جستجو آ ا ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ
ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

۱۳۹۳ مرداد ۸, چهارشنبه

محتمل یا قطعی

از: مریم اقدمی

خطاهای روزمره

(۴۱)

محتمل یا قطعی

فهرست مندرجات




[] محتمل یا قطعی

خیلی از استدلال‌هایی که در زندگی روزمره به کار می‌بریم بر اساس احتمال هستند. یعنی به جای این‌که از وقوع حتمی و قطعی یک اتفاق حرف بزنیم، به این اشاره می‌کنیم که چقدر احتمال دارد آن اتفاق رخ دهد.

اما گاهی بر اساس همین گزاره‌های احتمالی، اشتباه‌های زیادی هم مرتکب می‌شویم. مشکل اینجاست که در چنین استدلال‌هایی فرض می‌کنیم به این دلیل که چیزی ممکن است یا احتمال دارد اتفاق بیفتد، پس حتماً زمانی اتفاق خواهد افتاد.

ساختار چنین استدلالی به این شکل است که «اتفاق الف احتمال وقوع دارد. پس اتفاق الف قطعاً رخ خواهد داد». در واقع در این نوع استدلال احتمال بالای رخ دادن یک رویداد با رخ دادن قطعی آن یکی فرض شده است.

یا این‌که فرض می‌شود وقتی رویدادی با یک احتمال بسیار بالا قرار است اتفاق بیفتد، پس بالاخره یک روز اتفاق می‌افتد.

برای مثال ممکن است کسی استدلال کند «هکرهای زیادی از اینترنت استفاده می‌کنند. پس اگر از روش‌های امنیتی استفاده نکنید کامپیوتر شما دیر یا زود هک خواهد شد.»

در واقع این استدلال احتمال بالای وقوع یک رویداد را با اتفاق افتادن قطعی آن یکی فرض کرده است. این استدلال می‌تواند در مورد احتمال‌های خیلی پایین برای وقوع یک رویداد هم به کار رود.

به عنوان مثال ممکن است شخصی بر اساس این استدلال که احتمال مبتلا شدن به یک بیماری واگیردار مثل سل در کشورش خیلی پایین است، واکسن سل به بچه‌اش تزریق نکند، با این دلیل که وقتی احتمالش خیلی پایین است یعنی هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد.

این نوع استدلال‌ها همگی اشتباه هستند و مغالطه «استدلال بر اساس احتمال» نام دارند. اشتباه این نوع استدلال‌ها اینجاست که مفهوم احتمال و امکان وقوع را درست به کار نمی‌برند.

در واقع احتمال‌های خیلی بالا را با احتمال یک و احتمال‌های خیلی پایین را با احتمال صفر اشتباه می‌گیرند. در مثال اول در مورد هکرها یک نوع ترس و توهم و بدبینی وجود دارد که در همه چیز بدترین وجه آن در نظر گرفته می‌شود.

یعنی استدلال کننده فرض می‌کند بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد حتماً اتفاق خواهد افتاد. این نوع استدلال را مخصوصاً کسانی به کار می‌برند که حاضر نیستند هیچ کار تازه‌ای انجام دهند به این دلیل که احتمال دارد شکست بخورند.

در حالی‌که فقط احتمال وقوع شکست را خیلی بالا و قطعی فرض کرده‌اند. در مثال دوم هم نوعی بی‌خیالی و خوش‌بینی هست که فرض می‌کند همه چیز به خوبی و طبق انتظار پیش خواهد رفت.

این نوع استدلال‌های خوش‌بینانه هم استدلال‌های خطرناکی برای کسانی هستند که به آن‌ها استناد می‌کنند و بر اساس آن‌ها تصمیم می‌گیرند. در واقع ممکن است عواقب بدی برای کسی که احتمال وقوع چیز‌های ناخوشایند را نادیده می‌گیرد داشته باشد.

این نوع استدلال را معمولاً کسانی به کار می‌برند که مثلاً دارایی‌شان را روی چیز‌های غیرمطمئن سرمایه‌گذاری می‌کنند و فرض می‌کنند با این‌که احتمالش خیلی پایین است اما بالاخره حتماً روزی پول زیادی به دست خواهند آورد.

در هر حال هر دوی این نگرش‌ها غیر واقع‌بینانه هستند به این دلیل که استدلال‌کننده‌ تصور درستی از احتمال ندارد.[۱]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- مریم اقدمی، خطاهای روزمره (۴۱): محتمل یا قطعی، وب‌سایت رادیو زمانه



[] جُستارهای وابسته

منطق
فلسفه
مغالطه



[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت رادیو زمانه