۱۳۹۲ دی ۴, چهارشنبه

انقلاب جنسی

از: دانشنامه‌ی آریانا

انقلاب جنسی


فهرست مندرجات
جنبش اجتماعیعشق آزاد

انقلاب جنسی (به انگلیسی: Sexual revolution) که گاه «رهایی جنسی» (Sexual liberation) نیز شناخته می‌شود و منتقدان آن‌را گسترش فساد اخلاقی و پدیده‌ای منفی می‌دانند، یک جنبش اجتماعی بود که نظام سنتی رفتارهای جنسی و روابط بین فردی را در غرب در فاصله‌ی سال‌های دهه‌ی ۶۰ تا ۸۰ میلادی به چالش کشید[۱]. خیلی از تغییرات در هنجارهای جنسی در این دوره، امروزه جریان غالب شده‌اند.[٢]

آزادسازی جنسی شامل افزایش مقبولیت سکس خارج از روابط دگرجنس‌گرایانه‌ی تک‌همسری (ازدواج قدیمی)[٣]، جلوگیری از آبستنی و قرص‌های ضد بارداری، برهنگی در ملا عام و در حضور دیگران، هنجار شدن هم‌جنس‌گرایی و شکل‌های دیگر میل‌جنسی، و قانونی‌شدن سقط جنین همگی در پی این انقلاب بودند.[۴]

ماجای برهنه (به اسپانیایی: La maja desnuda) یکی از معروف‌‌ترین و پرحاشیه‌ترین آثار نقاش اسپانیایی فرانسیسکو گویا (۱۷۴۶ - ۱۸۲۸) است که بین سال‌های ۱۷۹۷ تا ۱۸۰۰ خلق شده‌ است. این اثر، اولین نگاره از یک زن به‌صورت کاملاً برهنه بود که نخستین ترسیم از موی زهار زن در تابلوهای بزرگ اروپایی به‌شمار می‌آید و نمایش عمومی آن در اسپانیا و سپس در فضای بسته و کلیسایی اروپای اواخر قرن هجدهم میلادی، طوفانی از انتقاد علیه نقاش به راه انداخت. فرانسیسکو، سه سال پس از ثبت این اثر، مجبور شد تصویر دیگر از ماجای خود این‌بار با لباس («ماجای پوشیده» (La maja vestida) کشیده و جایگزین کار قبلی کند.
ماجای پوشیده (۱۸۰۳): این اثر هم‌اکنون در Museo del Prado در شهر مادرید اسپانیا و در کنار ماجای برهنه نگهداری می‌شود.


پیشینه‌ی تاریخی

تا قرن هفدهم میلادی، «سکس خارج از ازدواج» غیرقانونی به‌شمار می‌آمد و افرادی که به این عمل مبادرت می‌ورزیدند مجازات می‌شدند. کیفرهای تعیین شده برای این نوع رابطه‌ی جنسی مدام تشدید می‌شد و آخرین کسی که به‌جرم زنا در انگلستان اعدام شد در سال ۱۶۵۴ به دار آویخته شد. اگر این بازه‌ی صد ساله از تاریخ - از زمان این اعدام تا سال ۱۷۵۴ - به‌طور مختصر بررسی شود، تغییری در رفتار انسان‌ها مشاهده خواهد شد. در این برهه از تاریخ، روندی شتابدار از روابط جنسی خارج از ازدواج را می‌توان ملاحظه کرد، که دیگر با تنبیه و مجازات روبه‌رو نمی‌شود.

جان ویلکس، سیاست‌مدار تندروی انگلیسی، در نوشتاری با نام «سلسله مقالاتی در باب زنان» جمله‌ی معروفی دارد با این مضمون که: «قبل از آن‌که تسلیم مرگ شویم، به‌جز چند هم‌آغوشی خوب، زندگی چیز زیاد دیگری در چنته ندارد.»[۵]

تابلوی بانو گادایوا اثر جان کالیر (۱۸۹۷): بانو گادایوا (Lady Godiva) (درگذشته‌ی ۱۰۶۶ یا ۱۰۸۶ م)، بانوی نجیب‌زاده‌ی آنگلوساکسون بود که بر اساس افسانه‌ای از قرن ۱۳ام میلادی، برهنه - در حالی‌که تنها موهایش او را پوشانیده بود - سوار بر اسب از خیابان‌های کاونتری گذر کرد تا تخفیفی در مبالغ ظالمانه‌ی مالیاتی که همسرش از مستأجران خود از اهالی کاونتری مطالبه می‌کرد دریافت کند. Godgifu یا Godgyfu به‌معنای «هدیه‌ای از جانب خدا» یک نام قدیمی انگلیسی است و واژه‌ی Godiva لاتین‌شده‌ی آن است.

آن‌چه ویلکس گفته جان‌مایه‌ی اندیشه‌ی نوین درباره‌ی هدف زندگی، عظمت لذت جنسی و نقش سکس در حیات انسان‌ها بر روی کره‌ی زمین است، و این تازه یکی از چندین مرحله تحول جنسی است.

بنابراین، عصر روشنگری اروپا، به‌خودی خود خارق‌العاده بود و برآیند کلی‌ ماجراها و وقایع این عصر، به انقلابی جنسی انجامید. در حالی‌که هیچ‌کدام از این رویدادها به‌درستی مورد بررسی قرار نگرفته است، فرامرز دبهوی‌والا، نویسنده و مورخ از دانشگاه آکسفورد، در کتابی جدید با فرنام «سرمنشأ سکس»، مدعی شده که سنگ بنای اندیشه نوین بشر درباره‌ی عُرف جنسی و رویکرد آزادی‌محور در قبال مسئله‌ی سکس در دوران معاصر و دهه‌ی ۶۰ میلادی رقم نخورده، بلکه نقطه تحول رفتار جنسی آدمی به سالیانی بسیار پیش‌تر و دهه‌ی ۱۷۶۰ میلادی باز می‌گردد، زمانی که نوعی «انقلاب جنسی» شکل گرفت و رویکرد تازه بشر را در قبال مسئله‌ی سکس نهادینه کرد. وی می‌گوید:

    تا قرن ۱۸ میلادی باور غالب درباره‌ی سکس این بود که این حقیقتِ زندگی، عملی گناه‌آلود است که آزاد گذاشتن آن خطر بالقوه زیادی دارد، و این‌که تنها جایی‌که می‌توان به سکس پرداخت فقط و فقط در قالب ازدواج است. بخش عظیمی از نیروی جامعه صرف مهار و تربیت جنسی افراد توسط مراکزی مانند کلیساها، مکان‌های دولتی و مردم عادی می‌شد. در آن دوران نظام مدون انتظامی وجود نداشت و این مردم کوچه و بازار بودند که به‌نوبت به‌عنوان پاسبان، دادرس و نگهبان ایفای نقش می‌کردند و عرف‌ها را به‌شیوه‌ی گروهی در جوامع خود اجرا می‌کردند.

    در نتیجه شرایط آن دوران، امروزه ما می‌توان داده‌های مربوط به سده‌های دور را مورد بررسی دقیق قرار داد. برای نمونه می‌توان فراوانی رابطه‌ی جنسی خارج از ازدواج را در جوامع قدیمی اندازه‌گیری کرد، چون در آن‌زمان مردم دانش کافی درباره‌ی پیش‌گیری از بارداری ناخواسته نداشتند، و از درک دقیق چگونگی آبستن‌شدن زنان عاجز بودند. طبیعتاً روش‌های پیشگیری از بارداری نیز در رفتار جنسی افراد جایی نداشتند. در نتیجه، داده‌های اطلاعاتی بسیار خوبی درباره‌ی تولد‌های خارج از ازدواج و نیز تولد در هفت ماه اول ازدواج در دست است که نشانه‌ی مستدلی از رابطه‌ی جنسی افراد در دوران پیش از ازدواج می‌باشد.

    آمار حاصل از این داده‌ها، که برای نمونه کل انگلستان را تحت پوشش قرار داده، نشان می‌دهد که در سده‌های ۱۶ و ۱۷ میلادی تأثیر این نظام جنسی منجر به تعداد کمی تولد خارج از ازدواج شد. در ۱۶۵۰، تنها یک درصد نوزادان متولد شده «نامشروع» بودند. تا سال ۱۸۰۰، این رقم به حدود ۲۵ درصد در میان فرزندان اول خانواده‌ها افزایش یافت و در همین زمان آمار حاکی از بارداری ۴۰ درصد از نوعروسان در زمان ازدواج است. انفجار جنسی‌ای که در این دوره به‌چشم می‌خورد در نوع خود بی‌سابقه است و در نهایت به ریشه‌دواندن نوعی عُرف در جامعه می‌انجامد. بنابراین، به موازات این تغییر رویکرد جنسی، می‌توان یک تحول رفتاری آشکار را در قرن هجدهم میلادی دنبال کرد.

    در دوران پیش از قرن هجدهم میلادی، هم مردم بسیاری خارج از پیوند زناشویی رابطه‌ی جنسی داشته‌اند. براساس بر تمام مدارک موجود، با اطمینان از این واقعیت می‌توان سخن گفت؛ چون اسناد مجازات هزاران نفر که سالیانه به‌جرم رابطه‌ی جنسی «غیر قانونی» تنبیه می‌شدند در اختیار است. به‌علاوه، هزاران نفر دیگر نیز وجود داشته‌اند که به‌رغم انجام این عمل و هم‌آغوشی خارج از عقد ازدواج بدون این‌که شناخته یا دستگیر شوند به زندگی خود ادامه دادند. اما نکته‌ی بسیار مهمی که در این‌جا باید به آن توجه کرد این واقعیت است که مَنِش جامعه غرب در کشاکش این تحول‌ها و رویدادها آرام آرام تغییر کرد. یکی از مهم‌ترین عوامل این تحولات رشد شهرنشینی بود.

    تا سده‌ی هفدهم میلادی، تنها بخش بسیار کوچکی از شهروندان انگلیسی در شهرها زندگی می‌کردند. بیش‌تر انگلیسی‌ها در آن‌زمان در روستاها و جوامع کوچک چند صد نفره زندگی می‌کردند. در چنین جوامع محدودی اجرای آموزه‌های دینی، و هدایت جنسی و مدیریت سیاسی افراد کار دشواری نیست. با این وجود در اواخر قرن هفدهم میلادی حرکت به‌سمت شهرنشینی با رشدی تصاعدی مواجه شد. تا پایان قرون وسطی، جمعیتی متشکل از ۴۰ هزار نفر در لندن زندگی می‌کردند، اما بعد از آن تا سال ۱۸۰۰، لندن بزرگ‌ترین شهر جهان با بیش از یک میلیون سکنه بود.

    سبک جدید زندگی در لندن، انواع فرصت‌های مختلف را برای برخورداری از روابط جنسی آزاد و تبادل باورهای گوناگون برای اعضای جامعه به ارمغان آورد. در همین دوره رسانه‌های گروهی نیز در لندن پا به‌عرصه جامعه می‌گذارند. از دیدگاه اندیشه‌شناسی، در این مرحله است که شهروندان از باورهای قدیمی خود مبنی بر اعتبار بی چون و چرای کتاب مقدس و وجود قدرتی بیرونی فاصله گرفته و به‌سوی این باور حرکت می‌کنند که «وجدان فردی» و «خِرد» تنها ابزار واقعی سنجش میان درستی و نادرستی است. این تحول نیز در کنار دیگر موارد عامل مهمی در سستی تفکر سنتی درباره اخلاق و سکس است[٦].

با این‌حال، «انقلاب جنسی» در اروپا و آمریکا که از دهه‌ی ۱۹۶۰ به جریان افتاد، به‌لحاظ نظری و عملی دارای پشتوانه‌های متفاوتی بود. جنبش ۱۹۶۸ این انقلاب را اوج و تحکیم بخشید. در دهه‌های اخیر نیز انقلاب جنسی با افت‌وخیز ادامه یافته است.

«انقلاب جنسی»، اخلاق و هنجارهای مربوط به مناسبات جنسی را دستخوش تغییرات اساسی کرد. در نتیجه‌ی این انقلاب، از مباحث و مسایل جنسی تابو زدایی شد، رواداری گسترده‌ای در زمینه‌ی خودمختاری انسان‌ها در برطرف‌سازی نیازها و نوع گرایش‌ جنسی‌شان به‌وجود آمد و اقتدار بلامنازع نهادهای مذهبی و رسمی در این عرصه‌ها شکست.

به‌لحاظ نظری، اصطلاح «انقلاب جنسی» یا «انقلاب سکسی» ساخته روانکاوی به‌نام ویلهلم رایش است. ویلهم رایش دانشمندی اتریشی بود که در سال ۱۹۳۶ کتاب معروفی با عنوان «سکسوالیته در نبرد فرهنگی» نوشت. او در سال ۱۹۳۹، کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، به آمریکا مهاجرت کرد و در آن‌جا مباحث این کتاب را گسترش داد و سال ۱۹۴۵ آن‌را با نام «انقلاب جنسی» به زبان انگلیسی منتشر کرد.


عشق آزاد

عشق آزاد (Free love) یک جنبش اجتماعی است که ازدواج را رد می‌کند، و آن‌را نوعی از اسارت اجتماعی و مالی می‌داند. هدف اولیه‌ی جنبش عشق آزاد جدایی حکومت از مسایل جنسی نظیر ازدواج، کنترل تولد، و زنا بود. ادعا شده که چنین مسایلی دغدغه‌ی افراد درگیر آن بوده‌اند و نه چیز دیگر.[]

بیش‌تر سنت عشق آزاد انشعابی از آنارشیسم است و بازتاب‌دهنده فلسفه‌ی لیبرال (آزاداندیشی) است که خواهان آزادی از مقررات حکومتی و مداخله‌ی کلیسا در روابط شخصی است. بنابراین، مفهوم اتحادهای آزاد بزرگ‌سالان روابطی مشروعند که همه طرف‌های ثالث باید به آن‌ها احترام بگذارند، چه روابطی احساسی باشند چه جنسی. علاوه بر این، برخی نوشتجات عشق آزاد استدلال کرده است که هم مرد و هم زن حق لذت جنسی بدون قیود اجتماعی یا حقوقی را دارا هستند. در عصر ویکتوریایی، این اندیشه‌ای رادیکال بود. بعدها، تم جدیدی توسعه یافت، پیوند عشق آزاد با تغییر اجتماعی رادیکال و نمودن آن چون منادی یک حساسیت ضد سرکوب، ضد اقتدارگرایانه[].


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشته‌ی تحرير درآمده است.


[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- Allyn, 2000.
[٢]- Time, 1967.
[٣]- Escoffier, 2003.
[۴]- Germaine Greer; and The 1960s Cultural Revolution
[۵]- اولین انقلاب جنسی چه زمانی اتفاق افتاده است؟ (گفت‌وگویی سایت «براوزر» با فرامرز دَبهوی‌والا، که در سایت انگلیسی «سالن» به‌چاپ رسیده‌ است.)، برگردان فارسی از رادیو فردا، وب‌‌سایت رادیو فردا: شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها

ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی آزاد
وب‌سایت رادیو فردا
Allyn, David. (2000). Make Love, Not War: The Sexual Revolution: An Unfettered History. Little, Brown and Company. ISBN
Escoffier, Jeffrey. (Editor). (2003). Sexual Revolution. Running Press. ISBN 1-56025-525-0
Time Magazine. (1967-07-07). The Hippies. Time Inc. Retrieved 2008-04-20.
Fraenkel, Boris. (1936). Die Sexualität im Kulturkampf. Erre emme (pub).
Klepacki, Linda. (2008). A Look at the Sexual Revolution in the United States. Focus on the Family Action, Inc. Retrieved 2008-04-20.
Marcuse, Herbert. (1964). One-Dimensional Man. (pp. 59, 75–82). Routledge. ISBN 0-415-28977-7.


[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها │ جامعه‌شناسی │ جنبش‌های اجتماعی