ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۸, جمعه

خطاب به‌مردم افغانستان

بیانیه‌ی رادیویی: محمدداوود (نخستین رئیس جمهور افغانستان)

خطاب به‌مردم افغانستان


فهرست مندرجات

.



خطاب به‌مردم افغانستان

بیانیه‌ی رادیویی محمدداوود، رئیس دولت و صدراعظم افغانستان، خطاب به مردم افغانستان: شام روز اول سنبله ۱٣۵٢

محمدداوود خان، نیمه‌شب ٢٦ سرطان ۱٣۵٢ خورشیدی، با کودتای بدون خونریزی که آن‌را «انقلاب سفید» می‌نامید، به پادشاهی چهل ساله‌ی محمدظاهر شاه نقطه‌ی پایان نهاد. او در نخستین بیانیه‌ی تاریخی خود، از طریق رادیو افغانستان، با اعلام پایان نظام شاهی، از آغاز جمهوریت در افغانستان سخن گفت. سپس، در شام روز اول سنبله ۱٣۵٢، بیانیه‌ی رادیویی محمدداوود، خطاب به مردم افغانستان منتشر شد. آنچه در زیر آمده، متن کامل همین بیانیه است.[۱]


بیانیه‌ی رادیویی ښاغلی محمدداوود
رئیس دولت و صدراعظم

شام روز اول سنبله ۱٣۵٢


بسم‌الله الرحمن و الرحیم

هموطنان عزیز، نجیب و قدرشناس افغانستان!

به‌مناسبت این رستاخیز ملی و تحول شگفت‌انگیز سیاسی که در وطن عزیز ما افغانستان رخ داده است، بازهم مراتب تبریکات بی‌نهایت صمیمانه خود و رفقای قهرمان خویش را که بتاسی از اراده بالقوه ملت افغانستان جانبازانه بامر عظیم تاریخی ملی اقدام نمودند و سنگ تهداب اولین جمهوریت افغانستان را گذاشتند، بهمه مردم نجیب و زحمت‌کش کشور بخصوص به اردوی فداکار و جوان افغانستان تقدیم میدارم.

همچنان از پشتیبانی پرشور و شوق مردم افغانستان که از روز اول تأسیس رژیم جمهوری در وطن ابراز داشته‌اند، اظهار سپاسگزاری و تشکر می‌نمایم.

هموطنان گرامی میدانند که تاریخ استرداد استقلال افغانستان در حقیقت ٦ جوزا است؛ اما از سالیان دراز معمول برین شد که یادوبود آن‌روز مقدس ملی در اول سنبله تجلیل گردد. امسال هم به‌پیروی از تعامل گذشته خود را وجداناً مکلف میدانم تا تبریکات خود و رفقای خود را به‌مناسبت این روز فرخنده بهمه هموطنان گرامی تقدیم کنم.

سه پیکار بزرگ ملت افغانستان در برابر تجاوز استعمار گواه بزرگ و انکارناپذیریست از فداکاری، وطن‌دوستی و عزم شکست‌ناپذیر مردم ما.

استرداد استقلال کشور که پنجاه‌وچهار سال قبل بهمت رهبران جلیل‌القدر افغانستان و به نیروی اردو و لشکرهای ملی و فداکار ملت افغان صورت گرفت، بار دیگر نمونه کاملی از همین مفهوم بود. ما خدمات فراموش‌ناشدنی اعلیحضرت غازی امان‌الله‌خان و اعلیحضرت غازی محمدنادرشاه شهید و آن مردان بزرگ را که در صف اعلی مجادله با بیگانگان قرار داشتند و قربانی‌های فرزندان این سرزمین را که با رشادت فطری و آزادی‌خواهی در راه آزادی جان سپردند، به نظر تقدیر و احترام نگریسته به ارواح تمام شهدای معرکه استقلال درود فراوان می‌فرستم.

هموطنان گرامی، خواهران و برادران عزیز!

ما مطابق به شرایط و قانون تکامل جامعه علماً و عملاً بر حسب پلان و به‌یاری خداوند بزرگ و همکاری مردم خویش قدم بقدم برای اجرای تحولات بنیادی در حیات اقتصادی اجتماعی و سیاسی جامعه اقدام خواهیم کرد.

این وعده‌ایست که در روز اول اعلامیه جمهوریت برای مردم افغانستان داده شد. امیدوارم که به‌یاری خدای توانا، من و رفقایم تا آخرین رمق حیات به ایفای این وعده صادق و وفادار خواهیم بود. ولی حتماً این سوال مهم در افکار عامه مردم ما و افکار عامه مردم جهان بوجود خواهد آمد که ما چرا منافع خانوادگی و طبقاتی خود را در راه منافع ملی و طبقات محروم کشور قربان کرده‌ایم. جواب گویای این سوال این است که، سیاست غیرعادلانه و ضد ملی رژیم سلطنتی طی دهه اخیر و عکس‌العمل‌های مشهود تمام طبقات مردم افغانستان خصوصاً منورین وطن علیه آن، و همچنان مشاهده تحولات سریعی که در سیمای منطقه و جهان به منفعت آزادی و ترقی و به زیان استبداد، ارتجاع و استعمار بوجود آمد، به وجدان هیچ هیچ فرد وطن‌پرست افغان اجازه نمیداد که در برابر همه این فجایع خاموش بنشینند - روی این احساس مسئولیت وطن‌پرستانه بود که ما طوریکه در بیانیه اول خود اعلام داشتیم، «برای سعادت آینده وطن، بیرق جمهوریت و دیموکراسی واقعی و معقول را که اساس آن بر خدمت به اکثریت مردم افغانستان برقرار باشد»، برافراشتیم. و در این راه تامین حقوق کامل مردم و اعتراف کامل به اصل حاکمیت ملی گام اول را به لطف خدا برداشتیم.

هموطنان عزیز آگاهند - آن امیدهای دیرینه و آن آرزوهای نیکی که ده سال قبل با حسن‌نیت ابراز شده بود، نه‌تنها در نظر گرفته نشد، بلکه رژیم سابق بر علیه مصالح و منافع طبقات محروم و ضد دموکراسی واقعی و ترقی و پیشرفت کشور عملی کرد، وطن عزیز ما افغانستان سرزمین دارای منابع طبیعی نسبتاً فراوان، خاک حاصل‌خیز، نفوس با استعداد و زحمتکش - کلتور تمدن کهن، ولی وضع کشور ما و روزگار مردمش علی‌الرغم همه این عوامل مساعد، در اثر سلطه رژیم منسوخ گذشته رقت‌انگیز است.

هموطنان عزیز!

در طی ده سال گذشته سراپای جامعه ما را در ساحات مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بحران عمیقی فرا گرفت که اینک به بررسی آن مختصراً پرداخته می‌شود.


در ساحه اقتصادی

اقتصاد کشور که با تطبیق دو پلان پنجساله اول و دوم رشد نسبی مییافت، با رکود مواجه گردید و بطرف ورشکستگی کامل سوق داده شد. پلان‌گذاری اقتصادی تابع امیال ذهنی اشخاص گردید، موثریت لازم خود را در راه رشد اقتصادی کشور از دست داد، آهنگ رشد اقتصادی کندتر گردید و تجمع سرمایه بوجود نیامد، از حجم سرمایه‌گذاری‌های دولتی برای انکشاف اقتصادی یکسال تا سال دیگر کاسته شد. پس‌اندازها و سرمایه‌گذاری‌های خصوصی برای ایجاد صنایع جلب نگردید. به‌طور مثال، مجموع سرمایه‌گذاری‌ها در پلان پنجساله دوم که ٢٦،٦٠ ملیارد افغانی بود، در پلان نام‌نهاد پنجساله سوم به ۱۹،٣۵ ملیارد افغانی تقلیل یافت. هرگاه تطبیق چند پروژه محدود پیش‌بینی‌شده پلان دوم را که آنهم بکمک کشورهای دوست صورت گرفت، استثنا قرار دهیم، اقتصاد کشور طی دهه اخیر، بملاحظه رشد نفوس سالانه صعود قیم و تناسب رشد کشور افزایش قابل ملاحظه بوجود نیامد و از آن هم قسمت عمده آن همه ساله بعوض اینکه سرمایه‌گذاری گردد، براههای غلط و بوالهوسیها حیف و میل گردید. سرمایه‌گذاری خصوصی در پلان پنجساله سوم به ٦،٧ فیصد کاهش یافت با وصف اینکه در اثر تطبیق دو پلان پنجساله اول و دوم اقتصادی زیربنا و تهداب اقتصادی کشور تا اندازه ریخته شده بود. ولی از آن زمینه‌های مساعد به منفعت تکامل اقتصادی و صنعتی‌کردن کشور بهره‌برداری لازم صورت نگرفت. در تولیدات صنعتی طی یک دهه اخیر افزایش قابل توجهی به‌عمل نیامد. در ساحه زراعت نیز انکشاف قابل وصفی رونما نگردید.

در حال حاضر، اقتصاد کشور متکی به زراعت است و زراعت ۹٠ فیصد تولید مجموعی ملی ما را تشکیل میدهد. مناسبات کهنه زراعتی و شیوه‌های بسیار ابتدایی و عقب‌مانده زراعت که متأسفانه هنوز در جامعه ما مسلط است، باعث فقر دهقان تنگ‌بودن بازار ملی، عدم قدرت خرید مردم و کمبود مواد خام زراعتی گردیده است. طی این ده سال برای بهبود سیستم مالیاتی افغانستان گام مؤثری برداشته نشد. مالیات هنوز در عواید دولت سهم نهایت ناچیز دارد. مالیات ارضی، مالیه مواشی و مالیات بر عایدات تاجران و شرکت‌های تجارتی داخلی و خارجی بسطح بسیار پایین سقوط کرد. و بجای آن برای تکافوی مصارف اضافی دستگاه دولت به حجم مالیات به حجم مالیات غیرمستقیم افزوده شد.

در تجارت خارجی کشور در ده سال گذشته سیاست درهای باز تعقیب گردید. میان تورید اموال ضروری مردم و غیرضروری از لحاظ منافع ملی تفکیک بعمل نیامد. در صدور اجناس عمده صادراتی کشور بهبود به ملاحظه نرسید. هیچگونه کنترولی بر اسعار خارجی در کشور قایم نشد و نرخهای اسعاری سابق بر اقلام عمده صادراتی برداشته شد. سیاست پولی دولت در ساحه اسعار خارجی تابع نوسانات و دست‌بازیهای بازار سیاه گردید، نه‌تنها با نمایندگی‌های خارجی و تاجران خارجی طبق قانون معامله نگردید، بلکه برای آنها همه امتیازات خلاف مقررات داده شده و بدین‌وسیله اقتصاد کشور را تضعیف و ورشکست نمودند. خلاصه اینکه طی ده‌سال اخیر نابسامانی‌ها بی‌بندوباری‌ها عام و تام از لحاظ اقتصادی در جامعه ما حکمفرما بود و این امر اقتصاد کشور را در آستانه ورشکست قرار داد و موجب کندی کامل رشد صنعتی و ترقی اقتصادی و اجتماعی مملکت گردید.


در ساحه اجتماعی

سطح زندگی، فرهنگ و صنعت در وطن ما متأسفانه در نازل‌ترین سطح جهانی قرار دارد. طی دهه اخیر سطح زندگی مردم افغانستان مرتباً پایین آمد و مخارج زندگی بالا رفت که بار سنگین و تحمل‌ناپذیر آن هر سال کمرشکن‌تر می‌شد. قیمت[ها] به‌طور سرسام‌آوری بالا رفت، ولی معاش مامورین پایین‌رتبه و مستخدمین دولت اجرت کارگران از حد بخور و نمیر تجاوز نکرد. فقر و بیکاری در جامعه سیاه‌روزی و آوارگی مردم شدت یافت. بیماری در میان مردم بیش از پیش شیوع پیدا کرد. معارف و فرهنگ ملی به انحطاط گرایید. عدم مصئونیت و عدم تطبیق قانون در جامعه حکمفرما گردید. مطلق‌العنانی، ظلم و ستم مستبدین و متنفذین و مامورین عالی‌رتبه بی‌رحم شدت یافت. فساد در دستگاه دولت بالا گرفت و به رسوایی کشید. دستبرد از بیت‌المال، از ثروت ملی مملکت و از کیسه مردم رایج گردید. اختلاس، ارتشأ، احتکار، قاچاقبری، تقلب و سودخواری به‌طور روزافزون شیوع یافت. از این‌رو، عرصه‌ی زندگی که به اکثریت مردم ما محدود بود، تنگ‌تر گردید.


در ساحه سیاسی

سیاست داخلی دولت در ده‌سال گذشته بر پایه‌ی فریب و تقلب سیاسی خدعه و عوام‌فریبی استوار بود. دست‌زدن به انواع تهدید و تحریک اعمال سیاست زور و ایجاد وحشت و سیاست تبعیض و امتیاز در برابر گروه‌های مختلف مردم، سیاست تفرقه و تفتین میان اقوام افغانستان شرط استقرار و بقای رژیم سلطنتی پنداشته می‌شد.

تحریک قوای ارتجاعی و تشویق آنها به تاخت‌وتاز علیه وطن‌پرستان آن‌هم به بهانه و در تحت اسم به‌اصطلاح «دموکراسی» در سیاست داخلی رژیم منسوخ گذشته مقام بلندی داشت.

سیاست اختناق و فشار به مردم تحمیا می‌شد از ظم و ستمگری و بی‌عدالتی زورآوران دفاع گردیده و داد مظلومان خواسته نمی‌شد. فساد در میان مردم و بخصوص در میان نسل جوان عمداً ترویج داده میشد. دسیسه و تفرقه‌های ضد ملی صورت میگرفت از دموکراسی قلابی سوءاستفاده‌های سیاسی به‌عمل می‌آمد و پارلمان بیک ماشین رای‌دهی و صحه‌گزاری بر اعمال ضد ملی رژیم و بیک دستگاه چپاول و غارتگری از خزانه بیت‌المال و جیب مردم مبدل گردیده بود. حقوق آزادی‌های حقیقی مردم روز به روز سلب میشد و عملاً پایمال میگردید. قانون جنگل و زورگویی و خودسری بر کشور حاکم بود.