جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

۱۳۹۶ فروردین ۱۰, پنجشنبه

فرج

از: دانشنامه‌ی آریانا

فَرْج

دستگاه تناسلی زناندام‌های جنسی

فَرْج یا کُس (به انگلیسی: Vulva، با تلفظ آمریکایی: Vulva)، یکی از اندام‌های جنسی و تولیدمثل زنانه است که در بیرون از بدن قرار دارد. این اندام شامل تپه‌ی ونوس، لب‌های بزرگ، لب‌های کوچک، کلیتوریس، روزنه‌ی میزراه (یا پیشابراه، مجرای ادرار)، ورودی مهبل (واژن) و پرده‌ی بکارت است. فرج، بخش خارجی آلت تناسلی زن است که در دفع ادرار و برانگیختگی جنسی و آمیزش جنسی کارکرد دارد.


واژه‌شناسی
فرج

فرج، واژه‌ی عربی است که در زبان فارسی دری به‌معنای سوراخ، شکاف، سوراخ پس یا پیش آدمی، عورت زن، شرمگاه و کُس یا کوس آمده است که معادل واژه‌ی انگلیسی «Vulva» به‌کار می‌رود. واژه‌ی وولوا بر گرفته از واژه‌ی لاتین قرون وسطا «volva» یا «vulva» است که به معنای «رحم یا اندام تناسلی زن». احتمالاً این واژه نیز از واژه‌‌ی قدیمی لاتین «volvere» گرفته شده است که شبیه به کلمه‌ی سانسکریت «ulva» به‌معنای «رحم» است.

با این حال، در زبان پارسی میانه، کهن‌ترین واژه‌ها برای اندام زنانه «کُس» (آوانگاری: kōs) و «چوچ» (آوانگاری: čuč) و نیز عبارت دوگانه «کُس-چوچ» هستند، که کُس هنوز در بسیاری از نقاط ایران و افغانستان به‌همین گونه بر زبان می‌رود. کُس را در پارسی میانه (یا پارسیک) به خط پهلوی به‌گونه‌ی «» می‌نوشتند. چوچ در پهلوی به‌گونه‌ی «» نوشته می‌شده، و در بعضی متن‌های پهلوی نیز با هزوارش «» آمده است.

در فقه اسلامی، واژه‌ی عربی «بُضع» بر «شرمگاه زن»، به لحاظ آن که از آن بهره جُسته می‌شود و نیز بر عقد نکاح به لحاظ سبب بودن آن برای حلّیت استمتاع (بهره جستن)، اطلاق شده است. از این عنوان، در کتاب‌های فقهی، در باب‌های حج، جهاد، صلح، عاریه، نکاح، طلاق، غصب و حدود سخن رفته است.

هم‌چنین، در ادبیات دینی، به آلت تناسلی زن، فرج گفته می‌شود. فرج در لغت به‌معنای شکاف بین دو چیز آمده است، مانند شکاف دیوار و نیز میانه دو پا را فرج گویند. از این‌رو، به کنایه به آلت تناسلی زن و مرد؛ هر دو فرج اطلاق شده است؛ چنان‌که به دُبُر نیز گفته می‌شود؛ اما کاربرد رایج آن در عرف، روایات و کلمات فقها آلت تناسلی زن می‌باشد؛ به‌گونه‌ای که هرگاه مطلق و بدون قرینه به‌کار رود، منصرف به‌همین معنا است.

چنان‌که - به گفته‌ی برخی - عنوان وطی، جماع و مانند آن در روایات، در صورت مطلق بودن، به آمیزش در فرج انصراف دارد (ذهن به آن توجه دارد) و شامل آمیزش در دُبُر نمی‌شود.


جنین‌شناسی

در دوره‌ی جنینی، هرچند جنسیت رویان در زمان لقاح تعیین می‌شود، اما گنادها تا هفته‌ی هفتم رشد، هیچ خصوصیتی مورفولوژیک مادینه یا نرینه را نشان نمی‌دهد. در هفته‌ی سوم رشد که دستگاه تناسلی خارجی در مرحله‌ی تمایزنیافته است، سلول‌های مزانشیمی ناحیه‌ی شیار اولیه‌ی به اطراف غشای کلواکی مهاجرت می‌کنند تا یک جغت جنین‌های کلواکی (Cloacal folds) را - که کمی برجسته هستند - تشکیل دهند. در قسمت سری غشای کلواکی، چین‌های کلواکی به‌هم جوش می‌خورند تا تکمه‌ی تناسلی (Genital tubercle) را تشکیل دهند. در قسمت دمی، چین‌ها تقسیم می‌شوند و چین‌های پیشابراهی (Urethral folds) را در قدام و چین‌های مقعدی (Anal folds) را در خلف ایجاد می‌کنند.

در همین زمان، یک جفت برآمدگی دیگر به‌نام برآمدگی تناسلی (Genital swellings) در هر طرف چین‌های پیشابراهی قابل مشاهده می‌شوند. این برآمدگی‌ها بعداً در جنس مذکر برآمدگی‌های اسکروتال (Scroltal swellings) و در جنس مؤنث لب بزرگ (Labia majora) را ایجاد می‌کنند.

دستگاه تناسلی خارجی، چه نرینه (مردانه) و چه مادینه (زنانه)، در هفته‌ی هشتم رشد، ظاهر می‌شود. در این زمان، (Genital tubercle) تبدیل به کلیتوریس (Clitoris)، چین‌های اوروژنیتال (Urogenital folds) تبدیل به لبه‌های کوچک (Labia minora) و چنان‌که در بالا بیان شد، برآمدگی تناسلی (Labioscrotal swelling یا Genital swellings یا Labioscrotal folds) تبدیل به لبه‌های بزرگ (Labia majora) می‌شوند.

رشد جنینی بخش بیرونی آلت تناسلی زنانه


ساختار

ساختار اصلی فرج عبارتند از: تپه ونوس (Mons pubis)، لبه‌هاِی بزرگ و کوچک (Labia majora و Labia minora)، فرنولوم (Frenulum)، ساختار برونی کلیتوریس (The external part of the clitoris)، روزنه‌ی مجرای ادرار (Urinary meatus)، دهانه‌ی مهبل (Vaginal opening یا Vaginal introitus) و پرده‌ی بکارت (Hymen)، و غدد دهلیزی بزرگ و کوچک (The greater and lesser vestibular glands)، که هر یک به‌ترتیب غده‌ی بارتولین (Bartholin's gland) و غده‌ی شبه‌پروستاتی زنانه (Skene's gland) نیز نامیده می‌شود.

از نظر کالبدشناسی، فرج (شرمگاه زن) بخش کاملاً خارجی دستگاه تناسلی زنان است که از بیرون بدن قابل رؤیت است و به‌صورت یک ناحیه‌ی لوزی‌شکل در بین دو پا و در پایین تپه‌ی ونوس (محل رویش موهای زهار) قرار گرفته است.
Vulva Vulva Vulva Vulva Vulva Vulva Vulva Vulva Vulva

تپه‌ی ونوس (Mons pubis یا Mons Venus): بافتی تپه‌گونه، متشکل از چربی است که در ناحیه‌ی جلوی استخوان شرمگاهی یا زهار و بالای واژن زنان قرار دارد. این قسمت، بخش جلوی فرج، در دستگاه تناسلی زنانه است. تغییر اندازه‌ی این ناحیه، بستگی به ترشح هورمون‌ها و میزان توزیع چربی در بدن دارد. این ناحیه پس از بلوغ جنسی، بزرگ می‌شود و هم‌چنین با رویش موهای ضخیم که موهای زهار نام دارند، پوشیده می‌شود.

درز پودندال (Pudendal cleft) یا خط وسط فرج (Vulval cleft): بخشی از فرج است که به‌صورت شیار از انتهای تپه‌ی ونوس آغاز شده، لب‌های بزرگ را از هم - به دو بخش - جدا می‌کند و در قسمت پرینه پایان می‌یابد. کلاهک کلیتوریس (Clitoral Hood) و لب‌های کوچک، در زنان مختلف به اندازه‌های متفاوت، از این درز بیرون زده‌اند. در میان این درز، کلیتوریس، مجرای ادرار و دهنه‌ی مهبل قرار دارد.

لبه‌های بزرگ یا لابیای ماژور (Labia majora): به لبه‌های بیرونی فرج می‌گویند که از دو لایه‌ی‌ پوستی تشکیل شده‌اند. در زیر لب‌های بزرگ، لب‌های کوچک قرار دارند. این لب‌ها پوشیده از مو و از لب‌های کوچک واژن ضخیم‌تر هستند.

لبه‌های کوچک یا لابیاهای مینور (Labia minora): به لبه‌های درونی فرج گفته می‌شود، که در زیر لب‌های بزرگ قرار دارند و مشتمل بر دو تکه گوشت بوده و ورودی فرج زن را می‌پوشاند. معمولاً اندازه‌‌ی قسمت چپ و راست باهم متفاوت بوده و رنگ آن‌ها نیز با قسمت‌های دیگر فرج متفاوت و تیره‌تر است. هم‌چنین، اندازه آن‌ها نیز از فردی به فرد دیگر متفاوت می‌باشد. این دو لبه، از بالا و پایین به‌هم متصل هستند و از دو لایه مخاطی تشکیل شده‌اند. در محل اتصال این دو لایه در بالا، کلیتوریس وجود دارد. روی لب‌های کوچک مویی وجود ندارد و از لب‌های بزرگ نازک‌تر هستند و در هدایت صحیح ادرار نقش دارند.

فرنوم یا فرنولوم (Frenulum): غشائی است که دو قسمت را به‌هم متصل می‌کند، به‌طوری‌که در حرکت هر کدام محدودیتی ایجاد نماید. فرنولوم کلیتوریس (Frenulum of clitoris)، لایه‌ی پوستی که از قسمت زیر کلیتوریس آن را به لابیاهای مینور (لب‌های کوچک) متصل می‌کند. به‌نوشته‌ی در آناتومی گری «در طرفین خط وسط، دو جین پوستی نازک به‌نام لب‌های کوچک وجود دارند. ناحیه‌ی بین آن‌ها به همراه ناحیه‌ی که پیشابراه و مهبل به آن باز می‌شوند، وستیبول (Vestibule) نام دارد. در جلو، هر کدام از لوب‌های کوچک دو شاخه می‌شوند و یک چین داخلی و یک چین خارجی را تشکیل می‌دهند. چین‌های داخلی به‌هم می‌پیوندند تا فرنولوم کلیتوریس را بسازند که به گلانس کلیتوریس ملحق می‌شود. چین‌های خارجی در جلو بر روی گلانس کلیتوریس و تنه‌ی کلیتوریس به‌هم می‌پیوندند تا ختنه‌گاه یا کلاهک کلیتوریس را بسازند. تنه‌ی کلیتوریس از گلانس کلیتوریس به‌طرف جلو گسترش می‌یابد و در عمق ختنه‌گاه و پوست مربوطه قابل لمس است، لب‌های کوچک در پشت وستیبول به‌هم می‌پیوندند تا یک چین عرضی کوچک موسوم به فرنولوم لب‌های کوچک (Frenulum of labia minora) یا فورشت (Fourchette) را بسازند.»

چوچوله یا کلیتوریس (Clitoris): بخشی از فرج زن است که بخش دکمه‌مانند و قابل رؤیت آن نزدیک اتصال لب‌های کوچک به‌هم، در بالای خروجی میزراه و مهبل قرار دارد. کلیتوریس دارای ساختار پیچیده‌ای شامل بخش‌های بیرونی و درونی است. این بخش‌ها شامل سَر کلیتوریس یا (Clitoral Glans)، تنه (محور) کلیتوریس یا (Clitoral Shaft)، کلاهک کلیتوریس یا (Clitoral Hood) و بولب‌های وستیبولار می‌باشد.

دهلیز فرج یا ولوال وستیبول (Vulval vestibule یا Vulvar vestibule): در میان لب‌‌های کوچک فرج فضایی به‌وجود می‌آید که خروجی پیشابراه (مسیری که ادرار را از مثانه به خارج بدن می‌رساند - محل ادرار کردن) در قسمت بالایی آن است و خروجی واژن (مهبل) یا دهانه‌ی مهبل در قسمت پایین آن قرار دارد. هم‌چنین، غده بارتولین (Bartholin's gland) و غدد شبه‌پروستاتی زنانه (Skene's gland) نیز در این فضا واقع است.

پیرامون وستیبول فرجی، به‌‌شکل خط هارت (Hart's line) در داخل لب‌های کوچک قابل مشاهده است. در واقع خط هارت تغییر پوست قسمت‌های بیرونی و درونی فرج را مشخص می‌کند. بافت پوست قسمت درونی فرج، در ناحیه‌ی وستیبول فرجی نرم و صاف است.

روزنه‌ی مجرای ادرار یا سوراخ پیشاب‌راه (Urinary meatus یا External urethral orifice): بخشی از فرج است که وظیفه دفع کردن ادرار را به عهده دارد. مثانه (Urinary bladder) ادرار را از طریق لوله‌ای میزراه یا پیشاب‌راه (Urethra) از این سوراخ به بیرون تخلیه می‌کند.

دهانه‌ی مهبل یا سوراخ واژن (Vaginal opening یا Vaginal orifice): در دهلیز فرج، پایین‌تر از مجرای ادرار قرار گرفته که خون قاعدگی (ترکیبی از خون، موکوس سرویکس، ترشحات واژن و بافت اندومتر رحم) از آن به بیرون تخلیه می‌شود، یا در هنگام آمیزش جنسی، آلت مرد از این دهانه، وارد واژن شده و نیز نوزاد از آن خارج می‌شود.

در حالت عادی، این دهانه، معمولاً توسط لب‌های بزرگ و کوچک فرج پوشیده شده است و در دخترانی که هنوز رابطه‌ی جنسی نداشته‌اند، بیشتر قسمت‌های خروجی واژن (دهنه‌ی مهبل) را لایه‌ای نازک به‌نام پرده‌ی بکارت می‌پوشیاند.

پرده‌ی بکارت یا پرده‌ی مهبل (Hymen): بافت نازکی است از جنس مخاطی مشابه با دیواره واژن که ورودی مهبل را به‌صورت ناقص می‌پوشاند. در پرده‌ی بکارت منافذی برای خروج خون قاعدگی وجود دارد. منفذ پرده‌ی بکارت در افراد مختلف، اندازه و شکل متفاوتی دارد و از ویژگی‌های آن برای تشخیص باکره بودن یا نبودن شخص استفاده می‌گردد. در بیشتر موارد با اولین ورود آلت مردانه به داخل واژن این پرده پاره می‌شود و برای همیشه از خروجی واژن کنار می‌رود. برخی فعالیت‌های دیگر نیز می‌تواند سبب آسیب و پارگی برگشت‌ناپذیر پرده‌ی مهبل شود، از جمله: ورزش‌های سنگین مانند ژیمناستیک، برداشتن وزنه سنگین، ضربه‌های شدید در منطقه‌ی مهبل (مانند لگد خوردن)، داخل کردن شیء خارجی به داخل مهبل مانند انگشت، تصادف، و عمل‌های لگنی وخیم و نیز برخی به‌طور مادرزادی پرده‌ی مهبل ندارند.

غدد بارتولین (Bartholin's glands یا Greater vestibular glands): دو غده برون‌ریز هستند که هر کدام به اندازه یک نخود می‌باشند و در نزدیکی منفذ واژن (مهبل) واقع شده‌اند و در دستگاه تولید مثلی زنان قرار دارند. هر یک از این غدد، یک مجرا دارند که طول آن‌ها ۱٫۵×۲٫۰ سانتی‌متر می‌باشد. این مجراها باز هستند.

غدد بارتولین موکوسی را به درون دهلیز می‌ریزد و سطح آن را لغزنده می‌کند تا مقاربت آسان شود. این غدد، وقتی شروع به ترشح موکوس می‌کنند که تحریک جنسی شوند.

غدد شبه‌پروستاتی زنانه (Skene's glands): دو غده برون‌ریز در آناتومی بدن زن هستند که محل آن به‌طور کلی در منطقه عمومی فرج است. این غدد، که با نام‌های غدد دهلیزی (Lesser vestibular glands)، غدد پری اورترال (Periurethral glands) و غدد پارا ارترال (Paraurethral glands) نیز شناخته می‌شوند، در دیواره‌ی قدامی مهبل (واژن) در دو طرف مجرای ادرار و پایین‌تر از روزنه‌ی آن واقع است و به مجرای خروجی مثانه نزدیک می‌باشند. می‌توان گفت که این غدد در بخشی از ناحیه‌ی G و منبع اصلی انزال زن هستند و به‌علت انزال زن یا تحریک جنسی در داخل مهبل (واژن) متورم و با خون احاطه می‌شود؛ بنابراین می‌تواند مجرای ادرار را ببندد و مانع از تخلیه ادرار شود.

محل غدد بارتولین و غدد شبه‌پروستاتی زنانه، در فرج زن
Vulva Vulva Vulva Vulva Vulva Vulva


بافت‌شناسی

اندام‌های تناسلی خارجی (External genitalia) زنانه یا فرج (Vulva)، شامل چندین ساختار بوده که همه‌ی آن‌ها توسط اپی‌تلیوم (بافت پوششی) سنگفرشی مطبق پوشیده می‌شوند:

دهلیز (Vestibule): فضایی که دیواره‌های آن حاوی غدد دهلیزی لوله‌ای-آسینوسی می‌باشد.

لبه‌های کوچک یا لابیاهای مینور (Labia minora): چین‌های پوستی جفت که فاقد فولیکول‌های مو، ولی دارای غدد سبابه فراوان می‌باشند.

لبه‌های بزرگ یا لابیای ماژور (Labia majora): معادل و از نظر بافت‌شناسی شبیه به پوست اسکروتوم می‌باشد.

چوچوله یا کلیتوریس (Clitoris): یک ساختار نعوظی معادل پنیس (آلت مردی) و حاوی یک جفت جسم غاری است.

مخاط این ساختارها به میزان حاوی اعصاب حسی گیرنده‌های لمسی که در پوست نیز وجود دارند، است. این اعصاب و گیرنده‌ها در فیزیولوژی تحریک جنسی مهم هستند.


عملکرد

فرج، از بخش درونی دستگاه تناسلی زنانه محافظت می‌کند و در آمیزش جنسی، برانگیختگی جنسی و لذت جنسی و دفع ادرار و خون قاعدگی کارکرد دارد.

در تصویر سمت چپ، فرج یک زن در حالت استراحت و در تصویر سمت راست، فرج در اثر تحریک جنسی، برانگیخته شده است.

در طی فعالیت جنسی، در صورت تحریک اعصابی که در ورودی مهبل و اطراف کلیتوریس متمرکز هستند، لذت جنسی زنانه به‌وجود می‌آید. در طی برانگیختگی جنسی، به‌ویژه با تحریک کلیتوریس، ماده‌ی خودروان‌کاری ترشح شده از سلول‌های دیواره‌های مهبل، از اصطکاک ایجادشده در اثر فعالیت‌های گوناگون جنسی می‌کاهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند، بخش‌هایی از کلیتوریس به درون فَرج و مهبل گسترش می‌یابند.


اهمیت بالینی



از نظر فرهنگی

سخن‌گفتن درباره‌ی اندام‌های جنسی و حتی نام‌بردن از این اندام‌ها، در بیش‌تر فرهنگ‌ها شرم‌آور تلقی می‌شود. بحث حجب و حیا در کشورهای اسلامی به‌ویژه برای زنان تابوهایی را ایجاد می‌کند، که نتوانند راحت‌تر در مورد اندام جنسی خود حرف بزنند. از این‌رو، وقتی آن‌ها از بدن خود شرم داشته باشند، صحبت‌کردن از آن برای‌شان سخت می‌شود و در نتیجه، در مورد فرج و واژن و سلامت اندام جنسی زنانه دچار پیش‌داوری‌ها و باور‌های نادرست می‌شوند که می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

هم‌چنین، بیش‌تر این زنان، به‌دلیل احساس شرم شدید، معاینه‌های لازم برای واژن، رحم و اندام جنسی‌ را انجام نمی‌دهند. در حالی‌که هیچ چیز شرم‌آور یا آزارنده‌ای در مورد فرج، واژن و اندام جنسی زنانه وجود ندارد. بنابراین، این تابو را می‌توان نمایه و نمودی از یک ارزش اجتماعی و یک هنجار اجتماعی دانست که نتیجه نگاه مردسالارانه به مالکیت بدن زن است، به لذت‌بخشی و لذت‌آفرینی از بدن زن به‌عنوان حوزه‌ی مالکیت مردانه است.


نگارخانه



[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

...


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠ ۲۱ ۲۲]

رده‌ها │ کالبدشناسی │ دستگاه تناسلی انسان │ دستگاه تناسلی زن

۱۳۹۶ فروردین ۹, چهارشنبه

انرژی

از: دانشنامه‌ی آریانا

انرژی


فهرست مندرجات
فیزیکمفاهیم بنیادی فیزیک

کارمایه یا انرژی یا به‌زبان دری افغانستان اینرجی (به انگلیسی: Energy، با تلفظ آمریکایی: Energy)، از ویژگی‌های فیزیکی جسم است که قابل انتقال به اشیای دیگر (به‌منظور انجام کار بر روی آن یا به‌شکل گرما) یا قابل تبدیل به حالت‌ها و شکل‌های مختلف است؛ اما طبق قانون پایستگی انرژی، «خلق نمی‌شود و از بین نمی‌رود» (According to the law of conservation of energy: energy not created or destroyed).


واژه‌شناسی

در دهه‌ی ۱۵۹٠ میلادی، انرژی، در زبان فرانسوی، به‌شکل énergie، ریشه‌ی در واژه‌ی energia لاتین دارد. این واژه، از واژه یونانی ἐνεργός (انرجیا = energeia) به‌معنای فعالیت، عملیات، و نیرو ‌گرفته شده است و در دفتر اول واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان فارسی آمده است: «توانايی انجام کار» را انرژی يا کارمايه می‌نامند. در کتاب‌های فارسی به‌جای واژه انرژی واژه‌های «فيض» و «ورزه» و «کارمايه، نيرو» نيز به‌کار رفته است.

از سوی دیگر، برخی بر این باور هستند که واژه‌ی آریایی «اوژ» هم در اوستایی و هم در سنسکریت به‌معنای نیرو است که با پذیرفتن پسوند «مان» به‌شکل «اوژمان» به‌معنای انرژی درمی‌آید. واژه‌ی اوژمان در سنسکریت به‌شکل ओज्मन् ojman و به‌معنای energy آمده است. حیدری ملایری، برای انرژی همتای کاروژ (کار + اوژ) و دیگران واژه‌ی کارمایه را ساخته‌اند، ولی واژه‌ی اوژمان از دیگر همتاهای واژه‌ی انرژی شایسته‌تر است.

جیمز ژول (۱۸۱۸-۱۸۸۹ م) (force) به‌جای انرژی، واژه‌ی نيرو را به‌کار برده است. بايد توجه شود که دو مفهوم انرژی و نيرو از هم متمايز هستند.


تعریف

انرژی یکی از اساسی‌ترین مفاهیم فیزیک است؛ ولی تعریف ساده و در عین حال دقیق آن دشوار است، معمولاً انرژی را توانایی یا قابلیت انجام‌دادن کار تعریف می‌کنند. طبق این تعریف، اگر جسمی بتواند کار انجام دهد، دارای انرژی است. اما خود کار در فیزیک معنای خاصی دارد که عبارت است از «حاصل ضرب نیرو در مسافت پیموده شده در راستای موازی با نیرو». (فیزیک از آغاز تا امروز، ص ٣٣٣) اغلب انرژی را با نیرو (عامل تغییر حرکت جسم) و قدرت (کاری که در واحد زمان انجام می‌گیرد) اشتباه می‌کنند. انرژی از جنس کار است و با آحاد کار اندازه‌گیری می‌شود. هرگاه کاری بر جسمی انجام گیرد، معادل آن کار بر انرژی افزوده می‌شود و اگر جسمی کاری انجام دهد، معادل آن کار از انرژی جسم کاسته می‌شود. (از دایرة‌المعارف فارسی).


پیشینه‌ی تاریخی

واژه‌ی انرژی، احتمالاً نخستین‌بار، در قرن چهارم پیش از میلاد، در آثار ارسطو به‌نظر می‌رسد. اما به‌رغم معنای مدرن آن، یک مفهوم فلسفی کیفی است، که شامل ایده‌های مانند شادی و لذت بود.

در دهه‌ی ۱٦٦٠ میلادی، برای اولین‌بار در زبان انگلیسی، به مفهوم گسترده‌تر از معنای «نیرو» به‌کار رفته است. در اواخر قرن هفدهم میلادی، گوتفرید ویلهلم لایب‌نیتس (Gottfried Wilhelm Leibniz)، فیزیک‌دان آلمانی، واژه‌ی لاتین «وز وی‌وا» (vis viva) که به‌معنای «نیروی زندگی» است را «حاصل‌ضرب جرم یک جسم در مربع سرعت آن» توصیف کرد.


گونه‌های انرژی

انرژی انواع گوناگون دارد مانند انرژی جنبشی، انرژی پتانسيل، انرژی گرمايی، انرژی شيميايی، انرژی الکتريکی، انرژی تابشی، انرژی الکترومغناطیسی و انرژی هسته‌ای.


واحدهای اندازه‌گیری

یکای اندازه‌گیری انرژی و کار در سامانه‌ی استاندارد بین‌المللی یکاها یا دستگاه بین‌المللی یکاها که با علامت اختصاری اس‌آی (SI) شناخته می‌شود، به افتخار جیمز ژول (۱۸۱۸–۱۸۸۹ م)، فیزیک‌دان انگلیسی، ژول (Joule) نام‌گذاری شده‌ است. در این دستگاه، یک ژول برابر است با مقدار انرژی مصرف شده (یا کار انجام شده)، در جابه‌جا کردن یک جسم، توسط یک نیوتن نیرو، به‌فاصله یک متر.

با این حال، برای اندازه‌گیری انرژی، یکاهای گوناگون وجود دارد. مانند: اِرگ (Erg)، یکای انرژی در دستگاه واحدهای سانتی‌متر-گرم-ثانیه (Centimetre–gram–second system of units یا CGS units یا cgs) است (یک ارگ (۱۰−۷ ژول)، برابر با کار انجام‌گرفته در بالا بردن جرمی برابر با یک‌هزارم گرم تا ارتفاع یک سانتی‌متر است)، کالری (Calorie)، یکای انرژی، مورد استفاده در صنایع غذایی است (یک کالری (۴،۱۸٦۸ ژول) عبارت است از مقدار گرمای (انرژی) لازم برای اینکه دمای یک گرم آب را، یک درجه‌ی سانتی‌گراد افزایش دهد)، کیلووات ساعت (Kilowatt hour با نماد اختصاری kWh)، یکی از یکاهای تجاری انرژی الکتریکی است (یک کیلووات ساعت برابر است با انرژی مصرف‌شده‌ی دستگاهی با توان ۱۰۰۰ وات در مدت یک ساعت)، و یکای بریتانیایی حرارت (British thermal unit با نماد اختصاری BTU)، واحد سنتی انرژی است که برابر ۱۰۵۵ ژول انرژی می‌باشد.


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

...


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها:...

۱۳۹۶ فروردین ۷, دوشنبه

کشف پنج ذره‌ی تازه‌ی تشکیل‌دهنده‌‌ی اتم در سرن

از: پالاب گش (Pallab Ghosh) (خبرنگار علمی بی‌بی‌سی)

ذره‌های بنیادی

کشف پنج ذره‌ی تازه‌ی تشکیل‌دهنده‌‌ی اتم در سرن


فهرست مندرجات

.



کشف پنج ذره‌ی تازه‌ی تشکیل‌دهنده‌‌ی اتم در سرن

اتاق کنترل آزمایش برخورددهنده‌ی بزرگ هادرون، در سرن در ژنو (Five new sub-atomic particles discovered at CERN)

سرن (CERN) یا سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای (به انگلیسی: The European Organization for Nuclear Research)، بزرگ‌ترین آزمایشگاه فیزیک ذره‌ای جهان است که در سال ۱۹۵۴ در بخش شمال‌شرقی شهر ژنو در کشور سوییس در مجاورت مرز فرانسه ایجاد شد. در حال حاضر بیست کشور اروپایی عضو این سازمان بوده و بیش از ۲٦۰۰ کارمند به طور تمام وقت و همچنین در حدود ۷۹۳۱ دانشمند و مهندس (به نمایندگی ۵۸۰ دانشگاه و مؤسسهٔ تحقیقاتی از ۸۰ کشور جهان) در آن مشغول به کار هستند.

فعالیت اصلی سرن ساخت افزارهای شتابدهندهٔ ذرات و دیگر زیربناها و ابزارهایی است که برای پژوهش‌های فیزیکی در انرژی‌های بالا استفاده می‌شوند. چهار آشکار ساز بزرگِ سرن، حاصل همکاری‌های بین‌المللی می‌باشند. مقر اصلی این سازمان واقع در میرن - یکی از شهرهای تابع ژنو - شامل یک مرکز رایانه‌ای نیز می‌باشد. این مرکز دارای امکانات پردازشی قدرتمندی می‌باشد و به گونهٔ ویژه‌ای برای بررسی داده‌های حاصل از آزمایش‌ها ساخته شده است.

مسئولان شتاب‌دهنده‌ی بزرگ هادرونی می‌گویند چند ذره‌ی جدید تشکیل‌دهنده‌ی اتم - زیراتمی - که می‌تواند چگونگی حفظ انسجام هسته‌ی اتم را توضیح دهد کشف کرده‌اند. این ذرات همگی اشکال مختلف امگا-سی باریون است که وجود آن در سال ۱۹۹۴ تایید شد.

فیزیکدان‌ها همواره بر این باور بودند که انواع مختلف این ذره‌ی وجود دارد؛ اما تاکنون موفق به ردیابی آن‌ها نشده بودند.

این کشف به درک نحوه‌ی عملکرد «نیروی هسته‌ای» (نیروی قوی) که اجزای هسته‌ی اتم را به‌هم می‌چسباند کمک خواهد کرد.

هسته‌ی اتم متشکل از ذراتی به‌نام نوترون‌ها و پروتون‌هاست. این دو به نوبه‌ی خود از ذرات کوچک‌تری به‌نام کوارک با نام‌های عجیب تشکیل می‌شوند.

کوارک‌های داخل نوترون‌ها و پروتون‌ها «آپ» و «دان» (بالا و پایین) نام دارند. این کوارک‌ها را نیروی هسته‌ای (نیروی قوی) کنار هم نگه می‌دارد.

فیزیکدان‌ها نظریه‌ای به‌نام «کوانتوم کرومودینامیکس» دارند تا چگونگی عملکرد نیروی هسته‌ای را توضیح دهند؛ اما استفاده از آن برای پیش‌بینی رفتار ذرات نیازمند محاسبات پیچیده است.

امگا-سی باریون، عضوی از همان خانواده نورتون‌ها و پروتون‌هاست، اما می‌توان آن‌را عموزاده عجیب‌تر آن‌ها دانست. این ذره از کوارک‌هایی ساخته شده که نام آن‌ها «چارم» و «استرینج» (افسون و شگفت) است و این‌ها نسخه‌ی سنگین‌تر کوارک‌های «آپ» و «دان» هستند.

از زمان کشف امگا-سی تصور می‌شد که نسخه‌های سنگین‌تر آن وجود داشته باشد. چیزی مثل برادر و خواهرهای بزرگ‌تر آن. اکنون فیزیکدان‌ها در سازمان اروپایی تحقیقات اتمی (سرن) آن‌ها را یافته‌اند. آن‌ها معتقدند که با مطالعه‌ی این همزادها، شناخت بیشتری درباره‌ی عملکرد نیروی هسته‌ای (قوی) پیدا خواهند کرد.

دکتر گریگ کووان، از دانشگاه ادینبورو، در بریتانیا که در آزمایشگاه ال اچ سی بی در «ال اچ سی» سرن کار می‌کند گفت: «این کشفی غافل‌گیرکننده‌ی است که نحوه‌ی چسبیدن کوارک‌ها به‌هم را روشن‌تر می‌کند. این پیامدهایی نه فقط برای درک بهتر پروتون‌ها و نوترون‌ها بلکه هم‌چنین حالت‌های چندکوارکی مثل پنتاکوارک و تتراکوارک دارد.»

پروفسور تارا شیرز، از دانشگاه لیورپول، که او هم در همین آزمایشگاه کار می‌کند گفت: «این ذرات سال‌ها جلوی چشم ما پنهان شده بودند، اما حالا حساسیت ابزارهای ال اچ سی بی آن‌ها را مورد توجه قرار داده است.»[۱]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- پالاب گش، کشف پنج ذره‌ی تازه‌ی تشکیل‌دهنده‌‌ی اتم در سرن، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی: سه‌شنبه ٢۱ مارس ٢٠۱٧ - ۱ فروردین ۱٣۹٦


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت بی‌بی‌سی


۱۳۹۶ فروردین ۵, شنبه

هیدروژن

از: دانشنامه‌ی آریانا

هیدروژن


فهرست مندرجات
عناصر شیمیایینافلزات

هیدروژن یا به دری هایدروجن (به انگلیسی: Hydrogen، با تلفظ آمریکایی: Hydrogen)، با نماد شیمیایی H نام یک عنصر شیمیایی در جدول تناوبی با عدد اتمی ۱ است. این عنصر، که جرم اتمی استاندارد (Standard atomic weight) آن ۱٫۰۰۷۹۴ g·mol−۱ است، سبک‌ترین عنصر در جهان است و بیش از دیگر عنصرها می‌توان آن را به‌صورت آزاد در طبیعت پیدا کرد و می‌توان گفت نزدیک به ۷۵ درصد از جرم جهان از هیدروژن ساخته شده‌ است. هم‌چنین، برخی جرم‌های آسمانی مانند کوتوله‌ی سفید و یا ستاره‌های نوترونی از حالت پلاسمای هیدروژن ساخته شده‌اند. به‌رغم این، گفته می‌شود که در طبیعت روی زمین به‌سختی می‌توان تک اتم هیدروژن را یافت.


واژه‌شناسی

هیدروژن (Hydrogen)، برگرفته از واژه‌ی فرانسوی hydrogène است که این واژه خود از ترکیب واژه‌ی یونانی ὕδρω (هیدرو یا hydro) به‌معنای «آب» و γενῆς (ژنس یا genes) به‌معنای «تولید» یا «سازنده» پدید آمده است که در واقع، «سازنده‌ی» معنا دارد. از این‌رو، در زبان فارسی نیز به آن «آبزا» می‌گویند، ولی این نام کاربرد چندان ندارد و بیشتر این عنصر به‌نام «هیدروژن یا هایدروجن» شناخته می‌شود. این عنصر در سال ۱۷٦٦ میلادی به‌وسیله‌ی هنری کاوندیش (Henry Cavendish)، فیزیک‌دان انگلیسی، به‌عنوان یک ماده‌ی مستقل شناخته شده، و در سال ۱۷٨٣، آنتونی لاوازیه (Antoine Lavoisier)، دانشمند فرانسوی و بنیان‌گذار شیمی نوین، نام هیدروژن را برای آن انتخاب کرد.


پیشینه‌ی تاریخی

...


پیدایش



ویژگی‌ها



ایزوتوپ‌ها



ترکیبات



کاربردها



[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

...


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها:شیمیعناصر شیمیایی