۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

سرگذشت یهود

برگرفته از: سايت وزارت امور خارجه اسرائيل


فهرست مندرجات


سرگذشت در یک نگاه

بخش آغازین


حضرت داود چنگ می‌نوازد


[] پیشگفتار

سرزمین باستانی اسرائیل خاستگاه تاریخی ملت یهود است و بخش عمده‌ای از سرگذشت یهودیان در طول تاریخ، در این سرزمین گذشته است که هزار سال نخست رویدادهای زندگی این ملت را می‌توانیم در کتاب مقدس تورات مطالعه کنیم.

در سرزمین اسرائیل است که فرهنگ و مذهب و هویت این ملت شکل گرفت و تمدن جهانی را غنی‌تر ساخت. یهودیان هیچگاه در طول تاریخ چند هزار ساله خود سرزمین پدری را تنها نگذاشتند و همیشه در این خاک حضور جسمی داشتند و حتی اگر ناچار شده بودند در غربت زندگی کنند، از نظر معنوی همیشه به اورشلیم می‌اندیشیدند و به یاد آن نیایش می‌کردند. بالاخره در سال ١۹٤٨ میلادی، یهودیان به‌دنبال قرن‌ها تلاش سیاسی و مرامی و همچنین دهها سال مبارزه ملی دلیرانه، بالاخره توانستند استقلال ملی سرزمین خویش را دوباره به‌دست آورند.

باستان‌شناسی در اسرائیل ارتباطی تنگاتنگ بین گذشته و حال این سرزمین فراهم آورده است. یهودیان برای کشف آثار باستانی و شناخت تاریخ گذشته خویش، بیش از هر ملت دیگری تلاش کرده‌اند. در واقع، هر گوشه اسرائیل که حفاری شود، آثاری از گذشته این ملت و ملت‌های دیگری که در برخی برهه‌های تاریخ در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند به‌دست می‌آید. رویهرفته، تا کنون در ٥٠٠ر٣ نقطه از سرزمین اسرائیل حفاری باستان‌شناسی انجام گرفته که هر یک به‌طور جداگانه و همه آنها با هم شهادت بر آن می‌دهند که یهودیان رابطه‌ای طولانی و ناگسستنی با سرزمین اسرائیل داشته‌اند.

در بخش جنوبی خارج از حصار تاریخی اورشلیم، بازمانده‌های آنچه که "شهر داود" نامیده می‌شود از زیر خاک بیرون کشیده شده که شامل بناهائی است که شیوه زندگی یهودیان در این سرزمین را در سه هزار سال پیش نشان میدهد. در بخشی از شمال کشور به نام عمک یزراعئل (دره یزراعئل) در حفاری‌های شهری به‌نام مگیدو آثار بنايی به‌دست آمده که "اصطبل‌های حضرت سلیمان" نامیده می‌شود و بیانگر بخشی از تاریخ یهود در این سرزمین است. در تپه ای به نام مسادا (که یهودیان آن به خودکشی همگانی دست زدند تا به اسارت اشغالگران بیگانه در نیایند) بازماندهای خانه‌ها و حمامهای این گروه مذهبی از زیر خاک بیرون آورده شده است. در غارهای اطراف بحر المیت (دریای نمک) طومارهايی به‌دست آمده که شامل بخشی از کتاب اشعیای نبی است که هنوز به زبان عبری کاملا خواناست و در واقع با زبان امروز اسرائیلیان تفاوت چندانی ندارد.

در برخی از حفاری‌های دیگر باستان‌شناسی در اسرائیل آثاری از دوران تسلط یونانیان، رومیان، ایرانیان، صلیبیون، مملوک‌ها و عثمانی‌ها و دیگران در این سرزمین یافت شده است. اسرائیل همه این کشفیات باستان‌شناسی را به دقت نگاهداری می‌کند و باستان‌شناسان اسرائیلی و خارجی آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند و مقالات آن را منتشر می‌سازند و در اختیار همه علاقمندان در سراسر دنیا قرار می‌دهند.

حدود چهار هزار سال از تاریخ یهود می‌گذرد که آن را به صورت بسیار فشرده در اختیار شما قرار می‌دهیم:

سرگذشت ملت یهود از قرن هفدهم تا ششم قبل از میلاد در تورات منعکس شده است که به‌موجب آن:

    در قرن هفدهم قبل از میلاد: ابراهیم و اسحق و یعقوب (پدران اولیه) که به خدای یگانه ایمان آورده بودند، در سرزمین اسرائیل مستقر شدند و در برهه ای از زمان به‌دنبال قحطی در سرزمین خود، برای یافتن آذوقه به مصر مهاجرت کردند.

    در قرن سیزده قبل از میلاد: بنی‌اسرائیل به رهبری حضرت موسی از مصر خارج شدند و چهل سال در بیابان می‌گشتند و ده فرمان را در کوه سینا دریافت داشتند

    قرون سیزده و دوازده قبل از میلاد: بنی‌اسرائیل پس از چهارصد سال اقامت در مصر، دوباره به سرزمین پدری بازگشتند و از نو در خاک اسرائیل مستقر شدند.

    ١٠٢٠ سال قبل از میلاد: یهودیان شیوه پادشاهی را بعنوان نظام حاکم بر کشورشان برگزیدند و شائول به‌عنوان نخستین پادشاه یهود گزیده شد.

    هزار سال قبل از میلاد: حضرت داود که به‌عنوان پادشاه جانشین شائول گردید، اورشلیم را بنا کرد و آن را پایتخت خود اعلام داشت. پس از درگذشت حضرت داود، حضرت سلیمان تاج پادشاهی بر سر نهاد و خانه خدا (بیت المقدس) را در اورشلیم بنا نهاد که یهودیان از سراسر مملکت هر سال سه بار در اعیاد مهم یهودی به زیارت آن میرفتند. از دو هزار سال پیش که یهودیان در دنیا پراکنده شدند، اورشلیم به عنوان نماد ملیت و قومیت و باور مذهبی آنان، همیشه کانون امید و آرزو بود.

    ۹٣٠ قبل از میلاد: حکومت تجزیه گردید و سرزمین اسرائیل به دو حکومت با نام‌های یهودا و ییسرائل (اسرائیل) تقسیم شد.

    ٧٢٢ تا ٧٢٠ قبل از میلاد: حکومت اسرائیل به‌دنبال حمله سپاهیان آشور منهدم شد و ده قبیله یهود که در آن بخش از سرزمین می‌زیستند به اسارت برده شدند و از آن هنگام نشانی از سرنوشت آنان به‌دست نیامده و از این رو به‌نام ده قبیله گم‌شده شهرت یافته‌اند.

    در ٥٨٦ قبل از میلاد: حکومت یهودا نیز اشغال شد و این بار سپاهیان بابلی بودند که این بخش از سرزمین اسرائیل را به‌تصرف درآوردند و ساکنان آن را به سرزمین بابل (ناحیه بین‌النهرین امروز) با اسارت بردند.

    از سال ٥٣٨ تا ٥١٥ قبل از میلاد: یهودیان که به‌دست کورش کبیر پادشاه دادگستر ایران از اسارت بابل رهايی یافته بودند، به‌دستور وی به سرزمین پدری بازگشتند و با کمک خاندان هخامنشی ایران خانه خدا (بیت المقدس) را دوباره بنا کردند.

    در ٣٣٢ قبل از میلاد: اسکندر مقدونی سرزمین اسرائیل را همانند بسیاری دیگر از نواحی خاورمیانه به اشغال درآورد و حکومت یونانی در آنجا برقرار کرد.

    در سال ١٦٦ قبل از میلاد: یهودیان بیگانه ستیز به رهبری خانواده مکابی (حشمونائیم) علیه اشغالگران یونانی که نمی‌گذاشتند آنان آئینهای دینی و مذهبی خود را به جای آورند به پا خاستند و علیه توهینی که به خانه خدا (بیت المقدس) روا داشته و موجب ناپاکی در آن گردیده بودند به شورش دست زدند که شش سال ادامه داشت و بالاخره با پیروزی یهودیان بر ارتش اشغالگر یونانی پایان یافت.

    در سال ١٤٢ قبل از میلاد: مکابی‌ها حکومت خود گردانی برپا ساختند و به مدت سیزده سال فرمانروائی کردند.

    از سال ١٢۹ قبل از میلاد: خاندان مکابی شیوه حکومت سلطنتی برقرار ساختند.

    در ٦٣ قبل از میلاد: اورشلیم به‌وسیله یک ژنرال رومی به‌نام پمپئی اشغال شد و حکومت خودگردان یهود فروپاشید.


[] حکومت رومیان: از سال ٦٣ قبل از میلاد تا سال ٣١٣ بعد از میلاد

    از ٦٣ تا ٤ قبل از میلاد: هورودوس پادشاه یهود که دست نشانده رومی‌ها بود در سرزمین اسرائیل به قدرت رسید و به بازسازی بیت المقدس ویران شده یهودیان پرداخت.

    در سالهای ٢٠ تا ٣٣ میلادی: حضرت عیسی مسیح در شهر ناصره (در شمال اسرائیل امروز) به موعظه و ترویج آئین خویش پرداخت و دین جدید را پایه‌ریزی کرد.

    در سال ٦٦ میلادی: یهودیان علیه اشغالگران رومی به پا خاستند و به آنان درگیر شدند.

    در سال ٧٠ میلادی: واکنش سپاهیان رم نسبت به این خیزش ناسیونالیستی یهود بسیار خشونت آمیز بود. آنان یهودیان را ظالمانه سرکوب کردند و بیت المقدس یهود (خانه خدا) را ویران ساختند.

    در ٧٣ میلادی: آخرین مقاومت یهودیان علیه سپاهیان رم در تپه متصادا در هم شکسته شد و یهودیانی که نمی‌خواستند به اسارت دشمن درآیند به‌طور جمعی دست به خودکشی زده و مرگ شرافت آمیز را بر زندگی خفت‌انگیز ترجیج دادند.

    در سالهای میلادی: یک ناسیونالیست دلاور یهودی به نام برکوخبا علیه رومیان دوباره پرچم شورش بر افراشت و مدت سه سال با آنان جنگید، ولی به پیروزی دست نیافت.

    در سال ٢١٠ میلادی: تدوین کتاب مذهبی- فلسفی میشنا به انجام رسید که یکی از مهمترین آثار مذهبی دین یهود محسوب می‌شود.[۱]


    بخش میانی


    معبد مقدس در دوران هورودوس (ماکت تاریخی اورشلیم)


[] حکومت بیزانتین: از سال ٣١٣ تا ٦٣٦ بعد از میلاد

    در سال ٣۹٠ میلادی: کتاب تلمود در اورشلیم تدوین یافت که خود تفسیری بر میشنا محسوب می‌شود.


[] حکومت اعراب: سالهای ٦٣٦ تا ١٠۹۹

    سال ٦۹١ میلادی: خلیفه اسلامی عبدالمالک بر ویرانه‌های بیت المقدس یهود در تپه‌ای که بخش بزرگی از قسمت باستانی اورشلیم را تشکیل می‌دهد، مسجد با شکوه "قبة الصخره" را برپا کرد. این مسجد به روی صخره‌ای بنا گردیده که به اعتقاد مسلمانان جهان، حضرت ابراهیم به دستور خداوند حضرت اسماعیل را به روی آن نشاند تا به علامت ابراز وفاداری به پروردگار یکتا او را قربانی کند.


[] حکومت صلیبیون: سالهای ١٠۹۹ تا ١٢۹١



[] حکومت ممالیک: سالهای ١٢۹١ تا ١٥١٦



[] حکومت عثمانی: سالهای ١٥١٧ تا ١۹١٧

    در سال ١٥٦٤: کتاب شولحان عاروخ (سفره گسترده) شامل مجموعه‌ای از قوانین و آداب دینی یهود تدوین شد.

    در سال ١٨٦٠: جمعیت یهودیان در بخش باستانی اورشلیم (که در داخل حصار قرار داشت) آنقدر زیاد شد که شماری از آنان در خارج از حصار شهر محله جدیدی بنا کردند که "میشکانوت شعنانیم" نام گرفت و نقطه عطفی در تاریخ بازگشت یهودیان به خانه پدری محسوب می‌شود. از آن هنگام شمار یهودیان اورشلیم به طور چشمگیری بالا رفت و آنان به دور از جمعیت عرب و مسیحی بخش باستانی شهر، از امنیت بیشتری برخوردار گردیدند و کسب و کار آنان رونق گرفت.

    در سالهای ١٨٨٢ تا ١۹٠٣: اولین موج مهاجرت بزرگ یهودیان روسیه به سرزمین اسرائیل صورت گرفت.

    در سال ١٨٧۹: اولین کنگره جهانی صیونیسم به رهبری تئودور هرتصل در شهر بازل سوئیس برگزار شد که تشکیلات اولیه برپائی کشور نوین اسرائیل را به وجود آورد.

    در سالهای ١۹٠٤ تا ١۹١٤: دومین موج مهاجرت یهودیان از روسیه و لهستان به سرزمین پدری انجام شد. این مهاجرتها موجب تقویت چشمگیر جمعیت یهودیان این سرزمین گردید. مهاجران به کار کشاورزی روی آوردند و به آبادانی کشوری که امید داشتند به زودی برپا شود پرداختند.

    در سال ١۹٠۹: اولین کیبوتص (آبادی اشتراکی) به نام دگانیا و نخستین شهر مدرن یهودی به نام تل آویو پایه گذاری شد.

    در سال ١۹١٧: با شکست امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول، به چهار صد سال حکومت ترکها در سرزمین اسرائیل پایان داده شد. مدتی پس از آنکه ارتش بریتانیا با پیروزی وارد اورشلیم شد، وزیر امور خارجه دولت لند بنام لرد بالفور با فرستادن نامه‌ای برای لرد روچیلد یکی از شخصیتهای بزرگ یهودی زمان، قول داد که امپراطوری بریتانیا برای برپائی یک خانه ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین (اسرائیل باستانی) یاری‌های لازم را خواهد رساند.


[] حکومت بریتانیا: از سال ١۹١٨ تا سال ١۹٤٨

    از سال ١۹١۹ تا ١۹٢٣: سومین موج مهاجرت یهودیان از روسیه به سرزمین پدری انجام شد.

    در سال ١۹٢٠: نهاد هیستدروت (فدراسیون کل کارگران اسرائیل) و سازمان هگانا (تشکیلات دفاعی یهودیان) پایه گذاری شد و جامعه یهودیان این سرزمین نمایندگان خود را در شورای ملی بنام "وعد لئومی" برگزیدند که امور جاری جامعه را رهبری کند.

    در سال ١۹٢١: اولین آبادی کشاورزی از نوع موشاو (روستای تعاونی) به نام نهلال تشکیل شد که در کنار کیبوتص (روستای اشتراکی)، در آبادانی کشور نقش مهمی ایفا کرد.

    در سال ١۹٢٢: جامعه ملل متفق (League of Nations) قیمومت سرزمین تاریخی اسرائیل را به بریتانیا واگذار کرد. انگلیسیها سه چهارم از این سرزمین را ماوراء اردن نامیدند و آن را به حکومت عربی سپردند و تا یک چهارم این خاک را برای یهودیان باقی گذاشتند.

    در سال ١۹٢٤: اولین دانشگاه فنی یهودی به نام تخنیون در شهر بندری حیفا در شمال اسرائیل تأسیس شد و یهودیان در راه تثبیت حکومت خودگردان گام فرهنگی و علمی بزرگی به پیش برداشتند.

    در سالهای ١۹٢٤ و ١۹٣٢: چهارمین موج بزرگ مهاجرت یهودیان از لهستان بوقوع پیوست.

    در سال ١۹٢٥: دانشگاه عبری اورشلیم با حضور بزرگان علم و ادب یهود از سراسر جهان در تپه موسوم به "هار هتسوفیم" (کوه اسکوپوس) گشایش یافت و یهودیان نشان دادند که در کنار بازگشت به کشاورزی در سرزمین پدری، قصد دارند اسرائیل را به یک کانون دانش و فرهنگ جهانی نیز مبدل کنند.

    در سال ١۹٢۹: یهودیان شهر مذهبی حبرون (الخلیل) که مزار اجداد ملت یهود (ابراهیم، اسحق و یعقوب) در آنجا قرار دارد، به دست اوباش مسلح عرب قتل عام شدند. اعراب که تحت تاثیر فتنه گران مذهبی و اربابهای عرب قرار گرفته بودند، دهها زن و مرد و کودک یهودی را در جریان یک حمله غافلگیر کننده سر بریدند.

    در سال ١۹٣١: یهودیان برای دفاع از خویش در برابر اوباش عرب تشکیلات زیرزمینی دفاعی خود را پایه گذاری کردند.

    در سالهای ١۹٣٣ تا ١۹٣۹: به به روی کارآمدن هیتلر در اروپا، برخی آخوندهای صلح ستیز عرب به تقلید از او به تحریک اهالی عرب علیه یهودیان پرداختند و مدت شش سال یک سلسله ناآرامیهای گسترده از جانب افراد مسلح عرب علیه یهودیان انجام گرفت که قربانیان زیادی به دنبال داشت.

    در سال ١۹٣۹: در همان ایامی که حکومت آلمان نازی نابودی یهودیان اروپا را تدارک می‌دید، دولت بریتانیا کبیر برای خوش آمد اعراب و کسب امتیازات بیشتر از آنان، مهاجرت یهودیان مصیبت زده آلمان و دیگر کشورهای اروپا به سرزمین پدری را به شدت محدود ساخت.

    در سالهای ١۹٣۹ تا ١۹٤٥: سالهای جنگ جهانی دوم در اروپا بود که هیتلر نه تنها مردم آن قاره را به خاک و خون کشید، بلکه شش میلیون نفر از یهودیان آن سرزمینها را نیز قربانی کرد.

    در سال ١۹٤١: تشکیلات زیرزمینی یهودیان به هدف دفاع از جان و مال خویش شکل گرفت و واحدهای موسوم به پالماخ (سرواژه "گروههای ضربت") بعنوان نیروی ضربتی سازمان زیرزمینی هگانا (دفاع) برپا شد.

    در سال ١۹٤٤: شمار بیشتری از یهودیان اروپا، اسرائیل و جهان برای جنگ علیه حکومت آلمان هیتلری اعلام داوطلبی کردند و در نتیجه بریگاد یهودی در چارچوب ارتش بریتانیا که با ناریها می‌جنگید برپا شد.

    در سال ١۹٤٧: سازمان ملل با تصویب طرحی، برپائی دو کشور مستقل عربی و یهودی را در سرزمین اسرائیل به تصویب رساند که اعراب اعلام داشتند به هیچ قیمتی زیر بار آن نمی‌روند.[٢]


    بخش پايانی




[] برپائی اسرائیل: سال ١۹٤٨

    در سال ١۹٤٨: قیمومت بریتانیا بر سرزمین اسرائیل در ١٤ ماه مه پایان یافت و کشور اسرائیل رسما اعلام موجودیت کرد. درست فردای آن روز، ارتشهای کشورهای عرب و گروه زیادی از چریکهای داوطلب عربی به اسرائیل حمله بردند و جنگ استقلال اسرائیل از ماه مه ١۹٤٨ تا ژوئیه ١۹٤۹ به طول انجامید که به شکست اعراب انجامید. در بحبوحه این جنگ بود که ارتش ملی اسرائیل با نام "تصحل" (ارتش دفاعی اسرائیل) از طریق ادغام سازمانهای دفاعی زیرزمینی برپا گردید و وظیفه دفع حملات دشمن را به عهده گرفت.

    در سال ١۹٤۹: قرارداد آتش بس بین اسرائیل با کشورهای مصر و اردن و سوریه و لبنان امضا شد و اورشلیم بین اسرائیل و اردن تقسیم گردید.

    در همین سال نخستین پارلمان اسرائیل که نمایندگان آن از طریق انتخابات آزاد و به رای خود مردم گزیده شده بودند برپا گردید و همزمان اسرائیل به عنوان پنجاه و نهمین عضو سازمان ملل انتخاب شد.

    در سالهای ١۹٤٨ تا ١۹٥٢: سیل بازگشت یهودیان از اروپا و کشورهای عربی به اسرائیل نوخاسته انجام شد. در این سالها اسرائیل بیش از یک میلیون مهاجر را در خود پذیرفت که اسکان آنان و تامین مسکن و کار برایشان بسیار دشوار بود. ولی اسرائیل با سربلندی از این آزمون گذشت، گرچه چند صد هزار نفر نیز به علت سختی زندگی در اسرائیل، این کشور را ترک گفتند.

    در سال ١۹٥٦: با شدت گرفتن عملیات تروریستی از خاک مصر علیه اسرائیل و همچنین اقدام فرمانروای مصر در بستن تنگه تیران به روی آزادی کشتیرانی اسرائیل، عملیات جنگی سینا به وقوع پیوست

    در سال ١۹٦٢: آدولف آیشمن جنایتکار نازی که از جانب حکومت هیتلری مسوول مدیریت و اجرای طرح نابودی یهودیان شده بود، پس از آنکه در آرژانتین شناسائی گردید و به اسرائیل آورده شد، در اورشلیم مورد محاکمه قرار گرفت و به کیفر رسید.

    در سال ١۹٦٤: اجرای طرح ملی احداث لوله سراسری آب کشور تکمیل شد و آب از دریاچه کینرت در شمال به نواحی کم آب در جنوب کشور رسید.

    در سال ١۹٦٧: پس از جنگ شش روزه علیه سه کشور عربی مصر، سوریه و اردن که کاملا شکست خوردند، بخش شرقی و باستانی اورشلیم از تسلط ارتش و دولت اردن خارج شد و یکپارچگی خود را باز یافت.

    در سالهای ١۹٦٧: مصر به امید آنکه بتواند اسرائیل را از کرانه خاوری کانال سوئز عقب راند، جنگ فرسایشی شدیدی را علیه ارتش این کشور آغاز کرد.

    در سال ١۹٧٣: مصر و سوریه با در پیش گیری یک سلسله ترفندهای نظامی، در مقدس ترین روز آئین یهود به طور غافلگیرانه این کشور را مورد تهاجم قرار دادند و جنگ یوم کیپور را به راه‌انداختند که آنهم بالاخره با شکست دولتهای قاهره و دمشق پایان یافت.

    در سال ١۹٧٥: اسرائیل از جانب بازار مشترک اروپا به عنوان یک کشور ترجیحی پذیرفته شد که این امر موجب تسهیلات گمرکی گردید و افزایش چشمگیر صادرات اسرائیل به اروپا را در پی داشت.

    در سال ١۹٧٧: حزب سوسیالیستی مپای پس از سی سال در دست داشتن حکومت، در انتخابات پارلمانی شکست خورد و قدرت به حزب لیکود منتقل گردید که دولت جدید را برپا کرد و «انور سادات» رئیس جمهور مصر به اورشلیم آمد و در نقطی گفت: جنگ بس است.

    در سال ١۹٧٨: قراردادهای کمپ دیوید شامل طرحی به هدف برقراری صلح در خاورمیانه و پیشنهادی برای اعطای خود مختاری به فلسطینی‌ها ارائه شد.

    در سال ١۹٧۹: اسرائیل و مصر در یک اقدام تاریخی قرارداد صلح امضا کردند و به «منخم بگین» نخست وزیر اسرائیل و «انور سادات» رئیس جمهور مصر جایزه صلح داده شد.

    در سال ١۹٨١: در دومین سال جنگ ایران و عراق، نیروی هوائی ایران در صدد برآمد کوره اتمی بغداد را بمباران کند تا صدام حسین نتواند بمب هسته‌ای بسازد. این ماموریت با موفقیت همراه نبود زیرا پدافند هوائی به دور کوره چنان متراکم بود که هواپیماهای ایرانی نمیتوانستند از آن بگذرند. چند ماهی بعد نیروی هوائی اسرائیل کوره اتمی عراق را قبل از آنکه به کار افتد نابود کرد و بدین سان، نه تنها مردم اسرائیل از خطر بمب اتمی عراق رهائی یافتند، بلکه ملت ایران نیز از یک خطر و نگرانی واقعی رهائی یافت.

    در سال ١٨٨٢: عقب نشینی سه مرحله‌ای اسرائیل از صحرای سینا بر اساس قرارداد صلح اسرائیل و مصر تکمیل شد.

    در سال ١۹٨٤: دولت اتحاد ملی (لیکود و کارگر) پس از انتخابات پارلمانی برپا گردید.

    در سال ١۹٨٦: قرارداد بازرگانی آزاد بین اسرائیل و ایالات متحده آمریکا امضا شد که در راه گسترش صادرات کشور نقش بسیار موثری داشت.


    در سال ١۹٨٧: در نواحی فلسطینی نشین، گروههای صلح ستیز و فتنه جوی عرب اغتشاشات گسترده‌ای را تحت عنوان انتفاضة علیه اسرائیل به راه‌انداختند.

    در سال ١۹۹١: عراقی‌ها در جریان جنگ با ارتش ایالات متحده (که می‌خواست صدام حسین را از کویت بیرون کند) فرمانروای عراق به امید آنکه بتواند کشورهای عرب را به سوی خود بکشاند و از حمایت آنان برخوردار گردد، به سوی خاک اسرائیل موشکهای اسکاد پرتاب کرد تا ظاهرا به این جنگ جنبه نبرد عرب علیه اسرائیل بدهد. گر چه در جریان این حملات موشکی چند شهروند اسرائیلی جان باختند و خسارات مالی وارد آمد، ولی اسرائیل راه شکیبائی در پیش گرفت و ارتش آمریکا ماموریت خود را به طور موفقیت آمیز انجام داد و ارتش عراق ناچار گردید کویت را ترک گوید.

    در همان سال در شهر مادرید (پایتخت اسپانیا) کنفرانس صلح خاورمیانه برپا شد که امضای قرارداد صلح بین اسرائیل و اردن را پایه ریزی کرد. همچنین در همان سال، هزاران نفر از یهودیان حبشه در یک اقدام شگفت انگیز از جانب اسرائیل، با هواپیما از طریق خاک سودان به اسرائیل پرواز داده شدند.

    در سال ١۹۹٢: دو کشور مهم آسیائی چین و هند که بخش عمده‌ای از جمعیت جهان را دارند، اسرائیل را به رسمیت شناختند و با این کشور روابط کامل سیاسی برقرار کردند و در اورشلیم، دولت جدیدی به رهبری «اسحق رابین» رهبر حزب کارگر تشکیل شد.

    در سال ١۹۹٣: بین اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف PLO) در مقام نماینده قانونی مردم فلسطین اصول نامه‌ای به هدف برپائی حکومت خودگردان موقت فلسطینی امضا شد.

    در سال ١۹۹٤: اسرائیل مدیریت شهر یریحو (اریحا یا جریکو) در کرانه باختری رود اردن و همچنین شهر غزه مرکز اداری نوار غزه را به فلسطینیها سپرد و به این ترتیب گام نخست برای برپائی حکومت خودگردان فلسطینی برداشته شد. در همین سال دربار واتیکان پس از حدود ٢٥ سال نادیده گرفتن موجودیت اسرائیل (از ترس کشورهای عرب) با این کشور روابط کامل سیاسی برقرار کرد. اسرائیل در کشورهای تونس و مراکش درفتر ارتباطی برپا ساخت و پیمان صلح اسرائیل و اردن به امضا رسید و یتسحاک رابین، شیمعون پرس و یاسر عرفات برندگان جایزه صلح نوبل اعلام شدند.

    در سال ١۹۹٥ اسرائیل بخشهای بزرگتری از کرانه باختری رود اردن و نوار غزه را به مدیریت حکومت خودگردان فلسطینی سپرد و بدنبال آن انتخابات عمومی فلسطینیها جهت برپائی شورای ملی قانونگزاری حکومت انجام گردید و این شورا آغاز به کار کرد. در همین سال «یتسحاک رابین» نخست وزیر اسرائیل در پایان یک همایش صلح در میدان مرکزی تل آویو به قتل رسید و «شیمعون پرس» نخست وزیر شد.

    در سال ١۹۹٦: تروریسم بنیادگرایان فلسطینی علیه اسرائیل شدت یافت و قربانیان بسیار از میان شهروندان این کشور گرفت. در همین سال اسرائیل ناچار گردید به تعرضات نظامی مداوم حزب الله لبنان در شمال کشور پاسخ کوبنده بدهد و عملیات نظامی موسوم به «خوشه‌های خشم» انجام گرفت. همچنین در گسترش روابط کشورهای عرب با اسرائیل گام دیگری برداشته شد و سلطان نشین عمان و امیر نشین قطر موافقت کردند دفاتر نمایندگی بازرگانی اسرائیل در آن کشورها گشوده شود و کوتاه مدتی پس از آن، عمان نیز یک دفتر نمایندگی بازرگانی در تل آویو گشود. رویداد مهم دیگر این سال، پیروزی لیکود در انتخابات پارلمانی اسرائیل بود که به دنبال آن «بنیامین نتانیاهو» مامور تشکیل کابینه شد.

    در سال ١۹۹٧: پروتکل حبرون بین اسرائیل و فلسطینی‌ها امضا شد که به موجب آن اسرائیل متعهد گردیده این شهر مذهبی- باستانی را (که برای یهودیان و مسلمانان به طور یکسان مقدس است زیرا آرامگاه حضرت ابراهیم و حضرت اسحق و حضرت یعقوب در آن قرار دارد) جز محله یهودی نشین آن، به حکومت خودگردان فلسطینی واگذار کند.

    در سال ١۹۹٨: اسرائیل نیم قرن استقلال خود را جشن گرفت. در همین سال اسرائیل و سازمان آزادی فلسطین (ساف) در مذاکرات سران آنها در ایالات متحده موافقت نامه جدیدی را برای آسان تر ساختن اجرای توافقهای پیشین در مورد حکومت خودگردان فلسطینی امضا کردند.


    در سال ١۹۹۹: «اهود باراک» عضو حزب کارگر و رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل که حزب جدیدی به رهبری حزب کارگر به وجود آورده بود به نخست وزیری رسید و یک دولت ائتلافی تشکیل داد و اسرائیل وساف قرارداد شرم الشیخ را امضا کردند.

    در سال ٢٠٠٠: پاپ اعظم ژان پل دوم رهبر کاتولیکهای جهان از اسرائیل دیدن کرد. اسرائیل در این سال از نوار امنیتی جنوب لبنان خارج شد. در همین سال اسرائیل در گروه اروپای غربی سازمان ملل و سایر گروه‌ها پذیرفته شد و چند دهه تبعیض علیه این کشور پایان گرفت. در این سال اغتشاشات انتفاضه فلسطینیها از سر گرفته شد و بدنبال یک بحران سیاسی داخلی در اسرائیل دولت «باراک» ناچار به کناره گیری گردید.

    در سال ٢٠٠١: «اریئل شارون» از رهبران برجسته حزب لیکود به مقام نخست وزیری گزیده شد و یک دولت وحدت ملی برپا ساخت. در این سال تلاشهای بیشتری برای نزدیک کردن اسرائیل و فلسطینیها به عمل آمد و چند طرح به این هدف انتشار یافت که شوربختانه هیچ یک کارآمدی نداشت و ترور فلسطینی علیه اسرائیل ادامه یافت. در همین سال تروریستهای فلسطینی وزیر گردشگری (توریسم) اسرائیل را در هتلی در اورشلیم به قتل رساندند. شادروان رحبعام زئبی از جمله سیاستمدارانی بود که می‌گفت نمی‌توان به فلسطینیان اعتماد کرد و نباید به آنها امتیازات زیادی داد.

    در سال ٢٠٠٢: اسرائیل به هدف سرکوب و ریشه کن ساخت ترور فلسطینی به سلسله اقدامات نظامی کوبنده‌ای دست زد که "سپر دفاعی" نام گرفت و نتایج آنها اکثرا کوتاه مدت بود. در همان سال بدنبال بحران سیاسی داخلی و احتمال سقوط دولت، «اریئل شارون» مجلس را به انحلال کشاند و در ٢٨ ژانویه ٢٠٠٣ انتخابات جدید پارلمانی انجام شد.

    در سال ٢٠٠٣: یک دولت ائتلافی جدید به نخست وزیری «اریئل شارون» برپا شد که احزاب راست گرا و میانه رو در آن عضویت یافتند. در این سال اسرائیل طرح ایالات متحده را به هدف پایان بخشیدن به ترور عربی و نزدیک ساختن اسرائیل و فلسطینیان به منظور پیشبرد صلح پذیرفت، ولی حکومت خود گردان فلسطینی به تعهد اصلی خود که قطع ترور بود عمل نکرد و طرح موسوم به "راهنمای مسیر" روی کاغذ باقی ماند.

    در سال ٢٠٠٤: در چهارمین سال آغاز انتفاضه، تعرضهای تروریستی فلسطینی علیه جان مردم اسرائیل همچنان ادامه یافت، ولی از شدت آن کاسته شد. در این سال شما حملات تروریستی عمده از ٢٦ فقره (در سال ٢٠٠٣) به ١٥ مورد پائین آمد و شمار قربانیان جنایات فلسطینیها از ١٤٤ نفر به ٥٥ نفر کاهش یافت.

    در سالروز استقلال اسرائیل اعلام شد که جمعیت کشور به ٠٠٠ر٧٨٠ر٦ نفر رسیده است.

    در سال ٢٠٠٥: دولت «اریئل شارون» با آنکه با شدیدترین مخالفتهای جناح راست کشور و حتی برخی گروههای میانه روبرو بود، برنامه خود را برای خروج کامل نیروها و شهروندان اسرائیلی از نوار غزه عملی ساخت. این طرح در هیات دولت به تصویب رسیده و از تائید «کنست» (پارلمان اسرائیل) نیز گذشته بود.

    در سال ٢٠٠٦: نخست وزیر «اریئل شاورن» در اثر حمله قلبی در اغماء فرو رفت و در بیمارستان ماند و در نتیجه، معاون وی «اهود اولمرت» به طور موقت جایگزین وی گردید. در ٢٨ ماه مارس انتخابات عمومی پارلمانی برگزار شد و حزب کادیما به رهبری «اولمرت» مامور تشکیل کابینه گردید. چند ماهی پس از آن گروه تروریستی حماس در غزه یک سرباز اسرائیلی را ربود و چند هفته بعد گروه تروریستی حزب الله لبنان به تعرض نظامی به خاک اسرائیل دست زد و پس از کشتن هشت سرباز، دو سرباز را نیز ربود و به داخل خاک لبنان برد. اسرائیل علیه هر دو سازمان تروریستی به واکنش نظامی کوبنده‌ای دست زد.[٣]


[ ] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله زير عنوان "سرگذشت یهود" برگرفته از سايت رسمی وزارت امور خارجه اسرائيل است.



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[۲]-
[۳]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

سايت رسمی وزارت امور خارجه اسرائيل


<برگشت به بالا><گفت و گو و نظر کاربران در بارهٔ مقاله>