۱۳۹۱ اسفند ۲۶, شنبه

انجیل یهودا

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات



انجیل یهودا (به انگلیسی: Gospel of Judas)، انجیل عرفانی (فرقۀ باطن‌گرا گنوستیک) است[۱] که بر اساس گزارش نشریۀ «انجمن نشنال جئوگرافیک»، طبق آزماش‌های نسخه‌شناسی دانشگاه آریزونا، قدمت آن، بین ٢٢٠ تا ٣۴٠ میلادی، تخمین‌زده شده است[٢]. این نسخه در ٣۱ صفحه و به‌زبان قطبی است که با حروف یونانی نوشته شده و گفته می‌شود، به سال ۱۹٨٣ میلادی، کشف شده است[٣].


[] تاریخچه

در نوشته‌های ایرنائوس، اُسقفی اهل لیون که در اواخر قرن دوم میلادی می‌زیست، برای اولین‌بار از اثری به‌نام «انجیل یهودا» نام برده برده شده است. ایرنائوس در یکی از اثرهایش به‌نام «بر علیه بدعت‌ها»[۴] نگرانی خود را از تعالیم بسیاری از گروه‌های مذهبی نشان داد و در مخالفت با آنان گفت: «اینان ادعا می‌کنند که یهودای خیانتکار ... از میان رسولان تنها و تنها حقیقت را می‌دانست ... آنان به این شکل داستان‌هایی ساختگی به‌وجود آوردند و آن را انجیل یهودا نامیدند.»[۵]

در آن زمان، گروه‌های گنوستیکی بسیاری، فعال بودند و هر گروه تفسیری جداگانه از «حقیقت» داشت. آنان که ادعا می‌کردند دانشی ویژه در اختیار دارند، تعالیم خود را که بر اساس نوشته‌هایشان بود و در قرن دوم میلادی روزبه‌روز فزونی می‌یافت، ترویج می‌دادند.

در این قبیل نوشته‌های گنوستیکی اغلب ادعا می‌شد که رسولان صاحب‌نام عیسی، پیام او را به‌درستی درک نکردند و عیسی رازی را از آنان پنهان کرد و این راز را تنها عده‌ای معدود درک کردند[٦]. برخی از این گروه‌های گنوستیکی بر این باور بودند که جهان مادی زندانی بیش نیست که بدن ما در آن اسیر است... کسی که از دانش حقیقی برخوردار باشد، به این راز پی می‌برد و می‌داند که باید روح خود را از این زندان رهایی دهد.

«انجیل یهودا» که بر اساس این اعتقاد نوشته شده بود، با چنین سخنانی آغاز می‌شود: «این رازی است که عیسی در طی هشت روز و ... پیش از برگزاری عید فِصَح با یهودای اسخریوطی در میان گذاشت.»[٧]

به‌هر حـال، این نسـخۀ کشـف شـده، شـاید همـان انجیلی باشـد که ایرنائوس قدیس حدوداً در سـال ۱٨٠ میلادی، در کتاب خـود «بر علیه بدعت‌ها» از آن یاد کرده اسـت[٨] و طی قرن‌ها گمان می‌رفت که از میان رفته است.

ماژوین مایر، یکی از اعضای اولین گروه که این دست‌نوشته ‌را بررسی و ترجمه کرده است، در مورد ایرنائوس می‌گوید: «توضیحات مختصر او با نوشته‌های قطبی‌ای که امروزه در دسترس است و «انجیل یهودا» نامیده می‌شود، هماهنگ است.»[۹]

به‌رغم آن‌که، ایرنائوس قصد داشت که، تعالیم گوناگون مسیحیان گنوستیکی را مردود شمارد؛ اما همین یادآوری او، خود گواه بر این است که قدمت این انجیل به تاریخی پیش از سال ۱٨٠ میلادی باز می­‌گردد. از این روی، دانشمندان تاریخ نگارش انجیل یهودا را بین سال‌های ۱۳٠ تا ۱٧٠ میلادی تخمین زده‌اند[۱٠].


[] کشف انجیل یهودا

چگونگی کشف «انجیل یهودا» نامشخص است. باستان‌شناسان عموماً پس از کشف دست‌نوشته‌ای، آن را به ثبت می‌رسانند. اما در مورد این دست‌نوشته چنین نود. این انجیل که در سال ۱۹٧٨ میلادی، به‌احتمال قوی در یک مقبرۀ متروکه و احتمالاً در غاری پیدا شد، بر خلاف انتظار بسیاری، در اواخر دهۀ ۱۹٧٠ یا اوایل دهۀ ۱۹٨٠ در بازار عتیقه‌جات به فروش گذاشته شد. این نسخه یکی از چهار نسخۀ خطی‌ای (نوعی از کتاب باستانی) بود که به‌زبان قبطی (زبانی گرفته شده از مصر باستان) نوشته شده بود.

این دست‌نوشته طی قرون متمادی در آب و هوای خشک مصر باقی ماند. ولی پس از خارج کردن آن از مصر، در مدت کوتاهی شروع به آسیب‌دیدن کرد. در سال ۱۹٨٣ این دست‌نوشته در اختیار چند محقق قرار گرفت، اما از آن‌جایی که قیمت آن سرسام‌آور بود، به فروش نرفت. در طی سال‌های متمادی، این دست‌نوشته به‌دلیل عدم نگهداری به سرعت آسیب دید. در سال ٢٠٠٠، عتیقه‌فروشی سوئیسی آن را خرید و عاقبت آن را در اختیار یک گروه بین‌المللی از محققان قرار داد. این گروه با همکاری و کمک مالی بنیاد آثار هنری باستان و انجمن نشنال جئوگرافیک، مسئولیت پیچیدۀ ترمیم و بازسازی این دست‌نوشته را بر عهده گرفتند. این دست‌نوشته در اثر آسیب‌دیدگی، به چندین قطعه تقسیم شده بود. این گروه همچنین می‌بایستی قدمت این دست‌نوشته را تخمین می‌زدند و محتوای آن را ترجمه و تفسیر می‌کردند.

آزمایش کربن ۱۴ قدمت این دست‌نوشته را که احتمالاً به قرن سوم یا چهارم برمی‌گردد، تأیید کرد. اما محققان گمان دارند که این دست‌نوشته از زبان یونانی ترجمه شده و قدمت آن طولانی‌تر است.[۱۱]


[] محتوا

انجیل یهودا، که طی ۱٧٠٠ سال، یک متن باستانی از دست‌رفته پنداشته می‌شد، می‌گوید: «یهودای خائن، شاگرد واقعی عیسی مسیح بود»[۱٢].

در این انجیل آمده است که وقتی رسولان عیسی درکی درستی از تعالیم او نداشتند، عیسی با تحقیر به آنان می‌خندید. اما از میان ۱٢ رسول عیسی، یهودا تنها کسی بود که هویت واقعی او را می‌شناخت. از این رو، عیسی در خلوت «رازهای پادشاهی خدا» را با او در میان گذاشت.

اولین گروه از محققان که «انجیل یهودا» را ترجمه کردند، از گفته‌های ایرنائوس بهره گرفتند. در این ترجمه آمده است که عیسی، یهودا را رسولی می‌دید که رازها را درک خواهد کرد و به «پادشاهی خدا» دست خواهد یافت. همچنین با این‌که ۱۱ رسول فریب‌خوردۀ عیسی، رسولی دیگر را به‌جای یهودا می‌یابند، اما یهودا پاداشی بهتر از سایر رسولان خواهد یافت و «سیزدهمین روح» خواهد شد، زیرا او به عیسی یاری رساند که از جسم خود بیرون آید.

نویسندگان پرطرفدار همچون بارت ارمن و اِلین پاگِلز به سرعت نتیجۀ تحقیقات و توضیحات خود را از «انجیل یهودا» منتشر کردند. این نویسندگان همچنین محققان برجسته‌ای در زمینۀ مسیحیت اولیه و فلسفۀ گنوستیک بودند و از «انجیل یهودا» ترجمه‌ای کردند که مشابه ترجمۀ گروه اول بود. اما پس از مدتی کوتاه، محققان دیگری همچون آوریل دکونیک و بیرگر پیرزون با نگرانی ابراز داشتند که انجمن نشنال جئوگرافیک چاپ این دست‌نوشتۀ باستانی را سرعت بخشید تا توجه رسانه‌های گروهی را به آن جلب کند. این محققان همچنین بر این عقیده بودند که روال عادی برای مرور و بررسی این دست‌نوشته دنبال نشده بود.

پس از تحقیقات جداگانۀ دکونیک و پیرزون، آنان به این نتیجه رسیدند که مترجمان پیشین، برخی از قسمت‌های کلیدی این دست‌نوشته را به‌درستی ترجمه نکرده‌اند. مطابق با تحقیقات دکونیک، عیسی، یهودا را نه «سیزدهمین روح» بلکه «سیزدهمین دیو» خواند[۱٣]. بر اساس تحقیقات او، عیسی صریحاً به یهودا گفت که او به «پادشاهی خدا» وارد نخواهد شد. اما به‌جای گرفتن پاداشی بهتر از سایر رسولان، او برای کشتن عیسی به شدت مجازات خواهد شد. به‌نظر دکونیک نویسندگان «انجیل یهودا» همۀ رسولان را مورد تمسخر قرار داده‌اند. نتیجۀ نهایی تحقیقات دکونیک و پیرزون آن بود که در «انجیل یهودا»، یهودا یک قهرمان نیست.[۱۴] البته جای تردید نیست که نظر محققان اخیر، همان نظر کلیشه‌ای رهبران کلیسا طی حدود دو هزار سال است و نکته‌ی تازه‌ی را در بر ندارد.


[] اعتبار

محققانی که انجیل یهودا را بررسی کردند و یهودا را قهرمان یا دیو می‌شمارند، اطلاعات تاریخی آن را موثق نمی‌دانند. بارت ارمن چنین توضیح می‌دهد: «این نوشته، انجیلی نیست که به‌دست یهودا نگاشته شده باشد یا کتابی نیست که در آن آمده باشد که به‌دست یهودا نوشته شده است... این نوشته، حتی انجیلی نیست که در آن زمان به‌دست شخصی که یهودا را به‌خوبی می‌شناخت، نوشته شده باشد... بنابراین، این کتاب، کتابی نیست که به ما در مورد اتفاقات دوران زندگی عیسی اطلاعاتی بیشتر دهد.»

به‌نظر سازمان شاهدان یهوه، «انجیل یهودا» یک نوشتۀ گنوستیکی از قزن دوم میلادی است که به زبان یونانی نوشته شده است. محققان هنوز اطمینان ندارند که آیا «انجیل یهودا» که به تازگی کشف شده است، همان نسخه‌ای است که ایرنائوس به آن اشاره کرد یا خیر. اما این دست‌نوشته به‌روشنی نشان می‌دهد که پس از قرن اول میلادی مسیحیان با ترویج تفسیر مختلف از آموزه‌های عیسی، سبب دسته‌بندی و جدایی شدند. مسیحیان مخالف تعالیم رسمی مسیحیت، نتوانستند ثابت کنند که تعالیم کتاب مقدس نادرست است. «انجیل یهودا» در حقیقت مُهری تأییدی بر هشدارهای رسولان است. برای نمونه اگر به یکی از هشدارهای پولُس رسول در اعمال ٢٠: ٢۹-٣٠ توجه شود، در آن‌جا آمده است: «می‌دانم بعد از رفتنم... از میان خود شما کسانی بر خواهند خاست و حقیقت را دگرگون خواهند کرد تا شاگردان را به پیروی خود از راه به‌در کنند.»[۱۵]

با این وجود، اگرچه صحت و اصالت این نسخۀ خطی هنوز به اثبات نرسیده است، اما به‌نظر می‌رسد که متنی از قرن چهارم یا پنجم میلادی است و رونوشتی از یک سند قدیمی‌تر است که توسط فرقۀ باطن‌گرای گنوستیکی عرضه شده است. در این نسخه، تصاویری از یهودای اسخریوطی وجود دارد که گرد سر او هاله‌ای از نور مشاهده می‌شود و در برابر حلم الهی که در دستان مسیح است، تعظیم کرده است.

اگر این متن اصالت و اعتبار داشته باشد، می‌تواند بنیان‌های مسیحیت را متزلزل کند و باورهای سنتی مسیحیان را به چالش بکشد؟ توماس ویلیامز، رئیس دانشگدۀ الهیات دانشگاه رُم، چنین احتمالی را مردود می‌داند. او می‌گوید: «قطعاً نه. اناجیل عرفانی یا باطن‌گرا که تعداد آن‌ها هم کم نیست، به‌خودی خود جزو اسناد رسمی و مقبول کلیسا به‌شمار نمی‌آیند؛ چرا که در واقع همگی آن‌ها فراهم آمده توسط فرقه‌های التقاطی هستند که عناصر مختلفی را از سنت‌های دینی متفاوت، از جمله مسیحیت، اقتباس می‌کنند و آن‌ها را به‌یکدیگر ملحق می‌نمایند. جامعه‌ی مسیحی از آغاز پیدایش این متون، آن‌ها را انکار می‌کرده است. چرا که معتقد بوده با ایمان مسیحی ناسازگارند. «انجیل یهودا»، در واقع یکی از این متون است که اگرچه ارزش تاریخی بالایی دارد و دانش ما نسبت به جریان‌های باطن‌گرا و عرفانی می‌افزاید، اما هیچ چالش خاصی برای مسیحیت ایجاد نمی‌کند.»[۱٦]

او همچنین در ادامه می‌افزاید: «به‌خاطر داشته باشید که ظهور جریان‌های گنوستیکی به نیمۀ قرن دوم میلادی بر می‌گردد و «انجیل یهودا» اگر اصالت و اعتباری داشته باشد، احتمالاً تاریخ نگارش آن به اواخر قرن دوم باز می‌گردد، در حالی‌که دست‌کم دو انجیل اربعه در زمانی بسیار دورتر از این تاریخ، تهیه شده است و بنابراین، به‌لحاظ اعتبار تاریخی، آنچه در متون و منابع دست اول مسیحی آمده است، بر انجیل گنوستیکی برتری دارد و منطقاً نمی‌تواند آن‌ها را به چالش بکشاند.»[۱٧]

اما اگر چنین است، پس چرا کلیسا همیشه کوشیده است این‌گونه متون را پنهان کند و از معرض دید و داوری محققان دور نگه‌دارد؟ در پاسخ به این پرسش، توماس ویلیامز می‌گوید: «به‌هیچ وجه، این‌ها افسانه‌هایی است که روزنامه‌نگارانی چون دان براون و همدستان توطئه‌اندیش او سر هم می‌کنند. شما می‌دانید به‌راحتی به هر کتابفروشی کاتولیکی بروید و یک نسخه از اناجیل گنوستیکی را تهیه کنید. مسیحیان این اناجیل را معتبر نمی‌دانند، اما هیچ وقت هم به‌دنبال کتمان و اخفأ آن‌ها نبوده‌اند.»[۱٨]

یکی از تفاوت‌های اصلی میان باورهای مسیحی و گنوستیکی، آن‌جاست که به مسأله‌ای منشأ شر در جهان پرداخته می‌شود. مسیحیان معتقدند که خدا سراسر خیر است و جهانی آکنده از خیر آفریده است و گناه و فساد، حاصل استفاده از ارادۀ آزاد انسان است. در واقع، به گمان مسیحیان، گناه و فساد، زمانی وارد جهان شد و آفرینش را از نظم و سلامت به‌در آورد که آدمی از ارادۀ آزاد خود سوءاستفاده کرد. جریان‌های گنوستیکی، منشأ شرور را خدا می‌دانند و ادعا می‌کنند که خدا جهان را به قاعده‌ای بی‌نظمی و اغتشاش آفریده است. به‌همین دلیل است که برخی از چهره‌های عهد عتیق را بازسازی و برجسته می‌کنند، چهره‌هایی همچون قابیل که برادرش هابیل را به‌قتل رساند. به‌گمان گنوسی‌ها یهودا مصداق بارزی است برای این آموزه که خداوند خود قصد داشته است شر را وارد جهان کند.[۱۹]

کلیسای کاتولیک در مورد این‌که خیانت یهودا اسخریوطی بخش ضروری طرح خداوند نبود، به این نظر است که خداوند به‌حکم آن‌که دانای مطلق است، می‌داند که تصمیم‌های انسان چیست، اما این‌ تصمیم‌ها را معمولاً پرده‌پوشی می‌کند. پاپ ژان پل دوم، در آخرین کتاب خود، به‌خوبی توضیح داد که خداوند چگونه از دل شرور مطلقی که آدمی باعث و بانی آن‌هاست، خیر می‌آفریند. معنای این سخن، آن نیست که خدا می‌خواهد انسان مرتکب شر شود، یا او می‌خواست که یهودا به مسیح خیانت کند. اگر یهودا هم این کار را نمی‌کرد، به‌نظر کلیسای کاتولیک، فردی دیگری قطعاً خیانت می‌کرد؛ چرا که ذات انسان با گناه آلوده است![٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]-
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]