۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

عفیف باختری، اسدالله

از: دانشنامه‌ی آریانا

اسدالله عفیف باختری


فهرست مندرجات
چهره‌های فرهنگی افغانستانشاعران افغانستان

اسدالله عفیف باختری (به انگلیسی: Asadullah Afif Bakhtari) (زاده‌ی ۱۳۴۱ خ - درگذشته‌ی ۱۳٩٦ خ)، شاعر و روزنامه‌نگار و از چهره‌های ادبی شناخته‌شده‌ی افغانستان بود.


زندگی‌نامه
اسدالله عفیف باختری

اسدالله عفیف باختری، در سال ۱۳۴۱ خورشیدی، در شهر مزارشریف در استان بلخ افغانستان زاده شد. دوران کودکی و نوجوانی خود را در همان شهر گذرانید و به فراگیری آموزش‌های رسمی در مکتب پرداخت. همزمان، در محضر پدرش که او نیز شاعر بود و در نشریه‌ای محلی به‌نام روزنامه‌ی بیدار مقاله‌های سیاسی و حقوقی می‌نوشت با ادبیات آشنا شد. پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، به کابل رفت و در دانشکده‌ی کشاورزی دانشگاه کابل به تحصیل پرداخت. سپس، دوره‌ی خدمت سربازی را به پایان برد و دوباره به شهر مزارشریف باز گشت. در آغاز او در بلخ به‌عنوان آموزگار در اداره‌ی سوادآموزی٬ انجمن نویسندگان و اداره‌ی کل امور فرهنگی مشغول به‌کار شد. پس از آن در سال ۱۳۷۷ به‌عنوان سردبیر نشریه‌ی جهان نو آغاز به‌کار کرد و در ماهنامه‌ی «الف تا یا» به‌عنوان مدیر مسئول فعالیت می‌نمود.

باختری نخستین شعرهای خود را در سال‌های تحصیل در کابل نوشت و در همان سال‌ها بود که با آثار سرآمدان ادبیات فارسی دری و شاعران غربی آشنا شد. گفته می‌شود او از شهرت گریزان بود و تا سال‌ها در گمنامی به‌سر می‌برد و شعرهایی را که در این مدت می‌نوشت در جایی چاپ نمی‌کرد و حتی به کسی آن‌ها را نمی‌خواند.

سر انجام، در دهه‌ی ۷۰ خورشیدی، به جمع شاعران جوان بلخ پیوست و آرام آرام پایش به مجالس هفتگی نقد شعر و برنامه‌های رادیو تلویزیونی ویژه‌ی شاعران کشیده شد و با غزلیاتی که زبان شعری خاص خود را دارد، در مجامع ادبی و شعری افغانستان مطرح شد.

او در خلال سال‌های پُربار فعالیت ادبی خود، چندین مجموعه شعر چاپ کرده که به‌گفته‌ی بسیاری از اهل نظر هر کدام از مجموعه‌هایش چیزی بر گنجینه‌های ادبی افغانستان افزوده است. از این‌رو، جوایز و افتخاراتی به‌دست آورد؛ از جمله: عنوان بهترین شاعر ده‌سال پسین افغانستان در جشنواره شعر معاصر (در سال ۱۳۹۵ خورشیدی)، جایزه‌ی ویژه جشنواره‌ی بین‌المللی فجر در ایران، مدال عالی دولتی از طرف رئیس جمهوری افغانستان و تجلیل ویژه والی و فرهنگیان بلخ برای یک عمر از فعالیت ادبی او.

تجلیل ویژه‌ی استاندار و فرهنگیان بلخ برای یک عمر از فعالیت‌های ادبی عفیف باختری

با این حال، او تقریباً هیچ زمانی دلبستگی سیاسی به‌هیچ جناحی نشان نداد و در سایه ساری از آزادگی و بی‌نیازی روشنفکرانه، پیشنهاد حمایت هر مقامی را رد کرد. این بی‌نیازی واضح بود که برای او نوعی فقر درویشانه و انزوای خودخواسته را به ارمغان داشت. گفته می‌شود «مردی مثل عفیف باختری که وقت شعر خوانی‌اش همه حضار به هیجان می‌آمدند و برای هر مصرع شعرش با شوق و تشویق بر می‌خواستند و از طرفی بت مثالی ادبی نسل نو بود، از مال زندگی دوچرخه‌ای داشت که با آن شناخته می‌شد، دوچرخه‌ای کهنه که هر صبح او را به دفتر محلی هلال احمر در مزار شریف می‌برد و عصرها با سودایی مختصر بر ترم زین او را به‌خانه‌ای که در حال فرو ریختن، به حاشیه شهر بر می‌گرداند. در این بین اما ساعاتی بود که در اتاقی نیمه متروک، شاعران و نویسندگان جوان را به دیدنش می‌کشاند.»

عفیف باختری به دلیل بیماری در بیمارستان ابوعلی سینا در شهر مزار شریف بستری گردید و در نهایت، در ۸ ثور (اردیبهشت) ۱۳۹٦ خورشیدی درگذشت.


نمونه‌ی شعر

شعرهای اسدالله عفیف باختری، پُر از کنایه‌های بدبینانه به وضع موجود و در عین حال سرشار از امید روشنفکران برای تغییر است.

    عمری خلاف مردم خوش‌پوش خوش‌خیال
    در دل غم زمانه گرفتم گریستم
    دیدم که بر نداشت کسی نعشم از زمین
    خود نعش خود به شانه گرفتم گریستم
    ناگهان قطع شود با تو اگر پیوندم
    گور خود چیست به گور پدرم می‌خندم
    از چه خود را پدر شعر جهان پندارم
    من که زن دارم و بابای دو سه فرزندم


آثار

تا کنون پنج دفتر شعر به‌نام‌های «سنگ و ستاره» (۱۳۸۲ خ)، «آوازهای خاکستری» (۱۳۸۳ خ)، «من با زبان دریا» (۱۳۸٦ خ)، «با یک پیاله چای چطوری» (۱۳۸٦ خ)، و «عزیز من و صد غزل» (۱۳۹۱ خ) از عفیف باختری به انتشار رسیده است. اولین کتاب مجموعه اشعار باختری با نام «سنگ و ستاره»، پس از سقوط طالبان و در سال ۱۳۸۲ به چاپ رسید که مورد استقبال نسل جوان قرار گرفت.


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

...





















[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها:...