جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه

انسان ماهر

از: دانشنامه‌ی آریانا

انسان ماهر

فرگشت انسانانسان‌تباران

انســان مـاهـر (که در زبـان انگلیـســی: «handy-man» و در زبـان آلمانـی «geschickter Mensch» خوانده شده است)، با نام علمی «هومو هابیلیس» (Homo habilis)، یکی از گونه‌های منقرض‌شده‌ی سرده‌ی انسان است، که نزدیک به دو میلیون سال پیش در شرق آفریقا و نیز به‌روایتی بحث‌انگیزتر در جنوب آفریقا می‌زیست[۱].


تاریخچه‌ی کشف
انسان ماهر

«لوئیس لیکی»[٢]، دیرین‌شناس، باستان‌شناس و مردم‌شناس بریتانیایی، همراه با همسرش «ماری لیکی»[٣]، بین سال‌های ۱۹٦٢ و ۱۹٦۴ میلادی، سنگواره‌های «انسان ماهر» را در کشور تانزانیا در شرق آفریقا به‌دست آورد[۴]. «انسان ماهر» یا «هومو هابیلیس»، تا سال ٢٠١٠ میلادی، اولین گونه‌ از سرده‌ی انسان شناخته‌ می‌شد. اما در ماه مه همان‌سال، «انسان گاتنگی»[۵]، که بقایای آن از غار «استرکونتین»[٦] در «گاوتنگ»[٧] در شمال غرب استان ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی به‌دست آمده بود، توسط «درن کورنو»[٨]، زیست‌شناس انگلیسی، به‌عنوان قدیمی‌ترین گونه از سرده‌ی انسان معرفی شد[۹].

به‌هر حال، به گفته‌ی اولیویا ولاهوس، کشفیات لیکی تصویر انسان را به‌طور قابل ملاحظه‌ای غنا بخشید. در سطحی که اندکی پایین‌تر از لایه‌هایی است که «زینج آنتروپوس» در آن یافت شد، با قدمتی بیشتر از او، بقایای انسان‌هایی پیدا شد که بیش از هر یک از انواع استرالوپیتکوس به انسان امروز شباهت داشتند. این انسان‌ها مطمئناً ابزارساز بودند، از سنگ برای خود پناهگاه درست می‌کردند، و شاید شکارگرانی واقعی نیز بودند. دکتر لیکی این کشف را، «هومو هابیلیس» (Homo habilis) یا «انسان زیرک» نامید[۱٠].

با وجود این، یافته‌های جدید، در سال ٢٠٠٧ میلادی، نشان داد که هومو هابیلیس (انسان ماهر) و هومو ارکتوس هم‌زمان می‌زیسته‌اند. پیش از این، چنین تصور می‌شد که هومو ارکتوس از تکامل هومو هابیلیس پدید آمده است. اما هم‌زیستی این دو گونه، این احتمال را به‌میان آورد که آن‌ها به‌عنوان دو گونه‌ای جداگانه، از یک جد مشترک منشأ گرفته‌اند[۱۱].


طبقه‌بندی علمی

انسان ماهر یا هومو هابیلیس (براساس رده‌بندی لوئیس لیکی در سال ۱۹٦۴ میلادی)، از فرمانرو جانوران[۱٢]، شاخه‌ی طنابداران[۱٣]، رده‌ی پستانداران[۱۴]، راسته‌ی نخستی‌سانان (نخستی‌ها یا پریمات‌ها)[۱۵]، خانواده‌ی انسان‌سانان[۱٦]، سرده‌ی هومو یا انسان‌[۱٧] و گونه‌ی انسان ماهر[۱٨] است[۱۹].


ریخت‌شناسی

در کتاب «تاریخ دودن» (DUDEN Geschichte)، از انسان ماهر یا هومو هابیلیس با ویژگی‌های زیر یاد شده است: قد حدود ۱٦٠ سانتی‌متر؛ وزن بین ٣۵ تا ۵۵ کیلوگرم؛ بدون چانه، دارای دندان‌های کوچک؛ برجستگی ضخیم بالای کاسه‌ی چشم و حجم مغز حدود ۵٠٠ سانتی‌مترمکعب؛ که به‌صورت راست راه می‌رفت.[٢٠]

تصویر تخیلی مرد و زن انسان ماهر


ویژگی‌های زندگی

انسان ماهر (هومو هابیلیس)، که حدود ۱٫۹ میلیون سال پیش از باشندگان شرق آفریقا (ظاهراً «تنگ اُلدُوای»[٢۱]، در شمال تانزانیا) بود، شاید حدود ۲٫۴ میلیون سال پیش در آن‌جا پدیدار شده باشد[٢٢]. آخرین سنگواره‌های به‌دست آمده از وی متعلق به ۱٫٦ میلیون سال پیش است[٢٣]. این گونه‌ی انسان، در نزدیکی علفزارها و جنگل‌ها می‌زیست و هم‌چنین از محل سکونت او در غارها و پناهگاه صخره‌ای نیز سخن رفته است[٢۴]. او آتش را می‌شناخت و از ابزارهای الدوایی‌[٢۵] و سنگ چخماق ساده استفاده می‌کرد[٢٦]. مواد غذایی او بیش‌تر شامل گیاهان و شکار حیوانی بود و نیز رسم آدمخواری[٢٧] میان هومو ابیلیس‌ها رواج داشت[٢٨]. هم‌چنین، در زمان آن‌ها، زبان رشد می‌یافت اما سرعت گفتار بسیار آهسته بود[٢۹].


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها




[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- انسان ماهر، از ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی آزاد
[٢]- Louis Leakey
[٣]- Mary Leakey
[۴]- »Homo habilis«, From Wikipedia, the free encyclopedia
[۵]- Homo gautengensis
[٦]- Sterkfontein
[٧]- Gauteng
[٨]- Darren Curnoe
[۹]- همان‌جا
[۱٠]- ولاهوس، اولیویا، درآمدی بر انسان‌شناسی (تبار انسان و فرهنگ انسانی)، گردانده‌ی سعید یوسف، ص ٨٨
[۱۱]- »Homo habilis«, From Wikipedia, the free encyclopedia
هم‌چنین نگاه شود به:
F. Spoor, M. G. Leakey, P. N. Gathogo, F. H. Brown, S. C. Antón, I. McDougall, C. Kiarie, F. K. Manthi & L. N. Leakey (2007-08-09). »Implications of new early Homo fossils from Ileret, east of Lake Turkana, Kenya«. Nature 448 (7154): 688–691.
[۱٢]- جانوران یا حیوانات (Animal)، یکی از انواع مهم جانداران هستند که از دو زیرگروه اصلی مهره‌داران و بی‌مهرگان تشکیل شده است.
[۱٣]- جانوران دو گروه هستند: طنابداران (Chordate) که مُهره‌داران (Vertebrate) یکی از بزرگ‌ترین زیرشاخه‌های این جانوران هستند و بی‌مهرگان (Invertebrate). طنابداران را مازه‌داران هم نامیده‌اند.
[۱۴]- پستانداران (Mammal)، رده‌ای از جانوران مهره‌دار هستند که غدهٔ پستانیشان، در جنس ماده، شیر برای تغذیه‌ی نوزاد تولید می‌کند.
[۱۵]- نخستی‌سانان یا نخستی‌ها (Primate)، یکی از راسته‌های زیست‌شناسی است که شامل تمامی میمون‌ها، کپی‌های و انسان می‌شود. ۳۵۰ گونه از نخستی‌ها شمارش شده‌اند.
[۱٦]- انسان‌سا یا هومینید (Hominid)، با نام علمی »Hominidae«، که هم‌چنین به‌نام کَپی‌های بزرگ (great apes) یاد شده‌ است، یک خانواده‌ی آرایه‌شناختی است که شامل چهار سرده‌ی موجود است: انسان‌ها، شامپانزه‌ها، گوریل‌ها و اورانگوتان‌ها.
[۱٧]- سرده‌ی انسان با نام علمی »Homo« سرده‌ای از خانواده‌ی کپی‌های بزرگ است. گونهٔ انسان خردمند (که نسل ما را نیز شامل است)، یکی از گونه‌های این سرده‌ است.
[۱٨]- انسان ماهر (Homo habilis)
[۱۹]- انسان ماهر، از ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی آزاد
[٢٠]- DUDEN - Geschichte, PAETEC Verlag für Bildungsmedien Berlin, 2003. ISBN 3-89818-070-0
[٢۱]- «تنگ الدوای» (به انگلیسی: «Olduvai Gorge»؛ به آلمانی «Olduvai-Schlucht»)، تنگی در شمال تانزانیاست.
[٢٢]- تاریخ دودن، پیشین (به زبان آلمانی)
[٢٣]- انسان ماهر، از ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی آزاد
[٢۴]- تاریخ دودن، پیشین (به‌زبان آلمانی)
[٢۵]- صنعت الدوایی (Oldowan)، کهن‌ترین صنعت شناخته‌ی ساختن ابزار سنگی است. آغاز آن حدود ۲٫٦ میلیون سال پیش در شرق افریقا بود.
[٢٦]- تاریخ دودن، پیشین (به زبان آلمانی)
[٢٧]- ظاهراً در آن دوره گوشت، به شکل یک پایه جدید غذایی در خوراک انسان ماهر افزوده شده بود. آدم‌خواری یا کانیبالیسم (Cannibalism)‏ عادت یا رسم خوردن گوشت انسان است به وسیله انسانی دیگر. باستان‌شناسان نشانه‌هایی از این عادت یا رسم را در بین هومو ابیلیس‌ها یافته‌اند.
[٢٨]- تاریخ دودن، پیشین (به زبان آلمانی)
[٢۹]- همان‌جا


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها

DUDEN - Geschichte, PAETEC Verlag für Bildungsmedien Berlin, 2003. ISBN 3-89818-070-0
ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی آزاد (به‌زبان‌های فارسی و انگلیسی)
ولاهوس، اولیویا، درآمدی بر انسان‌شناسی (تبار انسان و فرهنگ انسانی)، گردانده‌ی سعید یوسف.


[] پيوند به بیرون

[۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰]

رده‌ها │ انسان‌شناسی │ انسان‌تباران │ فرگشت انسان

اعتصاب غذایی دانشجویان در کابل

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[نافرمانی مدنی][اعتصاب غذایی]


اعتصاب غذایی دانشجویان در کابل (آغاز: ٣٠ اردیبهشت ۱٣۹٢ - پایان: ٦ خرداد ۱٣۹٢)، در اعتراض به «تبعیض قومی» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل، به مدت هشت روز در برابر ساختمان پارلمان افغانستان انجام شد. این اعتصاب غذای، در رسانه‌های همگانی افغانستان و شبکه‌های اجتماعی هم بازتاب گسترده‌ای داشت.


[] زمینه‌ها و دلایل

۷۰ دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل، از ٣٠ اردیبهشت ۱٣۹٢ خورشیدی، در مقابل پارلمان افغانستان، دست به تحصن و اعتصاب غذا زدند و خواستار «اصلاحات» در این دانشکده شدند. خواسته‌های دانشجویان معترض عبارت بود از: برکناری غلام‌فاروق عبدالله، رئیس دانشکده علوم اجتماعی، برکناری فیصل امین، یکی از استادان این دانشکده، تغییر در کادر علمی دانشکده و منع رفتارهای تبعیض‌آمیز قومی با دانشجویان.

این خواست دانشجویان، با حمایت گسترده گروه‌های مختلف اجتماعی، نهادهای حقوق بشری، جامعه مدنی و شماری از نمایندگان مجلس و دانشجویان همراه بوده است.

روز یکشنبه ٣ خرداد ۱٣۹٢، این گروه‌ها و نهادها با حضور در محل اعتصاب دانشجویان، از خواسته‌های آن‌ها حمایت کردند و از وزارت تحصیلات عالی خواستند که این خواسته‌ها را بپذیرد.

احمدشاه ستانکزی، مسئول نهاد دهکده صلح و از فعالان جامعه مدنی در کابل، به نمایندگی از تعدادی از نهادهای مدنی صحبت می‌کرد، گفت: «این یک مشکل تازه نیست بلکه از سال‌ها به این طرف دانشجویان با انواع مشکلات قومی، زبانی، مذهبی و تبعیض جنسیتی مواجه بوده‌اند، ولی حالا دانشجویان تنها نیستند بلکه نهادهای جامعه مدنی هم می‌خواهند که اصلاحات به‌میان بیاید و مانع حق تلفی، ظلم گرفته شود چون اکنون زمان طالبان و جنگ‌سالاران گذشته و دوره دموکراسی است.»

در واکنش به این خواسته‌ها، فاروق عبدالله، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل گفت: «این محصلین عزیز ما آلت دست چند نفر معدود وکیلان و بزرگان قومی شده‌اند. من مسلمانم. خدا می‌گوید که برتری تنها در تقوا است، نه سیاه‏‌پوست، سفیدپوست و پشتون، تاجیک و هزاره بودن. اگر یک استاد متعصب باشد، این برایش شرم است و وظیفه خود را باید ترک بگوید. من هم شکر متعصب نیستم. یک پسر دارم. ملیتم پشتون است به خدا (سوگند) با او پشتو گپ نزده‌ام.»

ولی برخی از نهادهای حقوق بشری، جامعه مدنی و شماری از نمایندگان مجلس نظر دیگری دارند. نعیم نظری رئیس اجرایی شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر می‌گوید: «ما نمی‌توانیم وضعیت تعصب‏‌آمیز در نظام آموزشی و دانشگاه‌ها را نادیده بگیریم. خواست اصلی دانشجویان این است که تبعیض از نظام دانشگاهی کنار گذاشته شود. براساس قانون اساسی افغانستان تبعیض جرم است. هر کسی که مرتکب اهانت بر گروهی از مردم می‌شود، باید به این مساله رسیدگی شود.»

با این حال، شماری از نویسندگان، شاعران، هنرمندان افغانستان در نقاط مختلف جهان، که تعدادشان به بیش از ۲۵۰ نفر می‌رسید، از اعتصاب دانشجویان کابل حمایت کردند. عتیق رحیمی نویسنده و کارگردان، رهنورد زریاب نویسنده، پرتو نادری شاعر، صبورالله سیاسنگ شاعر، دکتر سرور مولایی پژوهشگر و استاد دانشگاه، داوود سرخوش آوازخوان، مسعود حسن‌زاده شاعر، کاوه جبران شاعر، محمدکاظم کاظمی شاعر و نویسنده، ابوطالب مظفری شاعر، محمدآصف سلطان‌زاده نویسنده، ژکفر حسینی شاعر، محمدجواد خاوری محقق و نویسنده، حمزه واعظی پژوهشگر، شکریه عرفانی شاعر، رضا محمدی شاعر، رازی محبی فیلمساز، هارون راعون شاعر و میرحسین مهدوی شاعر در این جمع بودند.

اما، در ٦ خرداد (جوزا) ۱٣۹٢، شماری دیگر از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل در اعتراض به اعتصاب همقطاران خود تظاهرات کردند. آن‌ها از دانشگاه کابل تا مقر پارلمان راهپیمایی کردند و در قطعنامه‌ پایانی خود نوشتند: «ما به‌هیچ‌وجه خواهان برکناری رئیس دانشکده علوم اجتماعی و استاد مربوط نیستیم و از حق رئیس دانشکده، استادان و تمام دانشجویان دفاع می‌کنیم.» نویسندگان قطعنامه همچنین افزوده‌اند: «ما محصلان (دانشجویان) از جریان تدریس، رفتار مناسب، برخورد اخلاقی، شفافیت در امتحان راضی هستیم و هرگونه اعتراض مغرضانه و غیرمسئولانه را به‏‌شدت محکوم می‌کنیم.»

عبیدالله عبید، وزیر تحصیلات عالی افغانستان، برای نخستن‌بار در هفتمین روز اعتصاب غذای دانشجویان، که تعداد آنان به ۸۱ نفر رسیده بود، واکنش نشان داد و گفت که رئیس دانشکده علوم اجتماعی را به‌حالت تعلیق درآورده و معاون او را به‌عنوان سرپرست گماشته است.

در هشتمین روز اعتصاب غذای دانشجویان، مسئولان دولتی: عبیدالله عبید وزیر تحصیلات عالی، رنگین دادفر اسپنتا مشاور امنیت ملی رئیس جمهور کرزی و نعمت‌الله شهرانی مشاور رئیس جمهوری، به محل اعتصاب دانشجویان رفتند و به خواست‌های آنان پاسخ مثبت دادند.

نعمت‌الله شهرانی در جمع اعتصاب‌کنندگان گفت: «تمام خواسته‌های شما قبول شد و فردا عملی خواهد شد. در این تصمیم هیچ خلافی وجود ندارد. خواهش ما این است که همین دقیقه شاگردان (دانشجویان) چیزی نوش‌جان کنند و سر از فردا به درس های‌شان حاضر شوند.»

بدین ترتیب، اعتصاب غذای دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی کابل، پس از هشت روز در ٦ خرداد ۱٣۹٢ خورشیدی پایان یافت.


[] اعلاميه‌ی وزارت تحصيلات عالی

در ٨ خرداد ۱٣۹٢، وزارت تحصیلات عالی افغانستان با انتشار یک اعلامیه در سایت خود گفت که «انفکاک رئیس و یک تن از استادان علوم اجتماعی صحت ندارد.»

بسم‌الله الرحمن الرحیم

اعلامیه‌ی وزارت تحصیلات عالی در پیوند به حل معضله‌ی اخیر

پوهنځی علوم اجتماعی پوهنتون کابل

طوری‌که هموطنان عزیز ا طلاع دارند، چندی قبل شماری از محصلان پوهنځی علوم اجتماعی پوهنتون کابل باتوسل به‌تحصن، خواستار رسیده‌گی به مشکل‌های خود شده بودند و از سوی دیگر تعدادی از استادان و محصلان پوهنتون کابل در واکنش به چگونگی رسیده‌گی به مشکل محصلانی که چندی پیش تحصن کرده بودند، خواستار حل عادلانه‌ی مشکل پیش‌آمده شدند.

هیات رهبری وزارت تحصیلات عالی به‌منظور رسیده‌گی نهائی به قضیه‌ی پوهنځی علوم اجتماعی پوهنتون کابل، امروز چهار شنبه هشت جوزا در نشست مشترکی که با حضور اکثریت عضوهای شورای علمی پوهنتون‌های مرکزی و هیات رهبری وزارت تحصیلات عالی داشت چنین فیصله نمود:

١) حل هرگونه موضوع‌های علمی و اکادمیک تحصیلی در صلاحیت موسسه‌های تحصیلات عالی می‌باشد و تنها وزارت تحصیلات عالی و موسسه‌های تحصیلات عالی مرجع قانونی برای تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت آموزشی محصلان و سرنوشت اکادمیک استادان اند، بنابراین از نهادهای غیرمسؤل و گروه‌های سیاسی تقاضا می‌شود که به‌بهانه‌ی حل مشکل محصلان،دست به‌تحریک و مداخله نزنند.

۲) انفکاک رئیس و یک تن از استادان پوهنځی علوم اجتماعی که از سوی بعضی از رسانه‌های همگانی انعکاس یافته است، صحت ندارد.

٣) برای رسیده‌گی به‌مشکل پیش‌آمده، دو کمیسیون به‌نام‌های کمیسیون حقیقت‌یاب و کمیسیون مصالحه مرکب از استادان بی‌طرف و نماینده‌گان محصلان و استادان پوهنځی علوم اجتماعی ذیدخل در قضیه تشکیل شد، این کمیسیون‌ها قرار است خواست‌های طرف‌های قضیه را همه‌جانبه بررسی نمایند و در مورد عادلانه، بی‌طرفانه و بر مبنای معیارهای علمی و اکادمیک داوری کنند.

۴) کمیسیون‌های تشکیل شده مکلف شدند که حداکثر از تاریخ ایجاد، طی ده روز کارهای خود را نهایی کنند.

۵) تا زمان نهایی شدن کار کمیسیون‌های یادشده، هیچ‌کس نباید به‌نام دفاع از حق طرف‌های قضیه، روند تدریس در پوهنتون‌ها را اخلال کند.

٦) تدریس در پوهنتون کابل از روز شنبه ١١جوزا به‌صورت عادی ادامه می‌یابد.



[۱]
[٢]
[٣]
[۴]
[۵]
[٦]
[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]-
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]



۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه

تکامل انسان

از: دانشنامۀ بریتانیکا؛ برگردان و تلخیص از: علی مهدوی

تکامل انسان

فهرست مندرجات

[قبل][بعد]


[] آغاز در دورۀ میوسین

به‌طور کلیّ، تکامل به فرایند پیدایش و تحوّل انسان بر روی کرّه زمین از نخستی‌ها[۱] که برخی از آن‌ها امروزه منقرض شده‌اند می‌پردازد. از دیدگاه جانورشناسانه، ما انسان‌های امروزی انسان‌های اندیشمند[٢] هستیم، یک گونه حامل فرهنگ که روی دو پا به‌صورت قائم راه می‌رود، به‌روی زمین زندگی می‌کند و نخست در آفریقا در حدود ١٠٠ تا ۲٠٠ هزار سال پیش ظاهر شده و تکامل یافته است. ما انسان‌های امروزی تنها عضو موجود از تبار انسان و یا به‌عبارتی انسان‌تباران[٣] هستیم، اما منابع و شواهد فسیلی فراوانی نشان می‌دهند که، علاوه بر این‌که میلیون‌ها سال پیش از ما گونه‌های دیگری از انسان‌تباران مانند استرالوپیتکوس‌ها[۴] می‌زیسته‌اند، انسان اندیشمند در گذشته‌های نه چندان دور با حداقل یکی از اعضای گونه خود یعنی انسان نئاندرتال[۵] نیز به‌طور همزمان زندگی می‌کرده است. در واقع می‌توان گفت که ما و پیشینیان ما همواره کرّه خاکی را با دیگر نخستی‌ها، از گپی‌هایی[٦] مانند گوریل‌های امروزی گرفته تا درایوپیتکوس[٧] که در زمان‌های دور منقرض شده است تقسیم کرده و به‌نوعی به آن‌ها مرتبط بوده است. این که ما انسان‌های امروزی با انسان‌تباران منقرض‌شده و با گپی‌های زنده یا منقرض‌شده به‌طریقی مرتبط هستیم - موضوعی که عمدتاً از سوی تمامی انسان‌شناسان و زیست‌شناسان عصر حاضر پذیرفته شده است - و همچنین ماهیّت و روند این ارتباطات تکاملی از زمانی که طبیعت‌شناس بزرگ بریتانیایی، چارلز داروین (Charles Darwin) کتاب‌های ماندگار خود یعنی منشأ انواع (Origin Of Species) را در سال ١٨۵٩ و تبار انسان (The Descent Of Man) را در سال ١٨٧١ منتشر کرد همواره موضوع بحث و تحقیق بوده است. برخلاف آنچه که برخی از معاصرین خشک‌اندیش داروین اصرار بر آن داشتند، داروین هیچگاه مدعی نشد که انسان از تبار میمون‌هاست و دانشمندان امروزی نیز چنین گزاره‌ای را بی‌اساس و ساده‌انگارانه می‌دانند، درست مانند دیگر عقاید عامیانه‌ای که گونه‌ای منقرض‌شده را حلقه گمشده (Missing Link) بین انسان و میمون می‌پندارند. به‌طور دقیق‌تر، اگرچه وجود یک جدّ مشترک که میلیون‌ها سال پیش می‌زیسته است به لحاظ نظری مفروض است اما این جدّ مشترک در حقیقت دال بر وجود یک حلقه گمشده در طول تبار انسان نیست، بلکه ترجیحاً گره‌ای است که تبارهای متفاوتی از آن منشعب شده‌اند و از آنجا که ارتباط بین فسیل‌ها حتی در مورد دودمان انسان که نزدیکتر به عصر ماست واضح و روشن نیستند، این نخستی قدیمی هیچگاه شناسایی نشده و شاید هم هرگز به‌طور دقیق شناخته نشود.


در حقیقت شجره انسان شاید بهتر است به‌عنوان بوته یا درختچه انسان (Family Bush) در نظر گرفته شود که ارتباط برقرار کردنِ زمانی بین تمامی گونه‌ها و در نهایت منجر شدن به انسان اندیشمند در آن ناممکن است، امری که متخصّصین نیز در مورد آن اتفّاق نظر دارند. در هر حال، منابع و شواهد اولّیه برای نشان دادن جزئیات تکامل انسان همواره نمونه‌های فسیلی بوده است و این فسیل‌ها که از آفریقا، اروپا و آسیا (اوراسیا) بدست آمده‌اند همان‌طور که قبلاً هم به آن اشاره شد به‌طور یقین نشان می‌دهند که بر خلاف امروزکه ما تنها بازماندگانِ تبار خود هستیم، در اعصار گذشته بیش از یک گونه از خانواده انسان به‌طور همزمان می‌زیسته‌اند. ماهیت این فسیل‌های خاصّ، محل پیدا شدن آن‌ها مدّت زمان زندگی آن‌ها را می‌توان به‌طور دقیق توضیح داد و مشخّص کرد اما پاسخ به این سؤال که این گونه‌ها چگونه زندگی کرده‌اند، چرا از بین رفته‌اند و یا به‌گونه‌ای دیگر تبدیل شده‌اند تنها با تکیّه بر ساختن و تصویر کردن سناریوهایی البته توسط افراد آگاه و متخصص امکان‌پذیر است. این سناریوها بر اساس اطلاعات مبتنی بر وضعّیت فسیل به‌دست آمده و محل کشف و جمع‌آوری آن ساخته و پرداخته می‌شوند و برای تقسیم‌بندی و به‌دست دادن چنین سناریوهایی و پر کردن جاهای خالی در درختچه انسان که در بالا ذکر شد، محققّین باید نمونه‌های متنوّعی را بررسی کرده و همچنین باید روش‌های حفّاری جدید، راه‌های شیمی زمین‌شناختی تخمین سن و اطلاعاتی از دیگر زمینه‌ها مانند ژنتیک، محیط شناسی، دیرین محیط شناسی، رفتارشناسی جانوری و به‌طور خلاصه تمام ابزار و وسائل علم چند رشته‌ای دیرین‌انسان‌شناسی را به‌کار گیرند. مطالبی که در ادامه می‌آیند به‌مبحث گسترده تبار انسان از شروع احتمالی آن میلیون‌ها سال پیش در دورۀ میوسن[٨] زمین‌شناسی تا گسترش و توسعه فرهنگ مبتنی بر ابزار، نمادین و سازمان یافته انسان مدرن، تنها ده‌ها هزار سال پیش در طول دور اخیر زمین‌شناسی یعنی پلیوستوسن[۹] با تمرکز و تکیّه بر فسیل‌ها و مدل‌های اصلی و معتبر تکامل می‌پردازد.

این موضوع به‌طور کلی مورد قبول است که ریشه و آغاز خانواده انسان در به اصطلاح درختچه تکامل به‌دورۀ میوسین میانه (١٦،۴- ١١،٢ میلیون سال پیش) و یک دورۀ میوسین جدید (١١،٢-۵،٣ میلیون سال پیش) بر می‌گردد و مطالعات ژنتیکی صورت گرفته نیز این در واقع مسیر دودمانی را تا دورۀ میوسین جدید تایید می‌کند. در واقع بسیاری از نخستی‌های اوراسیا و آفریقا در این دور زمین‌شناسی، به‌عنوان اجداد احتمالی انسان تباران اولیه در نظر گرفته می‌شوند که در دورۀ پلیوسین (Pliocene Epoch) زمین‌شناسی، یعنی حدود ۵،٣-١،٨ میلیون سال پیش در صحنه حیات ظاهر شدند. در حالی که اجماع کلی در مورد این اجداد اولیه انسان در بین متخصصین وجود ندارد، اما به‌طور کلی برخی ازاین نخستی‌ها شامل کنیا پیتکوس‌ها .(Kenyapithecus) و گریفوپیتکوس‌ها (Griphopithecus) هستند که به‌ترتیب در آفریقا (کنیا) و در اروپای مرکزی و ترکیه امروزی بین ١٦-١۴ میلیون سال پیش زندگی می‌کرد ه‌اند. نمونه دیگر دریوپیتکوس (Dryopithecus) است که بیشتر در اروپای غربی و مرکزی و حدود ١٣-٨ میلیون سال پیش زندگی می‌کرده است و گراکوپیتکوس (Graecopithecus) که در شمال و جنوب یونان در حدود ٩ میلیون سال پیش می‌زیسته است. نمونه‌های متاخر به‌عنوان مثال ساحل‌انتروپوس (Sahelanthropus) است که در آفریقا (چاد) بین ٨-٧ میلیون سال پیش و ارورین (Orrorin) که در کنیا حدود ٦ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند.در یک مدل که با تاکید بر گونه‌های دورۀ میوسین آفریقا ارائه شده است گونه‌ای به‌نام سامبوروپیتکوس (Samburupithecus) که در شمال کنیا در حدود ٩ میلیون سال پیش زندگی می‌کرده است به‌عنوان جد استرالوپیتکوس افارنسیس (Australopithecus afarensis) در نظر گرفته شده که جد احتمالی هوموها یا به عبارتی انسان‌هاست. دورۀ میوسین زمین‌شناسی با تغییرات آب و هوایی در کل سطح کره زمین همراه بوده که منجر به تغییرات فصلی بسیاری در شمال استوا شده که در واقع بسیاری از جنگل‌های همیشه سبز انبوه (با برگ‌های پهن) جای خود را به بیشه زار‌ها، بوته زارها، چمنزارها و زیستگاه‌های متنوعی دادند که برخی اوقات با دریاچه‌های وسیع، رودخانه‌ها و جریان‌های آب نیز همراه بوده‌اند. چنین تنوع محیطی سازگاری‌های جدیدی را به‌خصوص در ارتباط با لوکوموسیون (Locomotion) یا حرکت در میان این نخستی‌ها ایجاد کرده که نهایتاً منجر به ترک زندگی درختی و روی دو پا ایستادن و در آخر راه رفتن بر روی دو پا در دور بعدی زمین‌شناسی یعنی پلیوسین شده است.


[] قدم‌گذاردن در دورۀ پلیوسین

انسان تنها موجودی نیست که روی دو پا راه می‌رود، اگرچه می‌توان گفت شکل خاصی از آن منحصر به انسان است، یعنی در حالی‌که برخی جانوران مثل اردک به‌صورت لی لی راه می‌روند انسان‌ها برای راه رفتن گام بر می‌دارند. در واقع این تنها انسان اندیشمند است که منحصراً با راه رفتن (گام برداشتن) البته در طی یک دوره نسیتاً طولانی سازگار شده است. دو پا بودن انسان یک رشد طبیعی از شکل اولیه بدن نخستی‌های درخت‌زی‌ست که در آن از پاها برای حرکت کردن (با کمک دست)، به‌صورت قائم نشستن در هنگام غذا خوردن و استراحت کردن به‌طور معمول استفاده می‌شود که تغییرات و در واقع گذار مراحل اولیه از چهار پا به دوپا احتمالاً مربوط به ایستادن برای دسترسی به چیزی (با بازوهای خمیده) و یا حالت نیمه ایستاده بوده است که در طی روند رو به جلو راه رفتن‌های طولانی و دویدن نیز به‌مرور شکل گرفته‌اند. از لحاظ آناتومیک و به‌طور خلاصه می‌توان گفت که تفاوت در استخوان‌های پا، ران و قسمت‌هایی از لگن و البته جمجمه بین گپی‌های بزرگ و انسان‌ها او را قادر به روی دو پا ایستادن می‌کند که خوشبختانه در مطالعات دیرین‌انسان‌شناسی با استفاده از فسیل‌های به‌دست آمده می‌توان نشان داد که انسان‌تباران اولیه چگونه حرکت می‌کرده‌اند و همچنین با مطالعات مقایسه‌ای این فسیل‌ها و استخوان‌های به‌دست آمده، این تفاوت‌های آناتومیک نسبتاً چشمگیر و روند شکل‌گیری آن‌ها را که در نهایت به روی دو پا راه رفتن انجامیده و بدون شک از شاخص‌های مهم در تکامل انسان است را می‌توان دست‌کم تا حدود خاصی مشخص کرد. به‌طور نمونه می‌توان به استخوان تهیگاهی (ilia) و استخوان خاجی (sacrum) در لگن اشاره کرد که در انسان‌ها کوتاه و در گپی‌های بزرگ بلند است، که این استخوان تهیگاهی خمیده در انسان بعضی از ماهیچه‌های حرکتی ران‌ها را در کنار مفصل خاصره قرار می‌دهد، به‌صورتی که این ماهیچه‌ها لگن را ثابت نگه می‌دارند و پاها به‌سمت جلو و عقب تاب می‌خورند و این مکانیسم به ما اجازه می‌دهد که به آرامی و نرمی و بدون انحراف بالا تنه به‌طرفین راه برویم. در مقایسه‌ای دیگر می‌توان به استخوان نشیمن‌گاهی (ischia) در لگن اشاره کرد که در انسان کوتاه و در گپی‌ها بلند است که لگن قدرتمندشان به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به‌راحتی از درخت بالا بروند. قسمت انتهایی پا (Feet) انسان نیز به‌سبب انحنا و قوس ویژه و همچنین پاشنه قوی و قدرتمند متفاوت و در واقع بی‌همتا بوده و از جای پای دیگرحیوانات به آسانی قابل تشخیص است. در مورد جمجمه نیز به‌طور کوتاه می‌توان به‌موقعیت متفاوت سوراخ پس سری (foramen magnum) (محل ورود نخاع) و دیگر ویژگی‌های ریخت‌شناختی آن اشاره کرد.


[] فسیل‌ها

یک رد پای ٣،٧ میلیون ساله حدوداً ۲٧،۵ متری در تانزانیا که بر اثر خاکسترهای آتشفشانی به‌جا مانده و به‌وسیله دو یا سه نفر ایجاد شده نشان می‌دهد که این انسان‌تباران در آن‌زمان روی دو پا راه می‌رفته‌اند و جای پای آن‌ها بسیار شبیه جای پای انسان است که البته نباید فرض کرد که دیگر قسمت‌های بدن آن‌ها نیز شبیه بدن ما بوده است. تمام انسان‌تبارانی که در زمان این رد پاها می‌زیسته‌اند احتمالاً روی دو پا راه می‌رفته‌اند اما بعضی از آن‌ها خصوصیت‌هایی را نشان می‌دهند که دلالت بر بالا رفتن از درخت دارد:برای پیدا کردن غذا، سپری کردن شب و احتمالاً فرار از حیوانات شکارچی. روستای ‌هادار (Hadar) در اتیوپی گنجینه‌ای از بقایا و فسیل‌های استرالوپیتکوس افارنسیس یعنی یکی از اجداد احتمالی هوموهاست که بیانگر روی دو پا ایستادن است: استخوان تهیگاهی کوتاه، استخوان نشیمن‌گاهی کوتاه و پهن و... که البته باید اضافه کرد که انگشت‌های خمیده دست و پا به‌همراه دست‌های دراز و همچنین شکل قفسه سینه آنها نشان می‌دهد که می‌توانسته‌اند از درخت نیز ماهرانه بالا بروند. اسکلت‌های به‌دست آمده از استرالوپیتکوس افریکانوس (A. africanus) (٣،۲-۲،۴ میلیون سال پیش)، یعنی یکی دیگر از اجداد احتمالی هوموها، نیز شبیه مورد قبلی هستند. در یک سایت حفاری در مرکز اتیوپی به‌نام بوری (Bouri) استخوان‌هایی متعلق به ۲،۵ میلیون سال پیش به‌دست آمده است که حاکی از گام برداشتن روی زمین و تا حدودی زندگی درختی‌ست. با ظهور انسان ماهر یا هومو‌هابیلیس (Homo habilis) (۲،۵-۲ میلیون سال پیش)، این آمیزه زندگی درختی و زمینی همچنان قابل مشاهده است و شاید به‌همین دلیل است که برخی از صاحب‌نظران آن‌ها را استرالوپیتکوس ‌هابیلیس می‌نامند. به‌هر حال به‌نظر می‌رسد تعیین مرزی مشخص بین زندگی درختی و زمینی و یافتن یک حلقه گمشده در این‌جا نیز غیرممکن و کاری عبث است. آنچه در این‌جا اهمیت دارد ویژگی‌های بسیار خاص هومو هابیلیس یعنی انسان ماهر است که شاید بارزترین و البته مهم‌ترین آن‌ها افزایش حجم مغز و ساختن ابزار باشد که مطمئناً در مسیر پر پیچ و خم تکامل انسان می‌توان به جرات گفت که از مهم‌ترین مولفه هستند که در ادامه این مبحث و در بخش بعدی به آن‌ها پرداخته خواهد شد.


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- نخستی (Primate): در طبقه‌بندی جانوران شامل لمورها، لوریس‌ها، تارسیه‌ها، میمون‌ها، گپی‌ها و انسان‌ها.
[٢]- انسان اندیشمند (Homo Sapiens): تنها گونه منقرض‌نشده متعلق به‌نوع انسان یا هومو که تمامی انسان‌های مدرن امروزی را شامل می‌شود.
[٣]- انسان‌تباران (Hominini):در طبقه‌بندی جانوران تبار انسان شامل انسان‌ها و اجداد دو پا منقرض‌شده آن‌ها
[۴]- استرالوپیتکوس (Australopithecus): گونه‌ای منقرض‌شده از انسان‌تباران که دو پا بوده و بین ۵،٣ تا ١،٨ میلیون سال پیش در آفریقا زندگی می‌کرده است.
[۵]- انسان نئاندرتال (Homo Neanderthalensis): گونه‌ای از انسان‌ها یا هوموها که همزمان با انسان اندیشمند زندگی می‌کرده اما به‌دلایلی نامعلوم حدود ٣٠٠٠٠ سال پیش منقرض شده است.
[٦]- گپی (Ape): تمام نخستی‌های بی‌دم شامل گیبون، شامپانزه، اورانگ اوتان، گوریل، بونوبو و انسان
[٧]- درایوپیتکوس (Dryopithecus): از گونه‌های منقرض‌شده گپی‌ها که انواع آن در آفریقا، اروپا و آسیا یافت شده‌اند
[٨]- میوسن (Miocene): یکی از دوره‌های زمین‌شناسی از حدود ۲٣ تا ٣،۵ میلیون سال پیش.
[۹]- پلیوستوسن (Pleistocene): یکی از دوره‌های زمین‌شناسی از حدود ۵،۲ میلیون تا حدوداً ١١٧٠٠ سال پیش.



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

پایگاه «انسان‌شناسی و فرهنگ»، برگرفته از:

MLA Style: »human evolution«. Encyclopaedia Britannica Ultimate Reference Suite. Chicago: Encyclopædia Britannica, 2010.
APA Style: »human evolution«. (2010). Encyclopaedia Britannica Ultimate Reference Suite. Chicago: Encyclopædia Britannica.



جنوبی‌کپی‌آسا (Australopithecine)

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[فرگشت انسان][انسان‌تباران]


جنوبی‌کپی‌آسا با نام علمی: «استرالوپی‌تسین» (Australopithecine)، زیرتباری از تبار «انسان‌تباران» (هومینینا)[۱] است[٢] که به‌طور کلی، به‌هر گونه‌ای در سرده‌های «جنوبی‌کپی» یا «پرامردم» گفته می‌شود[٣]. این گونه‌ها در دوران «پلیو پلیستوسن» (Plio-Pleistocene) بین ۲،۵ تا ۱،۵ میلیون سال پیش، می‌زیسته‌اند. آن‌ها روی دو پا راه می‌رفته‌اند و از لحاظ دندانی شبیه انسان‌ها بودند، ولی مغزی بزرگتر از مغز یک کپی امروزی (چون شامپانزه) نداشتند[۴].

«جنوبی‌کپی‌آسا» در دورۀ پلیوسن می‌زیست و شامل دو سرده‌ی زیر است: «جنوبی‌کپی»، که در ۴ میلیون سال پیش ظهور کرد و «پرامردم»، که در ۲،۷ میلیون سال پیش پدید آمد[۵]. همچنین، ممکن است این زیرتبار «انسان‌تباران» شامل هموند(عضو)های: «کنیانتروپوس» یا «کنیامردم پخت‌رخ» (Kenyanthropus)، «آردی‌کپی» یا «آردی‌پیتکوس» (Ardipithecus) و «پرااینتروپوس» (Praeanthropus) نیز گردد[٦]. به هر حال، نسل جنوبی‌کپی‌آساها به‌طور موازی با آن اجداد مستقیم انسان می‌زیست که از ۴ تا ۲،۵ میلیون سال پیش زندگی می‌کرد[٧].


[] واژه‌شناسی

«جنوبی‌کپی‌آسا»، واژۀ برساخته برای نام‌گذاری «Australopithecine» در زبان فارسی دری است. ایـن زیـرتـبــاری از انـســان‌تـبــار، «اســترالـوپیـتـن» (Australopithen) نیز نامیده می‌شود[٨].

وقتی «جنوبی‌کپی‌آسا» به‌تنهایی به‌کار رود، این واژه به‌معنای دو سردهٔ «جنوبی‌کپی‌» و «پرامردم» با هم است. گاهی «جنوبی‌کپی» (استرالوپیتکوس) را «جنـوبی‌کپـی‌آسـای باریک‌اندام» لقـب داده‌انـد؛ در حـالـی که «پـرامـردم» (پـارانـتـروپـوس) را «جنوبی‌کپی‌آسای تناور» نامیده‌اند[۹].

چند سال پیش، تمام این یافته‌ها، فقط به‌نام‌های «انسان‌سانان» (هومینیدها) و «کَپی‌های بزرگ» (میمون‌های آدم‌نما = پان‌گیدها) یاد می‌گردیدند و هر دو گروه به‌عنوان دو خانواده‌ی مجزا در نظر گرفته می‌شد. بعدها این نظر تغییر کرد و «جنوبی‌کپی‌آسا» زیرخانواده‌ی این طبقه‌بندی شناخته شد[۱٠].


[] تاریخچۀ مطالعات

نخستین سنگواره‌ای «جنوبی‌کپی‌آسا» (Australopithecine) که در شرق آفریقا کشف شد، مربوط به جمجمه یک «پرامردم بویسی» یا «استرالوپیتکوس بویسی» (Australopithecus boisei) بود که در حفاری سال ۱۹۵۹، توسط «ماری لیکی» (Mary Leakey)، باستان‌شناس و مردم‌شناس بریتانیایی، در «تنگ اُلدُوای» (Olduvai Gorge)، در شمال تانزانیا به‌دست آمد. از آن پس، خانوادۀ لیکی، به حفاری‌های بیشتری در آن تنگی پرداختند، که سبب، کشف نمونه‌های بیشتر از «جنوبی‌کپی‌آسا»، «هومو هابیلیس» (انسان ماهر) و «هومو ارکتوس» شد[۱۱].

دانشمندان به‌تازگی بازماندۀ «جنوبی‌کپی‌آسا» جدیدی را در غار باستانی مالاپا، که در ۴۵ کیلومتری شمال غربی شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی واقع شده‌ است، پیدا کردند. این سنگواره‌های متعلق به «جنوبی‌کپی سدیبا» (Australopithecus sediba) است که حدود ۱،۹ میلیون سال پیش در آن‌جا می‌زیست. تصور می‌شود که احتمالاً «جنوبی‌کپی افریقایی» به «جنوبی‌کپی سدیبا» تکامل یافته است. اما برخی از دانشمندان دیگر، احتمال می‌دهند که این تکامل در جهت پیدایش «هومو ارکتوس» بوده است[۱٢].


[] طبقه‌بندی علمی

جنوبی‌کپی‌آسا (براساس رده‌بندی ریموند آرتور دارت در سال ۱۹۲۵ میلادی)، از فرمانرو جانوران[۱٣]، شاخه‌ی طنابداران[۱۴]، رده‌ی پستانداران[۱۵]، راسته‌ی نخستی‌سانان (نخستی‌ها یا پریمات‌ها)[۱٦]، خانواده‌ی انسان‌سانان[۱٧]، زیرخانواده‌ی انسان‌سایان[۱٨]، تبار انسان‌تباران[۱۹] و زیرتبار جنوبی‌کپی‌آسا است[٢٠].

در تبارشناسی جدید، جنوبی‌کپی‌آسا شامل سه سرده‌ی «جنوبی‌کپی‌»، «پرامردم» و «آردی‌کپی» است و نیز این سه سرده، به گونه‌های زیر طبقه‌بندی می‌شوند[٢۱]:

جنوبی‌کپی‌آسا (Australopithecine)
  • جنوبی‌کپی‌ (Australopithecus)
    • جنوبی‌کپی عفاری (Australopithecus afarensis)
    • جنوبی‌کپی افریقایی (Australopithecus africanus)
    • جنوبی‌کپی انامی (Australopithecus anamensis)
    • جنوبی‌کپی بحرالغزالی (Australopithecus bahrelghazali)
    • جنوبی‌کپی گارهی (Australopithecus garhi)
  • پرامردم (Paranthropus)
    • پرامردم تناور (Paranthropus robustus)
    • پرامردم بویسی (Paranthropus boisei)
    • پرامردم اتیوپی (Paranthropus aethiopicus)
  • آردی‌کپی (Ardipithecus)
    • آردی‌کپی رامید (Ardipithecus ramidus)

[] ریخت‌شناسی

جنوبی‌کپی‌آسایان برای جابه‌جایی و پیمودن راه در خشکی از دو پای خود بر روی زمین استفاده می‌کردند. آن‌ها بازوانی درازتر در مقایسه با دیگر اعضای خانواده‌ی انسان‌سانان دارند. قد یک جنوبی‌کپی‌آسا در حالت ایستاده، به‌طور میانگین بین ۱،۲ تا ۱،۵ متر است و وزن‌ آن‌ها از ۳٠ تا ۵۵ کیلو است[٢٢].

«دودیسی جنسی» (Sexual dimorphism) در جنوبی‌کپی‌آسایان بیشتر از اعضای هوموها (سردهٔ انسان‌ها) و پان‌ها (سرده‌ی از زیرخانوادهٔ انسان‌ساییان) و کمتر از گوریل‌ها و پونگوها (اورانگوتان‌ها) است. اندازهٔ مغز آن‌ها، حدود ۳۵٠ تا ٦٠٠ سانتی‌مترمکعب است[٢٣].

جنوبی‌کپی‌آسایان دندان‌های آسیاب نسبتاً ضخیم‌تر داشتند و مینای دندان آن‌ها بیشتر از مینای دندان انسان‌ها و کپی‌ها بود. اما دندان‌های نیش آن‌ها کوچکتر از دندان‌های نیش کپی‌های مدرن بود[٢۴]. جمجمۀ استرالوپیتکوس‌ در مقایسه با جمجمعۀ شامپانزه نشان می‌دهد که این جنوبی‌کپی‌ چانه‌ای گردتر دارد.[٢۵]


[] استفاده از ابزار

استرالوپیتکوس‌ بر خلاف شامپانزه روی درخت ها لانه نمی‌ساخت[٢٦]. به گفتۀ توماس فورد، او ابزار جمع می‌کرد و در جای مناسبی آن‌ها را می‌انباشت. در کنار سنگواره‌ی این میمون‌های آدم‌نمای آفریقایی (جنوبی‌کپی) چمچمه‌هایی از بابون‌ها پیدا شده است[٢٧].

با پیداشدن نشانه و ضربه‌هایی بر روی استخوان‌های چند میمون مانند بابون و غیره برخی از دانشمندان فکر می‌کنند که این ضربه‌ها اثر چماق و سنگ‌هایی است استرالوپیتکوس‌ها بر بدن آن‌ها وارد کرده‌اند. ممکن است این نشانه‌ها بر اثر پنجه و چنگال حیوانات درنده باشد. استرالوپیتکوس‌ جز با چوب و سنگ نمی‌توانست با بابون در بیفتد و او را شکار کند[٢٨].

آنچه مسلم است این است که بابون حیوانی قوی است و سروکار داشتن با چنین جانوری که گاهی به اندازۀ یک شیر خطرناک است، مهارت و شجاعت زیادی می‌خواهد[٢۹].

دکتر ریموند دارت، از همان آغاز تأکید کرد که موجوداتی که کشف کرده است، ابزار - شاید از سنگ، و مطمئناً از استخوان - ساخته بودند. به‌نظر او، استرالوپیتکوس‌ها با استفاده از استخوان ران بزکوهی به‌صورت چماق، با دشمنان خود می‌جنگیدند و شکار خود را می‌کشتند. حتی او مدعی شد که یکی از یافته‌هایش با کاربرد آتش نیز آشنایی داشته است و بی‌درنگ، به‌یاد شخصیت افسانه‌ای پرومتئوس که آتش را از نزد خدایان آورد، او را «استرالوپیتکوس پرومتئوس» یا «استرالوپیتک پرومته» (Australopithecus Prometheus) نامید[٣٠]. توماس فورد، در کتاب خود زیر فرنام «پیدایش و تکامل انسان» می‌نویسد:

    «پروفسور رایموند دارت، در جای دیگر همراه سنگواره‌ی استرالوپیتکوس‌ مقداری زغال پیدا کرد. پروفسور دارت فکر می‌کرد، این میمون‌آدم‌نما آتش می‌افروخت.

    در اسطوره‌های یونان آمده است که آتش تنها نزد خدایان بود و آدم‌ها از این نعمت بهره‌ای نداشتند. پرومتوس یکی از تیتان‌ها یا انسان‌های غول‌پیکر آن‌زمان بود. این تیتان بر خلاف ارادۀ خدایان آتش را به‌زمین آورد و آن‌را به انسان‌ها داد. این کار پرومتوس خشم خدای خدایان، زئوس را برانگیخت و برای این کار پرومتوس را به‌سختی مجازات کرد.

    پروفسور دارت از این جهت نام پرومتوس را روی این میمون‌های آدم‌نما گذاشت که خیال می‌کرد این زغال‌ها از بازمانده‌ی آتشی است که استرالوپیتکوس‌ افروخته است. به‌هر حال، پیداشدن زغال نزد این میمون‌های آدم‌نما ثابت نمی‌کند که استرالوپیتکوس‌ از آتش استفاده می‌کرد. ممکن است، این آدم‌نما کنار شاخه‌ای که از روی تصادف آتش گرفته است مرده باشد.»[٣۱]

البته جهان دانش موافقت نکرد و تنها در این حد پذیرفت که استرالوپیتکوس‌ها موجوداتی «نزدیک به انسان» یا «میمون انسان» و راست قامت بودند؛ اما مغزشان کوچک بود و ابزار نداشتند.[٣٢]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- Hominini
[٢]- »Australopithecine«, From Wikipedia, the free encyclopedia
[٣]- همان‌جا
[۴]- جنوبی‌کپی‌آسا، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۵]- همان‌جا
[٦]- »Australopithecine«, From Wikipedia, the free encyclopedia
[٧]- جنوبی‌کپی‌آسا، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[٨]- »Australopithecina«, die freie Enzyklopädie
[۹]- جنوبی‌کپی‌آسا، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢٢]-
[٢٣]-
[٢۴]-
[٢۵]- فورد، توماس، پیدایش و تکامل انسان، ترجمۀ کاوه برزگر، ص ۴۲
[٢٦]- همان‌جا
[٢٧]- همان‌جا
[٢٨]- همان‌جا
[٢۹]- همان‌جا
[٣٠]- ولاهوس، اولیویا، درآمدی بر انسان‌شناسی (تبار انسان و فرهنگ انسانی)، گرداندۀ سعید یوسف، ص ٨٦
[٣۱]- فورد، توماس، پیدایش و تکامل انسان، ۴۴-ترجمۀ کاوه برزگر، صص ۴۲
[٣٢]- ولاهوس، اولیویا، درآمدی بر انسان‌شناسی (تبار انسان و فرهنگ انسانی)، گرداندۀ سعید یوسف، ص ٨٦



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20]



۱۳۹۲ خرداد ۷, سه‌شنبه

استرالوپیتکوس (Australopithecus)

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[فرگشت انسان][دودمان انسان]


جنوبی‌کپی با نام علمی «استرالوپیتکوس» (Australopithecus)، سردهٔ منقرض‌شده‌ای از تیره‌ی «انسان‌سانان» یا «هومینیدها» (Hominidae) است[۱]. تکامل انسان هم طبق باوری سنتی در دیرین‌مردم‌شناسی از همین سرده بوده‌ است[٢].

بر اساس شواهد دیرین‌شناسی و باستان‌شناسی، به‌نظر می‌رسد سرده‌ی استرالوپیتکوس در حدود ۴ میلیون سال، پیش از گسترش آن به سراسر قارۀ افریقا، در شرق این قاره تکامل یافته و در نهایت ٢ میلیون سال پیش منقرض شده است[٣].


[] تاریخچۀ مطالعات

نخستین سنگواره‌ای استرالوپیتکوس متعلق به کودک سه سالۀ جنوبی‌کپی افریقایی بود که توسط کارگران در یک معدن سنگ آهک در شهر تاونگ (Taung)، در کشور آفریقای جنوبی به‌دست آمد. این نمونه توسط «ریموند دارت»[۴] (Raymond Dart)، کالبدشناس استرالیایی که بعدها در در دانشگاه «ویتواترسرند» (Witwatersrand) در ژوهانسبورگ مشغول به کار شد، مورد مطالعه قرار گرفت. وی نتایخ تخقیقات خود را در فوریۀ ۱۹٢۵ میلادی، در مجلۀ «طبعیت» (Nature) منتشر کرد. دارت، بـه ایـن نـتـیـجـه رســیـد که ســنـگـواره‌ای اســتـرالـوپـیـتـکـوس دارای ویـژگـی‌هـای تـیـره‌ی «انسان‌سانان» یا «هومینیدها» است. از این روی، به نظر وی، سنگوارهٔ کودک تاونگ مربوط به سرده‌ای است که نیاکان دو پای انسان‌ها را در بر می‌گیرد[۵].

ده‌سال بعد، او و «رابرت بروم»[٦] (Robert Broom)، پزشک و دیرین‌شناس اهل اسکاتلند، در بارۀ نمونه‌های «انسان‌تباران اولیه» (early Hominin) و بقایای «جنوبی‌کپی افریقایی» (Australopithecus africanus) که از چندین محل پیدا شده بودند و سنگواره‌های یک گونه‌ایی که بروم آن را «پرامردم» (Paranthropus) نامیده بود و امروزه به‌نام «پرامردم تناور» (Paranthropus robustus) یاد می‌شود، به مطالعه پرداختند[٧].


در ابتدا، انسان‌شناسان با هر نظری در بارۀ این یافته‌ها مخالف بودند به‌جز این‌که آن‌ها را «کَپی» (Ape) بدانند. اما این دیدگاه در سال دوم دهۀ ۱۹۴٠ میلادی تغییر کرد[٨].


نخستین سنگواره‌ای «جنوبی‌کپی‌آسا» (Australopithecine) که در شرق آفریقا کشف شد، مربوط به جمجمه یک «پرامردم بویسی» یا «استرالوپیتکوس بویسی» (Australopithecus boisei) بود که در حفاری سال ۱۹۵۹، توسط «ماری لیکی» (Mary Leakey)، باستان‌شناس و مردم‌شناس بریتانیایی، در «تنگ اُلدُوای» (Olduvai Gorge)، در شمال تانزانیا به‌دست آمد. از آن پس، خانوادۀ لیکی، به حفاری‌های بیشتری در آن تنگی پرداختند، که سبب، کشف نمونه‌های بیشتر از «جنوبی‌کپی‌آسا»، «هومو هابیلیس» (انسان ماهر) و «هومو ارکتوس» شد[۹].


دانشمندان به‌تازگی بازماندۀ «جنوبی‌کپی‌آسا» جدیدی را در غار باستانی مالاپا، که در ۴۵ کیلومتری شمال غربی شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی واقع شده‌ است، پیدا کردند. این سنگواره‌های متعلق به «جنوبی‌کپی سدیبا» (Australopithecus sediba) است که حدود ۱،۹ میلیون سال پیش در آن‌جا می‌زیست. تصور می‌شود که احتمالاً «جنوبی‌کپی افریقایی» به «جنوبی‌کپی سدیبا» تکامل یافته است. اما برخی از دانشمندان دیگر، احتمال می‌دهند که این تکامل در جهت پیدایش «هومو ارکتوس» بوده است[۱٠].


[] طبقه‌بندی علمی

استرالوپیتکوس یا جنوبی‌کپی (براساس رده‌بندی ریموند آرتور دارت در سال ۱۹۲۵ میلادی)، از فرمانرو جانوران[۱۱]، شاخه‌ی طنابداران[۱٢]، رده‌ی پستانداران[۱٣]، راسته‌ی نخستی‌سانان (نخستی‌ها یا پریمات‌ها)[۱۴]، خانواده‌ی انسان‌سانان[۱۵]، زیرخانواده‌ی انسان‌سایان[۱٦]، تبار انسان‌تباران[۱٧]، زیرتبار جنوبی‌کپی‌آسا[۱٨]، سرده‌ی جنوبی‌کپی[۱۹] و گونه‌های جنوبی‌کپی افریقایی[٢٠]، جنوبی‌کپی گارهی[٢۱]، جنوبی‌کپی سدیبا[٢٢]، پرامردم اتیوپی[٢٣]، پرامردم تناور[٢۴]، پرامردم بویسی[٢۵]، جنوبی‌کپی عفاری[٢٦]، جنوبی‌کپی انامی[٢٧] و جنوبی‌کپی بحرالغزالی[٢٨] است[٢۹].


[] ریخت‌شناسی

حجم مغز بسیاری از گونه‌های استرالوپیتکوس، در حدود ٣۵ درصد حجم مغز انسان مدرن است. اندازۀ مغز او حدود ۵٠٠ ساتنی‌مترمکعب است و وزن بدنش بین ٣۵ تا ۴۵ کیلوگرم. اکثر گونه‌های این سرده، کوچک و لاغر اندام بودند و معمولاً قد بین ۱٢٠ تا ۱۵٠ سانتی‌متر داشتند.

به‌سبب فشارهایی تکاملی، در اغلب گونه‌های استرالوپیتکوس، «دودیسی جنسی» (Sexual dimorphism) بیشتر است. چرا که نران برای تصاحب مادگان باید هرچه بیشتر بزرگ و زورمند شوند تا بتوانند بر نران رقیب پیروز آیند. از این روی، نران بسی درشت‌پیکرتر از مادگان‌اند.

به‌نظر نمی‌رسد، که در انسان‌سانان مدرن دودیسی جنسی همسان با جنوبی‌کپی‌ها باشد، به‌ویژه در انسان‌های مدرن که بزرگی جثه نران ۱۵ درصد مادگان‌ است؛ در حالی که این تفاوت در استرالوپیتکوس‌ها به حدود ۵٠ درصد فزونی می‌یابد. هر چند پژوهش‌های تازه بیانگر درصد کمتر است؛ اما هنوز هم، این موضوع میان دانشمندان مورد گفتگو است.

استخوان لگن خاصره و ران استرالوپیتکوس و قرار گرفتن مفصل جمجمه و گردن او، آشکارا نمودار آن است که استرالوپیتکوس بر دو پا راه می‌رفته است و قدی به‌راستی قد آدمی داشته و از همۀ میمون‌ها را ست‌تر و کشیده‌تر بوده است.[ولز، هربرت جرج، کلیات تاریخ، ترجمۀ مسعود رجب‌نیا، ج ۱، ص ٨۹]


[] تنوع گونه‌ها

طی حدود ٢ میلیون سال، دورۀ زیست سردۀ استرالوپیتکوس، تعداد گونه‌های متنوع از آن پدید آمدند، از جمله: «استرالوپیتکوس آفارنسیس» یا «جنوبی‌کپی عفاری» (Australopithecus afarensis)، «جنوبی‌کپی افریقایی» (Australopithecus africanus)، «جنوبی‌کپی انامی» (Australopithecus anamensis)، «جنوبی‌کپی بحرالغزالی» (Australopithecus bahrelghazali)، «جنوبی‌کپی گارهی» (Australopithecus garhi) و «جنوبی‌کپی سدیبا» (Australopithecus sediba).

با این حال، هنوز بحث میان بیشتر دانشمندان جریان دارد که آیا برخی از گونه‌های خاص هومینیدهای (انسان‌سانان) آفریقایی مانند: «پرامردم تناور» (Paranthropus robustus) و «پرامردم بویسی» (Paranthropus boisei) هموند (عضو) سردۀ استرالوپیتکوس هستند؛ اگر چنین است، بایست این گونه‌ها به‌عنوان «استرالوپیتس تناور» (Robust australopiths) در نظر گرفته شوند، در حالی که گونه‌های دیگر به‌عنوان «استرالوپیتس لاغر» (Gracile australopiths) شناسایی شوند. اما در صورتی که این گونه‌های تناور، سردۀ جداگانه‌ی خود را تشکیل دهند، در این صورت، ممکن است به‌نام «پرامردم» (Paranthropus) شناخته شوند.


[] نقش تکاملی

به‌گفتۀ هربرت جرج ولز، چون این جانور راست ایستاد و دست‌هایش آزاد شد، توانست از آن‌ها بهره گیرد و ابزارهای سنگی و تمدن الدون را بسازد. از لحاظ بسیاری از دانشمندان باور نکردنی بود که نیمه انسانی با مغزی که از مغز میمون‌ها بزرگ‌تر نبود، بتواند ابزارهایی بسازد ولو آن‌که ناشیانه و خشن پرداخته شده باشد.[ولز، هربرت جرج، کلیات تاریخ، ترجمۀ مسعود رجب‌نیا، ج ۱، ص ٨۹]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]-
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢٢]-
[٢٣]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢٦]-
[٢٧]-
[٢٨]-
[٢۹]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21]



۱۳۹۲ خرداد ۶, دوشنبه

انسان پکن

از: دانشنامه‌ی آریانا

انسان پکن

فرگشت انسانانسان‌ راست‌قامت

انسان پکن یا «مرد پکن» (به انگلیسی: Peking Man؛ به چینی: 北京猿人) که انسان چین هم خوانده شده است، با نام علمی «هومو ارکتوس پکن»[۱] (Homo erectus pekinensis)، یک نمونه‌ای از انسان‌های راست‌قامت بودند که حدود ۶۸۰ تا ۷۸۰ هزار سال پیش در چین زندگی می‌کردند[٢]. فسیل‌های انسان پکن در دهه‌ی بیست میلادی (بین سال‌های ۱۹٢٣-۱۹٢٧) در غاری در نزدیکی شهر پکن پایتخت چین پیدا شد[٣]. نمونه‌هایی مشابه با انسان پکن از جاوه و افریقای شرقی نیز به‌دست آمده است[۴].


تاریخچه‌ی کشف
انسان پکن

یکی از نمونه‌های «هومو ارکتوس» (انسان راست‌قامت)، در سال ۱۹٢٧ میلادی، در غار «زوکودیان»[۵] در نزدیکی شهر پکن یافت شد. این نمونه، یکی از نخستین نمونه‌های «هومو ارکتوس» بود که در چین کشف شد و لقب «مرد پکن» یا «انسان پکن» را گرفت. در ابتدا، قدمت این یافته‌ها حدود ٧۵٠ هزار سال تخمین شد و اکنون سن آن‌ها، حدود ٦۸۰ تا ۷۸۰ هزار سال پیش، تاریخ‌گذاری شده است[٦].

در آغاز، دکتر «دیویدسون بلاک»[٧]، یک دیرین‌مردم‌شناس[٨] کانادایی، رئیس بخش آناتومی (کالبدشناسی) در دانشکده‌ی پزشکی شهر پکن، این یافته‌های سنگواره‌ای را به‌عنوان یک گونه‌ای جدید از سرده‌ی انسان شناسایی کرد و آن‌را «سینانتروپوس پکیننسیس»[۹] نام گذارد که امروزه به‌نام «هومو ارکتوس پکن»[۱٠] یا «انسان پکن»[۱۱] نامیده می‌شود[۱٢].

تیم بین‌المللی حفاری در سایت (ساحه‌ی) زوکودیان در دهه‌ی ١٩٣٠

بین سال‌های ١٩۲٩ و ١٩٣٧، از لایه‌ی پاینین محل ١ مرد پکن در ساحه‌ی زوکودیان، ١۵ بخش از جمجمه، ١١ تکه آروارۀ پاینی، تعداد فراوان دندان‌ها، پاره‌هایی از استخوان‌های اسکلت بدن و تعداد زیادی از ابزارهای سنگی یافت شد که سن آن‌ها بین ۵٠٠،٠٠٠ و ٣٠٠،٠٠٠ سال تخمین زده می‌شود. از لایه‌های بالای همین محل، در سال ١٩٣٣، سنگواره‌های انسان مدرن نیز یافت به‌دست آمد[۱٣].

همه نمونه‌های کامل‌تری سنگواره‌های کاسه‌سر (قسمت بالایی جمجمه)[۱۴] که تاکنون پیدا شده‌اند، عبارت اند از:

  • جمجمه‌ی یک نوجوان که در سال ١٩۲٩ کشف شد و اندازۀ مغز او ٩١۵ ساتنی‌مترمکعب است.

  • جمجمه دوم، که ظاهراً متعلق به‌یک فرد بزرگ‌سال یا نوجوان بوده است، در سال ١٩۲٩ به‌دست آمد و در سال ١٩٣٠ به‌رسمیت شناخته شد. حجم مغز او ١٠٣٠ سانتی‌مترمکعب است.

  • در سال ١٩٣٦، سه جمجمه دیگر کشف شد، که آن‌ها متعلق به‌یک مرد بزرگسال، یک زن بزرگسال و یک جوان بزرگسال بوده‌اند و اندازۀ حجم مغز آن‌ها، مغز ١۲۲۵ سانتی‌مترمکعب، ١٠١۵ سانتی‌مترمکعب و ١٠٣٠ سانتی‌مترمکعب است.

  • سپس، دو تکه جمجمه در سال ١٩٦٦ یافت شد که با نمونه‌هایی که در سال‌های ١٩٣۴ و ١٩٣٦ پیدا شده بودند، مطابق بود و اندازه‌ی مغز آن ١١۴٠ سانتی‌مترمکعب است. این تکه‌های اخیر، از سطح بالایی به‌دست آمده‌اند و از سایر نمونه‌های یافت‌شده‌ی کاسه‌ی سر‌ها جدیدتر به‌نظر می‌رسند[۱۵].

بیش‌تر این نمونه‌ها را دکتر دیویدسون بلاک، تا هنگام مرگ خود در سال ١٩٣۴، مورد مطالعه قرار داد. سپس، «پیر تیلهارد دو شاردن»[۱٦] کار او را ادامه داد تا زمانی که «فرانتس وایدن‌رایش»[۱٧] جای او را گرفت. وایدن‌رایش، نیز مطالعه روی سنگواره‌ها را تا سال ۱۹۴۱ که چین را ترک گفت، دنبال کرد. در سال ۱۹۴۱، در جریان جنگ جهانی دوم، بسیاری از این نمونه‌های ارزشمند فُسیلی انسان پکن گم شدند. اما نوارکست‌ها و توضیحات مهم دانشمندان برجا ماندند[۱٨].


طبقه‌بندی علمی

انسان پکن (براساس رده‌بندی دکتر دیویدسون بلاک در سال ١٩۲٧ میلادی میلادی)، از فرمانرو جانوران[۱۹]، شاخه‌ی طنابداران[٢٠]، رده‌ی پستانداران[٢۱]، راسته‌ی نخستی‌سانان (نخستی‌ها یا پریمات‌ها)[٢٢]، خانواده‌ی انسان‌سانان[٢٣]، سرده‌ی انسان[٢۴]، گونه‌ی هومو ارکتوس[٢۵] و زیرگونه‌ی هومو ارکتوس پکن[٢٦] است.


ويژگی‌های بدنی

حجم کاسه‌ی سر در انسان‌های پکن از ٨۵٠ تا ۱٣٠٠ سانتی‌مترمکعب است. دندان‌های این انسان از دندان‌های انسان امروزی بزرگتر بوده و بلندی آن‌ها را بین ۱۵٠ تا ۱٦۵ سانتی متر حدس زده‌اند.[٢٧].


وضع زندگی

انسان‌های پکن به‌صورت دسته‌جمعی زندگی می‌کردند. آن‌ها به کمک یکدیگر به‌وسیله‌ی سنگ‌های دیگر سنگی را می‌تراشیدند و از آن ابزارهای کوچکی می‌ساختند و از آتش برای پختن گوشت و گیاهان خوراکی استفاده می‌کردند.


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشته‌ی تحرير درآمده است.


[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]-
[٣]-
[۴]-
[۵]- «زوکودیان» (Zhoukoudian) یا «چوکوتین» (Chou K'ou-tien)، غارهایی در پکن هستند که اکتشافات باستان‌شناسی بسیاری در آن‌ها صورت گرفته است؛ از جمله اکتشافات در این غارها یکی از اولین نمونه‌های هومو ارکتوس که لقب «مرد پکن» را به‌خود گرفته، به‌دست آمده است. مرد پکن، حدود ۷۵۰٫۰۰۰ تا ۲۰۰٫۰۰۰ سال پیش در این غارها زندگی می‌کرده‌ است. این مکان باستان‌شناسی اولین‌بار توسط «یوهان گونار اندرسون» (Johan Gunnar Andersson)، باستان‌شناس، دیرین‌شناس و زمین‌شناس سوئدی، در سال ۱۹۲۱ کشف شد و در بین سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۳ موفق به کشف دو دندان انسان شد.
«یوهان گونار اندرسون» و «والتر ویلیز گرنجر» (Walter Willis Granger)، دیرین‌شناس آمریکایی در جستجو سنگواره‌های پیش از تاریخ، در سال ۱۹۲۱ به زوکودیان رفتند. زمانی که اندرسون به کشور خود بازگشت، طی یک سخنرانی به همکاران خود بیان داشت: «در آن‌جا یک انسان بدوی است؛ اکنون همۀ ما ناگزیریم او را پیدا کنیم!»
[٦]- Dr. Davidson Black
[٧]- »Peking Man«, From Wikipedia, the free encyclopedia
[٨]- Palaeoanthropologist
[۹]- Sinanthropus pekinensis
[۱٠]- Homo erectus pekinensis
[۱۱]- Peking Man
[۱٢]- »Rediscovering Peking Man: New Discoveries & the Canadian Connection«, Royal Ontario Museum (An agency of the Government of Ontario)
[۱٣]- »Peking Man«, From Wikipedia, the free encyclopedia
[۱۴]- calvariae
[۱۵]- »Peking Man«, From Wikipedia, the free encyclopedia
[۱٦]- Pierre Teilhard de Chardin
[۱٧]- Franz Weidenreich
[۱٨]- »Peking Man«, From Wikipedia, the free encyclopedia
[۱۹]-
[٢٠]-
[٢۱]-
[٢٢]-
[٢٣]-
[٢۴]-
[٢۵]-
[٢٦]-
[٢٧]- فورد، توماس، پیدایش و تکامل انسان، ترجمه‌ی کاوه برزگر، ص ۴٨


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها

فورد، توماس، پیدایش و تکامل انسان، ترجمه‌ی کاوه برزگر، تهران: بنگاه مطبوعاتی گوتنبرگ - شاهرضا روبروی دانشگاه، بی‌تا





[] پيوند به بیرون

[۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها │ انسان‌شناسی