي از روشنفكران افغانستان بنام اعضاي انجمن سراج الاخبار يادشده است. اين گروه متشكل از تحصيل كردگان و روشنفكران افغانستان بشمول مولوي عبدالروف قندهاري (خاكي) مدرس مدرسه شاهي (35) معلمان دارالعلوم حبيبيه(بعدها، ليسه حبيبيه) بودند كه با هدف بيدار كردن و آشنا ساختن مردم افغانستان با دنياي جديد، بوجود آمده بود. بگفته مرحوم حبيبي، رئيس اين انجمن مولوي عبدالرؤف خان قندهاري(خاكي) بود.(36)

بنا بر نوشته محمد كاظم آهنگ، سراج الا خبار افغانستان بعد از طبع و نشر اولين شماره ديگر براي هميش در اثر مداخله هند بر تانوي زير ماشين چاپ نرفت و فعاليت از قبل تنظيم شده آن متوقف گرديد و تا شش سال ديگر باز افغانستان بدون جريده ماند. تا اينكه در سال 1912م باثر مساعي متداوم و تقاضاهاي مكرر محمود بيگ طرزي امير حبيــب الله خان رضايت داد تا بار ديگـر جريده اي در آسمان مطبوعات افغانستان بدرخشيدن اغاز نمايد. از آن تاريخ به بعد دهه نشر جريده پر آوازه و معروف و وزين "سراج الاخبار افغانيه" اغاز ميشود.(37)

در مورد چاپ سراج الاخبار افغانستان عقايد و نظرات ضد و نقيضي وجود دارد. عده اي از محققان، ازجمله مؤلف كتاب "سير ژورناليزم در افغانستان" را عقيده برآن است كه اين نشريه مطابق اسناد و نوشته هاي مرحوم حبيبي، پيش از جريده "سراج الاخبار افغانيه " بچاپ ميرسيده است. عده ديگري معتقد اند كه اصلاً اين نشريه وجود نداشته و در آسمان مطبوعات افغانستان در هيچ تاريخ و زماني نه درخشيده است. چنانچه از استاد صالح پرونتا پرسيده شد كه چــنين جريده اي را هرگز ديده است: گفت خير و حتي گفت زماني از عبدالوهاب طرزي هم پرسيدم او بمن گفت: اصلاً خبري در باره نشر چنين اخباري نشنيده ام. شادروان اکادمیسین پروفیسور دکتور احمد جاوید در مورد اين اخبار با محترم داكتر اسدالله شعور ژورناليست و ادبيات شناش شايسته كشورصحبتی داشته است. داکتر شعور به استاد جاوید از يك موضوع ديگري ياد آوري كرده كه باين مطلب بي ربط نميباشد. داكتر شعور گفته است: "من از خلوت كردن مرحوم حبيبي با وكيلي فوفلزايي در كتابخانه عامه افغانستان در مورد ترتیب دادن نسخه موجود "جریده سراج الاخبار افغانستان" داستان جالبي دارم." این گفته داکتر شعور می رساند که شاید داکتر شعور جناب پو هاند حبیبی و وکیلی فوفلزایی را در نوشتن و جعل کردن "جریده سراج الاخبار افغانستان" دیده باشد. بر علاوه اين عده دليل مي آورندكه:

1) تا سال 1348 خورشيدي كسي نميدانست كه 63 سال پيش يعني درپنجشنبه، پانزدهم ذيقعده الحرام 1323ق برابر با(11 جنوري 1906) روزنامه اي بنام "سراج الاخبار افغانستان" در كابل انتشار يافته است. حتي در تاريخ مختصر افغانستان تاليف مرحوم پوهاند عبدالحي حبيبي از نشر جريده سراج الاخبار افغانستان ذكري بعمل نيامده. مرحوم حبيبي جريده "سراج الاخبار افغانيه" را تنها جريده منتشره عصر امير حبيب الله خان نوشته اند. (38) حالانكه مرحوم حبيبي خود راوي دست اول سند انتشار سراج الاخبار افغانستان و مالك تنها نسخه موجود ومنحصر بفرد جريده سراج الاخبار افغانستان بودند. او ميتوانست كه در كتاب خود (تاريخ مختصر افغانستان) سراج الاخبار افغانستان را بحيث اولين نشريه دوران زمامداري امير حبيب الله خان معرفي كند نه "سراج الاخبار افغانيه" را. (39)

2) هرگاه اين جريده در آئينه مطبوعات افغانستان بچاپ مي رسيد همكاران سراج الاخبار افغانيه به سرمحرري شخصيت مدبرسياسي و پدر ژورناليزم افغانستان محمود بيگ طرزي در اولين شماره سراج الاخبار افغانيه كه درست شش سال بعد از اين جريده به نشرات آغاز كرده است در باره آن تذكر مبسوطي ميدادند. خودمولوي عبدالرؤف خان قندهاري (خاكي) كه از جمله اديتران ادبي و ديني جريده سراج الاخبار افغانيه بود خواهي نخواهي بصورت مستقل ويا در ضمن نوشته هاي خود در جريده سراج الاخبار افغانيه چيزي مي نوشت. ناصرالدين پروين در مقاله خود در باره نخستين روزنامه هاي افغانستان مي نويسد كه مولوي عبدالرؤف قندهاري حق داشت معترض شود كه نخستين جريده دوران امير حبيب الله خان "سراج الاخبار افغانستان" به محرري و مسؤليت اونشر ميشده است نه "سراج الاخبار افغانيه." درحاليكه وي معترض نشده است. مرحوم طرزي وقتيكه خبر درگذشت اورا در جريده خود نشر ميكرد به گذشته روزنامه نگاري او اشاره نكرده است.(40)
3) محمود بيگ طرزي وقتاكه جنازه مولوي عبدالرؤف خان قندهاري را بخاك سپردند، بالاي جنازه حاضر بود و بيانيه اي ايراد كرد كه بعد ها در شماره دوم، سال پنجم جريده سراج الاخبار افغانيه تحت عنوان يك خساره تاسف آور علمي، به نشر رسيد. درين مقاله ضمن آنكه از خدمات علمي، ديني و فرهنگي مرحوم خاكي ياد ميكند از نشر جريده اي به مديريت او ذكري ندارد. ونيز در كتابيكه در ايام سفارت خود در فرانسه بزبان فرانسوي در مورد افغانستان نوشته است و فصلي در باره مطبوعات افغانستان دارد ذكري از نشر اين جريده نكرده است. حتي هيچ اخبار و نشريه اي در برون مرزهاي افغانستان نيز درين مورد تبــصره ويــــا آگاهي اي به نشر نرسانيده اند. (41)

4) در دوران سلطه سياسي هند برتانوي بر افغانستان اميران دست نشانده دولتي افغانستان مجال آنرا نداشتند كه كاري ويا اقدامي بر عليه منافع هند بر تانوي انجام بدهند. اين بدين معني است كه اگر جريده اي بنام سراج الاخبار افغانستان نشر شده باشد حتمي و بدون ترديد مقام كشوري قبل از امضاي فرمان، موافقت نماينده هند بر تانوي را (مشروط)گرفته بوده است. هيچگونه ملحوظ و زمينه اي براي نماينده هند برتانوي وجود نميداشت كه جريده را بعد از نشر شماره اول توقيف كند. در اسناد محرمانه آن دوره كه در ديوان هند موجود است، مبني بر توقيف چنين نشريه اي سندي وجود ندارد كه دال بر اين ادعا كند. ناصرالدين پروين مي نويسد كه مرحوم عبدالحي حبيبي بار نخست در جاييكه ازسراج الاخبارافغانستان نام مي برد، عامل تعطيل جريده را"شايد..." فشار سياسي خارجي" و جاي ديگر همين مطلب را با قيد"طوريكه گفتند" نوشته است.(42) ناصرالدين پروين علاوه ميكند كه اما محمد كاظم اهنگ آنرا به طور قطع"دراثرمداخله بريتانيا" مي نويسد. (43)

5) طوريكه ازمحتواي شماره اول سراج الاخبار افغانستان بر مي آيد در فهرست مندرجات، مقاله ها و خبر هاي منتشره آن هيچگونه موضع گيري اي عليه حكومت هند بر تانوي وجود ندارد. حتي در برخي نوشته هاي آن از ترقيات و پيشرفتهاي تخنيكي و فني هند بر تانوي ذكر شده و در راستاي اهداف و منافع هند بر تانوي نشر شده است.

6) در شماره موجود در آرشيف خانداني مرحوم حبـــيبي كه بقرار گفته خودش بعد ها آنرا با ساير اسناد به آرشيف ملي افغانستان اهداء كرده است، مرحوم عبدالرؤف قندهاري (خاكي) محرر و مدير مسوول جريده، خود نيز از شخصيتهاي اعتمادي امير حبيب الله معرفي گرديده است. او سالها بحيث ملاي درباري ايفاي وظيفه كرده و از ناز و نعم در بار مستفيد بوده به غير از خدمت گزاري به خانواده سلطنتي كار ديگري نداشته است. (44)

7) درسر لوحه جريده سراج الاخبار افغانستان شخص ديگري بنام حيدر علي خان مهتمم و منشي جريده چاپ شده است. ناصرالدين پروين مي گويد كه در شگفتم كه چگونه مرحوم عبدالحي حبيبي اين نام را در سر لوحه جريده ديده و از آن ذكري نكرده است. در عوض مولوي محمد سرورخان واصف را منشي يعني سر دبير جريده مي شناخته و در نوشته هاي خود ذكر كرده است. او علاوه ميكند كه شايد او بي آنكه بخود جريده توجه كند با درنظر داشت پيشنهاديه اولي هشت ما قبل كه درآن سند حيدر علي خان مهتمم و مترجم اخبار اردو معرفي شده بود، توجه كرده باشد. (45)

از شك و ترديدهاييكه از محتواي نوشته ها و تبصره هاي محققان و دانشمندان تاريخ و فرهنگ افغانستاني در مورد نشر و عدم نشر سراج الاخبار افغانستان، بدست مي آيد، اكثر محققان و پژوهشگران باين باور رسيده اند،كه بایست بريادداشتها و نوشته هاي خود در باره سراج الاخبار افغانستان تجديد نظر كرد، آنهارا با اسناد و شواهد تازه، مقايسه كرد واز عينك تيز بين و ژرف انتقادي نگریست. چنانچه اسناد و نوشته هاييكه از دوست محترم غلام غوث مشهور به ترجمان كه اكنون در ايالت نيويارك امريكا بسر مي برد بدست من رسيده است. (محترم غلام غوث قبلا"سراج الاخبار افغانيه" را فهرست كرده و بقرار گفته خودش، در سال 1357 هجري شمسي در كابل كانديد جوايز مطبوعاتي نموده بوده است.) محترم غلام غوث در كتاب خود از يك نسخه سراج الاخبار افغانستان نيز استفاده كرده اند. نگارنده در تماس كتبي ايكه با محترم غلام غوث گرفتم، يك كاپي ازكليشه سراج الاخبار افغانستان را كه از آن در فهرست خود استفاده كرده بود بمن فرستاد و در پهلوي آن به چند پر سش عاجزانه ژورناليستي من جواب داد. محترم غلام غوث نوشته اند كه " كليشه سراج الاخبار افغانستان كه در سال 1323 قمري در دارلسلطنه كابل بمديريت مولوي صاحب عبدالرؤف خان"خاكي قندهاري" نشر گرديده از كتابخانه محترم عبدالباري واسعي فرزند مولوي صاحب مرحوم براي اينجانب غلام غوث "ترجـمان" جهت درج در " فهرست اعلام سراج الاخبار افغانيه كه اينجانب در 473 صفحه تصنيف نموده ام، تعارف گرديده..." (46) در دانشنامه ادب فارسي، بخش افغانستان تاريخ نشر سراج الاخبار افغانستان را با استفاده از كتاب "سير ژورناليزم افغانستان" پانزده ذيقعده الحرام 1323 ثبت شده است. (47) نگارنده نيزدر"تاريخ مطبوعات افغانستان" كه در سال 1367 هجري شمسي از طرف دانشگاه كابل براي تدريس كورس تاريخ ژورناليزم افغانستان طبع گرديده است، با استفاده از كتاب سير ژورناليزم افغانستان كه تازه برهنمايي مرحوم عبدالحي حبيبي تاليف شده بود، پانزده ذيقعده الحرام 1323 قمري برابر با (11 جنوري 1906م) ثبت كرده ام. (48) تهيه كننده كتاب "رهنماي مجله ها، جرايد و روز نامه هاي افغانستان" از (1252 - 1356) از ثبت تاريخ چاپ سراج الاخبار افغانستان طفره رفته مي نويسد كه "سراج الاخبار افغانستان بعد از نشر شماره اول تا سال 1290 نشر آن متوقف شد. در سال 1290 دوباره به فعاليت نشراتي آغاز وبه اسم سراج الاخبار افغانيه دوام داد..."(49) مرحوم محمد انور نير در يك نوشته خود زير عنوان " كتاب در دوره محمد زايي در افغانستان" مي آورد كه "شماره اول سراج الاخبار باهتمام عبدالرؤف قندهاري منتشر گرديد. اما بعد از شش شماره در بوته توقيف ماند تا اينكه در سال دهم سلطنت امير حبيب الله خان بمديريت محمود طرزي و نگراني علي احمد خان ايشك آغاسي حضور، دوباره اشاعه يافت." (50) گرچه اصل اين مقاله از دانشمند محترم پوهاند جاويد ميباشد. چنانچه نگارنده يك كاپي مسوده آنرا در بين اسناد خود دارم. اما محترم مرحوم نير عين مقاله را در فرهنگ ايرانزمين بنام خود منتشر ساخته است.

رویهمرفته، اختلاف نظرها در مورد "سراج الاخبار افغانستان" را میتوان چنین جمع بندی و ارزیابی نمود: برخی نویسندگان و محققان برموجودیت جریده مورد نظر، حکم قاطع نموده اند و آنرا زاده افکار جمعی از روشنفکران و دانشمندان کشور (مربوط مدرسه شاهی و مکتب حبیبیه) میدانند و همه مطالب مربوط به جریده را بیشتر بدور محور فعالیتهای مولوی عبدالرؤف خان قنــــدهاری و مولوی محمد سرور خان واصف می چرخانند و این دو شخصیت علمی را همه کاره این جریده میدانند و از سهم فعال معلمان هندی، از جمله مولوی نجف علی خان، برادر داکتر عبدالغنی خان پنجابی که هردو مانند مولوی عبدالروؤف خان و مولوی محمد سرور خان واصف از فعالان جنبش مشروطیت اول میباشند، طفره میروند. درحالیکه اسناد محرمانه آرشیفی اندیا آفس لندن، سال (1906م)از یکطرف نام جریده و تمام مشخصات آنرا ذکر میکند وبصراحت از اسمای ادیتور (مولوی عبدالرؤف خان و منیجر مشی حیدرعلی خان و مولوی نجف علی خان که مطالب را از ژورنالهای انگلیسی و اردو ترجمه میکرد، نامبرده است. ولی درین بخش، نامی از مولوی محمد سرورخان واصف وجود ندارد. چه رسد بآنکه سمت محرری (منشی) بودن آنرا ذکر کرده باشد. طرفداران موجودیت جریده سراج الاخبار افغانستان برای آنکه ارزش جریده را بالا ببرند، محمود طرزی را همکار این جریده وانمود ساخته اند. درحالیکه محمود طرزی در طول زندگی اش حتی اشاره باین جریده ننموده است. اسناد سری و سراج الاخبار افغانیه و اسناد ارائه شده دیگر موئید این مدعا است. جای تردید نیست که نشر جریده سراج الاخبار افغانستان ملهم شده از نشریه حبل المتین کلکته که یک اقدام بسیار نیک ووطنخواهانه برای آگاهی سیاسی مردم و حرکت بطرف یک هسته گذاری تنظیم سیاسی، یعنی جنبش مشروطیت بود، ولی جریده مذکور را بالاتر از ارزش واقعی آن ارزیابی نموده اند. همچنان بدون موجودیت هیچگونه سند کتبی، توقیف این یگانه، اولین و آخرین شماره جریده مذکور را بطور قطع ناشی از مداخله استعمار انگلیسی دانسته اند. درحالیکه اسناد سری اندیا آفس لندن به صراحت نوشته که:"... بخاطر آنکه صاحب امتیاز و منیجرآن در نشر جریده مذکور مؤفق نبودند، متوقف گردید..." و در همین سند یادداشت تاریخی نیز علاوه شده که:"... در عین زمان گفته شده که سردار نصرالله خان مخالف این نشریه بود." شاید حسادتها، رقابتهای شخصی و مخالفتهای بین سردارنصرالله خان و عبدالقدوس خان اعتماد الدوله، درتوقف نشر این جریده دور از امکان نبوده باشد.

آخرین سندیکه درکتاب"جنبش مشروطه خواهی افغانستان، تألیف پروفیسور سیدسعدالدین هاشمی " درج گردیده است می رساند که: "عده از نویسندگان و محققان شاید هم به علت عدم دسترسی به اسناد دست اول کتبی، محرمانه اندیا آفس لندن بر عدم موجودیت "جریده سراج الاخبار افغانستان" قاطعانه حکم نموده اند، فکر میشود که با مراجعه به اسناد تفصیلی درین زمینه که نزد نویسنده (یعنی پوهاند هاشمی) موجود است مشکل حل و حقایق روشن وقابل قبول محققان و علاقمندان تاریخ مطبوعات افغانستان بدست آید. اینست متن یکی از اسناد آرشیفی اندیا آفس لندن:

Simla. the 23th May 1906
You may be interested to see the letter from the British Agent at Kabul, of which I enclosed a copy, regarding a newspaper “Saraj-Ul-Akhbar” which has been published at Kabul.
A brief précis of the contents of the only issue of the paper is also enclosed.
Political and Secret Department,
India Office, London

با ارائه این سند تاریخی و تعدیل و تحلیل آن به سود این یا آن از هر محقق و نویسنده که باشد، عادلانه نیست. رسالت محقق و مؤرخ منصف، با دیدگاه علمی و دوری جستن از جعل، مسخ و تحریف برای روشن ساختن حقایق تاریخی امر حتمی و ضروری است. پوهاند هاشمی، نخستین کتاب در باره جنبش مشروطه خواهی در افغانستان، سویدن، شورای فرهنگی افغانستان، 1380، ج اول، ص225 – 227.

ازنوشته و سند آخری جناب پروفیسور هاشمی چنین بدست می آید که شاید پیشنهاد یازده فقره یی مبنی بر چاپ نشریه "سراج الاخبار افغانستان" درست باشد و مطابق آن اسناد آرشیفی اندیا آفس از طرف نماینده انگلیس در کابل فرستاده شده باشد. ولی اخبار بچاپ نرسیده باشد. بازماندگان (خاکی) با بدست داشتن فرمان اجازه نشر "سراج الاخبار افغانستان" در نزدیکیها همچو اخباری را ترتیب داده باشند که جناب داکتر شعور شاهد نوشتن ترتیب آن بوده است.

كلام آخر اينكه با در نظر داشت اختلافات در تاريخ چاپ سراج الاخبار افغانستان و اشتباه محققان در باره چاپ و عدم چاپ آن نگارنده باين نتيجه مي رسد كه در دم حاضر قبول و يا رد چاپ جريده سراج الاخبار افغانستان را در دهه اول زمامداري امير حبيب الله خان باحترام به راوي دست اول سند، دانشمند، محقق و مؤرخ شناخته شده، مرحوم حبيبي، نه رد بايد كرد ونه قبول. موضوع را مي گذاريم باز هم به زمان بيشتر و محققان بيشتريكه در آينده ها درين موردتحقيقات نمايند ويا نسخه ديگري ازين اخبار بدست ما برسد. تا باشد حقايق روشن و قابــــل قبول براي علاقمندان تاريخ مطبوعات افغانستان بدست آيد.