ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

داستان آدم و حوا

از: دانشنامه‌ی آریانا

عهد عتیق

پیدایش


پیدایش

۱ به‌ اين‌ ترتيب‌ آسمان‌ها و زمين‌ و هر چه‌ در آن‌ها بود، تكميل‌ گرديد. ٢ با فرارسيدن‌ روز هفتم‌، خدا كار آفرينش‌ را تمام‌ كرده‌، دست‌ از كار كشيد. ٣ خدا روز هفتم‌ را بركت‌ داده‌، آن‌ را مقدس‌ اعلام‌ فرمود، زيرا روزی‌ بود كه‌ خدا پس‌ از پايان‌ كار آفرينش‌، آرام‌ گرفت. ۴ به‌ اين‌ ترتيب‌ آسمان‌ها و زمين‌ آفريده‌ شد.


آدم و حوا

آدم‌ و همسرش‌، هر چند برهنه‌ بودند، ولی‌ احساس‌ خجالت‌ نمی‌كردند. (پیدایش، باب دوم - آیه‌ی ٢۵)

هنگامی‌ كه‌ خداوند آسمان‌ها و زمين‌ را ساخت‌، ۵ هيچ‌ بوته‌ و گياهی‌ بر زمين‌ نروييده‌ بود، زيرا خداوند هنوز باران‌ نبارانيده‌ بود، و همچنين‌ آدمی‌ نبود كه‌ روی‌ زمين‌ كشت‌ و زرع‌ نمايد؛ ٦ اما آب‌ از زمين‌ بيرون‌ می‌آمد و تمام‌ خشكی‌ها را سيراب‌ می‌كرد.

٧ آن‌گاه‌ خداوند از خاكِ زمين‌، آدم‌ را سرشت‌. سپس‌ در بينی‌ آدم‌ روح‌ حيات‌ دميده‌، به‌ او جان‌ بخشيد و آدم‌، موجود زنده‌‌ای شد.

٨ پس‌ از آن‌، خداوند در سرزمين‌ عدن‌، واقع‌ در شرق‌، باغی‌ به‌ وجود آورد و آدمی‌ را كه‌ آفريده‌ بود در آن‌ باغ‌ گذاشت‌. ٩ خداوند انواع‌ درختان‌ زيبا در آن‌ باغ‌ رويانيد تا ميوه‌های‌ خوش‌ طعم‌ دهند. او در وسط‌ باغ‌، «درخت‌ حيات» و هم‌چنين‌ «درخت‌ شناخت‌ نيك‌ و بد» را قرار داد. ١٠ از سرزمين‌ عدن‌ رودخانه‌ای‌ بسوی‌ باغ‌ جاری‌ شد تا آن‌ را آبياری‌ كند.سپس‌ اين‌ رودخانه‌ به‌ چهار رود كوچكتر تقسيم‌ گرديد. ١١ و ١٢ رود اول‌ «فيشون» است‌ كه‌ از سرزمين‌ حَويله‌ می‌گذرد. در آن‌جا طلای‌ خالص‌، مرواريد و سنگ‌ جزع‌ يافت‌ می‌شود. ١٣ رود دوم‌ «جيحون» است‌ كه‌ از سرزمين‌ كوش‌ عبور می‌كند. ١۴ سومين‌ رود، «دجله» است‌ كه‌ به‌سوی‌ شرق‌ آشور جاری‌ است‌ و رود چهارم‌ «فرات‌» است.

١۵ خداوند، آدم‌ را در باغ‌ عدن‌ گذاشت‌ تا در آن‌ كار كند و از آن‌ نگهداری‌ نمايد، ١٦ و ١٧ و به‌ او گفت‌: «از همه‌ ميوه‌های‌ درختان‌ باغ‌ بخور، بجز ميوه‌ درخت‌ شناخت‌ نيك‌ و بد، زيرا اگر از ميوه‌ آن‌ بخوری‌، مطمئن‌ باش‌ خواهی‌ مرد.»

١٨ خداوند فرمود: «شايسته‌ نيست‌ آدم‌ تنها بماند. بايد برای‌ او يار مناسبی‌ به‌ وجود آورم‌.» ١٩ آن‌گاه‌ خداوند همه‌ حيوانات‌ و پرندگانی‌ را كه‌ از خاك‌ سرشته‌ بود، نزد آدم‌ آورد تا ببيند آدم‌ چه‌ نام‌هايی‌ بر آن‌ها خواهد گذاشت‌. بدين‌ ترتيب‌ تمام‌ حيوانات‌ و پرندگان‌ نامگذاری‌ شدند. ٢٠ پس‌ آدم‌ تمام‌ حيوانات‌ و پرندگان‌ را نام‌گذاری‌ كرد، اما برای‌ او يار مناسبی‌ يافت‌ نشد.

٢١ آن‌گاه‌ خداوند آدم‌ را به‌‌خواب‌ عميقی‌ فرو برد و يكی‌ از دنده‌هايش‌ را برداشت‌ و جای‌ آن‌ را با گوشت‌ پُر كرد، ٢٢ و از آن‌ دنده‌، زنی‌ سرشت‌ و او را پيش‌ آدم‌ آورد. ٢٣ آدم‌ گفت:

    «اين‌ است‌ استخوانی‌ از استخوان‌هايم‌ و گوشتی‌ از گوشتم. نام‌ او «نسأ» باشد، چون‌ از انسان‌ گرفته‌ شد.»

٢۴ به‌ اين‌ سبب‌ است‌ كه‌ مرد از پدر و مادر خود جدا می‌شود و به‌ همسر خود می‌پيوندد، و از آن‌ پس‌، آن‌ دو يكی‌ می‌شوند.

٢۵ آدم‌ و همسرش‌، هر چند برهنه‌ بودند، ولی‌ احساس‌ خجالت‌ نمی‌كردند.


[] يادداشت‌ها

متن برگرفته از: ترجمه تفسیری کتاب مقدس


[] پی‌نوشت‌ها

«نسا» یعنی زن
ترجمۀ تفسيری کتاب مقدس، باب دوم


[] سرچشمه‌ها

متن برگرفته از ترجمه تفسیری کتاب مقدس