ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۸, یکشنبه

آلفرد وگنر

از: دانشنامه‌ی آریانا

آلفرد وگنر


فهرست مندرجات
زمین‌شناسیجابه‌جایی قاره‌ها

آلفرد لوثار وگنر (به آلمانی: Alfred Lothar Wegener) (زادۀ ۱۸۸۰ م - درگذشتۀ ۱۹۳۰ م)، دانشمند، زمین‌شناس و هواشناس آلمانی است که شهرت اصلی او بابت نظریهٔ جابه‌جایی قاره‌ها می‌باشد که آن را در سال ١۹١۲ میلادی ارائه کرد. افزون بر این، وگنر در زمان حیات خود، به‌علت خدماتش به هواشناسی و هم‌چنین فرد پیشرو در زمینه‌ی تحقیقات قطب مشهور بود.

بر اساس نظریه‌ی وگنر، قاره‌های زمین دارای حرکت بطئی می‌باشند. با این وجود، وی قادر نشد سازوکار این حرکت را اثبات نماید چرا که این نظریه بیشتر بر اساس شواهد موجود شکل گرفته بود؛ بنابراین، این نظریه تا دهه چهل که مدارک معتبری بر اساس اکتشافات مختلف مبنی بر جابه‌جایی قاره‌ها به‌دست آمد، پذیرفته نشد. دلایل وگنر برای جابه‌جایی قاره‌ها تشابه کناره‌ی قاره‌ها با هم که مانند یک پازل جور می‌شود و وجود فسیل‌های مشابه در بعضی قاره‌ها که زیستگاه‌های مشترکی داشته‌اند، بود.


زندگی‌نامه
آلفرد وگنر

آلفرد وگنر، جوان‌ترین فرزند از پنج فرزند در یک خانواده‌ی روحانی آلمانی بود که در اول نوامبر ۱۸۸۰ میلادی در برلین زاده شد. پدر او، ریچارد وگنر، متکلم و معلم زبان‌های کلاسیک در دبیرستان مسیحیان انجیلی «گروئن کلوستر» در برلین (Berlinisches Gymnasium zum Grauen Kloster) بود. وی آموزش متوسطه خود را در دبیرستان کولن (Köllnisches Gymnasium) به پایان برد؛ سپس، از سال ١۹۰٢ تا ١۹۰٣، در رشته‌ی فیزیک، هواشناسی و نجوم در برلین، هایدلبرگ و اینسبروک به تحصیل پرداخت و در نهایت، دکترای خود را در سال ١۹۰۵ در رشته ستاره‌شناسی از دانشگاه فردریش ویلهلم (دانشگاه هومبولت امروزی) برلین دریافت کرد.

پس از پایان تحصیل، وگنر به‌عنوان دستیار در رصدخانه‌ی لیندنبرگ مشغول به‌کار شد و از سال ١۹۰٦، در گرینلَند (ناحیه خودگردان متعلق به کشور دانمارک) به مطالعات هواشناسی پرداخت. او از اولین پیشگامان ثبت اطلاعات آب و هوایی در آسمان و با استفاده از بالن بود و جبهه‌های هوایی را به‌وسیله بالن دنبال می‌کرد.

وگنر پس از بازگشت از دانمارک در سال ١۹۰٨ و تا زمانی‌که جنگ جهانی اول آغاز شد، مدرس هواشناسی، نجوم و فیزیک کاربردی کیهانی در دانشگاه ماربورگ بود. طی سال‌های ١۹۰۹ و ١۹١۰، سخنرانی‌های وی به‌کتاب‌های درسی استاندارد در هواشناسی تبدیل شدند و مدت‌ها تحت عنوان «ترمودینامیک اتمسفر» به‌تدریس آن‌ها پرداخته شد.

گروهی اعزامی به گرینلند (در سال ١۹۰٦)؛ وگنر در ردیف عقب، نفر دوم از راست

در سال ١۹١١، زمانی که وگنر در کتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه بود، پی به‌شباهت فسیل‌های شناخته‌شده در لایه‌های زمین‌شناسی قسمت‌هایی شد که در حال حاضر توسط اقیانوس از یکدیگر جدا شده‌اند. وی به‌شباهت مرز قاره‌ها به‌یکدیگر توجه کرد و بیان داشت به‌نظر می‌رسد که قاره‌ای بزرگ توسط یک اره مویی در طول مرز کنونی بریده شده است؛ اما برای اثبات این ادعا، باید به‌ جمع‌آوری شواهدی می‌پرداخت تا فرضیه خود را ثابت کند. وی اعتقاد داشت که بر اساس شواهد فسیلی یک ابرقاره در ۲۰۰ میلیون سال قبل وجود داشته که به‌قطعات مختلف و قاره‌های کوچک‌تر تقسیم شده است. وگنر از عوارض زمینی، فسیل‌ها و آب و هوا به‌عنوان شواهد پشتیبان فرضیه خود در مورد اشتقاق قاره‌ها استفاده کرد. مثال‌هایی از عوارض زمینی مانند رشته کوه‌های آفریقا و امریکای جنوبی که پس از کنار هم قرار دادن دو قاره در یک خط قرار می‌گرفتند، هم‌چنین لایه‌های ذغال‌دار در اروپا که با لایه‌های ذغال‌دار امریکای شمالی تطابق داشتند ارائه شد. وگنر متوجه شده که فسیل‌های خزندگان مانند مزوساروس و لیستروساروس در محل‌هایی یافت می‌شوند که امروزه توسط اقیانوس از یکدیگر جدا افتاده‌اند و خزندگان نمی‌توانسته‌اند این مسیر طولانی را شنا کرده باشند.

سپس وگنر نتیجه گرفت که آن‌ها در یک سرزمین واحد در کنار هم زندگی می‌کرده‌اند. از سال ١۹١۲ وی آشکارا به‌دفاع از فرضیه «اشتقاق قاره‌ای» پرداخت و بیان داشت که قاره‌های امروزی در ابتدا به‌یکدیگر متصل بوده و یک سرزمین واحد را تشکیل می‌داده‌اند. در سال ١۹١۵ وگنر در کتاب «منشا قاره‌ها و اقیانوس‌ها» (Die Entstehung der Kontinente und Ozeane = The Origin of Continents and Oceans) انگاره خود را منتشر کرد و نام «پانگه آ» (به‌معنی همه سرزمین‌ها) را برای ابرقاره اولیه انتخاب نمود. وی در این کتاب شواهد فراوان و متنوعی را از علوم مختلف برای انگاره خود بیان کرد. انگاره وی در دهه ١۹۲۰ گسترش یافت و شواهد مبسوطی به‌آن افزوده گردید.

در سال ١۹۲۴ ویرایش امریکایی فرضیه وگنر منتشر شد و انجمن زمین‌شناسان نفت امریکا (AAPG) کنفرانسی را در مخالفت با فرضیه اشتقاق قاره‌ای ترتیب دادند. در دهه ١۹٣۰ فرضیه وگنر به‌کلی مردود و برای ٣۰ سال محجور گردید. در دهه ۵۰ و ٦۰ میلادی با توسعه علوم زمین و پیشرفت مطالعات و دستگاه‌ها، شواهد برجسته‌ای از گسترش بستر اقیانوس‌ها به‌همراه آنومالی‌های مغناطیسی متقارن در اطراف پشته‌های میان اقیانوسی کشف شد. این شواهد به‌سرعت فرضیه اشتقاق قاره‌ای را زنده و مستقیماً باعث ایجاد انگاره «زمین ساخت صفحه‌ای» گردید و آلفرد وگنر به‌سرعت به‌عنوان پدر یکی از مهم‌ترین انقلاب‌های علمی قرن بیستم شناخته شد.

وگنر عضو گروهی بود که برای مطالعه چرخش هوای قطبی به‌ گرینلند اعزام شدند. وی، در آخرین سفرش در نوامبر ١۹٣۰، به‌همراه همکارش راسموس ویلامسن ناپدید شد و جسد وی در ١۲ می ‌١۹٣١ پیدا شد. دلیل مرگ وی سکته قلبی در اثر فشار بالا عنوان گردید. وی می‌گفت: «علم یک فرایند جمعی است و ممکن است در یک زمان طولانی‌تر از عمر انسان اتفاق بیافتد. اگر من بمیرم، یکی جای من را خواهد گرفت و اگر تو بمیری یکی جای تو را. چیزی که مهم است به‌نتیجه رسیدن علم است.»

در سال ١۹٨۰، برای یادبود از این دانشمند بزرگ، موسسه‌ای برای مطالعات قطبی و دریایی، در آلمان به‌نام وگنر ایجاد شد؛ هم‌چنین، دره‌های برخوردی شهاب سنگ‌هایی در ماه و مریخ به‌نام وی ثبت شدند و نیز سیارکی که در ۲۹ فوریه ۱۹۹۲ کشف شد، با نام وی با عنوان «وگنر ۲۹۲۲۷» (29227 Wegener) نام‌گذاری گردید.


نظریه جابه‌جایی قاره‌ها
منشای قاره‌ها و اقیانوس‌ها

آلفرد وگنر، در ٦ ژانویه ١۹١۲، نظریه اشتقاق قاره‌ها را، در اجلاسی که انجمن زمین‌شناسی موزه «سنکنبرگ» در فرانکفورت برگزار نمود، مطرح کرد. از این نظریه، که یکی از نبوغ‌آمیزترین کشفیات علمی قرن ۲۰ به‌شمار می‌رود، تئوری تکتونیک صفحه‌ای مشتق شد.

سه سال بعد، در ١۹١۵ این دانشمند آلمانی کتابی با عنوان «منشای قاره‌ها و اقیانوس‌ها» را منتشر کرد که در خصوص تکتونیک صفحه‌ای توضیح می‌داد. او که در این کتاب، اصول عقاید خود را شرح داده است، معتقد به وجود قاره‌ای عظیم به‌نام «پانگه‌آ» (Pangaea؛ به‌معنای همه خشکی‌ها یا تمام زمین) بود که حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش، شروع به قطعه قطعه شدن کرده و سرانجام قاره‌های امروزی را به‌وجود آورده است. وی اقیانوس دربرگیرنده این قاره‌ای بزرگ را «پانتالاسا» (Panthalassa) نام نهاد.

قاره‌ی «پانگه‌آ»، چندین میلیون سال بعد به دو قاره‌ی بزرگ و گسترده «لوراسیا» (Laurasia) و «گوندوآنا» (Gondwana) تقسیم شد. لوراسیا شامل آمریکای شمالی، گرینلند و بیشتر قسمت‌های آسیا و اروپای امروزی است؛ و گوندوآنا شامل آمریکای جنوبی، آفریقا، قطب جنوب، هندوستان و استرالیای کنونی است. مساحت لوراسیا و گوندوآنا تقریباً مساوی بوده است. فاصله دو قاره لوراسیا و گوندوآنا را «» (Tethys Ocean یا Tethys Sea) پر می‌کرده است.


[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها




















[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها:تاریخ علمزمین‌شناسیجابه‌جایی قاره‌هازندگی‌نامه‌ی دانشمندان