۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

ولتر، فرانسوا ماری آروئه

از: دانشنامه آریانا


فهرست مندرجات

[...][...]


فرانسوا ماری آروئه (به فرانسوی: François Marie Arouet) که بعدها نام ولتر[۱] (به فرانسوی: Voltaire) را بر خود نهاد (زادۀ ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴ - درگذشتۀ ۳۰ مه ۱۷۷۸ م)، از نام‌دارترین فیلسوفان و نویسندگان فرانسوی عصر روشنگری است. ولتر روشنفکر معتقد به‌وجود خدا و بی‌اعتقاد به دین بود که بیشتر به‌دلیل بذله‌گویی، حدت ذهن و دفاع از آزادی‌های مدنی از جمله آزادی دین و حق محاکمه عادلانه، اشتهار یافته است. وی، به‌رغم سانسور فراوان و بیداد قوانین ناعادلانه در فرانسه، پشتیبان آشکار اصلاحات اجتماعی است و فیلسوفی جدلی و انتقادی است، که بیشتر به انتقاد کوبنده از دگماتیسم حاکم بر کلیسای مسیحی و نهادهای فرانسوی زمان خویش می‌پردازد.

ولتر در زندگی خصوصی خویش، علاوه بر کتب و مقالات، دارای نامه‌های خصوصی فراوانی است که مجموع آنان به بیست و یکهزار بالغ می‌گردد. شخصیت ولتر از طریق نامه‌هایی که به نگارش درآورده است، به گونه‌ای بهتر مورد ارزیابی و شناسایی واقع می‌گردد. برخی مفسران، انرژی و تغییرپذیری، چاپلوسی و چرب زبانی مسلم به‌ویژه زمانی که تملق را می‌آغازد، ریشخندهای بی‌رحمانه، استعداد کاری بی‌توجه به اصول اخلاقی و تصمیم وی بر مضاعف‌سازی و دوگانه‌گویی برای فرار از انتقاد دشمنان را از ویژگی‌های وی دانسته‌اند.


[] زندگی‌نامه

فرانسوا ماری آروئه، ملقب به ولتر، در ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴ در پاریس به‌دنیا آمد[٢]. وی جوانترین فرد از میان پنج فرزند خانواده بود. پدر او صاحب دفتر اسناد رسمی بود و زندگی راحتی داشت و مادرش تا اندازه‌ای از طبقه اشراف بود. در هفت سالگی مادر خود را از دست داد، با این وجود، باز هم ایام کودکی را در آغوش خانواده میان‌حال و دین‌دار خود پرورش یافت. پس از آموختن، خواندن و نوشتن غرق در کتاب و نوشتن شد. با اینکه پدرش هرگز نمی‌خواست که او در مشاغل ادبی وارد شود، امّا ولتر به‌خواسته پدر پشت کرد، و به نویسندگی پرداخت. ولتر پس از یک دهه نویسندگی، نامدار شد[٣].

گفته می‌شود: چون وقت آن فرا رسيد كه خود زندگی خويش را تأمين كند، به پدرش گفت كه می‌خواهد ادبيات را پيشه خود سازد. پدر كه از اين موضوع ناراحت بود گفت: "ادبيات شغل كسانی است كه به درد اجتماع نمی‌خورند و سربار آشنايان خود هستند و از گرسنگی جان می‌سپارند." هر كه نگاه می‌كرد می‌توانست ببيند كه چگونه هنر، از تندی و صلابت سخنان او می‌لرزد. بدين ترتيب فرانسوا راه ادبيات را پيش گرفت[۴].

تحصیلات خود را در مدرسه لوئی کبیر به اتمام رسانید و بعد به انجمنی به‌نام تمپل پیوست و سپس به شاگردی یکی از قضات دادگستری فرانسه درآمد. پس از چندی جایزه آکادمی فرانسه به‌وی تعلق گرفت[۵].

ولتر پس از یک دهه نویسندگی، نامدار شد، مردم فرانسه برای نوشته‌های شورانگیز او بی‌تاب بودند. پلیس دائم مراقب او بود، و نوشته‌های او را در اندک زمانی پس از انتشار جمع‌آوری می‌کرد.

نمایشنامه‌های او بیش از سه شبانه روز روی صحنه دیده نمی‌شد، و همین مخالفت‌های ناروای پلیس مردم را برای خواندن نوشته او حریص‌تر می‌کرد.

مردم فرانسه نوشته‌های او را همچون اعلامیه‌های زیرزمینی تلقی می‌نمودند و با اشتیاق مطالعه می‌کردند و افکار او را منتشر می‌ساختند. دیری نگذشت که سایر کشورهای اروپایی نیز با اندیشه‌های وی آشنا شدند. حکومت فرانسه که در مقابل افکار او تاب تحمّل نداشت. در پی بازداشت وی بود.

سرانجام، در سال ۱۷۱۵ اشعاری بر ضد فیلیپ دوم از خاندان اورلئان سرود که باعث زندانی شدن او در باستیل شد. در ایام زندان نام مستعار ولتر را برای خود برگزید. یازده ماه در زندان بود و به‌قدری به او سخت گذشت که در آستانه هلاکت قرار گرفت. از این روی، مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد.

پس از مدتی سلامت خود را بازیافت و بی‌پرواتر از گذشته به جنگ مخالفان آزادی و بیداری حرکت کرد. حکام فرانسه نیز به او اهانت کردند و حتی تا آنجا پیشروی کردند که به وی تهمت بدبینی زدند و اوباش‌ها را به جان وی انداختند.

در همین زمان آدریین لوکو ورور (Adrienne Lecouvreuv) هنرپیشه معروف تاتر در بستر مرگ آرمید، به سنت مسیحیان، کشیشی را به بالین وی آوردند، اما کشیش بر خلاف آئین عیسی مسیح، پیامبر رحمت و مهربانی. با اینکه خود را نماینده خدای رحمان و رحیم تصور می کرد، نه تنها از این بانوی هنرمند دلجویی نکرد، بلکه با غرور نخوت خشونت آمیزی که از ویژگیهای روحانی نمایان است، هنرمندی، (تاتر پیشگی) را حرفه ای ننگین شمرد و از او استغفار خواست. وقتی با افکار او مواجه شد، با خشم او را ترک کرد و به تحریک کلیسا پلیس از دفن جدا و جسد او را با آهک و زباله سوزاندند و بر گرمی بازار کلیسا افزودند.

ولتر که خود شاهد این رویداد بود، چون یک پاره آتش شد و با حکومت و کلیسا، این دو متحد قدیمی، حمله‌ور گردید. او خطاب به مردم گفت: "کسی که می‌گوید: با من هم‌عقیده شو، وگرنه خدا تو را لعن خواهد کرد، به کسی می‌ماند که به من می‌گوید: با من هم‌عقیده شو وگرنه تو را خواهم کشت"؛ حکمرانان فرانسه که نتوانستند گفتار نیشدار ولتر را تحمّل کنند، او را برای بار دوم زندانی کردند و سپس از خاک فرانسه بیرون راندند.

ولتر در سال ۱٧٢٦ رهسپار انگلیس شد. جامعه انگلیس به‌دلیل انقلاب صنعتی بر مردم‌سالاری دست یافته بود، از سایر جوامع اروپایی جلوتر بود و ولتر را سخت تحت تاثیر قرار داده و مجذوب ساخت.

اقتدار پارلمان. استقلال دستگاه دادگستری، محدودیت قدرت پادشاه، حرمت دانشمندان و هنرمندان و فلسفه‌دانان او را به شگفتی و وجد درآورد. مراسم تدفین نیوتون و تشریفات ویژه او را هیچگاه از یاد نبرد، در سال ۱٧٢۹ حکومت فرانسه به ولتر اجازه بازگشت داد. در این زمان سی‌وپنج ساله بود. با تلاش خستگی ناپذیری و با شوری قهرمانی به خلق آثار ادبی و فلسفی پرداخت.


[]




[]



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[] :



[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]

[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]

[٢۱]
[٢٢]
[٢٣]
[٢۴]
[٢۵]
[٢٦]
[٢٧]
[٢٨]
[٢۹]
[٣٠]
[٣۱]
[٣٢]
[٣٣]
[٣۴]
[٣۵]
[٣٦]
[٣٧]
[٣٨]
[٣۹]
[۴٠]
[۴۱]
[۴٢]
[۴٣]
[۴۴]
[۴۵]
[۴٦]
[۴٧]
[۴٨]
[۴۹]

[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱: امیرعباس امیرشکاری، درآمدی بر اندیشه‌های ولتر
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- در وجه تسمیه ولتر بدین نام و معنای نام وی، که در سال ۱۷۱۸، توسط اندیشمند فرانسوی مزبور، برگزیده گشت، نظراتی فراوان موجود است. برخی برآنند واژۀ ولتر نظم معکوس هجاهای کاخ خانوادگی وی، در ناحیه پواتو (Poitou)،تحت عنوان اِروُلت (Airvault) است.بسیاری برآنند اتخاذ نام ولتر، پس از به زندان افکندنش در زندان باستیل (Bastille)، به‌منظور خاطرنشان ساختن تفکیک رسمی وی از خانواده و پیشینه‌اش بوده است. ریچِد هُلمز (Richard Holmes)، نیز در اثر معروف خویش، تحت عنوان خنده ولتر (Voltaire’s Grin) برآن است که نام ولتر از جابجایی حروف، حاصل گشته است. اما چنین می‌افزاید که نویسنده‌ای چونان ولتر، چنین نامی را بدان روی برگزیده است تا به‌گونه‌ای تلویحی، سرعت و جسارت خویش را خاطرنشان سازد. بدین دلیل است که نام وی ممکن است از واژگانی چونان voltige، به‌معنای هنرمند آکروبات، بر تاب ژیمناستیک یا بر روی اسب و یا volatile، که در اساس به‌معنای هرگونه پرنده است، اتخاذ گشته باشد. برخی نیز برآنند که نام ولتر، برابر با قلب هجایی و فونتیکی واژۀ فرانسوی révolté، به‌معنای نافرمان، متمرد و سرکش است که از واژۀ re-vol-tai (برحسب تفکیک هجایی)، نشأت گرفته و در نهایت با تغییر مکان re، از هجای نخست به آخرین هجا، مبدل به Voltaire گشته است.
[۲]-
[۳]-
[۴]-
[۵]-
[۶]-
[٧]-
[۸]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱۲]-
[۱۳]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱۶]-
[۱٧]-
[۱۸]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢۲]-
[٢۳]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢۶]-
[٢٧]-
[٢۸]-
[٢۹]-
[۳٠]-
[۳۱]-
[۳۲]-
[۳۳]-
[۳۴]-
[۳۵]-
[۳۶]-
[۳٧]-
[۳۸]-
[۳۹]-
[۴٠]-
[۴۱]-
[۴۲]-
[۴۳]-
[۴۴]-
[۴۵]-
[۴۶]-
[۴٧]-
[۴۸]-
[۴۹]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]




[برگشت به بالا] [گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله]