فهرست مندرجاتخطاهای روزمره
(۴۰)
یک ایرانی واقعی
[↑] یک ایرانی واقعی
یکی از واژههایی که در نظرها و بحثهای روزمره و همچنین نقد رفتار و عقاید دیگران بسیار تکرار میشود، کلمه «واقعی» است.
یک انسان واقعی، یک ایرانی واقعی، یک مسلمان واقعی. در این نوع اظهار نظرها، همه به دنبال چیزی واقعی و اصیل هستند و ادعا میکنند شخص یا موضوعی که دربارهاش حرف میزنند واقعی و اصیل نیست.
در مقابل گاهی ادعا میشود موضوع یا شخص مورد نظر واقعی و اصیل است. نمونه آن را میتوان در کامنتهای سایت زمانه پیدا کرد.
مانند این نظر که مدعی است: «این چهره واقعی یک ایرانی است، که متاسفانه سالهاست در زیر حجاب سانسور پنهان شده است.»
این نوع اظهار نظر را میتوان به صورت یک مثال کلی و به این شکل بازسازی کرد. فرض کنید در روزنامه، خبری از جرمی میخوانید که یک ایرانی انجام داده است؛ مثل تجاوز، قتل یا هر جرم و عمل غیر قانونی دیگری که میتوان تصور کرد.
ممکن است فکر کنید یک ایرانی اینطور نیست. اما دوباره روز بعد در روزنامه، خبر دیگری از یک جرم بدتر میخوانید که خبر روز قبل در مقابل آن به چشم نمیآید.
فرض کنید اینبار خبر از یک عملیات تروریستی یا انتحاری باشد، یا خبر از رسوایی اخلاقی یک ایرانی در کشوری دیگر.
باز هم نمیخواهید قبول کنید که یک ایرانی این کار را انجام داده است. برای همین میگویید یک ایرانی «واقعی» هیچ وقت چنین کاری انجام نمیدهد.
در واقع با این نوع استدلال، ایرانیها را به دو دسته تقسیم کردهاید. آنهایی که ممکن است چنین اعمالی انجام دهند و ایرانیهای واقعی که هیچ کار بدی از آنها سر نمیزند.
در استدلالی شبیه این، ایرانی بودن دو معنی یا تعریف پیدا کرده است، به نحوی که وقتی بحث ایرانی میشود، کسی که چنین استدلالی میکند میتواند بپرسد منظور شما کدام ایرانی است؛ ایرانی یا ایرانی واقعی؟
در صورتی که ایرانی بودن مانند واژههایی شبیه «شیر» نیست که بتوان معانی مختلفی از آنها برداشت کرد.
در واقع در این موارد از یک نوع اشتراک لفظی جعلی و ساختگی برای استدلال و اثبات ادعای مورد نظر استفاده میشود.
اگر این استدلال همینطور ادامه پیدا کند، در نهایت هیچ کس را نمیتوان ایرانی واقعی به شمار آورد، زیرا با همین استدلال به تدریج همه را از دایره تعریف برای ایرانی واقعی بودن خارج میکند.
این تعریف دوگانه میتواند مفاهیم دیگری را نیز در بر بگیرد. برای مثال، مسلمانها یا مسیحیها یا پیروان هر دین دیگری ممکن است ادعاهایی شبیه این داشته باشند.
به این معنی که هر کس کار بدی انجام دهد، یک مسیحی یا یک مسلمان واقعی و در نهایت یک دیندار واقعی نیست.
این نوع استدلال، استدلال درستی نیست و اشتباه منطقی دارد. اشتباههایی شبیه این مثال، مغالطه «اسکاتلندی واقعی» نام دارند.
دلیل این نامگذاری آن است که در داستان بالا در مورد خبر روزنامه از یک ایرانی، مثال اصلی درباره یک اسکاتلندی است.
در این مثال که یک فیلسوف انگلیسی به نام آنتونی فلو در کتابش با عنوان «اندیشیدن در باب اندیشه» مطرح کرده است، یک اسکاتلندی خبر روزنامه را میخواند و ادعا میکند یک اسکاتلندی واقعی اینطور نیست.
کسی که مرتکب این مغالطه میشود، وقتی با چیزی موافق نباشد یا از اتفاقی که افتاده راضی نباشد ادعا میکند آن چیز اصلاً واقعی نیست.
در واقع استدلالکننده نمیتواند آن واقعیت را قبول کند، به همین دلیل با تغییر تعریف خود از واقعیت موجود، همه چیز را طوری عوض میکند که بر طبق استدلال او باشد.
این مغالطه از انواع ادعاهای نامربوط است و در ضمن به این دلیل که نمیتوان آن را به موارد دیگر تعمیم داد از استدلالهای تک منظوره به شمار میرود.
به این معنی که مغالطهکننده مجبور است برای هر موردی تعریف جدیدی بسازد که منطبق با هدف و منظور شخصی خودش باشد.
به هر حال هر هدفی که داشته باشد، میتواند در موضوع مورد نظر موردی را پیدا کند و به واقعی نبودن آن انتقاد کند.
مشکل این استدلال آن است که مغالطهکننده تصور میکند میتواند با عوض کردن تعریف ایرانی یا انسان یا هر مفهومی که روی آن بحث میشود، واقعیت و عملی را هم که انجام شده تغییر دهد.
به همین دلیل برای مقابله با چنین مغالطهای باید به استدلال کننده نشان داد، مهم نیست در عملی که انجام شده، چه کسی با چه ملیت، دین و یا فرهنگی آن را انجام داده است.
به همین دلیل بحث بر سر واقعی بودن یا نبودن یکی از مشخصات آن فرد نیست، بحث بر سر خود آن عمل است.[۱]
[↑] يادداشتها
يادداشت ۱: اين مقاله برای دانشنامهی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.
[↑] پینوشتها
[۱]- مریم اقدمی، خطاهای روزمره (۴۰): یک ایرانی واقعی، وبسایت رادیو زمانه
[↑] جُستارهای وابسته
□ منطق
□ فلسفه
□ مغالطه
[↑] سرچشمهها
□ وبسایت رادیو زمانه

