۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

ارزیابی مقدماتی از شورش در بالاحصار

برگرفته از: اسناد لانۀ جاسوسی شماره (٢۹): افغانستان (۱)

ارزیابی مقدماتی از شورش در بالاحصار

(سند شماره ۵٧)

فهرست مندرجات



[سند شماره ۵٦][سند شماره ۱]


سند شماره:  ۵٧
شماره سند:  ۵۹٦٧
تاريخ:  ٦ اوت ۱۹٧۹
از:  سفارت آمريکا در کابل
به:  وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی. فوری
طبقه‌بندی:  سری
موضوع:  ارزیابی ابتدایی از شورش در بالاحصار


[]سند شماره ۵٧

۱- (تمام متن سری است).

٢- خلاصه: به‌دنبال نبرد روز قبل بین شورشیان افغان و نیروهای وفادار به رژیم خلقی، کابل در ٦ اوت آرامش خود را دوباره به‌دست آورد. پس از برقراری نظم، نیروهای طرفدار رژیم خلقی اعلام کردند که شورش از طرف "عوامل پاکستانی و ارتجاع ایرانی" انجام شده بود. این موضوع یکی از مبارزات شدیدی را که رژیم خلقی با آن درگیر بود نشان داده، ثابت می‌کند که قدرت به‌دست گرفتن اوضاع را نیز دارد. با این وصف، این واقعه مشکلات دیگری را برای رژیم خلقی و یاران روسی‌اش فراهم آورده است. پایان خلاصه.

٣- با فرارسیدن سپیده‌دم در کابل در ٦ اوت، شهر کاملاً آرام بود و تحت کنترل شدید رژیم خلقی قرار داشت. به‌جز چند خیابان که دایماً بسته بود، آمد و شد در خیابان‌هایی که روز قبل بوسیلۀ شنی تانک‌ها تخریب شده بود مجاز اعلام گردیده بود.

۴- بسیاری از نبردها ۵ اوت به‌نظر می‌رسید در بالاحصار، صحنۀ مبارزات متعدد تاریخی، در نزدیکی کابل متمرکز بوده است. اصولاً،[۱] این برخورد بین نیروهای شورشی و نیروهای مسلح و نیروهای مسلح وفادار به رژیم خلقی صورت گرفت. علت آغاز این درگیری هنوز مبهم است. بعضی از منابع مطلع گزارش داده‌اند که عناصر شورشی حمله را آغاز کردند، ولی با عدم ورود نیروهای پشتیبان نتوانستند پیشرفتی بنمایند. با وجود این که نیروهای شورشی در درون بالاحصار می‌جنگیدند، ولی پرچم سرخ دایماً در بالای بالاحصار در اهتزاز بود. این نشاندهندۀ این امر است که آن‌ها نتوانسته‌اند کنترل کامل این مرکز نظامی را به‌دست گیرند. شورش ۵ اوت نیز، همچون قیام هزارۀ شیعه در ٢٣ ژوئیه نتوانست نیروهای حمایت‌کننده‌ای را در شهر جلب کند. گرچه در تمام طول شب تیراندازی‌های پراکنده در کابل به گوش می‌رسد.

۵- به علت این که منطقه هنوز در اشغال نیروهای خلقی است نمی‌توان آمار و ارقام دقیقی از تلفات و خسارات به‌دست آورد. ولی صدای شلیک توپخانه و تانک و تیراندازی از طریق هلیکوپترها به طرف بالاحصار حدود دو ساعت به طول انجامید که نمونۀ کشتار بیرحمانۀ رژیم خلقی است. یکی از منابع افغانی که توانسته بود به منطقۀ نبرد نزدیک شود، اطلاع داد که تعداد بسیاری از شورشیان به قتل رسیده‌اند. از شمارۀ تلفات بی‌اطلاع هستم. ولی متوجه شدیم که رژیم به روی افرادی که در حال فرار از دروازۀ شهر به طرف تپه‌های مشرف بر بالاحصار بودند آتش گشوده است. هلیکوپترهای جنگی نیز در اطراف جادۀ لوگر کابل مشغول تیراندازی و پرواز بودند، که احتمالاً متوجۀ شورشیان فراری بود.

٦- امروز کابل حالتی خشمگین و نفرت‌بار به‌خود گرفته است. یکی از افغان‌ها به مقام سفارت اظهار داشت: "اگر آن‌ها تنها این هواپیماها را نداشتند، ما مسلمان‌ها از آن‌ها (شورشیان - مترجم) حمایت می‌کردیم". این اظهار نظر نشاندهندۀ مشت کوبندۀ رژیم خلقی علیه شورشیان است و در دل کسانی که خواهان پیوستن به شورشیان هستند، هراس عظیم ایجاد می‌کند.[٢]

٧- اظهار نظر: یکی از نقاط ضعف اصلی رژیم خلقی در مبارزۀ بالاحصار در ۵ اوت آشکار گشت: کاهش اعتماد روزافزون، نسبت به سربازان عادی. همچنین این حقیقت که رهبری خلقی دارای قدرتی مخوف برای سرکوبی است که عبارت است از حمایت نیروهای اصلی کشور چون واحدهای کماندو، بریگاردهای مسلح، و نیروی هوایی، همچون انقلاب ٢٧-٢٨ آوریل ۱۹٧٨، نیروهای سوار زرهی این‌بار نیز ثابت کردند که یکی از عوامل مهم در کنترل کابل به‌شمار می‌روند. هلیکوپترهای جنگی نیز همین نقش را بازی می‌کند، البته با میزان کمتری. همانند درگیری یا قیام ٢٣ ژوئن، این‌بار رژیم خلقی دست به یک سری تبلیغات زد. به این ترتیب که توسط هلیکوپتر اعلامیه‌هایی را در اطراف شهر می‌پراکندند، و یا از طریق بلندگو آن‌ها را قرائت می‌کردند، و یا از طریق رادیو و تلویزیون آن‌ها را به‌صورت تبلیغات تجاری پخش می‌کردند.

٨- مبارزۀ بالاحصار بسیار مشکل‌تر مبارزه یا قیام هزارۀ شیعه بود. در این درگیری دایماً باید مراقب وسایل و تجهیزات نظامی موجود در بالاحصار می‌بودند که این نگرانی را می‌توانستیم در چهرۀ ناظران خارجی و برگزیدگان افغان مشاهده نماییم. پس از قیام هرات در ماه مارس و شورش جلال‌آباد در آوریل، دايماً گزارش‌هایی دربارۀ فرار و پیوستن نیروهای نظامی به شورشیان می‌رسد که بعضی از این نیروها بسیار مهم نیز بوده‌اند. با وجود این که نیروهای نظامی کابل هنوز نسبت به رژیم وفادار مانده‌اند. اما فرار نیر.های انسانی ممکن است برای رژیم و ناظران روسی مشکلات فراوان به‌بار آورد. شوروی تا به‌حال کمک‌های مادی، تجهیزات نظامی و مستشار در اختیار رژیم قرار داده است. تعداد مستشاران به حدود ٢٠٠٠ نفر رسیده که بسیاری از آن‌ها مستقیماً فرماندهی واحدها را به‌عهده گرفته‌اند. به‌همین دلیل می‌توان گفت که ماهیت درگیری شوروی در افغانستان همانند درگیری آمریکا در ویتنام است (برای مثال: به‌دست گرفتن کنترل تدریجی پایگاه هوایی بگرام توسط شوروی).[٣]

۹- در صورت ادامۀ وخامت نیروی انسانی، رژیم خلقی احتمالاً از شوروی تقاضای نیروهای رزمنده را خواهد نمود، که در نتیجۀ آن شوروی ممکن است نیروهای خود را به کابل، جلال‌آباد و ٣٦ منطقۀ دیگر برای "حراست نظامیان شوروی" گسیل دارد. (تبصره: محلۀ میکرویان کابل که محل سکونت روس‌هاست در طول مبارزۀ پنجم اوت بوسیلۀ نیروهای نظامی به‌شدت حراست می‌شد.) پایان اظهارنظر.

۱٠- گزارش امنیتی: به هیچیک از مقامات آمریکایی در پنجم اوت آسیبی وارد نشد. نمایندگی آمریکا همچنان به فعالیت عادی خود ادامه می‌دهد.

آمستوتز[۴]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين سند برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی بازنویس شده است.
يادداشت ۲: در این‌جا نکات چندی پیرامون نحوه برخورد با اسناد سفارت آمریکا در کابل را متذکر می‌شویم.
نخست آن که برگردان فارسی اسناد و نام‌گذاری سفارت آمریکا به «لانۀ جاسوسی» توسط دانشجویان پیرو خط امام خمینی در تهران که به سفارت آمریکا در آن‌جا حمله برده و آن را به اشغال خود درآوردند، صورت گرفته است. بنابراین، نباید فارغ از جانبداری و نقاط ضعف باشد و نمی‌توان این موارد را مربوط به دانشنامۀ آریانا دانست.
دوم آن‌که مطالبی که در این اسناد به‌طور مستقیم از افراد و شخصیت‌ها نقل قول شده است دقیق‌تر بوده تا برداشت مامور سفارت از مطالب رد و بدل شده بین آن‌ها. طبیعی است که جو حاکم بر ملاقات و کیفیت روابط طرفین در کیفیت گزارش موثر بوده است.
سوم دیگر آن‌که باید توجه داشت اسنادی که در در رابطه با افغانستان از سفارت آمریکا در تهران به‌دست آمده، تماماً گزراش‌ها توسط مامور آمریکا در سفارت کابل تهیه و بر اساس بینش دیپلمات‌های آمریکایی نگاشته و گزارش شده است و طبیعی است که قضاوت در مورد اسناد در رابطه با جریان‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان باید با توجه به این بینش باشد. از لابلای این مدارک می‌توان به زوایای حرکت دیپلماسی آمریکا پی برد. یکی از شیوه‌هایی که آمریکا برای کسب اطلاعات در افغانستان اتخاذ کرده بود، ملاقات‌های به‌ظاهر رسمی بود که مامور آمریکایی در این دیدارها اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می‌کرد و دو دیگر، گزارش‌هایی هستند که جاسوسان افغانی برای این سفارت اطلاعات تهیه می‌کردند و بسیاری از تحلیل‌ها و دیدگاه‌های سیاستمداران آمریکا در رابطه با مسایل افغانستان مبتنی بر همین گونه اطلاعاتی است که از این ملاقت‌ها یا گزارش‌های جاسوسان افغان به‌دست آورده‌اند و از این‌جا، گذشته از ماهیت گزارشات جاسوسان افغان، پی به اهمیت خاص ملاقات‌های دیپلماتیک آمریکا در افغانستان نیز می‌بریم.
افزون بر این‌ها، برخی از اسناد، گزارشات وقایع و اخبار است و دقت در نوع انتخاب و ارسال خبر که مبین نیازهای اطلاعاتی آمریکا و دیپلمات‌های آن در کابل بوده است، می‌تواند راهگشای ما در شناخت علایق و نکات برجسته‌ای باشد که موجب حساسیت ابرقدرت آمریکا در افغانستان بوده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- اسناد لانۀ جاسوسی، شماره ۲۹، افغانستان (۱)، ص ۲۴۴
[۲]- همان‌جا، ص ۲۴۵
[۳]- همان‌جا، ص ۲۴٦
[۴]- همان‌جا، ص ۲۴٧



[] جُستارهای وابسته

تاریخ معاصر افغانستان
کودتای هفتم ثور ۱۳۵٧
بالاحصار کابل
قیام بالاحصار کابل



[] سرچشمه‌ها

اسناد لانۀ جاسوسی، شماره ۲۹، افغانستان (۱)، دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، تهران: انتشارات پيام آزادی، صص ۲۴۴-۲۴٧