۱۳۹۶ خرداد ۱۷, چهارشنبه

تنش‌ها میان محمد محقق و امرالله صالح

از: خبرگزاری خامه پرس - فارسی (خبر - گزارش - تحلیل)

تنش‌ها میان محمد محقق و امرالله صالح


فهرست مندرجات

.



تنش‌ها میان محمد محقق و امرالله صالح

محقق: «امرالله صالح، عضو ارشد جبهه‌ی ملی هیچ‌گونه پایه‌ی مستحکم اجتماعی ندارد و در تهمت‌زدن ماهر است». امرالله صالح: «نان و خرجی محمد محقق را ایران می‌دهد. حالا اگر این حرف‌ها نیز تهمت است، پس ستره محکمه (دادسرا) از خانه هر دوی ما زیاد دور نیست.»

افشاگری علیه چهره‌های جنگ‌سالار مزدبگیر بیگانگان که در افغانستان، به‌عنوان ستون پنجم نقش بازی می‌کنند، آن‌هم از زبان یک فردی که مقام ارشد امنیتی-استخباراتی در افغانستان داشته، بسیار ارزنده است. از سوی دیگر، عزیز رویش، عضو جنبش روشنایی خطاب به محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرایی می‌گوید: «اجازه دهید بگویم که شما آدم خوبی نیستید. شما ستم‌کارید و خدا ستم‌کاران را دوست ندارد. شما بیش‌تر از این‌که به دیگران ستم کنید، به‌خود ستم می‌کنید. ریش خود را می‌کنید و تلاش می‌کنید برای خود سبیل درست کنید. این می‌شود یک کاریکاتور بدریخت و بی‌مزه.»

پس از آن‌که حاجی محمد محقق از جبهه‌ی ملی کناره‌گیری کرد و در کنار عبدالله عبدالله قرار گرفت، مقاله‌ی را در شبکه‌ی اجتماعی فسبک منتشر کرد که در آن مقاله دلیل این‌که چرا در کنار رهبر ائتلاف ملی قرار گرفته است را توضیح داده و هم‌چنان ادعا کرده که امرالله صالح، عضو ارشد جبهه‌ی ملی هیچ‌گونه پایه‌ی مستحکم اجتماعی ندارد و [فقط] در تهمت‌زدن ماهر است.

این نوشته‌ی محقق به‌دنبال بازتاب گسترده در شبکه‌های اجتماعی، واکنش جدی امرالله صالح را نیز به همراه داشته است که وی در پاسخ به نوشته‌‌ی محقق مطلبی را در صفحه فسبکش منتشر کرد که در آن از ارتباطات محقق با نهادهای استخباراتی پرده برداشته است.

نسخه‌ی کامل نوشته‌های محمد محقق، در اتباط با پوستن‌اش به تیم دکتر عبدالله عبدالله، رهبر ائتلاف ملی افغانستان و نقد امرالله صالح، عضو ارشد جبهه‌ی ملی و رهبر روند سبز، که از صفحات رسمی فیسبوک آن‌ها برداشته شده است، در زیر ارائه می‌شود:


نوشته‌ی حاجی محمد محقق

بدون تردید دوستى و هم‌سرنوشتى حزب وحدت و جنبش ملى و یا همراهى هزاره‌ها و ازبک‌ها سابقه طولانى داشته نه یک امر قراردادى بلکه امر طبیعى و ضرورت زندگى است. در دور قبلى انتخابات ما و جنبش قرارداد کردیم که یکجا برویم و نیز قرار شد که با توافق استاد ربانى از کاندیداتورى دکتر عبدالله حمایت کنیم که اوراق تکت انتخاباتى دکتر عبدالله روى میز من بود که در آخرین لحظات برادران جنبش خود را عقب کشیدند و بحث حمایت از کرزى مطرح شد. سرانجام بعد از بحث‌هاى طولانى تعهد و توافق‌نامه شد، ولى بعد از انتخابات أقاى کرزى تعهدش را بلعید و ما دست خالى ماندیم و رأى مردم ما تاوان گردن ما شد. به‌هر حال پشیمان نیستیم و پاى تعهد مشترک ایستادیم آن‌هم بنا به راه‌کار برادران اوزبک‌مان که ترک‌ها مشورت داده بود.

امسال به‌تاریخ ١٣ اکتبر در تاشکنت ما سه نفر (محقق، دوستم و عطامحمد نور) در منزل کمال ریش تعهد و قرآن کردیم که در انتخابات یکجا می‌رویم. دوستم و عطامحمد نور دست دادند و من از بالاى دست هر دو گرفتم به شوخى گفتم که به‌خاطرى من دست هردوى‌تان را محکم می‌گیرم که باز هر دوى‌تان جدا نشوید، ولى وقتی‌که داخل افغانستان آمدیم جنرال صاحب دو چیز دیگر را مطرح کرد: یکى این‌که با دکتر عبدالله نمی‌رویم؛ دوم این‌که معاونت می‌خواستند که این دو خواسته عملى نبود و شرایط افکار عمومى داخل و خارج آن‌را پذیرا نبود به دلائل زیر:

١- اگر ما تیم انتخاباتى را با زلمى رسول موافقت می‌کردیم، على‌القاعده باید معاون اول تاجک و معاون دوم هزاره انتخاب می‌شد زیرا راى تاجک بیشتر از هزاره و رأى هزاره بیشتر از راى اوزبک می‌باشد.

٢- اگر تیم را با دکتر عبدالله تشکیل می‌دادیم باید معاون اول را پشتون انتخاب می‌کردیم، زیرا دکتر عبدالله اگرچه پدرش پشتون قندهارى و مادرش تاجک پنجشیرى است، ولى قوم پشتون او را تاجک حساب می‌کنند. فلهذا باید معاون اول پشتون می‌شد و بازهم معاون دوم باید هزاره می‌بود. اگر منظور شما این باشد که پشتون از تکت حذف شود، افغانستان به‌طرف تجزیه می‌رفت؛ اگر منظور این باشد که حق هزاره را به جنرال بدهم، پس جواب مردم هزاره را چه بگویم.

دوست شما أقاى زکى استدلال می‌کرد که ما از این جهت معاونت می‌خواهیم که اگر معاونت به اوزبک داده نشود، ما نمی‌توانیم رأی اوزبک را به‌دست بیاریم، این دلیل‌شان قانع‌کننده نبود، زیرا عین معذوریت در جانب هزاره و پشتون هم هست. در تکتى هزاره نباشد هم هزاره راى نمی‌دهد و اگر پشتون نباشد کار مشکل‌تر.

چرا عبدالله را برگزیدم

علاوه بر این‌که براى ایجاد یک جبهه نیرومند و وسیع ضدّ تروریسم بعد از سال ۲۰۱۴ اتحاد ما با جمعیت اسلامى یک ضرورت حیاتى به‌حساب می‌آمد مشکلات ذیل هم در راه پیوستن به تیم ارگ وجود داشت.

١- تیم جناب کرزى دفعه‌ی قبل با وحدت و جنبش تعهدنامه امضأ کردند ولى بعد از پیروزى به‌تعهدات خود پشت پا زدند و بدقولى کردند و پنج‌سال دچار مشکل شدیم از کجا معلوم که بار دیگر آن کار را نمی‌کرد.

٢- جناب خودى‌هاى ما در مسیر راه ارگ چندین کمین سیاسى انداخته بودند که عبور از آن کار حضرت فیل رحمه‌الله علیه بود، درست است که رییس جمهور از من دعوت کرد که بیا در تیم اشرف غنى و یا زلمى رسول کار کن، ولى در جریان صحبت دریافتم که یک دعوت سرسرى و غیرواقعى است و بعداً که از عطامحمد نور براى معاونت اول دعوت کرد، ایشان گفتند که باید محقق هم در تیم باشد، قبول نکرده بود و گفته بود که شما بیایید ولى محقق مشکل دارند؛ بعداً که زلمى رسول به‌تاریخ ٣٠ میزان ۲۰ سپتامبر به‌خانه ما آمد، زمانى بود که یک روز پیش ما با جمعیت تعهدنامه امضأ کرده بودیم، دیگر مناسب نبود که من تعهدم را بشکنم و یا بر سر راه یافتن به تیم ارگ با هم‌نژادهایم خلیلى و … مسابقه کنم.

چرا احمدضیأ مسعود را مطرح نکردم

ا- تنها رأى هزاره و اوزبک براى پیروزى در انتخابات کفایت نمی‌کرد. ما باید رأى تاجک‌ها و قسماً پشتون‌ها را هم می‌داشتیم. رأى تاجک‌ها نزد احمدضیأ نبود چون مخازن رأی تاجک با ایشان نبود، صلاح‌الدین ربانى از آدرس جمعیت، استاد عطامحمد نور از آدرس شمال و قانونى با سوابق انتخاباتى قبلى در انتخابات ریاست جمهورى اوّل و دو دور پارلمان هر سه از عبدالله حمایت می‌کردند.

٢- طى جلساتى که با کشورهاى ذی‌دخل در قضیه‌ی افغانستان داشتم به‌شمول کشورهاى شرقى و غربى هر قدر که احمدضیأ را مطرح می‌کردیم هیج‌کدام‌شان در انتخابات آینده بالاى ضیأ لنگر نداشتند. پس چطور می‌توانستیم با کسى تیم بسازیم که نه حمایت داخلى دارد و نه مقبولیت بین‌المللى. از داخل تاجکان، فقط صالح را دارد که ایشان پایگاه اجتماعى قوى ندارد و فقط در تهمت‌زدن مهارت دارد. بودن صالح در کنار احمدضیأ که آن‌هم نه براى احمدضیأ بلکه به مقصد خود دلبرى کند.

٣- خواستم که بین عبدالله و ضیأ توافق به‌وجود بیاوریم. در جلسه جبهه‌ی ملى در منزل احمدضیأ فیصله و قرار شد که یک هیأت شش‌نفره از اتحاد انتخاباتى تکلیف کاندیداتورى را میان (عبدالله و ضیأ) مشخص کند که عبارت بودند از (این‌جانب، جنرال دوستم، امرالله صالح، یونس قانونى، صلاح‌الدین ربانى و عطامحمد نور) با أمدن دوستم از شمال جلسه‌ی شش نفر هیأت منصفه را به منزل من دعوت کردم تا تکلیف را روشن کنیم، چون زمان ثبت‌نام اندک بود و از یک‌سو خیال سفر به آمریکا و شنیدن نصائح ملوکانه حضرات سناتوران هوش و گوش طفلکان عرصه سیاست ما را برده بود که خطر انقضأ مدت ثبت‌نام را فراموش کرده بودند که، نه فورمه یک‌صدهزار کارت رأى‌دهى حمایتى را تدارک دیده بودند و نه بودجه کمپاین را. به‌هر حال در مجلس دعوت‌شده، جنرال اشتراک نکرد، زکى را فرستاد صالح که اشتراک کرد ولى پیام ضیأ را آورد که اگر فیصله بر نفع من نباشد قبول ندارم، جلسه بى‌نتیجه ماند، فیصله شد که همه برویم خانه ضیأ قرار شد که زکى و صالح بروند و نه بجه شب وقت را معین کنند تا همه خانه احمدضیأ برویم ما در سفارت تاجیکستان به مناسبت سالگرد استقلال‌شان دعوت بودم که تیلفون آمد که ضیأ قهر کرده جلسه را قبول نکرده و دروإزه‌ی خانه را به‌روى عالم و آدم بسته، فردا در منزل جنرال دوستم اعضاى جبهه ملى جمع شدیم ضیأ از من گلایه کرد که شما طرح ریاست جمهورى مرا نپذیرفتید، من گفتم شما باید بین خود حل می‌کردید و یا هیأت شش‌نفره حکم می‌کرد نه این‌که بر سر ما مى‌انداختید؛ قهر کرد گفت من بعد از این فقط حق سیاسى خود را محفوظ می‌دارم و به شماها کار ندارم و عازم دوبى شد؛ با جنرال نشستم و گفتم که عبدالله به‌شما پیشنهاد وزارت کلیدى دفاع و چند وزارت خانه دارد، قبول نکرد و گفت من نمی‌توانم وزیر دفاع شوم و به این و آن گزارش دهم؛ دیدم که زمان می‌گذرد و دوستان هم راه توافق را در پیش ندارند گوش به زنگ خلیل‌زاد و کرزى نشسته‌اند. من تصمیم خود را گرفتم و با جمعیت معاهده امضأ کردم؛ حالا هم اگر جنرال دقیق فکر کند، بیشترین امتیاز را برای‌شان فقط همین تیم حاضر است بدهد پس بهتر است از خصومت گذشته که با عبدالله و نور داشته دست بردارد و مصالح کلان کشور را بر منافع کوچک ترجیح دهد، در غیر آن هرجا باشد برادر باشیم در تیم‌هاى متفاوت. هنوز هم راه دشوار و طولانى پیش‌رو داریم، کى داند به‌جز ذات پروردگار - که فردا چى بازى کند روزگار.

در پایان زحماتى را که شما برادر گرامى و دوست‌تان أقاى زکى داشتید در جهت ایجاد همسویى میان دو جریان فراموش نمی‌کنیم.

والسلام - حاجى محمد محقق کابل ٣/٧/١٣٩٢


پاسخ امرالله صالح

خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدم‌ها؛ حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در نامه‌ی سرگشاده‌یی‌ دلایل پیوستن خویش به ائتلاف ملی را توضیح داده و در قسمتی از آن گفته است که «امرالله صالح پایگاه قوی اجتماعی ندارد و فقط در تهمت‌زدن مهارت دارد».

جناب استاد محقق: چند تا دلیلی که به برداشت شما من پایگاه اجتماعی قوی ندارم عبارتند از:

من مانند شما لقب تقلبی استادی ندارم. من مانند شما تلویزیونی که مصارف آنتن‌هایش را یک سازمان استخباراتی و معاش مامورین‌اش را سازمان استخباراتی دیگر بدهد، ندارم. من قبل از گرفتن تصمیم‌های سیاسی به سه کشور همسایه سفر نمی‌کنم. من پیمان‌هایم را با متحدین‌ام در سفارت‌خانه‌ها و مهمانخانه‌های استخباراتی در کشورهای همسایه نه، بلکه در شهر کابل می‌بندم. از ذکر ملاقات‌های تاریک با خارجی‌های شرقی و غربی به‌خاطر چانه‌زنی بر سرنوشت کشورم پرهیز و شرم می‌کنم؛ برخلاف شما که آن‌را معیار اساس و معیار بلی و نخیر در انتخاب‌تان قرار می‌دهید.

در محفل یادبود از شهید عبدالعلی مزاری در شهر کابل که من به‌دعوت شما اشتراک کرده بودم، بانویی از سرزمین اسیر در انزوا، مظلومیت، فقر و طبیعت خشن یعنی مناطق مرکزی کشورم که شما ادعای نماینده‌گی آن‌را دارید، شعری را به خوانش گرفت که اشکم را جاری ساخت. او گفت: آی مزاری ... ای بابای زحمت‌کشان و ریسمان‌بدوشان برخیز که آرمانت را معامله کردند. اگر من جای شما بودم در آن مجلس آب می‌شدم. من مانند شما قصر چهارمنزله در کابل و مزارشریف ندارم و اگر چیزی هم دارم حاضرم آن‌را به ملت و حوزه‌ی سیاسی و فکری‌ام حساب دهم.

من به‌خاطر آرمانی که دارم به‌صورت مدنی و قانون‌مند آن مبارزه می‌کنم و زدوبند مخفی با کسی ندارم. این معاون شما بود که با اسناد جاسوسی با (آی‌اس‌آی) دستگیر شد و اگر سیاست تضرع و دست‌بوسی شما به ارگ نمی‌بود او باید زندانی می‌شد.

جناب محترم یادتان رفته وقتی من راجع به سیاست جمهوری اسلامی ایران مقاله‌یی نوشتم، شما در مجلس به من گفتید: او برادر با کسی‌که آب‌ونان و خرجی ما را می‌دهد، چه غرض داری! شما بر من تهمت بسته‌اید که من تنها تهمت بستن را یاد دارم. حالا اگر این حرف‌ها نیز تهمت است، پس ستره محکمه از خانه هر دوی ما زیاد دور نیست. من اگر پایگاهی دارم یا ندارم اعتقادم به آرمان‌ها، ارزش‌ها و حقوق انسان‌ها در موقف‌گیری‌های علنی و حریم خصوصی‌ام یکی است. من پابند اخلاق اسلامی و وطنی خود هستم و نمی‌خواهم از این بیش‌تر به این قسمت بپردازم. من قبل از نوشتن این سطرها ساعت‌ها از طرق مختلف از شما خواستم که به عرف افغانی حرمت بگذارید و به‌خاطر نان و نمکی با هم داشته‌ایم دشنام‌نامه‌تان را دور سازید که نکردید. اگر من خاموش می‌نشستم همان لقب ننگین معامله‌گری بر من نیز مصداق می‌یافت.

مقاله شما را من از دید محتوایی نمی‌خواهم به‌بررسی بگیرم، ورنه در هر سطر آن بوی تفرقه، سیاست معامله محور و متکی به‌دستور خارجی به گفته خودتان شرقی و غربی به مشام می‌رسد. خدا ملت افغانستان را در حفظ خود داشته باشد.


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- نبی‌زاده، تنش‌ها میان محمد محقق و امرالله صالح، وب‌سایت خبرگزاری خامه‌پرس - فارسی: ٦ میزان ۱۳۹۲


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌‌سایت خبرگزاری خامه‌پرس - فارسی