ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۲۱, شنبه

جانورگان افغانستان

از: ک. حبیبی (نویسندۀ مقالۀ جانورگان افغانستان)

افغانستان

(مجموعه‌ی مقالات)


فهرست مندرجات

.



٣ جانورگان

افغانستان‌شناسی: گوسفند مارکوپولو

افغانستان (به انگلیسی: Afghanistan، با تلفظ آمریکایی: Afghanistan)، سرزمینی بکر است که نواحی مختلف جغرافیای آن باعث پرورش انواع گوناگون حیات وحش گردیده‌ است. بنابراین، پوشش جانوری مناطق کوهستانی و بیابانی به لحاظ تنوع گونه‌های زیستی و فراوانی جمعیت حیات وحش در این كشور شاخص است. در این میان، برخی از گونه‌های جانوری تنها در این کشور زیست می‌کنند.[۱]

جغرافیای پیچیده افغانستان شرایط وجود جانورگان[٢] متنوعی را فراهم ساخته است. کوه‌های هندوکش سدّی در برابر پراکنش و نفوذ بیشتر عناصر خطّه جانورگان هندی به‌سوی مغرب بوده است، و در نتیجه، بیشتر جانوران افغانستان نوعاً پاله‌آرکتیک[٣]اند. تداخل دو خطّه عمده زیا جغرافیایی[۴] را وجود پنج منطقه زیست‌بومی[۵] عمده در این کشور باز هم پیچیده‌تر می‌کند: ارتفاعات مرکزی، جلگه‌ها، نواحی نیمه‌کویری جنوبی، جنگل‌ها و باران‌های موسمی[٦]، و حوضه میان‌کوهی شرقی (شکل ٢).

شکل ٢: نقشۀ مناطق زیست‌بومی افغانستان

ماهی‌ها: کوهســتان هنـدوکش ماهی‌های کشــور را به دو مجموعه تقســیم می‌کند: یکـی قزل‌آلاها[٧] و دیگـری کپـورها[٨]. ماهی آزاد («خال ماهی»؛ Salmo trutta oxiana) که در آبگیرهای شمالی وجود نهرهای دامنه‌های جنوبی یافت نمی‌شود؛ ولی در آبگیرهای جنوبی انواع کپور (در اصطلاح محلی: «شیرماهی») فراوان است. انندیل[۹] (۱۹٢٠) بررسی‌های ماهی‌شناختی گسترده‌ای در سیستان انجام داد و ماهی‌های این حوضه کم‌آب را به دو بخش جغرافیایی تقسیم کرد: منشأ کپور ماهیان[۱٠] که در ارتفاعات آسیای مرکزی یافت نمی‌شوند، منطقه‌ای است که در جنوب و جنوب شرقی حوضه هیرمند واقع است، ولی گمان می‌رود که ماهی‌های تیره‌های رود Schizothoracine و Cobitidae از طریق هیرمند از کوه‌های هندوکش به‌جانب جنوب آورده شده‌اند و احتمالاً در اصل از ماهی‌های شبکه باستانی و بسیار گسترده رود جیحون (آمودریا) هستند. ریزابه‌های رود سند نیز، که بخش شرقی افغانستان را آبیاری می‌کنند، حاوی چندین نوع ماهی‌اند. «خال ماهی» (Salmo trutta) و کپور (Oreinus sp. Schizothorax sp.) در جویبارهای سردتر درّه کنر و نورستان و دو نوع از کپورماهیان نیز در پایین دست آن آبراهه‌ها یافت می‌شوند. بزرگ‌ترین ماهی این حوضه مارماهی خاردار (Mastacembelus armatus) است که طول آن به ٧۵ سانتی‌متر می‌رسد.

دوزیستان و خزندگان: خزندگان[۱۱] بخش‌های وسیعی از افغانستان، به‌ویژه ارتفاعات مرکزی، کاملاً بررسی نشده‌اند زیرا بیشتر مطالعاتی که تاکنون انجام گرفته در حوالی دره رود کابل و جنوب افغانستان متمرکز بوده است. جانورگان دشت‌های شمالی با جانورگان بیابان‌ها و استپ‌های جنوبی اتحاد شوروی [سابق] قرابت بسیار دارند، در حالی‌که در خزندگان جنوب و شرق افغانستان عناصری از جانورگان هند یافت می‌شود. فقط یک‌گونه سمندر (Batrachuperus musteri) از کوهستان پغمان شناخته شده و در جویبارهای کوهستانی تا ارتفاع ٣٠٠٠ متری یافت می‌شود. از میان دوزیستان، غوک سبز («بقه سبز»؛ Bufo viridis) در سراسر کشور فراوان یافت می‌شود. انواع سه‌گانه وزغ از جنس Rana هستند و، گرچه شمارشان به‌هیچ‌وجه به‌شمار غوکان نمی‌رسد، غالباً در مجاری آبیاری زندگی می‌کنند. از دو نوع لاک پشت، نوع خاکی آن («سنگ پشت»؛ Testudo horsfieldii) در استپ‌های بایر سراسر کشور تا ارتفاع ٢۴٠٠ متری زندگی می‌کند. نوعی از آن که دارای کاسه نرمی است (Trionyx gangeticus) در حوضه زهکش رود سند در شرق افغانستان شناخته شده است.

تیره سوسمارها (Agama)، مشتمل بر بیست و سه نوع در چهار جنس، بزرگ‌ترین گروه سوسمارها است. Agama agilis که پایین‌تر از ارتفاع ٢۵٠٠ متری در سراسر کشور پراکنش وسیعی دارد، شاخص‌ترین اعضای این تیره است. سوسمار قفقازی (Agama caucasica) و سوسمار بدخشانی (Agama badakhshana؛ گونه‌ای بومی) در زیستگاه‌های کوهستانی تا ارتفاع ٣٢٠٠ متری زندگی می‌کنند. نه نوع از سوسمارهای کلّه قورباغه‌ای (Phrynocephalus) نمایندگان شاخص این تیره در نواحی نیمه‌کویری جنوب و شمال غربی افغانستان‌اند. دو نوع سوسماری که دم‌شان خاردار است (Uromastyx) گیاه‌خوارند و در نقب‌های درازی که در سنگلاخ کویرهای پوشیده از سنگریزه می‌زنند، زندگی می‌کنند. پانزده نوع از مارمولک‌های خانگی[۱٢] وجود دارد. Alsophylax pipiens، جانوری شب گرد است که غالباً در مجاورت چراغ‌های دیواری بیشتر خانه‌های کابل دیده می‌شود. در سمت شرق، «مارمولک پلنگی» (Eublepharis) نزدیک مناطق مسکونی یافت می‌شود. در میان دوشاخ‌زبانان (Lacertidae) ، فراوان‌ترین جنس، Eremias است که شامل دوازده نوع از انواع چهارده‌گانه این جنس در کشور است. Eremias guttulata watsonana و Eremias velox persica در بیشتر جاها فراوان یافت می‌شوند. ریگ ماهی (سقنقور) کوچک (Ablepharus bivittatus lindbergii)، که درازای بدنش به شش سانتیمتر می‌رسد، غالباً در ارتفاعات (٢٣٠٠ تا ٣٣٠٠ متر) یافت می‌شود. دو نوع بزمجّه[۱٣] در ارتفاعات پست‌تر شناسایی شده‌اند: نوع بیابانی آن (Varanus griseus) در سراسر کشور یافت می‌شود؛ نوع بنگالی آن (Varanus bengalensis)، از جانورگان هند، تنها در دره رود کابل دیده شده است.

در افغانستان بیست و هفت نوع مار شناسایی شده که هفت‌تای آن‌ها (پنج‌گونه افعی و دوگونه کبرا) سمّی‌اند. در میان مارهای سمی، فراوان‌ترین آن‌ها مار جعفری[۱۴] (Echis carinatus) است که در ارتفاعات پست‌تر شمال و جنوب هندوکش یافت می‌شود. کفچه مار[۱۵] موسوم به Naja naja oxiana در جنوب و شمال‌غربی ولی krait معمولی (Bungarus caeruleus) فقط در شرق جلال‌آباد دیده شده است. در میان مارهای غیرسمّی، سه گونه کورمار[۱٦] (Eryx) در سراسر کشور یافت می‌شود. تیره Colubridae بزرگ‌ترین تیره مارهای کشور است، دارای پانزده نوع که در اراضی پست جنوبی و استپ‌های غربی و شمالی پراکنده‌اند. یک نوع فراوان اروپاسیایی[۱٧]، یعنی مار چلیپر[۱٨] (Natrix tessellata)، در نورستان و چیترال[۱۹] به حدّ شرقی پراکنش خود می‌رسد. برخلاف بیشتر اعضای دیگر این تیره که در نواحی بایر زندگی می‌کنند، Natrix به‌خصوص نزدیک آبراهه‌ها یافت می‌شود و از ماهی و دوزیستان تغذیه می‌کند. مار دیگری که زیستگاهش در همین محدوده است، Xenochrophis piscator، است که فقط در اطراف جلال‌آباد شناخته شده است. انواع متعلق به جنس‌های Coluber ،Psammophis و Lytorhynchus اعضای دیگر این تیره‌اند که در افغانستان یافت می‌شوند. پراکندگی دو گونه کرم مار[٢٠]، یعنی Typhlops vermicularis و Leptotyphlos blanfordi، خوب معلوم نیست.

پرندگان: تقریباً ۴۵٠ نوع پرنده شناخته شده‌اند، که تقریباً نیمی از آن‌ها در ناحیه استپی یافت می‌شوند. در این ناحیه، بیش از ۱٠٠ نوع مرغان آبی و درازپا[٢۱] مرتباً به دریاچه‌های قلیابی[٢٢] آب ایستاده و دشت ناور آمد و رفت می‌کنند. درنای سفید سیبریایی (Grus leucogeranus)، که از پرندگان نادر است، بر سر راه خود از هند به محلّ زادوولد خود در رودخانه آب در اتحاد شوروی [سابق]، در آب ایستاده توقف می‌کند. انواع بسیاری، از جمله اردک وحشی (Tadorna tadorna)، چوب پا («غازلینگ»؛ Himantopus himantopus)، «شمشیر نول» (Recurvirostra avosetta)، پرستوی دریایی[٢٣] و کاکایی[٢۴] در کرانه‌های همین دریاچه‌ها زادوولد می‌کنند. در حدود ٢٠٠٠٠ فلامینگو[٢۵] («غاز حسینی»؛ Phoenicopterus ruber ruseus) در این دو ناحیه تخم‌گذاری می‌کنند؛ دشت ناور (٣٢٠٠ متر ارتفاع) مرتفع‌ترین محل زادوولد فلامینگو در جهان است.

دریاچه‌های ‌هامون صابری و پوزک در امتداد مرز ایران و افغانستان زیستگاه وسیعی برای بسیاری از مرغان آبی‌اند که هرساله زمستان را در آن‌جا سپری می‌کنند. بیش از ۵٠٠٠٠٠ مرغ آبی و درازپا را در این دریاچه‌ها شمارش کرده‌اند. چنگر («قشقل اصلی»؛ Fulica atra) از همه بیشتر است. از جمله گونه‌های عمده‌ای که در این زیستگاه یافت می‌شوند غاز خاکستری («انگیر»؛ Anser anser)، کلّه سبز («سبزگردن»؛ Anas platyrhynchos)، گیلار («نولابی»؛ Anas penelope)، فیلوش («سیخ دم»؛ Anas acuta)، نوک پهن («الپکه»؛ Anas clypeata)، خوتکا («اردک چوچه»؛ Anas crecca)، اردک سرحنایی («کلّه سرخ»؛ Aythya ferina)، و سه نوع کشیم («غوطه‌ای‌ها»؛ Podiceps) می‌توان ذکر کرد. علاوه بر مرغان آبی، دو نوع مرغ سقّا («قطن»)، حواصیل خاکستری («ماهیخورک خاکی»؛ Ardea cinerea)، ماهیخوار سفید («ماهیخورک سفید»؛ Egretta alba) کفچه نوک («قاشق نول»؛ Platalea leucorodia)، و باکلان («قاز سیاه»؛ Phalacrocorax carbo)، و صدها گونه از پادرازها[٢٦] (سلیم[٢٧]، آبچلیک[٢٨]، یلوه[٢۹]، پاشلک[٣٠] و جز این‌ها) نیز فراوانند. از پرندگان شکاری، عقاب، سنقر[٣۱]، دلیجه[٣٢] و کرکس در حوالی دریاچه فراوان است.

در کوه‌های مرکزی در حدود ۱۵٠ نوع پرنده وجود دارد. تنگه سالنگ در پاییز و بهار معبر عمده‌ای است برای شمار زیادی از لک‌لک‌های سفید (Ciconia ciconia)، لک‌لک‌های سیاه («چیلان»؛ Ciconia nigra)، سارها («قره‌کش»؛ Sturnus vulgaris) و گونه‌های بی‌شماری از مرغان آبی و درازپا که از زیستگاه‌های زمستانی خود به مناطق شمالی مهاجرت می‌کنند (نوگه[٣٣] ۱۹٧٣). کبک (Alectoris chukar)، کبک دری (Tetraogallus himalayensis)، کلاغ زاغی («عکّه»؛ Pica pica)، شانه به سر («اتوتک»؛ Upupa epops)، غراب Corvus) (corax، زاغ نوک سرخ[٣۴] («زاغ ارچه»؛ Phyrrhocorax phyrrhocorax)، زاغ نوک زرد[٣۵] («زاغ نول زرد»؛ Phyrrhocorax graculus) و شماری از انواع عقاب‌ها و سارگپه‌ها[٣٦] و لاشخورهای ریشدار[٣٧] («کرگس بروتدار»؛ Gypaetus barbatus) برخی از پرندگان شاخصی هستند که غالباً در کوه‌ها دیده می‌شوند. دلیجه («سرخ پشتک»؛ Falco tinnunculus) فراوان‌ترین پرنده شکاری در این منطقه است.

در جنگل‌های نورستان و پکتیا در شرق افغانستان، انواع بسیاری از پرندگان هیمالیایی یافت می‌شوند. در این جنگل‌ها انواعی چون قرقاول هیمالیایی («مرغ زرّین»؛ Lophophorus impejanus)، جیجاق[٣٨] («بلوطخورک»؛ Garrul us lanceolatus)، «بلبل کلّه سفید» Hypsipetes) (leucocephalus و بوچانگا[٣۹]ی سیاه هیمالیایی («شاه کرا»؛ Dicrurus (macrocerus وجود دارد. طوطی طوق صورتی[۴٠] («طوطی طوقی»؛ Psitacula krameri) و «طوطی نورستانی» (Psitacula himalayana) تابستان‌ها به این نواحی می‌آیند.

معدودی از پرندگان در نواحی نیمه‌کویری و اراضی پست به زادوولد می‌پردازند. در طیّ مهاجرت‌های بهاره و پاییزه، گروه‌های کثیری از چکاوک‌ها و سسک‌ها به پرندگان این منطقه می‌پیوندند. گنجشک درختی[۴۱] («گنجشک صحرایی»؛ Passer montanus)، («گنجشک خانگی»؛ Passer domesticus) و پرستو[۴٢] («غچی خانگی»؛ Hirundo rustica) سراسر سال در شهرها و روستاها یافت می‌شوند.

پستانداران: گذشته از آدمی، بوزینه هندی رزوس[۴٣] («شادی لنگور»؛ Macaca mulatta) یگانه پستاندار عالی[۴۴] است که در افغانستان یافت می‌شود. این جانور فقط در جنگل‌های نورستان و پکتیا ولی به‌وفور دیده می‌شود. به‌سبب عادات تخریبی آن‌ها، اهالی محل وجودشان را در نزدیکی نقاط مسکونی و کشاورزی تحمّل نمی‌کنند، ولی در جنگل‌ها آزادند و کسی به آن‌ها آسیب نمی‌رساند.

افغانستان دارای مجموعه‌ای بسیار متنوع از جانوران گوشت‌خوار است ولی متأسفانه شمار آن‌ها به سرعت رو به کاهش است. نسل یوز[۴۵] («تازی پلنگ»؛ Acinonyx jubatus venaticus)، که وقتی در استپ‌های جنوبی و غربی فراوان بود، به سبب کاهش طعمه‌های اصلی این جانور، یعنی آهو («غزال»؛ Gazella subgutturosa) و گورخر (Equus hemiones onager)، اکنون ظاهراً منقرض شده است. ببر خزری («ببر»؛ Panthera tigris virgata) نیز که زمانی در باتلاق‌های حوضه مرغاب و آمودریا یافت می‌شد، به‌سبب ویران شدن زیستگاه آن و شکار بیش از حد، از میان رفته است. نسل «پلنگ برفی» (Uncia uncia) نیز که در دره‌های کوهستانی فلات پامیر و شمال هندوکش یافت می‌شود به علّت شکار بیش از حد رو به نابودی است. در سال‌های اخیر هم‌چنین شمار پلنگ‌ها (Panthera pardus) و سیاه‌گوش‌ها (Lynx lynx)‌ای که در ارتفاعات مرکزی می‌زیستند رو به‌کاهش گذاشته است. در میان گونه‌های کوچک‌تر گربه‌سانان، گرچه وضع گربه کوهی («پشک کوهی»؛ Felis manul) و گربه صحرایی («پشک دشتی»؛ Felis lybica) هنوز به مخاطره نیفتاده است ولی به‌سبب تجارت فزاینده پوست، در سطحی وسیع شکار می‌شوند.

گرگ (Canis lupus) و «روباه سرخ» (Vulpes vulpes) در همه مناطق زیستی کشور، از ارتفاع ٣٠٠ متری از سطح دریا در حوضه‌ی سیستان گرفته تا ۴٠٠٠ متری در دره‌های کوهستانی بدخشان، یافت می‌شوند. از فقدان گزارش‌های درخور توجه درباره روباه شنی[۴٦] («روباه دشتی»؛ Vulpes ruppelli) و شاه روباه[۴٧] («روباه خاکی»؛ Vulpes cana) چنین بر می‌آید که این دو روباه بیابانی در افغانستان بسیار کمیاب شده‌اند. ولی شغال (Canis aureus) به تعداد کثیری در استپ‌ها و کویرهای کشور یافت می‌شود. در ماه‌های تابستان، شغال‌ها گاهی در کوه‌ها نیز دیده می‌شوند.

از دو گونه نمس[۴٨]، گونه کوچک هندی («موش خرمای هندوستانی»؛ Herpestes auropunctatus) در اطراف قندهار و در حوضه سیستان و هریرود بسیار است، ولی وضع نمس خاکستری هندی (Herpestes edwardsi) نامشخص است. در افغانستان خرس فقط در مناطق کوهستانی و جنگل‌ها یافت می‌شود. زیستگاه خرس سیاه آسیایی (Selenarctos thibetanus) در جنگل‌های لغمان و نورستان است (پوولنی[۴۹] ۱۹٦٦)، اما ظاهراً نسل خرس قهوه‌ای («خرس نسواری»؛ Ursus arctos) در این ناحیه منقرض شده ولی هنوز در کوه‌های پامیر یافت می‌شود.

هشت نوع از تیره راسویان[۵٠] در افغانستان وجود دارد. پراکندگی جغرافیایی آن‌ها بسیار گسترده است و در زیستگاه‌های متنوعی یافت می‌شوند. شکار بیش از اندازه آن‌ها به وسیله تله باعث کاهش تعداد در انواعی چون سمور سنگی[۵۱] («دله خفّک زرد طوق»؛ Mustela erminea) و راسو[۵٢] (Mustela nivalis) در نواحی کوهستانی شده است. شنگ («سگ آبی»؛ Lutra lutra) در بیشتر نهرها و رودها یافت می‌شود و گستره‌ی آن به منطقه جنگلی کنر می‌رسد. کفتار (Hyaena hyaena) در استپ‌های اطراف قندهار و در بخش‌هایی از دره رود کابل یافت می‌شود.

پنج نوع از جانوران سمدار[۵٣] در کوه‌های افغانستان یافت می‌شوند. هر ساله در فصل معیّن بیش از ٢۵٠٠ رأس قوچ اوریال[۵۴] («آهوی قشقار»؛ Ovis ammon poli) به منطقه پامیر می‌آیند (پتوچ[۵۵] ۱۹٧٣). بز کوهی[۵٦] سیبریایی («آهوی رنگ پامیری»؛ Capra ibex sibericus) هم در پامیر و هم در شبه جزیره درواز و ناحیه زیبک در شرق بدخشان و تا حدودی در نورستان یافت می‌شود. اوریال[۵٧] بدخشان («آهوی سرخ»؛ Ovis orientalis) در بیشتر زیستگاه‌های بز کوهی سیبریایی در جنوب شرقی بدخشان زندگی می‌کند. بز کوهی[۵٨] («آهوی رنگ»؛ Capra ibex ibex) در کوهستان‌های هندوکش و پغمان و کوه بابا فراوان است، ولی پازن[۵۹] («آهوی مغولی»؛ Capra aegagrus) بیشتر در کوه‌های جنوبی هزاره‌جات زندگی می‌کند. گونه موسوم به «مارخور» (Capra falconeri) یکی از دیدنی‌ترین و، درعین حال، کمتر شناخته شده انواع بزهای وحشی شده افغانستان است. در نورستان، لغمان، جنگل‌های پکتیا و ناحیه کوه صافی در کاپیسا و شمال بدخشان چهار زیرگونه[٦٠] مارخور یافت می‌شود. شکار آن‌ها به‌وسیله اهالی محل عامل عمده‌ای در کاهش جمعیت آن‌ها در سال‌های اخیر بوده است. «گوزن باختری» (Cervus elaphus bactrianus) نیز که وقتی در زمین‌های باتلاقی آمودریا فراوان بود، به‌سبب ویران شدن زیستگاه و افزایش شکار آن، به مخاطره افتاده است. از آهوی مشک[٦۱] («آهوی ختن»؛ Moschus moschiferus)، که در نورستان یافت می‌شد، گزارشی در سال‌های اخیر نرسیده و احتمالاً نسلش در آن‌جا منقرض شده است. گراز («خوگ وحشی»؛ Sus scrofa) گستره‌ی زیست‌بومی وسیعی دارد و در باتلاق‌ها و نیزارهای کنار زهاب‌های رودخانه‌های عمده در بسیاری از بخش‌های کشور تولید مثل می‌کند.

از پستانداران حشره‌خوار، شمار نه چندان زیادی خارپشت گوش‌دراز («خارپشتک گوش‌دراز»؛ Hemiechinus auritus) و «خارپشتک افغانی» (Hemiechinus megalotis) در استپ‌ها و نواحی نیمه‌کویری یافت می‌شود. «خارپشت برانت»[٦٢] (Paraechinus hypomelas) فقط از دره جلال‌آباد در شرق افغانستان گزارش شده است. «موش‌های وحشی»[٦٣]، گذشته از زمین‌های پست، در زمین‌های کوهستانی، مثلاً تنگه‌های مرکزی سالنگ و شبر، نیز یافت می‌شوند. خرگوش صحرایی[٦۴] («خرگوش خاکی»؛ Lepus capensis) فراوان‌ترین گونه خرگوشیان[٦۵] است و زیستگاه گسترده‌ای از استپ‌های غربی هرات تا کوه‌های پامیر دارد. خرگوش بی‌دم[٦٦] افغانی («پنگ موش افغانی»؛ Ochotona rufescens) در درّه‌های نیمه کوهستانی[٦٧] از تنگه سالنگ تا کوه‌های اروزگان یافت می‌شود، ولی گستره گونه گوش‌دراز آن («پنگ موش گوش‌دراز؛ Ochotona macrotis) به درّه‌های بدخشان محدود می‌شود.

گستره «تبرغان»[٦٨] (Marmota caudata) به درّه‌های کوهستانی مرتفع‌تر از ٣٠٠٠ متر محدود است و در پامیر، زیبک و درّه‌های درواز در بدخشان و شمال هندوکش و نیز کوه‌های مرکزی پیرامون ناور یافت می‌شود. دو نوع سنجاب[٦۹] درختی، یکی سنجاب پرنده بزرگ («کفتر موش بزرگ»؛ Petaurista petaurista) و دیگری سنجاب پرنده دم‌باریک («کفتر موش دم‌باریک»؛ Hylopetes fimbriatus) در جنگل‌های نورستان و سپینغر زندگی می‌کنند. در بهار و تابستان که سنجاب‌ها در زمستان‌خوابی نیستند، سنجاب زمینی[٧٠] (Spermophilus fulvus) در دشت‌های کته‌واز و غزنه، و سنجاب پنجه‌دراز[٧۱] («سنجاب بزرگ»؛ Spermophilopsis leptodactylus) در نواحی رُسی و بادرفتی شمال افغانستان یافت می‌شود. افزایش سریع جمعیت جوندگان کوچک‌تر (از تیره Cricetidae) و موش‌های صحرایی (از تیره Muridae)، کشاورزی در استپ‌ها را با مشکلاتی جدّی روبه‌رو کرده است. اقتصاد کشاورزی رو به توسعه، کاهش شمار جانوران شکارگر، به‌ویژه گربه‌های وحشی و روباه، و اوضاع جوّی مناسب باعث این افزایش شده‌اند.

سی و دو نوع خفّاش در افغانستان تشخیص داده‌اند (گیسلرو همکاران[٧٢]، ۱۹٦٨). زیستگاه مرجّح آن‌ها بخش‌های گرم‌تر کشور است؛ در آن نقاط می‌توان آن‌ها را در ویرانه‌ها و غارهای متروک حوضه سیستان و دشت‌ها یافت. در مشرق کشور، خفاش‌های معمولی (Myotis و Pipistrellus) در لغمان و در درّه رود کابل مشاهده شده‌اند.


[] يادداشت‌ها





[] پی‌نوشت‌ها
[۱]- توضیح دانشنامۀ آریانا
[٢]- Fauna
[٣]- Palearctic (مربوط به منطقۀ جغرافیایی شامل اروپا، و مناطق آسیایی واقع در شمال کوهستان هیمالایا)
[۴]- zoogeographic
[۵]- ecological
[٦]- monsoon forests
[٧]- trout
[٨]- carp
[۹]- Annandale
[۱٠]- Cyprinidae
[۱۱]- herpetofauna
[۱٢]- gecko
[۱٣]- monitor
[۱۴]- carpet viper
[۱۵]- cobra
[۱٦]- sandboa
[۱٧]- Eurasian
[۱٨]- diced snake
[۱۹]- Chitral
[٢٠]- wormsnakes
[٢۱]- waders
[٢٢]- alkaline
[٢٣]- tern
[٢۴]- gull
[٢۵]- greater flamingo
[٢٦]- waders
[٢٧]- plover
[٢٨]- sandpiper
[٢۹]- rail
[٣٠]- snipe
[٣۱]- harrier
[٣٢]- kestrel
[٣٣]- Nogge
[٣۴]- chough
[٣۵]- alpine chough
[٣٦]- buzzard
[٣٧]- lammergeier; bearded vulture
[٣٨]- jay
[٣۹]- drongo
[۴٠]- ringed-necked parakeet
[۴۱]- Tree sparrow
[۴٢]- swallow
[۴٣]- rhesus macaque
[۴۴]- primate
[۴۵]- cheetah
[۴٦]- Ruppelli’s fox
[۴٧]- Blanford’s fox
[۴٨]- mongoose
[۴۹]- Povolny
[۵٠]- Mustelids
[۵۱]- stone marten
[۵٢]- weasel
[۵٣]- ungulate
[۵۴]- Marco Polo sheep
[۵۵]- Petocz
[۵٦]- ibex
[۵٧]- urial
[۵٨]- alpine ibex
[۵۹]- wild goat
[٦٠]- sub-species
[٦۱]- musk deer
[٦٢]- Brandt’s hedgehog
[٦٣]- shrew
[٦۴]- cape hare
[٦۵]- Lagomorphs
[٦٦]- pika
[٦٧]- sub-alpine
[٦٨]- long-tailed marmot
[٦۹]- squirrel
[٧٠]- ground squirrel
[٧۱]- long-clawed squirrel
[٧٢]- Gaisler et al.


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

افغانستان، نگارش گروهی از: پژوهشگران (دانشنامه‌ی ایرانیکا)، ترجمه‌ی سعید ارباب شیرانی و هوشنگ اعلم، تهران: بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ ۱٣٧٦، صص ۱٣-۴٦؛ مقاله‌ی «جانورگان افغانستان»، برگرفته از:
J. K. Habibi, “AFGHANISTAN iii. Fauna,” Encyclopaedia Iranica, Originally Published: December 15, 1983, available at: Vol. I, Fasc. 5, pp. 492-495.

□ N. Annandale, “Aquatic Fauna of Seistan,” Rec. Indian Museum 18, 1920, pp. 150-253.
□ K. Paludan, On the Birds of Afghanistan, Copenhagen, 1959.
□ J. Niethammer, “Die Säugetiere Afghanistans: Insectivora, Rodentia, Lagmorpha,” Science Quarterly (Kabul), 1965, pp. 18-41.
□ J. Gaisler et al., “Faunal and Ecological Review of Mammals Occurring in the Environs of Jalalabad: Chiroptera,” Zool. Listy 17/1, 1968, pp. 41-48.
□ B. Kral, “Notes on the Herpetofauna of Certain Provinces of Afghanistan,” Zool. Listy 18/1, 1969, pp. 55-66.
□ E. Kullmann, “Die Tierwelt Ostafghanistans in ihren geographischen Beziehungen,” Freunde des Kölner Zoo 13/1, 1970, pp. 3-25.
□ A. E. Leviton and S. C. Anderson, “The Amphibians and Reptiles of Afghanistan,” Proceedings of the California Academy of Sciences 38, 1970, pp. 163-206.
□ P. Schneider and A. S. Jalal, “Erstnachweis einer Weichschildkröte, Trionyx gangeticus, in Afghanistan,” Bonn. zoologische Beiträge 21/3-4, pp. 269-73.
□ M. Ehsan, “Herpetofaunal Regions of Afghanistan,” Science Quarterly (Kabul) 2/1-2, pp. 20-42.
□ J. Hassinger, “A Survey of the Mammals of Afghanistan,” Fieldiana: Zoology 60, 1973.
□ C. Naumann and J. Niethammer, “Zur Säugetierfauna des Afghanischen Pamir und des Wakhan,” Bonn. zoologische Beiträge 24, 1973, pp. 237-48.
□ G. Niethammer, “Zur Vogelwelt des Afghanischen Pamir und des Darwaz,” ibid., 24, 1973, pp. 270-84.
□ G. Nogge, “Vogeljagd am Hindukush,” Natur und Museum 103, 1973, pp. 276-79.
□ R. G. Petrocz, “Marco Polo Sheep (Ovis ammon poli) of the Afghan Pamir,” mimeo. report, United Nations Development Program, Kabul, 1973.
□ Idem, W. F. Rodenburg, and K. Habibi, “The Birds of Hamune Puzak,” mimeo. report, Kabul, 1976.