۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

حیدری وجودی، غلام‌حیدر

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[تصوف در افغانستان][شاعران افغانستان]


غلام‌حیدر متخلص به حیدری وجودی (زادۀ ۱۳۱۸ خ - )، آخرین فرد از شاعران متصوف و کلاسیک افغانستان است، که سال‌هاست، با برگزاری محافل مثنوی خوانی، جوانان علاقمند به ادبیات عرفانی و به‌ویژه مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی را آموزش می‌دهد[۱].


[] زندگی‌نامه

غلام‌حیدر فرزند ملا شفیع‌الله که در آغاز «پنجشیری» تخلص می‌کرد و سپس خود را «حیدری وجودی» نامید، در سال ۱۳۱۸ خورشیدی، در یکی از دهکده‌های پنجشیر به‌دنیا آمد[٢]. نخست، در مدرسه‌های دینی به فراگیری علوم دینی پرداخت و پس از آن، به تحصیل دورۀ دبستان، در سال ۱۳۲٦ خورشیدی، در زادگاهش آغاز کرد[٣] و در کنار آن همچنان به‌طور خصوصی، به آموختن يک سلسله کتاب‌های دینی مانند: خلاصه، منيه، قدوری، کنز، مختصر، شرح لياس و شرح وقايه که همه به‌زبان عربی بودند، نزد مدرسان پنجشيری ادامه داد[۴]. گفته می‌شود، هنوز در سال پنجم مدرسه ابتدایی بود که در رويا حالش دگرگون شد و به‌سبب همين دگرگونی، نتوانست، پس از پایان دبستان، به آموزش‌های رسمی ادامه بدهد[۵] و به نوشتۀ دانشنامه‌ی ادب فارسی در افغانستان، «با این‌که برخی دشواری‌ها او را از ادامۀ تحصیل رسمی بازداشت، پیگیرانه در فراگیری دانش‌های ادبی اهتمام ورزید».[٦]

در اوايل سال ۱۳۳۳ خورشيدی به کابل رفت[٧]. از سال ۱۳۳٦ تا ماه عقرب سال ۱۳۴٢ مشغول خدمت سربازی بود[٨] و سپس، همزمان با کار در انجمن شعر وزارت معارف[۹]، از محضر سخنورانی مانند صوفی عشقری، شایق جمال، عبدالحمید صوفی، خال‌محمد خسته، ملک‌الشعرا بیتاب، نوید و فکری سلجوقی بهره‌ها برد. با بسته‌شدن درهای انجمن، بنابر برخی ملاحظات سیاسی، وی به کار در کتابخانۀ عمومی کابل پرداخت[۱٠] و تاکنون در آن‌جا در حدود کمتر از نیم قرن، بدون ارتقا یا تنزل رتبه، کارمند است[۱۱].

حیدری وجودی، از خردسالی به شعر و ادب و عرفان روی آورد و به‌تدریج، در شاعری به‌پختگی گراید. در شعر، از مولوی و بیدل پیروی می‌کند و عرفان و تصوف درون‌مایۀ شعرهایش است[۱٢]. از نظر سبک شعر، حیدری یک شاعر کلاسیک‌سرا است. او به سبک مدرن رغبتی نشان نمی‌دهد. در سبک کلاسیک، شکل (فُرم) دلخواه او غزل است و می‌توان گفت او یکی از غزل‌سرایان موفق افغانستان است[۱٣]. به گفته‌ی واصف باختری: «او یکی از چند شاعر انگشت‌شمار روزگار ماست که می‌توان میان نحوه‌ی زیست و نحوه‌ی سرایش آنان علامت تساوی گذاشت.»[۱۴]


[] نمونه‌ی شعر

    گردش چشم سیاه تو خوشم می‌آید
    موج دریای نگاه تو خوشم می‌آید
    همچو مهتاب که بر ابر حریری تابد
    تن و تن پوش سیاه تو خوشم می‌آید
    چون چراغی که دل شب به مزاری سوزد
    سوختن در سر راه تو خوشم می‌آید
    در سپهر نگهم نور فشاند شب‌ها
    مهر من جلوه ماه تو خوشم می‌آید
    جلوه گلشن اندام که دیدی ای دست
    که خس و خار و گیاه تو خوشم می‌آید
    بسکه در آتش هجران کسی سوخته‌یی
    اشک جان‌پرور و آه تو خوشم می‌آید
    رفتی از خویش و کف پای کرا بوسیدی؟
    ای دل پاک گناه تو خوشم می‌آید


[] آثار

آثار چندی از حیدری وجودی، از جمله سروده‌هایش، از سال ۱۳۳٨ خورشیدی به بعد، در نشریه‌های گوناگون و نیز در پنج دفتر با نام‌های زیر انتشار یافته است:

  • عشق و جوانی، در سال ۱۳۴۹ خورشیدی، در کابل منتشر شد.

  • رهنمای پنجشیر، از جمله آثار منظومی است که معرف پنجشیر می‌باشد. سوای سروده ستایشی «عشقری»، این نخستین اثری است که به معرفی ابعاد مختلف این خطه پرداخته است. این دفتر، در سال ۱۳۵۱ خورشیدی، در کابل به چاپ رسید.

  • سالی در مدار نور، بدون ذکر تاریخ سال چاپ، در کابل انتشار یافت.

  • نقش امید و لحظه‌های سبز

افزون بر این، آثاری چون: کابل مادر (کابل، ۱۳۵٠ خ)، ندای جمهوریت (کابل، ۱۳۵۳ خ) و آیینۀ تجلی (کابل، ۱۳۵۴ خ) هر کدام جایزه‌های نخست و دوم مطبوعات را برای حیدریبه ارمغان آورده است. از نوشته‌های پژوهشی حیدری می‌توان به ترکیب‌های شعری در اشعار نظامی گنجه‌ای، گردآوری و تصحیح اشعار عشقری و گزیدۀ غزل‌ها از واصل کابلی تا واصف باختری اشاره کرد[۱۵].


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]- در جای، به‌طور تلویحی آمده که در دهکده‌ی رخۀ پنجشیر زاده شد. چنان‌که نجیب کوهستانی می‌نویسد: «در سال ۱۳۲٦ شامل مکتب ابتداییه رخه گردید» (رجوع شود به: زنده‌گی‌نامه شاعر توانا حیدری وجودی، تارنمای نخبگان شمالی) و از آنجایی که دانشنامۀه ادب فارسی در افغانستان می‌نویسد: «دورۀ دبستان را در زادگاهش به‌پایان برد.» (چاپ دوم، ج ٣، ص ٣۵۴)، چنین استنباط می‌شود که رخۀ پنجشیر زادگاه او باشد، اما این محرز نیست.
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]- نوش‌آبادی، «حیدری پنجشیری»، دانشنامۀ ادب فارسی (ادب فارسی در افغانستان)، چاپ دوم، ج ٣، صص ٣۵۴-٣۵۵
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]