۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

مريم مقدس (مادر عيسی)

از: مهديزاده کابلی


فهرست مندرجات

[...][...]


مریم (به عبری: מרים) (به انگلیسی: Mary) (به فرانسوی: ‎Marie‏) (به اسپانیایی: Maria) در عهد جدید و قرآن، نام مادر عیسی مسیح است. مسیحیان و مسلمانان معتقد به نزول وحی بر مریم هستند[۱] و حتی مسيحيان سنتی مانند كاتوليك‌ها، ارتودكس‌ها مريم را تكريم می‌كنند و مادر خدا می‌پندارند.[٢]


[] زندگی‌نامه

مریم، به‌روایت مسلمانان دختر عمران، خواهر (يا از نسل) هارون و از طایفهٔ لاوی بود[٣] ولی به‌روایت مسیحیان از طایفه یهودا بود و نسب‌اش به داوود پادشاه می‌رسید.[۴] مادرش، حنّا نام داشت و دختر ابیّا بود که خواهرش الیصابات، همسر زکریّا می‌شد. مریم در ناصره شهری در جلیل به‌دنيا آمد و باز به‌گفته مسلمانان در زمان تولّد مریم، پدرش عمران کشته شده بود.[۵]

در عهد جديد هيچگونه اشاره به زمان تولد مريم نشده است. اما بنا به‌نقل برخی از مورخان مسلمان، مريم در ۱٣ یا ۱۵ سالگی به‌گونه‌ای معجزه‌آسا بدون ازدواج با کسی به عیسی مسیح باردار شد. با اين توصيف، اگر تولد عيسی - با توجه به انجیل "لوقا" و "متی" - سه يا دو سال پيش ميلاد فرض شود، در اين صورت مريم می‌بايست در حدود هفده تا نوزده پيش از ميلاد زاده شده باشد.

علی‌اکبر دهخدا زير سرواژۀ "مريم" می‌نويسد:

    "مريم نام مادر عيسی مسيح (ع) و دختر عمران بن ماثان و مادرش حِنًّة بود. بعضی نام پدر او را يواکيم نوشته‌اند. لقبش عذراء و بتول است. مادر عيسی (ع) دختر عمران و از نسل داود است. برطبق قرآن کريم مادر او پيش از ولادت کودک نذر کرده بود که او را در صومعه به خدمت گمارد سپس زکريا تکفل او را عهده‌دار شد. چون به هجده سالگی رسيد روح‌القدس بر او ظاهر شد و مريم را به عيسی باردار ساخت. پرتستان‌ها اعتقاد دارند که عيسی فرزند يوسف نجار است."[٦]

درباره تاریخ تولد مریم مقدس در برخی از کتاب‌های ديگر آمده است:

    "ولادت مریم ۵۵٧٠ سال بعد از هبوط حضرت آدم بوده و تولد حضرت مسیح با توجه به تواریخ دول و ملل روی زمین در آن زمان ۵۵٨۵ سال بعد از هبوط حضرت آدم بوده است".[٧]

و بنابه نقل صاحب ناسخ‌التواریخ، فاصله تولد حضرت مریم و حضرت عیسی ۱۵ سال بوده است و حضرت مریم از سن ۱٣ سالگی به عیسی باردار شده است. بنابر اين، تاریخ تولد مریم، را می‌توان شانزده سال پيش از میلاد تخمین زد.[٨]

اگرچه بین سخن دهخدا که بارداری مریم را در سن ۱٨ سالگی ذکر می‌کند با سخن صاحب ناسخ‌التواریخ اختلاف است، اما قول دوم که بارداری او در سن ۱٣ سالگی باشد، قوی‌تر به‌نظر می‌رسد. با وجود اين، با آن که زمان تولد مريم، در کتاب‌های اسلامی بر پايه‌ی حدس و گمان استوار هست، ولی بعيد از واقعيت نمی‌نمايد.[۹]

چنان که گفته شد، در مورد تولد مریم و سرگذشت او پيش از تولد عیسی مسیح در اناجیل مطلبی نیامده است. در قاموس کتاب مقدس چنین سخن رفته: "باکره که مادر مسیح و از سبط[۱٠] یهودا و از نسل داود و خویش الیصابات، مادر یحیی تعمیددهنده که از سبط لاوی و نسل هارون بود و بعد از حوادث طفولیت مسیح یعنی زیارت شبانان و مجوسیان و ختنه مسیح و حاضر نمودنش در هیکل و بـه مصـر رفتـن به‌هیـچ‌وجـه مـریم باکـره بیـش از پنـج مرتبـه در کتـاب مقـدس (عهـد جـدید) مذکـور نیســت."[۱۱]

به‌روایت قرآن، همسر عمران، در هنگام بارداری، آن‌چه در رحم داشت، برای خدمت در بیت‌المقدّس نذر کرد. با این که فرزند عمران، دختر بود، او را در خدمتگزاری معبد آزاد گذاشتند. حنّه دخترش را مریم به‌معنی عبادت کننده نام نهاد. زکریا، شوهر خاله مريم، توانست کاهنان را متقاعد کند تا مریم برای خدمتگزاری معبد سلیمان در اورشلیم ساکن شود.[۱٢]

بر اساس روایت "انجیل"، "مریم" یک دختر عادی بود که تنها در روزهای اعیاد یهودیان به اورشلیم و "هیکل"[۱٣] می‌رفت. در زندگی او پیش از سخن گفتن خداوند با وی، هیچ نشانه‌ای که حکایت از برتری و برگزیدگی او باشد، وجود نداشت. در "انجیل" همچنین هیچ اشاره‌ای بر خدمت کردن "مریم" در معبد در کودکی و یا بزرگسالی وجود ندارد. بر اساس اعتقاد مسیحیان، آنچه موجب انتخاب "مریم" به‌عنوان مادر و به دنیا آورنده "عیسای مسیح" بود، صرفا یک انتخاب بود که از جانب خداوند و با حکمت او انجام گرفت.[۱۴]

مريم دختری فروتن از خانوادۀ محقر بود که در دهکده‌ای گمنام واقع در بلندیهای جليل زندگی می‌کرد. بنا به‌روايت انجيل خدا او را از ميان همۀ خانواده‌های سرشناس ساکن اطراف اورشليم برگزيد. هنگامی که نوای آسمانی فرشتۀ مژده داد که او مادر شاه آسمانی و مالک همۀ اعصار خواهد بود، بسيار متحير شد و پرسيد: "اما چگونه چنين چيزی امکان دارد؟ دست هيچ مردی هرگز به من نرسيده است!" (لوقا ٣۴:۱). اين همان چيزی است که دنيای امروزی نيز اين مسأله را همين‌گونه مورد انتقاد و ايراد قرار می‌دهد.


در انجیل متی ۱٨:١ آمده است: "تولد عیسی چنین بود: مریم مادر او به عقد یوسف درآمده بود قبل از آنکه به خانۀ شوهر برود بوسیلۀ روح‌القدس آبستن شد." و حتی مضحک‌تر از اين عقیدۀ مورمونها دربارۀ مریم باکره است که می‌گويند: "مریم و خدا باهم ازدواج کرده بودند!"

اورسن پرات چنین می‌نویسد: "عیسی برای داشتن چنان بدن جسمانی نیاز به داشتن نه فقط مادر بلکه پدر نیز داشت. به این دلیل پدر و مادر عیسی از نظر جسمانی می‌بایست به‌صورت زن و شوهر با متحد شده باشند. مریم باکره در این مدت می‌بایستی همسر شرعی خدای پدر بوده باشد." و باز در دنبالۀ همان صفحه آمده است: "همانطور که خدا شوهر اول مریم بود محتمل است که او مریم را به یوسف فقط برای مدتی که در این زمین به‌سر می‌برند داد و بعد از قیام دوباره او را بار دیگر به همسری خود خواهد گرفت تا ارواح فناناپذیر در ابدیت تولید کنند."[۱۵]

عیسی مسيح ٣٣ ساله بود که به توطئۀ یهودیان توسط سربازان رومی به‌صليب کشيده شد. تاريخ‌نگاران اسلامی می‌نویسند:

    "مریم در فراق فرزند همواره نالان بود و از خدا می‌خواست که از این جهان بدر شود و به فرزند عزیزش ملحق گردد. مدت زندگانی وی ٦٣ سال بود و سپس درگذشت.[ناسخ‌التواريخ، جلد حضرت عيسی، ص ۱۱٣] عقیده عسیویان آن است که چون مریم وفات کرد او را به خاک سپردند و بعد از ٣ روز زنده شد و از مدفن خود برخاسته به‌سوی آسمان عروج کرد. او مانند عیسی همیشه زنده خواهد ماند".[*]

اما شيخ باقر مجلسی روايت می‌کند که: "حضرت مريم را حضرت عيسی (ع) غسل داد، چون صديقه را بايد صديق غسل بدهد."[بحارالانوار، ج ۴٣، ص ٢٠٦، ح ٣٢، باب ٧] اين روايت به‌طور آشکار اشتباه است؛ زيرا، نه‌تنها به‌گفتۀ يوحنا "او زمانی که عيسی را مصلوب می‌کردند، در آنجا حاضر بود"، بلکه به‌گفتۀ صاحب ناسخ‌التواريخ "٦٣ سال زندگی كرد". مورد اخير حاکی از آن است که پس از مصلوب شدن عيسی، در حدود ۱۵ سال زنده بود.


[] مريم در کتاب مقدس

شجره‌نامۀ عيسی در انجيل‌های متی و لوقا ذکر شده است. اين شجره‌نامه‌ها تا حدی با هم متفاوت هستند.[راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴٣٠] اما نکتۀ مشترکی که در اين دو شجره‌نامه ديده می‌شود، اين است که هر دو آنها به شجرنامۀ يوسف نجار اشاره می‌کنند، در حالی که برخی از مسيحيان بر اين باور هستند که لوقا اجداد مريم را در نظر داشته است؛ زيرا که عيسی "به‌حسب جسم از نسل داوود زاده شده" (روميان ٣:١) و از خون مريم است. راهنمای مطالعه کتاب مقدس می‌نويسد:

    "شجره نامۀ مريم بر حسب رسوم يهودی، در اسم شوهرش يوسف مستقر بود. "يوسف پسر هالی بود" (لوقا ٢٣:٣) و اين بدين معنی است که هالی پدر زن يوسف بود و در واقع اين يعقوب بود که پدر واقعی يوسف بود (متی ١٦:١)"[راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴٣١]

به‌هر حال، بررسی درستی يا نادرستی اين نظر در اينجا نمی‌گنجد؛ اما آنچه مسلم است، اين است که در هيچ جای کتاب مقدس به پدر و مادر يا شجره‌نامۀ مريم به صراحت اشاره‌ای نشده است. همچنان زمان زايش و دوران کودکی او مشخص نيست.

داستان مريم در انجيل لوقا با مژدۀ تولد عيسی آغاز می‌شود. در اين انجيل آمده:

    "در ششمين ماه بارداری اليزابت، فرشتۀ خدا جبرائيل را به ناصره، يکی از شهرهای استان جليل فرستاد تا وحی او را به دختری به‌نام مريم برساند. مريم نامزدی داشت به‌نام يوسف از نسل داوود پادشاه."

متی، پس از توصيف داستان تولد مسيح و سفر عيسی ١٢ ساله به اورشليم، اشارۀ مختصری به مريم می‌نمايد. بر حسب متی (۵۵:١٣-۵٦) او مادر ٦ فرزند ديگر به غير از عيسی بوده است. اولين معجزۀ عيسی در قانای جليل شامل تبديل آب به شراب، به پيشنهاد مريم صورت گرفت (يوحنا ١:٢-١١). بعدها ديده می‌شود که او سعی می‌کند که در ازدحام و شلوغی جمعيت عيسی را پيدا کند (متی ۴٦:١٢، مرقس ٣١:٣ و لوقا ١٩:٨) و اين همان زمانی است که عيسی برای مريم مشخص می‌کند که ارتباط خانوادگی او با عيسی هيچ امتياز روحانی خاصی به او نخواهد بخشيد. او زمانی که عيسی را مصلوب می‌کردند، در آنجا حاضر بود و در همان زمان، عيسی او را به يوحنا می‌سپارد (يوحنا ٢۵:١٩-٢٧). شواهدی حاکی از اين که عيسی پس از قيام، خود را بر وی ظاهر نمود يا نه در دست نيست... آخرين باری که از مريم صحبت شده، در اعمال ١۴:١ است که در حال دعا با شاگردان بود. اينها همۀ اطلاعاتی است که کتاب مقدس دربارۀ مريم ارائه می‌دهد.[راهنمای مطالعه کتاب مقدس، ص ۴٣٣]


[] مريم در قرآن

در قرآن کریم نام "مریم" ٣۴ بار تکرار شده است و سوره‌ای به‌نام او وجود دارد که جزئیات تولد مریم و عيسی مسیح در آن ذکر شده است.

و مريم دخت عمران را همان كسى كه خود را پاكدامن نگاه داشت و در او از روح خود دميديم و سخنان پروردگار خود و كتاب‌هاى او را تصديق كرد و از فرمانبرداران بود (سورۀ تحریم: آیۀ ۱۲)

چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تا آزاد شده [از مشاغل دنيا و پرستشگر تو] باشد پس از من بپذير (سورۀ آل عمران: آیۀ ۳۵). پس چون فرزندش را بزاد گفت پروردگارا من دختر زاده‏‌ام و خدا به آنچه او زاييد داناتر بود و پسر چون دختر نيست و من نامش را مريم نهادم (همان‌جا: آیۀ ۳۶) پس پروردگارش وى [= مريم] را با حسن قبول پذيرا شد و او را نيكو بار آورد و زكريا را سرپرست وى قرار داد زكريا هر بار كه در محراب بر او وارد مى‌‏شد نزد او [نوعى] خوراكى مى‌‏يافت [مى]گفت اى مريم اين از كجا براى تو [آمده است او در پاسخ مى]گفت اين از جانب خداست كه خدا به هر كس بخواهد بی‌شمار روزى مى‌‏دهد (همان‌جا: آیۀ ۳۷)

و [ياد كن] هنگامى را كه فرشتگان گفتند اى مريم خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است (همان‌جا: آیۀ ۴۲) اى مريم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده كن و با ركوع‏‌كنندگان ركوع نما (همان‌جا: آیۀ ۴۳) اين [جمله] از اخبار غيب است كه به تو وحى مى‌‏كنيم و [گرنه] وقتى كه آنان قلم‌هاى خود را [براى قرعه‏‌كشى به آب] مى‏‌افكندند تا كدام يك سرپرستى مريم را به عهده گيرد نزد آنان نبودى و [نيز] وقتی با يكديگر كشمكش مى‏‌كردند نزدشان نبودى (همان‌جا: آیۀ ۴۴)

[ياد كن] هنگامى [را] كه فرشتگان گفتند اى مريم خداوند تو را به كلمه‌‏اى از جانب خود كه نامش مسيح عيسى‏ بن‏ مريم است مژده مى‏‌دهد در حالی كه [او] در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان [درگاه خدا] است (همان‌جا: آیۀ ۴۵) و در گهواره [به اعجاز] و در ميانسالی [به وحى] با مردم سخن مى‏‌گويد و از شايستگان است (همان‌جا: آیۀ ۴۶)

[مريم] گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است گفت چنين است [كار] پروردگار خدا هر چه بخواهد مى‌‏آفريند چون به كارى فرمان دهد فقط به آن مى‏‌گويد باش پس مى‏‌باشد (همان‌جا: آیۀ ۴۷)

و در اين كتاب از مريم ياد كن آنگاه كه از كسان خود در مكانى شرقى به كنارى شتافت (سورۀ مریم: آیۀ ۱۶) و در برابر آنان پرده‏‌اى بر خود گرفت پس روح خود را به‌سوى او فرستاديم تا به[شكل] بشرى خوش‏‌اندام بر او نمايان شد (همان‌جا: آیۀ ۱۷) [مريم] گفت اگر پرهيزگارى من از تو به خداى رحمان پناه مى‌‏برم (همان‌جا: آیۀ ۱۸) گفت من فقط فرستاده پروردگار توام براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم (همان‌جا: آیۀ ۱۹) گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده‏‌ام (همان‌جا: آیۀ ۲۰) گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه‌‏اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و [اين] دستورى قطعى بود (همان‌جا: آیۀ ۲۱)

پس [مريم] به او [=عيسى] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده‌‏اى پناه جست (همان‌جا: آیۀ ۲۲) تا درد زايمان او را به‌سوى تنه درخت‏ خرمايی كشانيد گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش‌‏شده بودم (همان‌جا: آیۀ ۲۳) پس از زير [پاى] او [فرشته] وى را ندا داد كه غم مدار پروردگارت زير [پاى] تو چشمه آبی پديد آورده است (۲۴) و تنه درخت‏ خرما را به‌طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى‏ريزد (همان‌جا: آیۀ ۲۵) و بخور و بنوش و ديده روشن دار پس اگر كسى از آدميان را ديدى بگوى من براى [خداى] رحمان روزه نذر كرده‏‌ام و امروز مطلقا با انسانی سخن نخواهم گفت (همان‌جا: آیۀ ۲۶)

پس [مريم] در حالی كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مريم به راستی كار بسيار ناپسندى مرتكب شده‌‏اى (همان‌جا: آیۀ ۲۷) اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود (همان‌جا: آیۀ ۲۸) [مريم] به‌سوى [عيسى] اشاره كرد. گفتند چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است‏ سخن بگوييم (همان‌جا: آیۀ ۲۹) [كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است (همان‌جا: آیۀ ۳۰) و هر جا كه باشم مرا با بركت‏ ساخته و تا زنده‏‌ام به نماز و زكات سفارش كرده است (همان‌جا: آیۀ ۳۱) و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است (همان‌جا: آیۀ ۳۲) و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏‌ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‏‌شوم (همان‌جا: آیۀ ۳۳) اين است [ماجراى] عيسى پسر مريم [همان] گفتار درستی كه در آن شك مى‌‏كنند (همان‌جا: آیۀ ۳۴) و [اهل كتاب] به سزاى كفرشان و آن تهمت بزرگى كه به مريم زدند (سورۀ نسأ: آیۀ ۱۵۶) می‌‏رسند.

[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]

[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]


[ ] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.
يادداشت ٢: نام «مريم» در قرآن ۳۴ بار در آيات زير تکرار شده است: سوره بقره: آيآت ۸۷، ۲۵۳؛ سوره آل عمران: آيات ۳۶، ۳۷، ۴۲، ۴۳، ۴۴، ۴۵ (دو بار)؛ سوره النساء: آيات ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۷۱، ۱۷۱؛ سوره مائده: آيات ۱۷ (دو بار)، ۴۶، ۷۲، ۷۵، ۷۸، ۱۱۰، ۱۱۲، ۱۱۴، ۱۱۶؛ سوره توبه: آيه ۳۱؛ سوره مریم: آيات ۱۶، ۲۷، ۳۴، ۵۰؛ سورۀ احزاب: آیۀ ۷؛ سوره زخرف: آيه ۵۷؛ سوره حدید: آيه ۲۷؛ سوره صف: آيه ۶، ۱۴؛ سوره تحریم: آيه ۱۲.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[۲]-
[۳]- قرآن ۱۹:۲۸
[۴]- عبرانیان ۷:۱۴
[۵]- مريم، ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۶]- دهخدا، علی‌اکبر، سرواژۀ مريم، لغت‌نامۀ دهخدا
[٧]- از مریم چه می‌دانید؟، سايت اينترنتی كانون گفتمان قرآن
[۸]- همان‌جا
[۹]- همان‌جا؛ برای درک ضعف روايات اسلامی در مورد داستان مريم و عيسی مسيح به کتاب دروغ بزرگ (چهرۀ عريان اسلام)، نوشتۀ مهديزاده کابلی رجوع شود.
[۱٠]- سبط، نسل هر یک از اولاد یعقوب به این اسم نامیده می‌شدند. (رجوع شود به: قاموس کتاب مقدس)
[۱۱]- حضرت عیسی (ع) و مریم (س) در مسیحیت، سايت اينترنتی کانون فرهنگی رهپويان وصال - شيراز؛ برگرفته از: قاموس کتاب مقدس، تألیف مسترهاکس آمریکایی
[۱۲]- مريم، ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۱۳]- هیکل به‌معنی معبد است و شاید منظور معبد اصلی اورشلیم باشد
[۱۴]- مريم، ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۱۵]- چرا مورمون‌ها مسیحی نیستند؟، وبگاه نور حققت؛ برگرفته از: اورسن پرات، "The Seer" (پيامبر)، صفحۀ ۱۵۸
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]